خاطره ای از یک اختلال و درس نوشته کلاس عزت نفس ترم قبل

image_pdfimage_print

دمدمای ساعت ۱۱ صبح بود که بهم تماس گرفت ، خانمی بود نزدیکهای ۳۴-۳۵ سال ، دندان پزشک بود و از سوی رییس دانشکده  دندان پزشکی شماره ام را گرفته بود  ، با اینکه خیلی راحت نبودم که تلفنی ، ندیده و دقیق، نظرم را بدهم ولی به هر صورت حرفهاشون را گوش کردم. سوالشون درباره ادامه زندگی با شوهرش بود و طبیعتا نمیشد نظری داد ؛ معلوم بود هم کلافه است هم میخواد یه مشورت سرسری هم بگیره و قصه را به حساب اون یه حرف ، جمع کنه

وقتی امتناع من را دید ازم خواست “حداقل یه کتاب معرفی کنید ، حال این روزهای خودم را بهتر ادراک کنم ” تو ذهنم کتاب ” زن بودن” تونی گرنت اومد و بهشون راهنمایی کردم و خداحاظ..

یکی دو هفته بعد ساعت ۱۱:۲۰ شب تلفن همراهم زنگی خورد با یک شماره ناشناس

بفرمایید

– پروفسور کامیاب هستم ، شما مدرک تحصیلیت را از کجا گرفته ای ؟

منکه هم جا خورده بودم از طرز معرفیش هم از سوال یه کاره اش ، پرسیدم شما؟

پروفسور…هسنم و از شما شاکی هستم که بدون دیدن زن من ، به او کتابی معرفی کرده ای که زندگی ما بهم ریخته است و این کار بی مسوولیت عواقب دارد و….

منکه تازه داشت یادم می آمد بازی از کجا آب میخوره متوجه شدم این هارت و پورتها و پروفسور پروفسورها احتمالا از سوی شوهر همان خانمه است که از  طرف رییس دانشکده دندان پزشکی تماس گرفته بود و این تلفن احتمالا در ادامه خط و نشون کشیدنها و دعواهای تمام نشده حضرت آقا در برابر زن پرسفونی وابسته درمانده اش است ، لذا بهش گفتم : گوشی را از اسپیکر بردار و خوب گوش کن :

زندگی که با یک کتاب بخواد بالا و پایین بشه ، بیش از اینها تارعنکبوتی و سست است ، آدرس اشتباه نده درباره علت پایان این زندگی مشترک ، واقع بین باش و بپذیر این رابطه خیلی بیش از اینها توس خودتون دو تا تخریب شده ، ثانیا با این شخصیت خود شیفته NARCISSISTIC  و اخلاق حال بهم زن یکه تو با من مرد داری خدا میدونه چه تحفه ای واسه زنها هستی  ثالثا یکبار دیگه به تلفن همراه من تماس بگیری خواهی فهمید  مردی به صدای بلندنیست به قدرت کلامه و قدرت صاحب کلام و اون وقت چیزهای دیگه ای خواهی دید ، بعدهم تلفن را قطع کردم روش و برای هزارمین بار مطمئن شدم که :

دانش، آدم خوب را خوب تر میکنه و آدم عوضی را عوضی تر

تک جلسه اول دوره شخصیت سالمتر شما را به دنیای چهار بحث  کاربردی

  1. خود کم بینی INFERIORITY COMPLEX 
  2.  عزت نفس SELF ESTEEM
  3.  اعتماد به نفس  SELF CONFIDENCE 
  4.  خود شیفتگی NARCISSISM 

راهکارهای بهبود و برخورد آشنا میکند تا از یکی از فراگیرترین سوالات زندگی به اطمینان عبور کنید ، فرصت جداگانه پرسش و پاسخ کلاسی از بخشهای پر مشتری همین سمینارهاست

  • زمان : شنبه ۸ تیر – ساعت ۱۷ الی ۱۹:۳۰ + پرسش و پاسخ جذاب
  • برای ثبت نام تک جلسه تا جاییکه ظرفیت باقیمانده کلاس اجازه میدهد ، میزبان شما هستیم ۸۸۸۴۷۵۹۳
  • ظرفیت باقیمانده ۲۱ نفر / اطلاعات کامل کلاس را اینجا بخوانید

 

 

بخشهایی از درس گفتارهای دوره قبل که توسط دانشجویان کلاس پیاده شده است :

عزت نفس SELF ESTEEM  به معنای احساس ارزشمندی و احساس خوبی در مورد خود و یا احساس کارایی و شایستگی است.

که این حس خوبی و ارزشمندی از جایی  نشات می گیرد ، مثل انجام دادن یک کار خوب.

عزت نفس تحت تاثیر بیرون آدمی شکل می گیرد، به مرور تجربیات شخص به آن اضافه می شود و در آدم بالغ ، سهم تجربیات درونی عمده تصویر ما را شکل می دهد.

فیدبک و بازخوردی که از محیط می گیریم باید یکبار توسط ما ارزیابی شود. ( که البته این، کار سختی است اگر صادقانه انجام شود.)

مطلب دیگری که می توان در مورد عزت نفس یا خودانگاره بیان کرد این است که فرد مغرور کسی است که به سمت خودانگاره منفی می رود و شخص خودباور کسی است که به سمت خودانگاره مثبت پیش رفته است.

اولین راهزن  در زمینه عدم اعتماد به نفس می تواند خانواده باشد زیرا اولین نهاد و نخستین افرادی که کودک با آنها در ارتباط است پدر و مادر هستند.

خانواده معمولا به دو صورت در این زمینه تاثیر منفی دارند: ۱٫شلاق کامل باش ۲٫احساس تک و یگانه دادن به کودک

خانواده می تواند احساس “من خوب نیستم ” را در فرزند تشدید کنند و یا آن را کمتر کنند.

به طور مثال هنگامی که پدری به فرزندش می گوید : برای دکترا بخون که دیپلم بگیری!

با این حرف این ذهنیت در او شکل می گیرد که پدرش امیدی ندارد که او در آینده موفق شود.

دومین راهزن ، دوستانمان هستند که به دو شکل مستقیم و غیرمستقیم عمل می کنند. کسی که دائما از خودش ، شرایط خوبش و موفقیت هایش تعریف میکند به طور غیرمستقیم در عدم اعتماد به نفس ما تاثیر می گذارد.

برخی از ما تصمیم می گیریم که برای بهتر عمل کردن ، الگویی انتخاب کنیم و برای رسیدن به هدفمان یا رسیدن به موقعیتی مشابه فردی که الگوی ماست همانند او عمل کنیم. مثل جوانی که آرزوی داشتن هیکلی تنومند و ورزیده دارد و مربی اش را الگوی خود قرار می دهد و سعی می کند دقیقا راه او را پیش بگیرد. هرچه می گذرد با وجود تمرینات دقیق ، جوان به خواسته اش نمی رسد! وقتی بیشتر با مربی اش صحبت می کند متوجه می شود که او برای رسیدن به این فرم ، ۵سال است که مثلا بستنی نخورده است!چیزی که نخوردنش تقریبا برای این جوان غیرممکن است. (به خاطر علاقه بسیارش به بستنی)

این مثال را مطرح کردم تا به این نکته اشاره کنم که الگویی که انتخاب می کنیم باید تا حد زیادی با ما و شرایطمان مطابقت داشته باشد

و در غیر این صورت تبدیل به یک ضد ارزش می شود.الگویی که با ما فاصله بسیاری دارد نه تنها ما را به هدف نزدیک نمی کند بلکه پس از مدتی ما را دچار یاس و ناامیدی می کند. پس بهتر است کسی را انتخاب کنیم که خیلی هم ، از زندگی ما دور و غیرقابل دسترس نباشد.

نحوه زندگی ، تلاش و نگرش انسان های والایی همچون دکتر حسابی ، دکتر الهه قمشه ای و … فاصله بسیاری با شرایط بسیاری از انسان های معمولی دارد و مانند آنها شدن ، کاری آسان نیست.

 

 

15 دیدگاه در “خاطره ای از یک اختلال و درس نوشته کلاس عزت نفس ترم قبل

  1. .سلام.خسته نباشید.میشه یک کتاب درباره افزایش عزت نفس معرفی کنید.متشکرم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ بهمن ۱۱ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۴۱ ق.ظ:

    جتاب استاد حورایی قشنگه: اعتماد به نفس

    [پاسخ]

  2. سلام.

    آقای دکتر متن را خیلی دوست داشتم .ممنونم از لطفتون که سواد و دانشتون را در اختیار ما می زارید. سر نمازهام دعاتون میکنم.

    دکتر چرا مانمیتوانیم مثل دکتر الهی قمشهای بشیم؟ چرا اینها اینهمه نورانید و ما مثل شمع خاموشیم.(خودمو میگم)

    دکتر چرا ما نمیتوانیم مثل اینها بشیم؟

    من استاد الهی قمشه ای را بسیار دوست دارم و سخنرانیهای زیادی در بچگی با پدرم از ایشان شنیدم میتونید منبعبیشتری از مطالب و حرفاشون برام معرفی کنید؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  3. منکه همیشه از دیدن ناراحتی و نداری بقیه زجر می کشم اینطوری آدم اگر لذت نبره حداقل خوبه یکی دیگه تو رفاهه ادم غصه یکی دیگه را نباید بخوره…
    ضمن اینکه بر اساس اصل اثر پروانه ای بالاخره نفعش به ماهم میرسه..

    [پاسخ]

  4. آقای دکتر درود بر شما
    واقعن خانواده نقش بسیار زیادی در شکل گیری شخصیت فرزندان خودش داره اما پدر و مادری که خودشون نیاز به مشاوره دارند چطور می تونند فرزندی تربیت کنند که سالم باشه و رشد کنه.
    آشنایی داریم که فرزندنش مبتلا به اوتیسم ِ. این بچه بسیار باهوشه و قدرت یادگیری بسیار بالایی داره متاسفانه پدر و مادر بسیار بی مسوولیتی داره با اینکه تحت نظر روانپزشکه اما عوامل محیطی توسط پدر و مادر کنترل نمیشه. با هربار دیدن این کودک به من القا میشه که اول پدر و مادر این کودک باید مورد معالجه قرار بگیرند.
    خدا می دونه که چه تعداد ازین کودکان درین جامعه وجود داره و دیده نمی شن و بعد ها برای جبران زخمهای زندگی شون ناخاسته دیگران رو هم زخمی می کنند…

    [پاسخ]

  5. وااای دکتر چقدر شما زیبا جواب دندون شکن میدن،چجوری میشه در لحظه اینقدر منطقی و شیوا جواب داد!!!
    اینکه من نمیتونم جواب کسی رو بدم باید اعتماد به نفسم ترمیم کنم؟!

    [پاسخ]

  6. سلام استاد خسته نباشید.
    تماس گرفتم آقای حبیبی گفتن ثبت نام نداریم برای کلاسِ “پرسش های زندگی ” هرچه قدرم سوال پیچش کردم هیچ اطلاعاتی نداشت بنده خدا
    اما توی جدول کلاسی هفته نوشتین “در حال اعلام ثبت نام ”
    میخواستم اگه بشه اطلاعات کلاس رو زودتر اعلام کنید که برنامه هامونو ردیف کنیم باسه کلاس

    با تشکر

    [پاسخ]

  7. سلام ،
    کتاب رابرت گرین اسمش چی بود ؟
    برای الگو برداری ازیک شخصیت ، در جهت قدرت مردانگی صحیح ممکنه فیلم معرفی کنید ؟
    =====================
    POWER

    [پاسخ]

  8. انگار یه هوای تازه میاد تو وقتی این قدرت و میبینم در برابر ادمهای خودشیفته
    دوست دارم بدونم راههای رشد پرسفون که سالم باشه نه وابسته

    [پاسخ]

  9. “…ثانیا با این شخصیت خود شیفته NARCISSISTIC و اخلاق حال بهم زن یکه تو با من مرد داری خدا میدونه چه تحفه ای واسه زنها هستی…”
    استاد ببخشید جسارت نباشه میخواستم بپرسم کی میتونیم دربرخورد با بعضی آدمها از این لحنی که شما در پاسخ به این پروفسور استفاده کردین بکار ببریم؟!!!!!
    درونم پرخشمه! همیشه در برخورد با همکارام، مدیریم، آرزومه بتونم ضعفشون رو به رخشون بکشم 🙁 ولی با فردی که قراره روز بعد ببینمش اصلا جرات نمیکنم یجور دیگه باهاش صحبت کنم.

    [پاسخ]

  10. سلام آقای دکتر روزتون بخیر
    مطلبتونو خوندم کلی سوال برام پیش اومد بخصوص قسمت الگوپذیری از اشخاص برتر،آیا شمامسئله الگوبرداری رد میکنید؟
    تاجاییکه یادمه همیشه به ما گفتن زندگی و رفتار اشخاص والا را سرلوحه زندگی خودمون قرار یدیم.شاید برای اینکه ماهم شبیه اونا بشیم یا اینکه چنین اشخاصی را الگو قرار بدیم تا راحتتربتونیم نقصهای خلقی رفتاری.. خودمونو رفع کنیم .مثلا سوالی که همیشه برای من پیش میاداینه که من چطور میتونم از بزرگان دینی الگوبگیرم وقتیکه اینهمه از شرایط زندگی اونها دورم
    امیدوارم سوالمو در ست پرسیده باشم آخه کمی گیج شدم!
    ================
    الگوبرداری در زمینه های ساده مثل اراستگی، نحوه خرج کردن ، طرز لباس پوشیدن و هیکل و اینگونه امور باید به نحوی باشه که طرف فاصله غیر عادی با ما نداشته باشه
    پیشوایان دینی مسیر را معلوم کرده اند و تفاوتی با ما ندارند مگر در وحی : ما انا الا بشر مثلکم یوحی الی
    حضرت امیر در نامه 45 به عثمان بن حنیف حد الگوبرداری را معلوم میکنند
    فانکم لا تقدرون علی ذلک ولکن اعینونی بورع واجتهاد و عفه و سداد ( شما چون من نمیتوانید زندگی کنید ولی با تقوا و تلاش و پاکدامنی و استحکام ، به من کمک کنید

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.