تو در خطری ! آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند

image_pdfimage_print

روبروی من کسی هست که زیباترین و باارزش ترین احساسات رو بهم هدیه داده ، بهم توجه فراوونی داشته و حتی در بدترین شرایط ها دوست داشتنشو احساس کردم.

اما تقریبا ۱۰ ماهه که سر مسائل کوچیک بدترین دعواها رو را می ندازه و قبیح ترین فحاشی ها رو که من بعنوان یک انسان عادی تا حالا نشنیده بودم رو  به پدر و مادرم و خودم میگه

تو این شرایط منم عصبانی میشم اما واقعا چه سلاحی دارم جز نیش و کنایه های زنانه که ناشیانه میگم تا خنک شم اما باز هم نمیشه آخرش گریه میکنم و میگم نمی خوام باهات زندگی کنم و اون عصبانی میشه و داد میزنه که این تویی و تو به من بیتوجهی و تو این شرایط می خوام دوستم داشته باشی نه تو خوشی .حالا من احساس می کنم شخصیتم خرد شده وبا اینکه انقد فحش و تف و لنعت بهم گقته شده انقد بی عرضه ام که باز هم تو این رابطه ام .الان باهم حرف نمی زنیم از دیشب چون منم شروع کردم به فحاشی

========================================================

سلام من را بپذیرید
فحاشی به شکلی که برای من نوشته اید نوعی خشونت جدی است ( ترومای روانی اینجا  ) و لازم است توضیح مختصری تقدیمتان کنم
تروما( ضربه =trauma) دو نوع است :

  1. فیزیکی( ضرب و شتم ، هل دادن…)  است و
  2. روانی ( استرس مدام ایجاد کردن ، بدبینی، تهمت ، ترساندن با ترک یا تلافی یاهر چیز دیگر ) ضربات روانی به تدریج مقاوت روانی فرد را در هم میشکند و او با اختلالات اضطرابی anxiety disorders  و مشکلات خواب و حتی  افسردگی  گرفتار میشود. اگر رفتار والدین یا معلم یا همسر شابه یک بازجو باشد که دائم فرد مقابل خود را زیر استرس نگه میدارد ، اندکند کسانی که میتوانند سلامن روان خود را حفظ کنند
فحاشی هم  آسیب روانی است هم فیزیکی  ( اگر با فریاد و داد بیداد باشه)
میشه محتاطانه نوشت که در موردی که مرقوم کرده اید ، احتمال خشونتهای بیشتر وجود داره هر چند فرد فحاش فکر کند دارید شلوغش میکنید ولی اینطور نیست، رودخانه ای  در رفتار انسانی وجود دارد که وقتی به یک نقطه خطرناک رسید ( آبشار خشم ) ، غیر قابل بازگشت میشود . وقتی مرد شما از حد تحریک عصبی نورمالش عبور کند  چرا فحاشی و شاید تروماهای دیگر رخ ندهد ؟
عین قایق نگون بختی که در رودخانه به یک آبشار برسد و لاجرم سقوط میکند . هر بار هم سکوت و رهاکردن هم برای اینکه در خلوتی تلخ زخمهای خود را بلیسید تا خودش خوب بشود ! این یک خودتخریبی جدی از سوی شما و ایشان است و فقط دگرتخریبی نیست

به نظرم  مشخصا درباره شما دو تا بحث وجود داره این وسط ،

  1. مسیری که ختم به این همه عصبانیت میشه باید بازبینی بشه و سهم شما و ایشون و بلد نبودن دو نفره تان در دعواها باید تبیین بشه ( یک مشاور خیلی میتونه کمک کنه که درست دعوا کنید زیرا در رابطه خوب نیز اصطکاک و دعوا رخ میدهد اما این  هرگز به معنی ترماتیزه کردن یکدیگر نیست )
  2. هر دلیلی برای عصبانیت رخ بده ( چه شما چه ایشون ) مجوزی نمیشه برای فحاشی و خشونت.


موضوع مهمی که توجه من را جلب کرد  لحن شاعرانه شما  از این ماجراست
این لحن نشون میده “داستان عشقی” تون با داستان ایشون شاید تفاوت داره یعنی شما موضوع را خیلی استعاری میبینید و چه بسا در این بین سعی میکنید به هر زحمتی که شده عشق را وسط این جنگ و جدالها واسه خودتون بتراشید ( دلیل تراشی=rationalism) اما احتمالا داستانی که ایشون داخلش عشق را ادراک میکند با شما متفاوت است
رابرت استرنبرگ سال ۱۹۹۷ نظریه جالبی ارائه کرد به اسم “قصه عشق  ” که عشق را با ۲۴ الگوی متفاوت در مردم نشان میداد. هر کسی در داستانی که ناخودآگاه حمل میکند ، عشق را تجربه میکند.
کسانی هستند وقتی ایثار میکنند ، احساس عاشقی دارند و اگر کس را بیابند که بتواند برایش ازخودگذشتگی کنند ، حس میکنند عاشقش شده اند ، با اینکه ممکن است  وجود ازخودگذشتگی در تعشقهای آدمی ، خیلی نورمال به نظر برسد ولی حداقل ۲۳ نوع دیگر از ادارک عشق وجود دارد
مثلا بعضی ها در داستان معلم- شاگردی احساس عشق میکنند. اینان کسانی هستند که وقتی بتوانند از کسی چیزی برای زندگی یاد بگیرند ، به او عاشق میشوند؛ کسانی هستند داستانشان باغبانی است ، اینان معتقدند عشق چیزیه که زن و مرد باید باهم به آن بپردازند و مراقبش باشند..
دکتر کرمی ( استاد دانشگاه علامه طباطبایی و مدیر مرکز مشاوره کامیاب ) در ایران تست را مدل کرده اند ( خود تست را انشارات روانسنجی  برای دانشجویان روانشناسی منتشر کرده است )
انتشرات رشد نیز کتاب ” قصه عشق” را منتشر کرده است که خوندنی است
این مقاله ۹ دلیل جالب برای فحاشی برشمرده است
=========================================================
بزودی خانه توانگری در سلسله بحثهای ازدواج مثبت ،
دوره سخنرانیهای ” مهارتهای امتداد زناشویی
را آغاز میکند که  درمانگران و سخنرانان ایرانی در آن تدریس میکنند : دکتر افتخار ( درمانگر
جنسی) ، دکتر مسعود غفاری ( روانشناس) خانم دکتر بهرامی( روانشناس) دکتر شیری و…اگر مایل
به رزرو رایگان این دوره ها هستید لطفا کلمه “امتداد” یا emtedad را به شماره موسسه
۱۰۰۰۲۵۵۴۲۴۱۷۹۴ پیامک کنید

