دو پیاله مثنوی – ۵ فروردین۹۲ – معنای زندگی

image_pdfimage_print

Masnavi-logo(1)فرمود برای بزرگی دل ، آدمی به سه چیز خو گیرد در خلوت  :

اندکی خواب و غذا و گفتار   قله المنام / قله الطعام / قله الکلام

و به دو چیز ارتفاع گیرد در جلوت :

  1. تحمل جفای خلق و
  2.  شفقت بر همین خلق جفاگر

و تحمل جفای خلق آن نیست که  بعضی میپندارند : ستم ستمگر را تحمل کردن

=============================

معنای زندگی در مثنوی مورد عنایت خاص است. بعضی میپندارند معنای زندگی کار و تلاش و مفید بودن و رساندن خیر به مردمان است ؛ اینها که خود زندگی هستند ! معنای زندگی قطعا چیز دیگریست و آن نورانیت   enlightenment است و گرمی

کار مردان روشنی و گرمی است    کار دونان حیله و بی شرمی است

دو نفر می آیند و بستنی میفروشند ، یکی فقط داره بستنی میفروشه ولی دیگری به این بهانه داره دم خونه معشوق را میپاد ! هر دو به ظاهر یک عمل انجام میدهند ولی نفر دوم هدف برگتری هم دارد که خود بستنی فروشی را کاملا فرعی میکند . معنای زندگی همین حکایت است ، یکی مشغول خود زندگی است و دیگری در ورای زندگی به جستجوی امری بزرگتر مشغول است

————————————————————

مشابه :

سر درس فرمود : قدت هرچقدر باشه ، به همون اندازه تو افتاب گرم میشی

جملات استاد حسین علیزاده را میخوانم و مست میشوم : فکر نکنیم زشتی‌ها آن قدر قدرت دارند تا بتوانند زیبایی‌ها را از ما بگیرند

اگر خضر ، در بحر کشتی را شکست صد درستی در شکست خضر هست با منطق موسی نمیشه رفت سراغ فهم خضر. خضر همه چیدمان موسی را بهم زد وقتی غلام بچه را کشت یا کشتی را سوراخ کرد. یکی باید برای موسی ، خضر را ترجمه کند

29 دیدگاه در “دو پیاله مثنوی – ۵ فروردین۹۲ – معنای زندگی

  1. او خوشبخت بود. چون هیچ سؤالی نداشت. اما روزی سؤالی به سراغش آمد. و از آن پس خوشبختی دیگر، چیزی کوچک بود.
    او از خدا معنی زندگی را پرسید. اما خدا جوابش را با سؤال خودش داد و گفت: «اجابت تو همین سؤال توست. سؤالت را بگیر و در دلت بکار و فراموش نکن که این دانه‌ای ا‌ست که آب و نور می‌خواهد.»
    او سؤالش را کاشت. آبش داد و نورش داد و سؤالش جوانه زد و شکفت و ریشه کرد. ساقه و شاخه و برگ. و هر ساقه سؤالی شد و هرشاخه سؤالی و هر برگ سؤالی.
    و او که روزی تنها یک سؤال داشت؛ امروز درختی شد که از هرسرانگشتش سؤالی آویخته بود. و هر برگ تازه، دردی تازه بود و هر باز که ریشه فروتر می‌رفت، درد او نیز عمیق‌تر می‌شد.
    فرشته‌ها می‌ترسیدند. فرشته‌ها از آن همه سؤال ریشه‌دار می‌ترسیدند.
    اما خدا می‌گفت: «نترسید، درخت او میوه خواهد داد؛ و باری که این درخت می‌آورد. معرفت است.
    فصل‌ها گذشت و دردها گذشت و درخت او میوه داد و بسیاری آمدند و جوابهای او را چیدند. اما دردل هر میوه‌ای باز دانه‌ای بود و هر دانه آغاز درختی‌ست. پس هر که میوه‌ای را برد دردل خود بذر سؤال تازه‌ای را کاشت.
    «و این قصه زندگی آدم‌هاست» این را فرشته‌ای به فرشته‌ای دیگر گفت
    عرفان نظرآهاری

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر شاید سئوالم ربطی به موضوع پستتون داره
    یه سئوال چی میشه که تو اوج یه رابطه که مشکل خاصی نیست یهو یه طرف رابطه میذاره میره با یه دختر دیگه؟
    =====================
    1- ترس از صمیمت و گیر افتادن
    2- ترس از تعهد و ازدواج
    3- وجود رابطه قبلی که الان دوباره ترمیم شده REBOUND RELATIONSHIP
    4- مورد بهتری یافتن در مرد نابالغ از نظر عاطفی

    [پاسخ]

  3. دکتر سلام
    چقدر جوابی که به گلی دادین زیباست
    من واقعا از جوابهای شما لذت میبرم و یاد میگیرم
    و میخواست بگم این قسمت ” سری بزنیم به مطالب قدیمی تر ” هم خیلی دلچسبه ، با اینکه من قبلا همشون رو خوندم ولی الان که میخونم انگار با یه دید بازتر و جدیدتری میخونمشون و بسیار لذت میبرم .
    دست شما درد نکنه .
    =================================
    هنر بچه های واحد IT بوده، خانم شاهرخی

    [پاسخ]

  4. سلام دکتر شیری عزیز
    مطالب خیلی جالب و مفید بودن و میحواستم سال نو و آغاز بهار را بهتون تبریک بگم و امیدوارم سالی همراه با آرامش و سلامتی و سالی پر خیروبرکت و موفقیت (بیشتر از قبل) در پیش داشته باشید. و ماهم بتونیم هرچه بیشتر از مطالب شما یاد بگیریم و از تجربیات و درسها و وجود پرخیر وبرکت شما استفاده کنیم و در زندگیمون بکار ببریم.
    باز هم ممنون از شما بخاطر همه چیزهایی که به ما یاد میدین.

    [پاسخ]

  5. سلام.
    می تونم بپرسم که مدت زمانی که طول میکشه تا پاسخ یک ای میل رو بدید چقدره؟
    ممنونم
    ===================
    بستگی داره… از پاسخ سر چند دقیقه داشته ام تا الان که بعضی ای میلها ماههاست نمیرسم پاسخ دهم از بس سوالات مفصل و حساس توش پرسیده میشه که تو 2 تا جلسه مشاوره حضوری نیز نمیشه به پاسخ رسید چه برسه با یه ای میل فکسنی من

    [پاسخ]

  6. سلام
    میخوام معنای زندگی از دید خودمو بگم .البته قبل تر ها اینقدر مشغله فکری داشتم وپسری را دوست داشتم که اصلا یاد داشته هام نبودم !البته نه اینکه نباشم ولی بیشتر حواسم به اون بود…
    *معنای زندگی از دید من اینه که دستای مهربون بابا را توی دستات بگیری وبری توی آغوشش براش ناز کنی (البته با داشتن 29 سال سن!!!!)بدونی بعد خدا پدری داری که همیشه پشتیبانته …حتی یه نفر هم نتونسته بهت نگاه چپ کنه یا حرف بی ربطی بهت بزنه…وقتی نگرانی همیشه بهت میگه :(البته دور از جون بابا) میگه مگه من مردم
    تا وقتی اول خدا بعدش منو داری غصه چیو داری؟! اون موقع توی دلت قرص میشه از ته دل دعا میکنی سایه مامان وبابا بالاسرت باشه
    *معنای زندگی یعنی مادری داری که دلسوزه وهمیشه راه ورسم زندگی را بهت یاد میده …بهت یاد میده وقتی همسرت(البته همسر نداشته ام) اومد خونه چه جوری برم استقبالش وچه جوری باهاش صحبت کنم وچه جوری زندگی کنم
    *معنای زندگی یعنی اینکه پدر بزرگی که قبل تر ها براش مهم نبودی !نمیدونم شایدم من اینطور فکر میکردم تازگی اینقدر براش مهم شدی که هی سراغ نتیجه قبولیت توی ازمون تخصصی رشته ات را میگیره اون موقع س که میفهمی مهمی !میفهمی براش ارزش داری چون اگر ارزش نداشتم حتی پیگیری قبولی را نمیکرد…
    معنای زندگی توی همین چیزای کوچیکه گاهی فکر های مختلف ما را ازش دور میکنه …

    [پاسخ]

  7. درود،
    بسیار دلنشین و زیبا بود…
    و البته کاربردی…
    مطمئنن با کارکردن و تمرین روی وجوه شخصیتیمون میتونیم به این مهم دست پیدا کنیم که میشه به زندگی عمق و مفهوم بخشید… و واقعا هم این تمرین، نباید به شعار تبدیل بشه… به گفته ی دکتر الهی قمشه ای، با چله نشینی ها، میتونیم خیلی روی خودمون کار کنیم، شاید اولش سخت باشه… شاید از زیر بار خیلی سختی ها فرار کنیم و نتونیم طاقتشون بیاریم…ولی بالاخره همین صبرها و چله نشینی ها ، وجود آدمی رو به جایی میرسونه چونان فولاد آبدیده…

    [پاسخ]

  8. سلام .عیدتان مبارک.از خدا میخواهم افرادی مانند شما که برکت ونعمت ایران هستید برای ما نگه دارد. من یک مادر45ساله هستم که همیشه برنامه های شما را در رادیو درسایتها دنبال میکنم ومی آموزم وپیامهای شمارو به پسران دانشجو یم انتقال میدم.ومیدونم که زندگیم معنا داره واین رو مدیون شما ودیگر اساتید هستم.خدا را سپاس که شماها هستید.آمین

    [پاسخ]

  9. زندگی بعضی آدم ها معنی نداره. من هیچ معنایی برای زندگی دوستم که سرطان داشت و با وجود داشتن یه نوزاد خدا اونو از خونوادش گرفت، پیدا نمی کنم. صبح مراسم به خاکسپاریشه و من از دیشب نتونستم بخوابم. همه اش دارم فک می کنم چطوری یه دختر ماه رو میشه گذاشت تو خاک و دیگه تموم.
    ==================
    تسلیت من را بپذیرید ، امیدوارم شما قشنگ تر زندگی کنید اگر زندگی اینقدر کوتاه میتونه باشه

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۱۰ ق.ظ:

    مرسی. اره زندگی من خوب هست اما قشنگ نیست.

    [پاسخ]

  10. سلام استاد میشه تعریفی از زندگی مشترک و فلسفه ازدواج،حدوحدوداش،ازدواج بکنید؟دوست دارم نظرشما که یک روانشناسی هستید که خیلی قبول دارم بدونم..آخه ما تعریف از زندگی مشترک و تاهل را از اطرافیانمون مخصوصا پدر و مادرمون میگیریم و با اینکه دوست نداریم خیلی از مشکلات و نحوه زندگی اونا رو داشته باشیم اما باز خودمونم تو عمل همین کارها رو می کنیم..حالا واقعا یک ازدواج خوب،یک زندگی مشترک ایده آل حدو حدوداش باید چطور باشه؟اگه توی مطالب قبلیتون هست اشاره کنید تا دنبال پستش بگردم..ممنونم

    [پاسخ]

  11. بعضی می پندارند معنای زندگی کار و تلاش و مفید بودن و رساندن خیر به مردمان است ؛ اینها که خود زندگی هستند! معنای زندگی قطعا چیز دیگریست و آن نورانیت است و گرمی…
    چقدر زیبا و عمیق……

    [پاسخ]

  12. سلام دکتر عیدتون مبارک.میخواستم ازتون نام و ادرس یک مشاور خوب و قابل اعتماد در تبریز بپرسم.راستش به هر کی نمیتونم اعتماد کنم که راهنمایی ازشون بخوام هر چند که همشون قابل احترامن
    =======================
    من اسامی خاصی را بلد نیستم زهرا خانم و اگر به سازمان روانشناسی و مشاوره مراجعه کنید حتما گزاره های خوبی پیدا میکنید و با ای میل نیز من در خدمتتون هستم

    [پاسخ]

  13. “فکر نکنیم زشتی‌ها آن قدر قدرت دارند تا بتوانند زیبایی‌ها را از ما بگیرند.” واقعاً ..

    منم یه داستان خوندم که خیلی به دلم نشست دوست داشتم این حس رو با شما هم تقسیم کنم 🙂

    ” یک استاد با شاگردش در صحرا راه می رفتند ، استاد به شاگردش می گفت که
    باید همیشه به خداوند اعتماد کند چون او از همه چیز آگاه است . شب فرا رسید و
    آنها تصمیم گرفتند که اطراق کنند ، استاد خیمه را بر پا کرد و شاگرد را فرستاد تا
    اسبها را به سنگی ببندد ، اما وقتی به کنار سنگ رسید به خودش گفت :
    ” استاد دارد مرا آزمایش می کند ، او می گوید که خداوند از همه چیز آگاه است آنوقت
    از من می خواهد که این اسبها را ببندم ، او می خواهد ببیند آیا ایمان و توکل دارم یا نه .

    پس بجای اینکه آنها را ببندد دعای مفصلی خواند و افسارشان را به دست خدا سپرد .

    روز بعد وقتی بیدار شدند اسبها رفته بودند . شاگرد که نا امید و ناراحت شده بود ،
    نزد استاد رفت و شکایتکرد و گفت دیگر هیچگاه حرف او را باور نخواهد کرد ،
    چون خداوند از هیچ چیز مراقبت نمی کند و فراموش کرده که از اسبها نگهداری کند .

    استاد جواب داد : ” تو اشتباه می کنی خداوند می خواست از اسبها نگهداری کند ولی
    برای این کار نیاز به دستان تو داشت که افسار آنها را به یک سنگ ببندی .”

    از کتاب دیدار با فرشتگان ” اثر ” پائولو کوئلیو “

    [پاسخ]

  14. سلام استاد
    من خیلی ذهنم مشغوله این بحثه تو زندگیم:” تحمل جفای خلق آن نیست که بعضی میپندارند : ستم ستمگر را تحمل کردن” مننو راهنمایی کنین لطفا برا پیدا کردن جوابم باید چه راهی رو برم؟

    [پاسخ]

  15. خیلی زیباست این :
    ” بعضی میپندارند معنای زندگی کار و تلاش و مفید بودن و رساندن خیر به مردمان است ؛ اینها که خود زندگی هستند ! معنای زندگی قطعا چیز دیگریست و آن نورانیت enlightenment است و گرمی “

    [پاسخ]

  16. آقای دکتر سلام
    من فردی رابه شدت دوست داشتم ولی زمانی که مطلع شدم یک طرفه هست سعی به فراموش کردن طرف گرفتم حالا بعضی اوقات اون طرف رو که میبینم واقعا روانم بهم میریزه و یا بعضی اوقات تو خواب که میبینمش این موضوع روز بعدناراحتم میکنه چه باید بکنم؟
    ==================
    خوبه بشینید ببینید دلایل دوست داشتنتون چی ها هستن ؟ چهره ؟ تیچ؟ اخلاق؟ رازالود بودن؟ داستان زندگیش؟ موفقیتهاش؟ ترکیبی از اینها ؟ هر کدام به چه میزان
    در این صورت میتونی نسبت خودت را با دلایل این شیفتگی پیدا کنی و دیگه نترسی زیرا میتونی ردش را بگیری
    بعد از مدتی میشه برات مثل یه فیلمی که میبینیش نه اینکه توش بازی کنی

    [پاسخ]

  17. چقدر مثال جالب و ساده و قابل فهمی بود . توانایی عینی کردن یک موضوع طوری که برای همگان قابل فهم باشه کار ساده ای نیست چطور می توان به ان دست یافت؟ این موضوع در تدریس خیلی مهمه و من کار تدریس رو تازه شروع کردم.
    ================
    کتاب خواندن، فیلم دیدن کمک زیادی میکنه و مجاورت علمی با کسی که این توان را داره مثل دکتر قمشه ای

    [پاسخ]

  18. سلام دکتر عزیز
    اگر من در یک اداره دولتی باشم، وبخواهم درخواست افزایش حقوق از مدیرم بنمایم میشود لطفکنید راهنمایی به من بنمایید واقعا دارم احساس میکنم در حقم اجحاف میشه و داره انگیزه کاریم از بین میرود . ممنونم
    =======================================================
    در ابتدا تقاضای دیدار حضوری ( خوبه تیپ شخصیتیش را بدونی به ویژه mbti)
    یک متن اداری که دلایل نگارش نامه را قید کرده باشه + میزان پیشنهادتون
    پیگیری نامه از دفتر ایشون

    [پاسخ]

  19. سلام استاد
    خیلی زیبا بود و قابل تأمل.در این بین بعضی هم هستن که نه به خود زندگی (خیررساندن به دیگران) می پردازند نه به معنای زندگی که شما اشاره کردید و خب متاسفانه تعدادشون هم زیاده.
    به نظرم برای اینکه این گروه هم بتونن از وضعیت فعلی خودشون که بیشتر تبدیل کردن مادیات به دغدغه های خودشون و گول زدن این و اونه خارج بشن بهتره معنای زندگی رو برای این گروه همون (کمک به دیگران و …) بگیریم تا اینها هم امیدی به بهبود اوضاع خودشون پیدا کنن.از نظر من این تلقی از معنای زندگی هرچند درسته ولی ممکنه خیلیا رو دلسرد کنه.

    [پاسخ]

  20. ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

    می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

    موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

    اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

    گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست

    ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

    موش = نفس گندم = جان – روح انبار = جسم

    [پاسخ]

  21. چند روزی پیش کامنت گذاشتم حال دلم خوب نیست میخاستم بگم دکترررررررررر چند پیاله مثنوی بنوشانید مرا…
    شکر که الان نوشیدم!
    از کسی پرسیدند:« چند سال داری؟»
    گفت:« هجده، هفده، شاید شانزده، احتمالا پانزده…! »
    رندی گفت:« از عمر چرا می دزدی؟ این طور که تو پس پس می روی، به شکم مادرت باز می گردی!» مولانا

    [پاسخ]

  22. قیمت هر آدمی بر قدر همت او بُوَد. اگر همت او دنیا بُوَد او را هیچ قیمت نبود و اگر رضای خدا بود ممکن نبوَد که در توان یافت غایت او. (تذکره الاولیا عطار)
    سال نو مبارک استاد.دعای شاگردان بدرقه همت عالیتان.

    [پاسخ]

  23. جالب بود. متاسفانه ما انقدر درگیر زندگی شدیم که فک کردن در مورد معنای زندگی یادمون رفته. فقط داریم بدو بدو میکنیم. یعنی غیر از این ممکن نیست، یه روز که بخوای بی خیال شی عقب می افتی، زمان از دست میدی. یعنی جامعه مون تو شرایط حاضر اینو می طلبه. همیشه دلم می خواست چند وقت یه بار برم یه روستای دوردست جایی که هیچ ماشینی نباشه و بعد اونجا یه عارفی باشه که معنا یادم بده منو ببره به اعماق عرفان. این یعنی زندگی نه اینی که ما داریم.

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ تیر ۹ام, ۱۳۹۲ ۴:۳۰ ب.ظ:

    لایک

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.