پسران امروز ، ازدواج نمیکنند ؛ نمی تونند یا نمیخواهند؟!!!

image_pdfimage_print

پسران امروز ، ازدواج نمیکنند ؛
نمی تونند یا نمیخواهند؟!!!
به نظرم اونهایی که میتونن ولی نمیخوان بیشترن،
با دختران زیادتری معاشرت میکنند و سختی رابطه را تحمل نمیکنند زیرا راه راحت تر مقابلشون هست و آن آدم جدید است .
اساسا آدمهای نسل جدید نمیخواهند هیچ سختی بکشند، تو دانشگاه جزوه خلاصه به جای textbook، تو خونه هاشون غذای حاضری تلفنی به جای لذت آشپزی، یادگیری زبان در خواب (!) به جای مطالعه و لغت یابی و… آمپول استرویید و سوماتوتروپین به جای تغذیه و تمرین مستمر بدنسازی …
زن نمیگیرند زیرا همه چیز براشون فراهمه با هزینه کم و بی مسوولیتی فراوان.خانواده هاشون نیز احساس خطری نمیکنند .

بعضی هاشون نیز رفته اند زندگی مستقل تشکیل داده اند ولی مجردی قشنگی ندارند. هرج و مرج و اعتیادبه کار و خلوتهای پر از تلخی، وارداتی از مردان تنهای دهه ۱۹۶۰ که در بهترین شرایط ختم بشه به مهمونی gathering آخر هفته ای و روند تکراری بی نتیجه…

98 دیدگاه در “پسران امروز ، ازدواج نمیکنند ؛ نمی تونند یا نمیخواهند؟!!!

  1. من با شما مخالفم چون تو اقوام و دوستان ما تمام پسرا شرایط ازدواج دارند ولی چون با دوس دختران عزیزشان سرگرم هستند تن به ازدواج نمیدهند .و حتما نباید اول زندگی خونه و ماشیم جملل داشت که .مسیله اینکه که دخترا خودشونو در اختیار پسرا گذاشتن اونام میگن هسیم حالا دیکه ازدواج چرا

    [پاسخ]

  2. بنظرم با توجه به اینکه اغلب خانواده های ایرانی دنبال چشم وهم چشمی هستن هر چه دختر های جامعه ما سخت بگیرن والبته نه مهریه بالا بلکه حقوقشون رو از همون اول بگیرن بهتره.ادم فهمیده وبالغ هم کم پیدا میشه.چه در دانشگاه چه در محیط کار.ادم مناسب کمه.واغلب پسران ما با حمایت بیش از حد مادرها بزرگ شدند ونمیتونند مسولیت بپذیرند.نمیشه گفت مهریه بالا عامل ازدواج نکردنه.من 2 ماه عقد بودم.هرچی همسرم گفت قبول کردم.مهریه رو اون تعیین کرد.مکان عقد رو اون تعیین کرد.جز یک حلقه که برای هم خریدیم هم خرجی رو دستش نزاشتیم.حتی حقوقش رو نپرسیدم.چون به شعور خودم توهین میکردم.اما ایشون با وقاحت تمام فیش حقوقی منو خاست ببینه.توی اداره هم معروف بود به پسر با حیای بدون دوست دختر فهمیده.بعد دوماه از عقد هم سر بحث های کوچیک یهو قهر کردو بعدم گفت طلاق .خب دیگه ادم اسون ومفت زن گیرش میاد همینه.میگه راحته میرم یکی بهترشو میگیرم.دختر کارمند فوق لیسانس از یک خانواده فرهنگی با کلی خواهش اونم در نهایت سادگی ومفتی وارزانی گیرت بیاد بعدش به خاطر حرف مامان جونت بگی نمیخام.پسرهای جامعه من ضعیف بچه مامانی ودنبال یک کلفت شاغل ویک مادر حمایتگر میگردند.نه همسر

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۶:۴۹ ق.ظ:

    متاسفم
    تجربه سنگینی را لطف کردی برامون تو چند خط نوشتی
    از همه مهمتر این بود که به اون قیافه نجیب با شخصیت نمیشه اعتماد کرد

    [پاسخ]

    راهب پاسخ در تاريخ اسفند ۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۵ ق.ظ:

    مرجان خانم اولا خیلی متاثر شدم به خاطر تجربه تلخی که کردی ولی بزار منی هم که دوبار دخترها به خاطر بی پولی اون روزهای زندگیم ولم کردن و امروز به خاطر شرایط موجودم دارن بهم پیشنهاد می دن احساس تنفر به دختر تو وجودم حس کنم. دختر رو فقط به عنوان یه ماشین و جنس فکر کنم. مشکل دختر و پسر نیست، مشکل جامعه است. خانواده ها اشتباه می کنند زیادم اشتباه می کنند، من و شما باید کینه ها و زخم ها رو ول کنیم، فقط خوب نگاه کنیم هستند پسران و دختران خوب. من و شما گوهرهای زیادی داریم، ارزش خودمون رو بدونیم و به دیگران ارزش بدیم.

    [پاسخ]

    نیما پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    خدا رو شکر که اون پسر از شما جدا شد وگرنه یک شوهر روانی و شکاک و فرزندانی مشابه خودت یا بدتر تحویل جامعه می دادی

    [پاسخ]

  3. اگه دختر شانس داشته باشه،یه جین دوس پسر داشته باشه باز خاطرخواهاشو داره.اگه شانس نداشته باشه مریم مقدسم باشه فایده نداره ،مث خودم که شانس ندارم پسره برگشته میگه: تو دخمل خوبی هستی ولی بالای شهر زندگی می کنی ما مرکز شهر فکر نمی کنی مشکل ساز بشه؟واقعا تازه یادشون می یاد کجا زندگی می کنیم.

    [پاسخ]

  4. سلام من اولین باره که اومدم به این سایت نمیدونم تو این قسمت جای سوال من هست یا نه ولی منم یه جورایی طرفم یکی از این پسراس. ما 6 ماه باهم بودیم واسم می مرد انقد که دوستم داشت همه حسودیشون میشد اما 6 ماهه که دیگه باهم نیستیم سر چیزای بیخودی تموم کردیم ولی دورادور از هم خبر داشتیم و 2 بارم با هم حرف زدیم ازش خواستم برگرده. دوس ندارم از خودم تعریف کنم اما خیلی ام خاستگار دارم ولی خیلی دوستش دارم نمیتونم بگذرم ازش احساس میکنم از لحاظ اخلاق… خیلی با هم جوریم و هیچوقت کسی نمیتونه مث اون برام باشه بهش گفتم اینارو اما در جواب بهم میگه ما به هم نمیرسیدیم میگم چرا مگه دوستم نداری آدم وقتی کسی رو دوس داره میخواد که بهش برسه میگه نه اینکه من دوس نداشته باشم به تو برسم ولی من نمیخوام ازدواج کنم! آخه مگه میشه؟؟؟ یعنی چی؟ نمیفهمم منظورشو! راهنمایی میخوام ممنون

    [پاسخ]

    نیما پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    مشکل از خودت یا اطرافیانت جستجو کن چون کسی که برات اونقدر مایه گذاشته از خودش به این راحتی ها بی خیال نمی شه

    [پاسخ]

  5. کلاً ما پسر ها یه مشت آشغال شهوت پرست افسرده ایم که فقط دنبال یه جا می گردیم ولو شیم و زندگی انگلی داشته باشیم و اراده و هدف هم کلا نداریم درسته؟ چیزی از قلم نیفتاد دیگه نه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۲:۲۹ ب.ظ:

    نه! کسی به خودش شک داره ؟

    [پاسخ]

    صحرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۷ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۰ ق.ظ:

    ایول دکتر

    [پاسخ]

    محبوب پاسخ در تاريخ اسفند ۲۰ام, ۱۳۹۴ ۸:۲۹ ب.ظ:

    سلام آقای دکتر. حرفتون رو باید با طلا نوشت. وقتی خواستگار پروپاقرص!! من بعد از اینکه دید پدرم مخالفه و انگار از خدا خواسته بود که نشه تو واتساپ استاتوس گذاشت هم بلدم هم می تونم ولی نمی خوام. از این واضح تر نمیشه فهمید که خواستگاری هم فرمالیته و برای رسیدن به مقاصد دیگه بوده. همون تنوع و … که شما اشاره فرمودین

    [پاسخ]

  6. به نظر من اصلاً دیگه دختری پیدا نمیشه که بخوان از نظر اخلاقی بهش اطمینان کنند . در حال حاضر فحشا توی جامعه ما سر به آسمان هفتم کشیده . من مدت کوتاهی در آمریکا ایالت تگزاس شهر آستین زندگی میکردم و شاهد این بودم که درصد فحشا بسیار کم است . برای اثبات این قضیه نیازی نیست که حتماً همه شما مثل من تجربه زندگی کردن رو اونجا داشته باشید فقط کافیه یه نگاه به پیشرفتی که توی صنعت و پزشکی و …………… دارند بندازید. به نظر شما جامعه ای مثل ما که فقط به فکر شهوت هستند میتوانند پیشرفت کنند؟ جواب را خودم میدهم: خیر زیرا در این صورت تمام انگیزه های زندگی افراد جامعه فقط در مسیر ارضاء کردن حسهای شهوانی شان میگذرد.

    [پاسخ]

    مدیا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۷:۰۴ ب.ظ:

    دوست عزیز فحشا و پیشرفت دو طرفه هست. همونطور که اونجا مرد و زن دست به دست هم دادن و دارن روز به روز پیشرفت میکنن اینجا هم دقیقا دارن هر دو با هم ایران رو به گند میکشن. به هر حال شما اعتقاد نداری که این دختر خانم ها که فرمودید در ایران با خود ارضایی جامعه رو، رو به زوال میبرند ؟!
    متاسفانه در ایران به همون اندازه که دختر خیابانی داریم پسر خیابانی هم داریم. بهتره فراموش نکنیم.

    [پاسخ]

    م پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۳ ق.ظ:

    یعنی واقعا مرسی از جوابت دکتر

    [پاسخ]

    رها88 پاسخ در تاريخ آبان ۱ام, ۱۳۹۴ ۶:۵۰ ب.ظ:

    جناب تا وقتی چه دختر چه پسر انسان بودن و احترام ب انسان بودن دیگرون رو یاد نگیرن مملکت همین کوفتی هست که درست شده خارجی ها فقط یک چیزو بیشتر از ما میشناسن انسانی زندگی کردن و بجاست هر کسی قد داشته هاش ادعا کنه

    [پاسخ]

  7. سلام
    من یه پسر 25 ساله هستم
    حدود 10ماه پیش تصمیم به ازدواج گرفتم و در طول یک ماه به خواستگاری سه دختر رفتم و از هر سه جواب رد شنیدم
    بهونه همشون هم درس خوندن بود. البته هر سه اونا دانش اموز بودن
    من به خاطر ظاهر تقریبا خوبم و مدرک تحصیلی که لیسانس برق هست و به خاطر اینکه تا حالا با هیچ دختری به عنوان دوستی حتی حرف نزدم، توقع داشتم که جواب مثبت بشنوم
    در مورد انتخاب مورد هم دقت کافی داشتم که هم از نظر سطح مالی و فرهنگی و هر لحاظ دیگه ای به من بخورن
    به خاطر همین جوابای منفی شوق من به ازدوج خیلی کم شده….
    یعنی میترسم که نفر بعدی که برم خواستگاری هم جواب رد بهم بده. فکر میکنم جواب رد اونا به خاطر وضعیت مالی منه چون من تازه فارغ التحصیل شدم و هنوز کار ثابتی ندارم…
    الان خییییلی دوست دارم که ازدواج کنم چون فکر میکنم با ازدواج یه ادم کامل میشم، ولی ترس دارم از جواب رد
    واسم سخته وقتی میبینم خیلی از دوستان و آشناها که از نظر تحصیلات و ظاهر و موقعیت اجتماعی (مثلا سابقه کیفری دارن) از من پایینترن خیلی راحت جواب مثبت میشنون ولی من نه…
    من فکر میکنم این مشکل به خاطر وضعیت مالیمه و تصمیم گرفتم که تا رسیدن به یه وضعیت مالی خوب به ازدواج فکر نکنم…
    آیا کارم درسته؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۸:۲۷ ق.ظ:

    سراغ بچه سال رفته ای
    باید سراغ سن بالاتر بری نزدیک خودت

    [پاسخ]

    یگانه پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۱۹ ب.ظ:

    میثم خان الان خیلی از اقایون بالای 30 سال میگن ما قصد ازدواج نداریم ، بعد شما انتظار داری دخترای بچه مدرسه ای به شما بله بگن چون مهندس برقی ؟!!!!
    و واقعا فکرمیکنی تو این سن بلوغ کافی برای پذیرش مسئولیت ازدواج و دارن؟

    [پاسخ]

  8. دکتر فراموش کردم بگم که یه مقدار از ترسم هم به دلیل اینه که با استدلال های انرژی پاک و …این جو مسائل هم سعی دارن این هم سو بودن فکری رو توجیه کنن
    البته من نمیتونم منکر این باشم که خودم از لحاظ فکری عاشق این استاد شم و به خاطر اینکه از نحوهی تفکرشون بسیار می اموختم به سمت ادامه ی کلاسهاشون کشیده شدم و منظور ایشون هم از انرژی پاک همین کشش دو طرفه ای که بدون هیچ دستکاری از طرف دو طرفمون ایجاد شده.

    [پاسخ]

    shabnam پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۳ ق.ظ:

    راستی دکتر جان ترس خود ایشون هم که از اول رابطه و پیشنهاد دادن مطرح کردن این بوده که برای من توهم ازدواج پیش نیاد این رابطه صرفا یه رابطه دوستانه باشه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۷:۱۴ ق.ظ:

    چقدر صغری کبری میکنی با خودت و احساسات خودت
    موضوعی به این سادگی که در اینهمه منطق نمیگنجه!!!