35 دیدگاه در “تو در خطری ! آنچه پدر و مادرتان به شما نگفتند

  1. من هم دقیقا توی همچین شرایطی بودم. به نظرم توی این وضعیت نگرانی از آینده بیشتر از درد توهین و فحاشی آدم رو اذیت میکنه! به شیوه ای غیر سنتی با این آقا آشنا شدم. تحصیلکرده، شاداب و بسیار مهربون بود و توی همون مدت کوتاه که با هم بودیم (حدود یک ماه) خیلی بهش علاقه مند شدم و فکر میکنم اون هم همینطور بود. طوری شده بود که توی همین مدت کوتاه اواخر شروع کرده بود در مورد ازدواج و شرایطش و خواسته ها و توقعات من با دقت و جزییات حرف میزد. چون توقعات مادی زیادی نداشتم قضیه جدی و جدیتر شد. و رسیدیم به جایی که خودش رو شوهر من و من رو همسرش فرض می کرد! اما اختلافی بینمون پیش اومد (عدم موافقت من با خواسته ای از طرف ایشون) که به شدت باعث عصبانیتش شد و شروع کرد به داد و بیداد که توی یه رابطه جدی نباید برای همچین مساله ای دست رد به سینه من که همسر آینده ات هستم بزنی. همین مساله و رفتار غیر منطقی و خشنی که در پی آن از این آدم دیدم باعث شد ترس از آینده برم داره و به این نتیجه رسیدم که بهتره هر چه زودتر این رابطه رو تمام کنم. اما وضعیت بدتر هم شد! وقتی که بهش گفتم بهتره که تمومش کنیم و همین اول راه از بروز یه مشکل جدی جلوگیری کنیم و اینکه دیگه نمیخوام ادامه بدم شروع کرد به فحاشی، توهین و حتی تهدید. به هر حال اون رابطه تموم شد. اما چیزی که الان فکرمو مشغول کرده اینه که آیا تصمیم درستی گرفتم؟ آیا نباید به یه رابطه احساسی خوب دوطرفه زمان بیشتری میدادم؟ بهتر نبود قولش رو مبنی بر اینکه دیگه تکرار نمیشه باور میکردم و دل به دریا میزدم؟ آیا تند نرفتم و بیش از حد مکانیکی و منطق زده عمل نکردم؟
    آقای دکتر، ممنون میشم اگه جواب سوالامو بدین.
    ====================
    خب در وهله اول تصمیم شما واکنشی طبیعی به نا امنی بوده است
    حتما تقاضای ایشان در موقعی بد مطرح شده و صلاح ندونستید
    اگراین نوع وقایع هی تکرار شود البته جای تامل داره

    [پاسخ]

    نرگس جون پاسخ در تاريخ مرداد ۷ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۰۶ ق.ظ:

    خیلی ممنون دکتر جون. واقعا از جوابتون اونم به این سرعت خوشحال شدم.
    در کل، آیا میشه به شروع دوباره و ترمیم رابطه ای که همون ابتدا یه زلزله شیش ریشتری داشته دلخوش بود؟ حرمت های شکسته شده رو میشه توی یه رابطه جدی نادیده گرفت؟

