یکبار در سال میشه نشست و…

image_pdfimage_print

 

اتفاقی داشتم تو نت میگشتم  دنبال مقاله ام درباره فیلم “یک حبه قند”  که برخوردم به یک وبلاگ  که روز تولدم تبریکی مفصل برایم نوشته بود و حقا خیلی مرام خرج کرده بود نویسنده ، فضولیم گل کرد و رفتم  ۲۰ تا کامنتش را هم خوندم . تو یکی از کامنتها یکی از شاگردان قدیمی ، ما را نواخته بود به این مضمون که

شیری اگرe-mail  مردم را جواب میده ، اگر سراپا ۵ ساعت وا میسته درس میده،  اگر شوخی و کودک درون و…داره ، همه به خاطر اون پول عزیزه که منم معلق مزنم براش ، طرف به خاطر این که ۴۰-۵۰ تا کتاب خونده ،  با توان صحبتش داره مخدر به مردم میزنه که خوششون میاد و بالاخره درآمد هم داره و سفر و ماشین و پز و….برگشته از خارج به ایران که بازار خوب تری داره

طبیعی است وقتی کسی چنین درباره ات فکر میکند ، سالی یک بار میشینی بالغانه خودت را ارزیابی میکنی و مراقبت. نوشته زیر حاصل این فکرهاست :

  • اوضاع اقتصادی خوب نیست ، مردم تو خیابون به راحتی سر رانندگی یا پیادگی یقه هم را میگیرند زیرا هستند کسانی که خفت شان میکنند ، بیکاری بخشهایی از مردم را فرا گرفته ، مردم دارن تلخ میشن. وقتی خودم را در زاویه دیدش میگذارم ، همه دلایلی که طرف نوشته ،  قابل تصور است  !

البته اگر فرض کنید من مهندس راه و ساختمان هم بودم ، باز هم کار میکردم  و  صبح تا شب تقلا میکردم که کاری شایسته انجام بدهم ؛ یعنی اونجا خانواده نداشتیم ؟ سفر نمیرفتیم؟ ماشین سوار نمیشدیم؟ زئوس- هرمس نداشتیم ؟ چرا عزیزم بازم ما رشد میکردیم و همه تو دنیا همینطوری رشد میکنند و هزاران شاگرد این سالهای ما نیز با همین قوانین رشد کرده اند.

  • شیری ۴۰-۵۰ تا کتاب خونده و داره باهاش پول در میاره ؛ خب میگه بقیه دانشگاهی ها غیر از این هستند ؟ شما هم بخون و زندگیشون کن و همین کار را بکن و اشکالی هم نداره.
  •  اگر ما توان صحبتی بهمون عنایت شده و با تمرین  و ممارست تقویتی شده ، جای رشک دارد یا تشویق؟ بی مقایسه  ، انبیا و همه معلمان ماندنی مردم ، تیپ شخصیتی هرمس داشته اند ( هرمس تیپ شخصیتی است که اهل کلام و بیان است ) ؛ الگوی زندگی من یعنی نبی اکرم  اتفاقا ۴۰-۵۰ تا کتاب هم نداشتند  ؛ یک کتاب بیش نداشت و متهم میشد به دیوانگی ( انک لمجنون )  خدا را شکر ما را به کمتر نواخته اند !
  •  با دکتر هاشم زاده ( مدیر مجموعه های پزشکی ورزشی راسپینا ) – که فارغ التحصیل تیزهوشان علامه حلی بود و پزشکی خوند – گپی میزدیم و حرف جالبی میزد به این مضمون که با هوشی که ما داشتیم تو هر رشته ای غیر از طب رفته بودیم ، دهها برابر درآمد داشتیم !  درآمد داشتن بد نیست ، علیرضا شیری  انتخاب کرده درآمدش از خدمات باشد و او نیز بلد است از ۴-۵ راه دیگه درآمدهای خیلی بیشتر ایجاد کنه ( که به هزاران دانشجو در این سالها توانگری آموخته است که درآمد و دل خوشی و خنده و ازدواج و….داشته باشند ) ولی انتخابش تدریس بوده است و به انتخاب بقیه نیز احترام میگذارد . یقین بدارید  ما  خوب بلدیم واسطه گری و دلالی و نمایندگی گرفتن و… ولی انتخابمان ، خدمات آموزشی و درمانی بوده  که ممکنه سقف درآمدیش محدود باشه  ولی دلمان را روشن داشته است و گرم عشقی که مردم در این سالها به ما داده اند در کم صنفی دیده ام به جز معلمی
  • یه روز اقای رضایی برام میگفتند که بعد از برنامه تلویزیونیش کسی کامنتی داده بود شبیه همینی که من گرفتم ،  سهیل میگفت براش نوشتم باز من یه تکونی به خودم داده ام تو زندگی خودم و اطرافیانم ، شما که هی نشستی پای تلویزیون و نت و داری دنیا را فقط ارزیابی میکنی آنهم با تلخی !
  • من اگر در ایران عزیز مانده ام ؛  نه به این دلیل  است که نمیتوانستم درآمد بیشتری در لندن تولید کنم – که احتمالا با اقتصاد قابل پیش بینی غرب ، قوانین توانگری سریعتر پاسخ میدهندولی مگه تنها دلیل ماندن در این خاک ، تولید ثروت است ؟؟؟؟ من دست و روی کسانی که رفته اند را میبوسم حتما لازم بوده بروند ( درس- کار- شرایط- خانواده) و دارند به هر سختی و آسودگی  که هست  آبرو داری میکنند . اما من درسی خوانده ام که میشه به مردم این دیار خدمت کنم ( چه در ایران چه اروپا چه کانادا چه دوبی  )  . مثلا اگر پتروشیمی خونده بودم شاید فرقی نمیکرد  از نظر تخصصی در British petroleum  عمان کار کنم یا پتروشیمی ماهشهر ولی من تربیت شده ام برای خدمت به همین مردم ، چه با رسانه ها چه با پاسخ ای میل چه با نوشتن در مطبوعات و سایت و…  کافیست یه بار با من بیایید شهرکتاب خیابان شریعتی تا ببینید چه باری  به دوشم گذاشته اند این مردم نازنین

در آخر تاسی میکنم به  جناب مولوی که  با تلمیح تعبیر حضرت امیر ( ع) یاد داد فرزانه کسیست که تلخی شهد گل را به شیرینی عسل مبدل میکند . هر کاری بکنی در زندگیت  ، هستند کسانی که از دریچه قلب خود با تو همنوا میشوند و با ایشان ارتفاع میگیری و البته کسانی هم هستند که نلخ تر و گزنده تر میشوند و مهم نیست. آرزو میکنم  همه به شیرینی زندگی این دیار بیفزاییم و به یکدیگر کمک کنیم و پنجه ها درکشیم

مسابقه : نظر خود را درباره کاریکاتور بنویسید و خانه توانگری  نظرات برگزیده  را با ناقابلی  ماندنی مورد تقدیر قرار میدهد

نوشته مهندس شعبانعلی عزیز پس از خوندن این متن بالا خالی از لطف نیست :

یک بار نوشته بودم: ما ترجیح میدهیم مدیرعامل شرکتمان، پیاده برود و ما همه پشت سرش پیاده باشیم، تا اینکه او بنز سوار شود و ما پراید سوار باشیم. ما ترجیح میدهیم که علیرضا شیری و شیری ها، دغدغه نان شب داشته باشند و ما هم با آنها در کلاسها و همایشها همدردی کنیم، تا اینکه آنها را آرام و موفق و شاد ببینیم و از آنها بخواهیم دست ما را هم در مسیر آرامش و رشد و پیشرفت بگیرند. ما از این ترجیح ها کم نداریم…( متن کامل

============================

مطالب مشابه :

117 دیدگاه در “یکبار در سال میشه نشست و…

  1. چون از آقای شعبانعلی هم به نفع خودتون بهره بردید خواستم این مطلب را هم از ایشون منتشر کنید تا این بیماری فقط آنچه را ببین که به نفع ات هست در جامعه ما انشاال……………!!! رفعععع شود
    http://www.shabanali.com/ms/?p=3769

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۳ ۳:۲۳ ب.ظ:

    چه دختر خشمگینی !
    بین نوشته های من و محمدرضا اینقدر چرخ نخور و من را محاکمه نکن. دست آخرش باید یه “ضربدر” را کلیک کنی تا اینقدر حرص نخوری از حرفهای من که بخوای بهم ادب یاد بدی

    [پاسخ]

  2. دکترجان این وقتها بااین حرفهای نابخردان فقط دل آدمی به درد می آیداحساس میکندنمیتواندکاری انجام یدهدودل آهی میکشد وخدایا…
    هرکس خودبایدآگاه شود
    شایدفهم این چنین آدمهایی درهمان حدهست
    روحتان بلنداست دکترعزیزاین حرفهابه حدروحتان نمیرسد
    پایدارباشید

    [پاسخ]

  3. سلام آقای دکتر
    سایت شما رو یکی از دوستانم بهم معرفی کرد، دانش شما قابل تقدیره ولی غروری در این متن دیدم که قضاوت عجیبی درباره ی شما بهم داد.. پیشنهاد میکنم مردم رو دوست داشته باشید. حرفه ی شما ایجاب میکنه درک بیشتری از انتقادها داشته باشید، هرچند که وارد هم نباشند.
    موفق باشید

    [پاسخ]

  4. استادِ عزیز وگرانقدر، نیت خیر شما برای یاری رسوندن به همنوعانتون از واضحاتِ.چه برای اون عده که توفیق داشتن و دارن که در دنیای حقیقی از حضور شما بهرمند بشن چه برای امثال بنده که از پشت مانیتور از درس ها،راهنمایی ها،کلام سیال و زیباتون استفاده میکنن.قلم شما فوق العاده ست.
    مستدام باشید همیشه

    [پاسخ]

  5. سلام.نماز روز هاتون قبول باشه.اقای دکتر من چطوری میتونم باشما ارتباط داشته باشم؟! باید باهاتون حرف بزنم.به کمکتون نیاز دارم.راه ارتباطی جز وبلاگتون چی هست؟
    ====================
    بخش ارتبط با ما الناز گرامی در سایت جهت ارسال ای میل

    [پاسخ]

  6. سلام دکتر
    خدا قوت. من همیشه وبلاگ شما را می خوانم و از مطالب شما خیلی استفاده کردم و همیشه شما را ستایش می کنم و دوست دارم که همیشه شما و اساتیدی مثل شما را چه از نظر مادی و چه از نظر جایگاه اجتماعی در رفاه کامل ببینم تا بتونید با آرامش و خیال راحت به آموزش و تربیت جوانهای این ممکلت بپردازید. با یکی از اساتید دانشگاه امیرکبیر داشتم صحبت می کردم، من مطلب را از زبان ایشان می گویم واصلا قصد جسارت به اساتید دانشگاه را ندارم، ایشون می گفتند که الاغ امامزاده داوود ساعتی 20 هزار تومان اجرت و کرایه اش هست ولی استاد دانشگاه ساعتی 10 هزار تومان اجرت می گیرد، با یک محاسبه ساده ریاضی می شود گفت که یک الاغ امامزاده داوود مساوی است با دو استاد دانشگاه.
    البته همانطور که گفتم بنده فقط نقل قول کردم. واقعا در این شرایط برای اساتید بزرگواری مانند شما حفظ روحیه و انگیزه کار بسیار مشکلی است. از خداوند می خواهم که به همه ما و خصوصا شما ثروت بیش از حد عطا کند.
    =================
    ولی کسی برای درآمد نمیره دانشگاه ، دانشگاه واسه UPDATE علمی و تماس با نسل دانشجو است و انتقال تجربه کاری

    [پاسخ]

