خاطره ” سفرزندگی”

image_pdfimage_print

خانم الهام محمدی درس نوشته های  کلاس “سفر زندگی “پارسال را برام فرستاده و وقتی میخونمش و یاد اون بچه های نازنین و دغدغه هاشون و عطش بلندشون برای معنا می افتم ، جایی در جانم جوانه ای را حس میکنم. هیچ وقت برای هیچ یک از جلسات سفر زندگی جز چند دقیقه ای مطالعه نمیکردم زیرا مطمئن بودم روزی هر جلسه خودجوش از جان یکی از بچه ها میجوشد و همه مون مرتزق میشیم.

ادبیات نوشته زیر ، کتابی نیست بلکه  پیاده شده محاوره کلاسی است .

 

یه خانم تو سفر زندگیش  برای خودش هدف داره ؛ زحمت میکشه ؛ برای وجودش هزینه میکنه ؛  همین کارهایی که میکنید . خسته اید از کار روزانه یا درس و دانشکده ولی میرید کتاب فروشی  دو تا کتاب برای خودتون میخرید ,  خودتونو عادت میدید که رزق و روزی  روانتون رو تامین کنید . یه محافلی برای خودتونه تو اون  محافل میرید بازسازی روانی فکری (Refresh)   میشید؛  یه جا  وبلاگی، شعری خاطره ای می نویسید ؛ یه جا یه کاری برای روح و روان خودتون می کنید ، میرید امامزاده ای و یه دعای مکارم الخلاقی میخونید و شمعی روشن میکنید و حلوایی خیرات میکنید و…اینها همه رشد میده فردیت یک زن را

طبیعتا هر رشدی میخوایم بکنیم یه کارایی باید بکنیم یه سری کارا هم نباید !

وقتی زن داره پیش میره تو سفر زندگیش ، گاهی خسته میشه ؛  خودسازی بدون استراحت ، آدم را فرسوده و بی حوصله هم میکنه.   یکی باید باشه اینجای زندگی آدم ؛ اصن یه دستی باید پشت آدم بزنه بگه چقدر خوبی ! یه لحظاتی تو زندگی یه زن هست که یه مرد باید بیاد و بی هوا از پشت بغلش کنه و سفت در آغوشش بگیره و بهش بگه ” تو خوبی”
خانومه هرکسی باشه با هر دک و پزی فرق نداره ، فقط تایید یه مرد خوب است که خستگی هزارسال خودسازی را از دوشش بر میداره

————————————————————–

”  پای من تو ۲۲-۲۳ سالگیم  زگیل زده بود ( یه دونه اصلی و کلی ریز ریز فرعی )  یه رزیدنت باحال چوست تو فیروزابادی داشتیم که  رفتم گفتم آقا این کم کمک داره پای منو اذیت میکنه ؛ اون موقع واسه درمان  ” کرایو” میکردن با نیتروژن منفی ۱۸۰ درجه  که  با یه دونه وسیله مثل گوش پاک کن میزنن روش ,میسوزوننش. این همکار ما هم تو اون جلسه ،  زگیل اصلیه رو ” کرایو” کرد و خب کف پام سوخت از سردی نیتروژن و چون تحمل  هم نداشتم که بقیه اونا رو دونه دونه کرایو کنه. قرار شد دوهفته دیگه بریم بقیش رو انجام بدیم , ولی جالب بود که وقتی اصلیه را سوزونده بودن ؛ همشون از بین رفتن حالا دلیل علمیش بماند  ولی خیلی اوقات آدم یه چیز اصلی  رو درست بکنه ، کلی چیزهای فرعی تر که ناخودآگاه از  اون اصلیه جون میگرفتن ، رفع میشن از زندگی آدم”

=======================

در زندگی لحظاتی هست که فکر میکنی باید برای چیزی بجنگی در زندگی لحظاتی هست که فکر میکنی باید بنشینی و درونت را یه دستی بکشی و رصد کنی اسمان دلت را که کجا ها را اشتباه کرده ای ( جستجوگری ) در زندگی دربدری هایی هست که برایت پیش می اید و میتوان علف نزد…مستی نکرد..خود را هم به نفهمی نزد بلکه ایستاد و ایستاد و ایستاد ( جستجوگری ) در زندگی اتفاقاتی هست که نباید فهمید ، باید فقط دید و قورت داد و برگشت به دنیای آدمهای معمولی ( ماجیشن ) در زندگی روزهایی هست که دلت میخواهد دست کسی را که افتاده بگیری ، یا سراغ کسی بروی که مدتهاست در حسرت تو و دستان توست ( دهندگی ) بیشتر بخوانید