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر شیری عزیز
    خدا قوت
    ببخشید که طولانیه
    خواهش میکنم هر چه زودتر کمکمون کنید
    من الان 27 سالمه و از یه خونواده تقریبا سنتی ام و 1سال و 10 ماه پیش با دختری آشنا شدم که 1 سالشو با اطلاع خونواده ها(هم پدر هم مادر) دوستانه با هم در ارتباط بودیم(به خاطر کنکور ایشون و بیشتر بودن سن و تجربه من در دانشگاه و کنکور). بعد 1 سال با هم نامزد شدیم و الان که این متن رو می نویسم 10 ماه از نامزدیمون می گذره.ایشون حدود 6سال از من کوچیکتره و البته اینم بگم که به لحاظ فرهنگی و اعتقادی دقیقا نقطه مقابل هم بودیم. تو 1سالی که دوستانه با هم در ارتباط بودیم، به هم علاقمند شدیم و از هم خواستیم که خواسته ها و انتظاراتمون رو به هم بگیم که اگه تونستیم با هم ازدواج کنیم. ایشون هیچ خواسنه های از من نداشت جز اینکه همیشه باهاش باشم و با خونوادش خوب باشم! ولی من همه خواسته هامو گفتم و ایشون فقط میگفت چشم! میگفتم من میخوام همسرم نماز بخونه، روزه بگیره، پوشش مناسبی تو جامعه و مهمونیا داشته باشه(ریز ریز صحبت کردم باهاش) و … . خانمم اون موقع فقط میگفت چشم هر چی تو بگی!!! تا جایی که خودم بعضی وقتا خیلی شک می کردم که مگه میشه کسی فقط بگه چشم و هیچ خواسته ای نداشته باشه! البته لازمه بگم که ایشون همون اول گفت که به نماز و روزه علاقه دارم ولی به خاطر محیط خونه تا حالا نتونستم انجام بدم اما ازین به بعد به خاطر تو انجام میدم. خلاصه خیلی قولا داد که تقریبا 3 ماه بیشتر دووم نداشت! چون دوسش داشتم و میدونستم 20 سال تو محیطی بزرگ شده که کاملا مخالف قولاش بوده، تحمل کردمو سعی کردم بهش فرصت بدم. باور کنید خیلی برام سخت بود ولی به خاطر اینکه دوسش داشتم صبر کردم و همیشه بهش فرصت دوباره میدادم(نمیدونم شایدم اشتباه کردم و باید همون اول رابطه رو قطع می کردم).حتی بعضی وقتا که می دیدم اعتقادات براش خیلی سخته و ممکنه زیاد گفتن من تاثیر عکس داشته باشه، تا چند ماه اصلا بهش یادآوری نمیکردم، ولی در کمال تعجب میدیدم اصلا به رو خودش نمیاره! خلاصه الان واسه بار هزارم دوباره شرو کرده نماز خوندن ولی دست و پا شکسته(مثلا 1 دیدگاهش که البته خیلی رو اعصاب من راه میره اینه که ایام عید و روزایی که میریم طبیعت آدم باید تفریح کنه و نباید نماز بخونه!!!!!! ). ماه رمضون قبلی 3 4 روز بیشتر روزه نگرفت ولی حالا قول داده این بار کامل روزشو بگیره. تقریبا هر بار مهمونی داریم یا بیرون میریم باید بحث کنیم که خانم چه لباسی باید بپوشه یا باید مسائلی رو براش یادآوری و گوشزد کنم(البته منظور این نیست که من تعیین کننده طرز لباس پوشیدنشم، منظور حدیه که با هم توافق کردیم و ایشون گفته چشم ولی مدام نادیده می گیره). مسئله حجاب انقد ملکه ذهنش شده که وقتی بش میگم ماه عسل بریم خارج کشور، میگه اگه میذاری بی حجاب باشم میام!! بهتره خیلی تو زمینه اعتقادات ریز نشم و بقیه مشکلاتمو بگم. ایشون شدیدا انحصارطلب و حق به جانبه، و انتظار داره من 24 ساعته پیشش باشم و هیچوقت نباید نه با دوست باشم نه تنها بیرون برم(به خدا اصلا اصلا اصلا آدم رفیق بازی نیستم). شب امتحان منو میبره بازار، به این بهونه که کارت دارم، وقتی میریم می بینم هیچ کاری نداره! وقتایی هم که پیشش نیستم با پیام دادن تا حدودی نمیذاره به کارام برسم. خلاصه خیلی زیادی منو دوس داره و وابستم شده ولی اصلا شرایط منو درک نمیکنه و فرصت نمیده که به کارا و درسام برسم(دانشجو ارشد برقم و درسام خیلی سنگینه). وقتی به خاطر درسام یا وقتی شبا امتحان نمیرم خونشون میگه تو از من بدت میاد و منو دوس نداری! 1بار 1 نوشته از خودتون تو سایت دیدم که گفته بودین مرد از اینکه زن خیلی بهش بچسبه احساس خفگی می کنه. میخوام بگم من الان دقیقا همین احساس رو دارم! اصلا نمیذاره دلم براش تنگ بشه. هر چی میگم بابا آدما باید یکم فاصله رو رعایت کنن و وقتایی مال خودشون باشن، اصلا فایده نداره.
    ولخرجیاش هم شده 1 نگرانی واسم. وقتی بش میگم سعی کن از همین الان تمرین و رعایت کنی، میگه نترس، سعی میکنم خودم برم سر کار که بت فشار نیاد!
    اوایل خیلی مطالب روانشناسی تو کتابا و اینترنت میخوندم و همون ها رو به خانمم میدادم که مطالعه کنه ولی یا اصلا نمیخوند یا اگه میخوند 1 جوری میخوند که فقط میخواست زود تموم شه(هدفش فقط خوندن بود)! بعدشم میگفت چقد زندگی رو سخت میگیری، سعی کن هر جور دلت میگه زندگی کنی.
    البته بی انصافی نمیکنم و لازمه بگم تلاش های خانمم سیر صعودی داره ولی با شیب خیلی خیلی کمی(صبر و حوصله من جوابگوی این روند پیشرفت نیست و اینم لازمه بگم که همون اول به ایشون گفتم که ما خیلی با هم فرق داریم و ازدواجمون منطقی نیست ولی وقتی با هم حرف زدیم و قولایی رو به من داد، قانع شدم و چون همو دوس داشتیم با علم به تمام این تفاوتها، قدم تو این راه سخت گذاشتیم.)
    حالا به جایی رسیدیم که شدیدا رو حرفای هم حساس شدیم، شدیدا به خاکی کشیده شدیم، راه و هدف اصلیمون رو گم کردیم.
    با اینکه با تمام وجود به خواسته ها و نیازاش توجه کردم ولی در کمال تعجب ایشونه که میگه: اگه میتونستم تا حالا 100 بار ازت جدا شده بودم!!!!!!!!!!!!!!!!!!
    هر بار به خانمم میگم نمیتونیم با هم زندگی کنیم، بیا تمومش کنیم، میگه اگه جدا شیم خودمو میکشم!!!!!!!!!!!!!
    خلاصه چون می بینم این همه صبر و تلاشم فایده ای نداره و نسبت به خواسته هام بی تفاوته، تازگی ها خیلی عصبی شدم و زود از کوره در میرم. نه حوصله درس خوندن دارم، نه اخلاق خوبی تو خونه دارم. همش تو فکرم که قراره به کجا برسیم با این همه تفاوت! به خدا افسرده شدم. خیلی خیلی خیلی نگرانم.
    خلاصه آقای دکتر خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی نیاز به کمک داریم.
    حتی اگه صلاح بدونین از شهرستان حضوری میایم واسه مشاوره
    خواهشا هر چه زودتر راهنمایی بفرمایید
    ممنون
    ========================
    1- ما وقتی همسر کسی هستیم معنیش اینه معلم اخلاق و دین داری و…او نیستیم.پس بعیده بتونی نامزدت را با شیوه هایی که نوشتی، نماز خون بکنی
    2- چسبندگی ایشون به نظرم طبیعیه و معمولا برطرف میشه
    3- فکز میکنم خیلی تنش خواهیدداشت وبایدخیلی مهارت سازگاری بلد باشی
    4- اینجا برای کامنت دادن بود نه سوال پرسیدن به این طولانی برای سوال از فرم پرسش از دتر شیری در منوی بالای سایت استفاده کنید لطفا

    [پاسخ]

  3. سلام.یه دختر بیست سالم که به خاطر رفتار خانوادم احساس افسردگی میکنم خانواده ی من مذهبین و محدودم کردن بیرون رفتن با دوستا ممنوع.کلاس موسیقی ممنوع چون مخربه.استخر بی حیائیه.دارم دق میکنم آقای دکتر.ایمیل فرستادم نرفت.شما بگین چکار کنم آخه؟؟
    =================
    هدای عزیز
    متاسفم به خاطر این محدودیت مخرب. اگر دانشجو هستید میتوانید هنوز خیلی کارها کنید که برای خودتان فضایی از استقلال فراهم کنید

    [پاسخ]

  4. آقای دکتر عزیز
    بینهایت ممنونم ازتون که وقت گرانبها تونو گذاشتین و جوابمو دادین.
    واقعا ممنونم ازتون
    آقای دکتر من اهل تبریزم و متاسفانه شرکت در کلاساتون برام مقدور نیست. درسته به هیچ کس به اندازه شما اعتماد ندارم اما ازتون یه خواهشی دارم. ممکنه یه دکتر معرفی کنین که ایشون برن پیشش؟
    ===========
    دکتر در تبریز سراغ ندارم، تهران میتونید به دکتر سپهری مراجعه کنید

    [پاسخ]

  5. سلام آقای دکتر من دو روز پیش برای شما دراین قسمت پیغام گذاشتم؛میخواستم از حضورتون سوال کنم پیغام من و دریافت کردین؟
    ممنونم
    ====================
    گرفتمش سهیل عزیز ولی کامنت برای سوال نیست برای ابراز نظر است و سوالات را از فرم مخصوصش باید بفرستید
    با این حال فرصت شد بررسی خواهم کرد و نظرم را تقدیمت خواهم کرد

    [پاسخ]

    سهیل پاسخ در تاريخ خرداد ۱۸ام, ۱۳۹۲ ۹:۰۹ ب.ظ:

    از لطف وتوجهتون بی نهایت سپاسگزارم دکتر-عذرخواهی میکنم که سوالم رو در جای مناسبی مطرح نکردم

    [پاسخ]

  6. سلام آقای دکتر عزیز و با تشکر از مطالب قشنگتون
    آقای دکتر من دختر 25 سالهای هستم که با کسی که در مرحله آشنایی هستیم تقریبا این مشکلو دارم. می گم تقریبا چون توهینا و فحشایی که می شنوم تا اون حد وخیم نیست. اما با کسی طرفم که اصلا خشمشو کنترل نمیکنه و جالب اینکه سر چیزای واقعا الکی عصبی می شه و اخیرا بدتر شده. نمیدونم باید چیکار کنم. رابطه مو تموم کنم یا ادامه بدم. خیلی می ترسم. بارها براتون پیام گذاشتم جوابمو ندادین. خواهش می کنم جواب منم بدین. من به راهنماییهاتون خیلی احتیاج دارم
    ==================
    پگاه عزیز
    وقتت را غنیمت بدار
    آدمهای عصبی باید بروند تو درمان ، به تدریج بهتر شوند و هیچ کدومشون تا یه گندی بالا نیارن، نمیرن تو اتاق دکترها
    پس الان قدرتمندانه زندگیت را جمع کن.

    [پاسخ]

  7. ندا جون من یکی رو میشناختم میگفت این به راه جذب کردن طرف مقابله . اینکه یکم ناز کنی بگی این رابطه موفق نمیشه و اینا اولش بعد طرف بخواد بهت ثابت کنه که داری اشتباه می کنی . این آدمی که میگم برای خودش سمینار و اینها میزاره ها اما واقعا نمیدونم حرفاش چقدر درسته توی یو/تیوب سرچ کن matthew hussey ویدئو هاش رو ببین.مثلا میگفت همین ماه تولد و اینها بهانه خوبیه (برای خانومها البته منظورش بودا )
    البته کلا فروردینی ها واقعا آدمای پیچیده ای ان .
    دکتر شماهم ویدئوهاش رو ببینید بد نیست اول یه آدم معمولی بود که ویدئو آپلود میکرد بعد بیننده هاش بیشتر شدن بعد شبکه cnn ازش دعوت کرد اونجا برنامه ثابت داره فکر کنم . بعد هم سمینار ها و کلاس های مختلف گذاشت حالا هم جدیدا کتابش چاپ شده

    [پاسخ]

  8. سلام دکتر(نمیدونستم مشکلمو کجا مطرح کنم-)
    من یه پسر19ساله هستم-یه خواهر بزرگتر ازخودم دارم-پدرم کارمند بوده و همیشه در پست ریاست خدمت کرده!!!در حال حاضرهم بازنشست شدن وبه کارهای پژوهشی میپردازن-(مدرک تحصیلی پدرم کارشناس ارشد باستان شناسی-کارشناسی حقوق قضایی-کارشناسی حسابداری-)مادرم خانه دار هستن اما فعالیت های اجتماعی زیادی داره-خواهرم دیپلم ریاضی و در حال حاضر مهندس هستن هفت سال از من بزرگتره-من سال اول دانشگاه هستم-من از بچگیم از درس خوندن خوشم نمیومددرحالیکه خونوادم بی نهایت به درس و مدرک و رشته اهمیت زیاد میدادن-دیپلم ریاضی گرفتم ودر حال حاضر ترم دوم رشته ی مهندسی صنایع هستم اما تو دانشگاه هم اصلا درس نمیخونم-مشکلاتم زیاده دکتر-الان چندماهه که با پدرومادرم به شدت درگیری دارم؛اونها پدرو مادر کنترلی هستن دائما درحال چک کردن من هستن کجا میرم؟باکی میرم؟کی میام؟و…
    به تازگی هم اصلا اجازه نمیدن با دوستانم بیرون برم؛همه ی اراده واختیارمنو از من صلب کردن؛دوستان من به لحاظ فرهنگی با خونواده ی من متفاوت هستن وپدرومادرم اونها رو دوستان ناباب وناشایستی لقب دادن-من دوست دارم روابط اجتماعیم با آدمهارو خودم انتخاب کنم؛دوست دارم با دوستانم تفریحات خودمو داشته باشم؛من هم برای خودم یک سری خط قرمز هایی دارم که اگه دوستان از اون خط قرمز من تجاوز کنن من وارد اون تفریحاتشون نمیشم اما پدرومادرم من و باور ندارن فکر میکنن دوستانم منو گول میزنن و میخوان ازمن یه آدم لاابالی بسازن!حتی باسبک لباس پوشیدنم پدرومادرم مشکل دارن-هرکاری که من انجام میدم میگن درشأن خونوادگی نیست؛دائما سرکوفت بچه هایی که در درس موفق شدن وتیپ وظاهر عادی دارن و به من میزنن-دیگه از سرزنش هاشون خسته شدم-من 6ماهه قلیون میکشم گاهی هم سیگار میکشم-اما ازخونوادم پنهان کردم-به تازگی هرکاری میخوام انجام بدم یا پنهان میکنم یا اگر بادوستانم قرار تفریحی میخوام بذارم به اسم دانشگاه وکلاس فوق العاده به تفریحاتم میرسم-پدرومادرم کاری کردن که من “دروغ گفتن وپنهان کاری”و یادگرفتم؛دکتر خواهش میکنم این همه کلاس برای نسل ما میگذارید یه سری کلاس هم برای پدرو مادر هامون بگذارید به قدری پدرومادرم اختیارو از من گرفتن و منو به خاطر ناتوانی هاو شکستهام سرزنش کردن باعث شدن که من دچار سردرگمی بشم واصلا توان تصمیم گیری برای زندگیم رونداشته باشم-من به مشاغل آزاد علاقه دارم واز این سن دلم میخواد دنبال این شغل برم تاتجربه کسب کنم اما پدرومادرم این نوع مشاغل و در شأن خانواده نمیبینن؛غیر ازاون دلم میخواد تغییررشته بدم ومدیریت بخونم اما اونها فکر میکنن فقط مهندسی رشته ی خوبیه!من اصلا با پدرومادرم نمیتونم صحبت کنم؛اصلا از بودن با اونها لذت نمیبرم؛همیشه حسرت بچه هایی رو خودرم که باپدراشون کلی تفریح و شوخی میکنن؛اما ماباپدرمونم میخوایم حرف بزنیم همیشه باید از ضمیرشما و شناسه های جمع استفاده کنیم!من کل روزم تو اتاقم هستم پای کامپیوتر چون بعد از دوکلمه صحبت با ونها همیشه جروبحث پیش میاد؛تنها حامی من خواهرمه که تا حالا همیشه اون بوده باهام حرف زده و وساطت شده من بیرون برم اما دیگه اونم خسته شده از بس تلاش کرده تا اونها رو مجاب کنه؛خواهرم از همه ی مسائل ومشکلاتم مطلع هستش-خواهرم میگه تازگی چرا اینقدر عصبی وپرخاشگر شدی حتی با منم دیگه نمیتونی آروم صحبت کنی!حرفش درسته دست خودم نیست این وضعیت زندگیم کلافه ام کرده بخاطر همین خیلی زود از کوره درمیرم؛خیلی دلم میخواد از این وضعیت خلاص بشم چون هم من دارم عذاب میکشم هم اعضای خانواده
    ======================
    من نامه طولانی شما را خواندم…به نظرم چیزی در رفتار شما احتمالا هست که باعث میشه سیستم کنترلر خانواده تون تشدید بشه
    انگاری هیچ ریسکی را نمیخواهی تحمل کنی و مثلا یک تصمیم بگیری و هزینه اش را نیز مطمئن بدهی….فوقش خانواده ات جلوت می ایستند و تو مطمئن میری و انجام میدی و ثابت میکنی که نظرت درست بوده ، اما حاضر نیستی حتی همینقدر نیز تحمل نظر مخالف داشته باشی
    هم میخواهی پسر قشنگ بابا بمونی هم میخواهی رشد کنی و اینجاست که تعارض ایجاد میشود و خانواده ات را هیولا میکنی و خودت میشی مظلوم قصه
    این مسیر با جاش اشتباهه

    [پاسخ]

  9. اقای دکتر میشه کتابی رو برای فراموشی یه رابطه غلط گذشته و بدست اوردن اعتمادبنفس و عزت و غرور ازدست رفته! معرفی کنید
    یا شما یک راهنمایی مختصر کنین
    میدونم بهترین راه فراموشی فکرنکردن به اونه اما نمیتونم فکرمو کنترل کنم
    انگار از فکرکردن به خاطرات هرچندتلخ گذشته یه ارامشی کوتاه پیدا میکنم و گاهی امیدوارم میکنه که شاید اونی که رفته برگرده!
    ================
    فراموشی در کار نیست ، کلاس سفر قهرمانی بهتون کمک میکنه

    [پاسخ]

  10. سلام
    آقای دکتر ببخشید اینجا سوالم رو می پرسم. من 12 تومن پول نقد دارم و یک ساله گذاشتم در بانک و ارزشش روز به روز داره کمتر میشه به نظرتون باهاش چکار کنم؟ الان برم سکه بخرم خوبه یا صبر کنم؟ آخه یادمه قبلا یه مطلب اینجا خوندم که قیمت سکه تیر پایین میاد و می خواستم نظرتون رو بدونم. ممنون.
    ============
    سمانه گرامی ، قطعه زمینی ( حتی کشارزی) اطراف اگر میشد با کمی پول گذاشتن روی این پول خرید خوب بود
    در غیر این صورت بانک آینده سود 19 داره میده
    راه سوم هم تبدیل به دلار است

    [پاسخ]

  11. سلام
    دکتر گذشته از این سوال ومطلبی که خانم فرمودن چقدر این عکس درد آوره ….حالمو بد کرد وقتی نگاهش کردم البته واقعیت برخی از خانواده هاست که نمیشه ازش گذشت …
    به نظر من که همچین مردی درست بشو نیست مردوقتی دست روی زنش بلند کنه وفحاشی کنه دیگه نمیشه اسمشو “مرد”گذاشت!
    دیگه وقتی به خودش جرات داد شخصیت زنشو خرد کنه از این بع هم به کارش ادامه میده

    [پاسخ]

  12. آقای دکتر سلام من یک ساله عقد کرده ام و 2 ماه دیگه عروسیمه همسر من تقریبا همین طوره که شما گفتین خیلی زود از کوره در میره وقتی که خیلی عصبانی میشه فحاشی میکنه و بعضی اوقات هم دست روی من بلند میکنه به پدر و مادرم هم فحش میده . البته من همه جوره جلوش در میام ولی وقتی با صحبت ازش خواهش میکنم که این کارو نکنه خیلی بهتر میشه الانم یه مدتی هست که تو اوج عصبانیتش خودشو کنترل میکنه و منو نمیزنه میگه وقتی دستم رو تو بلند میشه از خودم متنفر میشم آیا امیدی به بهتر شدن هست ؟ من دوسش دارم
    =======================
    نامزدی یعنی اینکه همی چیزها را بفهمیم و دوباره بشینیم فکر کنیم ایا تصمیمان درست بوده یا نه
    اگر ایشون ” مدیریت برخشم” بلد نیست هم به خودش هم به تو و فرزندتان آسیب خواهد زد و این چیزیه که الان بایدحل بشه
    ضرب و شتم فیزیکی همان خط قرمز دهشتناک رابطه زناشویی است زیرا زن سرخورده کتک خورده تبدیل به زباله ای از خشم و اجحاف و حقارت میشودو نه در همسری تعادل خواهد داشت نه در مادری
    مشخصا به خانواده اش در میان بگذارید و خانواده خودتان تا موضوع برای همیشه حل بشود

    [پاسخ]

  13. آقای دکتر سلام من یک ساله عقد کرده ام و دو ماه دیگه عروسیمه همسر من تقریبا همین طور که شما گفتین وقتی که خیلی عصبانی میشه فحاشی میکنه چند بار هم دست روی من بلند کرده ولی تا وقتی که آرومه خیلی خوبه عصبانی که میشه به پدر و مادرم فحش میده من خیلی ناراحت میشم همه جوره جلوش وایستادم وقتی باهاش حرف میزنم ازش خواهش میکنم که اینکارو نکنه خیلی بهتر میشه و اینکه یه مدته تو اوج عصبانیتش خودشو کنترل میکنه و دیگه نمیزنه میگه وقتی دستم رو تو بلند میشه از خودم متنفر میشم آیا من امیدوار باشم ؟من دوسش دارم
    ==================
    نگار عزیز
    این خطرناکه که تو نامزدیت فحاشی و درگیری فیزیکی وجود دارد …اینها هشداره برای اینکه الان یه کاریش کنی زیرا بعدا سخت تر و سخت تر میشه

    [پاسخ]

  14. دکتر گرامی چقدر قلم شما زیبا و در عین حال آرامش بخشه،دیشب مقدمه کتاب همسر مناسب شما که مرقوم فرمودین میخوندم خیلی لذت بردم (چقدر به درک بهتر کتاب کمک می کرد)تشکر تشکر تشکر
    راستی کتاب قصه عشق و مثلث استنبرگ جز کم نظیرترین مطالب زیبا و مفیدی بوده که تا حالا خوندم البته به توصیه شما امیدوارم دوستان هم لذت ببرند ولی حیف این کتاب با این سبک ترجمه!!!

    [پاسخ]

  15. دکتر جان اگر این خشونت رفتاری(بد دهنی و پرخاشگری)درمادر ادم باشه چه باید کرد؟البته این را بگم که ایشان با خانواده یه همچین رفتاری دارند و با غریبه ها خیلی وقتها دوستانه هستند!واقعا دیگه خسته شدم.دلم می خواد خودم باشم و مطابق سلیقه خودم زندگی بکنم.اما مادرم دوست داره همه مطابق سلیقه او باشند اگر اینجور باشه رفتارش خوبه در غیر این صورت شروع می کنه به تحقیر و بددهنی!اگر بگم دوستش ندارم شماتتم می کنید؟بدترین حرفهای تحقیر امیزی که فکر کنید می زنه.من و خواهرو برادرم همه تحصیلکرده هستیم اما من شخصا اصلا اعتماد به نفس ندارم و حتی جذب مردهایی می شوم که رفتار خوبی ندارند و انهایی را که دوستم دارند ناخودآگاه رها می کنم!خودم فکر می کنم این در نتیجه رفتارهای مادرم است چون من عشق را با خشونت دریافت کردم.خودش که می گه خیلی بچه هاش را دوست داره و برای ما خیلی فداکاری کرده و همیشه می گه علاقه باید تو دل ادم باشه!خیلی خسته شدم.تازه ایشون تحصیلکرده هم هستند و به هیچ وجه زیر بار این نمی ره که رفتارش مشکل داره.حالا این وسط یک پدر بی مسولیت و خنثی(فقط پول می ده) وجود داره که ایشان هم اتفاقا تحصیلکرده هستند!ممنون می شم راهنماییم کنید .

    [پاسخ]

  16. باسلام برام عجیبه در جواب یکی از خواننده ها طالع بینی رو صحیح دونستین.آیا این چیزا صحت داره؟
    ========================
    چیش عجیبه بانو؟
    کتاب “فوق طبیعت” از دکتر لیال واتسون( امیرکبیر) را نگاهی بیندازید و دلایل خوبی آورده که بیان ژنتیکیgene expression میتونه تحت تاثیر کراتی مثل ماه و…قرار بگیره ( در مکانیسم بیماریزایی بیماران اسکیزوفرن ، شبهایی که ماه کامله، ترشح دوپامین بیشتر میشه.جالبه بدانید دوپامین از مواد اصلی کشف شده در علائم اسکیزوفرنیا میباشد )
    بخشی از قضیه که کاملا علمیه ولی این دلیل نمیشه زندگیمون را در زمین تعطیل کنیم بشینیم آسمون را نگاه کنیم .

    [پاسخ]

  17. استاد، اخیرا از یکی از هم دانشکده ای هام سیگنالهایی رو حس می کنم . هر دو مون چند ساله دانشجوی یه دانشکده هستیم ولی آشنایی خاصی نداشتیم. این رفتار جدید بعد از یه همایش که باب آشنایی بیشتر شد بوجود اومد. شباهتهایی بین هر دو مون می بینم که باعث می شه به یه آشنایی بیشتر برای ازدواج فکر کنم. از طرفی موقعیت اجتماعی هردومون تو دانشکده جوریه که نمی تونم به اصطلاح بی گدار به آب بزنم. نمی دونم چقدر می شه به دریافتهام اعتماد کنم و چه رفتار متقابلی داشته باشم؟

    [پاسخ]

  18. و از اونجایی که ما دانشجویان روانشناسی نیستیم همون کتاب قصه عشق رو میخریم که با انواع ادراک از عشق آشنا شیم
    با تشکر فراوان از این پست

    [پاسخ]

  19. آقای دکتر
    خیلی خیلی ممنونم که با این همه مشغله و فعالیت ( چهار قل رو خوندم تا کور شود هر آنکه نتواند دید) ، به سوالات ما جواب میدین
    آرزو می کنم همیشه سلامت باشین و هر روز موفق تر از دیروز .

    [پاسخ]

  20. با سلام.آقای دکتر من از پاسخ شما نکات بسیار مهمی را متوجه شدم.اینکه در چنین شرایطی نباید به دنبال تعبیرهای عاشقانه باشیم.البته مطمئنا توصیف فوق از یک رابطه ی رسمی است وصد البته با توجه به فرمایشات شما،باید بازبینی بشود.هیچ انسانی در 24 ساعت شبانه روز نمی تواند مدام پرخاشگری نماید ویا اینکه ما در جزیره های تنها که زندگی نمی کنیم.شبکه حمایت های اجتماعی که غربی ها خیلی رویش مانور می دهند البته به دور از عمه تراپی های جهان سومی می تواند کارساز باشد. ویا به دنبال ردپایی از تغییرات اخیر در مسیر شغلی ایشان یا دوستان جدید در محیط شان ویا حتی رابطه موازی .نمی شود که یک آدم خود به خود شروع به فحاشی نماید بدون هیچ گونه علت زمینه ای و طرف مقابل بخواهد فقط فلسفه بافی شاعرانه داشته باشد.استاد شما در یکی از کامنت هایتان مرقوم داشته اید که میل پنهان نهادینه شده محکوم به شکست و ارائه یک چهره قربانی از خود در روابط می تواند خطرناک باشد که در مورد فوق متاسفانه فکر می کنم که تن در دادن ایشان به یک دوره فحاشی هم کار خوبی نیست وخود شخص بیشترین ضربه را خواهد خورد.

    [پاسخ]

  21. سلام استاد
    یه سوال
    مدتی زیادیست که با کسی دوست هستی،در تمام مدت اون میدونسته که تو متولد چه ماهی هستی،اما تازه بیان میکنه به شوخی که تو منو درک نمیکنی فقط متولد مهر و فروردین میتونه یه مرد فروردینی رو درک کنه….اون لحظه چیزی نتونستم جواب بدم…
    منم اومدم پیگیر شدم ببینم جریان چیه دیدم نوشته شده ازدواج متولد فروردین با خرداد(بد ) :پر جنب و جوش بی قرار تنوع طلب و سرکش
    میشه بگید چقدر این مسائل صحت دارن؟
    ======================
    چی بگم؟ حتی اگر درصدی هم صحیح باشند – که هستند- به نظرم این آدم پشت این حرفها ، “بالغانه” رفتار نکردنش را قایم کرده

    [پاسخ]

  22. آقای دکتر این استرسی که میگید من یه جوری درگیرشم.شاید عجیب باشه اما یکی از استادای من که مدیرگروه هم هست(یه دانشگاه کوچیک فنی غیردولتی داریم) در دو سالی که استاد من هستن حس کردم بارها به اجبار سعی در نزدیک کردن بعضی پسرهای دانشجو به من داشتن مثلا به عنوان هم گروهی یا پروژه و… که آنها هم بیشتر دنبال فضولی در کارم هستند. محیط کوچیک ما فضای چندان سالمی از نظر اخلاقی نداره و این رفتار هم خیلی منو معذب می کنه. من خیلی به درس و رشته ام علاقه دارم و زحمت می کشم نمی خوام چیزی مانعم بشه اما نمیدونم با این مسئله چه جوری برخورد کنم و خیلی به راهنمایی نیاز دارم.

    [پاسخ]

  23. سلام استاد. توی لینک زیر آدرس یه وبلاگ شخصیه که من قبلا باهاش آشنا شدم. الان که این پست رو خوندم، یاد این وبلاگ افتادم. این وبلاگ هم خاطرات شخصی داره و هم تکنیک هایی که مشاورش برای غلبه بر خشونت خانگی بهش پیشنهاد کرده و تجربیات نویسنده وبلاگ از اجرای اونها . تکنیک ها برای من جالب بودند. البته چون خیلی ها این سایت رو می خونن نمی دونم که معرفی این وبلاگ اینجا درسته یا نه. من این لینک رو می ذارم. ولی قطعا تشخیص شما در تایید یا رد کامنت بهترین تشخیصه
    ===================
    صفحاتی که من خوندم نکته خاصی در بر نداشت فاطمه گرامی مگر اینکه جای خاصی مد نظرتون باشه

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱۴ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۰۲ ب.ظ:

    استاد، تکنیک های مقابله با خشونت کلامی که باعث بشه توهین ها درونی نشه و شخص بتونه عزت نفسش رو حفظ کنه برام تازگی داشت.

    [پاسخ]

  24. سلام دکتر شیری گزامی
    اگه طرف من، آدم رو عمدا با 8 تا اس ام اس های ناجور تقریبا س ک س ی، پی در پی عصبانی کنه ( برای تست کردن ما ) و انقدر در عصبانی کردن ما پیش بره که در اس ام اس آخر ( بعد از کلی کنترل خود ) ناچار به نوشتن این چنین فحشی بشم ” خفه شو . بی شخصیت ” . به نظر شما نباید این فحش رو نمیدادم ؟
    =================
    کسی که برای فهمیدن واکنش بقیه و به اصطلاح خودش تست کردن بقیه چنین تستهایی طراحی میکنه ، احتمالا بلوغ اجتماعی در حد سرخس داره! شما ببینید چه نسبتی با سرخس دارید وگرنه اهمیتی نداره فحش بدید یا ندید…

    [پاسخ]

    sara پاسخ در تاريخ آذر ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۷ ب.ظ:

    دقیقا این چیزی که آقای دکتر فرمودن (سرخس بودن :ی) رو من هم تجربه کردم. منتها من مثل غزل دچار تردید نشدم گذاشتم به حساب بی شخصیتی اون طرف هر چد نحوه ی تستش مودبانه تر بود. اما به شدت خود شیفته بود و فکر می کرد چون دانشجوی دکتراس، خداس!!
    حتی وقتی چندین ماه بعد سعی کرد عذرخواهی کنه بهش یادآوری کردم یه پسربچه بی ادبه و دیگه جوابش رو ندادم. پایان :ی

    [پاسخ]

  25. چه بد، مطمئنی تو کاریش نداشتی. آخه دیوونه که نیست یه هو بالا بزنه اونم ده ماه. شایدم هست! شایدم عاشق کس دیگه شده. متاسفام برات. انقد میگن ازدواج کن، بیا. مجرد که هستی حداقل فقط یه نفر فحشت میده اونم خودتی.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۳۹ ب.ظ:

    گلی جون :
    “انقد میگن ازدواج کن، بیا. مجرد که هستی حداقل فقط یه نفر فحشت میده اونم خودتی.”من پست ها و کامنت ها رو می خونم. کامنت های شما معمولا تو خاطرم می مونه. چون صراحتتون آمیخته به طنز قشنگیه . این طنز تلخی واقعیت رو از بین می بره.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.