از خزیدن تا پریدن

image_pdfimage_print

بعضی آدمها تو تصمیماتی که میگیرند اهل “خزیدن” هستند ، خیلی آروم و محافظه کارانه پیش میروند

بعضی ها  از خزیدن به “ گام برداشتن ” رسیده اند ، برنامه ریزی و مشخص قدم به قدم پیش رفتن

بعضی ها از گام زدن به “دویدن” رسیده اند و

بعضی ها از دویدن به “پرواز”

مراقب باش با کسی که میخزد حرفهایی را نزنی که موقع “پرواز” فهمیده ای ؛

اصل نگهداری در نبوغ زندگی یعنی که حرفهایت را فقط به کسانی بزنی که در رده خودت هستند

مطالب مشابه در دسته دل نوشته ها :

یکبار در سال میشه نشست و…

و اما بهار

در عجب میشوی از اینهمه حماقت

مرگ یک بار ، شیون یک بار

45 دیدگاه در “از خزیدن تا پریدن

  1. سلام
    از طریق رادیو مذاکره با دکتر شیری آشنا شده و بهش ایمان آوردم،امروزم بر حسب اتفاق باز از دریچه سایت استاد خوبم محمدرضا شبانعلی به این محل رسیدم.و الان یکی یکی مطالبتون را مطالعه میکنم.خواستم در این پست زیبا از دکتر شیری عزیزتشکر و برایشان آرزوی بهترینها را داشته باشم.
    موفق و پیروز باشید
    یا علی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۰ ق.ظ:

    احمد اقا شرمنده کردید

    [پاسخ]

    احمد پاسخ در تاريخ آبان ۲۹ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۰ ب.ظ:

    سلام
    بودن در این خانه سبب افتخارمه،منو یکی از مستاجرین جدید و همیشگی این خانه بدونید.
    شاد و سربلند باشید
    یا علی

    [پاسخ]

  2. دکتر عزیز،بی نهایت از درسها و پیامهای اموزندتون ممنونم،باور کنید برای این پست زیبا که مرا به شدت تکان داد گریستم، نمیدونید در نیمه راه زندگی فقط به لحاظ شخصیتی و سر در گمی برای تصمیم گیری چه طور بر سر دو راهی موندم، ای کاش میتونستم حضوری و خصوصی با شما صخبت کنم ، دکتر من فقط به شما ایمان و اعتقاد دارم و ازتون تمنا میکنم اگه امکان داره یا جلسه ای رو برای من تععین کنید یا به شکلی به من فرصت مکاتبه خصوصی رو بدین
    برایتان بهترینها رو ارزو میکنم و امیدوارم پاینده باشید ارادتمند شما

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ آبان ۲۰ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۸ ب.ظ:

    خواهش میکنم ای میل بزنید به بنده dr@doctorshiri.com

    [پاسخ]

  3. سلام

    این نوشتارتون اگرچه خیلی کوتاه بود، شاید به دید خیلی ها کاملا بدیهی باشه، اما تا دلتون بخواد جانانه ازش ضربه خوردم و تازه تازه دارم معنیش رو درک می کنم.
    حیفم اومد تشکر نکنم.
    بی اندازه ممنون

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۲:۵۰ ب.ظ:

    ممنونم ازت علی جان

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر
    شما فرمودید : اصل نگه داری در نبوغ زندگی یعنی که حرفهایت را فقط به کسانی بزنی که در رده خودت هستند.
    پس من هم این سایت را غنیمت میشمارم.
    دکترجان من هدفم اوج است، دیرزمانی است که معنی اوج را معنا می کنم ولی چیزی مانع از پروازم می شود،چیزی ازجنس بیشتربی پولی ، چیزی به رنگ درک نشدن.
    البته تاحدی موفقم ولی جامعه به چیزی متفاوتر وبیشتر احتیاج دارد.
    محتاج دیدن و یادگرفتن هستم و نیازدارم به فرهنگ های مختلف،باید کشورهای مختلف را بشناسم وبه طبیعت خدا که حکم بومی از رنگ های متفاوت رادارد خیره خیره زل بزنم.شرایط می گوید : عزیزم بالهایت راجمع کن و بزار در جعبه وفعلأ در همین چهاردیواری خزیدن را تکرار کن .هروقت هم زمانش رسید که البته قول نمی دهم بپر. چه فایده اون موقع دیگه باید بالهام روبردارم مستقیم پیش خدافرود بیام.آدم بی پول مجبوره فقط فکرکنه یا اوج گرفتن دیگران رو نگاه کنه.ببخشید خیلی دلم پربود.ای کاش نظری دهید.
    پیروز وسربلند باشید

    [پاسخ]

    دنيا پاسخ در تاريخ خرداد ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۰ ق.ظ:

    پیله از درون بگشا!!!تو به پروانه شدن نزدیکی….ببخشید دخالت میکنم اما دوست من این چیزی که جلوی شما رو گرفته بی پولی نیست! کم خواستن هست! اگه یه چیزی رو با تک تک سلولهات بخوای مطمئن باش هیچی مانع نمیشه!دیدت رو عوض کن و بلند شو…

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۷ ب.ظ:

    آفرین!

    [پاسخ]

  5. سلا م آقای دکتر .بعضی جملات اینقدر قشنگ احساسات افراد رابیان می کنه که از یک سخنرانی هم پربارتر است.با اجازتون این مطلب را وام گرفتم و گذاشتم در وبلاگ ادبی یکی از دوستان تا همه استفاده کنند .
    پیروز وسربلند باشید

    [پاسخ]

  6. دکتر شیری عزیز،
    این اصل نگهداری رو سر کلاس هم گفتید و چقدر خوبه که شما شاه کلیدهای کاری و ارتباطی رو در شرایط مختلف با تلنگری به ما یادآوری می کنید.
    سپاس بیکران به خاطر همه چیز
    شاد و سربلند باشید

    [پاسخ]

  7. بسیر پر مغز و عمیقه این جمله
    ولی هر وقت این موضوع رو رعایت کردم از طرف محکوم شدم به مرموز بودن!
    خیلی وقتا پریدنمو بصورت سهیم شدن تجربه ها گفتم ولی باز هم براشون عجیب و غریب بودم و
    کلا مسئله ای که دارم همیشه میخوام دست کسی رو بگیرم و زمین خوردنشو نبینم و گمان خودم
    هدایتش کنم به سمت و سوی رشد !
    چون خودم خیلی به دنبال پیدا کردن مسیر رشد بودم و حالا بعد از مدتهااااا در آستانه دروازه اش ایستاده ام

    [پاسخ]

  8. خیلی ها تو مرحله خزیدن هستن ولی توهم پرواز دارن مثل خیلی ها که اینجا کامنت دادن! هیشکی کمتر از پرواز خودشو ندیده! اینجوری که اسمون باید شلوغتر از این حرفا باشه!!!

    [پاسخ]

    ساحل پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۳ ب.ظ:

    گلی جان حرفت رو خیلی قبول دارم. درست میگی و نوشته‌ات قابل تأمله. خیلی از آدم‌های دور و برمون نه تنها توهم ‏پرواز دارن، بلکه نخ پرواز بعضی آدمای دیگه رو هم گرفتن دستشون و برا پرواز حد و مرز تعیین میکنن. حد و مرزشم اینه ‏که تو قدرت بیناییشون جا بگیری و ارتفاعت از نخی که اونا برات بریدن بالاتر نره.‏…

    اما دوست عزیز وقتی اینجا کسی کامنت میزاره یعنی خوندن این نوشته به فکر یا گاهی درد انداختتش. مثل خود شما که ‏برای پرواز حرمت قائلی و دلت نمی‌خواد هیچ خروسی ادعا کنه به اندازه عقاب اوج گرفته. ولی مطمئن باش کسی که تو ‏مرحله خزیدنه لازم نمیدونه وقتشو برای کامنت گذاشتن در مورد پرواز حروم کنه. آسمون خدا تنگ ‏نمیشه حتی اگه همه‌ی آدم‌ها هم بخوان توش پرواز کنن. تازه پرواز که یه امر دائمی نیست! یک تجربه‌است که ‏ممکنه برای کسی فقط یک بار در عمرش اتفاق بیافته ولی لذتش تا مدت‌ها به همراهش باشه و گاهی دلتنگش بشه.‏
    گذشته از این حرفا، جوجه هم میپره و به اندازه توانایی خودش میتونه از پرواز صحبت کنه. (من جوجه خزنده ندیدم!). به نظر من ‏مهم اینه که دائم سرش خم نبوده پایین که مثلاً آب و دونه شو بیارن بریزن جلوش و اون فقط بلد باشه نوک ‏بزنه. پس حتی پریدن جوجه هم از نظر من میتونه قابل احترام باشه. کی می‌دونه! چه بسا همین اندازه تلاشش برای پیشرفت باعث ‏شده توسط جامعه‌ی طیور به عنوان یک عنصر خودسر به حساب اومده و دلش پر باشه از اطرافیانش! ‏

    [پاسخ]

    یاسمین پاسخ در تاريخ آبان ۱۹ام, ۱۳۹۳ ۶:۱۳ ب.ظ:

    بسیارزیبا.

    [پاسخ]

  9. چقدر یهو حس بدی پیدا کردم از اینکه اولین ، اولین حرفی که به دکتر شیریِ واقعی زدم راجع به غم و غصه هام بود . چه شغل بدیه که شما دارین نه ؟
    اما من قول میدم هرزگاهی بیام اینجا و بگم که چقدر خوشحالم از همه چیز 🙂

    [پاسخ]

  10. وای دکتر شیری عزیز … 🙁
    شاید خیلی خودخواهی باشه . مهم نیست . اصلا هم از این بابت ناراحت نیستم که بگم به جز شما و یه روانشناس دیگه من رسما حرف های هیچکسو قبول ندارم ! احساس میکنم من که 17 سالمه و فقط روانشناسی مدرسه و چند تا کتاب متفرقه رو خوندم از همه کسایی که چندین سال درس خوندن اما الکی همش حرفای خوب خوب میزنن که هیچکدومش واقعی نیست بهترم .

    حالم خوب نیست ، چون هیچ کس رو قبول ندارم با هیچ کس صحبت نمیکنم اما شرایطم بدتر شد تصمیم گرفتم برم سرچ بکنم شماره مطب دکتر شیری رو پیدا کنم ….
    حس کسی رو دارم که با اینکه شنا بلد نیست پریده توی دریا به امید اینکه یه شخصی که بهش اعتماد داره دستش رو میگیره و نمیزاره غرق بشه … اما اون نفر دیگه نیست !! میتونین تصور بکنین چقدر ادم وحشت میکنه ؟!…
    البته شما باور نکنید ، شما اتفاقا مطب دارین . توی ذهن من .. !! هر اتفاقی که میفته میگم خب فکر کن اگه الان دکتر شیری بود چی بهت میگفت ! بعد منطقمو راه میندازم و از زبون دکتر شیریِ درونم میشنومش … بعد اجراش میکنم ! تازه فهمیدم همه ما یه دکتر شیریِ درون داریم ! فقط گاهی باید حواسمون رو جمع کنیم و صداشو بشنویم !
    سریال پایتخت رو هم که نگاه میکنم یه شخصیتی هست خیلی به نظرم شبیه شماست . تا میبینمش وسط فیلم توی خونه داد میزنم اِ دکتر شیری دکتر شیری !!! بعد همه میگن خب بابا کشتی مارو !!

    نیستین … و نمیدونین چقدر … چقدر احتیاج داشتم که باشین !
    گفتم که شنا بلد نیستم ، دارم توی این دریا دست و پا میزنم … مدام سرم میره زیر آب و دوباره با سختی میاد بالا و میتونم نفس بگیرم … میترسم آخر یه روزی از اینهمه تقلا خسته بشم و … خودمو بسپرم به جریان آب ..
    هرچه بادا باد !
    ================
    شیوه خیلی درستی دارید که از درونتون با شبیه سازی کمک میگیرید سعیده

    [پاسخ]

  11. وای خدای من!
    چقدر فهمیدم این حرف هارو…
    امروز غروب داشتم به خاطر صحبت هایی که شب گذشته در مورد دنیامو زندگیم به دوستم میگفتم و اون متوجه نمیشد! خودمو سرزنش میکردم و مادام با خودم گفتم فاطمه در نگاه کسانی که پرواز را نمیفهمند هرچقدر اوج بگیری حقیر تر میشوی!
    و چقدر این وقت ا این ادما حالمو بد میکنند و باز نمیدونم چرا باهاشون حرف میزنم!

    [پاسخ]

  12. سلام دکتر شیری نازنین
    من واقعا از خوندن این پست لذت بردم ، مثل یه راز بود … یادمه چند وقت پیش تو یکی از پستاتون نوشته بودین : مرد بزرگ ، آرزوها و تجربه های زندگیشو به همه کس نمیگه . من اون موقع دقیقا علتشو متوجه نشدم . الان که این پست رو خوندم کاملا معنای اون جمله رو لمس کردم .
    خوش به حال شاگرداتون .
    خیلی خیلی ممنون
    فقط همین .

    [پاسخ]

  13. سلام استاد سال نو مبارک.
    .مثل همیشه دل نوشته هاتون روحم رو نوازش کرد.تصویر مناسبی انتخاب کردین.
    چندی پیش شما کتاب مهر طلبی را پیشنهاد کردید بهم اما پیدا نکردم.یادم نیست اسم نویسنده یا انتشارات رو فرمودین یا نه.میشه راهنماییم کنید…
    =================================
    ناشر : پیک بهار
    تلفن : 66465280

    [پاسخ]

  14. سلام دکتر جان خداییش باید با طلا نوشتش و قابش کرد به دیوار به قول شاعر
    درد من حصار برکه نیست،

    درد من حصار برکه نیست،

    درد من زیستن با ماهیانی است که فکر دریا به ذهنشان خطور نکرده

    [پاسخ]

    شبنم پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۲ ب.ظ:

    این جمله از صمد بهرنگی هستش
    خلاصه کتاب -ماهی سیاه کوچولو – در یک جمله

    [پاسخ]

  15. سلام جناب دکتر
    گفتن حرفهامون به کسی که هم رده خودمونه آرامش و اطمینان بهمون میده.انگاری قبل از گفتن حرفمون میدونه که می خوایم چی بگیم،از حس و حالمون خبر داره.

    [پاسخ]

  16. چه تعبیر زیبایی، من هم این درک نشدن رو تجربه کردم به همین دلیل در مقابل کسی که منو درک نمیکنه اصلا حرف نمیزنم چون ممکنه که اون فرد بعدش چیزی بگه که ناراحتم کنه.

    [پاسخ]

  17. واقعا همینطوره!! به خدا همینطوره!قسم به 124 هزار پیامبر که همینطوری که می گید ..
    من اینو دیشب وقتی تو جمع فامیل داشتم گوش می دادم و حرف میزدم با تک تک سلول هام درک کردم!

    [پاسخ]

  18. پیامبر اکرم (ص) فرمودند که ما پیامبران موظفیم که با مردم به اندازه ی عقل آنها سخن بگوییم .
    نبوغ زندگی به معنای حقیقی یعنی همین !
    اما راستی استاد ، دریافت میزان عقل و درک مردم قبل از سخن گفتن با آنها کار ساده ای نیست .
    آقای دکتر
    بنظرتون در مقام تدریس چطور باید عمل کرد ؟
    ==================
    حواس جمع و دلسوز

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *