روزگار بهتری از راه میرسد

image_pdfimage_print

دلم عجیب هوس نهج البلاغه کرده است…


حتی میتوانم حس کنم دلم نوشته های کریستین بوبن را ناله میزند


روزهایی هست که غمی سراغت می آید و بیشتر ” خودت ” می شوی چند شبی بود حال جسمانی ام خوب نبود…شک کرده بودم خبری هست…آزمایشی نوشتم و رفتم آزمایشگاه…تکنیسین بهم گفت ” ۴۵ دقیقه دیگه میتونید گزارش را تلفنی بگیرید آقای دکتر

حالم همچنان خوب نیست…عرق کرده ام…نیمه امیدوار زنگ میزنم آزمایشگاه…شکی که کرده بودم متاسفانه درست از آب درآمد ! برای لحظاتی کمرم خم میشود…از بهشتی بیرون می افتم که میلیونها نفر پیش از من،  این تجربه تلخ را کرده اند…زیر لب میگویم لاحول و لا قوه الا بالله العلی العظیم

بغضی میکنم…با خودت هیچ نقابی نباید بزنی…

به همسر خانم میگویم….در چهره اش عشقی محزون  میبینم…زنها میتوانند با نگاهشان روح را شفا دهند…به نظرم ثانیه ای در زندگی هر مردی هست که نگاه یک زن، چه مادر باشد چه معشوق چه همسر چه دختر چه عروسش و…باید او را تطهیر کند


الا وَ اِنَّ الدُّنْیا قَدْ تَصَرَّمَتْ وَ آذَنَتْ بِانْقِضاء، وَ تَنَکَّرَ مَعْرُوفُها،

بهوش باشید که دنیا رو به نیستى نهاده و پایان مدّتش را اعلام کرده، و حقیقتش ناشناخته مانده،

وَ اَدْبَرَتْ حَذّاءَ. فَهِىَ تَحْفِزُ بِالْفَناءِ سُکّانَها، وَ تَحْدُو بِالْمَوْتِ بهجیرانَها،

و شتابان روى گردانده است. ساکنانش را به سوى فنا مى برد، و همسایگانش را

وَ قَدْ اَمَرَّ مِنْها ما کانَ حُلْواً، وَ کَدِرَ مِنْها ما کانَ صَفْواً،

تازیانه مرگ مى راند، شیرینیش تلخ، و صافیش تیره شده،


بهم ریختم…سر کلاس عصرم ،  “شخصیت سالم تر ” رفتن ،  واقعا سختم است…میپذیرم که کسی مقصر نیست که من بیمارم…به چهره مردان و زنانی فکر میکنم که با شور و هیجان و عشق و امید به سر این درسها مینشینند…روحیه ای میگیرم و به کلاس میروم…همهمه این دانشجویان مرا یاد زندگی می اندازد


کلاس تمام شده و به سمت جام جم میروم…بناست از امید سخن بگویم…تو ماشین با خودم صحبت میکنم…بخشی از من ، بخشی از من را عجیب می شنود. صدای  ترانه ای از حمید عسگری تو ماشین  میپیچه و حالم بهتر میشه…آماده ام برای نشستن در برابر مردم…دوربین…


حرکت بیماری لا علاجی نگرفته ام…بنا نیست هم مشخصا با این بیماری بمیرم یا کسی را بیمار کنم…به قول عزیزی ، شیرینی زندگیه که میشه دیابت

مسوولیت سلامتی ام را میپذیرم و به احترام این سلولهای گرانقدر که هدیه الهی هستند تقلا میکنم سالم تر تغذیه کنم و این ژن دیابت را دچار محیطی صحیح تر نمایم . شما مراقب سلامتی خودتان و عزیزانتان باشید و مثل من پر عشق و واقعی به زندگی شیرین تان ، حبه قند بیفزایید

1 دیدگاه در “روزگار بهتری از راه میرسد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.