۹ نکته درباره ازدواج که پدر و مادرتان به شما نگفته اند

image_pdfimage_print

۱– وقتی بلد نیستیم ارتباط برقرار کنیم، بعید است ازدواج خوبی داشته باشیم زیرا ازدواج به مهارت‌های ارتباطی بالایی احتیاج دارد. مهارت‌های ارتباطی موضوع پیچیده‌ای نیست. در درجه اول ارتباط با خودمان باید درست باشد. کسی که خودکم‌بین است ارتباط‌هایی دارد نه به خاطر عشق و تعهد بلکه به خاطر این‌که ضعف‌های درونی‌اش را پر کند. همسر چنین آدمی همیشه باید طوری عالی باشد که این آدم، اعتمادبه‌نفس نداشته‌اش را از او دریافت کند، این می‌شود یک رابطه انگلی عاطفی.


 

-۲ وقتی خودشیفته هستی، ازدواج نکن زیرا همیشه احساس می‌کنی حرف‌های تو، سلیقه تو، طرز حرف زدن تو، مطالعات تو، دین‌داری تو، اخلاقیات تو و سکوت‌های تو خیلی خاص‌اند و همسرت باید فعلا تو و رازهای نبوغت را کشف کند. آدم‌های خودشیفته به راحتی توانایی نادیده گرفتن احساسات و شعور دیگران را دارند و ممکن است به خودشان حق بدهند به راحتی خیانت کنند.


-۳ مراقب آدم‌هایی باش که ظاهر اجتماعی موفقی دارند و خیلی حواسشان به همه جزییات زندگی تو هست! گاهی این افراد زمینه اختلال شخصیتی پارانویا دارند یعنی شک و بدبینی. بدبین‌ها زندگی خود و شما را پس از ازدواج جهنم می‌کنند. ایشان استعدادی عجیب و هوشی سرشار و عقلی ناقص دارند! تمام هم و غمشان این است که تو در نامزدی قبلی خود چه تجربیاتی داشته‌ای، کدام رستوران‌ها رفته‌ای. همه ساعاتی که باید صرف رشد تو در ارتباط عاطفی‌ات شود، حرام قانع کردن یک آدم مریض می‌شود. در دوره نامزدی می‌شود رفتارهای افراد شکاک را شناخت. یادت نرود شکاک ویروسی به تو می‌زند که بعدا توجه نرمال یک آدم نرمال را خیلی کم و ناکافی ببینی


-۴ مراقب باش خیلی کمال‌طلب نباشی زیرا کمال‌طلب perfectionist چنان همه چیز را سخت می‌گیرد (نامزدی،مراسم عروسی، تشریفات بعد از ازدواج) که زندگی جهنم می‌شود. کمال‌طلبها فقط وارد بخش‌هایی از زندگی می‌شوند که برنده بشوند و لذت بسیاری از فرصت‌های ناب زیستن را از دست می‌دهند


۵ -این روزها مراقب “چسبندگی عاطفی” هم باید بود. دختران و پسرانی هستند که به شدت احتیاج دارند که شما حالشان را خوب کنید در حالی‌که ما در زندگی خودمان بیشتر موظفیم حال خود را ردیابی کنیم. مردانی این چنین توقع دارند که شما همیشه خوشگل و مرتب و خوش‌اخلاق باشید. این مردان درکی از همسرشان دارند شبیه مادر. مادر، زنی است که همیشه در دسترس، مهربان و حامی است. همسر اگر این چنین باشد اول از همه خودش در هم می‌شکند زیرا ما بناست فقط با فرزندانمانم تا این حد در دسترس باشیم. برای شوهر باید همسری کرد


-۶ هر چقدر نگران اعتیاد به مواد مخدر در نامزدتان هستید، بترسید از این‌که طرف اعتیاد هیجانی داشته باشد یعنی همیشه باید چیزی جدید در زندگی‌اش باشد تا او احساس رضایت کند. حالا این ممکن است با تغییر زودبه‌زود شغل و رشته تحصیلی و مطالعات آزاد او باشد یا ممکن است وارد ارتباط‌های او بشود و هر از گاهی باید ارتباطی موازی را تجربه کند تا شما را دوست داشته باشد. چنین ازدواج‌هایی خطرناکند زیرا دایم باید همسرتان را بپایید تا دمی به خمره نزند


.

-۷ شاید از فلسفه ازدواج شنیده باشید. ازدواجی موفق است که همه چیز شما نباشد. ما حال خوبمان را از چند منبع می‌گیریم: خانواده خود، کار خوب، تحصیلات، تاثیرگذاری اجتماعی، دوستان خودمان و ازدواج. وقتی همه حال خوب خود را به عهده همسر بگذاریم یا نامزدتان به عهده شما ‌بگذارد، بازی بسیار خطرناکی آغاز شده است زیرا هیچ انسانی چنین قابلیتی ندارد که در درازمدت شما را خوشحال نگه دارد


-۸ نیم‌نگاهی به روابط نامزدتان با خانواده‌اش بیندازید زیرا الگوی رابطه او با مادر و پدرش کلیدهای زیادی در اختیار شما قرار می‌دهد. مثلا در دوره نامزدی هر بار که با فرهاد بیرون رفته‌ای مادرش ۱۰ بار تماس گرفته است یا مادر نازنین دایم ساعت ورود و خروج این دختر ۲۵ ساله را چک می‌کند. معنی‌اش این است که در این خانه فضای کنترل زیادی حاکم است و خانواده برای حریم شخصی خیلی اهمیت قایل نیستند. بنابراین اگر روزی دیدی همسر تو (دختر این خانواده) دارد پیامک‌های تلفن همراه تو را بدون اجازه تو می‌خواند، نباید شاخ دربیاوری زیرا به حریم شخصی او احترامی نگذاشته بودند که الان او این کار را بلد باشد


-۹ در حال حاضر مهم‌ترین دلیل طلاق در ایران مسایل جنسی است. بدون رودربایستی باید هشدار داد که دانش جنسی خود را با کلاس‌ها و کتاب‌های خوب و سوال کردن از متخصصان بالا ببرید، به شدت تاکید دارم به سلیقه جنسی خود احترام بگذارید؛ مثلا اگر خواستگار شما بسیار لاغر است و شما از فردی توپرتر خوشتان می‌آید، اگر چیزهای خوب دیگرش را پذیرفته اید، خوب است به او نیز این سلیقه خود را اطلاع دهید تا کمی تغییرش دهد. خیلی خوب نیست که بعدا حسرت چهره و تیپ یکی دیگر را بخورید. خیلی ظریف باید از شباهت نیازهایی از این دست در خود و نامزد مطلع بود تا بعدا گرفتاری ایجاد نشود


  •  دوره  جدید آموزشی “بهداشت  زناشویی” بزودی توسط خانه توانگری برگزار میشود ( مجردین و متاهلین ) با حضور دکتر افتخار روانپزشک و درمانگر جنسی + دکتر شیری + حجت الاسلام برمایی . برای رزرو جای خود لطفا کلمه ” بهداشت” یا “BEHDASHT” را به شماره موسسه پیامک  ۱۰۰۰۲۵۵۴۲۴۱۷۹۴کنید تا در یکی از بهترین دوره های با سابقه کشور، حضور یابید
  • دوره  ۵۸ ازدواج مثبت ، از ۵ شنبه این هفته آغاز میشود ، جلسه معارفه رایگان را  چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت شرکت کنید و ضمن تماشای فیلم زیبای  بیوه سنت پیر – ژولیت بینوش، با سه کلاس استثنایی خانه توانگری آشنا شوید.

===============================================

 

66 دیدگاه در “۹ نکته درباره ازدواج که پدر و مادرتان به شما نگفته اند

  1. میشه لطفا اطلاعات بیشتری درباره اعتیاد هیجانی بگذارید
    من در رابطه ای با پسر خیلی خوبی هستم که هیچ مشکلی نداره و زندگی خیلی سالمی و ساده ای داره اما تک تک این علائم رو داره… متاسفانه من چیزی در این باره برای مطالعه بیشتر پیدا نکردم

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر شیری عزیز
    چند وقتی هست خواننده سایت شما هستم و بابت مطالب مفیدتون که در اختیار هموطنای عزیزمون قرار میدین بسیار ممنونم.
    من یه پسر حدودا 30 ساله مجرد هستم که دنبال ازدواج با یه دختر مناسب هستم معیارهایی رو واسه ازدواج دارم که تو بعضی دخترای اطرافم می بینم و محتاطانه و مسئولانه اقدام میکنم. به مسائل روانشناسی علاقه دارم و تو کارم زیاد بکار میبندم و خیلی خوب هم جواب میگیرم. یکی دوبار که با دوتا دخترخانم خوب تلویحا وارد مسئله ازدواج شدم بعد از یکی دو جلسه متوجه تغییر در رفتار مطابق با خواسته های خودم شدم اونهم تغییرات تو مسائلی که در وجودشون نهادینه شده و بعدها دوباره بروز خواهد کرد و از این تغییرات برداشت روحیه سازگاری در ازدواج نکردم و برداشتم عدم صداقت در رفتار طرف مقابلم بود.(البته توهین به دخترخانمای خوب و محترم نباشه منم به عنوان یه انسان حق دارم برداشتای شهودی خودم رو داشته باشم) و به شیوه ای مسئولانه ارتباطم رو قطع کردم. واسه همین تصمیم گرفتم از خودم علائم استرس و کمی هم ضعف به نفس (به صورت صوری) نشون بدم تا کیس ازدواجم سعی نکنه مطابق با میل من تغییرات از خودش نشون بده و در حقیقت خود واقعیش رو نشون بده و به اون خود واقعی علاقه مند بشم. البته از خودم نشونه هایی رو بروز میدادم که متوجه بشه آدم بی عرضه ای نیستم و توان حمایت مادی و عاطفی رو خواهم داشت و فهم این موضوع رو به خود دخترخانم سپردم. در حال حاضر با دخترخانمی آشنا شدم (البته آشنایی قبلی هم باهاشون داشتم) که واقعا معیارهای بنده رو واسه ازدواج دارند به همین شیوه یکی دو جلسه باهاشون صحبت کردم دختری بااخلاق فهمیده کامل و با درصد بالا مطلوب من هستن ایشون در ابتدا نظر مثبتی نسبت به بنده و ارتباط بیشتر داشتن اما متاسفانه دچار تردید شدند دلیل اصلی تردیدشون رو بهم نگفتن ولی از حرفاشون متوجه شدم که اقتدار منطقی مرد(که برمیگرده به اعتماد به نفس) براشون مهم بوده. موضوع اینه که من شیوه کاملا اشتباهی رو بکار گرفتم اونهم در مورد دختری که صداقت و عطوفت در وجودشون موج میزنه و نمیخوام ایشون رو به خاطر این تصورشون که خودم ایجاد کردم از دست بدم.
    موندم چه کنم؟ {دنبال راه حل مناسب میگردم نه اینکه لعنت به خودم بفرستم}
    اگه ممکنه یه راهنمایی بکنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۳ ۴:۵۱ ق.ظ:

    سلام،
    به نظرم برخورد شما با موضوع ازدواج و تاکید وسواسی روی صداقت میتونه علامت این باشه که ازدواج را مقوله ای منطقی و الگوریتمیک ادراک کرده اید که خیلی جاهاش اینطوری نیست
    اینقدر خطی برخورد کردن با احساسات زنانه ، حتما یک زن را میترساند
    بخشی از رابطه عاطفی یعنی سازگاری، معاشرت است که تعیین میکند آیا ما این سازگاری را میتوانیم ادامه دهیم یا نمیتوانیم.
    اما ایشون ، احتمالا در شما جزئی نگریهایی دیده است که از یک مرد قاطع انتظار نمیرود در رابطه اش خرج کند؛ چیزی که شاید بهتر باشه در محل کارش به کار بندد نه عواطفش

    [پاسخ]

    م پاسخ در تاريخ تیر ۲ام, ۱۳۹۳ ۸:۱۰ ق.ظ:

    ممنون از پاسختون / البته الان چند هفته ای هست که باهاشون ارتباط ندارم و فقط یه بار در حد احوالپرسی بوده / اما سعی میکنم روزنه ای پیدا کنم و به امید خدا به مرحله گل و شیرینی برسونم 🙂

    [پاسخ]

  3. سلام دختری هستم 23 ساله. تازگی ها یکی از پسرهای دانشگاهمون که 32 سالشه ازم خواستگاری کرده. شرایطش از همه نظر خوبه اما من احساس میکنم که سنش خیلی زیاده و قیافه و ظاهرش هم اونجوری که من همیشه دوست داشتم نیست. با چند نفر در رابطه با این موضوع مشورت کردم بهم میگن سن که اصلا مهم نیست و قیافه هم بعد از ازدواج عادی میشه. اما من هنوز میترسم. میخواستم که راهنماییم کنید؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۷:۲۷ ب.ظ:

    اخلاق و خانواده بعلاوه مطلوبیت جنسی مهمه
    سنش اگر باعث بشه درکتون نکنه یا درکش نکنید خطرناک میشه

    [پاسخ]

  4. آخه راستش تنها نگرانی من برای ازدواج با ایشون ترس از خیانتشه(نه که منو ول کنه بره,از تنوع طلبی میترسم)
    ترسم از این موضوع در حدیه که تقریبا رابطمو باهاش قطع کردم,احساس میکنم باید قبل از ازدواج کاملا خیال منو از این بابت راحت کنه,ولی خودش میگه که “هیچ جوری نمیتونم بهت ثابت کنم,من بهت وفادارم,بمون و خلافشو ثابت کن”

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر سلام و خسته نباشید
    چند سالیه که با پسری با تیپ شخصیتی هرمس دوستم,حالا بحث ازدواج بینمون پیش اومده,تو دوران دوستی یه زیرآبی هایی هم رفت!!
    الان که این مطلبو خوندم احساس کردم ایشون اعتیاد هیجانی(از نوع انسانی) دارن و خودم اعتیاد هیجانی(از نوع شغلی) دارم,به نظر شما این ازدواج اشتباهه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۳ ق.ظ:

    به هر حال احتیاط زیادی باید بکنی سمیرا حون و گوش مخملی بازی در نیاری

    [پاسخ]

  6. سلام.
    من دختری 20 ساله و دانشجو هستم از تهران.در خانواده ای بزرگ شدم که خیلی معمولی هستند.یعنی نه سنتی اند و نه خیلی مدرن.
    در خانواده ی من حریم شخصی (مخصوصا برای من) خیلی رعایت نمیشود. مثلا من اگر برای دانشگاه چند ساعت دیر به خانه بیایم مشکلی نیست، اما اگر با دوستانم بیرون باشم در چند ساعتی که بیرون هستم ممکن است خانواده ام 5-6 بار در یک تایم کوتاه با من تماس بگیرند و وقتی به خانه برگشتم هم بحثی پیش بیاید. حالا نمیدانم این بخاطر مسایل دوره ی نوجوانی من و دوستی ام با یک پسر است یا شک خانواده ام به یکی دوتا از دوستانم.
    یا مثلا من همیشه احساس میکنم دفتر خاطراتم را کسی بجز خودم میخواند و این باعث عدم نوشتن راحت من میشود.حتی درباره ی مسایل خیلی عادی. یا پدرم عادت دارد هر چند وقت یک بار موبایلم را برمیدارد برای خودش عکس ها را میبیند و اگ بخواهد حتی اس ام اس هایم را هم میخواند و… .
    من نمیدانم اینها را به پای نگرانی شان بگذارم، یا نگران حریم شخصی ام در زندگی زناشوییم شوم!!!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۷ ق.ظ:

    این میزان کنترل خوب نیست
    راه درست اینه بفهمند شما بزرگ شده اید و بچه دبیرستانی نیستی
    این زمان میبره و شاید تو نیز رفتارت تغییر نکرده که نیازهای تغییر یافته ات را بفهمند

    [پاسخ]

  7. سلام.آقای دکتر . خیلی خوشحالم با سایتتون آشنا شدم. آقای دکتر شیری خودتون در جریانید اکثر دخترها هم به خاطر فرهنگ و به نوعی خجالت از مطرح کردن سوالاتشون درمورد ازدواج هراس دارن. و من این سوال رو چند ماهه دارم ولی نمیوتنم از شخص معتمد و معتبری بپرسم. لطفا منو راهنمایی کنید.
    سال ورود به دانشگاه با پسری آشنا شدم . من به شدت ایشون رو نادیده میگرفتم تا اینکه بعد یک سال پیشنهاد دوستیشون رو با نیت ازدواج پذیرفتم. الان ایشون دانشجوی ارشد و تو کارشون موفق و همیشه حتی تو دوره لیسانس مورد تایید و تشویق و حمایت اساتید بودن .. ازین جهت آینده روشنی براشون میبینم. تو تمام این مدت نزدیک به 4 سال هیچ وقت بد رفتاری از طرفشون نبوده و همیشه به قول معروف نازم رو کشیدن ولی حالا همش دچار یاس و ناامیدی شدن از یه طرف وجود خواستگارای من و از طرف دیگه به نظر میاد خانوادشون دارن خساست به خرج میدن و میگن باید رو پای خودت وایسی . و هیچ گونه کمک مالی بهش نمیکنن. دوستم به هر دری میزنه ولی میبینه تا بخواد خودش رو جمع و جور کنه تو این بحران اقتصادی کمش 4 یا 5 سال طول میکشه. من حاضرم صبر کنم به خاطر لیاقتش و پاکیش و حتی خودم به خاطر 4 سال رابطه عاطفی که داشتم و از همه مهمتر شاید خود دکتر باور نکنن ولی به قدری برای من ارزش قائل میشه و به شرطی که روز اول گذاشتم پایبند هست که هیچ گونه رابطه خاصی نداشتیم تا امروز . فکر میکنم پیدا کردن پسر نجیب واقعا سخت باشه . فقط از همین الان از خونوادش میترسم. میگن پسرا خرج پدر مادرشون رو میدن تو انتظار داری ما خرج عروسیت رو بدیم! اون هم همش شل کن سفت کن درمیاره . یه روز میگه برو سراغ زندگیت ولی باز پشیمون میشه. تمام این مدت که برمیگرده هم افسرده و نگرانه. من برای اینکه کمترین فشار و ناراحتی حس کنه حتی راضی به گرفتن هدیه از طرفش نمشم و اجازه نمیدن خرج الکی برام داشته باشه ولی باز مشکل مادی سرجاشه با وجود وضع به نسبت خوب خانوادش.من تو این شرایط چیکار کنم.با توجه به اینکه خودم هم علاقه زیادی به ایشون دارم. والبته اینم بگم توی این رابطه ما برای هم اولین نفر بودیم و هیچ گونه رابطه قبلی با کس دیگه ای نداشتیم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۲۷ ق.ظ:

    من فکر میکنم بهش اطمینانهای لازم را بده که دختری نبودی که فشار مالی بگذاری تا جرات کنه با ترسهاش روبرو بشه
    اگر بازم نتونست رسمی کنه، ریسکه که زنگ تفریح بشی منتها از نوع ببخشید نتونستم انتظاراتت را برآورده کنم و خداحافظ شما!!!

    [پاسخ]

  8. چیزی که من بعد از 27 سال زندگی فهمیدم اینه که ما توی ایران دنیا نیومدیم که از راحت و مثل آدمیزاد از ارتباط با جنس مخالف لذت ببریم و ازدواج کنیم و … کلا یه سری نیازا رو توی این مملکت باید بیخیال شد. وقتی که بشی بالای سی و خرده ای سال تا شرایطت جور شه دیگه چه فایده ای داره؟؟؟ البته با دروغ و بازی با احساسات دیگران میشه راحت به هدف رسید ولی آدم صاف و ساده مطمئن باشه که سرش بی کلاه میمونه

    [پاسخ]

  9. دکتر سلام
    والدینم شخصیت وسواسی اجباری دارند (OCPD). به زور با خوندن کتب روانشناسی و بعدا مشورت با یه روانپزشک این اختلالو توشون شناختم. درمانی داره؟! (خساستشون خیلی ازاردهندس. مسافرت رفتن و تنوع تو زندگی هم که کلا صفر) دکتر روان پزشکه گفت باید هنرمندانه زندگی کنی! پیشنهاد شما چیه؟! ممنون.
    ===================
    برای درمان اونها باید تشخیص حرفه ای باشه
    در این صورت بهتره خودتون از فکر کردن دائم به مساله والدین مشغول مسائل دیگر زندگی تون باشید

    [پاسخ]

  10. با سلام
    جناب آقای دکتر من بار اوله که به پیشنهاد دوستم به سایت شما مراجعه کردم. من اهل یکی از شهرهای بزرگ کشورم و همسرم از یک شهر کوچکتر و بالطبع سنتی تر. هیچکدوم از ما بی عیب نیستیم و شاید هر دو حتی چند مورد از موارد بالا رو داشته باشیم. زندگیمون هم بی مشکل نبوده (ما سه سال و نیم از عقدمون میگذره که 2 سالش رو همسرم سرباز بودن و یک سال به دلیل مشکلات مالی با خانواده همسرم زندگی کردیم و الان چند ماهه که مستقل شدیم). من همیشه سعی میکنم منطقی و با گذشت با مشکلات برخورد کنم و خودمو به جای طرف مقابل بذارم که بتونم درکش کنم و ببخشمش و به این ترتیب با مشکلاتی که من و همسرم با هم داشتیم تقریبا کنار اومدیم و زندگی عاطفی نسبتا خوبی داریم. اما مشکل اصلی من مادر شوهرم و دخالتها و کنترل ها و عدم رعایت حریم شخصی ما توسط ایشونه. البته با توجه به سواد پایین، سنتی بودن روابط تو این شهرستان، اینکه من عروس اولشون هستم و مشکلاتی که خود مادرشوهرم با مادرشوهرش که ناتنی هم بوده سعی کردم همیشه درک کنم و محترمانه کنار بیام و سکوت کنم. اما دیگه نمیتونم مخصوصا که باردارم و مطمئنم تنش هایی که ایشون به من وارد میکنه برای جنینم ضرر داره. من و همسرم هردو کارشناسی ارشد داریم و تقریبا زندگینامه مون مثل همدیگه است ولی من با وجود تک دختر بودن کاملا مستقل و استقلال طلب هستم اما ایشون حتی خصوصی ترین مسائل زندگی ما رو به مادرش میگه و مادرش هم به بقیه خانواده و فامیل و با محبت های بیجا و رفتار خیرخواهانه و مظلوم نمایانه همه و حتی شوهرم رو با خودش هم داستان میکنه و علیه من بر می انگیزه. صحبت با ایشون و حتی جلسات خانوادگی بی فایده بوده چون مسائل رو وارونه جلوه میدن و با وجودی که از ابتدای ورود من به خانواده ایشون من محبت و احترام همه حتی فامیل و همسایه رو جلب کرده بودم و رفتار پسرشون به مراتب بهتر از قبل تاهل شده (و شاید مهمترین مسائلی که باعث حساسیت ایشون شده همینه!) رفتارها و حرفهای ایشون باعث ایجاد کدورت و تنش هرچند زودگذر بین من و همسرم و بقیه خانواده شون میشه و همه رو از ما دور کرده. آخرین باری هم که محترمانه خواستم با کنایه و زخم زبون و دخالت اینقدر برای ما مشکل ایجاد نکنند فقط باعث شد که تصمیم بگیرند دیگه خودشون و خانوادشون به خونه ما نیان و همسرم رو به بهانه های مختلف در زمانی که من سر کار هستم باهاش تماس میگیرند و به خونه خودشون میبرند و دوباره تخله اطلاعاتی و دخالت های پشت پرده ادامه داره…..
    عذر میخوام که اینقدر مفصل شد اما مجبور بودم حداقل کلیات مشکلمو بگم و سکوت و گذشت و درک و حتی جلسه و … هیچ اثری نداشته چون همسرم به تبعیت از مادرش شدیدا روی خانوادش تعصب داره و من نمیتونم حتی کوچکترین انتقادی از اونا بکنم چون سریع برداشت شدیدا منفی میکنه و نمیتونم با این شرایط در این مورد که مسائلمون رو به مادرش نگه و روابط رو با استقلال بیشتری کنترل کنه با خودش یا مادرش به نتیجه برسم و فقط مجبورم سکوت و تحمل کنم که تو شرایط بارداری برام خیلی عذاب آور شده. پیشنهاد رفتن به مشاوره رو هم قبول نمیکنه همسرم. اینو هم باید بگم که من بخاطر شرایط مالی و کاری خودم و همسرم مجبور شدم به شهرستان محل سکونت ایشون بیام برای زندگی. لطفا منو راهنمایی کنید.
    با تشکر
    =================================
    موضوع پیچیده ای مطرح کردید
    رابطه پسر و مادر از بیورن ممکنه خیلی خوب به نظر برسه ولی من فکر میکنم ما در این نوع رابطه ای که نوشته ای بحران داریم
    طول هم میشکه پسر بند نافش را از این نوع مادری کردن ببره
    وقتی داری مادر میشی باید دست از این جنگ قدرت و فایت بکشی
    تمرکزت روی طمالعات مادری ات باشد زیرا تنها وظیفه مهمتر است که ادم را از دغدغه های پست خلاص میکند

    [پاسخ]

    leili پاسخ در تاريخ اسفند ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۲۶ ق.ظ:

    با سلام
    ممنون از راهنمایی و سرعت بالای پاسخگویی شما. بله شوهرم قبل و بعد ازدواج با خانواده ش و همین مادر مهربون خیلی مشکل داشته و حتی چند بار جلوی من باهاشون دعوای شدید کرده که من واقعا از ته دل ناراحت و ناراضی بودم و از شوهرم میخواستم احترام خانوادشو لااقل جلو من نگه داره اما نمیذاشت حتی حرفمو ادامه بدم ولی متاسفانه چه اون موقع و چه حالا همه این برخوردهای پسرشون رو هم از چشم من می بینن.
    راستی مادر شوهر من خیلی اهل مقایسه است و حتی پسرش و زندگی ما رو با شوهرش و زندگی خودشون مقایسه میکنه و علنا حسادتشو مطرح میکنه! شاید این هم تو دشمنیش با من موثره.
    اما در هر صورت شما گل گفتید این دغدغه ها پست هستن و سعی میکنم بهشون دیگه فکر نکنم و یک طوری بدون ایجاد حساسیت شوهرم رو راضی کنم که به دیدن خانوادش بره اما از زندگیمون خیلی نگه.
    باز هم ممنون و امیدوارم خدا در جواب این همه لطف و توجه تون به شما عوض خیر بده

    [پاسخ]

  11. استاد من بالاتنه ی کوچیکی دارم. اینو قبل ازدواج به خواستگار بگم ینی ؟خودم مشکلی ندارم. چون کلا لاغرم و متناسب…همه دوس دارن هیکلمو….
    اما انگار برای آقایون خیلی مهمه.چه کنم؟ ببخشید از بی پرده حرف زدن مجبورم 🙁
    ===================
    نه لازم نیست
    نقص فیزیکی را باید گفت نه این چیز ها رو

    [پاسخ]

    محمود پاسخ در تاريخ بهمن ۲۸ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۹ ب.ظ:

    به نظر من داشتن بالاتنه ی کوچیک عیب نیست، ولی به طور کلی آدم اگه خودش به هیکلش برسه و ورزش کنه هیکلش بسیار مورد پسند میشه. هم مرد و هم زن چه قبل و چه بعد از ازدواج باید به خاطر خودشون و دیگری بدنشون رو روی فرم نگه دارن

    [پاسخ]

  12. سلام
    لحظه به لحظه و شب و روزم بافکر مرگ ونحوه خاتمه دادن به زندگی ام می گذره
    از خدا نمی ترسم چون برا بعدش خیالم راحته اما برا مامانم که چی به سرش بیا با نمیرمو با نقص عضوی بمونم نگرانم و این مرگ تدریجی با روزهایی که میگذرونم نابودم کرده
    چیکار کنممممم؟؟؟؟؟؟
    ====================
    ازتون خواهش میکنم با یک روانپزشک مشورت سریع بگیرید شاید یک افسردگی و اضطراب شدید باعث شده بهم بریزید و قابل درمانه

    [پاسخ]

    كيانا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۹:۳۹ ب.ظ:

    کتاب ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد رو بخون. جالبه!

    [پاسخ]

  13. دکتر شیری عزیز….
    این نوشته رو که خوندم از خودم ترسیدم…من الان توی یک رابطه هستم و مورده یک و شش رو تو خودم میبینم یعنی ماجرای رابطه ی انگلی عاطفی و بعدی اعتیاده هیجانی !! هر دو از سمته خودم !! خواهش میکنم منو راهنمایی کنید که چطور این هارو درست کنم؟

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۴ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۴ ق.ظ:

    با سلام و احترام؛ آقای دکتر بنده 31 ساله به مدت 3 ماه می باشد که با خانومی 22 ساله آشنا شده و خواستگاری هم رفته ام و با توجه به تجربه های زندگی رفتار و اخلاق این خانوم مورد پسند اینجانب می باشد و مشکلی را نمیبینم ولی این خانوم نمی تواند برای ازدواج تصمیم بگیرد و ترس از آینده مثلا خیانت و طلاق دارد و ذهنش را مشغول این حرفها کرده و یک روز خیلی خوب است و روز بعد دوباره افکارش به هم میریزد و نمیتواند تصمیم بگیرد لطفا اینجانب را راهنمایی فرموده و اصلا همچین شخصیتی می تواند در آینده همسر خوبی برای بنده باشد یا خیر؟
    ================
    ترسهای این زن با پیشروی و جدیت شما رفع میشود مگر اینکه وسواس گونه دائم ذهنش دنبال این بدبختیها باشد

    [پاسخ]

