از دختر سن بالاتر از خودم خوشم اومده…

image_pdfimage_print

مرتضی هستم ۳۰ ساله

. کارمند بانکم و الان دارم توی شهر دیگه و به دور از خونواده تنها زندگی میکنم. توی کلاسای ارشد دانشگاه با یه خانومی برحسب تصادف در  ارائه پروژه همگروه شدم . باب آشنایی باز شد و الان هم گپ و گفت و دید و بازدید داریم. این خانوم  سه سال ازم بزرگتره. از همدیگه خوشمون اومده ولی هیچکدوممون به خونواده هامون نگفتیم که همچین موردی بینمون هست.البته هنوز مدت زمان زیادی از اشناییمون نمیگذره.نیاز به زمان و شناخت بیشتر همدیگه احساس میشه. و اما سوال:
۱- به نظر شما ازدواج یه پسر با دختری که سه سال ازش بزرگتره درسته؟مشکلی در آینده پیش نخواهد آمد؟
۲- اگه خونوادم با این ازدواج مخالفت کنن من باید چیکار کنم؟
۳- از نظر سبک زندگی دو تا خونواده با هم تفاوت داریم ولی من سبک زندگی این خانوم رو میپسندم و اصولا آدم انعطاف پذیری هستم.آیا این مسئله جای نگرانی داره؟ لطفا راهنماییم کنید
====================================
مرتضای عزیز
نکته اولی که باید مراقب باشی اینه که دوری از خانواده و شهر ، شرایط روانی ایجاد میکنه که آدم اولا خودش را بدون تعلقات خانوادگی و نژادی و شهری اش میبینه ثانیا راحت دلبستگی پیدا میکنه. این ارتباط را باید بتونی در شرایط دیگرت نیز تصور کنی یعنی شهر خودت تا نمرات درستی بهش بدی اما سوالاتت :
۱- این میزان اختلاف سن مشکلی ایجاد نمیکنه زیرا سن خودت ۳۰ ساله و داری وارد دهه چهارم زندگیت میشی و تصمیمات شخصیت ، وزن بالایی باید داشته باشه
۲- باید دلیل مخالفت خانواده را بدونی تا بتونی وارد مذاکره بشی…من معتقدم صرف سن بالاتر دختر خانم در کنار شایستگی های دیگرش ، قابل بحثه
۳- اما سوال آخرت درباره تفاوت سبک زندگی به نظرم خیلی مهمه ، این چیزیه که باید مراقب باشی زیرا تو نمیتونی خیلی متفاوت از ریشه هایت بشی و هزینه ندی! دختر به خانواده تو اضافه میشه و اگر ظرفیت دو سویه نباشه قطعا شرش دامنت را میگیره

===========================

آیا کلاس مهارتهای انتخاب همسر ۹۲ را لازم دارید ؟ برای رزرو رایگان دوره ۵۹ به شماره پیامک خانه توانگری   ۱۰۰۰۲۵۵۴۲۴۱۷۹۴ کلمه         ” ازدواج” یا “EZDEVAJ” را SMS کنید

=========================

مطالب مشابه :

69 دیدگاه در “از دختر سن بالاتر از خودم خوشم اومده…

  1. منم دقیقا همین مشکل را دارم.
    از انجایی که بیبی فیس هستم، وقتی لیسانس بودم پسرهای دبیرستانی دنبال ام می افتادن وقتی هم سر کار می رفتم تازه واردها و …
    اونهایی که الان کوچکتر از من هستند و خواستگاری می کنن خودشون میگن ای وای من نمی دونستم شما بزرگترین!!!!
    اونهایی که الان هم سن و سال من هستند و خواستگاری می کنند خودشون می گن باورمون نمیشه و این جوری حالگیری می کنن
    اونهایی که چندین سال ازم بزرگتر و سن مناسب دارن تقریبا، خودشون میگن نه اخه 7 سال هم که ازت بزرگتر باشم با این قیافت همه فکر می کنن پدرتم
    الان من دقیقا نمی دونم پس این بازیگرا و خواننده ها که با هزار عمل زیبایی خودشونو دختر 18 ساله نشون میدن چرا اینقدر طرفدار دارن اون موقع پسر هم سن خودم گیر می ده که مطمئنی هم سن منی یا اینکه عمل نکردی؟!!!
    یعنی من الان که سی سالمه حتی دکتر که می رم بهم میگه: مطمئنی 30 سالته؟ چون به دخترهای 24 می خورم
    بازم میگم بیاین یک گروه لاین بسازیم دهه 60 ها برای ازدواج!!!

    [پاسخ]

  2. سلام…من در سن 20 سالگی نامزد کردم و در 22 در دوران عقد جدا شدم…بعد از طلاقم دو تا از همکارانم ازمن خواستگاری کردند.اما بحث اینجاست که هم مجردن و هم یک سال از من کوچیکترند…اما یکی از اونها از لحاظ عقاید فکری و لایف استایل شباهت زیادی به من داره و از لحاظ منطقی پخته تر از سن شناسنامش هست…هر دو هنوز دانشجوییم و خب این دوتا عاشق ویژیگی های ظاهری و اخلاقی و شخصیتی من شدند به گفته خودشون…خونواده ایشون هم موافقند و منو میشناسن و شرایط منو میدونن اما من میترسم بعدا تغییر کنه شخصیتش یا اینکه مبحث سن مهم شه واسش و…یا اینکه الان تصمیمش به خاطر عشق و این حسای شاید زود گذر باشه…یا اصلا به خاطر نامزدی قبلیم فک میکنم باید با کسی ازدواج کنم که شرایطش مثل من باشه…از راهنماییتون پیشاپیش ممنونم…

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۱۷ام, ۱۳۹۳ ۶:۳۶ ب.ظ:

