نکاتی که پدر و مادرتان بهتان نگفتند ( یک فروردین ۹۲)

image_pdfimage_print

سلام آقای دکتر!
از آبان ماه با کسی دوست شدم که از اول نمی دانستم سیگاری است ولی بعد از چند ماه معاشرت در جمع دوستانش متوجه شدم خیلی سیگار می کشد. از آن جا که همیشه سیگاری نبودن از معیارهای مهم خودم و خانواده ام بوده خواستم کناره گیری کنم اما به خاطر موقعیت خوب شغلی و شباهت هایی که داریم به رابطه ادامه دادم. با توجه به این که یک بار قول به ترک سیگار داده می توانم امیدوار باشم؟ آیا این موضوع مشکل ساز است؟
مینای عزیز
تو معلم اخلاق برای یک پسر نمیتونی بشی…

“مامان جوون “نمیتونی بشی….

سیگار کشیدن  مضر است و البته به سلیقه تو ، خوشایند نیست ؛ خیلی هم خوب ولی قول گرفتن از مرد برای ترک سیگار و…یه رویاست…بهش میتونی بگی سیگارش را خیلی کم کنه و مدتی که با توئه ،دوست داری بوی ادکلن بده نه نیکوتین مونده…اینطوری از یک دختر برمیاد تغییر ایجاد کنه نه مثل خانم ناظمها !

==================================================

آقای دکتر من یک دختر ۲۹ ساله هستم و متاسفانه هنوز ازدواج نکردم این که به این سن رسیدم و ازدواج نکردم و نامزدی هم ندارم و حتی کسی رو زیر سر ندارم و این که همه اطرافیانم ازدواج کردن و تو فامیل کلا زود ازدواج می کنندو … همه این داره کاملا دیوانم می کنه ولی نمی دونم چرا مورد مناسب برام پیش نمیاد، راستش من نخواستم تو فامیل ازدواج کنم مواردی هم که برام پیشنهاد شد (به طور سنتی) هر با به یک شکل به انجام نرسید، تو دانشگاه و سر کار هم گاهی حس می کنم بعضی ها از من خوششان میاد اما هیچ وقت کار به جایی نمی رسه که جدی بشه تاکید می کنم هیچ وقت .از نظر پدر و مادرم این که تا حالا ازدواج نکردم اصلا مهم نیست اما برا خودم از همه نظر ازار دهنده است هم از نظر احساسی هم روابط عاطفی هم حضور در جمع هم سالان و هم دوره ای ها .آقای دکتر من واقعا نمی دونم باید چه کار کنم تا یک ازدواج خوب و مناسب داشته باشم

اولین گروهی که در معرفی شدن  پسرهای خوب و شایسته  ، میتوانند کمکت کنند ، دوستان “متاهلت” هستند.
بعدش خانواده اصلی و غیر اصلی همیشه تو دست و بالشون دارند و باید مامان بابات هم به افراد مطمئن فامیل صریحا اعلام کنند  که هانی داره ۳۰ ساله میشه و میخواد بره سر خونه و زندگیش.
خودت هم باید مهارتهای رابطه عاطفی بلد باشی…سال ۹۲ باید به جای غصه خوردن ، یه کاری جدی بکنی دختر خوب

—————————————————————————

سلام.
دکتر چرا پسرا در یک رایطه ای که مدت زمان کمی شروع شده تا حد زیادی نیاز به محبت بیش از اندازه و قربون صدقه دارن. به نظر شما بایستی بهشون پاسخ داد یا نه.
جدا” نمیفهمم اونا مشکل دارن یا من سختگیرم.
این موضوع شامل بعضی پسرها میشه یعنی خیلی ها هم اینطوری نیستند
اگر خیلی خشک باشی خب حال بهم زن میی ار هم خیلی باز برخورد کنی از دستشون میدی…تعادل داشته باش و واقعا شخصیت شناسی باید بلد باشی

