تاریخ نداری

image_pdfimage_print

تاریخچه خاصی نداری

افتخارات عجیب نیز در رزومه چند ساله زندگیت نیست

عشق و نفرت بزرگی هم تجربه نکرده ای

تاریخت را امروز بسازی ، مهمتر است از تاریخی که تاکنون نساخته ای..

20 دیدگاه در “تاریخ نداری

  1. سلام جناب دکتر شیری عزیز مطلب زیبایی بود اما به نظر شما عینی کردن این موضوعات شدنیه؟ مثلا اگر از افتخاراتمون هم بخواهیم شروع به تاریخ سازی کنیم، آیا می تونیم برای عشق زمینی هم خودمون پیشقدم بشیم، یعنی غرور بذاریم کنار؟ ممنون میشم اگرپاسخ بدین.

    [پاسخ]

  2. سلام
    هیچ وقت فکر نمی کردم اینجوری زندگیم را گم کنم …….
    پسری که خیلی اروم بهم نزدیک شد بعد انقدر گفت تا حس کردم واقعا دوسم داره اما بعدش شکوندم ….
    من آدم احساسی بودم که ظاهری خشک و رسمی داشتم از لحاظ جنسی گرم بودم که هیچوقت در تنور جنسی ندمیده بودم … مهار این همه برام سخت بود ( سکس حضوری نبود هر گز )
    فشار روحی ان روزها سمت چت روم ها کشوندم اما ….. راضی ایم نمی کرد چت رم ها وب سکس می دادند اما من نمی دادم حسی نداشتم فقط می خواستم ان صحنه که ان اقا پسر برام رقم زده بود از یادم بره …. خیلی از پسرها سعی می کردن سواستفاده کنن اما نتونستن… من ادم منطقی و عاقلی بودم فقط خودمو گم کردم
    با ی پسری تو همین چت رم آشنا شدم …. گفت ازدواج…. دلم بهش مطمئن نبودم اما باورش کردم تا فهمید که چی به سرم امده
    باورم نمی کنه …. گفت بخشیدم بهم خیانت نکن ، ازم قول گرفت و رابطه مون ادامه اشت الان 5 ماه هست اما نگفت همیشه فکر می کنه بهش خیانت می کنم …. هر چی بگه باید چشم بگم . رو حرفش حرف نزنم …. از نظر خانوادگی و موقعیت اجتماعی من از ایشون سر هستم
    بهم میگه قدرمو نمی دونی …. فحش میده … تهمت می زنه ………. هر روز دعوا داریم بهم میگه مواظب حرف زدنت باش تو من با ان کثافت ها یکی می دونی…………. بهم پیامک میده خبری هس … لعنت به ان که تو را ازم گرفت
    همه ان پیامهای که چت روم نوشته بودیم را خوند همه را خوند …………. همه زندگیم را می دونه
    نمی دونم چقد طبیعی هس …. اصلا نمی دونم چیکار کنم . هیچی نداشت و بعد فهمیدم تازه سربازی هس هیچی هم نداره ….. بعد از دیدنم و سکس که باهام کرد …بهم واقعیت زندگیش را گفت
    چرا ؟؟ من باید چیکار کنم؟؟؟؟؟؟
    خیلی ساده ام …. بازی ها در میاره که اصلا نمی دونم راست مگه یا نه !
    گیر کردم وسط ی برزخ دکتر ……. چه کنم؟؟؟؟؟بهم دخترها می خندن که به دختریت شک داریم اینقد خری که راحت بازی می خوری ……..
    دکتر بهم بگو چه خبره …..
    ترم دوم ارشد هستم هیچی نخوندم ………. دکتر به دادم برسید من آدم سالمی بودم حتی نگاهم به کسی نبود … زندگیم داغون شد
    ===============
    همه زندگیت رو هوایی دختر خوب
    مسوولیت کارهات را بپذیر و گوشفند بازی در نیار در زندگیت که گرگ بزنه بهت یا بقیه ای را که میان سمتت، گرگ کنی
    این رابطه تو نت و…اشتباه بوده از اولش….رفتار بچه گونه ای کردی
    نکن

    [پاسخ]

  3. آقای دکتر شیری گرامی
    به اعتقاد من، هم معلمی روزی است و هم دست دادن فرصتی هرچند محدود و هر چند مجازی برای گفتگو با استاد بزرگواری چون شما. آدم”هایی چون شما کیمیایی هستند به واقع.
    شما ببخشید که من عجله درشنیدن پاسخ شما داشتم
    الحق که دریافت پاسخ شما به عطش وجودی من برای بیشتر دانستن و فهمیدن “معلمی” اضافه کرد

    من خودم را باید بسازم
    که تا نائل شدن به “معلمی” واقعی
    هنوز راه زیادی در پیش است

    سپاس برای بودنتان

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر شیری گرامی
    من از خواندن مطالب شما هر بار چیزی می آموزم و این برای من کافی است تا باز به اینجا بیایم و آرام دل بیابم.
    در این پست شما و در پست “معرفی کتب پیروزی بدون جنگ”، برای شما پیامی گذاشتم اما نمی دونم مشکل پیامها از نظر شما چه بوده که پاسخ ندادید!
    به هر حال ممنون از اینکه اینجا را زنده و گیرا نگه داشته اید
    پیروز باشید مثل همیشه
    ============
    مرسی سامی که میایی و کمک میکنی
    من اون کامنت را خوندم و تایید کردم!!!

    [پاسخ]

  5. سلام
    ممنونم آقای دکتر.واقعاعالی بود
    منم دارم برای کنکورارشد میخونم
    البته ازتابستون یه چیزایی خوندم اما…متاسفانه اصلا درست نخوندم و این همه تلاشم تاالان که بی فایده مونده…
    ناجور داغونم
    اصلا دیگه روحیه ندارم
    امتحانت پایانترم هم در پیشه و این فکر که چه حماقتی کردم که این چندواحد باقی مونده رو برای ترم بعد نذاشتم مثه خوره داره وجودمو میخوره وانرژی مو تحلیل می بره
    گاهی وقتا 1 ساعت میگذره که به یه صفحه نگاه میکنم و اینقدر که فکرم درگیر نتیجه ست حتی یک کلمه هم نمی خونم…
    تا الان هیچی هم نشدم توی زندگیم….
    دیگه جون پشت کنکور موندن هم ندارم…
    یعنی خدا به داد برسه…
    ممنون که هستید آقای دکتر و ممنون ازاینکه هراز چندگاهی یه تلنگر می زنید…
    خدا حفظتون کنه

    [پاسخ]

  6. در جامعه ای که همه چیز تاریخ مصرف داره هر چیزی فقط در سن خاصی تعریف شده هر زمانی که بلند شی بخوای هم نمیتونی تاریخت رو بسازی.باور کنید.مگه اینکه یا چند نسل فدا شن تا این دید و تفکر عوض شه یا اینکه لاجرم بگی “ما ازموده ایم در ین شهر بخت خویش ….باید برون کشید ازین ورطه رخت خویش”
    ممکنه من نوعی 31 سالم باشه اما ذات اصلیم به دور از تاثیرات جو خانواده جامعه و و و مث یه دختر 18 ساله شاداب با انگیزه پر انرزی باشه یعنسی وقتی که ورای اینا بتونم به ذلت اصلی خودم نگاه کنم.اما جامعه ی امروز حرفهابی اطراف جو سنگین غالب به من می قبولونه که تو 30 ساله هستی پس از سن اسخدام یعنی اوج سن مفید برای کارایی داشتن برای جامعه ت گذشتی.تو 30 ساله هستی پس از سن مطلوب ازدواج هم گذشتی تو 30 ساله هستی وقتی برای رابطه و ازمون و خطا نداری به سرعت ازدواج کن خواستگار داشتی مث تنها فرصت های باقیمانده بهش نگاه کن چون وقتی 40 ساله شی همین جامعه به عنوان یه دختر مجرد خیلی بدتر باهات تا میکنه .پس اگه تا حالا عشقو نچشیدی جوونی نکردی به هر دلیل فرصتشو نداشتی شاید سرت فقط و فقط تو درس و کتاب بوده و تازه سر بلند کردی که اینم کم نقص سیستم اموزشی و اجتماعی که توش بودی نبوده دیگه بی خیال شو .دیگه تاریخ این نوع زندگی اینجا واسه تو منقضی شده.میدون بسپر به جوونا.تو از مرز جوونی گذشتی.معقول و سنگین و جا افتاده رفتار کن.درست مث یه زن که وارد دهه ی چهارم زندگیش شده.باور کنید این کلمات 30 سالگی -دهه ی چندم و چندم -وزندگی رفتار متناسب هر سنی تعریف و مجاز دونستن هر چیزی فقط واسه سن خاصی فقط در ایران ما این چنین بار سنگین معنایی دارن.
    اگه میخوای تاریخ بسازی هموطن من همجنس من هم نسل من ازینجا شروع کن.کاسه ی سنگیین این کلمات رو از معانی پوچ خود ساخته و تحمیلی خالی کن و آآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآآزاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااد ووووووووووووووو رهاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا فقط زندگی کن.نفس بکش.زندگی کن .یه “زندگی بدون تاریخ”!

    [پاسخ]

  7. چقدر من به این جمله نیاز داشتم ،
    تاریخت را امروز بسازی ، مهمتر است از تاریخی که تاکنون نساخته ای..
    برای شروع هیچ وقت دیر نیست
    برای کنکور ارشد تقریبا یک ماهه شروع کردم و اصلا امیدی برای قبولی نداشتم و این هفته از بس نا امید بودم نتوستم درس بخونم ولی با این جمله انگار انرژی گرفتم برای درس خوندم.
    ممنون آقای دکتر

    [پاسخ]

  8. سلام من رو پذیرا باشید
    من به این جمله ایمان دارم که برای شروع هیچ وقت دیر نیست ، همون چیزی که شما تو این پست فرمودین
    زمانی که برا کنکور سراسری میخوندم مشکلی پیش اومد نتونستم چن ماهی درس بخونم در کمال ناامیدی ماه های اخر شروع کردم و نتیجه خیلی جالبی گرفتم و از اون رشته ای هم که میخواستم در اومدم (مهندسی کامپیوتر نرم افزار)
    حالا طول دانشگاه این جمله چقد به دردم خورده بماند
    الان هم دارم برا کنکور ارشد میخونم با اینکه بازم یکم دیر شروع کردم ولی طبق باوری که برای جمله ” برای شروع هیچ وقت دیر نیست” دارم میخونم و امیدوارم بتونم نتیجه دلخواهمو بگیرم .
    برای ارشد امسالم به دعای شما مردم خوب این دیار نیاز دارم .
    با نشکر
    ==============
    یک ثانیه ات را حروم نکن یلدا

    [پاسخ]

  9. سلام استاد مثله همیشه تلنگری زیبا زدین بهمون .یکشنبه دارم میام تهران امروز زنگ زدم اقای حبیبی و از ایشون خواستم کتاب نوجوان ابدی رو برام نگه دارن و ایشون لطف کردن و گفتن که برام کنار میزارن خیلی دوست دارم یکشنبه توی خانه توانگری ببینمتون خیلی دلتنگتونم خیلی. شاید به هیچ کدوم از توصیه هاتون عمل نکردم و گوش ندادم اما دمتون مسیحایی بود انگار حالم نسبت به اون روزا خیلی بهتره.
    ===============
    قدمتون سر چشم ریحان

    [پاسخ]

  10. مگه حتما باید همه اینقدر خاص باشن؟!……افتخارات عجیب وووو
    میشه بدون همه این ها هم خوب بود و راضی.مهم رضایت خاطر از خودمونه ….
    غیر از اینه دکتر ؟
    ==================
    ملاک رضایته هم باید معقول باشه باران عزیز

    [پاسخ]

  11. تو چون خود کنی اختر خویش را بد مدار از فلک چشم نیک اختری را
    دکتر جان ممنون ، یادم افتاد مدتی است دچار روزمرگی شدم. به موقع یادم انداختی. از خداوند سپاسگذارم که شما رو آفرید. برای این مسئولانه زندگی کردنتون کلی دعای خیر براتون کردم .

    [پاسخ]

    رویا پاسخ در تاريخ آذر ۲۱ام, ۱۳۹۲ ۴:۱۳ ب.ظ:

    هم جمله دکتر خیلی به دلم نشست، هم شما زهره جان!!!
    تاریخ ساختن!!! زندگی مسوولانه!!!
    عبارات زیبا و دلنشین
    ممنون دکتر شیری عزیز، ممنون زهره جان.

    [پاسخ]

  12. سلام آقای دکتر شیری گرامی
    از صبح با این متن ذهن من همراه شده-ممنون برای همه چیزهای تأمل برانگیز سایت فاخر شما
    (من در اواخر دوره دکتری مدیریت صنعتی به سر میبرم و تدریس می کنم اما…)
    *می دانم معلمی هنر است، آیا شما منبعی می دانید که معرفی کنید تا بتوانم برای خودم از یک معلم خوب الگوی ذهنی بسازم. می خواهم معلم خوبی باشم در دانشگاه. چطور باید جاذبه و دافعه معلمی داشت و پیش رفت؟
    باور کنید که مثل همیشه پاسخ شما راهگشا خواهد بود…
    =======================
    دکتر عزیز سلام
    من فکر میکنم بخشی از قضیه با مطالعه است بخشیش با مشاهده
    در مطالعه از متون قدیمی به نظرم کتاب دکتر محمد باقرحجتی تحت عنوان تعلیم و تربیت در اسلام که ترجمه منیه المرید شیخ ثانی است شما را متصل به فرهنگ تعلیمی 1000 ساله ایران میکند
    در متون جدید کتاب روابط معلم و دانش آموز هایم گینات همچنان نکات مفیدی داره با اینکه مخاطب شما دانشجوی ارشده احتمالا ولی اصول ثابته
    در مشاهده دو کار باید بکنید
    1- نکات عالی تدریس اساتیدی که داشته اید ( در دوران درسی تون ) یا خوانده اید ( مثلا دکتر مجتهدی پلی تکنیک – تاریخ شفاهی هاروارد) را یادداشت کنید
    2- متد آموزشی سخنرانان TED.COM عالیه به نظرم…به روز و الگوریتمیک و دلنشین در هر موضوعی که بخواهید با زیرنویسهای خوب . استفاده به موقع از طنز، مولتی مدیا، اسلاید همه و همه در یکجا جمع شده است
    من معتقدم معلمی روزی خداوند است به جان بعضی ها ، بنابراین هرچقدر مسیر جان آدی زلال تر باشد و هر ازگاهی لایروبی از خشمها و دلزدگیها بشود ف تصویر شفاف تری به مخاطبتان منتقل میشود بنابراین خودسازی تاثیر عجیبی در دگرسازی دارد

    [پاسخ]

  13. این نوشته چقدر درد داشت. شما بجای اینکه مسکن بدید تا خوابمون ببره، با یه شوک دردناک ما رو از خواب خرگوشیمون بیدار می کنید.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.