RECOVERY روح

image_pdfimage_print

مدیر بالادستی بهش زور میگفت، همزمان که در یک بخش مشغول ( آموزش) بود ، امورات یک بخش دیگر ( کلینیکها) را نیز براش محول کردند. تیپ شخصیتیش INFP  ( درونگرا- شهوری- احساسی- ملاحظه گر) بود و میدونست اگر اعتراض نکند آچه را که درک میکند ، بعدا در خلوتش بهم میریزد. اعتراض کرد و با برخورد غیر منطقی و تند مدیرش روبرو شد ولی وقتی من دیدمش ناراحت بود ولی ارامشی عمیق نیز تجربه میکرد. امروز صبح کامنتی در ذیل یکی از نوشته های سایت ، متن زیر را نوشته بود و چه زیبا بود

( این خانم کارشناس ارشد روانشناسی قبلا هم متن نوشت: باید دختر باشی تا بفهمی را برامون نوشته بودند)

“تنهایی است که باعث میشه خرد غمهای آدم به طلاهای معنا مبدل بشه”
تنهایی به آدم فرصت ریکاوری روحی میده. اینکه آدم خوب فکر کنه در مورد خیلی چیزها، مثلا آدمهای دور و برش. خیلی دشمن های دوست نما، انسانهای تنگ نظر، افراد بخیلی که با تمام وجودشون سعی در به هم زدن آرامش زندگیت دارن و دیگرانی که از دیدن پیشرفت تو غم عالم به دلشون میاد.
یه تحول کاری باعث شد اولش واقعا اذیت بشم ولی تو خلوت خودم درمورد معناش فکر کردم. هرگز تصورشم نمی کردم که با یه مدرک فوق لیسانس انقدر واسه خودم دشمن تراشی کنم. اولش از اونهمه گندی که دور و برم رو گرفته بود شوکه شده بودم اما زود خودمو پیدا کردم، یه جورایی یک سفر قهرمانی رو تجربه کردم اما الان بعد سه هفته از حالت جستجو دراومدم بیرون و تکلیفم با خودم روشنه، هم با خودم هم با یه سری از دور و بری هام.
بعضی آدمها مثل دندون کرمو هستند که کلا باید کشید و انداخت شون کنار. اولش یه کم جای خالیش تو لثه می مونه ولی چند روز بعد جاش پر میشه و تا یک ماه آینده انگار نه انگار که همچین دندونی بوده. اما بعضی آدمها مثل یه قطعه ناب ادبی هستند که باید عمیقا” خووندشون، حفظ شون کرد، لمس شون کرد، حس شون کرد و البته نگهشون داشت.
خدا ما آدمها رو یه خلقت معمولی نکرده، ما رو سروده، ما هر کدوم مون می تونیم یه قطعه ناب ادبی باشیم.
ما می تونیم شعر زیبای الهی باشیم، یک غزل زیبای الهی…

————————-

برای کلاس “سفر زندگی”، جلساتی مملو از مفاهیم عمیق زندگی، شکست ، پیروزی ، غم و امید و معنا در زندگی یک زن و یک مرد آماده اید ؟ آیا مدتیست که دنبال یک سفر به اعماق زندگی هستید؛ عصرهای زمستانی خود را گرم گرم نگاه دارید با : سفر زندگی

———————–

  1. نوشت: باید دختر باشی تا بفهمی

    باید دختر باشى تا بدونى چه دردى داره بگن: مهریه دختر دیپلمه انقدره، لیسانسه بیشتر، فوق لیسانس انقدر و… به خدا تو بقالى و سوپرمارکت هم اینجورى رو اشیاء قیمت نمیذارن باید دختر باشى تا بدونى چه دردى داره که تنها موندن رو به زنگ تفریح شدن و دم دستى بودن ترجیح بدى بعدش بهت بگن “بى عرضه” باید دختر باشى تا بدونى چه دردى داره که موى سر و قوسهاى بدنت و مانیکور و پدیکورت بیشتر از افکار قشنگت به چشم بیاد

40 دیدگاه در “RECOVERY روح

  1. اگه دختری می تونی هر چقدر دلت می خواد کتاب بخونی و هر چقدر دلت می خواد در تنهایی ژرفت به ادراک برسی به شرط اینکه زیاد نظر ندی اما فوق لیسانس اگه خواستی بگیری بدون که زنگ خطری میشی برای همه دوستان و دشمنان و جامعه. دکتری که اصلا حرفشو نزن چون مادرت هم ممکنه موضع دفاعی بگیره!

