بقیه میگویندمن از نامزدم سر ترم !

image_pdfimage_print

سلام استادم،حدود چند روزی می شه که نامزد کردم با پسر خوبی که هم با ایمانه و هم خوش اخلاق،منتهی چیزی که هست همه به من میگن به لحاظ قیافه خیلی از پسر سر هستم،حتی پدر و مادر و خواهرو برادرهایم و هر کسی که تا به حال اون رو دیده ،البته من هم تا چند جلسه ی اول این حس رو بهش داشتم و برام خیلی سخت بود ،اما الان از انتخابم راضیم و خیلی دوستش دارم ،چون اخلاق و رفتار و شخصیت خوبش با عث شد که چهره اش برام خوب به نظر برسه.اما این حرف ها رو که می شنوم ی طوری می شم ،شاید ی کوچولو ته دلم بخواد خالی بشه یا کمی ناراحت بشم.اما احساس درونیم این که باهاش می تونم خوشبخت بشم و دوستش دارم.آیا حالت هایی که برام به وجود اومده در نتیجه ی رفتار دیگران ی امری عادیه؟و این که چطور رفتار کنم بهتره؟
============================
بهتره لاله خانم در پاسخ این سوال بکوشید که اساسا در زندگیتان چقدر به تشخیص خودتان اهتمام میورزید و چقدر نظر بقیه در تصمیم گیریهای شما اثیر دارد. خوبخود وقتی ما در یک خانواده و جامعه زندگی میکنیم ، نمیشود که خیلی جدای از اطرافیانمان و بدون نگرانی نسبت به مسوولیتهایمان در قبال دیگران ، تصمیم بگیریم و زندگی کنیم ؛ اما کم نیستند کسانی که از یک نگرانی اندک سالم به وسواسی مخرب مبتلا میشوند و همه زندگیشان بر اساس یک دستورالعمل مخرب اجرا میشود به نام : خشنود کن
” خشنود کن ” دستورالعمل درونی کسانی است که دائم در اندیشه راضی نگه داشتن بقیه هستند. ازدواج تصمیم است در زندگی که باید ببینی خودت ایا میتوانی در آغوش طرف مقابل بروی؟ آیا اخلاقش برایت قابل تحمل هست؟ جوکهایش برایت خنده دار هست؟ به او افتخار میکنی؟ میتوانی عضمی از خانواده اش باشی؟
البته مهم است که خانواده ات نیز با تو شبیه فکر کنند

اما این جمله ای که اطرافییان شما میگویند که شما ظاهری سر تر هستی ؛ از اون حرفهاست ! خب چه شاخصی در فیزیک و چهره مرد با مشابهش در فیزیک زن مقایسه میتواند بشود که معنای سرتر بودن یا کمتر بودن ، افاده گردد ؟ زنان مگر زیبایی و جذابیت مرد را مثل مردان درباره خود نمره میدهند؟ انگاری ایجا با یک رفتار خاله زنکی روبرو هستیم با ملاکهایی نا معلوم !

در اطرافتان نگاه کنید ، زیباترین مردان و زنان ( به سلیقه خودت ) با چه قیافه هایی وصلت کرده اند که احساس خوشبختی میکنند؟ آیا الزاما همسران ایشان ، نوابغ زیبایی هستند؟ خیر ! و این ” نه” میتواند به تو راهگشایی کند که دنبال مهارتهای دوران نامزدی باشی. الان وقتش است که مین گذاریهای این دوران را به خوبی بشناسی که اشتباه نکنی

  • آیا نامزدت جذابیت رفتاری و فیزیکی اش را حفظ میکند؟ تو چطور ؟
  • آیا رابطه متقابل نامزدت با خانواده ات و همچنین رابطه تو با خانواده او از سرعت مطلوبی برخوردار است ؟
  • آیا از روابط عاطفی گذشته اش ، جای پایی در قلبش مانده ؟ آن خاطران را نشخوار فکری نمیکند؟
  • جنس دین داری اش برایت قابل ادراک است ؟ اشتراکات فلسفی و معنایی با تو دارد؟
  • مدیریت مالی مشابهی پیدا کرده اید ؟
  • وقتهای با هم بودن و مدیریت اوقات فراغت شما دو نفر ، مطلوبتان هست ؟
  • تعادلی بین کار کردن و لذت دو نفره داشتن ایجاد شده است ؟

به نظرم با خودت رودربایستی نداشته باش ، اگر اشتباه و از روی عقل صرف و بدون در نر گرفتن سلیقه های بدن و چشمانت انتخاب کنی هرگز فراموش نکن به دو نفر خیانت کرده ای لاله جان ؛ خودت و همسرت

===========================

مطالب مشابه درباره انتخاب عاطفی

 

50 دیدگاه در “بقیه میگویندمن از نامزدم سر ترم !

  1. سلام آقای دکتر!
    از آبان ماه با کسی دوست شدم که از اول نمی دانستم سیگاری است ولی بعد از چند ماه و معاشرت در جمع دوستانش متوجه شدم خیلی سیگار می کشد. از آن جا که همیشه سیگاری نبودن از معیارهای مهم خودم و خانواده ام بوده خواستم کناره گیری کنم اما به خاطر موقعیت خوب شغلی و شباهت هایی که داریم به رابطه ادامه دادم. با توجه به این که یک بار قول به ترک سیگار داده می توانم امیدوار باشم؟ آیا این موضوع مشکل ساز است؟
    ======================
    مینای عزیز
    تو معلم اخلاق برای یک پسر نمیتونی بشی…مامان جوون نمیتونی بشی….سیگار کشیدن البته به سلیقه تو ، خوشایند نیست ؛ خیلی هم خوب ولی قول گرفتن و…یه رویاست…بهش میتوین بگی سیگارش را خیلی کم کنه و مدتی که با توئه دوست داری بوی ادکلن بده نه نیکوتین مونده…اینطوری از یک دختر برمیاد تغییر ایجاد کنه نه مثل خانم ناظمها

    [پاسخ]

  2. آقای دکتر شیری عزیز سلام من هم یکی از کسانی بودم که به نکته ای که به دوستمون
    مریم بانو درمورد عقب نشینی گفتین عمل کردم و الان هم میخوام ازتون تشکر کنم چون به زودی قراره باهم ازدواج کنیم فقط میخواستم ازتون بپرسم که توی زندگی مشترک هم میشه از این عقب نشینی استفاده کرد؟
    =============
    اونجا نه ! باید به موقع عقب نشینی کرد نه پیشروی

    [پاسخ]

    ماندگار پاسخ در تاريخ اسفند ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۴ ق.ظ:

    من خودمو خفه کردم که جناب دکتر این مساله عقب نشینی با قدرت و نه قهر رو توضیح بدن..می خوام برای مشکلم برم پیش مشاورم..امیدوارم ایشون این جمله دکتر رو بتونن برام توضیح بدن..چون توی کامنت ها هم دیدم خیلی ها از دکتر برای توضیح این مساله سوال پرسیدن..حالا” دوست”شما که از این روش استفاده کردین میتونید برای من توضیح بدید چون می ترسم مشاورم نظرش با دکتر تفاوت داشته باشه هرچند بعد تعطیلات که رفتم نظر مشاورم رو هم اینجا می نویسم تا نظر دکتر را ببینم.
    =====================
    در دسترس نبودن و قطع راههای ارتباطی
    واسطه نگرفتن و نپذیرفتن
    موقعیتهای دیگر خود در درس و کار و مطالعه و ازواج را با قدرت فعال کردن

    [پاسخ]

  3. سلام آقای دکتر.من منظورتون رو نفهمیدم در جوابی که به مریم بانودادید،تو کامنت های همین مطلبه…گفتید که عقب نشینی کنه نه قهر.راستش من فکر میکردم این دو تا یکین.چون الان تو این نقطه هستم.امامثل اینکه اشتباه کردم…میشه بفرمایید منظورتون از عقب نشینی یعنی چی؟
    ===============
    قهر یه رفتار منفعلانه است که از آدم خیلی انرژی میگیره
    عقب نشینی یعنی ایستادن سر این موضوع الان به ضرره و به وقتش بر میگردم سر خواسته ام، این یه رفتار پرجراته

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ اسفند ۶ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۶ ب.ظ:

    آقای دکتر میشه پاسختون رو کامل تر توضیح بدین؟چون یکم پیچیدست.منظور از عقب نشینی یعنی اینکه رابطه رو تموم کنیم و بگیم قصد ما ازدواجه و چون تو قصدت ازدواج نیست پس دیگه رابطه تمومه؟و هر وقت این قصد رو پیدا کردی و من هنوز ازدواج نکردم میتونی بیای خواستگاری؟؟

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر
    خواستگاری دارم که از اقوام دور ما هستند‏، ایشون به همراه خانواده یکبار به منزل ما آمدند و قرار بر این شد که مدتی رو به شناخت بیشتر اختصاص بدیم و بعد وارد مراحل جدی تر بشیم ولی این اقا این دوران رو با دوران بعد از عقد اشتباه گرفتند و سعی دارند صمیمت و احساس عاطفی ایجاد کنند طوریکه فرصت شناخت با عقل و منطق رو از من میگیرند و من بشدت از این وضعیت احساس خطر میکنم، روزی چند بار تماس میگیرند و هر لحظه با اس ام اس پیگیر هستند که من کجام و چه کاری دارم انجام میدم ، همین رفتار باعث میشه من ازشون دلزده بشم. نمیدونم چجوری باید به ایشون بفهمونم که این رفتاراشون باعث آزارم میشه.
    ===================
    بهشون بگیید این دلزدگی را….و خودتون نیز به این موضوع فکر کنید که منطق و عواطف با هم نیز میتوانند در زندگی جریان بیابند و حضور یکی بنا نیست حضور دیگری را نفی کند

    [پاسخ]

  5. سلام آقای دکتر
    من دختر مجردی هستم دراستانه ۳۲ سالگی
    لیسانسمو چند سال پیش گرفتم و ۳-۴ سالی هم سرکار بودم ۶ماه پیش از کارم خسته شدم اومدم بیرون تا یه کم به زندگیم تنوع بدم.چهره خوب و خانواده خوبی دارم ولی به قول شما نمیدونم چرا دیده نشدم به جز واسه آقایون متاهل.مجرداشم همش میگن تو خیلی خوبی ولی هیچکدوم پا پیش نمیزارن.به سمت افسردگی دارم میرم تنهایی اذیتم میکنه رابطه دوستی هم همشون یه رابطه ازاد می خان که من نمیتونم باشم
    به همه دوستا و اشناهای متاهلم مستفیم گفتم که مورد خوبی بود معرفی کنن ولی هیچ کس اینکارو نمیکنه همشون میگن تو خیلی خوبی فقط همین
    خودم تو بیشتر مراسما و گروههایی که بیرون هست رفت و امد دارم ولی واقعا هیچکسی نیست یا باشه سنش کمتره حتی به خانومایی که دختر پسرهارا به هم معرفی میکنن مراجعه کردم همشون با تحقیر یه چیزی میگن سنت بالاس و پسر مناسب تو نیست و….
    کم اوردم دکتر
    از تنهایی با یه پسری که ۶ سال از خودم کوچیکتره یه رابطه ای را به تازگی شروع کردم یه کم حالم بهتره ولی میدونم باهاش اینده ای ندارم شما بگید چی کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    ========================
    سنت بالا نیست….نذار حماقت جامعه ایرانی که دختر بالای 30 را پیردختر مینامد روی تو تاثیر بگذاره
    اینهمه خانم بالای 30 سال ازدواج عالی داشته اند و دارند و یکیش تو
    موارد سنتی معرفی برای ازدواج را جدی بگیر

    [پاسخ]

  6. سلام آقای دکتر واقعا ممنونم به خاطر این پست فوق العاده، واقعا کاربردی بود.ممنون
    راستی آقای دکتر چند وقت بود نظراتم تائید نمی شد، دیگه ترس برم داشته بود که نکنه اسمم رفته توی لیست سیاه!
    خیلی خوشحالم که این اتفاق نیفتاده

    [پاسخ]

  7. آقای دکتر شیری سلام. قبلا در کامنتی ،سوالی از شما داشتم که الان خیلی نیازمند راهنمایی شما هستم. اگر در حق من این لطف رو تموم کنید، ممنونتون خواهم بود.

