تو مساله داری احتمالا نه همسرت !

image_pdfimage_print
من دختر ۲۶ ساله ای هستم که ۳ سال ازدواج کردم.همسرم مرد فوق العاده ای است از همه جهت.از اون مردا که همه ارزوشو دارن..
حدود ۱ سال که همسرم با مشکلاتی در کارش مواجه شد وخلاصه بعد از سختی های زیاد یه کار دیگه پیدا کرد با حقوق ۶۰۰ تومان.تو این مدت من خیلی پر خاشگر شدم.منی که اصلا فحش بلد نبودم وقتی عصبانی می شم هر چی دلم بخواد می گم وهمسرم همیشه باهام کنار میاد.از خودم بدم میاد…خیلی فشار روم زیاده..احساس می کنم این همه درس خوندم ولی الان حتی یه کار درست ندارم همش به در بسته می خورم ..منی که شاگرد اول مدرسه بودم الان تو یه مطب کار می کنم (من کارشناس رادیولوژی هستم)
از طرف دیگه برادر همسرم داره ازدواج می کنه وخانم ایشون پرستاره و استخدامه ومدام همه می گن اون کار داره واصلا برادر همسرم به همین خاطر باهاش ازدواج کرده..با خودشیرینی هاش مدام پدر همسرم به من کنایه کار واخلاق اونو می زنه که چقد راحته..من کلا از دورو بازی متنفرم
همه این مسایل کار ..پول..کنایه ها..داره دیوانه ام می کنه..عمرم داره تو حسرت هدر میره راهنماییم کنید..تو رو خدا.
 ==============================
سلام
دختر تو فقط ۲۶ سالته چرا اینقدر مثل بازنده ها داری رفتار میکنی  ؟
فارغ التحصیل که میشی تازه باید یاد بگیری چطوری کار پیدا کنی ( رزومه نویسی، تماس با
شبکه های کاریابی، توصیه گیری ازاساتیدت ، مطالعه آداب کسب و کار ، تقویت رابطه با همکلاسیهای سابقت که الان شاغل هستند )
اون کار باعث میشه احساس موثر تر بودن کنی
اما درباره عروس جدید خانواده نوشته ای؛ لازم است بدانی آداب عروس بزرگتر بودن اینست که اعتماد به نفس بیشتری نشون بدی ، او یک پرستار است که خیلی زحمت روی دوشش است، به مراتب متاسفانه خسته تر از تو در زندگی مشترکش خواهد بود و تو بهتر است او را درک کنی و حسادت را ببینی و هضمش کنی و ازش عبور کنی
فحاشی هایت به هیچ وجه تصویر مناسبی از خودت بهت نخواهد داد…اینبار قبل از اینکه به این نقطه عصبانیت برسی باید بحث را ترک کنی وگرنه شوهرت را از دست خواهی داد، منظورم الزاما طلاق نیست بلکه از دست دادن عاطفی اوست که قابل جبران نیست
دکتر شیری

21 دیدگاه در “تو مساله داری احتمالا نه همسرت !

  1. با سلام خدمت شما آقای دکتر شیری من حدودا 4 ماه است که متاهل شده ام و 3 ماه هم دوره عقد و نامزدی داشتم متاسفانه همسر من دچار انزجار جنسی می باشد در ابتدای رابطه من متوجه نبودم اما به مرور توجه شدم تمایلی برای رابطه جنسی ندارد و بعد از رابطه دچار حالت تهو و استفراغ همراه با سردرد بسیار شدید می شود متاسفانه این حالت ها تاثیر بسیار بدی در من ایجاد کرده در واقع هیچ لذتی از رابطه نمی برم بعضی مواقع تمایل دارم با همسرم باشم ولی او با لحن های مختلف من رو پس میزنه علیرغم اینکه همدیگه رو دوست داریم ولی دیگه رابطه جنسی برای من یه کابوس وحشت ناک شده از رختخواب متنفر هستم چون غرورم جریحه داره شده چندین بار به روانپزشک مراجعه کردیم و اونها معتقدند که من باید هر چه زودتر از شوهرم جدا شم زندگیم شدیدا تحت تاثیر این مشکل قرار گرفته اکثر مواقع گریه میکنم لطفا به من کمک کنید میخوام بدونم آیا درمانی برای شوهرم وجود دارد