========================================

من ۶ ساله که از همسرم جدا زندگی میکنم البته بعد از خیانت وداشتن یک بچه واتفاق های خیلی ناخوشایند من از نظر حقوقی جلو رفتم وبرنده ولی در اصل بازنده چون میخوام همسرم برگرده سالهاست تراپی میشم وکلاسهای اقای سیفی را هم رفتم ولی دلم میخواد خانواده داشته باشم و نمی توانم خداحافظی کنم البته بی کار نشستم ارشد قبول شدم وخیلیییییییییییی کارهای دیگه ولی منتظر معجزه خدا چطور میشه یک نفر را برگردوند تقریبا هر راهی را رفتم با کمک مشاور ولی جواب نداده نظرتون چیه پایدار باشید
باران گرامی
شوهرتان طعم مجردی پس از متاهلی را چشید و ممکنه به علت راحت تر بودنش و البته تنوعات مرتبط ، خیلی هم تمایلی به برگشت نداشته باشه به ویزه لینکه به نظرم میدونه تو هنوز موندهای به پاش علیرغم هارت و پورتهات
قدم اول اینه که فکر ازدواجی موفق با کسی دیگه باشی، خود این موضوع خیلی از مردها را با جدیت امر روبرو میکنه
قدم دوم اینه دست از رفتار مهرطلب برداری… به نظرم یه کم این مساله را داری( تقویت بالغ در رویارویی با خودت ، از پیش نویس موفق نشو بیرون اومدن )

———————————–

دوره آموزشی مهارتهای ازدواج مثبت را میتوانید رایگان با فرستادن کلمه ” ازدواج + ” یا EZDEVAJ ” به شماره پیامک ۱۰۰۰۲۵۵۴۲۴۱۷۹۴ رزرو کنید

مطالب مرتبط

یکساله هیچ حسی بهش ندارم !

همه چیش خوبه جز چهره اش

همه چیزم عالیه ولی مرد مناسب نیست

سن بالای مجرد

31 دیدگاه در “نکاتی که پدر و مادرتان بهتان نگفتند ( یک فروردین ۹۲)

  1. اصن حس ازدواج نیس…فکر کن هرروز پاشی برای یکی صبحونه درست کنی ناهار و شام درست کنی زندگی تعطیل همش کار خونه و بچه داری.فقط می خوام یه عالمه بخوابم سیر نمی شم از خواب.
    سلام نکرده بودم.سلام.

    [پاسخ]

  2. اصن حس ازدواج نیس…فکر کن هرروز پاشی برای یکی صبحونه درست کنی ناهار و شام درست کنی زندگی تعطیل همش کار خونه و بچه داری.فقط می خوام یه عالمه بخوابم سیر نمی شم ار خواب

    [پاسخ]

  3. سلام
    آقای دکتر شیری
    بشدت حرفهاتون به دل میشینه
    من برنامه باز هم زندگی رو از شبکه 2 میبینم
    کاش زمان صحبت شما بیشتر بشه
    موفق و پیروز باشید
    ==============
    ممنونم علی عزیز

    [پاسخ]

  4. اقای دکتر من از نظر خانوادم هنوز بچه حساب میشم میگن تا 25 سالگی نباید ازدواج کنی و زوده!هرچی خواستگار زنگ میزد خونمون میگفتن نه!حالا چیکار کنم؟چطوری بگم بشون من بزرگ شدم بذارن با کسی که دوستش دارم ازدواج کنم؟مثل بقیه جواب منفی بشون ندن!!!!!

    [پاسخ]

  5. اقای دکتر سلام.امروز بهم گفت میخوان بیان خواستگاری با خانوادش حرف زده قبول کردن!من بچه دوم خانوادم زیاد با پدر مادرم راحت نیستم!پدرم چند ماه پیش فهمیدن ما با هم در تماسیم رفتن سراغش و طرز ناخوشایندی گفتن تمام کنید!با رابطه دوست دختر پسری شدیدا مخالفن!الان چطوری خانوادم راضی کنم؟موافقت کنن بیان خونمون برا خواستگاری؟و بپذیرنش؟راستی من از اینکه جوابمو دادید کمکم میکنید ازتون تشکر میکنم.خدا خیرتون بده
    ====================
    شما هیچ تلاشی لازم نیست بکنید دنیا
    خانواده اش با خانواده تون صحبت رسمی میکنند و اجازه میگیرند و این حرفها نیز پیش نمی اید

    [پاسخ]

