آنچه پدر و مادرتان به شما نگفته اند : از ترس پس زده شدن

image_pdfimage_print

من یه مشکلی دارم اینکه همیشه اگر کسی بخواد برای شروع یه رابطه عاطفی بهم نزدیک شه احساس میکنم کم ام براش و خسته کننده یشم کم کم! و این ترس من و عقب میکشونه, با آدمای اطرافم مشکل خاصی ندارم,حتی میتونم بگم تمام سعی ام رو میکنم که همیشه باشم و کمک کنم اما این احساس کم بودن و ترس از به مرور خسته کننده شدن تو رابطه عاطفی داره من و آزار میده.
==============
یعنی از ترس پس زده شدن REJECTION FEAR ، وارد  هیچ رابطه ای نمیشوید ( نه از روی اعتقاد یا…)
بپذیریم که هیجان اولیه بنا نیست به همان شدت در یک رابطه سالم ، ادامه یابد
من فکر میکنم تجربه ای از این دست که نوشته ای قبلا داشته ای و برات حل نشده و استرس  تکرارش برات مونده.
حتما باید تفکیک کنی و به خودت فرصت بدهی و نترسی که حتمی این پیش بینی رخ بده
مراقب هم باید باشی یه وقت ناخودآگاه رفتارهای ضد مرد نشان ندهی که چک کنی طرف چقدر نحس بازی تو را تجمل میکند. پسران خوششون نمیاد هی آزموده بشوند

17 دیدگاه در “آنچه پدر و مادرتان به شما نگفته اند : از ترس پس زده شدن

  1. سلام
    دکتر خواهش کنم منو راهنمایی کنید.
    کلا ما ادمها با یه دست مشکل درست می کنیم که بعدش چند نفری دست دست هم بدن حل نمی شه. ..
    من مدتیه با پسری ارتباط دارم که 4 سال خودم کوچکتره. هردو فوق مکانیک هستیم و همکاریم. بهم علاقه داشتیم و ارتباطمون بیشتر کاری بود تا ایکنه به پیشنهاد ایشون با هم دوست شدیم.
    و ارتباط ما خیلی گسترده تر از اونی شد که بتونم توضیح بدم.
    خانواده اون کاملا سنتین. وننی ذارن که بدون اذن اونااب بخوره. به من میگه پدرم دایم کاری بزرگ منو کوچیک میکنه. منو تحقیر می کنه به من با. دختر پسر عموم که 19 سالشه ازدواج کنم حالا بگم دختری که می خوام 31 سالشه مسخرم می کنن . من از اولش بهت گفتم نمی تونم ازدواج کنم. و …… ایشون 27 سالشونه و واقعا اینو گفت به ازدواج فکر نکن.
    دکتر نمیدونم با این وابستگی چیکار کنم . در حد طلاق برام تموم شدنش گرون تموم میشه….
    می دونم برا یه ادم تحصیل کرده و بالغ زشته اانجوری حرف زدن ولی واقعا افسرده شدم …. هیچ تمایلی ادامه زندگی ندارم. همش به خودکشی مردن فکر میکنم .
    =====================
    من با دوست داشتنش مساله ای ندارم ولی از حرفهاش معلومه خیلی بچه تره واسه بحث ازدواج
    شما نیز موقعیتهات را نباید اینطوری به این اطر از دست بدی و این حضورش در زندگیت هم مانع حضور مردان مناسب ازدواج میشه
    بایدیه معامله کنی با خودت و به خاطر اهدافت دست بکشی ازش…قاطعانه

    [پاسخ]

