زنان شیفته

نام کتاب: زنان شیفته

نویسنده: رابین نوروود

مترجم: مهدی قراچه داغی

انتشارات : پیکان

«وقتی بسیاری از ویژگی ها، ارزشها و رفتارهایش را نمی پسندیم و با این حال با آنها کنار می آییم و فرض را بر این می گذاریم که اگر بهتر از اینکه هستیم ظاهر شویم و اگر بیشتر محبت کنیم و خودمان را علقه مند نشان دهیم می توانیم او را تغییر دهیم، شیفته بی جهت هستیم و عشق بی تناسب داریم.»

«دوست داشتن بیش از اندازه به معنی مهر داشتن به مردان پرشمار و یا زود به زود عاشق شدن و یا داشتن مهر عمیق نیست. در واقع معنایش این است که پیوسته به همسزمان فکر می کنیم و اسمش را عشق می گذاریم و اجازه می دهیم تا احساسات و رفتارمان را کنترل کند. می دانیم که به سلامتی مان لطمه می زند، می دانیم که احالمان را خراب می کند و با این حال نمی توانیم از آن دست بکشیم. معنایش این است که شدت عشقمان را با زجر و عذاب و شکنجه ای که تحمل می کنیم اندازه می گیریم.»

«زنانی که مهر بیش از اندازه می ورزند به انسجام و تمامیت خود در روابط عاشقانه بی توجهند و می خواهند رفتار طرف مقابل را تغییر دهند، می خواهند کاری کنند که او احسسی متفاوت نسبت به آنها پیدا کند و گاه برای عملی کردن خواسته های خود راههای سلطه جویانه ای انتخاب می کنند»

«چند ویژگی از زنانی که مهر بی اندازه دارند و محبت بی تناسب می کنند:

  1. زنانی که محبت بی تناسب دارند اغلب متعلق به خانواده های ناسالم و بدکارکردی هستند که نیاز های احساسی شان مرتفع نگردیده است.
  2. وقتی به اندازه کافی محبت نمی بینید و مورد توجه قرار نمی گیرید، نیاز ارضاء نشده خود را با محبت کردن بیش از اندازه به ویژه به مردانی که به شکلی محتاج به نظر می رسند، جبران می کنید.
  3. از آنجایی که هرگز نمی توانستید پدر و مادرتان را به اشخاصی گرم صمیمی و متوجه تبدیل کنید به مردان بی اعتنا و بی حضوری توجه کردید به این امید که بتانید آنها را تغییر دهید.
  4. تحت تاثیر ترس از تنها ماندن و ترک شدن به هر کاری تن می دهید تا روابطتان متلاشی نشود
  5. اگر قرار باشد بتوانیم به مرد مورد نظرمان کمک کنیم، هر اندازه تلاش کنیم زیاد نیست، هر اندازه وقت بگذاریم مهم نیست، هر اندازه خرج کنیم باز کم خرج کرده ایم.
  6. شما که به نبود عشق در روابط شخصی خود عادت کردهاید، منتظر می مانید، امیدوار می شوید و بر تلاشتان می افزایید تا او را راضی کنید.
  7. بیش از 50 درصد مسئولیت، احساس گناه و تقصیرات مربوط به روابط را خود بر عهده می گیرید.
  8. حرمت نفس اندک دارید. خود را مستحق خوشبختی نمی دانید. به جای آن احساس می کنید که باید حق لذت بردن از زندگی را به شما بدهند.
  9. شما از آن جهت که در کودکی امنیت خاطر نداشته اید به شدت نیاز دارید که مردان و روابط خود با آنها را کنترل کنیدو شما در پس نقاب«مفید و یاور بودن» می خواهید اشخاص موجو در زندگی تان را کنترل کنید.
  10. در روابط خود بیش از توجه به آنچه وجود دارد، به رویایی توجه دارید که در سر دارید می پرورانید.
  11. شما معتاد به مردان و تالمات احساسی هستید.
  12. ممکن است به لحاظ بیوشیمیایی و نیز احساسی به استعمال مواد محدر و مصرف الکل و نیز بعضی غذاها، به ویژه غذاهای با قند زیاد روی بیاورید.
  13. به بذل توجه به اشخاص مسئله دار و با درگیر شدن در کارها و اقدامات نا مطمئن، مسئولین خود را در قبال خودتان فراموش می کنید.
  14. تحت تاثیر روابط ناپایدار با دیگران ممکن است زمینه را برای افسرده شدن خود مهیا سازید.
  15. به مردان مهربان، با ثبات و قابل اعتماد توجه نمی کنید. در نظر شما اشخاص به واقع خوب، ملال انگیزند»