  6. یه سوال!اقای دکتر به نظر شما زمان بگذره اتفاق یادش میره؟یا تو ذهنش مونده و میمونه؟اگه فرضا ازدواج کردیم وارد زندگی شدیم امکان داره از یادش بره؟من ازتون معذرت میخوام هی سوال میپرسم!اخه دارم عذاب میکشم و ناراحتم ببخشید
    ===============
    چیزی از یاد کسی نمیره ولی خاطرات بی اهمیتی میشن مگر اینکه خودت هی رفتار آدمهای گناهکار را نشون بدی

    [پاسخ]

  7. با سلام.اقای دکتر مدتی به خواست طرف از هم جدا شدیم یک هفته بعد اومد طرفم شرو کرد به تماس گرفتن!خودش میگه بذار زمان بگذره همه چیز درست میشه!نمیدونم چیکار کنم میترسم ضربه خیلی بدی بخورم!از یه طرف دوستش دارم و در مورد ازدواج و زندگی ایندمون باهام حرف میزنه از یه طرف میترسم بگه بخاطر اون اتفاق نمیتونم و من ضربه بخورم!کاملا گیج شدم نمیدونم از زندگی چی میخوام!خواهش میکنم کمک و راهنماییم کنید تا بیشتر اذیت نشم.ممنون

    [پاسخ]

  8. در ادامه اقای دکتر من نمیدونم این پسر منا الانم برا ازدواج میخواد یا خوش گذرونی!البته خانوادش با خبرن ما با هم تلفنی حرف میزنیم فکر کنم برا ازدواج همو میخوایم!از کجا بفهمم نیتش چیه؟دوستم داره یا نه!خودش میگه اگه برا ازدواج نمیخواستمت تا الان بات نمیموندم!اینم بگم قبل از من با خیلیا رابطه داشته!گیج شدم نمیدونم چیکار کنم!چطوری بفهمم واقعا دوستم داره برا ازدواج میخاد یا برا خوش گذرونی و حوس!چطوری ذهنشو عوض کنم!هیچکسی هم ندارم کمکم کنه!لطفا خواهشا کمکم کنید.ممنون
    ================
    خب کاری نداره
    اگر بخوادت رسما میاد با خانواده اش خواستگاری

    [پاسخ]

  9. سلام من 21سالمه با مردی اشنا شدم برای ازدواج مناسب من بود ایده ال.قبلا با یک نفر رابطه داشتم الان ازین موضوع با خبر شده فهمیده.الان با فردی که برا ازدواج میخوام در تماسم ورابطه دارم.هرازگاهی یادش به اتفاقی که افتاده میفته میگه نمیتونم بات ازدواج کنم بذار زمان بگذره!راستش خیلی دوستش دارم بش وابسته شدم من ازین موضوع و اتفاق خیلی ناراحتم عصبی شدم.من با این پسر چیکار کنم؟چطوری ذهنشو عوض کنم؟تورو خدا کمکم کنید.ممنون
    ===================
    یک شوک احتیاج داره تا از این افکار بزنه بیرون
    باهاش قطع رابطه کن بدون هیچ توضیحی
    این مردان خیلی حسودند و از همی نقطه گزیده میشوند
    بعد از مدتی که طرف تو شوک موند اگر پیگیر شد ، شوک یعنی اینکه “من اون تجربه را داشته ام و مساله منه و تو باید مساله ات را حل کنی”

    [پاسخ]

  10. سلام،سن سیزده سالگی عاشق پسرهمسایه طبقه پایینیمون شدم اولش بااشاره ونگاه بودعشقم بهش جوری بود که لحظه شماری میکردم یلحظه ببینمش تااینکه خونمون رفت یکوچه بالاترباتلفن (مامانمم خبرداشت‏)باهم درارتباط بودیم من اونوبرا ازدواج میخواستم عشقم بهش واقعی بود تاروزی که فهمیدم اون مثل من نیست خواستم ازهمه پسرج انتقام بگیرم یحس بچگونه چندسال بایپسرتلفنی صحبت کردم عاشق من شده بوددرس مث خودم که عاشق شده بودم اومدخاستگاری قبول نکردم چون نمیخواستم ازدواج کنم الانم میرم دانشگاه امااحساس میکنم نمیتونم هیچ پسری رودوست داشته باشم واینکه هیچ پسری دوست نداره باهام حرف بزنه پسراازم بدشون میاداحساس میکنم نمیتونم دوباره عاشق بشم چیکارکنم لطفا کمکم کنین‏)(با پسرای زیادی تلفنی صحبت میکنم امابراتفریح همشون برایچیزی بادختراصحبت میکنن.اول هدفم درسمه بعدیرابطه سالم بایپسرخوب )چجوریپسرخوب پیداکنم؟دکتررابطم باپسرااصلاخوب نیس لطفاکمکم کنین. 