    [پاسخ]

  2. واقعن قشنگ بود باید دختر باشی تا بفهمی که اگر در صف نانوایی هم عشوه نیایی نانوا نان تورا آجر میکند باید دختر باشی بفهمی که رییست از ترس اینکه کار را ترک کنی تو را به تجرد ترغیب میکند باید دختر باشی بفهمی طالع چیست باید دختر باشی بفهمی که که تمام مکاره های دنیا زن بودند

    [پاسخ]

  3. سلام
    مطلب بسیار عالی بود
    ممنون
    اما ای کاش آدم در مورد برخی افراد بدونه که باید فراموششون کنه یا صبر کنه.
    خیلی سخته وسط دوراهی موندن
    من سر دوراهیم و خیلی ناراحتم
    دعام کنین راهه درست رو انتخاب کنم

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر امروز با عجله از در اتاقم توی اداره وارد شدم کامپیوتر رو روشن کردم به امید اینکه یه راهنمایی گرفته باشم اما شما حتی کامنت من رو تایید نکرده بودید دم شما گرم حتما مشکلی داشته که به عقل ناقص من نرسیده….
    ===============
    بانو! بخش کامنت جای “نظر دادن” است و بسیاری از سوالات را که در بخش نظرات منتشر میشود ، فرصت نمیکنیم بررسی کنیم.

    [پاسخ]

  5. سلام به آقای دکتر عزیز
    دیشب یه خواب جالب دیدم، خواب دیدم که من و چندنفر دیگه شاگردهاتون هستیم ولی نمیدونم چه کلاسی بود، بعد شما گفتید که هرکدومون باید دو تا داستان کوتاه درباره ی یه تیپ شخصیتی بنویسیم و بعد هرکس خودش بیاد و داستانش رو برا همه بخونه و تحلیل کنه، یادمه توی خواب بچه ها داستانهای قشنگ و جالبی نوشته بودن ولی وقتی بیدار شدم چیز واضحی یادم نمیومد، ولی حتما این کلاس تاثیرش رو روی ناخودآگاهم گذاشته و یه چیزایی یاد گرفتم که الان یادم نمیاد!
    آقای دکتر میگم به غیر از کلاسهای حضوری، بد نیست ترتیب کلاسهای مجازی توی خواب رو هم بدید، برای ماها که راه دوریم بسیارخوب عمل میکنه!!

    [پاسخ]

  6. سلام دکتر عزیز
    خوشحالم و تبریک میگویم بخاطر تربیت همچین شاگردانی
    دوم اینکه استاد من همچنان منتظر “ازدواج مثبت” و “آموزش از راه دور” هستم لطفا اگر اطلاعاتی در دست دارید مرا نیز با خبر فرمایید.
    باتشکر

    [پاسخ]

  7. سلام اقای دکتر صبح بخیر سوالی که تو پست چرا اتفاقات بد برای ادمها ی خوب می افتد پرسیده بودم این بود که خیلی از خدا دورم نمیتونم با هاش ارتباط برقرار کنم وحتی نمازهای یومیه رو بخونم برای دو رکعت نماز اونقد چرا وبه چه علت به ذهنم میاد که نگو انگارتازه به سن تکلیف رسیدم عذاب وجدان دارم با خودم وخدا تکلیفم معلوم نیست میشه راهنمایی کنید البته میدونم سرتون شلوغه اگه فرصتی شد یه سرنخ به من بدید که همیشه راهنماییهاتون برای من سرنخ بوده و به مقصد رسونده باسپاس فراوان
    ==============================
    من احتمالا صلاحیت کافی برای این پاسخ ندارم و به اندازه خودم عرض میکنم که شاید وقتی زندگی مان در حال تغییر است باید خدایمان را دوباره پیدا کنیم. مطالعه احوال انبیا و عرفا کمک میکنه دوباره تنظیم بشویم. بازیافت مفهوم خداوند و دوری از تصورات و تصدیقات نخ نما شده قدیمی و عید کردن در اعتقادات و باورها ، از بزرگترین وظایف یک مومن است

    [پاسخ]

    ساینا پاسخ در تاريخ مهر ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۰ ب.ظ:

    عید کردن درباور! مفهومی که زندگیش کرده بودم و شما نوشتیدش 🙂

    [پاسخ]

  8. من هیچوقت هیچوقت هیچوقت نمی تونم جاییکه اعتراض دارم ساکت بمونم، محل کار، خونه، ارتباط… تو خرید، فرودگاه حتی!..هرجا. و فک کنید تو این جامعه کجا هست که آدم اعتراض نداشته باشه، بنابراین من شدیدا از اینکه نمی تونم خفه خون بگیرم در عذابم، یه جاهایی باید گذشت وقتی با اعتراض تو یه نفر هیچی عوض نمیشه اما لامصب من وقتایی که اعتراض نمیکنم یه چیزی رو دلم قلنبه میشه و عذابم میده. بعد کافیه در جواب اعتراضم یه چیزی به جز معذرت بشنوم اون وقته که ادامه میدم به بحث…