    [پاسخ]

    shabanm پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۰ ق.ظ:

    ممنون استاد عالی بود.
    منطق مارو داغون کرده تازه اگه اسمش منطق باشه.

    [پاسخ]

  9. با سلام و وقت بخیر خدمت شما دکتر عزیز
    یه سوال داشتم
    استادی دارم که 8 سالی از من بزرگتره یعنی در حدود سی سالشه
    از نظر فکری خیلی به هم نزدیک هستیم نه من قصد ازدواج دارم نه ایشون با توجه به برنامه ی سفرشون به خارج از ایران.
    طی مدتی که دانشجوشون بودمدر کارگاه های بیرون نقطه نظرات مشترک زیادی از جهت فکری باهم پیدا کردیم.و تا قبل از این موضوع به طور مستقیم یا غیر مستقیم همدیگه رو دست کاری عاطفی نکردیم.
    حالا بعد از گذشت مدتی ایشون به من پیشنهاد یه رابطه ی دوستانه با رعایت حدود و مرزهای تعریف شده از طرف جفتمون در خارج از فضای موسسه رو دادن یه رابطه برای تعامل فکری بیشتر.
    در این که من از ایشون می آموزم شکی نیست اما در اینکه ایشون از ارتباط با من دنبال چی هستن(همون طور که خودشون گفتن تعامل فکری بیشتر یا هر چیز دیگه ای که با توجه به رعایت اون حدود میشه دنبالش بود تردید دارم.
    دچار تفکر کلیشه ای من که میدونم منظورش چی بود(خواستگاری و خوش اومدن استاد از من)دخترانه نشدم ولی با توجه به چیزاها و اتفاقاتی که این روزا توی تجربه اطرافیانم دیدم و با توجه به حرف ها و قرار داد هایی که همه شعار شدن..و با توجه به چیزی که توی نسل من به وجود اومده و اون اینکه اسم ظاهر رابطه وستی اجتماعیه(و دوستی اجتماعی یعنی رابطه های معمولی که توی یه حوضه خاص پررنگ تره)ولی در بطن رابطه یه دوستی عمیقه در همه ابعاد .با این که از طرف خودم مطمئن هستم که تا جایی که بتونم و احساسم درگیرم نکنه رابطم رو مدیریت میکنم از طرف استاد مطمئننیستم و برای همین تا الان در قبول پیشنهاد ایشون طفره رفتم و به قولی یه قدم به جلو دو قدم به عقب رفتار کردم و نذاشتم ارتباطی شکل بگیره.
    میترسم که فکر نه با این حرفای شیرین و منطقی بازی ها خیلی حرفه ای به قول امروزی ها مخ من وزده و اگه قصدش بازی بوده منم نفهمیدم و وارد بازیش شدم.
    البته اینا ترس های منه دلیلی نداره صد در صد صادق باشه.
    اصلناغلب به دلیل همین نوع ترسها از هر رابطه ای چه عاطفی چه تجتماعی طفره میرم با اینکه تا حالا هم رابطه ای نداشتم که بخوام بگم به خاطر تجربیات اون رابطه هاست که این جوری شدم.
    بدبینشدم…چه کنم دکتر؟؟

    [پاسخ]

  10. به نظر من دخترها باید روابط و دوستیهاشون رو کنترل کنند. دوست ندارم این حرف و اینجا بزنم ولی کسانی رو دیدم و میشناسم که قشنگ و کامل به اندازه یک همسر برای دوست پسرش داره اجرای وظیفه میکنه و آخر هم اسمش رو میذارن love & open mind !
    با این اوضاع توقع چه انقلابی رو در مغز پسرها دارید ؟
    فکر نمیکنید خدمات جانبی دخترها خیلی زیاد شده که حتی مردهای متاهل هم دارن مستفیض میشن؟
    یک مثال بزنم خسته تون نکنم
    مثل یک پیراهن شبی که من پشت ویترین ببینم و بگم اگر اینو برای عروسی آخر هفته بخرم و بپوشم چی میشه ؟ ولی پولش رو ندارم ! یا باید خیلی تلاش کنم تا اونو بخرم و بپوشم یا از خیرش بگذرم یا یه مدل دیگه که به پولم بخوره یا هر …
    ولی برای همین پیراهن قشنگ و گرون قیمت:
    یه موقع هست میرم توی مغازه میبینم با هزینه کمتر میتونم اونو اجاره کنم، بپوشم بیارم پس بدم.
    یا نه اصلا بخرم به یه بهانه ای بعد استفاده بیارم بدم به مغازه دار و کل پولم رو پس بگیرم آخرش هم به زرنگی خودم آفرین بگم ولی در واقع باید به پستی خودم …
    در نهایت هم پولم واسه خودم مونده ولی من به اون عروسی و خوشگذرونی مهم اون شب با پیراهن مورد علاقه ام رفتم !!!!!
    حالا تا عروسی و مهمونیای بعدی ….
    تا پیراهن های بعدی و مغازه دارهای بعدی ….

    [پاسخ]

  11. سلام.
    به نظر من این جوری که بعضی ها در صحبتی که دوستان مطرح میکنند کودکانه و … برخورد میکنند طبیعی هست که اگر شرایط هم باشه متاهل نشوند . یه لحظه جنسیت و یا لجو لجبازی رو کنار بزارید و فک کنید اونی که مسئله ای رو مطرح کرده صمیمی ترین دوست شماس. انصافا این حرفا رو بهش میگید؟ به نظر من بیشترین دلیل ازدواج نکردن قبول نکردن مسئولیت هست و هرکس با جوری این فرار از مسئولیت رو توجیه میکنه اما دسته خیلی خیلی کمی وجود دارن که بالغ هستند و با فرد مناسبشون روبرو نشدن .
    راهکارای که وجود داره به نظر من : کسی که خواب هست رو میشه بیدار کرد اما شخصی که خودشو به خواب زده رو نه (البته این شخص هم به نظر من با یه تلنگر در وقت مناسب بیدار خواهد شد) به اون دسته خیلی خیلی کم میشه گفت باید ببینید چرا با اون که دارید تلاش میکنید اما نمی یابیدش؟ شاید ظاهرتون ؟ شاید محیطتون؟ شاید خواسته هاتون؟ شاید رفتارتون؟ شاید هم وقتش نشده؟
    من امروز که اومدم اینجا فهمیدم دقیقا کجای کارم ایراد داشت که با اون شخص که با هنوز همراه نشدم. با اونکه بالاترین مدرک از بهرین دانشگاه ایران, خانواده متوسط روبه بالا , از لحاظ زیبایی هم خوب و در رفتار هم میتونم بگم خوب البته در مورد رفتار حرفی هست که بیمارام میزنن. 1سال بود دنبال این چرا بودم ؟ چرا فرار میکنم از ازدواج ؟ چرا با اون آدمی که از نظر من بالغ بودن مهمترین ویژگیش هست روبرو نشدم؟ بعد 1 سال تشنگی تازه فهمیدم باید کجا برم دنبال کلاس ؟ چه کلاس هایی لازمه برم.به نظر من کلاس سایه های شخصیتی ه همه میتونه کمک کننده باشه تا از این رفتار کودکانه در پوسته یه آدم بزرگ دست برداریم . به جای توی سرهم زدن با حرفاتون دنبال بلوف عاطفی , فکری , اجتماعی باشید تا ما هم بشیم مردمان یه کشور پیشرفته . یعنی دست همو گرفتن انقد سخته؟ اخر له کردن و توی سر هم زدن با حرف و عمل چی نصیبتون میشه خداییش؟