    [پاسخ]

  8. سلام من 25 سالمه تو یه خونواده خوب و مرفه بزرگ شدم.پدرم مهندس عمران و مادرم کارمند و هر دو انسانهای بسیار خوشنامی بودن. برادرم فوق لیسانس و من هم دو سال پیش در دوره فوق لیسانس عمران یکی از شهرهای شمالی قبول شدم. متاسفانه همون موقع ها زندگی خوب من دچار طوفان شد. خبردار شدیم پدرم کلیه املاک خود را فروخته و با زنی که با وی ازدواج کرده به خارج ایران مهاجرت کرد. میتونین حدس بزنین چه حالی داشتیم . من توی شهر دور بودم مادرم اومد پیش من افسرده و داغون بود هر روز گریه و گریه و گریه . فشار روحی که روم بود به اضافه درس سنگینی که داشتم و حرفای مردم …منی که بی پولی رو نچشیده بودم !! اونم چشیدم!!! خلاصه تو اون شرایط با آقایی اشنا شدم که کاملا درکم میکرد بسیار فهیم بود و خیلی کمکم کرد بر خلاف من بسیار پخته بود و بر خلاف پسرایی که قبلا باهاشون برخورد داشتم و یا دوستی کردم مفهوم زندگی درک کرده بود و به اصطلاح مرد بود.با مادرم اشنا شد ساعت ها باهاش صحبت کرد مامانم با حرفاش اروم میشد.بعد از مدتی پیشنهاد ازدواج داد اختلاف تحصیلات و مطرح کردم (دیپلم بود) قول داد ادامه تحصیل بده که به قولش عمل کرد. من کاملا بهش تکیه کردم وابستش شدم اون ترم معدلم الف شد خیلی کمتر به یاد پدر بی مهرم میوفتادم جای خالیشو با محبتاش برام پر میکرد.
    خواستگار اومد با خونوادش,خونواده خوبی داشت,جواب مثبت دادم .فردای اون روز گفت باهام حرف داره گفت وقتی 19 سالش بوده با دختری که باهاش دوس بوده توسط مامورا گرفته میشه واز ترس پدر دختر که تهدید شده بود باهاش ازدواج میکنه و خیلی زود میفهمه اشتباه بزرگی کرده به علت مهریه بالا و ترس از ابروی خانواده 4 سال تحمل میکنه و ناخواسته صاحب یه پسر میشه 5 ماه بعد زنش رو با یه مرد دیگه میبینه و ماجرا به دادگاه و طلاق میکشه. میگفت که سر یه اشتباه احمقانه 5 سال زجر کشیده و هق هق گریه میکرد بهم گفت که بعد4 سال از طلاق به کسی اعتماد کرده واقعا دوسم داره و همه کار میکنه تا من در آسایش زندگی کنم خیلی حالم بد بود حس میکردم از اعتمادم سواستفاده شده گفتم که نمیخوامش اما التماس کرد گفت که پشیمون نمیشم گفت من بزرگترین لطف هستم که خدا بهش کرده!گفتم من نمیتونم با حضور یه بچه کنار بیام گفت که قصد داره بفرسته یه مدرسه شبانه روزی امریکایی تو اربیل اگه اون جا هم نشه پدر و مادرش اجازه نمیدن مزاحم زندگی ما بشه.مادرم تحقیق کرد تمام گفته هاش راست بود.
    عقد کردیم هیچ کدوم از دوست و فامیلام شرایط شو نمیدونن و این 8 ماه من در استرس اینم که کسی بفهمه! مامانم گاهی میگه 1000 نفر و رد کردی آخرش !! اما خیلی زود میگه اما اینم خیلی مهربون و خوبه!
    اما جدای این مشکلات”همسرم حرفایی که راجب پسرش زد رو فراموش کرده و از آرزوهاش در کنار خودش و من در تربیت پسرش میگه!
    همسرم خیلی خوش اخلاق و کا ریه.من با همسرم مشکلی ندارم اما نمیتونم خودمو گول بزنم,من تحمل حضور یه بچه رو ندارم.دوران نامزدیم همیشه خونم چون نمیتونم با یه بچه 5 ساله بیرون برم!از همسرم دارم دور میشم!انگیزه برای شروع زندگی ندارم!احساس افسردگی میکنم و گا هی به طلاق فکر میکنم.اما همسرم هر روز بیشتر از قبل عاشقمه و خوشحال تره!
    =============================
    سمیرای عزیز
    نامه ات را خواندم و خودم نیز شوکه شدم…به نظرم زود نامزد کردی باهاش
    فرستادن بچه به اربیل حرف احمقانه ایست
    تو باید عاقل باشی
    مرد خوبی داری…پدر خوبی برای بچه تو نیز میشود…تو نیز مادر خوبی برای او باش
    با اوضاع پدرت باید حواست را جمع کنی …اگر به هیچ وجه نمیتونی با بچه اش کنار بیایی بهتره سریع بهم بزنی و هنوز فرصت ازدواج خیلی داری

    [پاسخ]

  9. دوباره سلام استاد گرامیم ،یه سوال دارم من مشکلم رو براتون دیروز نوشتم اما نمیدونم چرا هنوز در انتظار تایید شدنه،خدای ناکرده چیز بدی نوشتم ؟از دیروز لحظه شماری می کنم که جواب نوشته هامو بنویسیداما هنوز تاییدش نکردین و دلم گرفت :(من به راهنماییتون احتیاج دارم خواهش می کنم یه راهی جلو پام بزارید ……..منتظرم استاد خوبم
    ===================================
    عسل عزیز! 344 کامنت در انتظار بررسی مانده….اصلا دلگیر نشو

    [پاسخ]

  10. سلام
    اقای دکتر من هم این مشکل رو دارم او فوق لیسانس دارد من دکترا ! اون در یه شهر کوچک و خانواده پر جمعیته من در شهری بزرگتر و خانواده ای کوچک فرزند ارشد. و جالب این که هی تکرار می کنه که من از اون بالاترم!!! به نظرتون چی کار کنم
    ==============
    اگر خودکم بینی داشته باشه واقعا دردسر میشه براتون عسل خانم

    اقای دکتر فکر میکنم خود کم بینی نداره . یعنی از نظر اجتماعی واقعا شخصیت تکامل یافته ای داره و بسیار فعال و مورد تاییده. فقط در مقابل من زیادی متواضع رفتار میکنه و اخیرا هم میگه به شدت من رو قبول داره و بهم علاقمند شده و فقط مونده که میتونه من رو خوشبخت کنه یا نه!؟ ( اشنایی ما از طریق خواستگاری بوده هر دو مذهبی و بدون سابقه رابطه های غلط هستیم و البته ایشون اولین بارشونه که اومدن خواستگاری!)
    اقای دکتر شما مشاوره ازدواج هم میدید!؟ مثلا تلفنی با ایمیل یا هر روشی که برای ما که ساکن تهران نیستیم قابل اجرا باشه. راستش اقای دکتر هیچ صاحب نظری رو به اندازه شما قبول ندارم. دلم میخواد نظر شخص شما رو بدونم. خواهش می کنم اگر راهی هست کمکم کنید.

    [پاسخ]

  11. سلام دکترشیری گرامی من مدتهاست باسایت خوبتون اشنام افتخار حضور در کلاس هاتون رو نداشتم .یه سوال داشتم فردی که در یک خانواده ی پر جمعیت بدنیا اومده و فقط اسم پدر مادر داشتن رو یدک میکشیده و هیج حمایت روانی عاطفی رو نچشیده در عوض همش مقایسه شده با هم سن و سالهاش…این خلاصه ای از زندگی منه ..دختر 28ساله ای که هنوز کابوس کودکی سختش رو شبها می بینه و بادیدن پدر و مادرش دچار استرس شدید میشه..خواهش میکنم کمکم کنید امکان داره جواب بدید سپاس فراوانn
    =============================
    دوران سختی داشته ای ولی تو 28 سالگی دیگه این حرفها بهانه میشه واسه رشد نکردن….پیشرفت خودت را خودت خیلی میتونی هموار کنی

    [پاسخ]

  12. سلام
    دختری 30 ساله هستم . فردی برای ازدواج (42 ساله ) به من معرفی شد. ایشون از همه نظر مناسب هستند(البته به طور نسبی) تنها مشکل بی تفتوتی غیر عادی ایشون به ظاهرشونه و البته کاملا بی اعتقاد به این موضوع . مثلا در جلسه خواستگاری با لباس اسپورت نه چندان نو اومدن. یا عنوان می کنن که ممکنه چندین ماه صورتم رو اصلاح نکنم. یا لباسی دارم که بعضی از قسمت هاش ریش ریش شده و لی باز می پوشم
    برای من این شرایط غیر قابل تحمله و واقعا خجالت میکشم با چنین کسی راه برم. اطرافیان میگن اشکال نداره . واقعا نمی دونم چه کار کنم.البته باید این نکته رو اضافه کنم که ایشون در زمینه هنر فعالیت می کنن.
    ==================
    ابن موضوع معمولا در این سن قابل تغییر نیست و فرد داره درونش پاداش میگیره، حواست جمع باشه

    [پاسخ]

    هدا پاسخ در تاريخ اسفند ۷ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۱ ق.ظ:

    آقای دکتر شیری عزیز ممنون از راهنمایی ها تون

    [پاسخ]

