دل نوشته سحری ۱۳- مستان سلامت میکنند

image_pdfimage_print

به همت فواد فرشچی عزیز ، متنهای سخنرانی دکتر شیری در ایمان و توانگری ۹۲ در اختیار شما عزیزان قرار میگیرد :

جایی داشتم درسی می گفتم در مورد ویژگی انسان سالم. گفتم انسان سالم هم قدرت تعشق دارد هم قدرت دریافت عشق دارد و هم قدرت اشمئزاز. می تواند متنفر باشد. در برابر یک پیشنهاد بی شرمانه می تواند متنفر باشد. می تواند کراهت داشته باشد برایش این که من هم تن بدهم به روزمرگی هایی که همه دارد ان آنها از هم سبقت می گیرند. ما مردم خاصی هستیم. ما مردمی هستیم که قصه های متفاوتی داریم. ما مردمی هستیم که در گرم ترین هوای این سالها، آب شرب و لوله کشی بعضی مناطقمان قطع شده است. بعد تازه فهمیده ایم که ما سه برابر استاندارد جهانی آب مصرف می کنیم. ما ۲۵۰۰۰ کشته جاده ای داریم. ما به اندازه شبه قاره هند با بیش از یک میلیارد جمعیت مصرف گاز داریم. من دست شما رو می بوسم که این طور زندگی نمی کنید. در مصرف آب و زندگی اجتماعی تان؛

وقتی خیلی ها دارند بد زندگی می کنند، مجوز “خوب ماندنتان “را باطل نمی کنید.

این یک انتخاب است. یک تاریخ عرفان این مملکت آدم هایی بوده اند که “انتخاب ” کرده اند. و گاهی باید فکر کنیم که چقدر ممنونیم که درست انتخاب کرده اند چون انتخاب های دیگری هم داشته اند. آنها توانستند “قدرت اشمئزاز” خودشان را حفظ کنند. به بوی بد بعضی رفتارها و بعضی کردار ها عادت نکردند. فردیت و انفراد خودشان را حفظ کردند. اگر ما امشب در شب موسوم به قدر یادی از حضرت علی ابن علی طالب می کنیم برای همین است. صبح داشتم شرح ابن اب الحدید می خواندم -که از شارحین معتزلی هست و برای نهج البلاغه شرح خوبی نوشته است آقای لایقی هم این شرح را ترجمه کرده اند-  ابن ابی الحدید ، کتاب را از جهت فصاحت و بلاغت و تاریخیت نوشته اند. البته ایشون از نظر علم کلام بسیار غنی بودند و می گویند که من بحث های کلامی رو در کتاب های دیگر کردم. ایشون از اهل تسنن هستند اما سیر کلامیش و فلسفیشون معتزلی هست و مقداری قرابت دارد با جنس تفکرات شیعه و اعتقاداتشون به امیرالمومنین از جنس افضلیت است نسبت به خلفای اربعه ، البته ایشون در این کتاب کار عظیمی کرده است که آن تبیین تاریخی کلام حضرت امیر است که در ده جلد جمع آوری شده وکتاب بسیار نفیسی است.

بعد از ۱۰ سال خلافت ،  خلیفه دوم وقتی ایشون از دنیا می رفتند، شورایی طراحی شد شش نفره شامل علی ابن ابی طالب، عبد الرحمن عوف، سعد ابن ابی وقاض، طلحه، زبیر و عثمان که دوتاشون داماد های پیغمبر بوده اند. زبیر پسردایی امیر المومنین بود. طلحه نوع دیگری فامیل بود و الی آخر… زبیر به نفع امیرالمومنین رفت کنار و طلحه به نفع عثمان. سعد ابن ابی وقاض به نفع عبرالرحمن عوف و نهایتا ماندند سه نفر. خلیفه گفته بود که اگر سه نفر ماندند، اون شخصی که عبدالرحمن عوف انتخاب کند ملاک است. عبدالرحمن در مقابل علی ابن ابیطالب ایستاد و پرسید شما به چه شیوه ای حکومت خواهید کرد؟ آیا بر شیوه کتاب الله. سنت رسول و طریق شیخین حکومت خواهید کرد؟ حضرت جواب دادند من به کتاب خداوند، سنت رسول خدا و شیوه خودم عمل می کنم. این خودم، تمام بحثی است که باعث می شود انسان از کسی مثل حصرت بتواند درس بگیرد و لذت ببرد. نمی خواهیم کسی را بپرستیم کما اینکه سالها اسطوره سازی کردیم اما باید به دنبال اسوه باشیم. چون جناب عثمان ابن عفان همین شرایط را پذیرفت و عبدالرحمن عوف با ایشان بیعت کرد و خلاص و بعد از آن دوران حکومت تلخ ده ساله خلیفه سوم آغاز شد که اتفاقات زیادی در آن برای کشورهای اسلامی رخ داد.

امیر المومنین جلوه ای از این زیبایی است. ما در مجاورت ایشان زیبایی خودمون را پیدا می کنیم. یک ضرب المثل ژاپنی می گوید خردمند با سرانگشت خود ماه را نشان می دهد و مردم انگشت را می بینند. انسان کاملی مثل امیرالمونین دارد ماه را نشان می دهد. ایشان دارند طریقه درست زیستن را نشان می دهند و بعضها در قد و قامت و تعداد زنان او گیر کرده اند ! ما به بهانه حضرت امیر ، مجاورت با زیبایی پیدا می کنیم برای خودمان.

مزار مولوی قونیه

عارف مجاورت با زیبایی پیدا می کند و جانش به رقص در میاید این ها همه نماد است. همین سماعی که میبینید که سلسله مولوی انجام می دهد ناشی از حجم زیبایی است که درک می شود و به شکل رقص خود را نشان می دهد. در سفری که به قونیه داشتم برای زیارت مقبره مولوی، وارد که شدم و نگاهم به قبر مشایخ افتاد، صدایی در گوش من طنین انداخت که” مستان سلامت می کنند…” روحی که در آن محل جاری بود و نغمه نی که در آنجا زده می شد من را به مستی و سرور و سلام می رساند. چون مولوی زیبایی را میدید که اهل طرب بود. به مولوی می گفتند تو فقیه بودی چرا می رقصی؟ می گفت شما برای همه چیز حکمی دارید، این را بگذارید برای ما. این طرب برای او قابل صحبت کردن نبود.

ما در مجاورت با زیبایی وجودی مثل امیرالمونین به طرب واداشته می شویم. اشکمان اشک بر او نیست بلکه بر خودمان است.

 ================

دل نوشته سحری ۱۱- یه اتفاق عجیب – گزارش احیای ۲۱

دارم آماده میشم برم احیا ، همسر خانوم کمی دیرتر از پله ها میاد پایین و کیسه آشغالها را میخواد بگذاره تو سطل سرکوچه ، نگرانم ترافیک باشه ،

دل نوشته سحری ۱۰ – خداوند صیاد است.شب ۲۱ ماه مبارک- قسمت اول

ما وقتی میخواهیم چیزی را ادراک کنیم باید خود را در سطح آن آگاهی ، هم سنخ کنیم. برای درک لذت استخر باید بریم تو اون فضا و لباس شنا تنمان باشد و تو اب بپریم تا بفهمیم لذت شنا یعنی چه .

متن سخنرانی دکتر شیری در شب ۱۹ – ایمان و توانگری ۹۲ – قسمت الف

مجاورت با زیبایی انسان را نرم و مجاورت با زشتی انسان را تلخ می کند. شما در خانه یک موسیقی قشنگ و فاخر که پخش می شود بر شما اثر می گذارد. یکی هم نوع خشن موسیقی را انتخاب می کند. تمام بحث امشب ما در مورد همین مجاورت هاست… چراکه این مجاورت هاست که تعیین می کند هر کس اهلیت چه چیزی را دارد و در شب قدر به چه چیزی می رسد

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.