    ممنون میشوم از سامانه پرسش و پاسخ استفاده بفرمایید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر . دختری هستم 24 ساله کاملا عاطفی و قوی در زندگی و تحصیل چندین سال پیش رابطه ناموفق داشتم که کسی که خیلی دوسش داشتم دوسم نداشت ولی با دلایل عقلانی ازش دل کندم . در حال با پسری که 22 سالش هست مدت 7 ماه است آشنا شدم با هم هم رشته و هم دانشگاهی و در یک محله زندگی میکنیم . و خیلی کمکش میکنم در درس و کارهامون ، خیلی بهم اعتماد داره و برام ارزش قائله و فک میکنم دوسم داره – خیلی دوسش دارم چون واقعا بهم آرامش میده یه رابطه سالم با هم داریم ولی از حس اون نسبت به خودم مطمن نیستم ، بعضی اوقات حس میکنم با کس دیگه ای در ارتباطه ولی این دوست داشتن من انقدر زیاده که دلم نمیخواد رابطمون بهم بخوره ترجیح میدم سکوت کنم ، دلم میخواد رابطم باهاش پر رنگ تر و قوی تر بشه ولی نمیدونم باید چیکار کنم ؟؟؟ دلم میخواد بهم پیشنهاد ازدواج بده ، در حال حاظر کیس ازدواج عالی ندارم که بگم دارم موقعیت های خوب زندگیمو از دست میدم ، ولی شرایطم برای رفتن به یه کشور دیگه برای تحصیل تقریبا 30% فراهم شده است ولی اصلا دیگه هیچ میلی ندارم که تلاش کنم برا رفتن . از طرف دیگه خانواده ام خیلی اهدافم براشون مهمه از این بلاتکلیفی من ناراضی هستن . به نظرتون به این رابطه ادامه بدم خوبه ؟؟؟ میتونم این آدم رو شیفته خودم کنم ؟؟؟ واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ؟؟؟ واقعا سردرگمم؟؟ دل کندن ازش برام سخته ؟؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۲۲ ق.ظ:

    هدیه عزیز
    لطفا برای پرسش و پاسخ از سامانه ما استفاده کنید و کلی سوال وجوابهای مشابه را نیز ببینید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  4. دوستان درسته که بهتره دختر کمی کوچک تر از پسر باشه ولی هر انسانی علایقی داره که ممکنه گاهی زندگی کردن نرمال براش آزاردهنده باشه. گاهی کیس مناسبی هست که با این معیارها از کف میره.
    از همه مهم تر نگاه کنید به پیامبر اکرم که در 25 سالگی با زنی 40 ساله ازدواج کرد و به گمانم فقط برای این بود که ما خیلی این معیارها را بزرگ جلوه ندیم. معیارهای مهم تری برای زندگی هستند و این ها بیشتر فرعیات انتخاب هست.
    به شخصه دارم می بینم که خیلی از ازدواج هایی که طبق نظر همه ناپایدار هست ولی در عمل پایدار هست و برعکس.

    [پاسخ]

  5. دکتر اگه امکانش درباره این موضوع بیشتر بنویسید تعداد لایک هایی که خورده نشون میده چقدر موضوع مهم و جدی هستش و خیلی ها درگیرشن

    [پاسخ]

    هدیه پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۷ ق.ظ:

    من واقعا با نظر شما موافقم دکتر حرف دل خیلی از ما روزدید..من واقعا در مورد سن با خانواده مشکل پیدا کردم

    [پاسخ]

  6. سلام آقای دکتر، من دختری 32 ساله ام که مدت دو ماه است بصورت رسمی با پسری که حدود دو ماه از من بزرگتر است آشنا شدم. مادر ایشون از روز اول منو دیدند و گویا با سن من موافق نبودن اما پسرشون اصرار به ادامه آشنایی داشتن و من بعد دو ماه این موضوع رو فهمیدم. ابتدا این آقا اعلام میکردند که سن براشون مهم نیست اما الان شاهد تغییر نظر ایشون تحت تاثیر گفتگوهای خانواده شون هستم اما باز تمایل به مشاوره فردی دارند. بنظر شما من چه برخوردی داشته باشم. وقتی می بینم ایشون با مشاوره منطقی ممکنه نظرشون و نگرانیشون درباره سن من و امکان داشتن چند فرزند رفع بشه.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ شهریور ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    لطفا از سامانه استفاده کنید
    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

    لیلا پاسخ در تاريخ شهریور ۹ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۷ ب.ظ:

    سلام آقای دکتر، بنده هم سوالی از خدمتتون داشتم اما انگار این سامانه مشکلی داره.
    ممنون میشم راهنمایی بفرمائید.

    [پاسخ]

  7. سلام
    آقای دکتر میخواستم به یه نکته ظریف اشاره کنم که کسی که وارد 30 سالگی میشه وارد دهه سوم زندگیش میشه نه چهارم!
    ببخشید شرمندم از ذکر این نکته ولی من این جمله رو از شما زیاد شنیدم!

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۲۴ام, ۱۳۹۳ ۹:۲۶ ب.ظ:

    اشتباه میکنید، دهه سوم فاصله 20 الی 30 سالگی است
    دهه دوم فاصله 10 تا 20 سالگی
    و دهه اول 0 تا 10 سالگی است
    شرمنده نباشید!