  7. سلام دکترعزیز.ناراحت شدم نظر شاگرد قدیمی شمارو خوندم.منم همیشه باخودم میگم ینی میشه منم مث دکتر شیری بشم.اینقد باسواد ومفید.اما هیچوقت نشده حسودی کنم.دکترشیری همینطور ننشست تو خونش از آسمون براش مدرک بیادو پول بیاد و… دکترشیری زحمت کشید تلاش کرد به این جا رسید.اگه هم دکتر ثروتمند هستند به هر حال نون حلال در میارن وجز اون ثروتمندهایی هستند که به دیگران ازهرلحاظ هم کمک میکنن.بابا نوش جونش اگه سفر وتفریح خارج کشور و… نمیدونم هزاران چیز دیگه که تو ذهن اون دوست خوب بوده…بابا به جای اینکه اینطور راجع به زندگی دیگران قضاوت کنیم…بیایم نگاهمون رو نسبت به این دنیا مثبت کنیم.مثلا اینکه من اولین بار با آقای دکتر شیری در مجله موفقیت آشناشدم وبعد ایشون رو در تیوی در برنامه های مختلف دیدم بعد حسابی به مباحثشون علاقه مند شدم خوصوصا ازون وقت که دانشجوی روانشناسی شدم،به خدای خود گفتم تشکر ازینکه همچین استادی رو سر راه من گذاشتی،درسته تهران نیستمو نمیتونم به کلاسای دکتر برم وحسرتش همچنان در دل منه اما چه خوبه از همین دکتر بهترین استفاده رو داشته باشم چراکه من یاد بگیرم به دیگران هم یاد میدم وهمینطور زنجیروار همه واس همدیگه مفید میشیم وبه هم کمک میکنیم.منم میتونستم حسادت کنم اما دیدمو نسبت به همه چیز تو زندگیم عوض کردم ونهایت استفاده رو از لحظه های زندگیم میکنم.یاد بگیریم اگه کسی اینطوره حسابی براش دعا کنیم وبگیم خدایا بیشتر ازین به دکتر ثروت بده ،بیشتر ازین سواد بده،بیشتر ازین سلامتی بده ،به کسی که اینطور متواضعانه به مردم کشور خودش خدمت میکنه وچراغیه که بعضیا بیراهه نرن. ویاد بگیریم هر انسانی در زندگی ما یه نشانه ست پس وجودش لازم بوده که در این دنیا حتما باشه.تشکر از دکترعزیز به خاطر همه چیزایی که ازشما یادگرفتم.
    ================
    ممنونم از اینهمه بارش خیر با این قلم نیک تون

    [پاسخ]

  8. سلام دکتر عزیز
    من باتمام وجود و عشق مطالب شما و می خونم و مطمئن هستم همین اندازه که روی من تاثیر گذاره روی تک تک شاگردهای شما هم همینقدر تاثیرگذار هست چون با عشق می نویسید آدمای مث شما کم هستند.
    خسته نباشید

    [پاسخ]

  9. دکتر شیری عزیز هروقت کامنتها و مطالبتون رو میخونم روحیه ام کاملا عوض میشه و این خوشحالی درونی رو مدیون شما هستم ما آدمها همیشه همینطور هستیم طرف حاضره میلیونها پول خرج کنه برای سلامتی جسمش ولی روحش اصلا به حساب نمی یاد دیگه نمیدونه اگه روحش خراب باشه هیچوقت نمیتونه زندگی قشنگی داشته باشه چه بسا من الان معلول هستم ولی دارم زندگی میکنم و از زندگیم هم خیلی وقتها شده لذت بردم ولی اگه روحم مریض بود که نمیتونستم درکی از زندگی و قشنگیهاش داشته باشم . و همچنین درکی از انسانهای خوب و شریفی چون شما . بابت تمام زحماتی که برای همه انسانها می کشید فرقی نمیکنه کجای این زمین پهناور باشه ممنون

    [پاسخ]

  10. !
    واقعا متاسفم.
    یه سوال دارم ,شما اگر بخوای چسب زخم بخری بازم از این اداها درمیاری؟؟
    پول کمترین چیزیه که میشه در قبال شناخت و درمان زخم های روحیمون بپردازیم!
    خیلی بی انصافی بود.
    من به نوبه ی خودم از دکتر معذرت میخوام.

    [پاسخ]

  11. سلام استاد بزرگوار
    نمیدونم ناراحت بشم واسه استادی که بیشتر از این 40-50تا کتاب سواد داره و تجربه ی کاری و کمکی که به بچه ها میکنه بیشتر از این حرفاست یا ناراحت بشم واسه کوته فکری اونی که فکر میکنه دکتر شیری برگشته ایران که کاسبی کنه البته ببخشید…
    شخصا می تونم اعتراف کنم که مسافتی که طی میکنم حتی لحظه ای خسته ام نمیکنه. خیلیا هستن که بیشتر از 50تا کتاب درس خوندن اما تلنگری نمیتونن بهت بزنن چه برسه به ایجاد تغییر، همین کاریکاتوری که اینجاست نشون میده حتی به ذهنش خطور نمیکنه که می تونه جای اینجوری پهن شدن، خیلی شیک و مجلسی نردبان رو بفرسته پایین. شاید اینا همونایی باشن که فقط میخونن یا ادعا می کنن خیلی می دونن ولی هیچ وقت نمیتونن استفاده کنن چون چیزی رو درک نکردن و انتظاری نمیره که دستی بگیرن و کسی رو نجات بدن بعد کارشون میشه پایین کشوندن اونی که عقلش رسیده و نردبان رو فرستاده پایین.
    ========================
    ممنونم ازتون

    [پاسخ]

  12. سلام آقای دکتر شیری عزیز
    من یکی از طرفدارهای قدیمی شما هستم
    همیشه صحبت های شما رو از طریق وب سایت و دانلود فایلهای صوتی دنبال می کنم، به دوستانم هم توصیه می کنم که وب سایت شما رو بازدید کنند
    کلاسهای شخصیت شناسی شما را هم ، سال 87 در دانشگاه علامه طباطبایی( دانشکده علوم اجتماعی) شرکت کردم و از اونجا باهاتون آشنا شدم
    بعد از اون دیگه فرصت نکردم کلاسهای آزادتون را شرکت کنم، ولی همیشه پی گیر مباحثتون هستم

    [پاسخ]

  13. سلام- حقیقتش من فقط در یکی از معارفه کلاس های شما شرکت کردم- از همونم نکته ای یاد گرفتم (از فیلم آمادئوس)- یک بار هم سوالی از شما پرسیدم در مورد رابطه ای که 8 ماه بود تموم شده بود- شما لطف کردین و پاسخ دادین- حالا شروع کردم کتاب هایی رو که معرفی کردین در مورد حضرت رسول میخونم و با کتاب محمد پیامبری که از نو باید شناخت شروع کردم(که اتفاقی یه روز بعد از خوندن مطلب پیام آور- محمد توی سایت در بساط یه کتاب فروش گوشه خیابون دیدم)
    راستش من هم اول در مورد دین مثل خانوم 36 ساله ای که توی شهر کتاب شما رو دیده بود فکر میکردم- حتی یه آدم دین دار عاقل ندیده بودم- البته محیط زندگیم هم محیط مذهبی نیست- ولی شما رو دیدم- مطالبتون رو خوندم- سر کلاساتون نبودم- ولی از مطالبتون متوجه شدم من از روی آدم ها در مورد دین قضاوت کردم- تصمیم گرفتم حداقل منابعی رو که معرفی میکنین رو بخونم- شاید نظرم عوض شد- شاید من دارم اشتباه میکنم- شاید همه آدمایی که من دیدم دین رو اشتباه متوجه شدن- از اینکه نسبت به انتقادهای بی منطق و ناعادلانه، ناراحتی تون رو بروز میدین هم ممنونم- این باعث میشه همه بدونن شما هم انسانین و آزرده میشین و از شما یه فوق قهرمان نسازن. به خاطر چشمه آگاهی که به واسطه شما پیدا کردم سپاسگزارم. خداوند به شما و خانواده تون سلامتی و برکت بده.
    =================
    ممنونم آیلای عزیز که بهترین آداب علم آموزی را رعایت کرده اید، خداوند وعده داده است چنین مردمانی را تنها نگذارد

    [پاسخ]

  14. با عرض سلام و احترام
    برداشتم از کاریکاتور این است که:
    گاهی امکانات بسیار مفیدی داریم که با استفاده از اون می تونیم به آدم داخل گودال ( که میتونه خودمون باشیم یا کس دیگه) به راحتی کمک کنیم. اما فقط همدردی می کنیم، از اطلاعات و تواناییهای قدیمی و اشتباه استفاده می کنیم. یا اینکه فکر می کنیم همیشه خودمان به تنهایی قادریم از پس یک مشکل بر بیایم. در صورتی که کمک گرفتن از دیگران چقدر کارمان را ساده می کنه و چقدر صرفه جویی در وقت و انرژی و …
    در واقعیت زیاد برام پیش اومده که متحیر مونده ام از اینهمه ندیدن. دقیقا نردبان دم دستم بوده و من انگار که کور

    [پاسخ]

  15. با سلام،

    مطلب جالبی بود، البته ناگفته پیداست که وقتی فردی موفقیت هایی کسب میکند، بیشتر مورد توجه واقع میشود چه در جهت موافق و چه مخالف، که فکر میکنم هر دو آن ها برای کسی که بر کرسی معلمی نشسته است مانند طوفان هایی است که بر تنه درخت مجنون می نشیند، همه آنها از میان شاخ و برگ درخت رد می شوند، و او در پایان در پذیرش آنها بدون اندکی واکنش و جا به جایی (ذوق مرگی و دق مرگی)، به رشد و نمو خود ادامه میدهد، به قول تائو : خود را به تمامی ابراز کنید و سپس خاموش باقی بمانید.

    علی رضا شیری، با همه نقد هایی که شخصا به ایشون دارم (و حتما ایشون هم متقابلا)، فاصله مان آنقدر عمیق شده است که 2 سالی است دیگر رابطه ای نداریم اما همچنان ایشان باز هم شخصیت تاثر گذاری در زندگی افراد زیادی است، چون این فرصت را با حضور و فعالیت اجتماعی خود در رسانه های کثیر المخاطب، به عده زادی داده است تا طبق گفته بزرگی “انسان ها نه دوست تو و نه دشمن تو هستند، بلکه هر کدام از آنها به راه و روش خود، معلمی برای تو هستند” درسی از او یاد بگیرند، خواه چه فرقی میکند اگر آن درس این نکته حتی باشد که کاملا او دارد اشتباه میگوید یا رفتار میکند.

    عاشق آن نیست که موئی و میانی دارد
    بنده طلعت آن باش که “آنی” دارد

    [پاسخ]

  16. یک استادی داشتم میگفت وقتی میری سفر و به ناگاه وسط راه شک میکنی که در را بسته ای یا نه در تمام طول سفر هر چند وقت یک بار دوباره این موضوع یادت می آید و شک باز میگردد و ذهنت آزاد نخواهد شد تا بازگردی و در را ببندی یا از بسته بودنش مطمئن شوی، وقتی بهشت زهرا میروی و بالاس قبر های 10 یا 15 ساله افرادی را میبینی که دارند زار میزنند مطمئن هستم که دری در این رابطه باز ملنده است …

    و در نهایت به اعتبار حرف شما چند سال پیش برنامه ای را برگزار کردیم که وعده مزدی را بابتش دادید، خدا را شکر حسابی هم اهل اقتصاد و حساب کتاب هستید (200 هزار تومان در سال 89) هنوز پرداخت نشده است (تورمش را هم حساب کنید) این تنها دری است که فکر میکنم در انتهای رابطه من با شما از طرف شما باز مانده است.
    ====================================
    وقتی با موسسه کار کرده اید حتما از رسمیت کارها مطلع هستید پس نیازی به این کامنت بعد 2 سال نیست وقتی اون همه آدم تو خانه توانگری هستند که برنامه ها را مدیریت میکنند . ما میلیونها طلبکاریم از خیلی ها ولی ریالی بدهکاری به کسی نداریم ولی با این حال به احترام حرفتان ، به خانه توانگری 88847593 تماس بگیرید و بفرمایید موضوع را سریعا پیگیر شویم یا به خود من ای میل بزنید
    این شیوه بهتریه برای احقاق حقتون تا کنایه زدن کور بعد 2 سال و ادعای رابطه و در نیمه باز و….

    [پاسخ]

  17. سلام خوندن این متن خیلی منو به فکر فرو برد
    هم خوشحال شدم هم ناراحت!
    توضیح بیشتری هم نمی دم!
    دکتر خیلی دوست داشتم تموم کامنتها رو بخونم اما حیف که فقط یه صفحه شون بالا میاد!!
    تنظیماتو دستکاری نکردین؟!

    [پاسخ]

  18. این آدمه که بس که اون تو مونده،‌ فسیل شده!!
    نمادی از مدل تفکر خیلیا که نمی خوان تغییر کنن و سال ها یه جا و توی یه پوستین قدیمی خودشونو محبوس می کنن…
    اونی هم که بالاست ،‌ نمی خواد کمک کنه وگرنه ابزار کمک فراوون دم دستش هست که!
    درست نماد اون کسی که حاضره هر اتفاقی بیفته ،‌اما به این شرط که خودش برنده باشه…
    یه همکلاسی دارم که همیشه موقع اعلام نمره میگه من حاضرم حتی پاس نشده باشم،‌ اما نمره اول باشم!!!

    [پاسخ]

  19. با سلام وتبریک سال نو
    چند وقتیه با اینکه من خواننده قدیمی هستم اما کامنتامو منتشر نمی کنید !!!
    اسامی رو که نگاه می کردم می دیدم تکراریه، یعنی فقط کامنت افراد خاص که نمی دونم شاگرداتون هستن یا زیاد عرض ادب می کنن منتشر می شود!!!
    من از سایت افراد بزرگی مثل شما بازدید می کنم هر از گاهی از این قبیل نوشته ها می بینم و بعدش 1000 تا کامنت طرفداری و ترحم و ….. احساس می کنم گاهی کودک درون افرادی مثل شما نیاز به نوازش داره که این نوشته ها دیده می شه وگرنه شما که به ما یاد دادید قوی باشیم چرا باید انقدر تحت تاثیر قرار بگیرید!!!!
    ==================
    300 کامنت هنوز بررسی نشده و نمیدونم مال شما هم توش هست یا نه
    قطعا بنده نیز – به عنوان یک انسان – از نوازش مثبت لذت میبرم ؛ سیستم لیمبیک مغز من نیز با دوپامین شارژ میشه ( پاداش )
    قطعا منم خوشم میاد از مطلوب بودن نوشته هام نزد مردم منتها “وابستگی” بهش ندارم و کسی دیگر هم نباید در کاری که بهش اعتقاد داره ، وابستگی به نظر بقیه پیدا کنه
    از سوی دیگه بعضی از منتقدین هستند که قطعا نظرشون بررسی میشه ، میخونم ای میلشون را ،فکر میکنم ، ترتیب اثر میدم…اینها را قدرت میدانم نه بی تفاوتی را. درسهایی را که از من یاد گرفته اید ، مرور کنید تا اینطوری درباره مفهوم قدرت و تاثیر پذیری به اشتباه نیفتید

    [پاسخ]

  20. راستی این رو بگم که منظورم اصلا حق دادن به اون شخص(شاگرد قدیمی) نیست، بلکه این از ضعف خود اون طرف ناشی میشه. بلکه هدفم بیان یک مشکل (بت سازی) بود. ما وقتی بت میسازیم، اگر کوچکترین رفتاری در او ببینیم که هرچند درست اما مخالف با معادله های ذهن ما باشه، اینچنین کافر میشیم!

    [پاسخ]

  21. سلام اقای دکتر،
    می خوام از یک جنبه به ماجرای شاگرد و … اشاره کنم و اون اینکه
    به نظرم شاید دیدگاه شاگرد قدیمی از اینجا نشات میگیرد که شما را در ذهن خود بسیار بزرگ کرده بود (بتی ساخته بود) و بعد با توجه به اینکه ما انسانها یک pack هستیم شامل قوت ها و ضعف ها، با دیدن این pack به خدای خود ساخته کافر شده است. (عذر می خوام اگر نظرم رو صریح و به این صورت گفتم). البته این فقط یک شاید و حدس است. من خودم قدیم تر ها اینطور بودم که بت سازی میکردم (!!!) ولی به مرور زمان خویش رو اصلاح کردم و الان همه رو به صورت pack میبینم،می پذیرم و دوست میدارم.
    آقای دکتر می خواستم خواهش کنم اگر فرصت داشتید چند کتاب در زمینه های خویشتن سازی و رشد فردی و به عبارتی خدسازی درست و واقعی معرفی کنید لطفا. البته من بخش معرفی کتاب ها رو دیدم و فکر کنم “باز هم من” چیزی در این رابطه میتواند باشد. میخواستم لطف کنید کتابهای بیشتری (عملی !، موثر و فاقد شعارهای دروغی) معرفی کنید. سپاس فراوان

    [پاسخ]

  22. تحلیل اول: مهم اینه که از چه کسی کمک می گیریم بعضی وقتا اگه کسی نباشه که به ما کمک کنه شاید برامون خیلی بهتر باشه… میشینیم فکر بکر می کنیم….. ولی امید رسیدن به دست دوست یا …. که سعی … استفاده کنه اینجا به ضرر تموم میشه….
    تحلیل دوم: درسته که مهم رسیدن به هدفه (یعنی بیرون اومدن) اما باید ببینیم برای بیرون کشیدن خودمون از مشکلاتمون به کیا وابسته هستیم به سراب که فقط امید رو برای ما زنده می کنه (دست طرفی که بالاست ) یا نه !!!!. با نگاه واقعی تری دو طرف سعی کنیم خودمون رو از مشکلات بیرون بکشیم
    اما نگاهی جدید با سطح یک سوال …… اونایی که می گن طرف مقابل باید عاقل باشه و از این حرفا اون طرفی که پایینم بود می تونست پیشنهاد تهیه نردبون رو بده … آیا باید انتظارات یک طرفه باشه!!!
    خُب .. بیش تر توضیح می دهم…….
    یک موضوع انشا به بچه هام دادم در مورد عقل بهتر است یا احساس… خیلی هاشون به این نتیجه رسیدن که جفتشون باید موازنه داشته باشن…. طرفی که بالاست هدفش کمک کردنه ولی نمی دونه چطوری کمک کنه …….. طرفی هم که پایینه نیاز به کمک داره ولی اگه بخواد وابسته به فرد بالایی بشه خوب همیشه ته چاهه…. پس خدا عقل و داده که ازش استفاده کنیم

    [پاسخ]

  23. اون آقاهه دستشو دراز کرده که مثلا بگه میخوام کمکت کنم اما قلبا دوست نداره این اتفاق بیفته و اون آقای سفید پوش رو که با یه تضرع خاصی دستش رو برای کمک آورده بالا بیاره بالا.
    به نظرم میخواد طمع و غرض ورزی های شخصی افراد رو نشون بده که دوست دارند فقط خودشون پیشرفت کنند و با اینکه توانایی کمک به دیگران رو دارند بهشون کمک نمیکنند برای بالا اومدن از ترس اینکه نکنه این آدم رو دستشون بلند شه.
    و به نظرم میخواد نشون بده که بعضی آدمها تا دستشون به جایی بند میشه صرفا ادای انسان های متواضع رو درمیارند! و درونـاً متکبر و خودخواه هستند.

    [پاسخ]

  24. دکتر شیری … عصر ماست .
    عنوان پست من در برخورد با این منتقد نا عادل به دکتر شیری….
    =================
    کاشک میشد فاطمه خانم اونطوری بود که نوشته ای
    ولی خیلی فاصله هست…خیلی

    [پاسخ]

    فاطمه سعیدی پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۲۰ ب.ظ:

    دکتررررررررررر چرا پاک کردید امیر کبیر رو
    خب فاصله باشد شما و همه ی اهل خرد و فهم دارند فاصله هارو کمتر و کمتر میکنند تا برسند و یا نزدیک و یا نزدیک تر شوند به بزرگان….
    و باز خود این هدف نیست فقط مسیر و وسیله است برای رسیدن به محبوب…
    زحمات شما علم شما برای ذهن انسان و زیبا کردنش سخت تر از اصلاحات اجتماعی است!
    باور کنید…
    تفاوت برون و درون……
    شکسته نفسی میکنید بزرگوار
    راستی کی پس فیلم و کتابخانی دارید خانه توانگری؟!

    [پاسخ]

  25. و اما کاریکاتور:
    بادیدن این کاریکاتور این به ذهنم خطور کرد:
    انسان و ابزار! چگونگی بهره وری انسان از ابزار ….
    یعنی حکایت از این قرار است که خیلی از ادما با اینکه وسیله ای و ابزار فراوانی دارند برای بهبود دادان زندگی خودشون و دیگران و یا برای کمک کردن به دیگران از خودشون سلب میکنند خوب به طبع کسی که در ارتباظ با چنین ادمیست از اون وسیله بی بهره میمونه و ی چیز دیگه اینکه طرف میگه حالا بزار زورمو بزنم ببینم چی میشه و لی اونوقتی که داره تقلا میکنه لرای زندگیش و چشمشو بسته به وسایل که موچود است بخاد برگرده و بهره بگیره کار از کار گذشته …و یکی دیگه چاه نکن بهر کسی اول خودت بعدا کسی! نمیدونم ضرب الثلش درسته یا نه

    [پاسخ]

  26. سلام استاد بزرگوارم. ..
    اولین باری ک پست رو خوندم اونقدی عصبی شدم که ترجیح دادم سخنی نرانم بر لب مباد با غضب باشه ..
    دفعات بعدی دردی بر قلبم لونه کرد که این بی مهری ها چگونه ایجاد میشود چطور میشه که بی توجهی کردد به ادمیت یک انسان…. دردی شد بر چانم که پروردگارا چرا انسان های روان و جاری بیشتر بیمهری و اهانت و زخم میبینند…. از ادم ابوالبشر اینگونه بوده است تا حال…. به این اندیشیدم که قطار ایستاده ارو سنگ نمیزنن و این جور ادما ست که ما رو ب یقین میرسونن در حال حرکتیم و روان…. و حسادت این دست ادماست که مشخص میگنه چیزی داریم که او ندارد و باز مارو قوی تر میکنه برای تقویتش…. حسادت ب این معنی نیست که من ایرادی دارم ب این معنیست که برترین و بهترین شدم….
    دلم غصه اش شد که خداجونم تو از نیت ها اگاهی و من سالهاست که مثل شکارچی درس های دکتر شیری رو در رسانه و رادیو تلویزیون مجله شکار میکنم اونم مفتکی اخه مگه نمیشه قوهی عقلتو و کلاهتو بزاری و قضآوت کنی که ای بابا اخه با این تدریس و ها حضور در رسانه ها میشه گفت دکتر برای پول میدود و معلق میزند! اخه همه میدونیم راه فراوونه برای پول دار شدن تو این مملکت!
    دکتر شیری عزیز و بزرگوارم … قبلا عرض کردم نگاه عظیم شما به پروردگاری اعلی است و این گونه است که محبوب مردم هستید و اگه تعداد محدودی ادم بی مهری میکنن اصلا پیش دریای محبت مردمان خوب این دیار دیده نمیشود میگن مثل دریا باش اونایی که لیاقت ندارن درونت غرق شن حکایت این ماجراست… من هنوز انسانی ندیدم که مهر و نامهری دیگران رو به نفس خودش برگرداند بلکه همه انچه دارید رو از ان ان بالایی میدانید اینو با تموم وجود حس کردم…. من چیزها اموختم ازتون بهتر زیستن….
    خدا ناصرتون باشد انشآلله و دور باد چشم بد اندیشان از وجود پر برکتان که چشم زخم از زمان پیامبر بوده است… ماشآلله ولا حول والا قوه الا بآلله العلی و العظیم
    ======================
    بانو
    واقعا منونم ازتون
    حیف است ندانید که حتی اون بزرگوار منتقد هم خودیه زیرا جایی داره به این مردم خدمت میکنه…منم از بزرگان فهمیده ام که باید تحمل جفای خلق و شفقت بر ایشان را یاد بگیرم تا فرعون نشوم و شما از خدا بخواهید ن نه در توهم بروم نه در فرعونیت

    [پاسخ]

  27. نه!
    کی گفته دکترجواب همه ایمیلها رو ارجاع میدن به کلاسا؟
    هرکی کامنتهای این سایتو مرور کنه متوجه میشه که آقای دکتر به ایمیل خیلی از بچه هایی که اصلا توی کلاسها شرکت نمیکنن جواب میدن-ازجمله خود من!-
    درضمن خواستم بگم تحلیل علی آقا واقعا جالب بود
    به نظرمنم اونهایی که کورکورانه طبعیت میکنن راحت هم دلزده میشن!
    درضمن منم نمیتونم نظرات قدیمی رو ببینم
    یادمه من که اینجا نظر گذاشتم نظرم به صفحه دوم نظرات منتقل شد(یعنی بقیه همه شدن نظرات قدیمی، نظر من رفت توی صفحه جدید)بعدازاون هم دیگه قدیمی ها رو ندیدم!

    [پاسخ]

  28. یه دونه اید آقای دکتر
    کاریکاتور داره کسایی رو نشون میده که تظاهر به کمک کردن میکنن و البته این وسط سهم حماقت خودمون رو هم نباید نادیده بگیریم که باعث میشه از همچین آدمایی کمک بخوایم، مثل همینی که تو گوداله و دستشو دراز کرده غافل از اینکه…

    [پاسخ]

  29. من و برادرم، سهیل، هم توی مسابقه شرکت کرده بودیم ولی کامنتمون نیست.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۷ ب.ظ:

    درست میفرمایید…الان متوجه شدم و به مسوولش گفتم از 86 کامنت این مطلب تنها 42 تاش را میتونیم ببینیم ! درستش میکنیم

    [پاسخ]

  30. بله آقای دکتر. الان دوباره نگاه کردم . نظرات قبلی قابل رویت نیست . فکر کنم دسترسی به نظرات قبلی فقط برای خودتون امکانش هست

    [پاسخ]

  31. خیلی نظرات جالبی مطرح شد لذت بردیم.
    یه چیزی هم من اضافه کنم … توی کلاس دکتر که بودم دیدم شاگردهایی که انقدر از مطالب و جو کلاس و این دنیای تازه ای که به روشون گشوده شده جوگیر و ذوق زده می شن که بدون اینکه فکر کنن می رن تمام دوره های دکتر رو، چه اونا که به دردشون می خوره چه اونا که نمی خوره، چه اونا که به جیبشون می خوره یا نمی خوره، چه اونایی که اصلا آمادگی فهم و درکشو ندارن، همه رو پشت سر هم ثبت نام می کنن تا حدی که بعضیاشو اصلا نمی رسن برن! همون مرید- مراد بازی خودمون. فکر کنم آخرش می شه همین شاگرد قدیمی که اینطوری میاد نظر میده. خب مگه مجبورت کرده بودن!!
    ==========================
    زینب خانم ، میدونی تو این 11 سال کسی با من مرید – مراد بازی در نیاورد چون جنس من از این مسائل بهش نمیخوره. تداوم حضور در کلاسها نیز کمتر شده از روی جو باشه زیرا اون کلاسها جو بردار نیست وقتی داری با لودر درونت را میگردی

    [پاسخ]

    زینب شاهدی پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۲ ۱۱:۵۷ ق.ظ:

    پس برداشت من اشتباه بوده.
    اینکه جنس شما به مرید مراد بازی نمیخوره دقیقا قبول دارم.

    [پاسخ]

  32. سلام دکتر شیری عزیز
    آقای دکتر کامنتهای من نیستش . خیلی غصه ام شد 🙁 . آخه شما زیر نظر من نوشته بودین نظرم جالب بوده و …..
    ====================
    مطمئنید؟ کسی دسترسی نداره جز من

    [پاسخ]

  33. سلام دکتر خوب

    به سان رود

    که در نشیب دره سر به سنگ می زند

    رونده باش

    امید هیچ معجزی ز مرده نیست

    زنده باش!

    دم وبلاگ و سایت و خود شما گرم ………..

    [پاسخ]

  34. سال نو مبارک دکتر
    اولین کتابی که بهم معرفی کردی “وضعیت آخر” رو خوندم و واقعا کیف کردم ممنونم و حالا میخواهم “چگونه شخصیت سالم تر ی بیابیم ” و “باز هم من” را شروع کنم و مطمئنم که با سوپرایزی و تغییری دیگر در زندگی ام خوهند بود مجددا سپاس بخاطر اینکه صریحانه و بی طرفانه به من آموزش می دهید
    دوستت دارم

    [پاسخ]

  35. فرد داخل گودالی افتاده که هر چقدر به انتها نزدیکتر میشه گودال تنگ تر میشه . در این شرایط سخت چاره ای جز ء بیرون آمدن از این فضا رو نداره اما دست کمک به سوی کسی گشوده که همیشه “ظاهرا” کمک میکنه و بر خلاف نردبانی که در کنارش قرار داره و به راحتی میتواند کمک برساند اما دریغ میکند … همین طور برخلاف فرد داخل گودال لباسی تیره پوشیده که شاید نشانه ای از قلب تیره این فرد باشه.

    [پاسخ]

  36. سلام
    یک نفر تو سایت مهندس شبانعلی نوشته بود من از خواننده های خاموشم دقیقا مثل من تو سایت شما
    ولی الان دیگه نمیشه خاموش بود، من یکی حداقل از شما چیزایی زیادی یاد گرفتم اینکه ماها مگر برای این دنیا چه خدمت بزرگی انجام دادیم که اینقدر غرور برمون میداره و راحت در مورد دیگران قضاوت میکنیم
    شما راهتون خیلی قشنگه خدا قوت بعضی آدمها برا این تو زندگی آدمن که به آدم بگن چقدر بزرگ هستیم حتی با تلخ زبانی، و این در مورد شما کاملا صدق میکنه.

    [پاسخ]

  37. آقای دکتر خدا همیشه پشت و پناهتون باشه…شما بارها و بارها و واقعا در زندگی من موثربودید اون هم از طریق خوندن مطالب این سایت بدون پرداخت هیچ پولی…

    [پاسخ]

  38. سلام،
    آقای دکتر کاش این متن رو جایی بذارید که دیده بشه. من شاهد زنده ای هستم از خلاف مدعای این دوست شاکی.
    یک دختر28ساله هستم که تا کنون سعادت نداشته ام آقای دکتر علیرضا شیری را از نزدیک ببینم و در اصل تا کنون هیچ نفع مادی برایشان نداشته ام اما در لحظات سخت زندگی ام و جاهایی که واقعا به کمک نیاز داشته ام فقط با یک کامنت از ایشان راهنمایی گرفته ام. فقط خودم و خدای خودم میدانیم که این راهنماییها چقدر یاری ام کرده اند. من اگر میخواستم پیش مشاور بروم باید هم زمان و هم پول هزینه میکردم اما آخر شب در اوج گرفتاری و سردرگمی برای این بزرگوار کامنت گذاشته ام و صبح جوابی صریح وروشن دریافت کرده ام. واقعا چندنفر با موقعیت ایشان در مملکتمان سراغ داریم که بی چشمداشت علمی را که برای به دست اوردنش عمر و سرمایه هزینه کرده اند، خرج کنند ان هم برای کسی که نمیشناسندش؟!؟!
    به قول مرحوم مادرم انصاف نصف دین است و ما اگر هم دین نداریم به قول سرور شهیدان آزاده باشیم.
    نمیدانم این هموطن به چه دلیل آقای دکتر را مورد بی مهری قرار داده اند اما بهتر است واقع بین باشند و البته مهربان.
    بد نگوییم به مهتاب اگر تب داریم.
    میگویند هزینۀ کلاسها بالاست و من نمیدانم و شاید هم همینطور باشد اما واقعا چه چیزی در کشور ما ارزان است و ایا به انها هم اینگونه اعتراض میکنیم و ناجوانمردانه میتازیم؟!؟!!؟
    آقای دکتر علیرضا شیری تنگ نظر نیستند و این را همۀ دوستان و صد البته دشمنانشان هم میدانند. کلی کتاب به منی که نمیشناسند معرفی کرده اند و من هربار که مشغول خواندن این کتابها میشوم هزاران بار در دل میگویم:
    خدای من لطفا پاداششون بده.
    کامنتهایی که برایشان گذاشته میشود نشان از این دارد که مورد توجه حضرت حق هستند و مطمئنا همین برایشان کافی است.
    انسانهای بزرگ همیشه حرف گزاف پشت سرشان بوده است.
    =========================
    اون بنده خدا زاویه ای ایستاده که جنبه شغلی من را میتونه ببینه و انصافا زاویه اش عوض بشه میفهمه خیلی اتفاقات دیگه نیز داره در عالم می افته

    [پاسخ]

  39. بعضی وقتا ما آدما اینقدر درگیر مشکلاتمون میشیم که خیلی از راه حل های ساده اطرافمون رو نمی بینیم درست مثل همون فردی که در تصویر نردبان رو نمیبینه و داره تقلا میکنه اما بی نتیجه….

    [پاسخ]

  40. استاد عزیز
    سلام
    با عرض تبریک سال نو و آرزوی سلامت و سعادت و خوشی برای شما و خانواده گرامیتان.
    متاسفانه گروهی از مردم هستند که دلیل عدم موفقیتهای خودشون رو به شانس بد و دلیل موفقیت دیگران را به شانس خوب اونها نسبت میدن.این آدمها گاهی برای تبرئه خودشون سعی میکنن دیگری رو خراب کنن.جای بسی تاسف دارد چون فقط خودشون رو زیر سوال میبرند.
    همیشه پایدار باشید.

    [پاسخ]

  41. نمی دونم اگر بگم که به حرفهای این آدمها توجه نکنید، چرت و پرت گفتم…
    اگر بگم جواب تک تکشون رو بده، تنها به یه کار احمقانه تشویقتون کردم…
    اگر بگم بالغانه برخورد کنم که خودت بهتر می دونی…
    تنها می تونم بگم که راههای زیادی هست که سنگهای کوچکی منحرفشون می کنند شما اون راه نباشید….
    =====================
    تیتر زده بودم پرویز عزیز : یک بار در سال باید نشست( یکبار !)

    [پاسخ]

  42. سلام
    در مورد کاریکاتور :
    حکایت کسانی است که ظاهرا دلسوزی میکنن ولی در واقع باینکه توانایی دارن هیچ کمکی نمیکنن. نردبون دارن که ه دیگران کمک کنن اما دریغ کرده و فقط به دست دراز کردنی بسنده می کنند .

    [پاسخ]

  43. متاسفانه در کشور عزیزمون اکثرا” مردم شغل انبیاء رو بسیار ساده فرض می کنند…
    حال اینکه از مشاغل بسیار سخت است …
    شخصا” به شما خدا قوت گفته و براتون بهترین آرزو ها رو از خداوند منان ملتمسانه خواستارم…
    پیروز باشید

    [پاسخ]

  44. سلام
    نوروز مبارک.اگر به هر دلیلی موندید و به هر طریقی که به مردم ضرر نمی رسونید پول در می یارید و خدا راضیه.این خیلی ارزشمنده .چشمهامون باید به دیدن آدمهای موفق عادت کنه.

