یک کارمند زرنگ که حسابی غافلگیرمون کرد

image_pdfimage_print

 

دعوت شده ام به یک پژوهشکده دوست داشتنی برای ایراد سخنرانی درباره

کمال طلبی منفی و به تعویق اندازی PROCRASTINATION در سازمان “

در بدو ورود به ساختمان چشمم به پوستر برنامه میخورد ، همزمان یکی از کارمندان پژوهشکده نیز کنارم ایستاده  و دو تایی داریم متن را میخوانیم ، طرف که کنارم ایستاده بود قاعدتا من را که همان سخنران باشم نمیشناخت و با لبخندی شیطنت آمیز پرسید :

این دکتره ، دام پزشکه ؟

– من که جا خورده بودم از این سوال ، خودم را جمع و جور کردم  با تعجب پرسیدم؟ دام پزشک؟ دام ( بر وزن بام…شیب..)  چرا آخه ؟!!

خب وقتی واسه یه مشت ” دام روانی ” میخواد حرف بزنه احتمالا ما جنون گاوی، گوسفندی چیزی داریم و این را آورده اند بینمون …

جا داشت که  تو افق محو  بشه این کارمند نکته سنج !

———————————

دیگه هیچ وقت تیتر سخنرانیم را  انتخاب نکردم مگر اینکه قبلش در خیالم اون کارمنده را به عنوان ناظر وجدانم ، تصور کردم!

3 دیدگاه در “یک کارمند زرنگ که حسابی غافلگیرمون کرد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.