مردمان خوب این دیار-۲۷

image_pdfimage_print
مونا س فرستاد :
از یکی از سایت های تخفیف، کوپنی برای خرید عینک گرفته ام. روی کوپن آدرس و نام فروشگاه، در بلوار کشاورز خیابان فلسطین شمالی درج شده است. تمام خیابان فلسطین شمالی را ۳ بار بالا و پایین می روم. خسته از یک روز سخت کاری و گرگیجه گرفتن از گز کردن این خیابان طولانی ، به آخرین مغازه عینک فروشی خیابان فلسطین شمالی که می  رسم ، داخل می روم تا بپرسم شاید که صاحب مغازه پا به سن گذاشته مغازه از قدیمی های محل باشد و بتواند راهنماییم کند. سلام می کنم در جواب با لحن پدرانه ای  در انتهای سلامش دخترم را اضافه می کند با آن لهجه دلنشین اصفهانی. سر صبر آدرس را برایش توضیح می دهم اما نمی داند، نمی دانم خستگی و کلافگی را در چشمانم میبیند یا همیشه و با همه این قدر با حوصله برخورد می کند، کاغذ آدرس را از من می گیرد به مغازه های همسایه می رود و از تک تکشان می پرسد، وقتی با پاسخ منفی شان درباره آدرس رو به رو می شود، دست بر نمی دارد، به مغازه اش بر می گردد و از کتابچه ای که اسمش را نمی دیدم به چند فروشگاه زنگ می زند تا دست آخر کاشف به عمل می آید که بله نام فروشگاه عوض شده ولی هنوز تابلوی سر در مغازه تعویض نشده!!!! با حوصله برایم آدرس جدید را توضیح می دهد مثل معلم ها چندتا سئوال می پرسد که مطمئن شود آدرس را فهمیده ام.
از مغازه که بیرون می آمدم با خودم فکر کردم آیا این فرد مثل خیلی های دیگه ۱ کلام نمی تونست بگه نمی دونم خانم!! و خودش رو راحت کنه؟؟؟!!! دیدم نه نمی تونست چرا که واژه ” هم نوع دوستی” و “کمک به هم نوع” برای ایشون عبارات بامعنایی هستند. خداوند به ایشون عمر باعزت و برکت عطا فرماید.
====================================================
الهه الف فرستاد :
سلام دکتر عزیز
یه اتفاق جالب امروز برام افتاد . من دانشجو هستم ، رفته بودم  برای ناهار ۴ تا تخم مرغ بخرم – ۱۰۰۰تومن ناقابل شد کل خرید من ، داشتم از مغازه بیرون می اومدم که پام خورد به ۴ بسته دلتسری که چیده بودن وسط مغازه – فقطم از بابت بی دقتی من بود – خلاصه بسته ها افتاد و کلیش شکست … یعنی هزار تومن خرید کرده بودم نزدیک ۱۰ هزار تومنی به اون مغازه دار ضرر زده بودم ! عذر خواهی کردم و هر چی اصرار کردم که خسارتشو بدم قبول نکردن ، آرامشی که اون آقا داشت ، اینکه اصلن عصبانی نشد ، کوچکترین اعتراضی نکر با کلام که هیچ حتی تو نگاهش هم. شماتت نبود ضره ای !
در جواب همه ی عذر خواهیای من فقط یه جمله گفت : چیزی نیست پیش میاد

پ ن : وقتی من پامو تو مغازه ی ایشون گذاشتم از دست یه بنده خدایی خیلی عصبی بودم ، کسی که پشت سر من به یه نفر که خیلی برام مهم بود یه سری حرفا زده بود که باعث سوء تفاهمای بدی شده بود و ۶ – ۷ ماه شرایط سختی برای من به وجود آورده بود ، داشتم با خودم کلنجار می رفتم و نمی تونستم ببخشمش … اتفاقی که افتادو یه نشونه دونستم – اینکه بعضی وقتا باید خیلی راحت از خطاهای بقیه بگذریم – حتی اگه عمدی باشه !… هر چند عمیقا معتقدم هیچ کس بدی در حق دیگری نمی تونه بکنه ، مقصر همیشه خود فرده

خاطرات خوب خود را از مردم خوب این دیار برامون بفرستید تا با هزاران خواننده متفاوت این سایت به اشتراک بگذاریم به اسم خودتون( در بخش موضوع ای میل مرقوم بفرمایید : مردمان خوب این دیار)

==========================================

1 دیدگاه در “مردمان خوب این دیار-۲۷

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.