    [پاسخ]

  8. اگر تو را بخواد و ازدواج با تو را بخواهد ف این تردیدها باعث نمیشه 15 روز سرکار بری
    پس الکی دنبال مشاور و ….نرو برای اینکه ” او ” از تردید بیاد بیرون
    به نظرم جواب روشنه ،
    او بلاتکلیفه
    و تو باید تکلیفت را روشن کنی، دنبال زندگیت برو و تمام سختی این روزها را تحمل کن چون تو 30 سالگی ، علاف شدن یه کابوسه

    [پاسخ]

  9. سلام دکتر من یک راهنمایی می خواهم
    من یک دختر 26 ساله هستم و دارای مدرک فوق لیسانس هستم جدیدا آقا یی از من خواستگاری کرده است و این آقا قبلا ازدواج کرده و دارای یک فرزند می باشد .افکار و عقاید نزدیکی به هم داریم و دخترش را دوست دارم اما پدر و مادرم مخالف هستند می گویند بعد ازمدتی خسته و زده می شوی
    لطفا من را راهنمایی کنید آیا ازدواج با این آقا درست است یا نه ؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۰۰ ب.ظ:

    به نظرم والدین تون حق دارند مینای گرامی
    بهتره مطلقه فرزند دار با کسی ازدواج کنه که شبیه خودش تجربه کرده باشه

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۶:۵۷ ب.ظ:

    خیلی ممنون از جوابتون

    [پاسخ]

    سعید پاسخ در تاريخ آبان ۲ام, ۱۳۹۳ ۳:۰۷ ق.ظ:

    شما با این جوابت باعث میشی بعد از یه مدتی مشکل جوانان مطلقه هم سر در بیاره توی کشور و بشه یه معضل.

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آذر ۱۶ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۸ ق.ظ:

    اگر جوانان مطلقه انقدری که شما ابراز نگرانی میکنید زیاد شدن , خب پس مسئله ای نیست!!!
    به سادگی هم کفو خودشون رو پیدا میکنن

    [پاسخ]

  10. با سلام خدمت شما
    خانومی 28 ساله هستم مدت 5 سال هست که ازدواج کردم فوق لیسانس امار دارم از بهترین دانشگاه با معدل الف ولی از رشتم بیزارم.از وقتی که خودمو شناختم بی نهایت به پزشکی علاقه داشتم ولی پدرم به شدت مخالف بود سال دوم دبیرستان بعد از دوهفته تحصیل در رشته تجربی پدرم مدرسم رو تغییر داد و با همکاری مدیر اون مدرسه بنده رو تو رشته ریاضی ثبت نام کرد.اقای دکتر از همون روز به این ور همیشه افسردم.سال کنکور اصلا نخوندم و با انتخاب رشته پدرم رفتم همین رشته.سال اول خواستم انصراف بدم هر چی گفتم پدرم نذاشت گفت علاقه مند میشی. الان از خودم متنفرم .5 ساله ازدواج کردم که درباره ازدواج اصلا به حرف پدرم گوش ندادم و با انتخاب خودم در زندگی مشترک موفقم اما از درون داغونم.هیچ انگیزه و هدفی در زندگی ندارم . همسرم الان ازم انتظار داره بچه دار بشم حقم داره. الان به خاطر کار همسرم تو یکی از کشور های اطرافیم تو همه کشورها به نوعی ورود به پزشکی سخته دوست دارم برم ایران و کنکور بدم همسرم به نوعی راضی نیست و به نظرم حق داره. نمی دونم برم دوباره یه فوق نزدیک به رشته ام و کمی متفاوت تر بخونم و ادامه بدم یا نه؟؟ بازم می ترسم پشیمون بشم. نمی دونم چه کنم به خدا ؟ 10سال از زندگیم عقبم و هیچ انگیزه ای ندارم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۲ ب.ظ:

    من داستان زندگیت را که میخوانم میبینم تو افقی را در نظر گرفته ای که همیشه نسبت به آن احساس عقب ماندگی داری
    شاید بهتر باشه پدر را هیولای مانع پیشرفتهای زندگیت نبینیم و بپذیریم شما فرمی زندگی میکنی که پدر راحت نمیتونه اعتماد کنه به تصمیماتت،
    کسی نمیدونه پزشکی رفتن الان شکست بشه براتون ، شایدم موفق بشید ولی نکته اش اینه که روزها و شبهای سختی داره طب خوندن، خیلی عشق میخواهد و تو متاهلی آسون نیست

    [پاسخ]

  11. سلام دکتر شیری عزیز
    از سایت محمد رضا شعبانعلی میام اینجا
    راستش من ۲۲سالمه و یک دختر ۲۳ ساله را هم دوست دارم یعنی انقدر برام خاص هست و جذابیت داره که تو این سن به ازدواج فکرکنم هر دومونم شدیدا اهل یادگیری و سعی میکنیم عاقلانه تصمیم بگیریم
    ولی وقتی میگی پسرها تو سن ۲۶\۲۷ خیلی عوض میشن ادم ترس ورش میداره که نکنه اینا همش احساس زود گذر باشه دو روز دیگه اون روی واقعی بیاد بیرون
    من به خوندن جواب طولانی عادت دارم اگه حوصلشو داشتی کامل بنویس اگرم نداشتی رفرنس بده جای دیگه کامل تر بخونم
    ممنون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ تیر ۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۰۲ ق.ظ:

    علی جان!
    کتاب ” عشق آخرین راه ” را نگاهی بینداز

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ تیر ۱۴ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۰۸ ب.ظ:

    سلام آقای دکتر
    محبت بفرمایید مشخصات کامل کتاب رو نعرفی بفرمایید.

    [پاسخ]

    ضیاء پاسخ در تاريخ تیر ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۳۹ ق.ظ:

    دکتر امکانش هست این کتاب رو معرفی بیشتر بکنید؟
    آخه من هر جا تو گوگل جستجو کردم فقط این صفحه رو میاره!

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ مرداد ۵ام, ۱۳۹۳ ۱:۱۵ ب.ظ:

    سلام مجدد و عرض ارادت
    این کتابی که فرمودید میشه نویسنده و ناشرش رو هم معرفی کنید تا بتونیم پیداش کنیم؟

    [پاسخ]

  12. به نام خداوند پیوند دهنده قلب
    سلام
    ببخشید باید یک سری مطالب به این سوالم اضافه میکردم برای همین دوباره ارسال کردم.
    من دختری ۲۸ ساله و دانشجوی ترم ۵ دکتری ریاضی هستم. به صورت اتفاقی و خیلی عجیب با پسری ۲۵ ساله لیسانسه که ۱۰ سال است در بازار کار است و فعال است آشنا شدم. ایشان فیلمساز و بازیگر و عکاس و نویسنده و… هستند و جوایز بسیاری نیز در جشنواره های مختلف به دست آورده اند. خود من نیز فردی عاشق هنر و تئاتر هستم و کلاس نقاشی وتذهیب میروم و مینویسم و شعر می گویم و حتی کارهای ایشان را نقد کرده ام. اکنون ایشان از من خواستگاری کرده اند اما می ترسم از تفاوت سنی و نوع محیط کارمان. من روابط بی نهایت بسته ای داشته ام و ایشان در نوع روابطشان کمی از من بازتر هستند البته این موضوع را با ایشان در میان گذاشته ام اما گفته اند می توانند اعتماد همسرشان را جلب کنند. از نظر فکری و اعتقادی خیلی شبیه هستیم و از نظر ظاهری سن من کمتر می خوردو سن ایشان بیشتر. من چادری هستم. حتی ایشان گفته اند به خاطر همین اعتقادات و نماز خواندن و نوع پوشش من بیشتر به من جذب شده اند و یک دلیل دیگر اینکه دلشان نمیخواهد همسرش از قشر خودش باشد اما دوست دارد هنر رابشناسد و کارهایش را نقد کند و این را در من دیده اند. ایشان قبلا دختری را دوست داشتند ولی دیدند کسی که فکر میکردند نیست و می گویند تمام شده است و در همین روند بود که از من راهنمایی می خواستند و من نیز هرچه می دانستم میگفتم اما هر بار تاکید میکردم به مشاور مراجعه کنند و کلا آشنایی ما از گالری ایشان و نقد کارهایشان آغاز شد و با مشکلاتشان درگیر شدم و سعی کردم کمکشان کنم. با وجود گذشت۴ ماه از به هم خوردن قرار ازدواجش با آن دختر خانم اکنون میترسم بخواهند مراجایگزین کنند یا رابطه مادرانه در ذهنشان باشد تا همسرانه اما پخته تر از این ها می خورند و حتی بقیه سن ایشان را بیشتر حدس میزنند. خیلی درمانده ام و از تفاوتهایمان میترسم گرچه هر دو به هم حس علاقه داریم اما عاشق نیستیم و قرار است عاقلانه تصمیم بگیریم. لطفا سریع تر راهنمایی ام فرمایید. تشکر فراوان

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۸:۰۷ ق.ظ:

    ستاره گرامی
    فکر میکنم وقتشه ببینی ملاکهای ازدواجت چیست و تفکیک کنی از ملاکهای دوستی
    ایشون احتمالا تیپ شخصیتی هرمس هستند طبق نظریه ارکتایپی شیونودا بولن.
    درباره این شخصیت باید مراقب باشی زود زود دلشون رامیزنه یه چیزی
    ازدواج امریست که تنها بین دو نفر رخ نمیدهد بلکه بین دو فرهنگ خانواگ نیز میخواد واقع بشه
    فکر کنم با هم خیلی فرق دارید از نظر خانوادگی

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۵ ب.ظ:

    سلام آقای دکتر
    واقعا ممنونم از اینکه اینقدر زود توجه کردید. البته از نظر خانوادگی کاملا شبیه هم هستیم و فقط خود ایشان با من و خانواده شان خیلی تفاوتها دارد که نگرانم می کند. خانواده ایشان نیز از نظر اعتقادی و مذهبی کاملا شبیه من هستند.
    باز هم بسیار ممنونم

    [پاسخ]

  13. این مساله از دیدگاه دختر چطوریه ؟ اگر دختری خواستگاری کوچکتر داشته باشه همین معیار ها براش صادقه مثلا اگر پسر ٣-۴ سال کوچکتر باشه چه مواردی رو زن باید مد نظر داشته باشه ؟
    =====================
    سن پسر نباید از 27-28 کمتر باشه در این صورت آوای عزیز

    [پاسخ]

  14. سلام من پسری هستم 28 ساله وبا دختری 31ساله که 6 سال هست دوست هستیم و از تمام لحاظ با هم تفاهم داریم و بسیار همدیگه رو دوست داریم و از همه چیز هم با خبر هستیم اخلاق رفتار و در چه خانوادی زندگی میکنیم.الان که من از تمام لحاظ امادگی برای ازداوج پیدا کردم و دیگر میتوانم از پس یک زندگی مشترک بر بیام و با او ازدواج کنم خانواده من موافق هستن و از همان روزه اول میدونستن که من با او دوست هستم.ولی خانواده دختر نمیدون که ما 6 سال با هستیم .الان که دختره به خانوادش گفته من میخوام بیام خواستگاریش بخاطره اینکه من از اون 3 سال کوچیکتر هستم به هیچ عنوان راضی نمیشن واقعا نمیدونم چیکار کنم دارم روانی میشم دیگه نمیدونم چیکار کنم لطفا کمکم کنید که چییار کنم؟با تشکر از شما
    ==========================
    یه کم عقب بکش ، دختره خودش چنان جنگی راه می اندازه تو خونه که تو فاتحانه میتونی برگردی اونجا
    تو این بی شوهری خانواده های تا این حد متوهم هم پیدا میشن؟؟؟؟

    [پاسخ]

