نگرانی های دختر متولد ۶۵ و پاسخ دکتر شیری

image_pdfimage_print
راستش یک خواستگار برام اومده چند جلسه اومدن و یک بار هم بیرون همراه مادرم رفتم صحبت کردم احساس اونقدر علا قه در من شکل نگرفته متوسط احساسم ولی به دلیل اینکه پسر خوبی و باشخصیت و اینکه سنم ۲۷ سال هست نگرانم نکنه برام دیر بشه ایا ممکن بعد ازدواج علاقه پیدا بشه ممکن هم نشه نمی دونم چه کار باید کنم

======================
سن ازدواج دختران تحصیل کرده و شاغل در ایران به طور متوسط ۲۷ میباشد و بنابراین نگران نباش.. نگرانی باعث میشه در انتخابهای خودت درست نتونی شرایط را تخمین بزنی و دردسر ایجاد کنی
  • انتخاب کسی درست است که در درجه اول به دل تو بنشینه و این به دل نشستن خیلی فلسفی نیست در این مقطع بلکه کاملا ذوقی و ظاهری و هیجانی است . البته مطلوبیت ظاهری ، سلیقه ای است و مایلم بدانی که مقدارش از متوسط به بالا باشه خوبه
سوال خوب اینه که چقدر معاشرت کنیم تا مطمئن بشویم این مطلوبیت یا عدم مطلوبیت واقعی است ؟
عدد مشخصی نمیشه داد و خیلی بستگی داره به شرایط دیگرت مثل خانواده ، سن، اعتقادات شخصی و تعداد خواستگارها اما اگر تا ۴ جلسه دیدار ، اتفاق خاصی میفته ، بعدا بسیار بعیده طرف خوشایندت بشه
  • بحث بعد از ظاهر، سرمایه روانی خواستگارت است که باید از نظر ” شناختی” کسی باشه که بتونی باهاش حرف بزنی، در جامعه دیده بشوی . میزان انرژی فرد در زندگیش ، درونگرایی و برونگرایی اش ، سیستم فکری و اعتقادی اش و…همه و همه تعیین میکنه شما دو نفر آیا از نشر شناختی نیز با هم میتویند شروع کنید یا نه
  • بحث بعدی ، گفتگوی درست درباره انتظارات از زناشویی و بررسی غالبهای ذهنی دو نفر است درباره نقشهای همسری از خود و همسر که وقتی متقارن سازی و سازگاری رخ بده ، خیلی از مین گذاریها ،خنثب خواهد شد
  • بحث خوب دیگر، خانواده ها است. باید ببینی میتونی به اون خانواده بپیوندی؟ خواستگارت بعدا میتونه تو خانواده شما بیاد و اذیت نشه و افتخار بکنه؟ حتی اگر یکی از دو طرف خانواده درست و حسابی از نظر عملکری نداشت ( طلاق/ اعتیاد/ درگیری زیاد و قهرهای طولانی….) باید ببینه آیا میتونه در خانواده دیگری ، سازگاری و جذب داشته باشه
  • بحث ضروری دیگه توانمندی اجتماعی اقتصادی طرف است که بتونید با هم از پس هزینه های زندگی بربیایید و حداقلهای زندگی مشترک را تامین کنید. در این گزینه ساده گیر باشید و لی ساده لوح نباشید

————————-

دوره استثنایی “ازدواج مثبت” برای بار ۶۱ در دیماه ۹۲ برگزار خواهد شد که شامل کلاس ، کارگاه خواستگاری میباشد. از الان اگر مایل هستید ، اسم خود بعلاوه کلمه ” مثبت” را برای موسسه ما پیامک کنید

65 دیدگاه در “نگرانی های دختر متولد ۶۵ و پاسخ دکتر شیری

  1. دلم خیلی گرفته شاید اینجا تنها جایی باشه که بتونم راحت حرف بزنم از برادرا کمک میخوام معیار ازدواج برای شما چیه و اگه از دختری خوشتون نمیاد برای چی میرین خونه شون و اونو پیش خانوادش خجالت زده می کنید . تا حالا هر خواستگاری برام می آمده به یه دلیلی نمیشد ازدواج کنم یا اون جا می زد یا شرایطش خیلی سخت بود یا خانوادم قبول نمی کردن و منم هیچ وقت رو حرف پدر و مادرم حرف نمیزدم چون این اعتقاد رو دارم که اونا تنها دوستای واقعی منن . چند وقت پیش یه آقایی اومدن خواستگاری من ، از رفتارارشون مشخص بود که موافقن و من و خانوادم هم همینطور حتی با هم صحبت هم کردیم . اون روز همه خوشحال بودن که منم ازدواج میکنم ولی نمیدونم چی شده که هیچ خبری ازشون نشد . اگه فقط خانواده خودم میدونستن برام اصلا مهم نبود ولی تو اون جلسه زن داداشام هم بودن . خیلی بعد اون افسرده شدم . آخه چرا باید با دل آدما اینجوری بازی کنیم . من نمیگم حتما باید این ازدواج سر میگرفت حرفم اینه آخه آقای محترمی که دختری رو نمیخوای چرا میری اون دخترو پیش خانوادش سر افکنده می کنی . میدونی اون دختر از دو روز قبل از جلسه خواستگاری تا دو روز بعدش از استرس نمیتونه یه لقمه غذا بخوره ، نمیتونه یه لحظه آروم بخوابه .منی که حتی از اومدن خواستگار هم خجالت می کشم خدا میدونه تو اون چند روز چی کشیدم و بعدش چی کشیدم . همون که یه دفعه زن برادرم ازم بپرسه چرا اینا دیگه نیومدن تا آخر عمرم بسمه . تو رو خدا دل دیگران رو نصفه دل خودتون حساب کنین

    [پاسخ]

    حسام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۳۱ ق.ظ:

    با سلام،
    به نظر من همیشه باید به این نکته توجه داشت که در مراسمات خاستگاری به غیر از دختر و پسر ، خانوادها نقش خیلی پر رنگی دارن، خیلی مواقع پسر میپسنده ولی از لحظه ای که در خانه دختر را میبندن و سوار ماشین میشن برگردن از خواستگاری، مخالفتها به صورت جدی شروع میشه..
    من خودم واسه اینکه چنین مساءل روحی واسه طرف مقابل پیش نیاد، یکی دو جلسه ی اول را به صورت نیمه رسمی در کافی شاپ یا مثلا لابی هتل و یا.. هماهنگ میکنم دختر و پسر با مادر و خواهرشون صحبتهای اولیه را میکنن اگر مشکلی نبود، خواستگاری رسمی در منزل هماهنگ میشه!

    [پاسخ]

    زری پاسخ در تاريخ اسفند ۲۵ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۱ ب.ظ:

    عزیزم این اتفاق برای منم افتاد
    شب خواستگاری پسره اعلام کرد که پسندیده،من گفتم یه هفته فرصت میخوام که فکر کنم.
    اما فردای خواستگاری،خانواده پسره اعلام کردن،که پسره گفته من با دختره تفاهم ندارم.
    نظری که گذاشتن درسته،دقیقا بعد از اینکه از درب خونه ما رفتن بیرون،مادر پسره مخالفت کرده،و رای پسر رو زده.
    خب اینجا نمیشه گفت اون پسر توی دو ساعتی که خونه ما بودن،انچنان
    شیفته من شده که به حرف مادرش گوش نده، پس اینجا دختر بازنده اس
    اینکه میگی جلوی زن داداش هام ضایع شدم رو حق داری،چون پسره شب خواستگاری اعلام کرده که نظرش مثبته و تو هم حرفی از اینکه خوشت نزدی،نیمدهنیمد
    اما من نظرادمخواستگاخواسخواستگشبهمبخوره بهتره تا طلاق بگیره، پس ا ون پسر هم کارش درست بوده

    [پاسخ]

  2. سلام استاد عزیز
    بارها ایمیل زدم برای سوالهای مختلف اما کم سعادت بودم که پاسخی دریافت کنم،
    من 31 سال دارم و اضطراب تنهایی دارم .. البته حاضر نیستم با هر شرایطی هم ازدواج کنم، شرایط ظاهری تحصیلی و اجتماعی خوبی دارم اما مثل هرکسی داستان های کوتاه و بلندی تو زندگیم داشتم. چطور با این اضطراب کنار بیام چون میترسم سلامت روانی من به خطر بیفته … یک راهنمایی کوتاه از شما خوشحالم میکنه . سپاس

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۸ ق.ظ:

    سارای عزیز
    سوالات منتقل شده است به این سامانه دقیق تر :porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

  3. اگه پسری به دل دختر نَشینه، پسر چه باید بکنه؟! فراموش یا…؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۳ ق.ظ:

    به نظرم بستگی داره چقدر گیرش باشه…اگر پر هزینه نباشه برای سایر اهداف زندگیش باید تلاشش را بکنه و یه وقتی هم آدم باید حدش را بفهمد و در آنجا متوقف بشود

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ فروردین ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۱۵ ق.ظ:

    ممنون
    …پس می‌شه هنوز امیدوار بود

    [پاسخ]

  4. سلام جناب اقای دکتر شیری سال نو رو بهتون تبریک میگم..
    من 27 سالمه کارمند هستم امسال بعد از بالارفتن امنیت شغلیم تصمیم به ازدواج گرفتم،ملاک هام رو برای خودم تعریف کردم از انجایی لیسانس زبان هستم و کارهای ترجمه هم انجام میدم خوشبختانه با یه دختر مطابق با تمام ملاک هام کاملا تصادفی آشنا شدم ایشون لیسانس هستند و 25 ساله دو جلسه کاری با دخترخانم حضوری صحبت کردم به لحاظ اخلاقی و فرهنگ خانوادگی بهشون بسیار شباهت دارم به دلم نشستن ایشون … با خانواده در میان گذشتم شرایط ایشون رو و تصمیم گرفتم که در جلسه بعدی که برای اجرای کار ترجمه باهاشون دیدار می کنم بهشون پیشنهاد ازدواج بدم این کارو کاملا مودبانه و قائده مند انجام دادم! و ازشون درخواست کردم پدرم با پدر ایشون درمورده خواستگاری تماس حاصل کنند . ..دختر خانم در پاسخ به پیش نهاد بنده فرمودند: که من پسری را دوست داشتم به مدت 6 سال وسال گذشته ایشون ازدواج کردن
    من هنوز وقتی به یاد ایشون میوفتم گریه میکنم…..و به من گفتن که اجازه بدین اول کار ترجمه انجام بشه…..منم گفتم که برای هر دختر 18 ساله این موضوعات میتونه اتفاق بیوفته…حالا دلیل اینکه چرا اینقدر طول کشده و عمیقه این حس رو نمی دونم! ولی اگه اراده کنین که تغییر پیدا بشه این موضو از نظر من مشکلی نداره میشه پیش مشاور رفت و حتی من میتونم تا اونجاییکه در توا نم باشه کمکتون کنم. ایشان هم وقتی پذیرش کاملا منطقی بنده رو نسبت به مشکلشون دیدن ..گفتند که روی پیشنهادتون فکر میکنم …حال آقای دکتر ممکنه منو کمک کنین من از انخابی که انجام دادم کاملا مطمئم چون به خودشناسی رسیدم و ایشون کاملا با تعبیر همسر برای من منطبقه؟ آیا راهی و جود داره که ما برای ازدواج به توافق برسیم در نهایت یا نه؟ و اینکه آیا من باید برم توفازچجور کمکی ؟ یا واقعا کمک بیفایدس چون درنهایت من فقط رابین هودخواهم شد برای ایشون ؟(به نتیجه نخواهم رسید) ممنون میشم اگه راهنماییم کنین چون قصدم جدیه

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۷ام, ۱۳۹۳ ۳:۴۴ ب.ظ:

    امین
    به نظرم خیلی مکانیکی داری میری جلو( لزوما اشتباه نیست)
    ولی الان بعد از پیشنهادت باید صبور باشی و بدون تمرکز روی اون پسره و توهم زنی نسبت به خاطراتی که با اون داشته و دبون اینکه حسود بشی به نظرم میتونی نرم نرم بهش اثبات کنی میشه جور دیگه هم عشق را تجربه کرد

    [پاسخ]

  5. استاد گرامی سلام . حس تنهایی اخیرا زیاد اذیتم میکنه .معیار ازدواج برای من تشابه فرهنگی خانوادگی هست ( خانواده من خیلی به اصالت و فرهنگ خانوادگی طرف مقابل اهمیت میدهند ) ، تحصیلاتی در سطح مشابه با خودم ( خودم پزشک هستم ) ، صداقت و راستگویی طرف مقابل ، درک متقابل از همدیگر و بطبع جذابیت ظاهری ( خیلی در این مورد سختگیر نیستم . اما خوب بعضیها به دل آدم نمینشینند ! ) . ۳۱ ساله هستم و هنوز با مورد مناسبی برای ازدواج برخورد نکرده ام . آیا معیارهای من کمالگرایی منفی است ؟ استاد من اخیرا زیاد سوال مطرح کرده ام اما جوابی نگرفته ام . لطفا اگر امکانش هست جواب بدید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۹ ب.ظ:

    خاطره عزیز
    میشه تحصیلات لیسانس به بالا را نیز در لیستت گنجاند
    خیلی از موارداخلاقی که گفتی ملاکهای ازدواج نیستند بلکه ملاکهای زندگی فردی سالم هستند که درست است ولی نمیتونی تو خواستگاری مثلا صداقت طرف را راحت چک کنی
    به نظرم خانواده ظاهر و تحصیلات خوب بودند

    [پاسخ]

    خاطره پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۳ ب.ظ:

    ممنونم استاد از پاسختون .
    یک مساله ای که هست ، همیشه توی روابطم با آقایان همکار تبدیل میشوم به دوستشان . ضمنا معمولا برای اونهایی جذابیت دارم که از نظر ظاهری اصلا برایم جذاب نیستند . به نظر شما چه کار باید بکنم ؟ ایرادی که در رفتارم هست چی میتونه باشه ؟

    [پاسخ]

  6. معیار ازدواج برای من تشابه فرهنگی خانوادگی هست ( خانواده من خیلی به اصالت و فرهنگ خانوادگی طرف مقابل اهمیت میدهند ) ، تحصیلاتی در سطح مشابه با خودم ( خودم پزشک هستم ) ، صداقت و راستگویی طرف مقابل ، درک متقابل از همدیگر و بطبع جذابیت ظاهری ( خیلی در این مورد سختگیر نیستم . اما خوب بعضیها به دل آدم نمینشینند ! ) . ۳۱ ساله هستم و هنوز با مورد مناسبی برای ازدواج برخورد نکرده ام . آیا معیارهای من کمالگرایی منفی است ؟ استاد من اخیرا زیاد سوال مطرح کرده ام اما جوابی نگرفته ام . خواهش میکنم من را deny نکنید

    [پاسخ]

  7. استاد گرامی سلام
    معیار ازدواج برای من تشابه فرهنگی خانوادگی هست ( خانواده من خیلی به اصالت و فرهنگ خانوادگی طرف مقابل اهمیت میدهند ) ، تحصیلاتی در سطح مشابه با خودم ( خودم پزشک هستم ) ، صداقت و راستگویی طرف مقابل ، درک متقابل از همدیگر و بطبع جذابیت ظاهری ( خیلی در این مورد سختگیر نیستم . اما خوب بعضیها به دل آدم نمینشینند ! ) .
    31 ساله هستم و هنوز با مورد مناسبی برای ازدواج برخورد نکرده ام . آیا معیارهای من کمالگرایی منفی است ؟
    استاد من اخیرا زیاد سوال مطرح کرده ام اما جوابی نگرفته ام . خواهش میکنم من را deny نکنید 🙂

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۵ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۹ ق.ظ:

    دکتر جان
    در تحصیلات میتونید سبک تر هم بپذیرید به عنوان خواستگار

    [پاسخ]

  8. به نظر من ازدواج واسه ی یه خانوم سن خاصی نداره و اصلا محدودیت سنی نداره به شرطی که!!! اولا به خودشون برسن و زود پیر نشن. بعضیا دخترا فقط به آرایششون می رسن. بابا آرایش ارزشی نداره که. ورزش، اجتماعی بودن و خوش صحبت بودن، با سواد بودن… وجداناً من خیلی دخترای بالای 30 رو میبینم که آدم فقط دلش میخاد 4 کلمه باهاشون حرف بزنه. خب خیلی ببخشیدا معلومه دختر بالای 35 سال که کلا هیکل و تیپ رو ول کرده دیگه باید بمونه!!! البته اینا همش واسه آقایونم هستا!. نمیدونم چرا تو مملکت ما هر کی سنش وارد دهه ی سوم زندگی میشه از اینجور چیزا دست می کشه!!!؟

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۳ ق.ظ:

    ببخشید منظورم دهه ی چهارم بود!!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۷ ق.ظ:

    خودت میفهمی چی نوشتی؟؟؟؟ میگه نمایشگاه فرش و اتومبیله؟؟؟

    [پاسخ]

  9. جانا سخن از دل ما می گویی
    ممنون مهتاب جان . دقیقا منم میخواستم همین ها رو بگم . دنبال یه راهی میگشتم که همین درد دل ها رو به آقای دکتر و دوستای مخاطب بگم . منم دختری 29 ساله م . همین شرایط رو دارم . تا چشم باز کردیم به این سن رسیدیم . نه سخت گیر هستیم و نه تنوع طلب . هرچی به ما میرسه قحطی میشه . خواستیم دانشگاه بریم در اوج شرکت کننده های دانشگاه کنکور دادیم (سال 83 این همه موسسه که لیسانس بده نبود) . بعد رسیدیم به کار، بازم بی کاری و مشکلاتش . اصلا نمی دونم چطورشد تا این سن ازدواج نکردیم ، الان این فقط وضعیت من نیست دخترهای همسن و بزرگتر از من که مجرد هستند زیادند ، بیشتر دخترهایی که تحصیلات دانشگاهی دارند همین وضع رو دارند . با این که از نظر ظاهر و کمالات هم از خیلی ها سریم. ما به دهه چهارم زندگی رسیدیم ولی هنوز از داشتن کسی که حداقل شرایط ازدواج رو داشته باشه محرومیم . این حق همه دخترهایی تو سن ماست که همسر داشته باشیم . همش باید منتظر تقدیر بشینیم .
    آزاد اندیشی هایی که برخی از پدر مادرای دهه پنجاه (مخصوصا) برای بچه هاشون دارند و از اونجایی که خودشون تا بیست سالگی ازدواج کردند حالا بچه های دهه هفتادشون هم همون طور برای ازدواج اصرار دارند . پس اگه بچه شون ازدواج نکرد باید بتونه ارضا بشه (بابت این حرف معذرت میخوام) پس با پسر (دختر) هایی مختلف ارتباط برقرار میکنه . باور کنید هنوز هم دختر های دهه شصت هستند که از ابراز طبیعی ترین حقشون که ازدواج هست ، خجالت میکشند . بیشتر دهه هفتادی ها گستاخ و بی پروا هستند به درست و غلط آن کاری ندارم ولی بیشتر ما دهه شصتی ها روش تربیتیمون همین بود . فقط کسایی که دوست پسر دارند می تونند ازدواج کنند . پس ما رو که از این کار منع کردند ، حالا باید چی کار کنیم ؟

    [پاسخ]

  10. سلام آقای دکتر
    من یک سوال پرسیده بودم دیروز، که تو پیام ها بود ولی الان که اومدم جواب شمارو ببینم اصلا پیامم منتشر نشده
    لطفا بررسی کنید.ممنون

    [پاسخ]

  11. سلام اقای دکتر.من و نامزدم هر دو esfj هستیم میخواستم بدونم ازدواج دو esfj چطوره؟واینکه من نمیدونم برونگرام یا میانگرا.تستی واسه تشخیص هست؟
    ================

    ابزار mbti بنا نداره به کسی درباره انتخاب عاطفیش یا ازدواج توصیه ای اجباری بکنه و میپذیره که آدمهای مختلف میتونند توانمندیهای خودشون راتوسعه develope بدهند .کارکردهای 4 گانه هر دوی شما شبیه هم است پس نقاط قوت را با هم دارید و نقاط ضعف را با هم
    مثلا هر دو فاقد قدرت دید کلی و اینده نگری ممکنه باشید که میتونید کمک بگیرید از کسانی که چنین نگرشهایی دارند ( شهود و big image)

    [پاسخ]

  12. سلام و درود
    تو این موقعیت سنی تنها باشی بهتر از اینه که کسی رو وارد زندگی خودت کنی و او را صرفاً از سر دلسوزی تحمل کنی
    و نه زندگی اون زندگی خواهد شد نه تو که مدام با دل پر آشوبت در جنگ و جدالی….
    ملاک خوشبختی که صرفاً دو نفر بودن نیست..!!!

    [پاسخ]

  13. سلام آقای دکتر .از طرح این مطلب ممنونم. این موضوع حرف دل خیلی از ما دهه شصتی هاست. به مشکل ترس از سن، خواستگاران سنتی نامتناسب را هم اضافه کنید که فقط به دلیل سن مان انتظار دارند از خیلی چیزها بگذریم و گرنه باید خیلی حرفها را بشنویم. من 31 سالمه و فوق لیسانس دارم و در یکی از بهترین دانشگاههای کشور کار خوب و علمی دارم. یکسال پیش یکی از اقوام نزدیک به خواستگاری من آمد که دیپلمه بود و در کار ساخت و ساز ساختمان. فاصله تحصیلاتی و اجتماعی باعث شد من به شدت مخالفت کنم اما با مقاومت شدید خانواده ام روبرو شدم. می گفتند که پسر خوبی است. راست هم می گفتند و واقعا در این جامعه پسر خوبی مانده بود ولی با من تناسب نداشت. خانواده اصرار داشتند فقط به دلیل سنم. نتوانستم مقاومت کنم ولی سعی کردم کمی مدیریت کنم و با ایشان گفتگو کردم و حدود 3 ماهی را صرف کردم. واقعا حرف مشترکی با او نداشتم و آرزوهایش برایم بی اهمیت بود. مرا به یاد 12 سال پیش خودم می انداخت که تازه قصد ادامه تحصیل داشتم.او هم به من به چشم یک معلم نگاه میکرد. چهره اش هم برایم جذابیت نداشت و در طول صحبت کردن ها سعی میکردم اصلا نگاهش نکنم. خیلی تحت فشار بودم و به نظرم با این مقاومت بالا در روحم ادامه دادن صحیح نبود و پاسخ منفی دادم. اما بعد یکسال هنوز به منزل ما رفت و آمد میکند و خانواده ام او را شدیدا تحویل میگیرندو از هر فرصتی استفاده میکنند که به من بگویند اشتباه کرده ام و جون در این فاصله خواستگار جدی دیگری هم نیامد، طوری حرف میزنند که انگار این فرد آخرین شانس من بوده و من آنرا باخته ام. متلک های بسیاری میشنوم و در بین اقوام حرفهای زیادی که سنم را به سخره میگیرند. به یکباره کل داشته هایم از تحصیلات و کار و چهره و….. بی ارزش شدند و فقط مجرد بودنم به چوب دستی برای کوبیدن تبدیل شد. نمی دانم با رفتار خانواده ام چطور کنار بیایم. از آنها به شدت دور شدم و اعتمادم از بین رفته و با این ترس از سنی که در من ایجاد کرده اند چکار کنم. راهنمایی شما حتما برایم راه گشاست.ممنونم

    [پاسخ]

    زینت پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۰ ب.ظ:

    واقعا که هیچ جوابی واسه دخترای سن بالا ندارید ما تو جامعه ای عقب مانده زندگی می کنیم که همه چیزو تو ازدواج میبینن ازبس بی فرهنگن حالا ما دخترای سن بالا که ازدواج نکردیم باید بریم بمیریم اصلا حرف شمارو قبول ندارم که گفتید تشکیل خانواده بهتر از تنهایی.اصلا اینطور نیست تشکیل خانواده به چه قیمتی با یکی ازدواج کنیم که به دلمون نیست که تنها نباشیم میخوام تنها باشیم

    [پاسخ]

    جواب مریم پاسخ در تاريخ دی ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۹ ب.ظ:

    به خانواده ات بگو درسته که باید ازدواج کنم اما نه به هرقیمت؟! وقتی ازچهره اش کراهت دارم اگه باهاش ازدواج کنم بهش ظلم کردم چون نمی تونم اون عشق ومحبتی رو که هرکس حقش رو داره بهش بدم .

    [پاسخ]

    ف پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۸ ب.ظ:

    شما تنها نیستی عزیزم..منم این مشکل رو با خونواده و اطرافیانم دارم…. و روزی نیست که کسی ازم نپرسه تو که هم قیافه داری هم تحصیلات هم کار چرا تا حالا مجرد موندی؟!!!
    طوری میگن مجرد که انگار مرض صعب العلاجه !

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آذر ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۹:۱۹ ب.ظ:

    من سنم کمه اما خواهرام متولد نیمه اول دهه شصت بودن و از نظر حسی و حتی رفتار و طرز فکر ناخودآگاه فاصله دارم از هم سنای خودم و نزدیکم به 10 سال بزرگتر از خودم !
    چقدر نگرانشون بودم و به منم سرایت کرده بود این نگرانی ها و تعمیم می دادم به خودم و ترس برم می داشت و … چقدر ارتباط با آدما مختلف موثر بود که بفهمم این گره ای که تو ازدواج بچه های این نسل افتاده خیلی پیچیده است و همه گیر و مختص ماها نیست و …
    چیزی که من نمی فهمم اینه که چطور “زخم زبون” زدن در و همسایه و خاله زنک های فامیل هست اما دیگه اون “خیر خواهی ” و معرفی ها نه !!!
    چمون شده که علاوه بر همه ی فشار هایی که یه دختر سن بالای مجرد تو جامعه ما می کشه زخم زبون ماهارو بهم باید تحمل کنه !!!!
    بعضی ها بقیدری سطحی برخورد می کنن انگاری این دختر با ای همه کمال و جمال و … خودش نمی فهمه یا نمی خواد ازدواج خوبی داشته باشه و منتظر اینه که یه آدم کمبود دار با نیش و کنیاه بیاد اینو بگه ! اگر دلسوزن کاری بکنن …

    [پاسخ]

  14. سلام آقای دکتر
    شخصیت من INFP هستش اما از کسی خوشم میاد که ESTJ هست. ما مدتیه با هم آشنا هستیم. با هم جر و بحث داریم بعضی اوقات، شاید چون هر کدوممون دوست داریم توی بحث برنده بشیم و دیگری قانع بشه! اما علاقه ی زیادی بینمون هست. این که تیپ شخصیتیمون اینقدر متفاوته آیا مانع از این میشه که بتونیم ازدواج موفقی داشته باشیم؟
    ممنون
    =========================
    داشتن تیپ شما را در یک BOX دربسته نمی گذارد که قدرت خلاقیت و سازگاری را ازتان سلب کند سارا جان
    یقینا سازگاری با ایشون سخته ولی اگر هشیاری باشه به نظرم حله

    [پاسخ]

  15. سلام آقای دکتر.
    ببخشین سوالمو اینجا مطرح میکنم.
    این که گفتین “باید ببینی میتونی به اون خانواده بپیوندی؟”، این چقدر مهمه؟ من 27 سالمه و چند ماهی هست که با آقایی که یک سال از من بزرگتره، آشنا شدم. هر دو فوق لیسانس و شاغل هستیم و در مجموع به دل هم نشستیم، اما اینطور که متوجه شدم پدر و مادر اون آقا تو محیط خونه با هم دیگه برخورد مناسبی ندارن و میشه گفت تا حدی پرخاشگر هستن. البته در بیرون و در برخورد با دیگران حفظ ظاهر میکنن. من واقعاً موندم به پیشنهاد ازدواج این آقا چه جوابی بدم چون واقعاً پسر خوبیه و نمی تونم بهش ایراد خاصی بگیرم اما از اون طرف رفتارهای پدر و مادرش منو نگران میکنه.
    ====================
    در این حد مشکلی نیست مژگان جان…

    [پاسخ]

  16. سلام دکتر .
    ببخشید تو این پست سوالم رو گذاشتم
    من 1ماه دیگه کنکور دارم و1 سال زحمت کشیدم وعالی اومدم جلو دهه های اخر تو زندگیم اتفاقات زیادی افتاد و واقعا عذاب کشیدم از مسیر درس و راهم پرت شدم بیرون اما من خیلی تلاش کردم خودمو تو این شرایط لعنتی نجات بدم و خودمو جمع کنم وهنوزم دارم مقاومت میکنم حالا سوالم اینه
    چند روزه تو حین خوندن تو ذهنم اهنگ ها و موسیقی هایی میاد که من اصلا به اینا فکر نمی کنم و موسیقی هم گوش نمیکنم اما خودشون تو ذهنم نواخته میشن چیکار کنم تمرکز کنم سر جلسه این مساله رو نداشته باشم.
    ممنون
    =======================
    سلام
    به نظرم استرس زیادی تحمل میکنید
    مشورت با یک روانپرشک باعث میشه راحت تار برید جلو، ممکنه داروی خیلی سبک ضد اضطراب راتون تجویز بشه

    [پاسخ]

  17. با سلام خدمت دکتر شیری عزیز.
    به نظرم حرف شما کاملا متین است تا 3-4 جلسه کافیه بفهمیم که طرف را میپسندیم یا نه… و این قضیه کاملا به سلیقه دختر و پسر بستگی دارد و نه هیچکس دیگر…
    من خودم حسن(همسرم)را جلسه دوم پسندیدم
    در ضمن با توجه به کامنتهای این صفحه به نظرم بعضی دخترها کمال گرایی منفی زیادی دارند که با این وضعیت هیچوقت نمیتوانن ازدواج کنند.من دوست داشتم حسین(برادر دوقلوی حسن ) رو به یکی از دخترهای آشنا معرفی کنم…ولی دخترخانم خیلی وسواسییت در انتخاب و معیارهایی دارد که به نظرم باید با یک فرشته ای ازدواج کند که هیچ ایرادی نداشته باشد…کاش بعضیها میفهمیدند ازدواج یعنی چی…؟

    [پاسخ]

    زینت پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۲ ۷:۰۸ ب.ظ:

    به نظرم اون خانم وسواسی نیست منتظر یه فرشته هم نیست حسن جان حتما معیارها و ایده هاشون با برادرتون همخوانی نداره چون شما خانمتون و رو تو جلسه دوم تایید کردیید و پسندیددید دلیل نداره حتما هر دختر ی که مد نظر شماست هم تو جلسه دوم طرفشو بپسنده اصلا شاید هیچوقت نپسنده زور که نیست اجباری هم نیست

    [پاسخ]

  18. سلام دکتر عزیز. یه مدتی است که موضوعی بدجور فکرمو مشغول کرده است. با یه پسری آشنا شدم البته محل آشنا شدنم به نظرم ایده آل نبود اما دوستانم می گفتند هر آشنایی از یه جایی بالاخره باید شروع بشه (در تاکسی بود که ایشون کارت ویزیتشو به من داد و من بعد یک روز باهاشون تماس گرفتم و قرار شد همدیگر را ببینیم) در همان ملاقات اول به من از شکستهای زندگیش گفت و گفت که منظورم از این آشنایی اینکه می خوام باهاتون اشنا بشوم و اگر بشه با هم در تا اخر عمر کنارهم باشیم. از برنامه کاری و تحصیلاتش گفت و واقعا ایده ال بود.کلی پیام های عاشقانه میداد و دائما برنامه های کاریشو برام اس ام اس می کرد و اما تماس نمی گرفت . یک روز بهشون اعتراض کردم که چرا اصلا وقت برای این ارتباط نمی ذاری ، هیچی نگفت و از اون روز به بعد دیگه پیام هم نداد. حالا فکر من مشغوله: ا. اگر از این ارتباط خوشش نیومده بود چرا دائما پیامک می فرستاد . 2 : اگر خوشش اومده بود چرا با اعتراض من سکوت کرد و ارتباطشو قطع کرد ؟ من چه اشتباهی کردم؟ ایا این فرد واقعا یه دام گذاشته بود و ………. لطفا منو راهنمایی کنید.
    ====================
    خیلی ریسک کرده اید زهرا جان
    به نظرم زوده برای قضاوت ولی فاصله گیری هم به اعتماد به نفستون می انجامه هم سوء تفاهمی برای کسی مثل ایشون ایجاد نمیکنه
    ماشین جای هیجانات 15 سالگیست …شما بالغانه تر میتونید عشق را تحربه کنید

    [پاسخ]

    سعیده پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۶ ق.ظ:

    آقای دکتر بگین آخه چقدر باید منتظر بود .

    [پاسخ]

  19. من ظاهر همسرم و حتی رفتارش خیلی به آرزوهام شبیه نبود وقتی آمد اما حالا بعد از 14 سال انگار در پوست و گوشت هم تنیده ایم..میشه علاقمند شد

    [پاسخ]

    زینت پاسخ در تاريخ دی ۱۲ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۱ ب.ظ:

    اگر در پوست و گوشت هم تنیده اید خب بعد از 14سال مجبور شدید.دیگران قرار نیست مثل شما فکر کنند و مجبور شن از همون روز اول عاقلانه تن به این اجبار میدهند

    [پاسخ]

  20. سلام
    دکتر ابن فونت جدید با ریز بودنش ما رو کُشت ….
    ================
    درستش کردیم، راضی نیستید؟

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۹:۲۳ ب.ظ:

    بله دکتر ممنون، فونت نوشته ها خوب شده. فونت کامنت ها همچنان ریزه. اگر میشه این هم بزرگ کنید. سپاس

    [پاسخ]

  21. سلام دکتر منم 26 سالمه ولی واقعا علاقه ای به ازدواج ندارم با توجه به خیانتهایی که تو جامعه زیاد شده واقعا ریسک ازدواج کردن بالاست حتی کسی رو که بهش علاقه داری……

    [پاسخ]

  22. دکتر جان نوشته های من اول اینجا اومد بعدش حذف شد!!!!!نمیدونم چرا؟
    ==============
    حذف؟؟؟مهندس شما قدیمی هستید و صاحب تشریف

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۷ ب.ظ:

    دکتر جان عذر تقصیر.اشتباه از من بود…

    [پاسخ]

  23. دکتر جان
    اگه دختر 39 سالش باشه چی؟
    یه پسر هم سن و سال و از لحاظ اعتقادی مثل خودش اومده خواستگاری.منتها پسر سیکل داره و دختر فوق لیسانس.و پسر جداشده(فرض کنیم با دلیل منطقی) اما رفتار وادبش خوبه و منطقی
    و دختر سالهاست که خواستگار نداره و ترس تنهایی تو این سن زیاده باید چه تصمیمی بگیره؟
    این داستان یکی از عزیزای زندگیمه که دوست ندارم تصمیم اشتباهی بگیره…
    =================
    خیلی ریسکه جواد عزیزم
    باید بتونن آخه با هم حرف بزنن….میشه یه مدت معاشرت کنن اگر جرقه ای خورد بسم الله