    [پاسخ]

  11. سلام آقای دکتروسال نو شما مبارک
    ببخشید مزاحمتونمیشم.سوالی داشتم اگر لطف کنید و راهنماییم کنید ممنون.من مدتی با پسری آشنا شدم که بعد از مدتی فهمیدم که قبل از دوستی بامن با افراد زیادی رابطه جنسی داشته،خودش میگه اونا خودشون میخواستن و من اصراری نداشتم !!!1 متاسفانه منو هم با شیرین زبونیهاش … کرد و … الان خیلی عذاب وجدان داردم در حد مرگ.از طرفی چند وقته متوجه شدم اون منو فقط واسه سکس میخواد نه چیز دیگه.وقتی به من میگه اگه تو عقد کنی و ازدواج کنی من چیکار کنم؟وقتی من بهش میگم میخوام ازدواج کنم ناراحت نمیشه و راحت میگه فدای عروس خانوم خودم بشم…… آقای دکتر داغونم.من اشتباه کردم من پشیمونم منو احمق فرض کردومنو با حرفاش خام کرد.من یه آدم احساسیم و اون اینو فهمیده
    کمکم کنید
    ==================
    شادی گرامی
    وقتی شعورت بهت داره الارم میده باید سریع خودت را نجات بدی، امروز هم این ار را بکنی بردی
    هیچ توضیحی لازم نیست بهش بدی …اون باید تو خماری بمونه
    بعد چند وقت افتخار میکنی به تصمیمت

    [پاسخ]

  12. سلام سال نو مبارک
    اقای دکتر در جواب یکی از دوستان در مورد رابطه با پسرا (رابطه عاطفی)گفتید تعادل داشته باش،نه خشک باش نه باز چون ازدستش میدی.میشه در مورد این تعادل توضیح بدید یا کتابی معرفی کنید.

    [پاسخ]

  13. با عرض سلام و تبریک سال نو٠٠٠ استاد ارجمند همسرم با وجودی که فردی مهربان ، مسئول و خانواده دوست هستند ،از تمکن مالی خوبی برخوردارند و سالهاست با هم زندگی میکنیم ،شدیدن بدبین و کنترل گر هستند ،به دست آوردن موفقیتهایم برایم به سختی انجام شده .با وجودی که یک فرزند پسر ١٣ ساله دارم ،بارها به فکر جدایی افتاده ام ،چون با وضعیت تأهل ادامه مسیراهدافم پر از مانع و انرژی گیر است.فرزندم یکی از بهترین پدرهای دنیا را دارد ! اما نمیدانم آیا باید به ارامش او فکر کنم یا به اهداف خودم !زندگی کم دغدغه با آزادی عمل محدود رو انتخاب کنم یا زندگی پر مسئولیت ولی آزاد …
    ======================
    بد دلی به تنهایی خیلی از زندگی ها را میفرسته رو هوا
    یک زن باید احساس موثر بودنش را هم از زن بودنش هم از مادری و همسری و هم از فعالیتهای شخصی اش اخذ کند

    [پاسخ]

  14. سلام استاد
    عیدتون مبارک
    سوالی پرسیده بودم که انگار دستتون نرسیده. ببخشید دوباره میپرسم.
    دخترداییم تقریبا 4 ماه پیش از طریق یکی از فامیلها با پسری آشنا شد. خانواده ها هم در جریان هستن. به درخواست پسر فعلا قراره معاشرت داشته باشن بعد تصمیم بگیرن (هرکدوم تو یه شهر جدا زندگی میکنن. برا همین معاشرتشون فقط تلفنیه!!!!!)
    بطور خیلی تصادفی فهمیدم که پسر قبلا ازدواج کرده بوده . نمیدونم دختر داییم این موضوع رو میدونه یا نه. آیا باید بهش بگم؟
    ممنون میشم راهنمایی کنین
    ====================
    معلومه که باید بهش بگی

    [پاسخ]

  15. سلام.چند سال پیش کسی بهم خیانت وحشتناکی کرد و تموم زندگیم رو نابود کرد.یادم هست حالم خیلی بد بود تا اینکه وبلاگ شما رو پیدا کردم و چندتا از کتابایی رو که توصیه کرده بودین خوندم زمان گذشت و حالم دگرگون شد از اون واقعه 4 سالی میگذره.حالم الان خوبه سهم خودم رو میدونم ولی سهم اصلی در این مشکل مال اونه یه مشکلی دارم اونم اینه که در شرایط سخت (مخصوصا زمان ازمون ارشد)انگار تمام اون وقایع تلخ لحظه لحظه اون سالها و تلخیهاش میان سراغم و کینه ونفرت باور نکردنی که بیشتر به خودم ضربه میزنه و جلوی پیشرفتم رو میگیره با یه حس انتقام شدید میاد سراغم.روح وجسمم مچاله میشه کارم به دکتر میکشه . بیشتر انرژیم صرف پیدا کردن راه حلی برای انتقام میشه این حادثه تلخ الان سه بار به ضررم بود سه تا فرصت برای تک رقمی اوردن تو ارشد رو از دست دادم نگید باید یه رابطه جدید رو شروع کنم چیکار کنم که این حس دیگه تکرار نشه؟بدترین جاش هم این بود که با اصرار از طرف اون شروع شد و چون در حال تعلیق بودم من مطرح کردم و این بدترین ضربه بود چون یه برگ برنده وحشتناک دادم دست اون .سواستفاده کرد و ابروم رو برد.دکتر اگه روزی خواستم رابطه جدیدی رو شروع کنم ایا باید این موضوع رو بگم یا نه؟
    ================================
    شما غمگینید
    خشمگینید
    انتقام ، ممکنه به شما فقط حس خوبی بده و خود خوبی را ازتون بگیره
    وقتی مراقب باشید ، رشد کنید ، رابطه خوب داشته باشید البته بدترین سوزش واسه کسانی است که لیاقت تان را نداشته اند

    [پاسخ]

  16. سلام آقای دکتر
    ازتون ممنونم از وجود خوبتون…از راهنمایی های قشنگتون
    بخاطر همه چیز ممنونم
    امیدوارم سال 92 بهترین و قشنگترین سال در کنار سال های قشنگ آینده واستون باشه…..

    [پاسخ]

  17. دخترای ایرونی اکثرشون آفرودیت سرخودند… یا نمک دارن یا خوشگلند. مهربونند و خوب… ولی فک میکنند باید چه لعبتی باشند که که دل ببرند.
    آقای شهاب مرادی یه بار بهم گفت چون تو اونقدر باهوش نیستی که یه پسر خوب رو جذب کنی به دخترهایی که میتونند میگی فلانند!
    هوش!!! این کلید گم شده ی ما دخترهاست. نه زیبایی و دلبری و اینکه دوست داشتنی هستیم یا نه. آفرودیت بدونه آتنا به لعنت خدا هم نمی ارزه.

    [پاسخ]

  18. سلام اقای دکتر منم سوال حمیده خانم رو دارم. چه طور می شه مهارت های رابطه عاطفی رو یاد گرفت؟ کتاب کلاس همایش و یا سی دی خاصی در این زمینه وجود دارد؟
    ========================
    لینک زیر درباره کلاسهای مرتبط با سوال شماست ، اگر باز سوالی موند لطفا دریغ نکنید
    http://doctorshiri.com/fa/content/3808/%D9%85%D9%87%D8%A7%D8%B1%D8%AA-%D8%A7%D8%B1%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B7/

    [پاسخ]