  13. سلام استاد عزیزم…
    حدود 3 ماه پیش با اقای که قصد ازدواج داشت اشنا شدم.و چون رابطه ی اول هردومون بود خیلی به هم علاقه مند شدیم.با گذشت فقط10 روز رفت پیش مشاوره و مشاور گفته بوذ هردوتون برای دوست داشتن بچه هستید اونم همه چیزو رها کردو رفت…..
    با گذشت همه ی این اتفاق ها هنوز دوسش دارم.دلم خیلی تنگ میشه و دارم رنج میکشم از اینکه دلم اروم نمیشه….اون توی یک جایی کار میکنه که محل همیشگی رفت و امد منه…هنوز دوستش دارم و بادیدنش حالم خیلی بد میشه…
    کمکم کنید..خواهش میکنم دکتر جان
    ====================================================
    به نظرم همین رفتن ناگهانی ایشون و تقلا نکردن شون براتون نشانه خوبیه که ببینید ازدواج امری جدی تر از دوست داتشن است
    دوست داشتن باید با مهارتی آمیخته باشد

    [پاسخ]

  14. سلام آقای شیری سوال داشتم امیدوارم شما حداقل جواب منو بدید: من تو ارتباطاتم خیلی مشکل دارم نه فقط خانوادم بلکه همه. مشکلم هم اینه که هروقت من برم طرف بقیه واکنش نشون میدن درغیر اینصورت هیچی انگارفراموشم میکنن نه سراغی میگیرن نه کسی نگرانم میشه واگر همونقدر توجهم نکنم هیچ وقت کسی توجهی بهم نمیکنه .انرژی که میزارم رو به هیچ عنوان دریافت نمیکنم.خیلی عذاب میکشم از این بابت.همیشه به خاطر این قضیه دوست دارم نامرئی بودم تا خیال خودمو بقیرو راحت کنم.از نظر ظاهری هم خیلی خوبم به گفته دیگران

    [پاسخ]

  15. سلام
    عرض ادب و احترام
    آقای دکتر
    پیشنهاد یک ازدواج رسمی و جدی از طرف اون کسی که دوستش دارم ، رو
    مدیون شما ، مشاوره ها و کلاسهای خوبتون هستم.
    نمیدونم که چطوری میتونم سپاسگزار زحمت هاتون باشم .
    فقط امیدوارم هرچی از خدا میخواین ، همین الان نقد روزی تون کنه .

    (راستی شیرینی تون محفوظ )
    ==================================
    بانو ! موجب خرسندی بنده هستید…واقعا زیست متفاوت و دیانت دلنشین شما و خانواده اصیل تان پاداش عظیمی برای هر مرد سعادتمند است

    [پاسخ]

  16. سلام یه ایمیل برام اومده بود به نظرم جالب اومد گذاشتم اینجا بچه ها هم بخونن
    مهرورزی
    توجه کردین در ایران پدرها و مادرها مقابل فرزندشون همدیگر را نوازش نمی کنند
    و در آغوش نمی کشند و اینکار رو مقابل کودک زشت می دانند.
    (البته خانواده های فرهیخته هم وجود دارند که چنین نیستند)
    اما هنگام مشاجره رعایت فرزند را نمی کنند و مقابل او با هم مشاجره می کنند. و فرزند چه بسا از داد و بیداد آنها به گریه می افتد.
    خوب در ایران کودکان از کجا مهرورزی بیاموزند؟
    نوازش و مهرورزی در رسانه ها ممنوع است. در مدرسه ممنوع است. در خانواده ممنوع است.
    البته در آغوش گرفتن کودکان فقط مرسوم است. کودک نیز می آموزد که فقط در آغوش گرفتن کودکان مرسوم است.
    از طرف دیگر مشاجره در خانواده آزاد است. خبرهای پر از جنجال و وحشت در رسانه ها آزاد است.
    پس ذهن کودک در ایران بیشتر از مهرورزی ، خشونت را می آموزد.
    حال نمی شود انتظار داشت که این کودک بزرگسال بتواند خشونت نورزد و مهر بورزد.
    بیاید از خود آغاز کنیم. بیایید کمتر انتقاد کنیم و بیشتر تشکر کنیم. بیایید بیشتر مهر بورزیم.
    دقت کردین وقتی یک ایمیل به دستمون می رسه اگه خوب بود صدامون در نمی یاد و اگه خلاف ذهنیتمون بود بلافاصله تحریک می شیم که جواب بنویسیم؟!؟!

    از همینجا می شه آغاز کرد.
    شاداب باشید
    =============================
    محشر بود

    [پاسخ]

  17. استاد عزیزم ،چقدر احساس خوبی دارم که شما هستی نه برای من ،برای همه …
    انشاا..که همیشه سلامت باشید،و ما از سایه ی شما آرامش بگیریم ،و انتخاب های درستی توی زندگی مون داشته باشیم.از شما عزیزه بزرگوارم ممنون و متشکرم.

    [پاسخ]

  18. سلام دکتر…یه سوال داشتم بی ربط به موضوع نیست…کسی که 7 ساله ازدواج کرده و سطح تحصیلات خودش و همسرش با هم فرق داره مثلا” مرد(دیپلم) و زن (لیسانس) و دارن خوب با هم زندگی میکنن…آیا باید نگران این باشن که یه روزی تو زندگیشون به مشکل برمیخورن ؟…یعنی اگر دو نفر کاملا” شبیه هم نباشن نمیشه زندگی کرد؟ممنون میشم کوتاه جواب بدید…
    ================
    نه چه نگرانی!!!
    معلومه معلومه مهارت سازگاری دارند با هم دیگه

    [پاسخ]

  19. سلام دکتر شیری
    میخام با چند تا سکه بخرم به نظرتون ربع بگیرم یا تمام؟الان یا بعد عید؟
    با تشکر از استاد عزیز

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۲ ق.ظ:

    من اخباری شنیدم مبنی بر اینکه قراره بابت هر انتقال پول از یک بانک به بانک دیگه درصدی به عنوان کارمزد از طرفین کم کنه(گفته شده 5 درصد، هر 100 هزار تومان 5 هزار تومان) اینجوری باشه مردم پول هاشون رو میبرن سمت سکه.(بر می گردیم به چندصد سال پیش که حضوری سکه رد و بدل می کردیم!!). احتمالا گرون میشه!!!(به دلیل تقاضای بالا ) باز استاد وارد ترن.

    [پاسخ]

  20. من هم در شروع نامزدی همین مشکل رو داشتم اطرافیان همش دوست داشتن مقایسه کنن خیلی عادت بدیه مهم نگاه خودته به زندگی. بعد متوجه شدم که اصلا ظاهر همسرم برام معنی نداره افکارش و نحوه زندگیش منو به خودش جذب کرد و اون دقیقا خود من شد. این مهم نیست که کی چی فکر می کنه مهم من هستم وهمسرم .بعد از گذشت 6 سال وقتی به اون روز ها بر می گردم به این قسمت دوره نامزدیم می رسم اینطوری تصور می کنم که اطرافیان وقتی نظرشون رو ابراز می کنن به این فکر نمی کنن که شاید این نظر برای فرد مهم باشه و ممکن هست که چه به روزش بیاره فقط اونو به زبون میارن صرفا برای اینکه چیزی گفته باشن.بعد از نامزدی شما دیگه نمی تونید نامزدی رو به هم بزنید فقط به دلیل اینکه به هم نمی یاید به نظر خودتون این اتفاق مضحک نیست.

    [پاسخ]

  21. سلام
    اقای دکتر من هم این مشکل رو دارم او فوق لیسانس دارد من دکترا ! اون در یه شهر کوچک و خانواده پر جمعیته من در شهری بزرگتر و خانواده ای کوچک فرزند ارشد. و جالب این که هی تکرار می کنه که من از اون بالاترم!!! به نظرتون چی کار کنم
    ==============
    اگر خودکم بینی داشته باشه واقعا دردسر میشه براتون عسل خانم

    [پاسخ]

  22. سلام ببخشید من یه سوال داشتم,چند وقته که خواهر من با پسری آشنا شده که از اقوام دور هم هستن این آقا به خواهرم ابراز علاقه کرده و این آقا از همه لحاظ کاملن,با شخصیت,تحصیل کرده,خوشتیپ,پولدار,خلاصه از همه لحاظ قابل قبول و توی این مدت خواهرم واقعا عاشقش شده….ولی….دو روز پیش بود که این آقا مساله ای رو با خواهرم مطرح کردن که اون مساله اعتیاد ایشون بود به شیشه,و گفتن که من لیاقته تو رو ندارم….و ایشون چند سال پیش از کسی خیانت دیده و رو آورده به مواد.خواهش میکنم کمکم کنید چجوری خواهرمو آروم کنم؟چجوری باید با اون شخص رفتار کنه؟خواهرم بهش گفته که من حتی کمکت هم میکنم ترک کنی ولی اون قبول نمیکنه!میگه من تو اون فضا آروم آرومم….خواهش میکنم بگید چه کار کنیم؟خواهش میکنم!!!!!!
    ————————
    بهشون بگید که اصلا در خیالش هم نیاره که اون فرد را ترک بده با عشقش….بهترین کار درد کشیدن الان و امنیت اینده است