  2. بعضی پدر ومادرها از اینور بام می افتن بعضی ها از اونور دیروز تو اتاقم توی اداره نشسته بودم دیدم یه دختر بچه 7 یا 8 ساله اومد تو توی سرمای _20 درجه که مدرسه هارو تعطیل کرده بودن با یک دمپایی وشلوار که از 10 جا پاره بود خلاصه وضع اسف بار گفت میشه به من پول بدی پدرم مرده و……. منماول هاج وواج نگاش کردم وبعد کلی سوال تو ذهنم رو پرسیدم گفت مامانم منو فرستاده واقعا عصبی بودم از اونجاییکه سمت مددکاررو دارم با کسب اجازه از رییس اداره دختر رو بردم تا از چگونگی ماجرا آگاه بشیم القصه بماند که وسط راه از دستم فرار کردو مجبور شدم کلی راه رو روی یخ بدوم بالاخره به در منزل رسیدم که همون نزدیکیا بود در زدم یه خانم جوان با دو تا بچه دیگه در رو باز کردن گفتم من فلانی هستم کارتم رو نشون دادم وگفتم میخوام بیام داخل با اکراه پذیرفت آقا چی بگم خونه استیجاری بود ولی همه وسایلش از خونه من بهتر بود ماکروفر داشت فکر کن …..گفتم چرا بچه ات رو فرستادی گدایی میگفت شوهرم مرده چیزی نداریم بخوریم و……. گفتم چرا خودت نمیری کار کنی میگفت وای من جوونم وهیچ درکی نداشت که این دختر بچه زیبا با موهای طلایی ممکن چه سرنوشتی براش رقم بخوره کلی دروغ گفتم که اگه بچه هاتو بفرستی گدایی میایم بچه هارو ازت میگیریم ورد صلاحیتت میکنیم (مثلا اروپا زندگی میکنیم ) خلاصه از خونه بیرون اومدموتمام راه رو به خاطر فقر هموطنام وخودم توی همه ابعاد زندگیمون گریستم…….حق ما این نبود

    [پاسخ]

  3. سلام
    آقای دکتر
    من هم از نزدیک شدن به دیگران خیلی خیلی وحشت دارم. تا می خواهم به مردی اعتماد کنم یه کاری می کنم که حسابی خراب بشه. یا یه کاری می شه که خراب بشه. و خودم می فهمم که از خودم بوده.
    احساس می کنم باید حتما یه کار خیلی خاصی انجام بدم. ولی بعضی از آدم ها رو می بینم که برای یک رابطه اصلا کاری نمی کنند. یعنی اون آدم خودشه. و خوبه اوضاعش. ولی من همش فکر می کنم باید یک حرکت خیلی خاصی انجام بدم. من پر از ترس و وحشتم.

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ مرداد ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۷ ب.ظ:

    مساله همینه که اون آدما خودشونن که به قول تو اوضاعشونم خوبه. درکت می کنم. ولی بعضی وقتا باید عجله نکنی و خیلی جدی نگیری. خودم هم با این گرایش مبارزه می کنم. باید یه مقدار منطقی نگاه کنی و خودتو راحت بذاری تا رابطه پیش بره.

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر
    مثل همیشه آموزنده بود به خصوص این جمله که به نکته بسیار ظریف و مهمی اشاره داشت:
    “یه وقت ناخودآگاه رفتارهای ضد مرد نشان ندهی که چک کنی طرف چقدر نحس بازی تو را تجمل میکند. پسران خوششون نمیاد هی آزموده بشوند”

    [پاسخ]

  5. دوستان کاملا واضحه، یعضی از سئوالات توش نکات مهمی هست که زمانی که آقای دکتر باهاشون برخورد می کنن، علاوه بر پاسخ به دلیل اینکه ممکنه همه ی دوستان کامنتها رو نخونن، به صورت مطلب جداگانه هم در سایت قرار میدن.
    همه ی سئوالات ممکنه مبتلا به تعداد زیادی از دوستان نباشه.
    اتفاقا من میخواستم از این رویکرد آقای دکتر تشکر کنم، اینجوری خیالم راحته که اگه کامنتها رو نخونم چیزی از دست نمیدم، چون اگه یه مطلب مهمی توش باشه و آقای دکتر جوابی داده باشن حتما در خود سایت هم قرار میدن..

    [پاسخ]

  6. آقای فروغیان کمی مهربانانه تر با موضوع برخورد کنین
    به سوال یه مددجو پاسخ داده شده و در کنارش به خیلی ها که مشکلی مشابه دارند، نکاتی کوتاه گفته شده
    و این درخور سپاس و قدردانیست ،نه گله مندی و ندیدن لطف استاد…..

    [پاسخ]

  7. mاقای دکتر ممکنه یه مثال زنید از ازمون زدن که اقایانون خوششون نمیاد ؟؟؟

    [پاسخ]

    یاسمین پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۱۲ ب.ظ:

    این سوال منم هست آقای دکتر ! متاسفانه بدلیل فاصله ای که خواسته و ناخواسته در جامعه ما بین دختر و پسر ها ایجاد شد باعث شد که نتونیم نه خودمون رو بهتر بشناسیم نه جنس مخالفمون رو و خواسته های مقبول و معقولشون رو ! کی میفهمه درد یک خانم ایرانی رو که بهش انگ مشکل جنسی داشتن میزنن وقتی که اجازه مورد استفاده قرار گرفتن فیزیکی به کسی نمیده در حالیکه با فرهنگ ایرانی و اعتقادات یک خانواده اصیل (نه مذهبی الزاما) همیشه مورد تحسین قرار گرفته! به واقع گیر کردیم دکتر کی راه درست رو رفته ؟؟؟؟ اونا که آزاد بودن و لذت بردن یا مایی که …. و ار خیلی لذت ها جا ماندیم ؟