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۸ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۵۷ ب.ظ:

    سلام
    شاید با روانکاوی این انزجار تصحیح شود ولی اینکه همچنان بخواهید این زندگی را ادامه دهید بحثی جداگانه است

    [پاسخ]

  2. واقعا حرفات خیلی حقه پریسا جان
    متاسفانه پسرهای الان صرفا به جهت نر بودنشون توهم های خیلی بالایی از خودشون ( کار و درآمد، زندگی ، خانوادشون ، تحصیلات ، ظاهر و زیبایی و ….) دارن !
    فکر میکنن حالا چه شهاکار و شق القمری هستن.
    من خیلی وقتا براشون میسوزه از اینکه انقدر توی توهم هستن.

    [پاسخ]

  3. آقای دکتر ایشون دائما مراجعه به پزشک رو به تعویق می اندازند.و این نگرانی من رو بیشتر می کنه.بارها به ایشون گفتم که نگران سلامتیشون هستم و ایشون هم هربار به من می گن “باشه” ولی نمی رن دکتر.
    من در صحبت قبلیم فراموش کردم بگم گاهی بوی دهان ایشون خیلی بوی متعفنی هست.
    ممنون می شم بفرمایید اول به چه پزشکی مراجعه کنیم.و اینکه آیا ممکن هست اینها نشونه های اعتیاد باشه یا نه یه بیماری جسمی هست.
    اگر بیماری جسمی باشه من همراهیشون میکنم تا حالشون خوب بشه . اما یه شوهر معتاد رو نمی تونم تحمل کنم.و فکر می کنم باید زودتر خودم رو کنار بکشم
    =================
    بوی بد دهان یعنی طلاق و خیلی جدی باشید در این زمینه(دندان پزشک)
    بقیه مسائل را با متخصص داخلی میتویند حل کنید و نگرانی تون را نیز بهشون بگید و در ازمایشات پیش از ازدواج نیز بررسیهایی در این زمینه صورت میگیره

    [پاسخ]

  4. سلام استاد گرامی
    مجرد 29 ساله دانشجوی ارشد زبان انگلیسی هستم.جزییات ماجرای من زیاد هست ولی اینجا به صورت خلاصه عرض میکنم.خواستگاری داشتم که پیشنهاد دادن و دنبال جوابش نیومدند.از فامیل بودند.اون آقا ازدواج کرد و یک سال نشده جدا شد.و حالا دوباره اومده سراغ من.ماجرای خواستگاری مال 4 سال پیش است. و این آقا 5 ماهه جدا شده.بعد ها فهمیدیم یکی از اقوام مشترک دخالت کرده و از قول ما حرفایی گفته به خانواده اون آقا.با این آقا یکی دو بار تلفنی صحبت کردم.بیشتر اس ام اسی.که زیاد حوصله اس ام اس ندارم.حس میکنم تمام حرفاش از زندگی مشترک تلخش نشات میگیره.انگار احساسشو اونجا خرج کرده و جواب ندیده حالا غرورشو برای من آورده.
    خواهس میکنم کمکم کنید.تو چت اصرار داشت که شماره بده.چت سوئ تفاهم میاره وقتی شماره دادم همش اس ام اس میده..لطفا بهم بگید چه کنم؟
    بسیار ممنونم.منتظر پاسختون هستم.ممنون میشم زودتر جوابمو بدید.
    ====================
    بعیده از توش یه رابطه رسمی جدی بیرون بیاد…به نظرم دنبال دوست دختره تا ازدواج مجدد

    [پاسخ]

  5. سلام دکتر
    نامزد من خیلی لاغر هست ایشون 32 ساله هستن با قد 185 و وزن 65 ، چشمهای ایشون خیلی ضعیف هست.اشتهای ایشون به غذا کم هست، سرفه های زیادی به صورت تک تک دارند.
    رنگ پوستشون به زردی گرایش داره ولی هیچ رفتار غیر متعارفی ندارن.خوابشون منظمه.درآمدشون مشخصه.
    من نمی دونم این علامتها ممکنه حاکی از اعتیاد ایشون به نوعی مواد مخدر باشه؟
    خواهش می کنم اگر من هم دچار وسواس شدم به من بگید. اگر نه بگید به چه مشاوری مراجعه کنم. ایشون خیلی مرد با ایمان و آرامی هستن
    ==================
    ستاره جان چی بگم؟ باید بالاخره یه دکتر رفتن که چیزی از دست نمیدهید

    [پاسخ]

  6. سلام دکتر عزیز ببخشید اینجا سوالم رو مطرح می کنم. برای زوجی که تو رابطه ج.ن.س.ی مشکل دارن و مشکل از خانمه ایا اول باید به متخصص زنان و زایمان مراجعه کنن و بعد به متخصص سکس تراپیست یا متخصص زنان نیازی نیست و فقط با مراجعه به سکس تراپیست حل می شه؟ ممنون.
    ==============
    بستگی به مشکل دارد
    اگر مساله زنانه باشد ، بهتره اول متخصص زنان بررسی کند

    [پاسخ]

  7. سلام جناب دکتر شیری عزیز. عیدتون مبارک. اول خیلی تشکر می کنم بابت سایت بسیار مفید و حرفهای همیشه آموزنده تون که به جرات می تونم بگم خیلی وقتها مسیر زندگیمو برام روشن کرده و عذر می خوام بابت سوالی که میپرسم ولی آقای دکتر من در روزهای قبل از قاعدگی به خصوص در محیط خونه شدیدا پرخاشگر میشم که گاها نتایج آزاردهنده ای به دنبال داره. در این دوره من دوباره به رابطه عاطفی تموم شده م برمیگردم و تمام تلاشی که برای فراموش کردن کرده بودم به باد میدم.آیا من باید دنبال درمان باشم؟ در ضمن من دو ماه پیش ایمیلی براتون فرستاده بودم که پاسخی دریافت نکردم.امیدوار باشم به پاسختون؟دعای ماردربزرگم را که میگفت ایشالا خاک بذارید و طلا بردارید و عاقبت بخیر بشید برای شما میکنم. زنده باشید
    =========================
    الی گرامی
    وقتی بهم ریختگی رفتاری دوران پیض قاعدگی PMS تا این حد میشه که عملکردتون آسیب میبینه ، میتونید با تجویز دکتر ، داروی سبک ضد افسردگی در اون دوران مصرف کنید که خیلی کمک کننده است
    درباره رابطه قبلی تون ، شاید باید مسیر بیشتری را درونتون طی کنید تا فاصله بگیرید ازش….شاید بخشی از سفر درونی تون مونده

    [پاسخ]

  8. آدم فقط بعضی اوقات از بعضی ها انگشت به دهن می مونه و الانم از اون وقتاس.
    دختر جون برو زندگیتو کن این حسادتهای بی مورد زنانه رو بذار کنار واقعا که می خوای بهترین چیز زندگیت (همسرتو ) از دست بدی به راحتی ؟

    [پاسخ]

  9. سلام دکتر
    ببخشید سوالم ربطی به پست نداره
    خواهره 12سالم عاشق یکی از پسرای فامیل که 15 سالشه و خانواده ی خیلی مذهبی ایی هستن شده. من خیلی نگرانم. واقعا ذهنش درگیره و من نمیدونم چیکار کنم. می ترسم یه بار بره یه چیز به پسره بگه و خودشو تابلو کنه، با توجه به سن خواهرم و اینکه اگه خانواده ی پسره بفهمن ابروی خواهرم میره لطفا بگین من میتونم چیکار کنم؟
    =======================
    اجزاه بدید ردباره احساسش با شما صحبت کنه و گوش کنید و نصیحت نکنید و بگذارید شنیده بشه…بعد درباره عشق و هزینه هاش نیز خوبه بگید و درباره عزت نفس تو این سنش بگید
    مراقب کتابهایی که میخونه یا فیلمهایی که میبینهباشید
    یه راهش هم اینه معرفی بشه نوجوان توانگری بیاد

    [پاسخ]

  10. سلام
    با عرض معذرت که رک می نویسم اما این خانم کلا کرکره های مغزش رو پایین کشیده. با رمالی خانواده به دوش مرد خانواده است نه خانم خانه که ایتقدر این خانم نگرانشه. در این وضعیت که خیلی از دختران به هر دلیلی شرایط ازدواج براشون پیش نمیاد یکی پیدا میشه و میگه همه ارزوی همسر منو دارند بعد به اون ادم فحاشی میکنه به عروس جدید حسادت . قصد جسارت نرادم ولی پرستاری شغلی نیست که تو بخوای حسرتشو بخوری. ایا تو میدونی کشیک شب یعنی چی؟ ایا تو می دونی هر روز با انسانهای مریضو سرو کار داشتن یعنی چی؟ اصلا می دونی محیط کار برای یه خانم چقدر فشار روحی داره ؟ اینگه یک نفر هر روز بهت بگه چکار کنی و چه کار نکنی. حالا بماند که اگه پیشرفت کنی صدنفر به دنبال زیر آب زنی تو هستند و اگر نکنی انگ اینکه کار بلد نیست بهت می زنند . با این توضیحات فکر نکن من ادم سطح پایینی هستم من کارشناس ارشدم و در شرکت مسئول نرم افزاری اون شرکت. اول فکر می کردم محیط کار من مشکل داره ولی وقتی جستجو کردم دیدم این شرایط در تمام محیط های کاری هست. هر چقدر که بیشتر رشد می کنی بیشتر توی چشم هستی حسادت های به تو بیشتر میشه. مسئولیت هات هم بیشتر. این ها رو نوشتم که بدونی اول باید اطلاعات جمع آوری کنی که ایا در محیط های کاری با اینکه متاهلی می تونی کار کنی استخدام بودن که مهم نیست برای یک خانم . من الان استخدام نیستم ولی هم بیمه هستم و هم حقوق بالاتری دارم . به نظر من برای یک خانم متاهل کار پاره وقت بهتر جواب میده البته اگر تو مهارتش رو داشته باشی واگه نداری بهتره اول اون رد فرا بگیری . تصمیم من هم برای آینده همین خواهد بود.

    [پاسخ]

  11. سلام اقای دکترشیری گرامی.
    مثل همیشه ممنون بخاطر سخنان جامع ومانعتون.
    چقدر حرفهایتان به “جانم” مینشیند. میشود, ساخت سلول هایم.
    روشنایی وگرمایتان مستدام.
    و خدا قوت.

    [پاسخ]

  12. مثل همیشه توصیه ها تون کاربردی بود. من که با مدرک مهندسی کامپیوتر به شغل شریف خانه داری و بچه و همسر داری مشغولم…البته با توجه وجود بحرانهای مالی در یک بازه زمانی باز همسرم با کار کردنم مخالف بود…الان بعد از 6سال زندگی یه جورایی خوشحالم که کار نکردم چون خستگیهای زنان شاغل و کم کاریهای همسرانشان در تامین نیازهای خانه را دیده ام..اما یک سوال آیا این کار نکردن بیرون از خانه باعث کمی اعتماد به نفس زنان خانه دار است ؟؟؟چطور میشود با توجه به خانه دار بودن مهارتهای اجتماعی و اعتماد به نفس را بالا برد؟

    [پاسخ]

  13. نظرم در مورد بخش خاصی از صحبت ایشونه. ما به کجا رسیدیم که خانمها باید به خاطر درامدشون کنایه بشوند از خانواده همسر؟ دکتر خودشون بارها اشاره کردن که معیشت وظیفه اقایونه. نظر اسلام رو هم که همه میدانیم. میزان درامد زن و نحوه عملکرد در مورد درامدش کاملا یک مسئله شخصیه. متاسفم که به گفته خود شما مواجهیم با مردانی به شدت کوتوله از نظر رشد اقتصادی و فرهنگی. مشکل از ما خانم ها هم هست که بسیاری از ما تن میدیم وگاهی دست وپا میزنیم برای ازدواج با اینگونه مردهای جامعه( صحبتم در مورد شوهر این خانم نیست). چرا توقع جامعه از خانم ها اینقدر بالا رفته در مقایسه با اقایون؟ مردی اگر درامد مکفی و اخلاق قابل تحملی داشته باشه کافیه ولی در عوض… دختر باید زیبا تحصیلکرده دارای درامد خانواده دار کدبانو مادری فداکار و ترجیحا مانکن باشه! بسیار عالیه که زن حداقلی از هر کدوم رو داشته باشه ولی موضوع اینجاست پسرهای جوان جامعه چطور؟ گاهی حتی عرضه ابراز علاقه هم ندارن و دخترها رو با رفتارشون گیج میکنن یعنی حتی این حد از بلوغ عاطفی هم ندارن… مشکل از تربیت این نسل از آقانون هست. چیز زیادی برای عرضه ندارن و توقع بالایی از خانم ها دارن و اکثرا شکایت دارن از توقع بالای خانمها. متاسفم که هم نسل هستم با این پسرها. همه هم میدونیم همه آقایون اینطور نیستند ولی در کل توقع جامعه سنگینی میکنه به طرف خانمها و ما هم که اکثرا شلاق کمال طلبی میزنیم به خودمون و مادرهای آینده پسرانتون رو با مسئولیت و مرد تربیت کنید لطفا.
    ===================
    معیشت اگر زن کمک کند برای استاندارد بالاترش ، هم مردانه میشه هم زنانه تو شرایط امروز

    [پاسخ]

  14. عالی بود استاد گرامی…من از اون قسمت که گفتین “اون یک پرستاره که خیلی زحمت رو دوشش هست…”خیلی خوشم اومد.باتوجه به اینکه منم پرستارم واقعامیبینم که همکاران خانمی که متاهلن گاهی وقتا چقدر خسته میشن (کار سخت بیرون و همسر داری و بچه داری باهم گاهی واقعا سخت میشه) کاش توی همه بیمارستانهای کشورمون طرح کاهش ساعت کاری اجرامیشد…من دیشب شب کار بودم بااینکه از صبح تاحالا دارم استراحت میکنم اما هنوز خستگی کار دیشب تو وجودم هست… امشبم دوباره شبکارم!فکرنکنم توی هیچ کشوری از قشر پرستار اینقدر کار بکشن!

    [پاسخ]

  15. سلام آقای دکتر خسته نباشید.
    عذر خواهی منو بپذیرید چون این چندمین باره که در مورد این موضوع ازتون راهنمایی خاستم. اما میدونم که به دلیل مشغله زیاد ی که دارین من جوابی نگرفتم. مجبور شدم کامنت بذارم. خیلی با این مساله در گیرم و نمیتونم حلش کنم. دکتر من 30 سالمه و حدود دو سالی میشه ازدواج کردم. خداروشکر از زندگیم راضیم. همسرم مرد خیلی خوبی هستن. فقط یه مساله ای هست که هر از چند گاهی عود میکنه و حال منو بد میکنه که اونم برادر همسرمه. ایشون هیچ گونه در آمدی ندارن. و از طرفی در خارج از کشور تحصیل میکردن ( در مقطع دکتری) تمام هزینه تحصیل ایشون رو طی سه سال همسرم متقبل شدن. الان حدود 5 ماهه برگشتن ایران و جالبه تا رسیدن ایران ازدواج کردن! همسرم براشون خونه مستقل با اسباب و اثاثیه تهیه کردن . هزینه رهن و اجاره و زندگی ایشون با همسرمه. دکتر من و همسرم هر دو شاغلیم ودر آمد مشخصی داریم. و حقوق ماهانه من در اختیار همسرمه. شاید همسرم یه کار انسانی انجام میدن. اما این وسط احساس میکنم حق من ضایع میشه. (خجالت میکشم اینو بگم چون خیلی آدم مادی نیستم اما…) حس میکنم من دارم کار میکنم ( من دبیر هستم) بدون اینکه حقوقم در اختیار خودم باشه و راحت بتونم براش برنامه ریزی کنم. اونوقت شاید این پول مستقیم به برادرشوهرم اختصاص داده شده. و این در حالیه که من حتی یک ریال هم از در آمد خودم پس اندازی ندارم.این مساله خیلی ناراحتم میکنه. چند بار با همسرم در این مورد صحبت کردم ولی ایشون خیلی رو این مساله حساسه. و میگن تا هر وقت برادرشون بهشون احتیاج داره حمایتش خواهد کرد. هر بار که برادر همسرم تلفن میکنه یا میاد خونمون یه چیزی میگه که به هم میریزم. البته به روی خودم نمیارم چون اگه به همسرم اعتراض کنم. دلخوری پیش میاد. وازم ناراحت میشه.و زندگی خودم تلخ میشه.که اینو نمیخام. اما انگار تو دلم ازش دلگیر میشم. و اون شادابی و نشاط خودمو تو رابطه با همسرم از دست میدم. میدونم راهی ندارم غیر از اینکه موضوع رو باخودم حل کنم. اما نمیتونم. ازتون خواهش میکنم که منو راهنمایی بفرمایید. ( ببخشید طولانی شد)
    ===============
    الناز گرامی
    احساس اجحافی که بهتون دست داده میتونه به قیمت سنگین رها کردن این همسر تموم بشه
    یکبار باید خیلی بالغانه این موضوع را با ایشون و برادرشون در میان بگذارید و مدیریت مالی درامد خودتون را خودتون به عهده بگیرید

    [پاسخ]

  16. سلام دکتر عزیز . در جواب یکی از دوستان برا بررسی به خواستگار به ” تشابه اخلاقی ، مکمل بودن رفتاری و شباهت خانواده ” اشاره کردین.
    امکانش هست تشابه اخلاقی و مکمل بودن رفتاری رو بیشتر باز کنید.

    [پاسخ]

  17. سلام اقای دکتر شیری من تقریبا هر روز با موبایلم میام و سایتتون و چک میکنم تقریبا اعتیاد پیدا کردم مرسی از راهنمایی هاتون منم تو زندگیم مشکلات خیلی زیادی دارم اما سعی میکنم همیشه به خدا توکل کنم خود خدا وعده داده هر کس به من اعتماد کنه من بهش کمک میکنم من اونقد شرایط بدی تو زندگیم دارم انقد از جایی که زندگی میکنم و ادماش بدم میاد عذاب میکشم از همه اینا گذشته عاشق کتابم اما پول ندارم بخرم یه موقع هایی تو دانشگاه از شدت گشنگی به خودم میپیچم اما 1000 تومن پولی که برا یه دونه کیک و ابمیوه دارم و خرج نمیکنم میزارم کنار برا اینکه بتونم با پولایی که جمع کردم کتاب بخرم اونوقت با یه لیوان اب خودم و سیر میکنم با بدبختی و غرغر بابام از اینکه پول ندارم دارم لیسانسم و کم کم میگیرم با همه اینا به ایندم امیدوارم عذر میخوام از اینکه انقد طولانی شد.موفق باشید مرسی بابته مطالبه عالیتون

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.