  15. سلام
    من متولد 1368 هستم و دانشجوی ترم 1 دکترا، با هم رشته ای که دختری متولد 1364 و ترم 5 دکترا هست آشنا شدم و مدتی است در ارتباطیم از خیلی نظر ها مناسب و مطلوب است اما وقتی به این فکر میکنم که با او زمان کمتری را قبل از بچه دار شدن دارم(( چون ایده ال سن بارداری 35 است)) و چون 2 یا 3 بچه می خواهم بنابراین باید حداقل 2 یا 3 سال بعد ازدواج بچه دار شیم و من نمیدونم می تونم در این مدت آماده بچه شوم یا نه(( در کل کمالگرا هستم و می خواهم در بهترین شرایط از نظر مالی و کاری بچه دار شوم) از یک نظر فکر میکنم زندگیم به عجله می افتد از یک نظر می گویم زودتر در مسیر قرار میگیرم…. از یک طرف می گویم عجله نکن از یک طرف میگویم با او ارامش دارم هم رشته هستیم و این خوب هست از نظر خانوادگی به هم می خوریم و از نظر اخلاقی مطلوب هم هستیم، از نظر فکری بر من غلبه ندارد و حتی من خود را پخته تر از او میبینم و خودشم همیشه میگه که حرف زدن و فکر کردن من براش جذابه در کل می خوام بگم که اختلاف سنی باعث تسلط ایشون به من نشده، برام جذابیت ظاهریشون خوبه ولی فوقالعاده نیست همون طور که احساسم یهشون عاشقی و دیوانه وار نیست(( و نمیدونم این خوبه یا نه؟؟)) احساس میکنم از نظر اخلاقی فرهنگی شخصیتی مناسب هستیم اما از نظر جذابیت ظاهری و تعجیل در زندگی ام دلهره دارم …احساس ایشون به من خیلی زیاد هست و من و ایده ال می دونن و اماده ازدواج ، فعلا کار مشخصی ندارم ولی شرایط خوبی دارم و بزودی شروع میکنم و در کل ادم کاری هستم فقط نیاز به زمان دارم و این برای اطرافیانم واضح است. در کل نظرتان چیست؟؟
    =====================
    به نظرم اگر اینقدر دختر خوبیه ، فکر کردن به تعداد بچه ، ذهنت را خسته میکند …2 سال بعد زا ازدواجت خوبه بچه دار بشی مصطفی

    [پاسخ]

  16. آقای دکتر مجددا سلام عرض مینمایم کلاسهای ازدواج چه تاریخی می باشد بنده میخواهم ازدواج کنم ولی به دلایل مشکلات و ترس خانومم از آینده نمی توانیم تصمیم بگیریم و ازدواج کنیم
    =============================
    بهمن 92

    [پاسخ]

  17. سلام من 24 سالم و پسر 23 ساله ازم خواستگاری کرده شدیدا علاقه منده و من چندین بار جواب منفی دادم باز کوتاه نمیاد از خواسته اش آیا به مشکل بر میخورم؟ شدیدا تفاهم داریم
    =====================
    وقتی اینقدر تفاهم دارید برای چی ردش میکیند؟ سنش؟ سنش کمه البته و معلومه شغل و سربازی و مسکن نداشته باشه

    [پاسخ]

  18. سلام آقای دکتر
    آقای دکتر ی سوال داشتم از حضورتون . به کسی که میاد خواستگاری در همون مراحل اولیه آشنایی بهتر هست که در مورد خانواده اطلاعات بدیم .خانواده که میگم منظورم بستگان نزدیک هست مثلا اگه با هیچکدوم از عمو ، خاله و دایی رفت و امد نداشته باشیم یعنی در اثر اختلافات عمیقی که (قبل ازاینکه اصلن متولد شده باشیم) این سردی بوجود اومده باشه از همون اول رک و راست همه چی رو بگیم؟ممنون میشم اگه راهنمایی بفرمایینر
    ===================
    خیر
    نیازی نیست راقیه عزیز در ابتدا بگید
    اگر جدی شد خیلی نرم در میان بگذارید

    [پاسخ]

  19. منم یه نفر هست که بیشتر از 2سال و نیم ازم کوچیکتره. و بهم پیشنهاد ازدواج داده. خیلی هم روی حرفش جدیه. البته من گفتم هنوز به خانوادش نگه تا من فکرامو بکنم. خودش گفته این موضوع واسه خانوادش حل شدست چون نمونه ی مشابهش رو داشتن.ولی نگرانی من از خودشه که با توجه به اینکه هنوز 22 سالشه ممکنه از روی احساس این تصمیم رو گرفته و بعدا پشیمونه شه و بگه دختر کوچیکتر می خوام؟ یا همه ی پسرا مثل هم نیستن و می شه اعتماد کرد؟ یعنی این قضیه تو زندگی خیلی تاثیر داره و ممکنه مشکل ساز بشه؟
    ================
    اتفاقا اختلاف سنتون مهم نیست؛ اینکه سنش 22 ساله به نظرم نگران کننده میشه
    پسرها عوض میشن حول و حوش 26-27 سالگی و این میتونه برای شما یه کابوس باشه

    [پاسخ]

  20. چند بار هم جواب رد شنیدن اما همچنان اصرار دارن. نه میان تکلیف یکسره بشه نه پاپس میکشن نمیدونم والا این چه مدل خواستگاری کردنه.

    [پاسخ]

  21. سلام ازتون ممنونم . آقای دکتر نمیخواستم ناراحت بشید. ایمیلم مدتیه دچار مشکل شده.
    “در غیر حضور ایشان زندگی کنید” یعنی با هاشون قطع ارتباط کنم؟ خب اینجوری خیلی چیزها رو از دست میدم ، ایشون مطالبی که میخونه خیلی خوب درک میکنه خیلی ازش یاد میگیرم تو مسائل معنوی و مذهبی . من میخوام یه راهکار بهم نشون بدید که لااقل فکر نکنم زیر نظرش هستم ؟ و توجهش و تاییدش برام اهمیت نداشته باشه؟ # آقای دکتر من آرزو دارم شما رو ببینم همیشه مطالبتون رو تو مجله موفقیت با ولع میخونم اما ما شهرستانیم استان فارس نمیتونم کلاسهاتون بیام. و دیگه اینکه کجا میتونم مطالبتون رو دنبال کنم بجز اینترنت؟ ضمنا الان مشکل ایمیل در یاهو حل شده ممنون.

    [پاسخ]

  22. سلام
    دکتر من هر دفعه که میام کافی نت هزینه میکنم تو خونه اینترنت ندارم. اومدم نشستم تایپ کردم سوالمو دوباره اومدم جواب ببینم حتی نظرم هم نبود باز اومدم نظرم ثبت شده بود امروز بعد از یه هفته با هزار امید اومدم ببینم راه حل شما چیه ؟ کلافه ام ضعیفم اما بازهم نظرم پاک شده بود این دیگه مظلومیته توقعی از شما ندارم امااین یه نوع بدبختیه . مامانم میگه تو پول خوره داری؟؟؟؟
    =====================
    خانم
    به جای احساس مظلومیت ، آدرس ای میل درست بدید که ای میل ما برگشت نخوره
    الغرض نظر بنده تقدیم میشه
    سلام ستاره گرامی
    مرقومه شما را دریافت کردم
    ازتون عذر میخوام به خاطر تاخیر در پاسخدهی
    در درجه اول خانمی که درباره اش نوشته اید به خاطر رفتار متنوع و هوشی که نوشته اید برای خیلی هایی که باهوش باشند ، جذاب است
    ما شیفته چیزی میشویم که خودمان در بخش ” زندگی نکرده مان ” آنرا واجد باشیم. پس شما قسما بالقوه از این هوشمند یو حاضرجوابی را دارید و باید پرورشش دهید و در غیر حضور ایشان زندگی کنید.
    تمام نکته اینه که در حضور ایشون ، به عنوان یک الگوی خیلی خاص، بعیده بخش شما فعال بشه پس ملاک بدیه که خودتون را اینطوری امتحان کنید
    نکته بعد اینه که باید لیستی از توانمندیهای متوسط تا خوبتون را بنویسید، همیشه یادتون باشه که یه چیزهایی دارید مثلا :
    لازانیا خوب میپزم
    جوک خوب میگم
    در سفر آدم دلنشینی هستم
    ….
    در این صورت خودابراز گری در شما پرورش می یابد…فرصتی کردید دوره های مهارت ارتباطی را تشریف بیارید
    دکتر شیری

    [پاسخ]

  23. سلام دکتر امیدی ندارم که ازتون جوابی دریافت کنم با این حال میگم شاید معجزه ای شد..من 21 سالمه از 8 سالگی اولین سقوط زندگیمو لمس کردم از دست رفتن میراث خانوادگیمون که سال 78 بیش از 1 میلیارد تومن ارزش داشت(به لطف کلاهبرداری آقای ملکی وکیل پایه 1دادگستری) حالا..بماند روی پای خودمون وایسادیم تا 2 سال پیش که استاد دانشگاهم با عقایدم و روحمو قلبمو احساسم بازی کرد خودکشی کردم زنده موندم .. فقط نفس میکشیدم نه امیدی داشتم نه هیچی حتی کسی نبود که باهاش حرف بزنم مریض شده بودم میفهمیدم ی چیزیم هست نمیفهمیدم چمه دنبال عشق میگشتم دنبال استادم یا دنبال خودم نمیدونم اما الان که چشمامو باز کردم میبینم دیگه دختر نیستم از تمام مردا بدم میاد از درس خوندن زده شدم منی که رتبم 11 شد کسی بودم که طراحی چهره میکردم حالا دستم به قلم نمیره هرکی شعرمامو میخونه محاله گریه نکنه الان تنها دلخوشیم خانوادمن که ازم هیچی نمیدونن هرچند که خیلی اذیتم کردن اما دوسشون دارم راستش لکنت زبونم گرفتم بخصوص وقتی هیجان زده یا عصبی میشم امسال یکبار سال 91 بیش از 4بار حمله ی عصبی بهم دست داد هرکدوم 3 ساعت طول کشید حس میکنم دچار اختلال حواسم شدم من هزینه ی پرداخت جلسه های روانشاسی و ندارم اگر نه حضوری خدمتتون میرسیدم.کمکم کنید …
    ========================
    شما کلکسیونی از درد و رنج شده اید و ممکنه خود این “دردمندی” بهتون انرژی بده و خرابتون کنه زیرا همدردی و پاداش میگیرید
    هزینه ای که دارید الان میدید بابت این حال بدتون ، به مراتب بیشتر است از هزینه ای که چند جلسه رفتن پیش روانپزشک یا مشاور براتون خرج میذاره
    شاید ترجیحتون این باشه که همیشه یه دلیلی برای درمان نرفتن داشته باشید
    موضوع عجیب اینه که با اینهمه رنجهایی که کشیده اید توقع دارید واقعا معجزه ای رخ بدهد و از طریق یک کامنت مساله شما فهمیده شود و حل شود!
    چنین معجزه ای وجود ندارد…ما عقل داریم…عقل میگه برای دردهای بزرگ باید بیش از اینها حفاری کرد . نزد یک مشاور برید…شاید یک روانپزشک نیز شروع خوبی باشه…به هر حال بهتر از اینه که با یک نامه بخواهید این همه رنج را هضم کنید

    [پاسخ]

    samanio پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    دکتر با یک کامنت هم میشود کلب انرژی مثبت منتقل کرد،
    نظر شما کاملا درست است ولی منطقی و بدون انعطاف نظر خود را می گویید
    هیچ راهی برای این خانم نشان ندادید
    ایشون که گفته اند هزینه رفتن به مشاوره را ندارند!
    خب منم میدونم نباید به پسر سن پایین تر خودم بخاطر شرایطش وابسته شوم
    =================
    انعطافی نداریم وقتی یه نفر الگوی اشتباهی واسه زندگی عاطفی خودش داره….نه به خاطر فقط سن اون آقا بلکه سبک این خانم درماندگی داره

    [پاسخ]