    [پاسخ]

  8. منم همیشه این ترس رو داشتم و وارد هیچ رابطه ای نشدم… البته رابطه سابقی وجود نداشت که آزارم بده و تا اونجا هم که میدونم اخلاق ضد مرد ندارم ولی توی تنها رابطه عمرم که اخیرا اتفاق افتاد با وجود تمام تلاشهای من و اوضاع خوبمون دچار ترک عاطفی در اوج شدم… یعنی میخوام بگم بدون هیچ پیش زمینه ای اونچه که ازش فرار میکردم شد …

    [پاسخ]

    بهار پاسخ در تاريخ دی ۱۷ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۰ ب.ظ:

    آقای دکتر در ادامه سوال آناهیتا ، اگر این مسئله رو باز کنید ممنون میشیم . وقتی آقایی خودش درخواست ازدواج میدهد در یک آشنایی که 6 ماه حدودا طول کشیده و مرتبا هر صحنه ای از زندگی آینده رو تصویر سازی میکنه برای آدم (که با هم اینجور و اونجور )و یهو ناپدید میشه شاید بگم محو میشه بهتر باشه ! این یعنی چی دکتر جان ؟؟؟؟؟؟
    ===================
    یعنی دیگه بهش فرصت رویاپردازی نده

    [پاسخ]

  9. آقای دکتر یه سوال
    همیشه میگین تعداد ایمیل ها اونقدر زیاده و فرصت ندارین پاسخ بدین و….
    مطمئنا همینطوره
    فقط چرا به سوال ایشون که تو کامنتای پست ‘واقعیتی-تاسف-بار’ پرسیده بودند ، هم اونجا زیر کامنت پاسخ دادین و هم اینجا بعد از یک روز باز هم پاسخ دادین؟ به این زودی 2بار سوال ایشون پاسخ داده شده …..
    =================
    گاهی اوقات فرصتی دست میده
    الان چیزی ناراحت تون کرده ؟؟؟!!

    [پاسخ]

    SOS پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۴۳ ب.ظ:

    آقای الیاس الان حسودی کردین؟! آقای دکتر به منم یه بار جواب دادن تازه الان به شما هم جواب دادن کلا ما آدمای خوش شانسی هستیم.

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۵۵ ب.ظ:

    من هم این صفحه رو دقیقا بعد از پست “واقعیتی-تاسف-بار” خوندم و سریع متوجه شدم که این همون سوالیست که اونجا بیربط پرسیده شد و شما هم جواب داده بودید. البته من از دیدن این پست کلی خوشحال شدم چون سوالش مبتلابه من هم بود و حتی کپی-پیست کرده بودمش تو لیست سوالات و جوابای خوب شما. از این بابت بسیار ممنونم و خوشحالیم از این بابت بود که به بهونه این پست، سوال و جوابای قشنگتری هم مطرح میشه.
    ولی با وجود همه این لذتها، عکس العمل شما در مقابل آقای الیاس برام قابل قبول نبود. قطعا ایشون ناراحت شدن که چرا برای یک نفر دو بار وقت میزارین اونم با ارائه یک پست و برای یکی نه (نمیتونید). گرچه خودم خوشحال شدم که شما بنا به دغدغه بودن سوال، احتمالا این پست رو ایجاد کردین (در بدترین شرایط حتی میتونم این حق رو بدم که اینجا صفحه سایت شماست و شما میتونید هر پستی توش بزارید)
    دکتر از شما منتظر یه نوازش کوچیک بودم در مقابل این اعتراض! و بعد یک پاسخ. نه این سوال با جواب واضح (گرچه علتش منطقی به نظر نیاد)
    میدونم نیت شما خیر بوده (دست کم برای من اثر خیر داشت) و متوجه میشید که اعتراض نیست بلکه سطح توقعمون از دکتر شیری رفته بالا و البته من همیشه سعی کردم لذتم رو از نوشته هاتون نشون بدم 🙂

    [پاسخ]

    زویی پاسخ در تاريخ آذر ۷ام, ۱۳۹۲ ۱:۴۳ ب.ظ:

    منم با رها موافقم
    بالاخره این اقای فروغیان فکر کرده شاید بهش بی توجهی شده
    فکر نمی کنم حرف بدی زده باشه دکتر!

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.