    [پاسخ]

  12. پسری هستم 27 ساله و مجرد. از زمان بچگی خونواده به من می گفتن با دختر نباید حرف بزنی و به شدت من رو از این چیزا دور می کردن و به زور از از اجتماع جدا شدم. توی محیط دانشگاهی که تفکیک جنسیتی شده درس خوندم و بعدش رفتم خدمت سربازی. حالام رفتم سر کار ولی متوجه شدم که مهارت ارتباط با دختر رو هیچ یاد نگرفتم. الانم مستقلم و تنها زندگی می کنم. اینقدر توی زندگیم تنهایی کشیدم و ضد حال خوردم که عمیقا احساس می کنم زندگی همش تنهاییه و شادی و لذت مال داستاناست. به هر جا قدم میزارم تفکیک جنسیتی شده. تو خیابون دنبال دخترا افتادن(تنها راه حل واقعی) هم کار من یکی نیست. یه جورایی قید همه ی این چیزا رو دارم مجبور میشم بزنم… پدر شدن و همسر شدن که دیگه خواب و خیاله… سعی می کنم با انواع فعالیت های هنری خودم رو سر حال نگه دارم. اگه کسی میخاد مرد سربه زیر و موقری باشه، الگوی من جلوی روشه. میتونید انتخاب کنید..

    [پاسخ]

    وحیده پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۲ ب.ظ:

    سلام ای بابا چرا اینقدر ناامیدی؟تازه 27 سالتونه که. بیایید طرز فکرتان را عوض کنید که با دور بودن از خانمها از بسیاری از مخمصه ها هم دور بوده اید اگر می خواهید کم کم وارد ارتباطات سالم شوید. کی گفته برای همسر خوبی شدن باید قبلا با دخترها دوست بود؟ روی کودک درون خود کار کتید و وارد حوزه هایی سالم شوید که گروه خانمها هم حضور دارند. تازه بهترین وقتتونه. مگر در همان فعالیت های هنری خانمها را نمی بینید؟از ارتباط ساده شروع کنید. مگر خانمهای خیابونی چه حسنی دارند؟اگر زیادی از جنس مخالف هم دور باشیم زیادی حریص می شویم. حیفه جوان 27 ساله اینقدر منفی و ناامید باشه. اگه خانواده هم چیزی گفته برای اون موقع بوده که خیلی جوون بودید.که شاید حق هم داشته اند. راه اعتدال رو پیش بگیرین بعد از این.

    [پاسخ]

  13. سلام
    فکر کنم این چیزی که نوشتید نامردیه! یه بخش از دلائلی که بچه‌های امروز زیر بار ازدواج نمیرن، بر می‌گرده به تعهدی که شاید از طرف مقابلت می‌خوای و نمی‌بینی! و مهمتر از همه اینکه توی شرایط مساوی یه پسر و یه دختر وقتی می‌رن سر خونه و زندگی شون دختره چند صدتا سکه از پسره طلب کاره! این است زندگی….

    [پاسخ]

  14. خوبه دیگه… آقای دکتر به ما میگه راحت طلب و فراری از تعهد، خانوما هم کف می زنن و کیف می کنن… فکر کنم ما پسرا توی این بحث اضافی هستیم. دور هم باشید لذت ببرید
    ====================
    از کی تا حالا مردها قهر میکنن میرن یه گوشه نق نق میکنن؟؟؟؟

    [پاسخ]

  15. اظهار نظرات رو وقتی خوندم، خیلی تعجب کردم که خانوم ها فقط بی قیدی پسرها رو تصدیق کرده بودن،ولی توجه نداشتن که مهم ترین قیدی که میشه برا پسرا ایجاد کرد،تمایل نداشتن دختر خانوم ها برای دوستی هست!
    بنظرم باید توجه بشه که آزادی که به غلط برای خانوم ها بیشتر توو مصادیقی مثل آزادی در روابط و… بیان میشه آخرش به ضررشون تمام میشه وجامعه امروز داره اون رو نشون میده!
    وقتی فرهنگ ودین مون به خاطر اینکه “اصرار داشته آقا وخانوم ارتباط بسیار کمی با هم داشته باشند،با عناوین:مخالفت با آزادی وتبعیض جنسیتی و…مسخره میشن وخانوم براش کف میزنند ومسرور هستند که دارن به حق شون میرسن،غافل از اینکه بازنده واقعی خودشون هستن!

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ بهمن ۹ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۳۲ ب.ظ:

    آقای مجتبی فکر کنم شما متوجه نشدید که ما ” به طعنه” گفتیم : ” ما عاشق اون نوع آزادی مجردی ای که سپهر گفته هستیم و …” . منظور ما اینه ما به این دلیل عاشق این جمله سپهر هستیم که سپهر ، با گفتن این جمله ، خودش جواب خودشو داد ( نه اینکه واقعا این جمله رو میپسندیم ) . آقا ما هم با آزادی نادرست ارتباط با نامحرم ( غیر از اونچه که دینمون گفته ) مخالفیم . ما هم واسه بی بند و باری و ارتباط خارج از چهارچوب دین و کشورمون کف نمیزنیم . برداشت من اینه که سپهر میخواد با ازدواج نکردن ، مثلا آزادی مجردیشو از دست نده و کلی هم از ضعیف بودن خانمها گفته در حالیکه حتی اگه واقعا ازدواج هم نکنه در اون آزادی مجردیش هم احتمالا نیازمند (و اسیر) خانمها ( که از دید ایشون بسیار ضعیف هم هستیم و حاضریم حتی اگه ازدواج زندان باشههم بپذیریمش ) خواهد بود .

    [پاسخ]

  16. البته من با سپهر موافق نیستم که مردا قویتر از زنا هستن. ولی من هم همین نظرو دارم. منی که دارم درس می خونم و بعد از درس هم کارم آماده ست، چرا باید با یه مرد ازدواج کنم که خواستم درس بخونم، برم بیرون، یا هر چیزی باید اول تأییدیه اونو بگیرم؟ یعنی چرا باید آزادیم رو از دست بدم؟
    بعدشم، تو خونه خودمون ممکنه به مامان کمک کنم ولی نه تنها من، هر زنی که ازدواج می کنه تبدیل میشه به کلفت!! حتّی اگه تنها زندگی کنم بازم کارای خودمو می کنم نه یه نفر که شب میاد تلویزیون نگاه می کنه و زورش میاد برای خودش یه لیوان آب بریزه.
    متأسفانه خانوما تو فرهنگ ما تاریخ مصرف دارن. یعنی سی سالش که شد دیگه شوهر خوب گیرش نمیاد. ولی مردا هر موقع بخوان می تونن ازدواج کنن. برای همین هم، ما خانما به خاطر سن و سال و حرف مردم تن به ازدواج می دیم، آقایون که دیگه محدودیت سنّی هم ندارن، تازه اونام هستن که باید پیشنهاد ازدواج بدن. اونام این کارو نمی کنن. میرن سراغ عشق و حال، و بعداً که دلشون قورمه سبزی جاافتاده خواست میرن زن می گیرن.
    یعنی یه جوری غیر از بعضیا که عاشق میشن و نمی تونن بدون همدیگه زندگی کنن، یا اونایی که به حرف پدر و مادر و فامیل خیلی اهمیت می دن، بقیه دلیلی برای ازدواج ندارن.

    [پاسخ]

  17. دکتر حالا واقعا ما چی کار کنیم؟؟ بیست و پنج سالمه همه آرزوم اینه با یکی زندگیمو بسازم هر دو بریم سر کار این مزخرفات مهریه و اینام قبول ندارم :)))))بعد هر چی پسر سننننتیه که اعتقاد داره دختر نباید بره سر کار و فقط خونوانده من براش مهم اند نه خودم(یعنی مثلا میگه بعد نیم ساعت حرف زدن عقدو بخونن چون خونوادم از نظر ایشون اوکیه) میاد خاستگاری ما… دکتر اصلا یه وضعی شده…

    [پاسخ]

  18. در کل ببخشید آقای دکتر و همه خوانندگان
    کمی این دله پر بود گفتیم با نوشتن کمی ازچراهای …..ذهن کم کنیم!!!!!
    ولی واقعا آقای دکتر بالاخره چی میشه؟
    نسل ما ! عاقبت بچه های ما!
    به کجا چنین شتابان!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  19. حالا تاسف بار تر این که این سیر صعودی افکار و رفتارهای ضد تعهد و ازدواجی در پسرها! بیشتر متعلق به همان پسران دهه شصتیه که وقتی کسی خدا پسر بش میداد انگار که دنیا رو بش داده بودن و با سلام و صلوات و به افتخار هم هییتی تشکیل میداادن برگرفته از مادر پسر و مادر دختر و پدر و مادر نوزاد و شازده پسری که با هزار نشان چشم زخم و قنداق سبز پیش دکتر میبرن.
    و حالا همین پسران که روزی مایه غرور بودند با اعمال و افکارشان مایه مباهات و افتخار ملی ما شدند. البته قصد جسارت نداشتم . منظورم همون تک و توک …….

    [پاسخ]

  20. آقای دکتر درست کردن این فرهنگ یه همت مضاعف میخواد. کم کم جایگاه ها تو اجتماع داره جا به جا میشه. وقتی بیکارم خواستگار نمیاد میگه دنبال دختر شاغلم! میری سر کارخصوصی مادره با دخترش میان تا میفهمن خصوصیه و بیمه نیستی وا میرن رو مبل و میگن تماس میگیریم!!!!! هفته پیش برادرم بم میگه علته این که ازدواجت تا الان به جای درستی نرسیده چون یا سر کار نبودی که پریدن یا کارت چشم گیر نبودا! واقعا چه بدبختی شده که من دختر به جای یه پسر باید استرس کار و درآمد با آبرو رو داشته باشم. که آخرش والده محترمشون من رو در مجالس نشون بدن که همه لطفا ببینید چه تیکه ایی گرفتم برا شازده پسرم!
    یعنی دارن رسما تجارتی میکنن با ازدواج!

    [پاسخ]

  21. سلام گرم من به شما و همه خوانندگان عزیز! آقای دکتر ببخشید ولی علت رشد این افکار و اعتقادات کمی هم به خاطر کم لطفی مسولینه! شما خودت بگو طرف از 15 سالگی بالغ میشه. تا دانشگاه بگیم 22.بعد ارشد 25.سربازی 27. تازه حالا اگر کار پیدا شه به بسم الله پول جمع کردن تا حداقل سه سال. که نه پول رهن خونه میشه و نه شام عروسی . البته شاید یه حلقه برا عروس خانم!!! خوب این میشه جریان همون هزار راه نرفته!!!! تازه اگر همه اینا به قاعده بره جلو….قبول کنید خیلی ها تو مسیر هنگ میکنن!

    [پاسخ]

  22. سلام. از کامنت سهراب واقعا متعجب شدم!!!! جدا” که منطق عجیب غریبی دارن،از نظر شما قدرتمند بودن یعنی بی نیازی از زن ها ؟؟؟مرد قدرتمند !!! در این توهم خوش باقی بمانید،پس بفرمائید تو این نظام خلقت همه مردهاش تعطیل بودن دیگه!!! و آزادی رو درک نمیکردن؛چون ازدواج کردن، و شما با هوش و نبوغ سرشارتون این نظریه جدید رو کشف کردین و بیدار و آگاه هستید… با نظر دوستمون غزل جان خیلی موافقم که تازه وارد هستید،کاملا مشخصه که درک روشنی از مرد بودن یا حتی از زنها ندارید به قول دکتر شیری باید یکی بیاد دستگاه مختصات شما رو عوض کنه .

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۴۵ ق.ظ:

    هیوا جان بیا دیگه کامنت این سپهر رو به دل نگیریم که فکر نکنه نظرش خیلی مهم بوده . حالا بین این همه خواننده ء بالغ سایت دکتر شیری گرامی ، یکی اینجوری گفته ! مهم کامنت آدم های بالغ سایته نه اون یه نفر . آره عزیزم حرف کسی رو که به گفته خودش، حاصل اشتباه !! پدرانشه ، را به دل نگیر!!! بذار در اون ” آزادی مجردی” و ” قددددرررررت ” عظیمش خوش باشه !!!!

    [پاسخ]

  23. « خوبه بچه ها بحثها را بازتر کنند…همه خواننده ها میتونن اثر تفکر را به سرعت ببینند»
    سپهر عزیز از اینکه نظرت رو بیان کردی و واکنش ها رو متوجه شدی جای تشکر داره ولی همیشه به یک مرد توصیه می شود که :صدایتان را بالا نبرید، قدرت استدلالتان را بهبود بخشید.» البته چندان لیبلی نمی توان به شما زد چون ناآشنایی هنوز……
    =================
    از این نصیحت گری پرهیز میکنم

    [پاسخ]

  24. به نظر من کسانی مثل سپهر که انقد آزادی آزادی میکنن و دوست ندارند با ازدواج اون ” آزادی !!! رو از دست بدهند، و احساس قوی بودن و ضعیفه نبودن میکنن و ادعا میکنن که به زنها نیازی ندارند، جزء نیازمندترین مردها به این ضعیفه ها هستند . در ضمن ممنون که ما رو خندوندی که گفتی : ” بنابراین ازدواج برای او حتی اگر زندان باشه به امنیتش و داشتن تکیه گاه می ارزه” . کلا برای لحظاتی ما رو خندوندی . مطمئن باش خود تو اگه زنی در زندگیت نباشه ، مردانگیت رو باید بذاری رو تاقچه خاک بخوره . میدونم که تازه وارد سایت دکتر شیری شدی . خیلی خوشحالم که اینجا رو پیدا کردی . برای آینده ات خیلی خوبه !!!

    [پاسخ]

  25. دکتر من شدم دختر خوش قدم هر کی با من دوست میشه کافیه یه بار باهاش برم با یه پسر کار داشته باشم بعد چند وقت اون دوتا ازدواج میکنن، داداشمو من زن دادم، یعنی حتی باعث ازدواج خواهر دوستم شدم! اصلا نمیدونم چه مشکلی در من هست اینجوری میشه..یکی دو تا که نبوده! اصلا افسرده شدم، انگار من فقط خوبی های مردمو نمایش میدم.. دیگه امیدی به خودم ندارم..

    [پاسخ]

  26. ببخشد منظورم ” سپهر ” بود نه میثم . اشتباه شد . از آقای میثم عذر خواهی میکنم .

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۳ ب.ظ:

    دمت گرم ، واقعا ازادی رو واسه این آدمها خوب معنی کردی (نظرشون هم اکثرا همینه )

    [پاسخ]

  27. میثم من عاشق اون کلمه ” آزادی ” که گفتی هستم . آخه بزرگترین معنای آزادی برای پسرها ؛ داشتن روابط آزاد و بدون تعهد با “” دخترها”” است. امیدوارم تو هم تا آخر سر حرفت بمونی و هیچ وقت اشتباه پدرانمان !! را مرتکب نشی .

    [پاسخ]

  28. سلام
    به موضوع حساس و اساسی اشاره کردید که میشه گفت کمتر بهش پرداخته شده
    خوشحالم که بعد از این همه فریاد، نوایی به گوش رسید چرا که جدای نبود امکانات برای ازدواج، این معضل اساسیه که خیلی از حضرات مذکر پشتش قایم میشن و به گمانم جای بحث زیادی داره
    سپاس
    سپاس

    [پاسخ]

  29. سلام آقای دکتر!
    آقای دکتر یه سوالی تو ذهنمه که دوست دارم در این زمینه با شما پشورت کنم. مثل خوره رفته رو ذهنم و بار ذهنم رو منفی کرده. اگر بفرستم میشه نشونش ندید و پاسخش رو به ایمیلم بزنید؟
    خواهش میکنم. واقعا نیاز به کمکتون دارم.
    ==============
    ای میل بزنید ولی طول میکشه پاسخش رضوان گرامی

    [پاسخ]

  30. نوشته خیلی خوبی بود
    نمیدونم شاید اگه از بچگی مسئولیتهای کوچیک به مرور داده بشه به هردو طرف دیگه یهو این حجم مسئولیت نمیترسوندشون
    همون قانون کالباسی کردن فک کنم کمک کنه
    بجز مراسم عروسی که حجم کار بالایی داره بقیه مسائل قرار نیست یه دفعه بریزه سر آدم؟

    [پاسخ]

  31. به نظر من تعداد پسرانی که نمی تونن بیشتره به این دلیل که دخترا پرمدعا و ظاهربین هستن و آدم میترسه با این دخترای سطحی ازدواج کنه چون هر لحظه با دیدن یک بازیگر، فوتبالیست و یا آدم پولدارتر احتمال خیانت کردنشون وجود داره. همه ش دنبال پول و ظاهر و … هستن وگرنه هر پسرس دوست داره سروسامان بگیره

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۱ ب.ظ:

    جناب اردلان، خانم ها به مراتب کمتر از آقایون خیانت میکنند. اقایون تا یک مو با رنگی متفاوت میبینند پریشان دیگری میشوند …

    [پاسخ]

    نیما پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۲۹ ب.ظ:

    من با اردلان کاملا موافقم من دوست دختر نداشتم و ندارم اما دوستانم که از اول گفتن هدف ازدواج وقتی رفتن جلو دیدن که طرف پولدارتر بوده له اون جواب مثبت دادن عشق و وفا دوست داشتن تو قصه هاست

    [پاسخ]

  32. این پسرهای دهه شصت هم یروز نادم و پشیمان میشن. نگید سن بالا برای ما دخترهاست. برای پسرها هم بالای سی سال شور و شوق آنچنانی نیست. ازدواج در سن بالا هم براشون اون لذتو نداره. حتی اگه دختر 18 ساله بگیرند. حالا ببینید معضل دختران مجرد سالهای آینده به معضل پسران مجرد هم میرسه. حرف منو داشته باشید

    [پاسخ]

  33. یاده یه حرف دکتر سپهری افتادم که از یه استاد بزرگوار نقل کردن برام
    که اکثر پسرایه ما شدن یه پسر بچه پر توقع….
    دیگه بخاطر پیدا شدن ادمایه نادرست زندگیم ،که اومدن فقط ذهنمو بهم ریختن و حتی مسئولیت علاقه ایجاد شده رو قبول نکردن ، انقدر خودمو سرزنش نمیکنم
    چون من همش مقصر نیستم وقتی جامعه پر شده از پسر بچه های پرتوقع…..

    [پاسخ]

  34. نوشته ی زیبایی بود جناب دکتر. ممنون. درد بسیاری از ما دخترهایی رو گفتید که داریم این تنهایی و خلوت تلخ رو میچشیم. و متاسفانه درگیر رابطه های احساسی با همین پسرانی که شما تعریف کردید هستیم. پسرانی ترسو که قدرت تصمیم گیری ندارند. واقعا به کدامین سمت میرویم و میرود جامعه ی برزخی ما؟ جامعه ای سنتی با هجوم مدرنیته! که البته متاسفانه فقط ابعاد منفی این مدرنیته رو دچار شدیم. و اینگونه ایم ما نسل سوخته ی برزخی…

    [پاسخ]

  35. ممنون که اهمیت میدین دکتر جان.
    فونت ریزه و پررنگ. انگار بولد شده. و
    فاصله حروف از هم خیلی کم شده.
    ==================
    فردا صبح خانم شاهرخی تغییر ایجاد میکنن، ببخشید ما نمیدونستیم ، تو 6 سیستم دفتر درسته آخه!!!

    [پاسخ]

  36. سلام
    به نظر من این نوع پسران بیشتر سیاهی لشکرند / دختران نگذارید وقتتان را بگیرند/ مطمئن باشید برای دختران شایسته پسران شایسته هم هست/ این پسران مصرف کننده و معمولا player هم نیاز به رشدهای بیشتری دارند که امیدواریم به موقع به آن برسند.
    مرد بودن فراتر از سن، شغل و درآمد و فیزیک مردانه است. ابهت مردانه واقعی به “نه گفتن به هوس” است ، در “آری گفتن به تعهد و اخلاقیات” در هر زمینه ای از جمله ازدواج / در افتخار به “بودن” نه به “داشتن”
    برای بعضی پسرها مرد شدن زمان بیشتری می برد (به خصوص در جوامع صنعتی و مصرفی)
    (آقای دکتر شیری عزیز، ضمن تشکر به خاطر موضوعات و بحثهای ارزنده تون، فونت طوری ست که نقاط حروف و شکل حروف به هم چسبیده به نظر می رسه و چشم اذیت میشه/ ممنون از شما استاد عزیز)

    [پاسخ]

  37. ای بابا برای پسرها هیچ وقت ازدواج دیر نیست تو مملکت ما.البته خیلی هم به خاطر اینه که برخی از دختران به راحتی خودشونا در اختیار پسران قرار میدن.
    من موندم این وسط تکلیف دخترای نجیب چی میشه.
    دکتر جان فونت خیلی ریزه.

    [پاسخ]

  38. با سلام
    به نظر من هم اکثر اقایون نمیخواهند ازدواج کنند به این دلیل که اصلا نمیدونن چی میخوان و با خودشون هم درگیرند. واقعا چرا؟؟!!!!!

    [پاسخ]

  39. سلام آقای دکتر ممنونم از مطالب جالب و کاربردی که مطرح می کنید.هر کدوم از بحثا برای ما کلی چالش به وجود میاره و باعث میشه عمیق تر فکر کنیم و این خیلی خیلی عالیه استاد. استادعزیز من تو محیط اطرافم پسرانی اینچنینی بسیار دیدم و توجیهشون اینه که ازدواج یه پیمان سنتی مسخره است که کاربردش تو قدیم بوده و نظرشون اینه که الان باید به روز بود و چه دختر و چه پسر باید روابط آزاد و بدون تعهد داشته باشن و حتی دیگرانی رو که با خودشون هم عقیده نمیبینن یه مشت آدم پشت کوهی عقب مونده می دونن.متاسفانه این طرز فکرها رو دارن رواج میدن و از همین رو من برای بنیان خانواده در آینده بسیار زیاد احساس خطر می کنم.و از اینکه میبینم افرادی چون شما اینچنین روشنگری میکنیدخیلی خوشحالم.ممنون که هستید.

    [پاسخ]

  40. اون پسرایی که میتنونن، نمیخوان ازدواج کنن. و اونایی که میخوان ازدواج کنن نمیتونن!
    عجب قصه ای شده ها!
    دکتر ممنون از زحماتتون.
    فونت سایت یه کم بد شده، خوندن متن سخت شده و چشم اذیت میشه.
    =====================
    ما فونت را گذاشتیم روی KOODAK و میشه بگید چیش اذیتتون میکنه؟ چون سریعا اقدام خواهیم کرد

    [پاسخ]

    میثم پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۶:۰۴ ب.ظ:

    من هم همین نظر رو دارم، سایت با موبایل خیلی بهتر خوانده میشه ولی با pc فونت ها هم ریز هستند هم زمینه سفید و زیادی روشنه چشم رو میزنه.
    ==============
    درست میکنیمش

    [پاسخ]

    سامی پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۲:۳۶ ق.ظ:

    فونتش فک می کنم باید بولد بشه یا از یه فونت تو پر استفاده بشه

    [پاسخ]

  41. سلام
    پینوکیو سکه می کاشت تا درخت سکه در بیاد ….جک با .لوبیای سحر آمیز بدون کاشت و داشت و برداشت به تخم مرغ طلا دست می یافت …سند باد با چراغ جادو با غولها می جنگید ….کارتونهای جدید هم که با یک دکمه یا یک کنترل از راه دور …همه چیز را مهیا می کند …جعبه سیاه هواپیمای نسل امروز ضبط شده از چنین تصاویری …
    الان می گند بزرگترین کار در زندگی تفریحه …بی مسولیتی …راحت باش …صفا سیتی …در حالی که ما از بزرگان خود داریم که فرموده اند : بزرگترین تفریح …کار است …
    تازه حالا من می گم کار ….یک عده می گند کو کار …کو ….کار خوب کجا هست ؟ …
    بحث روابط ازاد هم که یک چاه ویل عمیق است ….بماند …ازدواج یک خوبی که دارد این است که ادم می چسبه به کارش …حتی اگر اون کار دلچسب نباشه …

    [پاسخ]

  42. سلام، تووی این موقعیت که شرایط مالی برای ازدواج سخت شده توقع پسرا و آقایون رفته بالاـ انگار کار شاقی دارن انجام میدن و با کلی منت گذاشتن ـ از طرفی هم دختر و پسر در شرایط تحصیلی و موقعیت اجتماعی مساوی هستند ـ تازه جالبه اصلاً به خودشون زحمت نمی دن بیان یه دختر روو برای آشنایی ببینن! بابا یا مامانشون روو می فرستن بعدش هم به گوشت میرسه که مامانه از دور دیدت و نتونسته از پسرش ایراد بگیره، به معرف گفته: «دختره سنش بالا می خوره!!!» مهم نیست خلایق هر چه لایق.

    [پاسخ]

  43. پسرها نه می خواهند ازدواج کنند نه می خواهند تغییر کنند
    فقط دلشان می خواهد همه چیز یک جور خوبی بشود و اگر نشود متاسفانه تعدادی از آن ها راه های بد را برای جبران نداشته ها انتخاب می کنند
    به هر حال در جامعه ای که ازدواج از سمت پسرها شروع می شود تا آن ها اقدام جدی نکنند تغییر محسوسی در جامعه اتفاق نمی افتد

    [پاسخ]

  44. جالبه که هیچکس در مورد این که این پسرا روابط جنسی آزادی دارن صحبت نکرده!
    مطمءن باشید اگر تنها راه ارضا نیازهای طبیعی ازدواج باشه پسر هم خودش رو برای مسءولیت و… آماده میکنه، غریزه خیلی قوی تر از این حرفاست، راه های دیگه که باز بشه خب معلومه هیچکس نمیره سمت ازدواج!

    [پاسخ]

  45. علاوه بر راحت طلبی، توقعات هم زیاده..
    اکثر آقایون (شاید هم خانواده شون) بی توجه به ویژگیهای خود پسر، دختری می خوان بسیار زیبا، تحصیلات عالی، کار مناسب، خونواده ی پولدار، و.. که این دختر با شرایط بی پولی و خونه ی نداشته و هزاران معضل دیگه ی آقای داماد بسازه، این هست که اکثر آقایون میگن اونی که ما میخوایم گیر نمیاد؛
    البته همواره استثنا هم وجود داره، ولی خداییش آقایون یه کوچولو با خودتون فکر کنید، می بینید که همینطوره، نیست؟
    چند وقت پیش یکی از دوستان تعریف می کرد که فامیلشون رفته بودن خواستگاری، دختر خانم دندانپزشک؛ خانواده ی بسیار عالی، موقر و زیبا و خلاصه همه چی تمام، اونوقت مادر پسر گفته بود، نه، این اونقدر که من میخواستم خوشگل نبود!!!!!!!!اینم از مملکت ما…..

    [پاسخ]

    سامی پاسخ در تاريخ دی ۱۰ام, ۱۳۹۲ ۲:۲۹ ق.ظ:

    مورد عکسش هم وجود داره، آقا پسر دکتر خانواده فرهنگی و اصیل رفتن خواستگاری دختر خانم اول صحبت عرض کردن من کار می کنم و درآمدم مال خودمه (جالبه درامد پسر اونقدرا بوده که چشمداشتی به مال طرف نداشته باشه!)، مهریه سنگین گذاشتن و حق طلاق و حضانت فرزند رو می خواستن. با این شرایط آقا پسر رفتن، پشت سرشون رو نگاه نکردن

    [پاسخ]

  46. خداییش همینه .جالب اینه که خیلی از پسرا با وجود اینکه اعتراف می کنند مجردیشون خسته کننده شده و مهمونیو مدل به مدل پارتنرعوض کردنو اومدن رفتن ادمای جدید راضی شون نمی کنه اما باز زیر بار ازدواج نمی رن .به نظر میاد از داشتن روابط کوتاه ترسیدن.می ترسن ازدواجشونم مثل رابطه های بی معنیشون باشه.هیچ تلاشیم واسه ساختن یه رابطه سالم نمی کنند

    [پاسخ]

  47. نویسنده، گویا فراموش کرده ک ی طرف رابطه دختر خانم قصس !

    ی کلام

    ب

    چی اعتقاد دارید

    قانون جذب!؟

    خب خلایق هر چه لایق

    چ خوبش
    چ بدش
    🙂

    [پاسخ]

  48. سلام آقای دکتر
    بسیار صحیح و مفید.
    میدونم بیشتر موضوع صحبت شما مربوط به راحت طلب شدن پسرا بود،
    ولی برای موضوع اینکه امکانات دارن و ازدواج نمیکنن به نظر شما نباید دلیلی مثل ترس برنیومدن از پس اینهمه توقعی که در اکثر دختران وجود داره هم به مورد دوم اضافه بشه؟
    از همون روز اول خانواده و خود دختر خانوم همه چی میخوان داشته باشن. حاضر نیستن 2نفری تمومش رو با هم بسازن

    [پاسخ]

    ...... پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۱ ب.ظ:

    دکتر با نظر الیاس موافقم من خودم جزو اون دسته ای هستم که تا حدودی امکانت مثل یه واحد آپارتمان دارم ولی کو اونی که با ای شرایط بسازه

    [پاسخ]

    نیما پاسخ در تاريخ دی ۳ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    منم موافقم

    [پاسخ]

  49. آقای دکتر درست زدید به هدف، این سواله خیلی از دختراست که در مواجهه با «پسران امروز» از خودشون میپرسن. با این تفاسیر فکر میکنید رویه ی این پسرای امروزو میشه تغییر داد؟ ما دهه ی شصتی ها بریم دنبال پسرای دیروز؟؟؟

    [پاسخ]

  50. ما دختران دهه شصت با خوندن این واقعیت ، کمی غصه دار تر میشیم ، هرچی دخترها دانش ارتباطیشون بالاتر میره، انگار پسرها ارتفاعشون( به تعبیر دکتر شیری عزیز)کمتر میشه . در ضمن تصویر این نوشته بسیار متناسب و گویا است . ازتون متشکریم دکتر شیری گرامی.

    [پاسخ]

  51. دکتر به نظر من دختراوبیشترپسرا نمیدونن چی میخوان آخرآخرش فقط میدونن چی نمیخوان یا اینکه میدونن چی میخوان ولی اونی که میخوان گیرشون نیومده معلوم هم نیست که گیربیاد و درنهایت میفهمن که اونی که میخوان گیر نمیاد یاموقعی گیرمیاد که معلوم نیست که هنوزهم میخوان وآخرش هم یه موقعهایی میخوان ویه موقعهایی هم نمیخوان و درنهایت نه میخوان ونه میتونن که بخوان و تعادل آغاز میگردد و زندگی ادامه دارد 🙂

    [پاسخ]

  52. دکتر عزیز اون موقع است که دیگه دیر شده و مرغ از قفس پریده و آقا پسر می مونه و کلی ماتم و غمو پریشونی و سوگواری
    نه والا ااااااااااااااا…… آقایون همت کنید داره دیر میشه ها
    ـــ
    دکتر جان من قبلن در این زمینه پیامی نذاشته بودم …. ولی سایت نمی ذاره من پیاممو بدم
    ای بابا !!!!!

    [پاسخ]

  53. دکتر عزیز اون موقع است که دیگه دیر شده و مرغ از قفس پریده و آقا پسر می مونه و کلی ماتم و غمو پریشونی و سوگواری
    نه والا ااااااااااااااا…… آقایون همت کنید داره دیر میشه ها

    [پاسخ]

    سپهر پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۵:۱۵ ب.ظ:

    پسران امروز ازدواج نمی کنند چون بیدار شدند و نمی پسندند که مانند پدرانشون آزادیشونو از دست بدند،
    طبیعتاً یک دختر موجودی ضعیف تر و آسیب پذیر تر از یک پسره،
    بنابراین ازدواج برای او حتی اگر زندان باشه به امنیتش و داشتن تکیه گاه می ارزه
    اما یک مرد قدرتمند نیازمند امنیت و تکیه گاه نیست پس طبیعتاً خواهان آزادیه

    [پاسخ]

    پيمان پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۹ ب.ظ:

    داداشم شما چن سالته؟؟؟؟این”مانند پدرانشون آزادیشونو از دست بدند” خیلی هره بود!!!

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۲ ۱:۲۵ ق.ظ:

    لطفاً باادبانه تر نسبت به مردان و زنان

    [پاسخ]

    یک دختر پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۷ ق.ظ:

    راست میگی اگه پدر شما آزادیشو از دست نمیداد الان اسیر پسری مثل شما نبود !

    [پاسخ]

  54. عرض سلام و وقت به خیر دارم استاد.
    به نظر من اونهایی که می تونن ولی تن به ازدواج نمیدن بیشترن از کسانی که شرایطشو ندارن.
    نقش اساسی بعضی دخترها رو هم نمیشه نادیده گرفت.
    http://fatemehaliakbari.blogfa.com/post/35

    [پاسخ]

    هیوا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۵ ب.ظ:

    سلام، خانم علی اکبری این لینکی که گذاشتین باز نمیشه !!! من مشتاق بودم متنش رو بخونم …

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.