    [پاسخ]

  9. •اگر کسی بعد از مدتی تصمیم می گیرد ازدواج کند، برای ازدواج نکردن قبل از آن باید دلیل داشته باشد و برای تصمیم به ازدواجش هم باید دلیل داشته باشیم؛ و این یعنی فردیت.
    •فردیت یعنی من کی هستم و چه کسی مناسب من است
    أقای دکتر ببخشید سوال بیربط می برسم اما من نمیتونم تشخیص بدم جه کسی مناسب من هست؟ یعنی من فردیت درست و حسابی ندارم؟
    =====================
    فردیت یک نقطه نیست، یه منطقه ذهنی است که همیشه در حال ساختنش هستیم تو شکستهامون تو پیروزی هامون ….بنابراین وقتی نمیتونیم تصمیم درباره ازدواج بگیریم یا انتخاب معنیش اینه یا اطلاعات افی نداریم یا وسواسی هستیم و کمال طلب

    [پاسخ]

  10. عبدالمجید جان، دلم گرفت از کامنتت. واقعا همچین دوستانی هنوز هستند؟!
    به خدا پوسیدیم از بس با اطرافیان جنگیدیم، کل کل کردیم، حواسمونو جمع کردیم که سرمون کلاه نره و… .

    [پاسخ]

  11. خانم فاطمه علی اکبری، اگر اشتباه نکنم. درد دل ها رو قشنگ و دل نشین می نویسید، از پست باید دختر باشی تا بفهمی خیلی خیلی دلنشین تر بود. مرسی

    [پاسخ]

    على اكبرى پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۴ ب.ظ:

    ممنونم از نظر لطف تون آقامیثم.

    [پاسخ]

  12. اینهمه سفرهای قهرمانی در منزل، فامیل، محل کار، بین همسایه ها، با مغازه دارها…. والا از این همه سفر افراطی دیگه خسته شدیم یه ذره!! حالا آدم هر دو سال یه بار در یه زمینه ای سفر رو شروع بکنه خوبه ولی همش برای هر چیز کوچیکی این روزا داریم میریم سفر قهرمانی.. به خدا می رسیم….

    [پاسخ]

  13. من هم این سفر تکان دهنده رو برای خودم شروع کردم. قصدشو نداشتم و یکهو اتفاق افتاد و دقیقا مثل کارتونایی که تو بچه‌گی‌ها می‌دیدیم فهمیدم عجب جایی بودم و چه جاهایی می‌تونم برم و باشم! سفر من به کوتاهی یک هفته یا ماه به سرانجام نرسیده و می‌دونم راه بلندی دارم چون سفرم همه ابعاد زندگیم رو گرفته ولی از شروعش خوشحالم و در عین حال از اینکه تا به اون لحظه نفهمیده بودم که جای درستی نایستادم بعضی اوقات ناراحت یا متعجب میشم!
    مقصد سفرم رو می‌بینم و احتمالا نزدیک‌تر که شدم واضح‌تر و دقیق‌تر! بنظرم بتونم کتابی بنویسم که دنیای خیلیا رو متحول و کمک‌شون بکنه
    فقط به اونایی که فکر میکنن همه چیز چه خوبه بگم یکم تردید کنین تا بتونید بازنگری داشته باشید

    [پاسخ]