یه چیزی بگم شاید جالب باشه براتون . پای من سالها پیش زگیل زده بود ( یه دونه اصلی و کلی ریز ریز فرعی )  یه رزیدنت داشتیم  رفتم گفتم آقا این کم کمک داره پایه منو اذیت میکنه فشار میدم . کف پام میخچه هم نبود کرایو که میکنن  مثلا نیتروژن  منفی صد و هشتاد درجه رو میان  با یه دونه وسیله مثل گوش پاک کن میزنن روش ,میسوزونن این همکار ما هم   اون زگیل اصلیه رو ” کرایو” کرد و خب کف پام سوخت از سردی نیتروژن و لذا   تحمل  هم نداشتم که بقیه اونا رو دونه دونه کرایو کنه. قرار شد دوهفته دیگه بریم بقیش رو انجام بدیم , ولی جالب بود که وقتی اصلیه را سوزونده بودن ؛ همشون از بین رفتن حالا دلیل علمیش بماند  ولی خیلی اوقات آدم یه چیز اصلی  رو درست بکنه ، کلی چیزهای فرعی تر که ناخودآگاه از  اون اصلیه جون میگرفتن ، رفع میشن از زندگی آدم

26 دیدگاه در “خاطره ” سفرزندگی”

  1. خیلی اوقات آدم یه چیز اصلی رو درست بکنه ، کلی چیزهای فرعی تر که ناخودآگاه از اون اصلیه جون میگرفتن ، رفع میشن از زندگی آدم”
    دکتر می شه یه مثال راجب این قسمت در مورد روان بزنید؟چی رو میشه تو روان درست جا انداخت که ما بقی حاشیه ها رفع بشن؟
    یا تشکر

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ دی ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۹ ب.ظ:

    دکتر من واقعا میریزم بهم وقتی یه سوال رو از شما چندین باره میپرسم و جواب نمیدین؟
    ok مشکل منه که به هم میریزم!
    مشکل منه که همه اش یه سوال رو می پرسم
    لصفا جواب سوال من رو بدید

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر شیری عزیز
    هیچ وقت مثل الانکه نوشته رو می خوندم برام تاثیر گذار نبود
    امروز من اون حس آدمایی رو دارم که باید فقط بشینم و یه دستی به آسمنون دلم بزنم
    هیچ جوابی هم برای اتفاقاتی که برام افتاده بود ندارم فقط باید بششینم و فکر کنم
    ممنونم از نوشته هاتون

    [پاسخ]

  3. چه با شکوه است روح فسرده و حیرانی را حیات بخشیدن
    خواندن این خطوط شگفت زده ام می کند و عجیب احساس می کنم شاعر شده ام، حتی با تصور حس گل های پامچال و لمس عریان خاک حسی دارم شبیه بازگشت به ریشه هایم ، سرشار و شگفت زده، آنقدر که می خواهم فریاد بزنم و بغضم را بشکنم گویا که دستی آمده و آب می زند به روح خوابزده ام.
    سپاس
    در انتظار دوره اموزش از راه دور شما.

    [پاسخ]

  4. سلام من واقعا دوست دارم کلاس شما بیام ولی الان وضعیتم نامعلومه ممکنه جمعه و یکشنبه هفته دیگه رو نتونم بیام . هیچ راهی نیست تک جلسه بیام؟
    ================
    پیوستگی مطالب را از دست میدید نیلوفر عزیز ولی به خاطر یک جلسه لازم نیست اینهمه جلسات خوب را از دست بدهید

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر شیری سلام
    من از همکاران پزشک تون در شهرستان هستم ،نیاز به مشاوره و راهنمایی ارزشمند حضرتعالی دارم متاسفانه فرم سؤالات تا آخر دی ماه بسته است .میخواستم بدانم آیا اجازه میفرمایید سوال خود را از طریق ایمیل از حضورتان بپرسم؟ بسیار از توجه و عنایت شما سپاسگزارم.

    [پاسخ]

  6. این مطلب برای من فرستاده شده نویسنده اون فردی به نام فرشید فرهادی است:

    زن ها سختی زیاد می کشند امّا گاهی فکر می کنم خوش به حال زن . البته که فرق دارد . اینجا و آنجا کم و زیاد دارد . امّا اگرهمه جا هم سختی می کشند امّا باز هم فکر می کنم خوش به حال زن .
    زن ماهیت التیام دارد . ذاتش ملاطفت و التیام است . تنهائی زن را می رنجاند امّا زخم نمی زند. ‫مگر می شود التیام را زخمی کرد ؟! . می شود التیام را به رنج ِ تعویق انداخت اما نمی شود التیام بخشی را از التیام گرفت . انگار این لطافت ِ التیام همیشه به کمکش می آید . ولی مرد این طور نیست . تنهائی به مرد زخم می زند . این زخم خورده امّا هر چقدر هم متکی به خودش باشد باز نیازمند التیام است و چون از جنس ملاطفت نیست بدون زن ناقص است . ناقص است .می دانی ؟ ، زن ِ تنها شاید کم باشد امّا مرد ِ تنها ناقص است . کم ، کم است امّا کامل است ولی ناقص هر چقدر هم زیاد باشد باز ناقص است . برای همین است که زن به مرد اشتیاق دارد اما مرد به زن احتیاج . اشتیاق ِ زن برای تسرّی ِ این کمال و احتیاج ِ مرد به تکمیل این نقص . 

    فرشید فرهادی

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر
    من هم مثل خیلی از خانم های این سرزمین دارم تو مسیر زندگیم پیش میرم و گاهی هم خسته میشم ولی دوباره به تلاشم ادامه میدم تا به اهدافم برسم.
    آقای دکتر من 26 سال دارم و یک دختر مذهبی هستم و کارشناسی ارشد دارم. من دو سال پیش با ورود به مقطع کارشناسی ارشد متوجه شدم که یکی از همکلاسی هایم توجه بیش از اندازه ای به من دارند تا اینکه بعد از مدتی به من ابراز علاقه کردند و چون به این معتقدم که تا اینکه پسر قصد ازدواج نداشته باشد حق ندارد به یک خانم ابراز علاقه کند، چند بار به ایشان تذکر دادم که زمانی با من صحبت میکنند کلماتی مثل دوستت دارم را بیان نکنند و محدوده خود را رعایت کنند. که ایشون هم همیشه جواب میدادند که شما برای من عزیز و قابل احترام هستید. راستش آقای دکتر من در برابر این رفتار گیج شده بودم که یکبار رفتم با روانشناس راجع به این اقا صحبت کردم ایشون هم گفتند علائم نشان می دهد که ایشان به شما علاقه دارند و از آنجا که دانشجو بودند احتمالا بعد از فراغت از تحصیل اقدامی میکنند!!!
    تا اینکه شش ماه بعد از دفاع به من گفتند که قرار است ازدواج کنند. آقای دکتر راستش اول من شوکه شدم از اینکه چرا به من ابراز علاقه میکردند اگر تصمیم به ازدواج با یک فرد دیگری را داشتند. البته این فرد اگر پیشنهاد به من میدادند شاید من بهشون جواب مثبت نمیدادم ولی این قضیه که چرا یک مرد تا این حد میتونه پست باشه که در یک زمان به چند نفر ابراز علاقه کنه. بدجور منو درگیر کرده
    میشه راهنماییم کنید که به این قضیه دیگه فکر نکنم و از وجود این چنین مردهایی تو دنیا چندشم نشه؟
    مرسی
    ===============
    پست نبوده…احتملا اینقدر از شما سرخورده شده ، جای دیگه سرمایه گذاری عاطفی کرده

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۴ ق.ظ:

    حتی یک روز قبل ازاینکه گفتند که قرار است ازدواج کنند به من ایمیلی زدند که حاوی ابراز علاقه بود و همچنان نوشته بودند که من را دوست دارند!!!!!!!!!
    این پستی نیست آقای دکتر؟؟؟

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ دی ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۵ ب.ظ:

