بعضی رفتارهای ضد مرد و ضد زن در یک نگاه

image_pdfimage_print
دکتر شیری در یک اسلاید درباره رفتارهای ضد مرد و ضدزن توضیح میدهد
دکتر شیری در یک اسلاید درباره رفتارهای ضد مرد و ضدزن توضیح میدهد

36 دیدگاه در “بعضی رفتارهای ضد مرد و ضد زن در یک نگاه

  1. سلام خدمت شما دکتر عزیز
    دکتر من 6 ماه هست که عقد کردم خانواده خودم از من دور هستند ولی خانواده همسرم در نزدیکی من زندگی میکنند و من در حال حاضر تنها زندگی میکنم ,از زمانی که وارد این خانواده شدم با بی مهری های زیادی مواجه شدم داماد مرتب برای مراسم عقد به من میگفت از نظر مالی مشکل دارم و به من کمک کن خلاصه اینکه من خیلی بهش کمک کردم و هزینه خرید هام رو خودم دادم بدون اینکه کسی بفهمه الان هرچی میگذره وقتی بهش فکر میکنم میبینم احساس میکنم واسم هیچ کاری نکردن ,وقتی حرفای مادر و خاله شوهرم رو بش میگم میگه دروغ میگی یا میخوای رابطه ام باهاشون خراب بشه ,شوهرم تک بچه است و من تنها عروسم ولی مادر شوهرم از سفر که بیاد واسه من 1 بلوز ولی واسه بچه ها خواهرش 2تا کیف سوغات میاره من از نظر مالی و تحصیلی از همشون بالاتر هستم ولی وقتی تو جمعشونم با هم درگوشی تنها حرف میزنن اما شوهرم که بیاد با منم حرف میزنن,احساس بدی دارم شوهرمم جلودیگران همش شوخی الکی میکه و حرف بی خود میزنه ,مامانش مرتب دروغ میگه ,شده رقیب همه چیز اگه بگم الان میخوام کاغذ دیواری بخرم میشینه گریه و زاری میکنه به شوهرم میگه که باید وایه من بخری بابات بم پول نمیده در حالی که من خرج خودمو خودم میدم خیلیهم گفتم من مرد میخوام که بهش تکیه کنم ولی اون همش وقتی به من میرسه میگه الان ندارم بعدا” انجام میدم,کلا خاله هاش تو زندگیمون دخالت میکنن ولی شوهرم نمیفهمه ,دکتر همش شبا قبل خواب به این چیزا فکر میکنم به خرفاشون به کاراشون شما کمکم کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آذر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۹ ق.ظ:

    خواهش میکنم از سامانه پرسش و پاسخ استفاده کنید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  2. سلام.
    چهارسال پیش با یه آقایی آشنا شدم و بعد از 6 ماه از ارتباطمون فهمیدم که متأهل! اما دیگه حسابی دل بسته بودم ولی باز خواستم که کات کنم اما با اصرار مواجه شدم که می خواد اون زندگی رو کات کنه اخه در تمام این چهار سال همسرش خونه پدرش در شهرستان بود. تو این مدت کارای دادگاهی رو خوب وبا حوصله انجام داد و از لحاظ کاری و ظاهری و تحصیلی پیشرفت های چشمگیری کرد که خودش می گفت مدیونه منه!
    اما من از اوایل سال 92 دیگه خسته شده بودم و می خواستم رابطمون علنی و محکم شه مخصوصاً که همسرش بعد از شنیدن پیشرفتش می خواست که برگرده. واسه این که بترسونمش ، تا بحث می کردیم می گفتم برو مشکلت حل شد بیا تا این که حدود آبان ماه سال 92احساس می کردم سرد شده و دیگه منو نمی بینه. البته ما به صورت موقت محرم بودیم. صبح روز تولدش(آذر ماه )منو بغل کرد و گفت که تو خورشید زندگی منی و به زندگیم نور دادی اما همون روز ساعت 11 شب اونو با یه زنه دیگه توی خونه دیدم که البته قسم قران خورد که . . .
    رابطمون خراب شد. بعد عذرخواهی اون دوباره تصمیم گرفتیم ادامه بدیم و تا آخر سال 92 بهش وقت بدم که بیاد خواستگاری اما اون عوض شده بود.دیگه توش عشقی نمی دیدم. سردتر شده بود و این که روز آخر که همو دیدیم گفت تو چون فکر می کردی من نمی تونم با زن دیگه ای باشم و از اون شب که اون خانم رو دیدی چسبیدی بهم! به من برخورد و کات کردم چون بعد از اون خیانت واضح یه جایی رو هم به خطای خودم اختصاص دادم و سعی کردم رابطمون رو بهتر کنم ولی اعتمادم له شده بود. از 9 اسفند د یگه همو ندیدیم و تا 25 اردیبهشت یعنی 3روز مونده به تولد من که با موبایلش به من زنگ زد ولی خودش نبود بلکه یه زن دیگه و گفت که زن جدیدشه و خواب منو دیده و می خواد کمکم کنه! به مامانم هم زنگ زده بود و همینو گفته بود که اوضاع ریخت به هم و اون روز تا 48 ساعت مرتب به من زنگ زد و اس ام اس داد که اوضاع اون جوری نیست فکر می کنی و من دوست دارم و این که ما به درد هم نمی خوریم. من دیگه جواب ندادم ولی داغون شدم . اصلاً نفهمیدم چرا این کارو کرد؟ من کجا اشتباه کردم؟ حالا چه کار کنم ؟ خیلی چیزا رونمی تونم اصلاً فراموش کنم . الان یه دختر 29 ساله همه چیز باخته ام که نمی دونم چه جوری خودمو جمع و جور کنم. لطفاً کمکم کنید. مرسی(ببخشید که اینجا سوال پرسیدم)

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۷ ق.ظ:

    تو 29 ساله تقویمی و 9 ساله عقلی هستی و ناراحت هم بشی اشکالی نداره زیرا بهتره واقعیت را ببینی
    در زندگی یه آدم متاهل رفته ای
    خوشبینانه فکر کرده ای آدم خائن، به تو متعهد میشه!
    هزار نشانه دیده ای از لغزشها و تنوع طلبیهای طرف باز فکر کردی تو محبوب یگانه اش هستی
    الانم که میدونی زنگ تفریح شده ای باز دنبال کدام سوالی؟؟؟
    زندگیت را مسوولانه درست کن و دیگه به اون باتلاق برنگرد و بذار طرف بچره یه گوشه این طویله ای که ساخته برای خودش

    [پاسخ]

    سارا مهدوی پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۲۳ ق.ظ:

    سلام . مرسی آقای دکتر که به این سرعت جوابمو دادین. ناراحت نشدم چون می دونم که شما با دلیل صحبت می کنید. من دست اون آدم رو از زندگیم کوتاه کردم، حدود یک ماهه که سر کار میرم و شروع کردم به ادامه تحصیل برای ارشد بالینی( می خوام بیشتر به خودم کمک کنم) توی این مدت سعی کردم سر پا باشم اما از درون احساس آشفتگی می کنم لطفاً بگید واسه باز سازی خودم از کجا باید شروع کنم؟ ممنونم بخاطر این که کنار جوونا هستین. روزتون به مهر

    [پاسخ]

  3. کاش می نوشتید چطور باید به این رفتارها فائق اومد…من فکر میکنم همه موارد رفتار ضد مرد رو دارم…به قول خود شما من یک پا شوهرم انگار! اما نمیدونم چه کار کنم که اینجوری نباشم.

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر
    یه دختر 26 ساله ام 5 ساله که با یکی از هم دانشگاهیام رابطه دوستی دارم که بعد از سال اول آشنایی هدفمون ازدواج بود و تا الان به خاطر روبراه نشدن کامل شرایط کاریش امکانش ایجاد نشده، رابطمون تا الان از یک نظر می لنگه! اون نظرش اینه که من تو این مدت هیچ وقت در برابر دیگران ازش حمایت نکردم این قضیه وقتی جدیتر شد که اون از خواهر من به خاطر 3-4 مورد نحوه سلام و علیک و خوش آمد گویش انتقاد کرد و به خاطر یه رفتار کلی نتایج بد گرفت و میگه من از کسی که این رفتارا داره دوری می کنم هرچیم من می خوام بش بگ که قصدش بی احترمی به تو نبوده بیشر و بیشتر عصبانی می شه الانم می گه من از تو می ترسم تو هیچ وقت از من حمایت نمی کنی و واسه ازدواج سرد شدم هر چقدر هم که بش قول می دم که از این به بعد موقع عصبانیتش ازش حمایت می کنم فرقی نمی کنه. به نظر شما با این بی میلیش چه کار کنم می ترسم اختلافمون سر این قضیه اساسی باشه
    در ضمن همش می گه که تو از رفتارهای بد بقیه راحت می گذری منم حس میکنم واقعاً توقعم از آدمای دور و برم کمتر از اونه و راحتر از کاراشون میگذرم.
    ====================
    ای بابا پریا جان
    الان کی میخواد کی را بگیره
    ایشون که خودش دنبال یه شوهره

    [پاسخ]

  5. شکاک و الکی غیرتی! تجربه شو داشتم. خیلی اذیت شدم، کشنده بود برام و توی رابطه احساس خفگی و ناامنی میکردم.
    با مشاور صحبت کردم، گفتن پارانوییده. کات کردم.
    الان متاسفانه مدام دارم خاطراتو نشخوار میکنم. خوب، لحظات خوب و شیرین هم زیاد داشتیم.
    آقای دکتر، پارانویید قابل درمانه؟
    =============
    خیلی سخت

    [پاسخ]

  6. سلام. المیرا جون خیلی خوب وازه « پوشه» رو آوردی که دکتر هم تاییدش کردن.ولی من تجربه خوبی ازاین «پوشه » ندارم. یک کارگاه آموزشی تو آذرماه شرکت کردم«به اجبار مقتضیات حرفه ای» مدرس محترم که پی اچ دی روان شناسی داشتن،طوری به «مهدی قراچه داغی » حمله کردن ……ایشون در ترجمه وارد نیستن ….متن اصلی دگرگون می شه……
    پوشه ی ایشون تو مغزم گشوده شده ولی هیچ فکتی بهش اضافه نمی شه……….
    ==============
    آقای قراچه داغی ادعای روانشناسی نکرده که….

    [پاسخ]

  7. مادری کردن و نگرانی و دلسوزی مداوم و بی موفع ….کیش و مات کردن مردان….پس منم ضد مرد بودم خبر نداشتم مزسی دکتر جونم

    [پاسخ]

  8. این اسلاید خیلی آموزنده بود. من از مردی که تازه وارد زندگیم شده یه کارای عجیب غریب میبینم که نمیتونستم بگم بده یا خوبه! فقط عجیبه برام. الان داره واضح میشه که رفتاراش ضد زنه فقط!(پنج مورد اول) خوب حالا باهاش چجوری کنار بیاییم؟چطور مهارش کنیم؟

    [پاسخ]

  9. عاشق شوهرم هستم. پرانرزی، قاطع، فروتن، مهربان…. هیچکدوم از خصوصیات بالا رو نداره در یک کلام متعادله. اینو دارم بعد از دوازده سال زندگی مشترک و داشتن یه پسر ده ساله میگما
    ============
    دست مریزاد
    مراقب باشید خودتون نداشته باشید

    [پاسخ]

  10. سلام به نظر شما میشه به افزایش حس دیدن در یک مرد قدرت بخشید..من خیلی تشنه نگاه همسرم به ظاهرم هستم..رابطه مون در کل خیلی خوبه و لی معمولا موضوع مشترک دعواههامون دیده نشدن ظاهر من توسط ایشان است…یکی اینو پرسیده بود گفتید بعضی افراد کلا بصری نیستن..ولی من نمیخوام به این توضیح بسنده کنم معجزه ارتباط را هم خواندم اما دوست ندارم و باورهایم اجازه نمیدهد نیازم به تحسین زیبایی ظاهری را از هیچ مرد دیگری توقع داشته باشم. آیا راهی دارد که این مهارت در ایشان پرورش یابد؟
    ==============
    شدنش میشه ولی بهتر میشه رو نیاز خودتون به این تحسین کلامی فکر کنید…شاید بخشی از ما در هراس است و “لذت تحسین شدن توسط مردی دیگر” را سرکوب میکند و خشم به مرد خودتون پیدا میکند زیرا ممکن است فکر کند تحسین نشدن توسط همسر است که موجب این لذت شده که اینطور نیست
    مسیر دیگه میتونه این باشه که فرد ببیند نیازهایش را و انکار نمند تا به این ورطه نیفتد و از سویی حمله به شوهرش نکند

    [پاسخ]

  11. دکتر ، این جمله رو من حتی نتونستم رو خوانی کنم:
    خونه تو رو بهش رسیدم!!!
    می شه یه جور دیگه بفرمایید

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۰ ب.ظ:

    با اجازه برداشت خودمو می گم …
    انگاری خونه فقط مال مرد هست و این زن لطف کرده و منت گذاشته اگر دستی کشیده و ضبط و ربط کرده

    [پاسخ]

  12. سلام دکتر شیری گرامی میدونم جای این سوال اینجا نیست و کاملا بی ربط به پست هستش اما اگه رفتار سرد مزاجی همسر را بذاریم به حساب خستگیهای کاری و زمان اینقدر بگذره مثلا سه هفته و این همسر عین خیالش نباشه که همسرش هم نیازهایی داره ومدام خستگی رو بهونه قرار بده به نظر شما زن تا چه حد باید این مهم رو به همسرش گوشزد کنه واگه بخواد بگه اصلا چجوری بگه که وقتی جواب رد میشنوه سرخورده نشه. چون در این زمینه همیشه که نه ولی اکثر اوقات این من هستم که به همسرم پیشنهاد خلوت رو میدم واز اینکه باید چند بار جواب رد بشنوم تا ازبین این چند بار ایشون بعد از مدتها یکبار حاضر به همکاری بشن این من و خیلی عذاب میده بعضی وقتها به خودم نهیب میزنم که چرا اینقدر خودم و سبک کردم که حالا بخوام جواب رد بشنوم ذما باز مژبینم که از عمق وجود. این نیاز رو در خودم میبینم که حداقل هفته ای یکبار وقت خلوتی رو به من اختصاص بده ناگفته نماند که از لحاظ اخلاقی مرد بسیار سربه راه و وفادار به خانواده است اما این خصوصیتش باعث آزار و اذیت من شده. با تشکر از سایت خوبتون و مطالب ارزشمند و مفیدتون.
    ============
    واضح باهاش صحبت کنید که در ساعات غیر خستگی، نیازهایی از این دست را بهش برسن
    این میتونه جمعه صبح تا عصر باشه

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ دی ۵ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۱۸ ب.ظ:

    به شخصه مرد گرم غیر متعهد رو به مرد سرد سر به زیر ترجیح می دم !!!
    یه مقداری می ترسم این مسئله برای خودمم پیش بیاد ، عرف ما اینجوری هست و ازدواج های 100% سنتی هم که این موضوع رو مسکوت می ذاره تا بعد ازدواج که دیگه همه چی قطعی شده
    این سبک زندگی هم که امثال من داریم … شناخت پیدا نمی کنیم از خودمون از این بابت …
    :/

    [پاسخ]

  13. سلام دکتر
    من سوالی داشتم که مدتیه ذهنمو در گیر کرده ..دانشجو ارشد هستم ویکی از دانشجویان آقا همکلاسی من هستند .ما برای یه سمینار درسی با هم داشتیم وارتباط جزیی ودر حد همکلاسی وبا احترامی را باهم شروع کردیم .ایشون خیلی احترام میذاره البته من فکر میکنم انسان مودبی هستند جلوی من بلند میشه لحن صحبت کردنش همه وهمه نشون از ادب ایشون هستش ..چیزی که جالبه توی این ارتباط همکلاسی توجه های زیاد این آقا به من هست یعنی اگر با آقایون دیگه همکلاسی صحبت میکنم ایشون یه بهانه ای وایرادی ازدیگران میگیره یا مثلا وقتی هر سمت دانشگاه میرم حس میکنم پشت سر من داره میاد دقیقا مثل سایه ….نگاهمو به دیگران توجه داره وادامه میده ببینه کجا رو دارم میبینم ..حتی یه بار غیر مستقیم وخیلی هوشمندانه ازم پرسید که با کی تلفنی صحبت میکردم البته نه مستقیم خیلی خیلی غیر مستقیم .وقتی با کسی حرف میزنم داره گوش میده ولی !اصلا به روی خودش نمیاره یعنی کاملا معمولی برخورد میکنه ولی دورا دور حواسش هست .ولی اصلا در مورد ازدواج ویا حتی آشنایی بیشتر صحبتی به میان نیاورده ..اخیرا چیزی در موردش شنیدم البته هنوز صحتش را نمیدونم از بچه ها شنیدم که چند ماه دیگه عروسیش هست !!!!فکر کنید استاد این کارها چه معنایی داره ؟اگر داره با کس دیگه ازدواج میکنه مگه به ایشون ارتباطی داره من با کی حرف میزنم ؟استاد شما که توی حوزه روانشناسی هستید فکر میکند این توجه زیاد برای چیه ؟؟؟ چرا اینقدر توی کار من کنجکاو هستند …من چه جوری برخورد کنم باهاشون؟؟؟؟
    ===============
    طرف تا بخواد بزرگ شه و قاطعانه بیاد سمتت، پیر میشی سارا جان

    [پاسخ]

    سپیده.ر پاسخ در تاريخ آذر ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۱۶ ب.ظ:

    سلام،
    با اجازه آقای دکتر من میخوم گریزی بزنم به تجربه شخصی ام در این زمینه،
    سارا خانم جدا از اینکه هدف اون آقا چیه، اول میخوام بهت بگم کول مودب بودن رو اصلا و ابدا نخور، مودب بودن یه ویژگی هست که انسان متعادل باید داشته باشه ولی شرط کافی برای جذب شدن نیست، حتی میخوام بگم این مودب بودن که الان داری میبینی از دور دیده میشه شاید وقتی نزدیک بشی خیلی متفاوت بشه! نه اینکه طرف بی ادب بشه، بلکه دیگه این شکلی نیست!
    تجربه شخصی من در ارتباط عبس با یک آدم همینه! در کنار خصوصیات دیگه که از دور قشنگ بود، ادبش بدجور به دل آدم مینشست! من نه مهرطلبم، نه ضد مرد (بلکه تقریبا متعادلم) اینا رو گفتم تا بدونی به مرور زمان من حتی دیگه ادب اون آدم رو نمیدیدم، چون هم ویژگی منفی ها گل کرده بود و هم اون ادب یه لایه پوششی که تنها از دور دیده میشد بود.
    تازه این آدم ها که اینجوری میاند سمت آدم که نگاه آدم رو دنبال میکنند، دلشون میخواد بدونن با کی حرف میزدی و … ولی نزدیک نمیاند اکثرا “با دست پس میزنند و با پا پیش میکشند”. اون غرورشون اجازه نمیده حتی مثل یک آدم بالغ و فهمیده مسئله ای رو مطرح کنند و میخواند دختر رو توی یه حالت پا در هوا نگه دارند. خلاصه گول ادب و موفقیت و اینا رو نخور.

    [پاسخ]

  14. سلام آقای دکتر شیری
    آقای دکتر یک سوال داشتم ممنون میشم راهنماییم کنید
    آقای دکتر من اصلا تو زندگیم احساس اعتماد بنفس نمیکنم‏.دوست دارم به این احساس برسم اما نمیدونم چطوری دکتر؟ میشه منو راهنمایی کنید
    =================
    فرصت میکنید دو جلسه اول دوره جدید ” شخصیت سالمتر را تشریف بیارید؟

    [پاسخ]

  15. بعضی دیگر از رفتارهای ضد مرد: گند اخلاق بودن… بی حس و حال بودن همیشگی…

    [پاسخ]

    farideh پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۶ ب.ظ:

    اینو خوب گفتین…در مقام یک زن با این گفته شما موافقم!!

    [پاسخ]

  16. سلام و خدا قوت
    آقای دکتر سوالی داشتم به نظرتون اگه فردی که بلوغ فکری نداره و ازدواج کرده باشه با اومدن به کلاسهای شما میتونه رشد کنه؟
    ============
    نمیدونم…کی میدونه فریده جان؟؟؟

    [پاسخ]

    المیرا پاسخ در تاريخ آذر ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۹:۴۳ ق.ظ:

    به نظرم بستگی به تیپ شخصیتی فرد داره… بعضی ها از کتاب، کلاس یا هر منبع دیگری هر جوری برداشت می کنند که دلشون می خواد؛ برای این افراد گاهی کتاب و کلاس و استاد حتی میتونه خطرناک هم باشه. اما برای بیشتر آدما استاد و مکتب و کتاب باعث رشد می شه ولی نه اینکه یهو مثلاً بعد کلاس کلا بالغ بیاد بیرون. برای خود من که از سال 86 تنها تونستم هر از چند گاهی در کلاس های دکتر شیری شرکت کنم انگار یک پوشه در درون آدم باز می شه که آگاهی هایی بهش اضافه می کنه که اسم نداره و این پوشه بعد از کلاس بسته نمی شه و همینطور به مرور زمان اطلاعات بهش اضافه می شن. مثلاً من سال 91 کلاس سایه ها رو شرکت کردم و خب تو کلاس، ادبیات سایه و اینکه اصلا چی هست یا اصطلاحاتش چیه را آموختم واین باعث شد کتابهاشو راحت بخونم ولی در واقع تأثیرش ادامه داره و مثلاً بعد 2 سال یک اتفاقی برام میفته که میگم آهااان اینه گرفتمت!. چطور بگم انگار به آدم چشم میده که خیلی چیزهایی که قبلاً اصلا در نگاه نمی گنجید برات قابل رویت بشه. و وقتی قابل رویت بشه می تونی راجع بهش فکر کنی و درست فکر کنی و نسبت به قبلت بالغ تر بشی.
    =============
    تعبیر جالبی بود المیرا : پوشه

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.