باید زنده بمانیم

image_pdfimage_print

باید زنده بمانیم . هنوز هم باران هست.

راه، رؤیا ، روشنایی هست.شب فقط استعاره است ، شب هرگز دشمن  کسی نبوده است.

ما در ستایش  زنده ماندن به شادمانی رسیده ایم.

امتحان کن، شعر … خوب است،

امید است ، رضایت است، آزادی است.

خورشیدهای بی شماری در چشم های ما مخفی مانده اند ، ما طلوع خواهیم کرد.

استاد شفیعی کدکنی

18 دیدگاه در “باید زنده بمانیم

  1. ادم و به هوس می اندازد تا کلمات شعر گونه بنویسد. و حظ کند نمی دانم حوصله این روزهای من این است که بسرایم و بخوانم یا یا سفره تنگ چشمی ها که دل ادم را مایوس می کنند. هر چه که هست بی خوابی است و صبحا صدای بق بقوی کبوتر های کنار پنجره که از سرما پرهاشان پوف کرده، شب برای من یعنی استعاره از خیلی خواب ها که تعبیرش را نمی دانم، شب یعنی شمردن ثانیه و گوش کردن به رادیو آوا و و یاد اوری ملودیهای شبانه که سه تار و تنبور و دف توی اتاقم نجوا می کنند.
    باید زنده بمانیم برای صدای کبوتر
    برای دقیقه ای که یلدا برای ما به ارمغان آوردست
    برای سالهایی که خنده راهی میان دو لب هنوز می سازد
    باید جوانه نوشت در میان هجوم سنگ
    باید شاخه های امید را نشکست
    باید به جان سپرد دلی را که گم شدست
    زیباترین ترنم باران به برف خواهد گفت
    بهار خواهد آمد
    زمستان خواهد رفت.
    تقدیم به شما استاد عزیزم. یلدایتان مبارک.دلمان تنگ و دیدار استاد ناممکن. در پناه حق باشید استاد عزیز
    ——————
    ممنونم صفورا جان

    [پاسخ]

  2. امتحان کن، شعر … خوب است،
    امید است ، رضایت است، آزادی است.
    خورشیدهای بی شماری در چشم های ما مخفی مانده اند ، ما طلوع خواهیم کرد.

    وای این چند خط آخرش فوق العاده بودن ؛ شعرِ خوب خوندن همیشه برای من حکم شراب یا دوپینگ رو داشته!
    با انرزی مضاعف برای زندگی!

    و ترکیب “خورشید بی شمار” و “چشم ها”….عینک خوشبینی…درست بینی…شعرِ سهراب! وای خدا ! می تونم از توی این چند خط، یک دانشگاه بیرون بکشم. مرسی استاد از این کلمه های امیدوارکننده، مرسی

    [پاسخ]

  3. سلام استاد جان
    چندین بار براتون پیام گذاشتم و لی متاسفانه هیچ جوابی دریافت نکردم.
    استاد جان! تاحالا سرکلاس درس شما حاضر نشدم و لی از همین جا خیلی چیزا یاد گرفتم و مگر نه اینکه اگر کسی کلمه ای به دیگری یاد بدهد، بندش میشی!
    منم حالا بنده شما شدم.
    متشکرم…
    فقط کاش میشد باهاتون صحبت کنم خیلی مشکل داررررممم. خیلی داغونمم
    میشه کمکم کنید و حرفمو بشنوید؟
    ==============
    شما سرورید معصومه خانم
    چه سوالی دارید، خلاصه مرقوم کنید بررسی کنم

    [پاسخ]

  4. سلام
    ببخشین
    هنوزم باران منو یاده نق نق زدنایه قدیمیم میندازه:
    چقدر دلم برای بوی باران تنگ است
    روزهای خوبی نیست بوی باران نمی دهد….
    ادم ها
    ادم ها چرا دگر بوی باران نمی دهند؟!!
    چقدر دلم برای رهگذر غریب بارانی تنگ است
    انتظار خوبی نیست بوی باران نمی دهد….
    اشک ها
    اشک ها چرا دگر بوی باران نمی دهند؟!
    چقدر دلم برای حرف های بارانی تنگ است ……

    [پاسخ]

  5. خورشیدهای بی شماری در چشم های ما مخفی مانده اند ، ما طلوع خواهیم کرد.
    این جمله چه زیبا و دردناک هست. به یاد 28 سال زندگی کرده و ناکرده ی خود می افتم ولی همچنان بی تاب و بی قرار گام بر می دارم به امید طلوعی که خورشیدهای هستیم از پشت نقاب بودنم بیرون آید و جان مرا نوازشی کند. شاید این طلوع آغازی باشد بر یک پایان ،پایان یک زنده مانی تکراری .
    شعری دل نشین که عمق جان انسان رو دستکاری می کنه. این دل نوشته هم تقدیم به دکتر شیری عزیز و کاربران محترم سایتشون. دل نوشته ی شبهای بی قراریمه.
    بادخنکی مرا نوازش می کند………..
    انگار پیامی دارد……
    چه زیباست وزیدن باد چه قدر آزاد است
    هرکجا که بخواهد آزاد و رها می رود
    کاش من هم آزاد بودم
    کاش از انزوای درون جرات رهایی داشتم ….
    کاش بند تعلق را از هم می گسستم
    کاش می شد ابر بود
    کاش می شد ماه بود
    نه …….
    کاش می شد باد بود
    ساری و جاری پی آباد بود
    ناکجایش را خودت پیدا کنی
    جنسی از جنس تن آواز بود………..
    کاش می شد یک شقایق را سرود
    در دل خود جرات عاشق ستود
    کاش ظرف ما کمی اندازه داشت
    عشق در کنجش یکی کاشانه داشت
    کاش دلهمان خدایی بود و بس
    لایق آن آشنایی بود و بس
    =================
    ممنونم عبدالمجید عزیز

    [پاسخ]

  6. به به شب فقط استعاره است. استاد جان از دیروز که شما رو ملاقات کردم تا امروز سرمست سرمستم شیرینی دیدارتون هنوز در جانم هست خیلی دوست داشتم کتاب نوجوان ابدی رو بدم که برام یه مطلب رو صفحه اش بنویسید و من همیشه برای خودم داشته باشم دست خطتتون و ولی نشد حتی دوس داشتم یه عکس یادگاری باهاتون بگیرم اونم روم نشد ولی قلبا سپاسگذار محبتتون هستم و اینکه کنارم ایستادین و اجازه دادین بتونم دقایقی از عمرم رو با شما هم کلام بشم این کارتون برای من خیلی مسرت بخش بود با اینکه کلاس داشتین و دانشجوهاتون منتظرتون بودن. فقط این وبگم که برای من و همه بچه هایی که توی خانه توانگری دانشجوتون بودن دوست داشتنی و شایسته احترام هستید. اقای حبیبی هم خیلی محبت کردن. ارزوی سلامتی برای شما استاد عزیزم دارم
    ==============
    ما هم از حسن سلیقه شما کاممان شیرین است و دعاگوییم
    عکس را هم این دفعه که اومدید ، به روی چشم

    [پاسخ]

  7. شب فقط استعاره است،
    یاد جمله انیشتین افتادم : تاریکی وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد . شیطان وجود ندارد. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی

    [پاسخ]

  8. دکتر شیری عزیز خسته نباشید میشه لطفا واسه بچه هایی که امسال ارشد شرکت میکنن توصیه های لازم بفرمایید حرفای شما همیشه سرشار از انرژیست.من که خیلی حالم بده بقیه نمیدنم…..
    خواهش میکنم،لطفا…..
    ===============
    چشم

    [پاسخ]

  9. دکتر جان یک سوال
    ازدواج در کشورهاای اروپایی با ما چقدر فرق داره
    زندگی زن وشوهر هم مثل اینجا شروع میشه
    وسپری میشه یا بخاطر نوع نگاهشون خوشحال تر وسبک تر ویا رها ترند؟
    ویا اصلا فرقی نمیکنه
    ==========================
    فرق داره واقعا زیرا بسترهای اجتماعی مون متفاوته حمیدخان

    [پاسخ]

  10. این شعر زیبا را وقتی استاد ارجمندی چون شما به اشتراک می گذارد، معنایش صد چندان می شه.
    نمی خوام غر بزنم ولی اصلا حالم خوب نیست. دلم می خواد گریه کنم.
    ====================
    شاید بعد گریه که تونستید فکر کنید ، بهتر بشه حرف زد

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.