  14. با سلام و سپاس از مطالب ارزنده شما
    مدتی است با دختر خانمی وارد رابطه شده ام و با شناختی که حاصل کردم از بسیاری از خصوصیات ایشان خوشم آمده که مطلوب من هست ولی هنوز ظاهرش خیلی به دلم ننشسته است با وجود اینکه ایشان ظاهری بسیار معصوم و آرام دارند اما برایم جذاب نیست. الان مدتی است که وقتی تنها بیرون می روم به چهره خانمهای دیگر نگاه می کنم (چیزی که قبلا اصلا برایم مهم نبود) احساس می کنم زیبایی خیلی ها بیشتر از این شخص است. نگرانی من از این است که مبادا پس از ازدواج احساس کنم که انتخابهای بهتری نیز وجود داشته و دچار مشکل (سردی در روابط عاطفی و بی توجهی و …) شوم. گاهی اوقات در برخی از افراد از جمله خواهر خود ویژگی های مثبتی (مثل مستقل و زرنگ بوده در انجام امور و …) را می بینم که فکر می کنم این خانم فاقد آنهاست و این مساله که فکر می کنم متاثر از مساله اول باشد نیز ذهن مرا مشغول نموده است. خود خانم و خانواده اش بسیار راضی به این ازدواج هستند و با همه شرایط کنار می آیند و فقط خواستار این هستند که ازدواج هرچه سریعتر انجام پذیرد.
    عاجزانه خواهش می کنم راهنمایی کنید چون همه از جمله خانواده ها خواستار تعیین تکلیف برای این رابطه شده اند.
    =====================
    اگر چهره طرف از متوسطی از مطلوبیتهات برخردار نباشه، بعدا دردسر برای او درست ممکنه بکنی و برای خودت
    به ظنرم تجربه ات از زنان کم است و این طوری سراغ ازدواج رفتن به معنی نابود کردن ایشان است
    اگر خواستی رابطه ات را ادامه ندهی، بهتر است واضح بهش بگی مشکلت چیه که نره تو خلوتش هزار فکر بیخود درباره خودش بکنه

    [پاسخ]

  15. سلام دکتر.خدا قوت.
    به کمکتون نیاز دارم.من آدم خوش بینی بودم.اما یه بار نامزدم راه کج رفت و شک و به من هدیه داد!آدم ناپاکی نیست،واقعا از سادگیش بود. میخواستم جدا شم اما قول داد تکرار نکنه.بخشیدمش. دیگه ازش چیزی ندیدم.اما زیاد پیش میاد به شک بیافتم.اخلاقش خیلی بهتر شده.همدیگه رو به شدت دوست داریم.نوشته بودید از آدم شکاک باید دوری کرد!ترس وجودمو گرفته.پریشونم.دوست ندارم قسم بدم،اما لطفا کمکم کنید.نکنه شک خودم باعث جدایی شه.

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۲ ق.ظ:

    با شناخت کامل یا نزدیک به کامل برید جلو و نگران نباشید، به امید خدا ازدواج خوبی خواهید داشت.

    [پاسخ]

  16. سلام دکتر خیلی به کمکتون احتیاج دارم یادمه توی یکی از صحبتهاتون توی برنامه (اینجا ایران است) خودتون هم اشاره کرده بودین که ازدواج سنتی کنار یک سری مزیت ها یه بدی هایی هم داره و اعتماد به نفس دختر رو پایین میاره چون باید انتخاب بشه
    برای خواهرم خواستگاری معرفی شده بو که همدیگرو تا حالا ندیده بودیم
    بعد از یه جلسه خواستگاری یک جلسه هم دوتاییشون باهم رفتن بیرون بعد از اون قرار شد هفته ای یکبار تلفنی باهم حرف بزنز حالا اون پسر به خواهرم زنگ زده و گفته جوابش منفی در حالیکه خواهرم راضی بود.
    غرورش خیلی پیش خودش و خانوادم خرد شده نمی دونم چه جوری باید حالشو خوب کنم نمی دونم چی باید بهش بگم.میشه راهنماییم کنید؟
    ====================
    به خواهرتون بفرمایید که وقتی منطقی از هم جدا بشوند یعنی مسیر درست طی شده
    فقط خواهرت باید بشینه فکر کنه دلایل اون اقا چیست ؟ چقدرش به خود خواهره برمیگرده چقدرش به مرده؟
    کدومهاش قابل رفعه؟

    [پاسخ]

  17. سلام و ادب و احترام
    میشه لطف کنید پیامم رو پاسخ بدید؟ ( اگر احیانا مناسب دیدید بعضی قسمتهاشو حذف کنید)
    من از کودکی 10-11 سالگی بدون اینکه متوجه باشم خود ارضایی می کردم ..بعدها که متوجه شدم بارها تصمیم به ترک این کار گرفتم زمین خوردم بلند شدم و باز هم ..تا الان که 24 دارم .. استرس فراوانی به من وارد می شه ..فشار عصبی بعد از اون ناشی از گناهی که مرتکب می شم و اینکه نکنه آثار سوئی تو زندگیم بعد از ازدواج بذاره ..انقدر مطلب علمی و مذهبی و دینی خوندم ..انقدر دعا و استغاثه کردم .. یه آن یاد شما افتادم ..گفتم شاید نصیحتی بکنید .. خیلی تحت فشار هستم ..با اینکه آدم موفقی هستم و الانم ارشد فیزیکم ولی از خودم بدم میاد …چون آدم مذهبی هستم .. 40 روز 40 روز ترک کردم ولی بازم ..تمام راهکارها رو که تو نت جستجو کردم سعی کردم امتحان کنم ولی ..
    احتمال داره که پرده بکارتم هم اندکی آسیب دیده باشه .. چه کنم ؟ اگه به پزشک مراجعه کنم چی بگم ؟ بگم چه اتفاقی افتاده ؟ من چی به همسر آینده ام بگم ؟
    شما رو به این شب عزیز پیامم رو پاسخ بدید
    شب خوش
    =============================
    ماهی گرامی
    مرقومه شما را خواندم . به بنده ای میل بزنید تا پاسخی دقیق تقدیم کنم

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۵:۲۱ ب.ظ:

    لطفا برای این مسئله پاسخ عمومی قرار بدید. چون به نظر میاد مشکل بسیاری از دختر خانوم هاست

    [پاسخ]

  18. با سلام و تشکر بخاطر این مطلبتون . خیلی وقت بود که به بعضی از این موارد فکر میکردم اما چون هیچ وقت کسی در موردشون حرفی نمی زد خودمو قانع میکردم که اشتباه میکنم اما حالا با دیدن این مطلب جامع و کامل که قبلا هم خودم به بعضی از این مواردش فکر کرده بودم خیلی خوشحال شدم و فهمیدم که همچین اشتباهم نمی کردم …
    ای کاش واسه درمان هر کدوم از این موارد هم راه حلی میذاشتید که ما استفاده کنیم 🙂

    [پاسخ]

  19. ﻣﻌﻤﻮﻻ ﺯﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺍﻧﺪ…ﻣﺴﺘﺒﺪﺍﻧﻪ ﻭ ﺩﯾﻮﺍﻧﻪ ﻭﺍﺭ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻨﺪ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﮐﻨﻨﺪ.ﻣﺮﺩﻫﺎ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﺭﺍ ﻣﺘﺤﻤﻞ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ، ﻣﺜﻞ ﺷﺮﻭﻉ ﯾﮏ ﮐﺎﺭ ﺟﺪﯾﺪ ، ﺯﻧﺪﮔﯽِ ﺟﺪﯾﺪ ﺭﺍ ﺷﺮﻭﻉ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ . ﻗﻮﺍﻧﯿﻨﺶ ﺭﺍ ﻣﺜﻞ ﺑﭽﻪ ﺍﯼ ﮐﻪ ﺩﺭﺳﺶ ﺭﺍ ﯾﺎﺩ ﻣﯽ ﮔﯿﺮﺩ، ﺑﺎ ﻏُﺮﻏُﺮ ﻣﯽ ﺁﻣﻮﺯﻧﺪ. ﺍﺯ ﺁﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺍﻧﺘﻈﺎﺭ ﭼﻨﺪﺍﻧﯽ ﺍﺯ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ، ﺍﺯ ﺁﻥ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﻧﻤﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﻭ ﺣﺘﯽﺍﮔﺮ ﻧﺎﻣﻮﻓﻖ ﺑﺎﺷﺪ ﻧﻤﯿﺨﻮﺍﻫﻨﺪ ﺗﻤﺎﻣﺶ ﮐﻨﻨﺪ ” ﻣﺜﻞ ﭼﺴﺒﯿﺪﻥ ﺑﻪ ﮐﺎﺭﯼ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺘﺎﻥ ﻟﺬﺕ ﺑﺨﺶ ﻧﯿﺴﺖ ﻭﻟﯽ ﺩﺭ ﭘﺎﯾﺎﻥ ﻣﺎﻩ، ﻧﯿﺎﺯﺗﺎﻥ ﺭﺍ ﺗﺎﻣﯿﻦ ﻣﯽ ﮐﻨﺪ” ﺩﺭ ﻣﻮﺭﺩ ﺯﻥ ﻫﺎ ﻣﺎﺟﺮﺍ
    ﻣﺘﻔﺎﻭﺕ ﺍﺳﺖ. ﻣﺮﺩﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﻤﻪ ﺍﻧﺪ، ﺯﻥ ﻫﺎ ﻣﺜﻞ ﻫﯿﭽﮑﺲ …

    ” ﮐﺮﯾﺴﺘﯿﻦ ﺑﻮﺑﻦ __ ﻏﯿﺮ ﻣﻨﺘﻈﺮﻩ “

    [پاسخ]

    رهــــــا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۲ ۷:۲۱ ب.ظ:

    چه زیبا بود. مرسی پریسا جان.

    [پاسخ]

  20. آخه دکتر شیری عزیز ، اینجوری باشه که هیچ کدوممون با هیچ کس نباید ازدواج کنیم … خب هیچکس کامل نیست …
    همه ما یکی یا حداقل یه خرده از خصوصیت های بالا رو داریم !

    [پاسخ]

  21. استاد پیرو آیتم 6 که ذکر کردید یه سوال دارم.
    ریشه این اعتیاد هیجانی چیه و از کجا آب میخوره؟ چه چیزایی کمک به بهبودش میکنه؟

    [پاسخ]

  22. سلام آقای دکتر
    من دیروز یه سوال پرسیدم اما مثل اینکه خارج از استانداردهای سایت بود چون تایید نشد ابتدا اگر خارج از ادب بوده معذرت می خوام اما خوب حتما برام مهم بوده که پرسیدم من دقیقا نمیدونم خط قرمزهای کامنت ها کجاست لطفا در صورت امکان مشخص کنید ممنون

    [پاسخ]

  23. خیلی حال کردم !
    آقا چقدر خوبه که جدیدا کامنت ها را بیشتر جواب میدین !
    دکتر یکم با فقیر فقرا بودن اشکالی نداره 😉
    زیبایی و صفای شما ، در همین نزدیک بودنتون به ما شاگرداست ، همین اخلاق خاکی ، مرام و دست یافتنی بودنتون !

    [پاسخ]

  24. سلام این قضیه خودت دربغلش چیه؟

    [پاسخ]

    غزل پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۲ ب.ظ:

    hasti جان سلام
    با اجازه دکتر شیری : در پاسخ به سوالت میتونم بگم که من از دکتر شیری یاد گرفتم که در هنگام انتخاب همسر ، ظاهرش و فیزیکش باید برات ” دلنشین ” باشه ، یعنی اگه طوری باشه که تو بتونی خودت رو در آغوش طرف تصور کنی و لذت ببری ، اوکی هستش.

    [پاسخ]