  19. اقای دکتر من دختری 20 ساله هستم که از یکی از پسرهای همسایه مون اصلا خوشم نمیومد ولی اون غیر مستقیم بهم ابراز علاقه کرد و بعد از 3 سال حالا من ازش خوشم اومده ولی نمیدونم که اون هنوزم منو دوست داره یا نه.چطوری بفهمم ؟وچطوری بهش علاقم رو نشون بدم ؟
    ======================
    بالاخره وقتی میبینیدش ، برخوردش چطوره؟ تو عالم همسایگی مراقب باشید زنگ تفریح نشید مونا

    [پاسخ]

  20. با سلام و تبریک سال نو
    من یک مشکل خیلی بزرگی دارم که به تازگی متوجه اون شدم . اینکه من بدون داشتن رابطه نزدیک با کسی علاقه شدیدی به اون فرد پیدا می کنم گاهی حتی خودم هم نمی دونم چرا از این ادم اینقدر خوشم اومده. چندین بار این موضوع تکرار شده و این اواخر این موضوع تا جایی ادامه پیدا کرد که علاقه ام رو به طرف گفتم و اون هم عکس العملی نشون نداد. این آقا از هم دانشگاهی های من بود. سر کار هم همین مورد در باره یکی از همکاران رخ داده که ارتباطی باهاش ندارم و فقط در حد سلامه. اما چون تجربه قبلی رو داشتم اینجا خودم رو خیلی کنترل کردم. آیا این مورد طبیعیست؟
    ===============
    چه عرض کنم عسل جان؟ به نظرم طبیعی نمیاد که بدون شناخت این همه حس پیدا کنید

    [پاسخ]

  21. سلام
    من حدود 3 ماه هست که در یک رابطه ناسالم گیر افتادم
    در واقع اشتباه اولم شروع ارتباط قبل از شناخت بود الان او انسان شریفی هست اما اخلاقیات خاصی داره که هرگز مد نظر من در ازدواج نبوده اما انسان مهربان و خوش خلقی هست ولی گاهی عصبانی میشه و رفتار هاش گاهی آزارم میده نمی دونم که دوستش دارم یا نه
    پدر و مادم کاملا مخالفند و من یک ماهه به خاطر اون با اونها قهرم اما پدر و مادم بهم محبت می کنن
    اون میگه بریم دادگاه و تقاضای ازدواج کنیم و تنها زندگی کنیم و اگر هر وقت اونها خواستند باهاشون رابطه برقرار می کنیم
    من خواستگارهای زیادی دارم و موقعیت بهتر و نزدیکتر هم دارم
    و می ترسم که اون خواستگارها به اندازه ایشون من رو دوست نداشته باشند
    و از طرفی دلم برای ایشون می سوزه که با اخلاقهای خاصی که داره نتونه با کسی دیگه کنار بیاد و نیز ایشون یک تجربه از دواج ناموفق داشته و من با همسر قبلی ش صحبت کردم از هر نظر ردش کرد ایشون همه تقصیر رو به گردن دختر می اندازه و مدام ازش بد گویی می کنه
    به من قول زیادی برای تغییر کردن می ده
    مثلا نماز خوندن
    و پس انداز کردن
    نمی دونم
    می تونم با یک کم سازش باهاش کنار بیام اما می ترسم
    چند روزه ارتباطموقطع کردم
    الان می تونم تصمیم بگیرم
    می ترسم دیر بشه
    کمکم کنید و برام دعا کنید

    [پاسخ]

  22. برای ستاره بودن
    لازم نیست اینقدر نزدیک باشی و درخشان
    که نورت، تمام عالم را روشن کند
    و چشم همه‏ی آدم‏ها را خیره
    طوری که شب و روزشان با تو رقم بخورد
    برای ستاره بودن
    همین که کورسوهای روشنایی‏ات
    در چشم تنها یک آدم سو‏سو بزند
    و یک نفر، میلیاردها سال نوری دورتر
    تو را مال خودش بداند
    طوری که شب‏های تنهایی‏اش، خیره در چشمان تو ورق بخورند
    برای ستاره بودن
    همین کافیست
    سال نو مبارک استاد عزیز. براتون بهترینها رو آرزو می‏کنم و امیدورام همه‏ی ما حداقل برای یک نفر همینقدر عزیز باشیم.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.