    [پاسخ]

    جواد پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۸:۳۳ ب.ظ:

    ممنون دکتر جانم
    الان دارن باهم حرف میزنن و خواهرم SO -SO هست.نه هیجان زده نه بی خیال.حدس میزنم بتونن با هم خوب حرف بزنن…پس با همین وضع میشه امیدوار بود؟ و چیزه دیگه ای رو نباید چک کنم؟

    [پاسخ]

  24. سلام جناب دکتر شیری
    من خواستگاری دارم که معرفی شده اند.
    در جلسات ابتدایی برام جذابیت ظاهری فیزیکی نداشت . پس از معاشرت بیشتر نکته های مثبت اخلاقیش نظرمو جلب کرد و احساس کردم می تونم دوستش داشته باشم. موضوعی که هست اینکه از نظر مالی تقریبا هیچی نداره . خانواده من در وضعیت مالی خوبی هستند و خودم درآمدم و پس انداز کافی دارم. ایشون میگه تو باید منو به خاطر خودم بخوای! نه خونه و ماشین که بتونم برات فراهم کنم. سوالم اینه که میشه یه دفعه از یه شرایط مطلوب به شرایط خیلی ابتدایی وارد شد؟ با توجه به اینکه عشقی بین من و اون آقا وجود نداره و منتظر گذشت زمان هستم که این اتفاق بیفته.
    =====================
    به هر حال باید بتونه حداقلها را تامین کنه و جربزه داشته باشه که با خانواده شما دمخور بشه

    [پاسخ]

  25. مرسی آقای دکتر بابت این اطلاعات.
    شما اونقدر راحت در مورد ازدواج حرف میزنین که آدم فکر میکنه با این اوصاف میشه راحت ماهی یه بار شوهر کرد! 🙂
    ولی، جدا، باور کنین برای دخترا خیلی وحشتناکه تصور اینکه با کسی ازدواج کنن که حس خاصی بهش ندارن، و فقط امیدوار باشن که بعدا علاقه ایجاد شه.

    [پاسخ]

  26. به نظر میاد به دلیلی این پسر و دختر حتی نیم ساغت بدون خانواده معاشرت نکردند چطور ممکنه بشه تو این شرایط از جذابیت حرف زد خوب یه مرد میدانی میخواد که خودشو بروز بده مثلا دعوت به کافی شاپ وبه شکلی که مسیری را با هم طی کنند در رفت و برگشت و رفتارهای همدیگه را ارزیابی کنند این شیوه جذابیتهای یه مرد یا زن را خیلی بیشتر نشان میده.

    [پاسخ]

  27. آقای دکتر سلام من آدم درونگراییم و یکی از همکارام همش به من گیر میده میگه تو منزوی تو خیلی ساکتی .با اینکه در حدی که خودم برای خودم تعیین کردم هم باهاشون حرف میزنم هم سوال میکنم و هم شوخی و خنده اما جالبه که خیلی جدی هم اینارو میگه(در ضمن ایشون بصری هستن و من اینو مطمئنم که بصری نیستم چون خدارو شکر دوره مهارت ارتباطیتون رو شرکت کردم) احساس خوبی هیچ وقت از این حرفا نمیگیرم اعتماد به نفسم انگار کوبیده میشه!
    ===============
    اگر خودتون بااین وضعیت راحتید نباید تبدیل به آدی دیگر بشوید که برای خودتون غریبه باشید

    [پاسخ]

  28. دکتر جون دل دخترای جامعه ما خیلی پر تر از این حرفاس.مثلا من خودم یه عمر سعی کردم یه انتخاب درست داشته باشم.واسه بستن دهن مردم، مجبور نشم هر کسی و شوهر صدا کنم.چشم وا کردم دیدم 29 سالمه و دریغ از یه مورد مناسب و استاندارد.یه عده از همین مردم تشخیص دادن سخت پسندم و باید راحتتر انتخاب کنم.منم تا جایی که تونستم از معیارام زدم و کوتاه اومدم ولی دیدم اینقدر کوتاه اومدم که دیکه خم شدم.که چی بشه از همه چی بکذری.ظاهر، خانواده ،پول،تحصیلات حتی شاید شعور و خیلی معیارای اخلاقی که فقط شوهر کرده باشی .اینا برام مهم باشه تنها می مونم.کوتاهم بیام و ازدواج کنم که خوب یه عمر باید حسرت همه چیو بخورم.این شرایط خیلی از دختراس دور و بر من.ما که راه اولیو انتخاب کردیم…

    [پاسخ]

    پري پاسخ در تاريخ آذر ۲۲ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۳ ب.ظ:

    من هم شرایط مشابه مهتاب رو داشتم و الان ٣۶ساله و مجرد هستم علی رغم تحصیل ات عالی خانواده و شغل خوب ، یا باید از معیار های فرهنگی اجتماعی کوتاه میومدم و با کسی ازدواج میکردم که سنخیتی باهاش نداشتم یا تجرد رو انتخاب میکردم آقای دکتر عزیز کدوم بهتره ؟ همه عمر تنها باشی ؟ یا بدون علاقه و …. ازدواج کنی ؟
    ==============
    بعضی چیزها کمال گرایی منفیه پری جان و باید کنارشون گذاشت بانو
    انتخاب بین خانواده خود داشتن و مجردی سوال نداره که، معلومه خانواده یک زن را خوشحال تر نگه میداره

    [پاسخ]

  29. چه قدر مختصر، مفید و عمیق:
    “در این گزینه ساده گیر باشید و لی ساده لوح نباشید”
    (صرفا جهت یادآوری در باب مطلوبیت و با اجازه آقای دکتر که این نکته رو بارها فرموده اند و در پستهای دیگه هم متذکر شده اند. البته امیدوارم که اشتباه بازگو نکرده باشم) :
    جذابیت یک آقا برای یک خانم، ترکیبی از جذابیت فیزیکی و رفتاری ست و وزن قسمت رفتاری کم نیست. به همین دلیل شکل گیری قضاوت یک خانم در مورد جذابیت یا عدم جذابیت یک آقا معمولا نیاز به یک کم زمان داره.
    من خودم در عمل اینو تجربه کرده ام: بوده اند آقایانی که در وهله اول برام زیاد جذاب نبوده اند اما بعد از چند جلسه معاشرت، طرز رفتار و منششون اونقدر جذابیت کلیشون رو در نظرم افزایش داده که خودم تعجب کرده ام چطور بار اول چندان نظرم رو جلب نکرده اند
    (پی نوشت: من یک آناهیتای دیگه ام :پی )

    [پاسخ]

  30. سلام دکتر.شما میگین ” ساده گیر باشید و لی ساده لوح نباشید ”
    میشه بیشتر دراین باره برام توضیح بدین که در ازدواج ،چه مواردی ساده لوحی حساب میشه.چون من خیلی قانعم وبیشتر اهل سادگیم.

    [پاسخ]

  31. اقای دکتر مواردی که عنوان کردید کاملا مفید،درست و منطقیه.ولی تو این زمانه که همین جوریش کسی تن به ازدواج نمی ده اکر بخواهیم به همه این ملاکها توجه کنیم همه تنها می مونیم.دختر هایی که سعی میکنن یه انتخاب درست داشته باشن چون این شرایط تو خواستکاراشون پیدا نمی شه سنشون می ره بالا و ازدواج نمی کنن.یعنی این روزا دو تا راه بیشتر وجود نداره یا درست فکر کنی و سعی کنی تو انتخاب دقت کنی که این جوری چون فرد مناسب پیدا نمیشه واسه همیشه مجرد میمونی یا راحت انتخاب کنی و ازدواج کنی که در اون صورت به زودی با یه طلاق تنها می شی.  

    [پاسخ]

    MARYAM پاسخ در تاريخ آذر ۲۳ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۳ ق.ظ:

    man ham kamelan movafegham. chon man alan 34 sale hastam o daneshjuye phd. o be nazare aghayun kamelan monaseb. Ama akharin sohbati ke az khategaram shenidam 2 sale pish in bud ke BABA.. DG case ezdevajm inghadr khub nemishe ke…. ?!!! manam felan bikhiyalam… Ahan inam behem goftan ke MARDHA donbale zane BA-HUSH nistan …to kheili zud hame chiyo mifahmi.. in SAKHTE …. :((((

    [پاسخ]

    rezaA پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۳:۰۹ ب.ظ:

    اقا من میگم ی جاهایی ادم باید خودشو بزنه ب نفهمی و طرف فکنه ک اون داره بازی میده…نمیخام بگم این خوبه ها ولی بعضی جاها خوبه ک طرف تو رو همسطح خودش یا پایینتر فرض کنه عوضش خیلی چیزا دیگه اتفاق میفته ک ارزششو داره..

    [پاسخ]

  32. آقای دکتر منم با اناهیتا خانوم موافقم!…منم 29 سالمه و دانشجوی دکترا هستم نه اینکه از جواب رد دادن به خواستگارهای قبلی بخاطر ایده آل گرایی پشیمون باشم ها نه! اما فکر میکنم با شرایط فعلی با یه احساس متوسط هم میشه ازدواج کرد وقتی میگه پسره شرایطش خوبه فقط احساس خانوم متوسطه فکرمیکنم از اثرات استرس و ترسشه … یه ذره بیشتر بهش فرصت بده حتما علاقه بوجود میاد …سخت گیری نباید بکنه … اینکه احساس متوسط رو به احساس زیاد تبدیل کنی بهتر از اینه که منتظر بشی بعد 27 سالگی یکی میاد که عاشقش میشی! که این محاله! البته از نظر بنده! …کلا فکرمیکنم اگه از طرف توی ملاقاتها بدت نیاد کافیه! (بازم میگم توی شرایط نابسامان فعلی جامعه)

    [پاسخ]

  33. سلام کوتاه ولی بسیار جامع بود دستت طلادکترجان
    یه سوال داشتم اقای دکتر اجمالا بهصورت سر فصل میشه گفت یونگ و فروید در چه مساعلی باهم متفاوتند؟
    =============
    1- مفهوم ناخودآگاه جمعی
    2- یونگ به جامعیت سائقه های جنسی در رفتارهای انسانی معتقد نبود

    [پاسخ]

  34. ولی اقای دکتر شما میگین سن ازدواج دختران تحصیلکرده 27 ساله.به نظر من خیلی نمیشه به این امار توجه کرد و تو واقعیت چیز دیگری است من خودم 27 سالمه و فوق لیسانس دارم یک زمانی خواستگارام به خاطر همین که ظاهرشون به دلم نمیشینه و ا ین حرفها رد کردم والان واقعا هیچ خواستگار جدی ندارم .به نظر من اینا فقط امار و ارقامند در حالی که واقعیت چیز دیگری است.دخترهای کم سنتر از ما همه دارن با پسرای بزرگتر از ما ازدواج میکنن وشرایط ازدواج برای ما سخته .من دخترای همسن خودم میشناسم همشون ارمانگران مثل خودم و همه دوستام. وموقعیتهای ازدواجمون به خاطر همین ایده ال گرایی از دست میدیم .به نظر من باید کمی ایده الامونو کنار بذاریم و کمتر به ظاهر توجه کنیم .واینکه این دختر اینقدر استرس داره من کاملا درکش میکنم

    [پاسخ]

    باران پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۱ ب.ظ:

    یعنی از همین قسم حرفهای شما پسرها رو پر رو کرده که میرن دنبال دخترای خیلی جوون تر

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.