    سلام دکتر،
    من به این مورد کاری ندارم، ولی خیلی ها اینطور رفتار میکنند و به نظرم هم پست هستند. چرا میگید نیستند! حرف از سرخوردگی نیست… حرف از آدم های تحصیلکرده و پر مدعا و ظاهرا قوی باور هست که وقتی با یک نفر دیگه هم هستند، دست از سر دیگری برنمیدارند. مریضند دیگه مریض.
    مورد داشتیم دختره با پسر قطع شده ماجرا و بعد از کلی دل شکستگی و اینا. پسره ازدواج کرده… بعد باز هم گاهی به دختر به بهانه ای اس ام اس میده. مریض…
    زهرا خانم شاید پسره از شما سرخورده باشه یا هرچیز دیگه ای. ولی چند شب مونده به ازدواج بیجا کرده بازم ایمیل زده. محل … بش نزار. اینا آخرشم ازشون هیچی درنمیاد تو زندگیاشون…

    [پاسخ]

  8. دو لینک خوندنی برای بخش لینکهای جالب…

    برای شاد کردن دل یک کودک، لازم نیست یک شهر را تعطیل کنیم…

    http://www.tabnak.ir/fa/news/369630/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

    عاشقانه ترین،غم انگیز ترین پیام دنیا…
    http://vaaaaaaaaaav.blogfa.com/post/205

    [پاسخ]

  9. دکتر شیری عزیز مثل همیشه لذت بردم وباز هم حسرت که سرکلاسای شما نیستم راستی دکتر اگه یادتون باشه گفتید میاد مهاباد,دکتر همچنان منتظریم

    [پاسخ]

  10. دو لینک خوندنی برای قسمت “لینک های جالب”….امیدوارم خوشتون بیاد…

    “از سانفرانسیسکو تا مریوان
    برای شاد کردن دل یک کودک، لازم نیست یک شهر را تعطیل کنیم

    http://www.tabnak.ir/fa/news/369630/%D8%A8%D8%B1%D8%A7%DB%8C-%D8%B4%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D9%84-%DB%8C%DA%A9-%DA%A9%D9%88%D8%AF%DA%A9-%D9%84%D8%A7%D8%B2%D9%85-%D9%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%DB%8C%DA%A9-%D8%B4%D9%87%D8%B1-%D8%B1%D8%A7-%D8%AA%D8%B9%D8%B7%DB%8C%D9%84-%DA%A9%D9%86%DB%8C%D9%85

    “عاشقانه ترین،غم انگیز ترین پیام دنیا
    وقتی اس ام اسی از مادرم بهم می رسد…

    http://vaaaaaaaaaav.blogfa.com/post/205

    [پاسخ]

  11. بسلامتی همراه یه راهنمای حرفه ای در سفر؛ داریم راه میفتیم بریم مسافرت …
    سفری استثنایی برای کسانیکه از یک جا موندن تبدیل به آب پشت سد شدن دقیقا مثل خودم!

    [پاسخ]

  12. این روزا عجیب احساس می کنم که لازم دارم یه دستی به سر و روی روح و روانم بکشم….ولی نمی دونم چه جوری….از کجا باید شروع کنم…چه جوری باید پیش برم….به کجا باید برسم….
    یه مرد پیش کش….من حتی از جانب پدرم هم مهر و محبتی دریافت نمی کنم…. محبتی هم اگر می کنه به دلم نمیشینه….انگار مجبوره!!!.بارها اتفاقی و ناخواسته چیزهایی از زبونش شنیدم که هر کاری هم بکنه دلم صاف نمیشه…. هر جوری هم که می خوام خودمو قانع کنم و اعتماد به نفسمو برگردونم و خودم حامی خودم باشم نمیشه….بازم با کوچیکترین تلنگری همه ی زحمتام دود میشه میره هوا!!
    خیلی با مطالب ارزشمند و فایل های صوتی تون سعی کردم خودمو بالا بکشم….غیر از این بود هم الان این نبودم!!! واقعا خدا خیرتون بده برای این همه آگاهی که بدون چشم داشت و با زبان ساده در اختیار دیگران میذارین…
    و این که ای کاش هزینه ی کلاس هاتون یه مقداری کمتر بود…
    ==================
    ممنونم که علیرغم کم لطفی مردان زندگیتون ، درست زیسته اید
    درباره هزینه نیز هیچوقت نگران نباشید و مقداری که مقدورتون هست به بخش ثبت نام بپردازید و اونها راهنمایی میکنند ( ای میل بزنید)

    [پاسخ]

  13. ولی خیلی اوقات آدم یه چیز اصلی رو درست بکنه ، کلی چیزهای فرعی تر که ناخودآگاه از اون اصلیه جون میگرفتن ، رفع میشن از زندگی آدم…….. بعد گذشتن چند ماه تازه میفهمی عجب کلاسی بوده و خودتو تو اون سفر میبینی ….

    [پاسخ]

  14. آقای دکتر ایمیل سوالات شخصی دقیقا چه آدرسی هست .میشه لطفا اینجا بنویسیدش؟
    ==============
    صفحه فیس بوک موسسه جواب میدهم FB/DOCTORSHIRI

    [پاسخ]

  15. آقای دکتر، من یه صحبتی داشتم که شاید جاش اینجا نباشه بگم، اما مدتهاست میخواستم مطرح اش کنم..
    من افتخار این را داشتم که در کلاس سایه های شخصیتی شما (مقدماتی) حضور داشته باشم. اما متاسفانه به دلیلی که مطرح میکنم ادامه دوره را پیگیری نکردم.
    فکر می کردم همه کسانی که دوره را شروع می کنند، و صحبت های شما را در اول دوره شنیده اند، به این حقیقت رسیده اند که هر کدام هر چند کم و یا زیاد سایه هایی در زندگی شان دارند، سایه هایی که گاهی شاید از نظر آدم های معمولی بزرگ و کوچک ، مخرب یا خطرناک نام گذاری شده باشه، فکر می کردم همه افراد کلاس به این حقیقت میرسند که ما برای بهتر شدن و بهتر ساختن خودمان هست که به کلاس های شما می آییم، نه برای سوژه گرفتن از همدیگر و گاهی سخن هایی یا رفتارهایی که باعث ناراحتی همدیگر بشویم، فکر می کردم ما همه یه گروه هستیم که برای رشد و شکوفایی خودمان نیاز به کمک برای رشد و شکوفایی هم کلاسی هاییمان داریم.. اما متاسفانه چند نفر در دوره ایی که من حضور داشتم با رفتارشان و سخنانشان به من فهماندند که خیلی از مسائل خصوصی زندگیت را نباید جلوی هر کسی باز کنی…!! درک بعضی مسائل برای بعضی افراد ظاهربین بسیار سخت هست.
    خیلی متاسف شدم که نتونستم ادامه دوره را پیگیری کنم… ومطمئنا این قصور از شما و خانه توانگری و مسئولانش نیست.
    ==================
    ما بهتون یاد دادیم که بالغانه از خودتون دفاع کنید
    خودتون میدونید که مورد کمیابی را نوشته اید اونهم بعد از اینهمه وقت
    باید خیلی مسوولانه تر برخورد کنید به جای تحلیلهای درون ذهنی که فایده ای هم نداره

    [پاسخ]

    گلناز آزاد پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۲ ق.ظ:

    قبول دارم که من خیلی بالغانه از خودم دفاع نکردم، اما تحلیل درون ذهنی نبود آقای دکتر.

    [پاسخ]

  16. زندگی پر از درده یه وقتایی هم برای اینکه درد و کمی پایین بیارن که جا برای ادامه باشه یه استراحتی میدن
    _____________________
    در مورد مرد: آنچه یافت می نشود آنم آرزوست.به آقایون برنخوره.اطراف هودم رو میگم.و فقط همسر رو نمیگم

    [پاسخ]

  17. سلام
    وقتی دختری تنهاست و هیچ کس رو نداره که باهاش Refresh بشه وقتی دختری باید تنهاییهاشو درونش بریزه وقتی دختری نمیدونه به کی اعتماد کنه وقتی به کسی ازت انتظارات بیجا داره جواب منفی میدی و بعد از دو روز خود واقعیشو نشون میده و قتی دختری سعی میکنه هم قوی باشه و سفر زندگیشو به تنهایی طی کنه خیلی خسته تر از اون چیزی میشه که شاید این ظاهر خندان شادش نشون میده .

    [پاسخ]

  18. اقای دکتر من این کلاس رو دلم خواست من چه گناهی کردم که تهرانی نیستم وباید از کلاسهای شما بی بهره باشم چررررررررررررررررررررررررا؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.