در عجب میشوی از اینهمه حماقت

image_pdfimage_print

آدمهایی دیده ام که بر اثر کارهایی خاص(!) رشدهایی خاص( !) کرده اند ، در برجهای خاص منزل گزیده اند ولی در خلوت خلوت خویش میدانند که چگونه حیوان شده اند ؛ اسمش را گذاشته اند بیزینس ، NETWORK، پیشرفت ، قدمهای ترقی ؛ ولی نیک میدانند که روزمرگی ، زن و بچه و پست و مقام هرگز به ننگی که یافته اند ، رنگی نمیزند.

نبی اکرم نیک در خطبه شعبانیه فرمودند که ان انفاسکم مرهونه باعمالکم = وجود شما در رهن کارهای شماست

اینان از بس حسابگری کرده اند ، توان ساده لذت بردن از زندگی را ندارند…چشمان شان به قول دکتر الهی قمشه ای از بس دور را پاییده اند ، تنگ شده…بدون اتانول بلد نیستند خودشان شوند و فقط در این افول است که رهیدگی را میزیند

مقابلت ایستاده اند و مشغول NETWORK ساختن با تو هستند (!) میبینی چگونه تلفنهای آدمهای قربانی قبلی را پاسخ نمیدهند ، چگونه برای بقیه وقت ندارندو همان موقع با تو دارند قرار رویاهای بعدیشان را میگذارند…در عجب میشوی از اینهمه حماقتی که زیر تیزهوشی و سرعت ذهنی هرمسی و ….پنهان شده است

خنده ات میگیرد که همه امپراتوری این افراد با دیدن تنها یک ساعت مارک دار چند ده هزار دلاری   در دستان تو  -که هنوز ندارند- ، پودر میشود… مثل این افراد تلخ است و  در دیدارشان نباید مسحور اداها و موقعیتشان بشوی….مهمتر از هوش آدمیان عقل است و یقین و صحیح گفت ان نبی کریم که چیزی بسان یقین در این عالم کمیاب نیست.

به خانواده ات ، خود ساختگی ات ، دوستان دلی و جانی ات بیندیش و ثانیه ای را مصروف این خود فریبان مکن…

===========

مطالب مشابه :

طبقه پایین حرم امام رضا (ع)

دو پیاله مثنوی

چهل تاریخ ، بردگی و انسانی که هنوز مانده است

تو یگانه ای

با بعضی ها باید اینطوری بود

38 دیدگاه در “در عجب میشوی از اینهمه حماقت

  1. کلمات، چنان قدرتی دارند که می توانند آتش جنگی را بیفروزند و یا صلحی را بر قرار سازند، رابطه ای را به نابودی کشانند و یا آنرا محکمتر کنند. برداشت و احساس ما نسبت به هر چیز، بسته به معنائی است که به آن چیز می دهیم. کلماتی که آگاهانه یا نا آگاهانه برای بیان یک وضعیت انتخاب می کنیم، بلافاصله معنای آن را در نظرمان دگرگون می کنند و در نتیجه احساسمان را تغییر می دهند. « آنتونی رابینز »

    [پاسخ]

  2. سلام
    آقای دکتر من توی صحبت کردن خیلی مهارت ندارم یعنی حرف هام اون جور که توی
    اندیشه ام هستن ، نیستند! خیلی سطحی ترند!!!
    ممنون میشم اگه راهنماییم کنید
    ======================
    مطالعه تون را بیشتر کنید
    وبلاگ بنویسید
    سخنرانی کسی را که میپسندید ، تمرین کنید….مطمئن باشید در کمتر از 6 هفته خیلی تغییر میکنید

    [پاسخ]

  3. ببخشید زهرا.د ربط این به ارمیا چیه؟
    آقای دکتر! چرا وقتی کسی دیگران رو قضاوت می کنه من انقدر عصبانااانییییییییییییی می شم. حتی اگه نفهمم قضاوتش چیه؟
    ===============
    شاید کسی ای کار را باهاتون کرده….شاید غافلانه این کار ازتون سر میزنه جایی

    [پاسخ]

  4. مهمتر از هوش آدمیان عقل است و یقین و صحیح گفت ان نبی کریم که چیزی بسان یقین در این عالم کمیاب نیست.

    به خانواده ات ، خود ساختگی ات ، دوستان دلی و جانی ات بیندیش و ثانیه ای را مصروف این خود فریبان مکن.
    قاب شد این جملات به اتاقم رو کاغذ
    سراسر وجودتون برکت و خیر دکتر زنده باشی

    [پاسخ]

  5. سلام دکتر جان
    این متن برام حاوی پیامی بود (هشدار در رابطه با یک هرمسی)اما در برهه ای از زندگیم هستم که ایگوی من مدتیه به شدت در سرزنش وملامتگری به سر می بره آیا بودن در این فضای ذهنی باعث می شه دلیل راجع به این ذهنیت جمع کنم تا متقاعد بشم یا اینکه واقعا هشداری از طرف روح زندگیه که به این شکل نمود پیدا کرده‍ که در ‍پاسخ به خانم نیره هم به ان اشاره کردم.
    ممنون می شم از توجهتون.

    [پاسخ]

  6. دکتر شیری عزیز و دوست داشتنی….فوق العاده بود و یک نشانه راه برای من ….منی که همیشه مطالبتون رو میخوندم…اما ردپایی از خودم نمیذاشتم …رو….واداشت..این دفعه کامنت بذارم….مرسی که هستید که چراغ راه من و دوستانم باشید……زندگیتون سراسر نور و برکت

    [پاسخ]

  7. عالی بود دکتر شیری عزیز…لذت بردم…چند باره و چند باره خوندمش و درست لمس کردم لحظه های خنثی شده ای رو که زمانی از دست یک چنین کسی از چنین قماشی چشیدم! دمتان گرم و سرتان خوش باد استاد عزیز
    ***
    مهکامه بانو
    عالی بود شعرت… عالی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

  8. سلام
    رسیدن به خیر
    همه اش را گفتید جز اینکه لایک بزنم کاری نمونده
    فقط یه چیز! حسم این بود که شما سر کلاس ها طوری از هرمس حرف میزنید که هرمس تایپ بودن
    یه جور پوئن هست درحالیکه کسان بسیاری را دیده بودم که با همین آرکیتایپ هرمس چه جراحت ها به خودشون و کسان و جامعه نزدند.
    ممنونم از علم تون
    ========================
    نه والله نیره خانم
    هر آرکتایپی ، سایه هایی داره هم ارز محاسنش…همرس سایه هایی دارد مثل خیانت ، لغزش، لیزی، نوجوان ابدی

    [پاسخ]

    مهتا پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۰ ب.ظ:

    آخ گفتی نیره جان
    من هم با یک هرمسی در ارتباطم که مرا مجذوب خود کرده اما نقاط ضعفی که دکتر نام بردند منو می ترسونه وجالبه که خودش هم این موضوع رو می دونه وبه من می گه با مهارت منو برای خودت نگه دار چنان دچار تعارض هستم که نه راه پیش دارم نه راه پس.اگر پیشنهادی دارین سراپا بگوشم

    [پاسخ]

  9. استاد عزیز مثل همیشه وجود و تفکرات عمیق شما، مارو نسبت به مسائلی که امروزه پشتِ یکنواختی و بی هدفی گم شده، روشن می کنه…
    روشنی وجودتان برقرار
    استاد توی پارانتز خیلی وقت بود می خواستم نظر بذارم و شمارو به وبلاگم دعوت کنم،دیگه امروز عزممو جزم کردم

    [پاسخ]

  10. تازه به دوران رسیده ها را از نزدیک دیده ام و میدانم چقدر آدمهای غمگین و قابل ترحمی هستند و چقدر به کمک احتیاج دارند…اونا قربانیند..قربانی محیطی که با ناسالمیش جیب آنها را قبل از آن که ظرفیت فهم ثروت و توانگری را داشته باشند پر از پول کرده
    ==================
    راست گفتید بانو

    [پاسخ]

  11. عجب مطلبی و چه عکسی! آدم حس میکنه ماهیه به هوای هواخوری بلندپروازی کرده و از آب پریده بیرون و … از مایه ی حیاتش دور افتاده.
    یه بار برای یه همچین آدمی یه شعر مانندی نوشتم که با اجازه ی شما اینجا هم می نویسم:
    «سخت مغرور و شتابانی، باد!
    اندکی آهسته…
    زیر پا حرمت ویران شده ی برگی زرد،
    زیر پا حجب فرو ریخته ی جاده است.»
    =====================
    محشر بود این شعر…دست مریزاد

    [پاسخ]

    عباس ملكشاه پاسخ در تاريخ اسفند ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۳ ب.ظ:

    زنده باد
    چه شعر زیبایی، واقعا توصیف گر باد غرور و رندی بعضی هاست

    [پاسخ]

  12. خدا شکر ااز زندگیم راضیم ااااااز وقتی افکار ساااخته پرداخته دنیای ذهنی انسانها روبه رو شدم چه راحت بدون درک منظور حرف فقط قصد کوچک کردن دارند من عقدهای ندارم ااز اشناییییی با دکتر وشاگردانشانن خوشحاال شدم ممنون از همه اول مسیر طی کردهی اانسانها را باید طی کرد بعد قضاوت کرد

    [پاسخ]

  13. اینها قدرت و یقینی را که ندارند فرا می فکنند. همانهایی که فکر می کنی در عالی تر ین رتبه اند . و غبطه هامان ساعتشان را می خوری.
    مگر نه این است ..
    ( چقدر دلتان پر است استاد)

    [پاسخ]

  14. سلام استاد عزیز و گرامی ام
    امروزِ من با لبخند شیرین و دوست داشتنی و اخلاق نیک یه راننده تاکسی که به قول سهراب ” دانه های دلش پیدا بود” شروع شد و بعدم اینجا با حرفها و حقایق عمیقی که شما برامون می گین داره ادامه پیدا می کنه…..مخصوصا جمله ای که از دکتر الهی قمشه ای بیان کردید…. عمیقا به دلم نشست
    سپاسگزارم دکتر شیری بزرگ

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *