معرفی کتاب جهان ساعتش را با چشمان تو تنظیم می می کند

image_pdfimage_print

نام کتاب: جهان ساعتش را با چشمان تو تنظیم می می کند

نام نویسنده: نزار قبّانی

نام مترجم: سهند آقایی

نام ناشر: جوانه طوس

مشکل اصلی من با نقد و ناقدی این است:

هرگاه شعری را با رنگ سیاه نوشته ام

گفته اند: اقتباسی ست از چشم های تو

و مشکلم با زنان این است:

هرگاه رابطه ام را با تو انکار کرده ام

دلنگ دلنگ النگوهایت را

میان افت و خیز صدایم شنیده اند و

دیده اند حریر خوابت را

آویز گنجه حافظه ام

اگر مردی را می شناسی که بیشتر از من دوستت دارد،

او را به من نشان بده

اول به او تبریک خواهم گفت؛

و آنگاه می کشمش!

می خواهم دوستت بدارم ای بانوی من

در زمانه ای که عشق علیل است

زبان علیل است و

شعر علیل است

نه درختی به پای خود برپاست

نه گنجشکی به پای خود پران

و نه هیچ ستاره را

پروانه سفر

می خواهم دوستت بدارم.

پیش از آنکه باغ های عشق را

به فرمانی فاشیستی ممنوع کنند

می خواهم با تو فنجانی بنوشم

پیش از مصادره قهوه ها و فنجان ها

می خواهم دمی با تو بنشینم

پیش از آنکه پلیس برسد از راه

می خواهم در آغوشت بگیرم

پیش از دستگیری دهان و بازوهام

می خواهم در آستانت بگریم

پیش از گمرکی شدن اشک هام

می خواهم معشوق من باشی

تا پیروزی شعر بر تپانچه و صدخفه کن

تا پیروزی دانشجو بر گاز اشک آور

تا پیروزی گل سرخ بر باتوم

و پیروزی کتابخانه ها بر کارخانه های اسلحه سازی

کافه های دنیا

دانشکده های عاشقی اند

اگر روزی تعطیل شوند

عشق و عاشقی هم تمام می شود!

شما می توانید دکلمه شعر های بالا را با موسیقی زمینه زیبای پیش درآمد ابوعطا، اثر استاد پرویز مشکاتیان، با نوازندگی بهداد ببایی در ساز ستار و نوید افقه در ساز تمبک، با صدای دکتر شیری، از قسمت رادیو توانگری  دریافت نمایید.

این موسیقی به صورت کامل در آلبوم جوی نقره مهتاب، به نوازندگی آقایان بابایی و افقه موجود می باشد.

11 دیدگاه در “معرفی کتاب جهان ساعتش را با چشمان تو تنظیم می می کند

  1. آقای دکتر فایل قبلی هم همین مشکلو داشت صدای آهنگ از صدای شما بلندتره…مسئول تنظیم لطفا یه ذره هماهنگی ایجاد کنه ممنون میشیم … در مورد شعـــــــــــــــر هم خیلی انتخاب خوب و قشنگی بود صدالبته با صدای شما…
    و اینکه واله ما هم همه اینا رو میخوایم اگه آقا رخصت بدن :))

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر.یادمه وقتی گفتم میخوام یه سال پشت کنکور بمونم گفتین امسال هرطور شده برو دانشگاه و سعی کن خوب درس بخونی حالا میرم دانشگاه اما دیگه اون انگیزه قبل وندارم خیلی سخت میگیرم همش به خاطر یه درس ریاضی غر میزنم از پسش برمیام اما چه براومدن انقد فکر میکنم و به خودم استرس میدم که الان میترسم بیماریم بدتر بشه چرا من وقتی پیش روانشناس میرم میگه تو میتونی و کلی حرف دیگه من میدونم میتونم اما چطوری ؟!اصلا چطوری باید درسی مثل ریاضی و خوند.خیلی تنبل شدم.سرحالم خوشحالم اما همین یه چیز همه ی انرژیم و میگیره.ببخشید اینجا نوشتم.اینجا نگم جای دیگه ای أم نمیگم.

    [پاسخ]

  3. دکتر شما پیشنهاد میکنید حتما از نظر قانونی پیش برم یا رها کنم این قضیه رو؟؟؟
    فقط چند لحظه یه بار یاد حرفاش میفتم ادیت میشم
    اخه جرا کسی که یه زندگی از قبل درست شده داشته باید در مورد جزییات زندکی مشترک خودمون باهام حرف بزنه؟؟؟اگه مقدور نیست توی این پست پاسخگو باشید لطفا ایمیل بزنید …ممنون که جواب دادین….

    [پاسخ]

  4. چه چشمهایی باید باشن این چشم ها. چقدر لذت بخشه که شعری واسه آدم سروده بشه البته از طرف یه آدم عاقل، وگرنه دری وری زیاد شنیدیم از طرف آدمهای خل و چل..

    [پاسخ]

  5. سلام دکتر…ممنون از جوابتون توی فیس بوک(با عنوان امیرحسین ترنم براتون پیام گذاشتم)

    دکتر من باید صبر کنم تا خودش بیاد و مدرک نشونم بده برای اثبات راست یا دروغی بودن قضیه؟؟؟

    اخه چطور 3 سال و بذارم کنار؟؟؟بخدا اگه بدونم حرفایی که پشت سرش زده شد راست بود دیگه اینقدر اشفته نمیشم.
    ============
    خودتون را نجات بدید وگرنه سه سال دیگه علافید
    مراجع قانونی هم کار خودشون را میکنند

    [پاسخ]

  6. به به! ابو و عطا… و شعرقبانی .و احساس… F هستید دیگه..:)
    من شعر های پابلو نرودا را برا شخصیتتون بیشتر می پسندم..::)
    —————-
    NT

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *