17 دیدگاه در “دو پیاله مثنوی

  1. سلام
    آقای دکتر به مشکل عجیبی بر خورده ام لطفا من را راهنمایی کنید.من از کودکی خیلی مشکل داشتم که همیشه عذابم می داد اما در 4 سال دانشگاه مشکلات را فراموش کردم.چند ماه پیش به صحبتهای یک آقای روانشناس در اینترنت گوش می دادم بعد از مدتی احساس عجبی پیدا کردم این خص من را به گذشته برده بود حتی کابوسهای دوران کودک را به خاطر میاوردم م را یاد کسی که عاشقش بودم و کسی که به من تجاوز کرده بود میانداخت انگار به گذشته برگشته بودم به خودشان مراجعه کردم متاسفانه وقتی ایشان را دیدم اصلا نتوانستم خودم را کنترل کنم و حالم بد شد.این شرایط ت به حال وجود دارد و به شدت مرا عذاب می دهد واقعا فکر می کنم دارم به مرز جنون میرسم این آقا چه ربطی می تواند به گذشته من داشته باشد؟چرا با دیدن ایشان اینقدر آشفته شده ام؟آقای دکتر خواهش می کنم من را راهنمای کنید.با تشکر
    =========================
    خیلی خوبه نزد یک روانشناس برید…کلینیک دکتر عابدین خوبه 88687221

    [پاسخ]

  2. گاهی زود خسته میشیم…
    خلق الانسان عجولا

    [پاسخ]

    من پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۳ ب.ظ:

    آقای دکتر نمیدونم چرا الان اینجا باید بگم
    این روزها که پدر حال و احوال خوبی نداره بیشتر دلم میگیره..
    دلم برای پدرم میگیره نمیدونم .
    به صبر ایمان دارم
    ————————
    بد دردیه غم پدر و مادر را ادراک کردن…انگاری یهویی پیر میشیم

    [پاسخ]

  3. میگن اگر همیشه با یه وزنه ی ثابت ورزش کنی، قدرت عضلاتت ثابت میمونه. برای قوی تر شدن باید به مرور وزنه های سنگین تری زد.
    خدا رو شکر که خدایی هست که هر از گاهی وزنه ی سنگین تری روی دوشم میذاره. وگرنه اگر به خودم باشه که دلم میخواد وزن خودمم تحمل نکنم!

    [پاسخ]

  4. سلام دکتر شیری عزیز تو رو خدا این دفعه جوابمو بدید یه دختر از کجا باید بفهمه در ارتباط پسر قصد ازدواج و ارتباط جدی داره؟
    لطفا بگید صرف ابراز علاقه و توجه کردن واسه این موضوع کافیه؟من با پسر خیلی خوبی اشنا هستم حدود 3 سال هست البته من بهم زدم چند بار و همش اون برگشته حالا دلم میخواد ارتباطمو باهاش درست کنم و ادامه بدم البته اگر جدی باشه چه فاکتورهایی رو باید داشته باشه تا بدونم قصد ازدواج داره هردو هم سن هستیم 32 ساله.منتظر جوابتون هستم.

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر چرا حال هیچ کدوممون خوب نیست؟!
    مگه سال نو نمیشه؟!
    مگه نباید این باد وهوای تازه ای که داره زمین ودرختهارو بیدار میکنه، به روح خستۀ ماهم بخوره؟!
    مگه غیراز اینه که هرروزمون روزی است تکرار نشدنی در زندگیمون و باید لذت ببریم ازش؟!

    دیروز بعد چندوقت رفتم پیش دوست قدیمی ام. رفته بودم که حالم خوب شه. چندتا از دوستای دیگه هم بودن. آدمایی که به خاطر شغلشون یه جورایی فرهنگ سازن و فرصت برقراری ارتباط با طیف وسیعی از جامعه رو دارن.
    از هرجا حرف زدیم رسید به افسردگی و تشخیصهای دوتا از دوستان به خاطر تجاربی که داشتن. هم نشونه هارو تشخیص دادن و هم اسم تعدادی قرص رو گفتن. یکیشون میگفت دکترم برام تشخیص افسردگی 80 درصد داد. دست آخر یکی از دوستان که خیلی هم حرفه ای هست تو کارش بلند شدو گفت خیلی وقته میدونم به شدت افسرده ام اما حتی حال ندارم پیش متخصص برم. فوقش میمیرم دیگه!!!

    خیلی دلم گرفت. مثلا رفته بودم حالم خوب بشه و مثلا مردم امیدوارن اون آدما به واسطۀ شغلشون حال اونارو خوب کنن!!!

    [پاسخ]

  6. سختی ها را خدا پیش روی ما می ذاره و بدبختی ها را خودمون برای خودمون میسازیم. اما اگر ما جنبه سختی های خدا رو نداشته باشیم بدبخت می شیم. امیدوارم خدا به وعده خود عمل کند و به هر کسی اندازه جنبش سختی بده

    [پاسخ]

  7. ی برداشت دیگه ام از این جمله این بود
    سختی رو خداوند بر ما وارد میکند و بدبختی رو انسان برای خودش قایل میشود.
    همونجایی که در دعای کمیل میگیم ظلمت و نفسی
    و یا میخونیم در قران مبین هر نفسی در گرو اعمال خودشه.. اینا حکایت از این داره سختی رو بهمون هدیه میدن تا پخته شیم و تا خراب نشیم که ساخته نمیشیم.ولی ما برای خودمون بدبختی درست میکنیم که نه تنها ساختنی نیست بلکه اونچه بودیم و هم از دیت میدیم.

    [پاسخ]

  8. این خداست که میپرسد:
    احسب الناس ان یترکو ان یقولو امنا و هم لا یفتنون.
    آیآ خیال میکنید که با ادعای ایمان رهایتان میکنند،در حالی که به کوره نرفتید و حرارت ندیده اید که خالص بشوید و ناخالصی ها را از دست بدهید.

    سوره مبارکه عنکبوت ایه 3

    [پاسخ]

  9. بلا ها و ضربه ها ب ما وارد میشود تا صدق ایمان مشخص گردد.
    سختی و بلا و ضربه به واقع فیلتر هایی است که تا از اون نگذریم خود راستینمونو پیدا نخاهیم کرد…
    بلا و سختی تورا به خودت بار دیگر نشان میدهد و خدا درست دست میگذآرد به اونچه ک به واقع نقطه ی قوت تو به نظر میرسد و درختی که ذره دره با جان و دل رشدش دادی و حال نوبت ب خوردن میوه اش است یهو خشکش میزد!
    و اون زمان درست متوجه میشوی خدا پشت این سختی است و نقش کارگردانی دارد و تو چنان بازی کن که ثآبت کنی بندگی اموختی در این زندگی…

    [پاسخ]

  10. ما سمیعیم و بصیریم و هشیم با شما نامحرمان ما خامشیم

    دکتر چرا سکوت؟؟؟؟
    دلمون گرفت

    [پاسخ]

    fatimah پاسخ در تاريخ اسفند ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۹:۰۵ ب.ظ:

    سکوتی میکنم سنگین تر از فریاد…
    بانو جنس سکوت دکتر از این دسته
    سکوت مرد برایم پر از مفهوم…
    اجازه بده که سکوت باشه!

    [پاسخ]

  11. سلام.من ۲۵ سالمه و دانشجوی کارشناسی ارشد هستم.
    سال اخر کارشناسی از طرف یکی از هم دانشکده ای ها پیشنهاد اشنایی داشتم. ولی چون حسی وجود نداشت قبول نکردم..ارتباط نتی فقط به وجود اومد بعد از یه سال همدیگرو دیدیم و خواستیم که وارد رابطه بشیم… هر دو ساکن یه شهر ولی طرف مقابلم شهر دیگه ای دانشجو هستند و یه سال جلوترند. رابطه ی نزدیک بین ما نیست… الان ایشون بعد یه سری مشکلات که بینمون پیش اومد میگن که با وجود این که عاشق من هستند ولی نیاز به یه رابطه نزدیک تر هم دارند و چون من تمایلی ندارم میخوان با کس دیگه یه همچین رابطه ای داشته باشند….من دو هفته سعی کردم بگذرم از این رابطه ولی نتونستم و اینکه ایشون یکسال پای همه ی بی توجهی من نشست و رابطه یه طرفه بود …شش ماهه دو طرفه شده….
    من نمیدونم میشه به حرف های این ا دم الان اعتماد کنم یا نه‌…
    ممنون میشم راهنماییم کنید.
    =============================
    اگه دنبال ازدواجید صمیمت زیادی تحربه نکنید بهتره

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.