نکاتی که پدر و مادرتان به شما نگفته اند ( ناخن خشکی نامزد)

image_pdfimage_print
آنچه پدران و مادرانتان کمتر گفته اند
What your parents rarely tell you about
 سوال و جواب زیر واقعی است و تاریخها و اعدا د جهت حفظ امانت تغییر کرده است
****************************
دختری هستم ۲۳ ساله و مدت ۹ ماه است که نامزد کرده ام و بناست اردیبهشت عروسی بگیریم اما در این مدت متوجه شده ام که نامزدم چند مساله دارد
اول اینکه فکر کنم ناخن خشک است یا به قول معروف خسیس است.
دوم اینکه خیلی رفیق باز است
سوم اینکه توقع احترام زیادی از من دارد
نامزدم ۲۹ ساله و کارپرداز مالی یک شرکت خصوصی است
نظرتان چیست ؟
——————————————
نامزدی دوران خاصی است
مهمترین نکته اش  اینستکه که رسمیتی مناسب داره که میتونیم با خیال راحت تر خودمون را افشا کنیم و کمتر سیاست ورزی کنیم. سیاست ورزی در رابطه عاطفی  یعنی مثلا بیشتر شنونده بودن ، یعنی خود افشایی کم کم ، یعنی احساس اهمیت دادن به طرف مقابل .من به  کمی سیاست ورزی معتقدم  ولی  همین سیاست ورزی در رابطه طولانی مدت امری خسته کننده میشود پس ولی در  دوران نامزدی  از این جهت که تا حدی رابطه آینده دار است و رسمیت دارد میتوان کمتر سیاست ورزید و لذا  خیلی دلنشین است و در ضمن مسوولیتی سنگین هم رو دوش آدم نیست .
نکته مهم اینه که حواسمون باشد به مین گذاریهای مهم در نامزدمون و رابطه مون
مثلا دقت کنیم نامزدمان اختلال شخصیت نداشته باشد . خودشیفتگی Narcisim  / خودکم بینی / توجه طلبی مرضی Histrionic personality disorder / ضد اجتماعی بودن Antisocial/
نکته دیگر اینست که ممکن است من خودم خوب باشم یا نامزدم شخصا آدم خوب باشد ولی وقتی کنار یکدیگر قرار میگیریم رابطه ای مزخرف میسازیم .چنین قضیه ای کم وقوع نیست و ممکن است شما را هم  در بربگیرد
در مورد این نامه باید بگم لازم نیست نامزدمون را در حال دزدی ببینیم تا باورمون بشه همسر مناسبی برامون  نیست ،
اول درباره خساست توضیحی بدهیم. خسیسی امری نسبی است نه مطلق ! یعنی کسیکه از نظر من ولخرج است بستگی دارد من در چه محیطی بزرگ شده باشم و با چه کسانی دم خور بوده باشم که الان خرج کردن طرف به چشمم بیاید یا نیاید. دختری که در خانه ای بزرگ شده که کادوی قبولی دانشگاهش پژوی ۲۰۶ بوده ، بعید است با نامزدش اکثرا به رستورانهای متوسط برودو مجموعا  احساس کند نامزدش خوش خرج است!
دوم بحث رفیق بازی که مطرح شده است. من اگر آدم درونگرایی باشم یعنی دو سه تا دوست نزدیک بیشتر ندارم و حتما با داشتن نامزدی که در هر محیط تازه ای به دنبال دوستان تازه ای میگرد و اسرارش را خیلی از بقیه پنهان نمیکند دچار اضطراب خواهم شد و رفیق بازی برام یه بحران محسوب خواهم شد. از سویی اگر من نیز برونگرا باشم ، داشتن دوستان متعدد و برنامه های دسته جمعی نه تنها موجب اضطرابم نمیشود بلکه باعث احساس اطمینان و شادابی بیشتری نسبت به نامزدم خواهد گشت
درباره توقع احترام خوب است خودتان را ارزیابی کنید ببینید واقعا همین آدمی که از بودنتان میپندارید دیده میشوید ؟ من دوستان دکتری دارم که با ما که همکاران و دوستانشون هستیم بسیار متواضع و خوش برخورد هستند اما در رابطه عاطفی خود تبدیل به یک آدم خود شیفته غیر قابل تحمل میشوند. حالا خود این افراد از بس عکس العملهای خوب از اطرافیانشان میگیرند ، باورشان نمیشود که در رابطه عاطفیشان اینقدر اعصاب خوردکن باشند و لذا اولین انتخابها معمولا اینست که ” تو نمیفهمی !  چرا بقیه چیزی نمیگویند؟ ”
پس اول بیرحمانه بروید سراغ خودتان که مبادا بی ادب شده اید بعدش مشخصا از نامزدتان بخواهید برایتان یک دختر بی ادب را توصیف کند و مثال بزند تا ملاکی دستتان بیاید. اکثر مشاجرات عاطفی از این ناشی میشود که ما آدرس دار با هم حرف نمیزنیم .
اینکه مشخصا به نامزدتان بگویید “من دوست ندارم برای عموهایم در جلسه اول آشنایی لطیفه تعریف کنی “خیلی خوب تر است تا بگویید “تو آدم بی ملاحظه ای هستی !  “
————————————————————-

8 دیدگاه در “نکاتی که پدر و مادرتان به شما نگفته اند ( ناخن خشکی نامزد)

  1. 29 ساله هستم و 5 ساله ازدواج کردم.اما برای بچه دار شدن دنبال یه شرایط امنم.که نمیدونم تا این حد محافظه کاری منطقیه یا نه.؟؟شاغلم و از کار کردن لذت میبرم.شرایط اقتصادی خوانواده مناسبه.اما همش دنبال یه شرایط بهترم.نگرانم همسرم کمکم نکنه.کلا خیلی روحیه همکاری تو کارای خونه هم نداره و بار ها گفته که کار مرد تامین مالی و کار خانم تربیت بچه هست.در حالیکه ما هر دو به یک اندازه در گیر کار بیرونیم.گاهی احساس میکنم منتظر گرفتن این امتیازم برای بجه دار شدن.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۵:۵۳ ق.ظ:

    بهشون بگید که نیاز به کمکهایی دارید یکی اینکه ابهام شرایط مادر شدن، باعث میشه بترسید و نیاز دارید از ایشون اطمینان خاطر بگیرید

    [پاسخ]

  2. آقای دکتر مدتی پیش پسری با شرایط خیلی خوبی اومد خواستگاریم.شغلی عالی با درامد بسیار بالا ، خانواده کم جمعیت، تحصیل کرده ، خوش تیپ و خوش قیافه … خلاصه ظاهرا از هر لحاظ خیلی خوب بود دو سه جلسه باهم صحبت کردیم و مشکلی نداشتیم باهم .جز اینکه به نظرم میومد یکم خسیس باشه ولی بارها تاکید کرد که من خیلی راحت خرج میکنم.یکبار هم باهم رفتیم بیرون تا ببینم چطوری خرج میکنه خلاصه منو تا ساعت 9.30 شب گرسنه نگه داشت و بعد گفت احتمالا الان کافی شاپها بسته اند و رستوران باز هست بریم یه جا بستنی بخوریم خلاصه یه بستنی زورکی برام گرفت و اومدیم خونه.به من بارها گفت که من فکر میکنم ما میتونیم باهم این رابطه رو ادامه بدیم.اما یه دفه بهم اس داد که از نظر فکری خیلی باهم فرق داریم و نمیتونیم درکنار هم باشیم..نمیدونم چرا این حرفو زد ولی خیلی داغونم کرد .فهمیدم که تا الان شاید 50 جا رفته خواستگاری و با همه همین کارو میکرده .و برای تفریح میره خواستگاری.خیلی داغون شدم.همش گریه میکنم میگم من شرایط یه دختر ایده ال رو داشتم چرا اون بامن اینکارو کرد.البته از یکی از دوستانش شنیدم که از نظر اخلاقی ز-ن- ب-…ا-ز-ه

    [پاسخ]

    یک دختر پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

    با وجود زنباز بودن طرف، ناراحتی که چرا به هم خورد؟؟؟

    [پاسخ]

  3. باسلام
    واقعا ممنون. خیلی وقتها شده که بین کارهای روزانه حس خواستن سرزدن به اینجا برای دیدن یه پست جدید, مثه انبساط روحه.
    اینجا یکی از منابع امید من تو زندگیه.
    از اینهمه انرژی ای که میدید حتما کلی انرژی ام بهتون میرسه.
    تشکر ازهمه خوبیاتون.. واقعا با خلوص وهدف شما برابر نیست. من که سعی میکنم وقتی یادتون میفتم, هرلحظه هرجا, دعاتون کنم. همه دعاهای خوب. تامگرذره ای قدردانی شده باشه. ازتون خیلی چیزا یادگرفتم. کاش دل ماهم مثله دل شما بزرگ بود…
    ============
    میرسه بانو

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.