    [پاسخ]

  45. آقای دکتر مردم اعصابشون از جای دیگه خورده دق دلیشون رو هرجایی که بتونن خالی میکنن. جدی نگیرین 🙂
    نظرم راجع به کاریکاتور:
    یه جا شما نوشته بودین ” قدت هرچقدر باشد به همون اندازه تو آفتاب گرم میشی” که به نظرم بی ربط نمیتونه باشه با این تصویر. فکر کنم میخواد بگه گاهی وقتها همه ی شرایط فراهمه اما ما به خاطر کوتاه قدی فکری نمیتونیم درکش کنیم و همین باعث میشه که چیز هایی که داریم رو هم نبینیم.

    [پاسخ]

  46. من لینک اقای شعبانعلی را خوندم. یکی دو نفر گفته بودند اقای دکتر ارجاع میده به کلاس هاش و… یعنی همه ی پاسخ ایمیل ها رادکتر ارجاع میده به کلاس هاش؟! میخوام یه مطلبی بگم شاید بی ربط نباشه به این پست. شاید بعضی ها خیال کنند من از اون دست طرفدران دکترم که مثل بادکنک فقط در اثر هیجان باد کرده باشم اما این جور نیست. من اگه نسبت به دکتر خیلی ارادت دارم واقعا تحلیل کردم و به اینجا رسیدم. از خود کورتکس بود نه لیمبیک! یه مثال میزنم روشن بشه.اگه من روزی اینجا کامنتی بذارم دکتر نظرش دقیقا با من مخالف باشه(این تمایز و طبیعی). یا حتی اگه روزی افتخار شاگردی حضوری دکتر راداشتم حرفی زدم دکتر عصبانی شدند(حتی غیر منطقی).انچنان نارحت نمیشم. چون از ابتدا با عقلم وصداقت بی رحمانه خوبی های دکتر را سنجیدم.نه مثل بعضی ها که میگردند دنبال یک فرابشر بعد که یکم زیر دلشان زده میشود شروع میکنند با نهایت خطای شناختی برچسب زدن و گفتن نه اینهم فلان است و بهمان است.من اینها را اینجا نوشتم برای دلگرمی بیشتر شما اقای دکتر.هر چندمیدونم بضاعت من سهم خیلی ناچیزی در دلگرمی شما ! اما دوست داشتم به نسبت بضاعت ناچیز خودم ابراز وجود کنم در این زمینه!
    ==========================
    عاشق اینطوری تحلیل کردنم…کیف داد

    [پاسخ]

  47. سلام آقای دکتر. سال نو مبارک
    واقعا که شما خبره اید در شیرین کردنِ تلخیها. تبریک میگم. توی این جوابتونم باز درس بود برای شاگرداتون و احتمالا کسی که اون حرفارو زده بوده

    از اونجایی که شما چهل پنجاه تایی کتاب خوندید تا حالا، میخوام یه کمکی ازتون بگیرم!
    تصمیم دارم برای تحلیل فیلم از روانشناسی یونگ (خصوصا بخش آرکیتایپی) کمک بگیرم. جدیدا مقداری مطالعه کردم و تازه فهمیدم که خود یونگ آرکیتایپها رو به اسم زئوس و … نگفته بوده! اگه فقط آرکیتایپهایی که یونگ گفته مثل قهرمان و مرد پیر عاقل و … رو در نظر بگیرم تحلیلها خیلی کلی و کلیشه ای میشن. به نظرم این زئوس و هرمس اینا پیچیدگی و جزئیات بیشتری دارن که جای حرف و تعمق بیشتری رو باز میکنه. ممنون میشم کتاب در این زمینه بهم معرفی کنید. زبان اصلی هم باشه که در اینترنت پیدا بشه خوبه.
    ==============================================
    GODS IN EVERYMAN- BY J-SCHINUDA BOLEN
    Goddesses in every woman
    هر دوشون نیز ترجمه شده اند : نمادهای اسطوره ای و روانشناسی مردان/ زنان

    [پاسخ]

  48. سلام ،
    نمیدونم چرا این دوستمون همچین مطلبی نوشتن و قضاوتشون هم نمیکنم اما من خودم شاهد زنده ای هستم از خلاف ادعای ایشون. من تا حالا هیچ نفع مادی براآقای دکتر نداشتم ولی خیلی کمکم کردن تو همین دنیای مجازی و فقط خودم و خدای خودم میدونیم که چقدر درس گرفتم ازشون و چقدر یاریم کرده راهکارهاشون. پاداششون با همون معلم بزرگی که فقط یک کتاب داشت و نویسندۀ اون کتاب.
    هرکسی آدن دِرَوَد عاقبت کار که کِشت

    کاریکاتور هم حکایت ماست. یه اینه در مقابل خود ما. همون ریاکاری و فریب وظاهرالصلاحی که تو جامعۀ ماست متأسفانه. در خفا همۀ درهای رهایی رو به روی کسی میبندیم و پرتش میکنیم به سمت بدبختی و بعد تظاهر میکنیم به نجات همون کسی که بدبختش کردیم.
    یه شکل دیگه اش هم که خیلی نمود داره تو روزگار ما اینه به نظرم: شب از دیوار همسایه بالا میریم ولختش میکنیم و صبح جلو چشم همه براش از لباسهای خودمون میبریم که: بنی آدم اعضای یک پیکرند

    نفرین به ریا که هرچه کرد او کرد( با عرض پوزش از اخوان عزیز به خاطر دستکاری شعرش)
    همیشه فکر میکنم بزرگترین مشکل ما ملت و عامل بدبختیهامون ریا هست وعدم صداقت. شاید دلیل بدبینی بعضیها هم به کار امثال دکتر عزیز یا آقای شعبانعلی و…. همین نفس کشیدن تو فضای ریا باشه.
    چند وقت پیش یه فیلم دیدم که مردی برای خاطر زنش همه کار کرد. آخراش به خواهرم گفتم اگه این فیلم ایرانی بود به نظرمون نچسب میومد چون همه کارای ایرانی طعم تظاهر داره متأسفانه.

    [پاسخ]

  49. بسیار متاسف شدم برای احساس همون لحظه ای که متن و خوندید و بسیار مشعوف شدم از قضاوتتان و بسیار یاد گرفتم گفتگوی درون شما.
    استاد اینگونه است : همواره از او می آموزی و شما استادی بزرگ هستید

    [پاسخ]

  50. کاریکاتور:
    دوست دارم اونی رو که بالاست و کت شلوار پوشیده رو مدیر( یا مسئولی ) تصور کنم که { اگرم “دست”ش برسه کاری بکنه ، “فکر”ش کار نمیکنه } و ادمهای اون پایین فعلا دارن تاوان‌شو میدن.
    به احتمال زیاد کت و شلوارو بهش “پوشوندن” (چون نه طول_دست خودشو میدونه و نه فرصتهای اطرافش رو میفهمه ) و ازش خواستن که پای این گودال به خلق اله کمک کنه .
    آدم سپیدپوش پایینی هم یه ارباب رجوع (یا یه همکارشه ) که از قضا کارش به این مسؤل و مدیر ارشد افتاده .
    با حس خوش بینی بهاری ، تصور میکنم که توی دو وجه دیگه ی این گودال که ما نمی بینیم تونل هایی هست که به گودالهای دیگه میرسه و “شاید” توی گودالهای دیگه آدمها از جنس دیگه ای باشن …. وگرنه بیچاره آدم سپیدپوش 🙁

    [پاسخ]

  51. دکتر شیری عزیز درود به شما. سال نو رو به شما و خانواده محترمتون تبریک میگم. امیدوارم در سال نو، فکر هامون هم نو بشه و همه آدمها رو به یک چشم نبینیم که یاد بگیریم هر آدمی برای خودش حریم وحدودی داره و قرار نیست هر کس خدمتی به مردم مملکت خودش میکنه وظیفه ای به دوش داره چرا که احساس نیاز اون جامعه ی بزرگه که باید آموزش ببینه.
    دکتر عزیز بار ها از شما چیز ها یاد گرفتم با اینکه تا به حال ندیدمتون. سپاسگذار مهربانیهاتون هستم و همیشه به استادی از شما یاد میکنم. هیچوقت این جمله استاد حلت یادم نمیره که موفقیت رایگان به دست نمیاد، می بینم که حرفشون متینه چون اگر محبتی که شما و مهندس شعبانعلی برای این مردم انجام میدید به چشم خیلیها وظیفست و درآمد زایی.
    امیدوارم خیلی از رفتار های ناپسندمون روکنار بزاریم تو این سال جدیدی. در پناه حق
    روزگارتان سبز
    شادیتان افزون
    دلتان خوش
    🙂

    [پاسخ]

  52. نظرات قدیمی غیب شدن؟؟
    =====================
    نه واسه چی؟

    [پاسخ]

    ujr پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۲ ۴:۵۸ ب.ظ:

    کامنت ها پاک شدند

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۲ ۳:۵۹ ب.ظ:

    درست میگید از 86 تا کامنت ، منم 42 تاش را میبینم و به مسوولش گفتم برسی کنند تا شرمنده بچه ها نشویم

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۱ ب.ظ:

    فقط نظرات پریسا، من، سمیرا و حمیده هستش!

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۴۲ ب.ظ:

    تایید نکنید که مال من برگشت

    [پاسخ]

  53. سلام
    بعضی مواقع شرایط چنان بر افراد فشار میاره که فکرهای عجیب و غریب و قیاس های مختلف و چراهای زیادی میاد سراغ آدم.این دوستمون چنین نظر دادند نباید زیاد شماتش کرد تو زندگی خیلیمامون بوده زمانهایی که خسته شدیم از شرایط و گفتیم خدایا شکرت منم تدریس میکنم جلسه یی 5تومن بدون عیدی و کمترین مزایا و امنیت شغلی فلانی هم تدریس میکنه با رقم های نجومی.یا هرکار دیگه یی .بعضا واقعا سخته به هر دری میزنی مشکلاتت حل نشه و فقط پیشرفتهای دیگران رو ببینی.مخصوصا طفلی پسرهای جوون والله شرایطشون سخته و فشار روشون زیاده.من به شخصه درکش میکنم البته حرفاشو قبول نمیکنم ها من ارادت کامل دارم به آقای دکتر شیری ولی منم از این واژه خدمت بدم میاد کار و شغل هر کس 1چیزی هست کار میکنیم در قبالش درامد داریم.

    [پاسخ]

  54. وقتی میخوام کمک کنم باید حواسم به دور و برم باشه و از وسیله‌ها هم برای کمک استفاده کنم تا کمکم معنا پیدا کنه نه اینکه فقط نشون بدم که میخوام کمک کنم.
    این تصویر بهم میگه خیلی وقتا آدما فقط میخوان رول کمک کردن رو نشون بدن و نمیخوان کمک کنن
    و بهم میگه خیلی آدما فقط دستشون رو برای کمک گرفتن دراز میکنند و دنبال پیدا کردن راه نیستند

    [پاسخ]

  55. متاسفم برای آدم هایی که اینقدر راحت در مورد دیگران قضاوت می کنن
    اونم قضاوت راجع به کی؟؟؟دکتر شیری!!!
    حالا فرض کنیم بقیه چیزا به کنار!….حق استاد چی میشه این وسط؟!!
    ناخودآگاه یاد این مصرع جناب مولانا افتادم که میگه:
    هرکسی از ظن خود شد یار من……

    [پاسخ]

  56. دلم گرفت ز اینهمه بی مهری. آخه ما دکترمون رو میشناسیم. یک سال و نیم همه جورشون رو دیدیم. هر کسی از زاویه دید خودش حرفی می زنه ، به قول شما به اندازه ی قدش. قد نکشیده از بالا ببینه که چشم انداز دیگه ای هم هست، آدمها وجه های دیگه ای هم دارند، همه آدمها که هم قد ما نیستند که ما داریم با قد خودمون سانتشون می زنیم . درد من این روزها اینه که آدمها دارند با عینک خوشون تورو میبینند نه با چشم واقع بین. اون عینک رو برنمی داره تا چیز جدیدتری هم ببینه.
    اگه اینهمه دغدغه ی پول و رشد رو داری دوست عزیز به جای غرغر کردن پاشو خوب . تلاش کن، قدم اول رو که برداری می بینی واست جفت و جور میشه.
    اون جمله رو باید با حنا نوشت : “فرزانه کسیست که تلخی شهد گل را به شیرینی عسل مبدل میکند . هر کاری بکنی در زندگیت ، هستند کسانی که از دریچه قلب خود با تو همنوا میشوند و با ایشان ارتفاع میگیری و البته کسانی هم هستند که نلخ تر و گزنده تر میشوند و مهم نیست. “

    [پاسخ]

  57. سلام آقای دکتر
    من بعد از آشنایی با آقای شعبانعلی ،با شما آشنا شدم وبه وبسایت شما سر میزنم واز مطالب استفاده میکنم نمیدونم واقعا در مقابل برخی مسائل چی باید گفت !
    امیدورام که روزی همه ،از مردمان خوب این دیار باشیم وقدردان شما عزیزانی که بی چشم داشت هم خدمت میکنید ،شاید چون برخی نمیبینند ونمیدانند ،اینگونه قضاوت میکنند .
    فقط این دعا رو که در زیر پست «موشها وخرچنگ ها »آقای شعبانعلی نوشتم ،اینجا مینویسم
    الهی
    کمک کن در مقابل کسی که کلمه ای به من آموخته،بندگی اگر نمیکنم ،خار در چشم وتیغ بر گلو و داغ بر دل مگذارم.
    =============================
    سمانه گرامی ، عمدا نوشتم سالی یکبار باید نشست زیرا هدف اینقدر بزرگ است که نباید ثانیه ای را از دست داد

    [پاسخ]

  58. سلام جناب دکتر من از طریق وبسایت دکتر شعبانعلی از اینجا سردرآوردم .من نه شما رو دیدم ونه اقای شعبانعلی حتی درست سایتاتون رو هم شخم نزدم اما مطلب مشترکی که هردوی شما عزیزان روش تکیه داشتین رو منم به عینه در بین اطرافیانم دیدم وحتی گاهی از دست این حرفا از خیلی از موقعیت های زندگیم کناره گرفتم ،اما تو فرصتی که داشتم کامنتای شما رو میخوندم به یقین رسیدم که “در راه رسیدن به مقصود سرزنش ها گر شود خار مغیلان غم مخور”
    اما در مورد کاریکاتور به نظر من ،اونی که داخل گوداله میتونه نماد عشق واقعی باشه در دنیای حال واون نردبان که کنار آدمه میتونه نماد انسانیت باشه که توسط بشر امروزی مورد غفلت واقع شده ،تعریفی که آدما تو این دوره زمونه از عشق دارن درواقع عشق جدای از انسانیته و به خاطر همین هیچگاه بهش نمیرسند .
    ممنون
    ===================
    تعبیرتون از کاریکاتور زاویه جدیدی بود برام
    مرسی که میهمان من یا جناب شعبانعلی میشید و بی تفاوت نیستید

    [پاسخ]

    سوره پاسخ در تاريخ فروردین ۴ام, ۱۳۹۲ ۲:۵۷ ب.ظ:

    چه جالب!
    ممنون فاطمه

    [پاسخ]

  59. سلام آقای دکتر, سال نو و تولد گذشتتون هم مبارک!
    من 22 سالمه و حدود 6 ماه است که فهمیدم شخصیت نا سالمی داشتم و حسابی بچه مثبت( از نوع منفی) و خجالتی بودم و دارم روی اصلاح خودم کار میکنم و به لطف خدا خیلی شادتر و موفق تر از قبلم و روز به روز هم دارم سالمتر میشم. با شما هم توی این مدت آشنا شدم و بسیاری از مقالات شما رو خوندم و بسیاری از اونها رو گوش دادم و تا جایی که تونستم سعی کردم به کارشون ببرم تا لذت دیدن نتیجه شون رو ببرم. شاید کامنت اون دوست عزیز! باعث شد که من هم تازه یاد تشکر و ابراز احساسات بیافتم!
    ارادتمند شما
    ======================
    حامد عزیزم
    کافیست به خودت زمان بدهی و چهره ای متعادل و واقعی از خودت ببینی

    [پاسخ]

  60. با سلام
    من هم مثل غزل خانم تا حالا شاگرد رسمی شما نبودم. به هر دلیلی و حتی شاید به این دلیل که هنوز نتونستم هزینه کلاس رو تو برنامه هزینه های اصلی زندگیم جا بدم. اما اونقدر از برنامه های دیگه شما و اخیراً از مطالب سایتتون استفاده کرده م و چیز یاد گرفته م که شما رو بدون شک از اساتید تأثیرگذار تو زندگیم می دونم. به نظرم قضاوت به اون شکل واقعاً غیر منصفانه بوده و چنین طرز فکری یقیناً در شرایط برعکس یعنی اگر کل زندگی و زمانتون رو فدای اعتلای بشریت میکردین باز آروم نمیگرفت و اون بار شما رو ساده لوح و غیر قابل اعتماد خطاب میکرد. متأسفانه ما تبدیل به آدم هایی شده ایم که حاضراند برای یک اپلیکیشن بلا استفاده در گوشی تلفن همراه که تازه به بازار اومده و شش ماه دیگه یکی جدیدترش بیرون میاد کلی هزینه اضافه بپردازند اما به کسی که راه آپلود یک اپلیکیشن ماندگار و به دردبخور تو روابط زندگی بهشون یاد میده بی اعتماد هستند و ترجیحاً به اون دنیا حواله ش می دن…
    در مورد کاریکاتور از کامنت های سهیل، الهه و غزل استفاده کردم. به علاوه اینکه میشه یه کم متفاوت هم به تصویر نگاه کرد. اشتباه اصلی آقای داخل چاله در انتخاب دوست بوده. بنده خدا فقط یه دوست داره و همون یه دونه دوست هم بی عقله. میشه شکل رو اینطور تفسیر کرد که اگه دوست و همراهت نادون باشه یه روزی میرسه که میبینی تمام داراییت رو ریختی به پاش(لباس ها نماد اندوخته های مادی یا حتی معنوی میتونه باشه) ولی اون در عوض برای نجاتت در وقتی که بهش احتیاج داری، قادر نیست حتی از یه راه حل ساده و دم دستی(نردبان در چند قدمی) استفاده کنه و به دادت برسه. عجیب یاد این جمله افتادم که میگه:
    دشمن دانا به از دوست نادان.

    [پاسخ]

  61. با سلام خدمت دکتر شیری .و قابل توجه دوستان.دیدم نمیشه سکوت کرد.بنده فقط یکی دو بار دکتر شیری رو حضوری دیدم.اونم تو دنشگاه که از طرف انجمن دعوت شده بودن، چن سال پیش.دیگه هیچ وقت کلاساشون رو شرکت نکردم، چون تهران نبودم.اما همیشه پیگیر مطالب خوب و ارزشمندشون بودم.خیلی چیزها از ایشون یاد گرفتم.یاد گرفتم مسئولانه زندگی کنم، جاهایی رو که تو زندگی اشتباه قدم برداشتم رو بپذیرم و به جای غصه خوردن های الکی، تلاش کنم دیگه اشتباهم رو تکرار نکنم.نکات خوبی هم که درمورد ازدواج میگن رو بماند که چقدر دیدم رو نسبت به ازدواج تغییر داد و الان یه دید نسبتا واقع بینانه به ازدواج دارم.در عرصه دینداری و نگاه به دین و مذهب هم، حتی به من کمک کرده دکتر شیری.و همه اینا از رهگذر همین سایتی بوده که رایگان در ختیار همه قرار داره.
    واقعا ممنون بابت این همه خوبی.

    [پاسخ]

  62. دکتر شیری عزیز،وبلاگتون..گفته های کلاستون..کلامتون..برای من تک تک یک هدیه هست…هردفعه که پستی از شما میخونم..قسمتهاییش که تلنگری واسه خودم هست رو در یک فایل ورد ذخیره میکنم…یه فلدر دارم تو کامپیوترم به نام shiri ….مطالب و کلام شما دسته بندی شده ….یه جورایی این فلدر شده رساله من….!!!هر جا که نیاز به چراغ راه،..نشانه راه،تلنگر و یا حتی سرزنش دارم…فوری میرم سراغ فلدر shiri….کم شده بی جواب برگردم…..در کل اینا رو گفتم که بگم خیلی ارادتمندم…از بابت این همه هدیه بینهایت سپاسگزارم…زندگیتون سراسر نور و رحمت
    =================
    سمیه عزیز
    یک فایل خوب در جان ما واسه آدمهای فرهیخته ای مثل شما وجود داره

    [پاسخ]

  63. سلام.ببخشید انقدر بیربط کامنت میذارم .الان کتاب “و نیچه گریه کرد” رو تموم کردم و انقدر برام جذابیت داشت که نتونستم کنترل کنم خودمو و گفتم بیام بگم اینجا !انقدر آروم آروم این کتاب نفوذ کرد تو وجودم که خودمم نفهمیدم بعد از تموم شدن کتاب تا یه حدی مشکل منم حل شد!(دیگه مثل قبل بقیه رو مقصر وضعیت فعلیم نمیدونم)
    خیلی جالب بود .خیلی.
    فکر کنم تو وبلاگ شما بود که اسم کتاب یا فیلمش به چشمم خورد که رفتم سراغش .
    آیا کتابی مشابه این کتاب سراغ دارید دکتر؟
    بی صبرانه منتظرم.
    ممنون
    ====================
    چقدرم کتاب خوبی خوندید مینا
    سایر کتابهای اروین یالوم را دیده اید؟
    مرشد ومارگریتا نیز جالبه
    یالوم روانشناسی اگزیستنسیالیست است و در لندن اینها یه پاتوق خوب دارند به اسم REGENT COLLEGE که در یکی از بهترین پارکهای لندن هستند…من سال 2008 یه سری اونجا زدم ، بدم هم نمی اومد دوره FUNDAMENTAL را باهاشون بگذرونم ولی DEADLINE ها رد شده بود…الغرض خوشحالم که خوشت اومده

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۲ ۱:۰۶ ق.ظ:

    راستش این اولین کتابی بود که ازشون خوندم و حتی دلم میخواد خیلی بخشهاشو دوباره بخونم !(،خیلی وقت بود که کتابی نخونده بودم که انقدر درگیرم کنه .).توی ویکی پدیا اینجوری که دیدم فقط 3 رمان ازشون معرفی شده بود که یکی وقتی که نیچه.. و اون یکی درمان شوپنهاور بود که ترجمه شده بود .درمان شوپنهاور هم به همین اندازه جالب و مفید هست؟
    بسیار بسیار ممنونم از پیشنهاد “مرشد و مارگاریتا” و اطلاعات مفیدتون .

    [پاسخ]

  64. سلام اقای دکتر شیری با سلام و تبریک سال نو ….. از شما مثل همیشه تشکر میکنم به خاطر همه انچه به من یاد دادید من تا اخر عمرم روزهایی که شاگرد شما بودم و هستم را فراموش نمیکنم و برای اینکه من را راهنمایی کردید که بقیه سفر زندگی ام را با خاطری اسوده و راحت و رضایت طی کنم ممنونم ….

    [پاسخ]

  65. سلام دکتر شیری گرامی…
    چند وقت پیش،اتفاقا من هم بطور اتفاقی به همین وبلاگ برخوردم و خیلی تعجب کردم.
    راستش رو بخواهید من هم قبلا در مورد شما این جوری فکر می کردم .اما به خودم می گم:چرا به کسانی که در شغل های دیگه دارن ثروت آفرینی می کنند و شاید هم به ناحق دارن پول درمیارن،چیزی نمیگی؟حداقل این آدم داره یه چیزی به مردم یاد میده و شاید خیلی ها رو تحت تاثیر قرار داده و یه تغییری در زندگی خیلی ها ایجاد کرده،مگه کار بدیه؟
    من خودم معلمم و حال شما رو خوب درک می کنم زمانی که خودت رو به اندازه سواد شاگردت پایین میاری و به اندازه فهم اون صحبت می کنی،شاگردت فکر می کنه هیچی حالیت نیست و سواد نداری.شما یه حرف خیلی خوبی دارید که باید با آب طلا نوشت،اونم اینکه:معمولی بودن یک موهبته که به نظر من کمتر کسی ظرفیت این موهبت رو داره.
    دکتر جان به نظر من جواب ابلهان جز خاموشی و سکوت چیز دیگه ای نمیتونه باشه.چون هر چی به این تیپ آدم ها از منطق و بالغ و این جور چیزها بگویی،سر خودت درد میکنه.پس بی خیالشون بشیم وسر خودمون درد نیاریم و نون و پنیر و سبزیمونو کنار اهل و عیالمون به کوری چشم حسودان،با اشتهای وحشیانه بخوریم.مخلص دکترم هستیم
    =========================
    99% منتقدین ما دانا هستند و شاید 1% آنها مغرض هم باشند که باکی نیست…به خودمون بگن خیلی بهتره تا جای دیگه برن منبر

    [پاسخ]

  66. سلام….ای بابا دکتر
    هر جوری باشی یه جور حرفه ….خوب بپوشی میگن ببین چه باباش خوب خرج میکنه براش بابای من پول خرج دانشگاه آزادمو نداره بده !
    وقتی معمولی میپوشی که جلوی چشمشون نیای میگن آره دیگه اینقدر دارن دارن دلشون نمیاد برای خودشون خرج کنند …
    درس می خونی بهم گفت وای چقدر درس میخونی خسته نشدی ؟! ارشد میخوای چیکار بعد یه مدت میبینی دخترش هم ارشد شرکت کرده دقیقا چشمهای آدم میاد بیرون که این همون آدم که دیروز میگفت درس چیه !!
    قبلا در مورد اطرافیان میگفتن : دیدی فلانی دخترشون آره دیگه با پسرا میره میگرده تا خودشو به یکی آویزون کنه باپسره تا کجاها رفته تا خودشو آویزون کنه !!بعد میبینند که من با پسر دوست نیستم میگن آره دیگه دوست پسر داشتن هم عرضه میخواد بعضی ها عرضه ندارن !!!بعضی ها هم معلومه کیه دیگه !!!من بیچاره …
    میدونید دکتر من متاسفانه خیلی میبینم ..
    اوایل میگفت دامادم فقط وفقط لباس مارک دار میپوشه خیلی شیکه !!!بعد یه مدت گفت اونا که بی فرهنگن مارک دار میپوشن!!! اصلا چخه ربطی داره به فرهنگ ؟!دکتر به نظر من اینم یه نوع عقده درونی هست واقعا بعضی ها نمیتونن هی از این واون ایراد میگیرن
    دکتر پدر من خداروشکر وضع مالیش بد نیست شغلشون آزاده ولی دکتر از بچه گی زحمت کشیده تلاش کرده تکاپو داشته چیزی که شما میگید باید همه داشته باشن پول راحت بدست نمیاد تلاش میخواد بعد طرف مقابلم پدرشو با پدر من مقایسه میکنه میگه چرا بابای تو داره وبابای من اینجوری ؟!! روم نشد بهش بگم چون دکتر بابای اون تا 10 صبح خوابه بلند میشه قدم زنون میره سر کار اون زمان که بابای من دنبال کارش بود تلاش میکرد برای توسعه کارش بابای اون توی رویا بود وقتی بابای من 11شب بر می گشت خونه بابای اون بعضی روزا نمیرفت سرکار.. فقط وفقط خودشو مقید به چهار تا لباس کرده بود که توی مغازه ش داشت !دکتر بله اوضاع اقتصادی خرابه ولی بابای منم داره تلاش میکنه که ما راحت باشیم … ببخشید پاهاشون دراز کرده خوابیده میگه چرا ما وضع مالیمون اینجوریه خب این از بی عرضه گی طرفه به دیگران چه ربطی داره…شما هم تلاشتونو بیشتر کنید
    =================
    خیلی طلایی نوشتی دختر خوب…طلایی

    [پاسخ]

  67. حرفهایم طولانی بود. با اجازه اینجا نوشتم:
    http://www.shabanali.com/ms/?p=1087
    =======================
    دست مریزاد جناب شعبانعلی ! متن زیباتون را خوندم و از اینکه هم بغضی مثل شما دارم به خود بالیدم. با اجازتون بخشی از مطلبتون را در زیر متن اصلی سایت گذاشتم و لینک کردم به کل نوشته خودتون

    [پاسخ]

  68. با سلام. اینکه فقط باید به دکتر وصل بود تا حال خوبی داشت به همت خود فرد برمیگرده. دکتر از نظر من ماهیگیری یاد میده. حالا کسانی خودشونو نیازمند ماهی ها میدونند و از این حد فراتر نمیرند خودشون مسوولند. من قصد تعریف از خودم را ندارم اما بعضی دوستان و خود دکتر میدونند که من تنها دسترسیم این سایت و محصولات خانه توانگری بوده و حتی دکتر رو تا به حال از نزدیک ندیدم اما واقعا حس پیشرفت کوچکی در خودم نسبت به مسایلم دارم. من مشکل قدیمی ای داشتم و البته هنوز هم دارم. دکتر تنها به یک ای میل من پاسخ کوتاهی دادند. ابتدای تابستان این مساله شکل حادی به خود گرفت و به شکست نزدیک شد. دردمندانه ای میلی فرستادم و پاسخ خودکار که زمان پاسخ تا آخر تابستان و اولویت با شاگردان کلاسی. چه باید میکردم؟ گفتم سلسله منطقی روش دکتر و شیوه روبه رو شدن ایشون به مساله رو در نظر بگیرم و عمل کنم. این کار رو کردم. ابدا عالی نبودم. جاهایی گند زدم. سعی و خطا کردم. باز خوردها رو سنجیدم و خدا رو شکر مطالبی در سایت دیدم که انگار برای من نوشته شده بود. و امروز میتونم بگم مشکل رو از صورت حادش در آوردم وبه صورت مساله ای که راه حل مشخص داره تبدیل کردم. اون مساله هنوز حل نشده اما دیگه اضطراب اون روزم رو ندارم و میدونم اگه درست عمل کنم به لطف پروردگار موفق خواهم بود. ای ماجرا رو برای آقای حبیبی تعریف میکردم و مثالی زدم به یک قسمت از سریال پوآرو که هستینگز سعی میکرد با روش پوآرو مساله ای رو حل کنه. البته هستینگز گند زد ولی من امیدوارم از هستینگز بهتر عمل کنم. از دکتر سپاسگزارم که تکان دادن سلولهای ریز خاکستری را به ما یاد دادند!
    ===================
    رفیق با معرفتی هستید که ما هر وقت میایید تهرون ، یه جای دیگه این خاکیم…اویسی هستید برای ما امید خان

    [پاسخ]

  69. چقدر جالبه که شما در روزهای سال جدید هم سایتتون و اپدیت می کنید و مطلب میزارین بعضی ها که انقدر جو عید گرفتشون که sms تبریک هم جواب نمیدن

    [پاسخ]

  70. آقای دکتر ممنونم که این پستها رو می گذارید
    گاهی برامون مسائلی پیش می اد(افتادن تو یک گودال) و لازمه با کسی مشورت کنیم تا بتونیم مسالمون رو حل کنیم (لزوم کمک گرفتن )بعضی از دوستانمون اونقدر اطلاعاتشون و دیدشون باز نیست که بتونن به ما کمک کنند و راه حل ها رو نمی بینند وقتمون رو تلف می کنند و ما رو به بیراهه می کشونند .
    و بعضی هاشون با این که را ه حل مساله رو می دونند کمکمون نمی کنند (یا رایگان کمک نمی کنند و انتظارات بیجایی دارند)
    پس باید دوستانمون رو خوب بشناسیم وقتی ازکسی مشورت می گیریم باید چک کنیم که مشاور دانا – آگاه در زمینه مورد مشاوره و غیر مغرض باشه .

    [پاسخ]

  71. نظرم در مورد تصویر : اون آقا بالاییه یه آقای کت و شلواری هستش که معلومه جایگاه خوبی هم داره و اون آقا پایینیه یک آقایی هستش که نیازمند کمکه و حتی لباس درستی نداره و از گرسنگی میبینیم که چقدر نحیفه . حالا اون آقا کت شلواریه با اینکه امکان نجات و کمک کردن به اون شخص نیازمند کمک رو داره ولی فقط ادای کمک کردن رو داره درمیاره تا حتی بگه ببینید من چه آدم خوبیم … و اون شخص پایینی که بالا رو نمیبینه و خبر نداره که اون فرد میتونه کمکمش کنه شاید با خودش فکر هم بکنه که این فرد داره تمام تلاشش رو میکنه که منو نجات بده و چه آدم خوبیه …اما ! اون بالایی عمدا نجاتش نمیده . تا اون فرد نتونه نجات پیدا کنه و رشد کنه و بره بالا . چرا ؟؟ شاید میترسه که اون فرد پایینی بیاد بالا و از اون هم بالاتر بزنه . شاید میترسه که دیگران هم پیشرفت کنن . شاید انقدر بدبخته که میخواد دیگران رو همیشه پایین نگه داره تا خودش بالا بمونه . به نظر من این تصویر کلا نماد افرادیه که سعی میکنند با تحقیر و پایین نگه داشتن دیگران خوشون رو بالا میبرند…
    ======================
    چه تعبیر جالبی بود
    واقعا خوبه که به ما وسعت دید میدید

    [پاسخ]

  72. سلام
    من فقط دوست دارم به اون شاگرد قدیمی تون بگم : من شهرستان زندگی میکنم و هیچوقت تا الان متاسفانه نه ایشون رو از نزدیک دیدم و نه تونستم کلاسهای دکتر شیری رو شرکت کنم که بخوام پولی پرداخت کنم ولی دو ساله که فقط خواننده وبلاگ و سایت ایشونم و باورتون نمیشه من تنها با خوندن مستمر مطالب وبلاگ و سایت ایشون ( که رایگان هم هست ) و کتابهایی که ایشون معرفی کردن ، تونستم در ارتباطات عاطفی ، مشکلات روحی و مسائل رفتاری حواسم جمع بشه و بدونم که کار درست کدومه و گاهی حتی اگه دوستام یه مشکلی براشون پیش میاد چیزهایی که یاد گرفتم رو به اونها هم یاد میدم . و همه این تاثیرات رو رایگان از ایشون یاد گرفتم و هیچ پولی هم نپرداختم . در صورتی که دیدم خیلی از روانشناسها از جواب دادن به ایمیل و سوال و حتی معرفی کتاب ها و فیلم هایی که شاید میتونه زندگی یه آدم رو تغییر بده ، تفره میرن و یه جوری بهت میفهمونن که ” گفتنش خرج داره …” . من الان که بعضی وقتها میشینم و خودم رو با خود دو سال پیشم مقایسه میکنم ، میبینم که خیلی از خودم راضی ترم ، و به خصوص در مسائل عاطفی ، خیلی منطقی تر رفتار میکنم گاهی شده به یک جمله ای که تو وبلاگ ایشون خوندم سه ماه فکر کنم به خدا . من دلیلی نمیبینم که بخوام الکی از ایشون تعریف کنم چون نه من دانشجوی دکتر شیری هستم و نه کلا ایشون منو میشناسه که بخوام خود شیرینی کنم، من فقط یه خواننده نوشته های ایشونم ، ولی به پاس همه نکته هایی که از دکتر شیری یاد گرفتم و به پاس همه تغییرات و تاثیراتی که در زندگیم گذاشتن ؛ به پاس اون چند تا سیلی لازم و دلسوزانه ای که در جواب بعضی از سوالاتم در این دو سال بهم زدن ،خودم رو ملزم میدونم که از راه دور به دستای ایشون بوسه بزنم و خودم رو مدیون ایشون میدونم . و فکر میکنم اون هزینه ای که بچه ها برای کلاسهای ایشون میدن جزء یکی از بزرگترین سرمایه گذاریهای زندگیشون میشه …
    ===================
    چقدر شرمنده کردید غزل

    [پاسخ]

  73. 1) گودالی نیست ! خطای پرسپکتیوه ، طرف داره الکی ادای ناجی بودن در میاره و به اون یکی این توهمو می ده که تو گودالی
    2) ناجی در کار نیست ! طرف داره ژست کمک در میاره وگرنه اگر می خواست نردبامو می ذاشت و می رفت … می خواد خودشو به رخ بکشه خصوصا که کت و شلوار پوشیده اونم مشکی .. و اونی که تو گوداله سفیده و ساده است … ساده دله که دلخوش کرده به کمک اون یارو !

    [پاسخ]

  74. 1-دکتر عزیز سال نو مبارک. یکی از خاطرات خوب سالی که گذشت آشنایی با وبلاگ و بعد سایت شما بود. خسته نباشید جانانه برای سالی که گذشت و آرزوی موفقیت جانانه تر برای سالی که پیش رو دارید.
    2- در مورد کاریکاتور هم شاید این پیامو داره که بعضی وقتها نیت ما آدمها درسته ولی راهی که انتخاب می کنیم درست نیست.گاهی وقتا می دونیم چی خوبه و چی بد ولی چون شرایطو درست بررسی نکردیم نمی تونیم به هدفی که داریم برسیم و تلاشمون بی فایده است. واقعا چه اندازه این واقعیت تو زندگیه ما ملموسه!!!همه مون دنبال رسیدن به تعالی هستیم ولی فقط عده ای موفق می شوند که ابزارها رو بشناسند.

    [پاسخ]

  75. سلام
    اون اقا یا خانوم در مورد شما با بی انصافی صحیت کرده ولی اگر وظیفه خودتون را موندن در ایران وخدمات معرفی کردید پس چرا به هموطن دردمندتون کمک نمی کنید.؟
    چندین بار ایمیل زدم ودرخواست کردم که به صحبت های من گوش کنید ومشاوره کنید ولی دریغ از یک توجه کوچک.
    ==============================
    به نظرم دهها هزار پاسخ ای میل ( 19 تاش مال خود شما بوده ل.س گرامی ) معنیش اینه حجم سوالات زیاده و توان بنده محدود

    [پاسخ]

  76. کاریکاتور:
    همیشه با خودم فکر می کردم کسی که یه مشکل رو از بیرون می بینه؛ بهتر می تونه تمام جوانبش رو در نظر بگیره و راه حل بده. اما حالا بیشتر از قبل متوجه شدم که خیلی خیلی خیلی مهمه که اون یه نفر کی باشه. وگرنه ممکنه از کسی کمک بخوام که بهترین و در دسترس ترین راه حل رو (که کاملا از میدان دید من خارجه)‌ به کلی نادیده بگیره!
    از طرفی فکر می کنم آدمی که دچار مشکل میشه هم به همدلی نیاز داره و هم به یه راهکار عملی. نمیشه ارزش همراهی و همدلی کسی رو که دستشو دراز کرده انکار کرد. همین که در حد دید و توانش سعی داره کاری بکنه؛ با ارزشه.

    [پاسخ]

  77. سلام دکتر
    من فکر میکنم این دوست منتقدمون داره اولین گامهای تغییر و نگاه به خودشو برمیداره،چیزی که در وجود شما هست و قابل تحسینه و برای ایشون به صورت خشم و انتقاد ناعادلانه بروز کرده.
    من ارشد بهره وری میخونم و این ترم درس مدیریت کیفیت خدمات دارم که طبق منبع مستند اکثر مشاغل با سرعت زیادی داره به سمت خدماتی شدن پیش میره و قطعا کسانی که اولین ها باشند هم نبوغ دارند و هم بهره وری رو کامل دارن اجرا میکنن که هم از نظر اقتصادی هم فرهنگی به کل جامعه کمک میکنه،ضمن اینکه یک مساله جهانیه و اینطور نیست که درایران بیشتر جواب بده.فقط چون خدمات زیاد ملموس نیست مقاومت مردمی دربرابرش بیشتره.
    و به پیوست متن شما آرزو میکنم ای کاش همه در مقابل پولی که میگیرند خدمات ارزنده ای مثل شما ارائه بدند.
    ضمن اینکه یه جمله نوشته بودند که تا وقتی به دکتر وصلی حالتون خوبه که من بااینکه خیلی مسایل رو امتحان کردم از مکتب ها و کتابهاو سخنرانی ها و…اما کمتر دیدم فردی مثل شما اساس کارش تعقل باشه که حرفی ازش شنیده میشه تبدیل به عمل شه.که جاداره ازشما به خاطر مطالعات عمیق و انتقال واضح تشکر کنم.
    باورکنید الان که داشتم کتاب قصه عشق رو میخوندم همش باخودم میگفتم ازدکتر بپرسم چطور اینقد زیبا مطالعه میکنندو اینقد جالب انتقال میدن که ازخود کتاب و ازخود نظریه هم گویاتره.
    واقعا دست مریزاد
    ============================
    چه درس جالبی میخونید بانو…از تحلیلهاتون باید بفرستید برامون تا منتشر کنیم برای هزاران خواننده فهمیده سایت

    [پاسخ]

    hamide پاسخ در تاريخ فروردین ۳ام, ۱۳۹۲ ۱۲:۵۵ ب.ظ:

    چشم دکترجان
    البته تا پایان ترم ماباید بتونیم یک سرویس خدماتی رو طراحی کنیم،چه دردنیای واقعی چه در فضای انلاین.
    شاید بتونیم خدمت شماهم برسیم.

    [پاسخ]

  78. خسته نباشی مرد – دلگیر نباش از این حرف ها – به قول خودت ملت در فشار قرار دارن – این نیز بگذرد
    ==================
    دل گیر نشدم حامد جان ، به فکر نشستم

    [پاسخ]

  79. خوب کردن حال دیگران (همین یکی به تنهایی) اونم وقتی که همه فقط نق می زنن؛ کار کمی نیست. شنیدن این حرفها عجیب نیست در جایی که احساس قدرت خیلی از افراد وابسته است به ضعف دیگران. مثل این که به جای صعود به قله هی بشینیم زمین اطرافمونو بکنیم و گود کنیم تا احساس ارتفاع بهمون دست بده!
    به قول خودتون یه همچین ملتی هستیم ما…
    چندوقت پیش یه پیامکی به دستم رسید. به خاطر دور از ادب بودنش کلی با خودم کلنجار رفتم که بنویسم یا نه. می نویسم و امیدوارم که ببخشید:
    “واکنش مردم بعد از دیدن یه ماشین خییییییلی مدل بالا:
    توی آمریکا: WOW!
    توی کویت: مرحبا… ماشاءالله…!
    توی ایران: ای دزد پدر…!

    [پاسخ]

  80. مسابقه کاریکاتور:گاهی دیدمان محدود می شود. فردی را در حال تقلا برای نجات یافتن می بینیم. در حالیکه او بر فراز قله ایستاده و سعی می کند راه را نشان دهد.

    [پاسخ]

  81. مسابقه کاریکاتور :
    گاهی دیدمان محدود می شود. فردی به سوی ما دست دراز می کند و ما او را در حال تقلا برای نجات یافتن می بینیم. در حالیکه او برفراز قله ای ایستاده و تقلای وی برای نشان دادن راه است. حکایت دکتر و دوست عزیزمان (“دوست عزیر” به این خاطر که با انتقادش فرصت انتخاب مصمم تر مسیر را فراهم می سازد. امیدوارم خودش هم از این انتقاد سود ببرد)

    [پاسخ]

  82. این ایمیل مارا که دکتر هک کردند گویا هنوز مطمئن نیستم!داشتم فکر میکردم چه مطلبی بذارم پای این کامنت. خیلی مواظبم که طرح واره هام فعال نشوند حرف نامربوطی به این شخص نزنم.فقط میتونم بگم ادم باید یه جو معرفت داشته باشه نسبت به ادم های اطرافش. من نمیگم شما فرشته اید ازتون بت هم نمیخواهم بسازم. اما یه چیزی را مطمئنم نسبت به شرایط زمین(نه قواعد مدینه فاضله بعضی دوستان که من بهشت هم بعید میدونم اون مدل باشه) قطعا یکی از نیکانید.

    [پاسخ]

  83. سلام.آقای دکتر شما اینجا خودتون رو ارزیابی کردین یا زدین فک طرفو پایین آوردین؟!!!!!!!!!
    ——————–
    مهرداد جان ! طرف شاگرد خودم بوده…واسه چی فکش را بیارم پایین وقتی بناست بدست هم این دیار را بسازیم؟ کسان دیگری هستند که خدمتشان خواهیم رسید به موقع ؛ اونهاییکه تحمل خنده من و تو و این مردم را ندارند

    [پاسخ]

  84. سلام
    چقد خوبه که با یکی که زخمی هست و با حرف زدنش زخمی میکنه بقیه رو… میتونید این بالغانه برخورد کنید و باز چونان یه معلم جواب بدین.
    درباره کاریکاتور هم… بعضی ها به آدم توهم کمک میدند درحالی که ابزارش و دارند و هیچ وقت هم چنین نمیکنند.

    [پاسخ]

  85. cheghadr harfatoon ziba va manteghi hast dr shiri aziz…hata javabe bazi soalaye zendegyie khodamo ham gereftam makhsusan zamani ke 2 del mishi beyne moondan va raftan in harfha kheili raah goshaast..tashakor 🙂

    [پاسخ]

  86. مسابقه کاریکاتور :
    وقتی با مسئله ای یا آدمی که نیاز به کمک دارد روبرو می¬شویم با عجله و بدون اندیشه اقدام نکنیم. راهکارهای مورد نیاز برای رفع مشکل را بررسی کنیم و ابزارهای کمک که در اطرافمان وجود دارد را ببینیم. گاهی ممکن است خیلی مثل این نردبان واضح نباشد ، مثلاً واسطه¬گری یه آدم، یا یک جلسه تشکیل دادن و … نیاز داشته باشد ، که بالاخره از بالا دیدن نیاز دارد . این آدم سرش رو به پایین هست و فقط یه جهت را دارد می¬بیند و تازه فشار زیادی همه به خودش می¬اورد که دست آدم پایینی را بگیرد، که اگر بلند بشود و اطرافش را نگاهی بیندازد دنیا برایش عوض می¬شود .

    [پاسخ]

  87. بچه های علامه حلی مغروراند، فکر می کنند باهوش ترین اند، به نظر من فقط شرایط خوب اونها رو به اونجا رسونده. من رفتم مدرسه ابوریحان ولی دوستم هم که شاگرد اول بود تو مدرسه اشون مجبور شد سوم دبیرستان ازدواج کنه. به هیچ جا نرسید الآن فقط یه بچه 5 ساله داره.

    [پاسخ]

  88. برای کمک کردن میشه ممستقیما نردبان در اختیار او کذاشت تا از تنگنایی که قرار داره بیرون بیاد خیلی راحت اما دستان برای کمک دراز میشود تا کسی که در نا امیدی گودالی برای خود ساخته ببیند کسانی می خواهند کمکش کنند وو این طوری آن فرد تمام تلاش خود را برای رهایی از مشکلات زندگی میکند اگر بدون تلاش از مشکلااات بیرون بیاد نمی تواند متکی ب خود باشد وو همواره نیازمند کمک خواهد بود

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.