  14. سلام دکتر عزیز
    . یا د دوره سفر قهرمانی می افتم که با چه مشقتی اومدم کلاس.
    اسم سفر برای من بسیار لذت بخش است. من با تمام وجودم پذیرفته ام که یک مسافر هستم و هر روز سفری تازه و مسیری تازه. باشد که آرام آرام به آن ساحل امن آرامش برسم.
    متن بالا رو خوندم و حس دلتنگی و غریبی منو گرفت.
    دلم برا همون بعضی دوستان عزیز تنگ شد. همون دوستایی که تعدادشون تو این روزگار کمه. دوستایی صادق و با وفایی که از همنشینی باهاشون احساس عزت و لذت می کنی . برا تداوم ارتباط با هاشون ففط کافیه صادق باشی و صادق . نه نیاز به تاکتیک رفتاری داری و نه تکنیک کرداری . برات درست مثل آینه هستن. همون که هستی و می بینن رو بهت می گن. همنشینی باهاشون درست مثل قدم زنی تو ساحل یک دریای آرامه. ساده صمیمی بی ریا.
    تو این دنیای پر رنگ و لعاب این دوستان کیمیا هستن. هم رشدت می دن هم خودشون در حال رشدن. یک باهم نشینی ساده با این آدما مثل سفر می مونه. سفری که باهاشون به عمق وجودت می ری و مثل یک راهنما در یک غار برات جلودار می شن و تو هم سرکشی می کنی از عمق وجودت. این دوستان رو باید آرام آرام زندگی کرد نفس کشیدو تکرار کرد. آنهایی که دوست داشتنشان لبخند گاه و بیگاه بر لبانت می نشاند. دوست می دارم این لبخندها را و آن لبخند سازها را که روشنای جانمان هستندو راحت روح و روانمان. باشد که همیشه بهره مند از حضورشان باشیم.
    ارادتمند شما
    دانشجوی سفر قهرمانی ترم شهریور 92
    ===================
    بزودی ترم دو را شروع میکنیم و در خدمتتون خواهیم بود
    متن خوبی برامون گذاشتید

    [پاسخ]

  15. سلام..خیلی جالب بود.دقیقا همچین اتفاقی رو طی هفته گذشته تجربه کردم.در شرکتی که اکثریت پرسنل آقایون هستند بعد از چهار سال کار مداوم و تلاش و هزار جور کنار اومدن با خودت و بقیه، با اینکه تنها خانومی بودم که پست حساسی را داشتم هیچوقت احساس نکردم سیستم مدیریت حاکم ارزشی برای من و کارم قائل باشه ولی مهم وجدانم بود و راضیت همکارانم که با کمک خدا احساس می کنم موفق بودم . تصمیمات اخیر مدیریت حکم بی ارزش بودن کار منو داشت.شاید ثابت شد بعد از 6 سال هیچوقت و هیچ جا نمیشه انتظار شایسته سالاری رو داشت. بدترین موضوع شنیدن حرفای اطرافیانم بود و واقعا اونجا بود که معنی بعضی از دندونای پوسیده رو می شد فهمید.بعد از چند روز درگیری با خودم و استرس تونستم خودمو جمع و جور کنم.بهترین جوابی که شنیدم این بود تو یک زن آفریده شده ای نه اینکه توانمند نباشی اما یکسری توانمندی ها رو نداری (حالا 4 سال چطور مشکل خاصی نبوده نمیدونم) برای این هم نمیتونی اعتراضی داشته باشی و شاید اگه در کشوری با فرهنگ متفاوتی بودی شاید می تونستی بیشتر در کارت پیشرفت کنی ینی اون چیزی که میخوای رو بدست بیاری!!!
    و من فقط خدا رو شکر میکنم که یک زن هستم … روزی هزار بار… خدایا شکرت

    [پاسخ]

  16. سلام دکتر ، تغییرات جدید ساییتون خیلی خوب شده.سایتتون روز به روز در حال بهتر شدنه.
    =================
    مینا جان همه خواننده ها کمک کردند با نظراتشون که نیم IT بتونه دقیق کار کنه

    [پاسخ]

  17. اگه این دندون کرمو از بستگان همسر بود چطور باید اون و کشید و انداخت دور؟ در صورتی که با انتقاد همسر و پیشنهاد او به صبوری روبرو بشیم.من که مدتهاست دارم لابلای اکثر پستها و کامنتهای سایت میبینم و میشنوم که روابط بی فایده و حال خراب کن را باید کات کرد واقعا برام جای سواله اونی که بخار همسرم فقط و فقط اونه که دارم فامیل تنگ نظر و بخیلش و تحمل میکنم چیکار کنم که حداقل به خودشون بدون اینکه همسرم متوجه بشه حالی کنم که من علاقه ای به معاشرت باهاشون ندارم؟

    [پاسخ]

  18. سلام استاد.
    یه عالمه Surprise و کلى ذوق زده شدم وقتى این مطلبو دیدم.
    ممنون:)
    اون جمله اولى که کوت کردم واسه متن خودتون بود و عجیب به دلم نشست.

    [پاسخ]

  19. سلام. یکی ازنزدیکهای من یه اشتباهی بزرگی کرده. ۲۳ سالشه بعد یهو فهمیدیم یه ساله که رفته یه خانم مطلقه که دو تا بچه هم داره رو صیغه کرده. خونواده بهم ریخته. همه داغونن. خانمه ۱۵ سال از خودش بزرگتره. هیچ حرف ما رو گوش نمیده. جالبه خانمه وضع مالی بدی هم نداره. بعدش میگن بین ما فقط عشق هست. چرا یه جوون ۲۳ ساله همچین انتخاب گندی ممکنه داشته باشه؟
    =============
    خیلی ها الگوی MOTHER – LOVER را دوست دارند.مثلا کسانی که آرکتایپ دیونیسوس را در شخصیت خود دارندمایلند بغل کسی بروند که هم درکشان کند و حمایت ( مادرگونه)هم بتوانند باهاش هم آغوشی داشته باشند

    [پاسخ]

  20. منم اعتراض کردم به استادم به خاطر اینکه نمره میانترم بهم کم داده بود نمره اصلیمو نداده بود نتیجه اعتراضم این شد که استاد درس 4 واحدی تهدیدم کرد که کلا میندازمت و باهام لج افتادن الان.امروز اولین امتحان پایانی رو دادم این استاد هم به عنوان مراقب حضور داشتن ازشون سوال درسی پرسیدم جواب منو ندادن اما جواب کس دیگه که سوال پرسید رو دادن.آقای دکتر من خیلی میترسم اگه از درس 4 واحدی بیفتم معدلم به وضع شدیدی میاد پایین ومشروط میشم.خواهش میکنم بهم بگید چه کنم؟غرورمو بشکنم و ازشون معذرت خواهی کنم؟نظر شما چیه؟ اگه آره اصلا چه جوری با چه کلمات و جملاتی؟ چه جوری شروع کنم چه جوری تموم کنم؟خواهش میکنم بهم کمک کنید.شنبه باز امتحان دارم ایشون رو می بینم و شنبه هفته بعدش امتحان 4 واحدی

    [پاسخ]

  21. چه راحت حرف دل خیلی از ماها رو زد این خانم….
    بعضی آدما تو زندگیت مثل یه قطعه ادبی اند که باید نگهشون داشت و بعضی ها هم مثل یه دندون کرمو که حتما باید دور انداخته بشن!
    سپاس

    [پاسخ]

  22. سلام استاد یه سوالی داشتم ازتون خیلی وقته تو ذهنمه ولی از هیچکس نتونستم بپرسم چرا برای خدا از ضمیر مذکر استفاده میکنن؟ چه در زبان عربی و چه در زبان انگلیسی؟ کتاب اسطوره جام مقدس رو خوندم نمیدونم چرا با خوندن اون کتاب یه چیزی به ذهنم رسید و اونم این بود که میشه خدا رو دو جنسیتی در نظر گرفت؟ ما میدونیم که خدا از روح خودش در ما نسانها دمید تو کتاب اسطوره جام مقدس خوندم که چه مرد و چه زن در درونشون هم انیما دارن هم انیموس یعنی هم مرد هم زن ما هم روح خدایی داریم پس میشه نتیجه گرفت که خدا هم دارای صفات زنانه است هم صفات مردانه؟ یعنی خدا رو دو جنسیتی البته نه از نظر مادی بلکه از نظر روحانی در نظر گرفت؟
    ===========================
    خداوند مفهومی لاجنس است. استفاده از ضمیر مذکر و مونث نیز به قول اقایون ترجیح بلا مرجح است یعنی اگر ضمیر مونث هم استفاده میکرد باز این اشکال وجود داشت نه؟

    [پاسخ]

  23. سلام آقای دکتر
    توی کامنتهای پست قبلی خوندم که بیمار شدین دکتر چیزی شده؟ خیلی نگران شدم. همون دیابته هست که چند وقت پیش ازش حرف زدین؟ دکتر مراقب خودتون باشین
    تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزرده گزند مباد
    سلامت همه آفاق در سلامت توست به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
    آمین
    ==============
    من خوبم نیکان عزیز
    ممنونم ازت ک هستی

    [پاسخ]

  24. سلام استاد عزیز
    دوره سفر زندگی موکول شد به بعد؟ زمانش رو کی اعلام می کنید؟
    ===============
    امروز اعلام کردیمش. شورعش 20 دیماه خواهد بود

    [پاسخ]

  25. “”بعضی آدمها مثل دندون کرمو هستند که کلا باید کشید و انداخت شون کنار””

    البته ممکنه ، خودت(کلی میگم نه به شخص خاصی) برای کس دیگه ای هم دندون کرم خرده باشی

    [پاسخ]

  26. دکتر ما که آماده ایم و خیلی مشتاق .
    چی شد کلاسهای سفر زندگی؟ هر روز زنگ میزنیم آقای حبیبی میگه هنوز مشخص نیست….
    ==================
    امروز اعلامش کردیم علی جان

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.