  25. سلام
    معرفی خلاصه:از دانشجویان سال 84 در هنرهای زیبا(صدرا)
    معمولا به سایتتون سر می زنم و خصوصا این بخش پدر و مادرها نگفته اند رو دنبال می کنم.
    یه سوالی فقط در شرایط فعلی کشورمون و حامعه ما به دلیل فشارهای شدید که حالا از منابع مختلف به افراد وارده به نظر من(تاکید میکنم نظر من) همه آدم ها یکسری مشکلات و ضعفهایی دارند و این تأکید شما روی این مسئله که طرف مقابلمون خودشیفته، مهر طلب و … نباشه به نظر من عملا غیرممکنه.و تشخیص اینکه طرف مقابلمون مثلا ویژگی منفی X را داره خیلی هم سلیفه ای میشه.این تأکید شما روی اینکه طرف مقابلمون مبرا از تمام ویژگی های بد باشه من برداشت میکنم به سمت خودشیفتگی میل میکنه و جدای اون در برخوردهایی که با طرف مقابلمون داریم ما رو به این سمت سوق میده که همیشه به دنبال ضعفهای طرف مقابل باشیم.به نظر من در درجه اول دیدن ویژگی های مثبت و در کنارش با همون درجه اهمیت دیدن نکات منفی در کنار هم و جمع بندی این ویژگی ها کنارهم و تصمیم گیری در مورد شخص راه حل منطقی تر و منصفانه تریه.
    البته تمام این موارد برداشتهای من بوده و ممنون میشم با توضیح بیشتر کسایی مثل من و روشنتر کنید.
    ممنون از کلاسهای خوبتون که سال 85 واقعا استفاده کردم ازشون:)
    ممنون از کمکهای ایمیلیتون تو دوره شکست عاطفیم(اگه یادتون باشه)
    ممنون از سایت خوبتون

    [پاسخ]

  26. خیلی خوب بود آقای دکتر! مخصوصا اون قسمت که گفته ازدواجی موفق است که همه چیز شما نباشد. این بیشتر راجع به خانوماس! تو جامعه ما خیلی خانوما بعد ازدواج کارهای دیگه شون رو به کل تعطیل میکنن و خیلی آقایون هم انتظار دارن همسرشون هیچ کار خاصی انجام نده و فقط به آقا برسه!!!!

    [پاسخ]

  27. چسبندگی عاطفی و حال خوب کردن ها. استاد 1 راهنمایی چیکار کنیم خودمون این چسبندگی های عاطفیمون رو از بین ببریم؟ منظورم چیزهایی که از طرف ما به طرف مقابل القا می شه. چون دقیقا بعد از عکسالعمل ها و عملکردها حالمون بد میشه و با خودمون می گیم “اه چقدر آویزونش میشی!بسه دیگه”

    [پاسخ]

  28. با عرض سلام خدمت جناب آقای دکتر
    بنده چندماهی است که عقد کردم، خدا رو شکر مشکلی که به چشم یک بحران دیده بشه در زندگی نداریم و کم کم در پی مقدمات عروسی هستیم.
    در این دوران طلایی با مساله ای روبه رو شدم که نتونستم با مطالعه ی سایت شما جواب مناسبی پیدا کنم. ممنون میشم اگه بنده رو راهنمایی بفرمایید.
    دوستی دارم که در دوران مجردی بسیار باهم صمیمی بودیم ، طبیعتا بعد از عقد من کمتر فرصت کردم تا مثل گذشته به روابط دوستیم بپردازم و ایشون از این مساله به شدت ناراحت هستن و واکنش های غیرمعمول نشون میدن و بنظر بنده انتظارهای زیادی از من دارن و دایما در حال بحث و دعوا هستیم. از یک طرف نمیخوام این رابطه ی صمیمانه ی چندساله مخدوش بشه و از طرفی نمیتونم رو زندگی مشترک خودم تمرکز کامل داشته باشم.
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنید و بفرمایید چطوری میتونم بیم روابط قبل و بعد ازدواج تعادل ایجاد کنم تا از این تنش روزانه نجات پیدا کنم؟
    ===================
    سوده عزیز
    در درجه اول تبریک من را پذیرا باشید
    در ثانی دوستتون نیاز داره تا خودش حقیقت را ادراک کنه و زیاد نمیتونید ادراک او را تیز کنید
    سوم اینکه هر از گاهی حالش را تلفنی بجویید و توجهی به نوسانات و دلتنگی هایش نکنید، هر کسی که وارد عرصه ای جدی میشه نباید وقتش را حرام پاسخگویی به اشکالات کسانی بکند که قصد دارد شما را پایین بکشند و حوصله نردبان نوردی ندارند

    [پاسخ]

    توحید پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۲ ۸:۰۸ ق.ظ:

    موافقم دکتر جان

    [پاسخ]

  29. شرمنده اینم بگم ته دلم نمونه..من شدیدا perfectionist بودم.ولی چند وقتیه با دیدن بعضی زندیگیا(یا حتی بعضی سریالها مثل پایتخت) به این نتیجه رسیدم که لذتها رو میشه با یه زندگی معمولی هم داشت. ممنون

    [پاسخ]

  30. سلام دکتر. خوشحالم که از طریق جام جم1 با شما آشنا شدم..کلی تعریف و تشکر دارم ازتون که ازش میگذرم.اصل مطلب: 27 سالمه تحصیلات دانشگاهی عالی با یه کار مناسب با یه درآمد معقول و خانواده ای مناسب..مدتیه از دختری خوشم میاد و واقعیت بدم نمیاد برم خواستگاریش ولی 2 تا مشکل دارم.اول اینکه هنوز از حرف ازدواج خنده ام میگیره.یعنی حس میکنم با این افزایش سن ازدواج من هنوز خیلی بچه ام.دومیش خانوادمه که نمیدونم چجوری مطرح کنم.چون خیلی ارتباطمون کمه روم نمیشه بگم.ممنون میشم راهنمایی کنید
    ==================
    سنت برای ازدواج خوبه امیر جان
    خیلی خوب به پدر و مادرت موضوع را بگو وازشون بخواه بهت مشورت بدهند و وقتی واکنششون خوب بود موضوع دختری که مدنظرت را بهشون بگو

    [پاسخ]

  31. اگه اون فرد از نظر خلق و خو و منش به دل آدم بشینه ولی از نظر ظاهری(چهره و style ) به دل آدم نشینه چیکار باید کرد واقعا؟!
    ==================
    نباید بدبختش کنی فاطمه خانم به ویژه اینکه خوت نیز بیچاره میشی
    البته بد نیست بدونی که نباید این مساله چهره تبدیل به وسواسی بی خود بشه که یه تیپ خیلی خاص بشه مدل ازدواجت…هرگز این بچگی را نکن
    ملاک اینه که بتونی تصور کنی خودت را در بغلش

    [پاسخ]

  32. با سلام خدمت جناب اقای دکتر.من بعضی از مواردی که ذکر کردین رو دارم.اما نمیدونم از کجا شروع کنم تا به حالت نرمال و مطلوب برسم؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.