  24. من از شخصیتش مطمئنم دکتر چون تقریبا خانوادگی همو میشناسیم،ولی اینکه چرا به خانوادش نمیگه را نمیدونم.من بخاطرش خیلی کارها کردم در مقابل خانواده ام وایستادم.ولی اگه بگم،میگه منت میزارم….دوست داشتنو از چشاش میفهمم…درک و فهمش از یک مرد 26 ساله بیشتره….تمام خصوصیاتی که من بخام از یک مرد را داره…یعنی شما میگیید اگر خاستگار پیشنهاد داد اجازه بدم بیان خونه؟؟و اگر شرایطش خوب بود جواب مثبت بدم؟پس احساسم چی میشه؟یعنی تا الان اشتباه کردم؟

    [پاسخ]

    samanio پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۲۳ ق.ظ:

    و یک سوال دیگه از ثبات کاریش چطور مطمئن شوم حدقل راهی برای امتحان کردن پیشنهاد بدهید دکتر
    چون حرف شما درسته …ولی این را همه میگویند…..!

    [پاسخ]

  25. یک پسری که 2 سال از من کوچکتره را 1.5 ساله دوست دارم.اونم منو خیلی دوس داره همدیگرو خیلی درک میکنیم.(هرکی میبینه میگه انگار من 2 سال کوچیکترم ازش)….بخاطرم تلاششو میکنه ؛میگه من همه ی زندگیشم ….ولی موقعیت خوبی نداره.از نظر خانواده هم سطحیم…مالیو فرهنگو عقاید…ولی پسره هنوز به خانوادش نگفته…شاید میترسه…قبل عید مشاوره هم رفتیم برای گفتن به خانواده ها…..میدونه منم خاستگارامو بخاطرش رد میکنمو توی فشار هستم….نمیدونم کارم درسته یا نه…نمیخام بهش بگم تا به زور حرف من به خانوادش بگه….خوب و بدو تشخیص نمیدم دیگه
    =============
    تا وقتی رسما با خانواده اش نیومده اند جلو اساسا همه این محاسباتت اشتباهه
    اگر سن پسره زیر 26 است ، ریسک نکن تا مطمئن نشدی از ثبات کاری و شخصیتیش

    [پاسخ]

  26. با سلام و تشکر امکان ملاقات حضوری با شما وجود داره؟به صورت خصوصی ؟
    ====================
    در کلاس درس در خدمت دانشجو هستیم. خصوصی مدتهاست مقدورم نیست

    [پاسخ]

  27. سلام آقای دکتر
    دلیلی داشت پیام من رو منتشر نکردید؟!
    هر روز به سایت سر زدم تا پاسخ تون رو دریافت کنم اما جوابی نگرفتم!
    —————–
    خیلی از کامنتها عقب افتاده ام….380 تا بررسی نشده…حق داری تعجب کنی از منتشر نشدنش

    [پاسخ]

  28. سلام دکتر شیری گرامی
    به نظر شما ایمیل راه مناسبی هست برای اینکه من به شخصی که فک میکنم خیلی از لحاظ فرهنگ خانواده و عقاید شبیه هستیم بگم که اصلا قصد ازدواج دارن یا مایل هستن یه جلسه گفتگو داشته باشیم؟من 26 و ایشون 27 سالشون هست،چون ممکنه باهاشون به دلیل آشنایی با خانوادشون روبرو شم بعدا به نظرتون کارم درسته که میخوام نظر خودشونو بدونم فقط و ازشون بخوام با کسی مطرح نکنن؟ اصلا این شیوه مطرح کردن درسته؟
    ======================
    نه ! اگر طرف تا الان صحبتی باهاتون نکرده بهتره اول ارتباطی ساده در حد همون گفتگوهای دورن خانوادگی شکل بگیره تا ببینیم بعدش چی یشه

    [پاسخ]

    روژین پاسخ در تاريخ فروردین ۱۹ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۵ ب.ظ:

    دکترشیری ایشون فعلا بخاطر دانشگاه پایتخت هستن(ترم آخر ارشد) خواهرش دوست صمیمی من هست و من نمیخوام اگر با ایشون به نتیجه ای نریسدم(چون داره از طرف من مطرح میشه) خدشه ای بین روابط من با دوستم ایجاد شه و برادرشونم اونقد ظرفیتشو دارن که درک کنن من چرا فقط با خودشون مطرح کردم،الان فقط از ایشون ایمیل دارم،به نظرتون باز هم ایمیل دادن صلاح نیست؟جور دیگه نمیتونم ببینمشون فعلا

    [پاسخ]

  29. سلام دکتر شیری عزیز .من 34سالمه بعد از دیدن و اشنا شدن با اینهمه ادمهای مختلف بالاخره از طرف یکی از همکارای خوبم که بخوبی با روحیات من اشنا بود یه پسرس رو بهم معرفی کرد که تشابه شخصیتی خیلی بالایی با هم داشتیم و در واقع این تشابه همیشه پررنگتر از همه معیارهام بوده فکر کنین دو نفر که تو ارزشها و باورهاشون که به بازبینی و باز تعریف رسیدن یه مسیر مشابه رو طی کرده باشن و الان هر دو تو یه نقطه باشن این میزان تشابه ارزشی و اعتقادی فوقالعاده هست تنها ایرادی که ان اقا گرفتن این بوده که ایشون تو ظاهر من نکته جذابی پیدا نکردن هر چند برای من هم اینگونه بوده ولی من این مورد رو میخواستم ندید بگیرم ولی ایشون نتونستند این میزان تشابه خیلی بعید میرسه برای کسی اتفاق افتاده باش برای خودش هم جالب بود ولی به همان دلیل بالا نتونستیم ادامه بدیم البته به نظر خیلیها جزء دخترهای خوش قیافه هستم . این همه مدت منتظر دیدن این قسمت از تشابه بودم حالا که اومد اینطوری شد

    [پاسخ]

    مرضیه پاسخ در تاريخ فروردین ۲۴ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۲۵ ب.ظ:

    jjgdfbv

    [پاسخ]

  30. سلام خدمت همگی مخصوصا آقای دکتر و تبریک سال جدید
    به نظرم این آقا هنوز خودشان کلی شک دارند چه برسد به خانواده شان. وقتی خودتان دودل هستید چرا راجع به خانواده تان نگران هستید؟
    به نظر من این آقا اهل ازدواج با این خانم نیست.

    [پاسخ]

  31. سلام آقای دکتر شیری عزیز
    با تشکر فراوان با مباحثی که دقت می کنین
    در ارتباط کلی با بحثی که مطرح کردین، اگه مردی با فاصله سنی 13 سال از یه خانم بزرگتر باشه و یه ازدواج ناموفق داشته به چه مسائلی باید دقت کرد ؟؟
    دختر 30 سالشه ….
    ========================
    دلایل علاقه مندی الان
    دلایل شست قبلی بدون کلی گویی و خراب کردن دختر قبلی
    توقعات اون مرد در 43 سالگیش را میتونی درک کنی الان ؟

    [پاسخ]

  32. سلام
    من ساکن اهواز هستم دوست دارم در کلاسهاتون شرکت کنم اگه اهواز تشریف آوردید در سایتتون اطلاع رسانی کنید.
    با تشکر

    [پاسخ]

  33. آقای دکتر اگر بیشتر از 3سال باشدچی؟
    مخصوصا اینکه وی ریز نقشه وسنش خیلی کمتر میزنه
    (حدود 7 سال )
    ======================
    چه عرض کنم ؟ نباید ازدواج راحتی باشه

    [پاسخ]

    دنیا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۴۴ ق.ظ:

    سلام
    من زوجی رو میشناسم که خانم 14 سال از آقا بزرگتر است، 13 سال از ازدواجشون گذشته والگویی از یک خانواده موفق هستند. فکر کنم همراستایی فکری و افق دید و نکاه مشترک به زندگی مهمتر از سن باشه بخصوص که دختر ریز نقش است. من شخصا زوج هماهنگی رو ندیدم که واقعا سن شناسنامه ای دلیل مشکلشون باشه و از سویی چه بسیار زوجها که به دلیل عدم هماهنگی های بنیادی با وجود تناسب سن شناسنامه ای به مسائل حاد برخورد کرده اند.

    [پاسخ]

    لیلا پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۰۸ ق.ظ:

    چه باحاله،توی ایران ما همچین اتفاقاتی نادره،ما که پسرا و معیاراشونو میشناسیم،خیلیاشون بههمسنم راضی نیستن

    [پاسخ]

    هانا پاسخ در تاريخ مرداد ۲۱ام, ۱۳۹۳ ۱:۰۸ ب.ظ:

    فکر میکنم توی دوره اونا اختلاف سنی معکوس به سختی الان نبوده. الان پسرا دنبال سیندرلا میگردن!

    [پاسخ]

  34. سلام. امشب از سفر اومدم و اولین خبری که فهمیدم درگذشت عسل بدیعی یه. خیلی ناراحت شدم. بازیگری بود که خیلی دوستش داشتم. دوست داشتم در اینجا درگذشتش رو تسلیت بگم. روحش قرین رحمت الهی باشه.

    [پاسخ]

  35. سلام آقای دکتر یه اشکالی که معمولا خانواده ها در ازدواج با دختر بزرگتر از پسر میگیرند مسائل جنسی خانومهاست که ممکنه نیازشون کمتر باشه ومشکل ساز بشه نظر شماچیه؟
    =====================
    صحیح نیست

    [پاسخ]

  36. سلام
    آقای دکتر
    در شرایط خواستگاری سنتی و کاملا مذهبی
    پسری که دو بار به صورت مستقیم اما با کلی معذرت خواهی اهمیت داشتن ظاهر دختر رو برای خودش مطرح میکنه
    مثلا میگه احادیثی هست که دختر میتونه برای چند دقیقه بی حجاب بیاد (البته پیگیری نمیکنه و نمیگه شما اینکارو بکنین) ،چه مواردی هست که باید چک بشه ؟
    راستش با این که از نظر ظاهری مشکلی ندارم اما میترسم ظاهر خیلی بیشتر از موارد دیگه براش ارزش داشته باشه یا با بالارفتن سن و بارداری و از دست رفتن جذابیت فعلی ،زندگیم مشکل دار بشه.
    و اینکه یک بار به شوخی و یه بار جدی پرسیده نظرتون راجع به 4 تا همسر داشتن چیه؟
    ممنون میشم راهنماییم کنین
    ==============================
    اگر ازش خوشتون اومد ، یک عکس خوبتون را بهش نشون بدید مثل البوم تا خیالش راحت بشه

    [پاسخ]

  37. منم تا حدی شرایط شما رو دارم . 30 سالمه و با دختر خانومی قصد ازدواج دارم که همسن خودمه. در ابتدا خانوادم مخالفت کردن با این توجیه که سن ایشون بالاست و… کاری که من کردم این بود که ابتدا شروع کردم از صفات مثبت شخصیتی و رفتاریش تعریف کردن ، بعد هم یه جلسه آشنایی ترتیب دادم تا خانوادم ایشون رو از نزدیک ببینن. چون معتقد بودم که وقتی از نزدیک ببیننش خیلی از اون ذهنیتهای منفی برطرف میشه که در واقع همین اتفاق هم افتاد (البته ناگفته نماند به شرطی این ملاقات رو ترتیب بدین که شرایطش فراهم شده باشه وگرنه نوع برخورد منفی خانوادتون ممکنه باعث ایجاد فشار روانی زیادی بر روی دختر خانم بشه و به نوعی دلزدگی در ایشون ایجاد کنه)

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.