پسر ابادانی، فلکه اللوه

image_pdfimage_print

 

هفته قبل بعد از سمینار اهواز رفتیم با آقای القاصی زاده و جولایی و خانواده هامون سمت آبادان و خرمشهر

من سال ۶۸ تو ستاد بازسازی خرمشهر ابادان به عنوان نیروی جهادی ۱۵-۱۶ ساله رفته بودیم بیل میزدیم که پی خونه ها را در سه منطقه آبادان که عراق لودر انداخته بود صاف کرده بود که خوزستان را زیر توپخانه های مستقرش بگیره ، در بیاریم زیرا مردم داشتند تک و توک برمیگشتند به منطقه و هیچی معلوم نبود که مالکیتش چقدره

تو منطقه شهرداری خرمشهر نیز با مجید فروزان ( که الان متخصص پوسته) میزان تخریل منهول های خونه ها را تعیین میکردیم( منهول اسم سوراخیه که جلوی خونه های خرمشهر بود برای جمع شدن فاضلاب، منطقه به علت ارتفاع کمتر از سطح دریا ، سیستم فاضلاب نداشت!)

من تو مسجد جامع خرمشهر که نوستالژی بچه های جنگه ، تو سال ۶۸-۶۹ نماز خونده ام تو همون دوران و برام جالب بود بریم ببینیمش. جمعه بازاری بود و مردم بیچاره اجناس بنجل چینی را میفروختند ، خیلی کباب شدم که مردمی که روی طلا نشسته اند چقدر محرومند ( بعد میایم خیرسرمون فیلم نشون میدیم از افریقایی هایی که الماسشون را اروپایی ها به قیمت خون آن مردم استخراج میکنند و خودشان محروم!!!)

مسجد یه هوا فرق کرده بود، تصاویر تو حافظه ام درست بهم یاری نمیداد…خاطرات بچه های جهادی دبیرستانمون برام زنده شد.دقیقا در ساختمان مسجد پیرمردی محلی به مردم سمبوسه ابادانی میفروخت که عجب چیزی بود

کنار شط رفتن ( اروند) و به ماه کامل نگاه کردن اتفاق نادریست در زندگیم و خوشحالم دوستانی دارم که در این شرایط کنارم هستند.از سه تا بچه ۱۳-۱۴ ساله که کنار اروند نشسته اند میپرسم بستنی خوب اینطرفها کجاست؟ خندیدند و سه تایی مثل یه گروه کر گفتند : فلکه الله

و راست میگفتند و همه همراهان راضی بودند

=====================================

آبادان و خرمشهر شهرهای بسیار زنده خوزستان هستند که لازم است توجه بزرگتری بهشان بشود. ابادان به تنهایی میتونه از تمامی دوبی زیباتر و توریستی تر و بیزینسی تر بشه اگر زرنگ باشیم و از تحریم بکشیم بیرون .

1 دیدگاه در “پسر ابادانی، فلکه اللوه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.