    [پاسخ]

  23. سلام جناب دکتر.سوالی دارم از محضرتون.با شخصی دوست شدم که با عشق و علاقه طرف نسبت به من شروع شد اما الان من هم به شدت بهشون علاقه مند شدم.اوایل رابطه چندبار کوتاه در مورد ازدواج ازم پرسید که کلا قصد ازدواج دارم یا نه منم گفتم اگر کیس مناسبم رو پیدا کنم حتما ازدواج می کنم اما ایشون زیاد از این صحبت کردن که کلا قصد ازدواج ندارن.من هم اوایل چون خیلی علاقه ام زیاد نبود و از طرفی دوست داشتم رابطه ام رو ادامه بدم ادامه دادم و به خودم می گفتم فط قصد من هم دوستی است وقرار نیست به خاطر این شخص کیس های دیگه ام رو از دست بدم اما الان علاقه ام خیلی زیاد شده و فکر اینکه فقط رابطه مون دوستی صرف باشه اذیتم میکنه و جدیدا هم زیاد توی این مساله بهش گیر میدم که هدفت چیه از رابطه..ولی جواب مشخصی نمی گیرم.آقای دکتر گاهی وقت ها احساس می کنم دارم خودمو گول میزنم.باید چی کار کنم آیا باید صاف و پوست کنده ازش بپرسم آخرش که چی؟یا اینکه فعلا رابطه رو ادامه بدم تا زمانی که کیس دیگه ای پیدا کنم و اون وقت رابطه رو تموم کنم؟چون یک رفعه که ازش پرسیدم که برات مهم نیست که منو از دست بدی گفت:برام مهمه اما الان که هنوز ازدواج نکردی وقتی اون موقع رسید شاید نظر منم عوض شد.,,و با این پیش فرض که طرفم 36 سالهشه و تمام شرایط ازدواج هم داره
    =============================
    مریم گرامی
    من نامه ات را خوندم ؛ نمیدونم چند سالته ولی بهش بگو ازش به عنوان یک انتخاب جدی تر خوشت میاد و تا قبل از عیدمایلی نر او را درباره ازدواج با خودت بدانی
    بعدش باید با قدرت عقب نشینی کنی ( منورم قهر نیست بلکه جدیت در اهداف زندگیت را باید نشان بدهید و هر مردی واقعا تخت تاثیر قدرتمندی زن قرار میگیرد )
    تمام دسترسی ها باید قطع بشه زیرا تو در ترک اعتیاد عاطفی قرار میگیری

    [پاسخ]

    مریم بانو پاسخ در تاريخ اسفند ۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۲ ب.ظ:

    آقای دکتر من 26 ساله ام هست.نه تنها 10 سال اختلاف سنی داریم.حتی از دو فرهنگ مختلف هم هستیم.اما از لحاظ عقیدتی تنها کسی هست که تاحالا توی زندگیم دیدم.و الان به شدت عاشقش شدم..اما..نمی دونم چرا قبلا فکر می کردم می تونم فقط با یک نفر دوست بمونم تا زمانی که وقت ازدواج برسه ولی الان میبینم نمی تونم.نمی خوام فکر کنه خیلی من می خوامش ولی از طرف دیگه نمی تونم بپذیرم که واقعا اون برای همیشه نمی خواد و فقط یک دوستی صرف بخواد.آقای دکتر آیا واقعا من بیش از حد دارم عجله می کنم و توی منگنه قرارش میدم که تکلیفمون رو روشن کنه یا اینکه باید صبر کنم.نمی دونم چرا ما دخترا یعنی خودم همیشه ترس از دست دادن دارم می ترسم عجله کنم و کلا از دستش بدم چون حدود 6ماهه فقط آشنا هستیم.و از همه بدتر اینکه دیگه توی یک شهر نیستیم چون درسامون تموم شده و فقط 25-26 روز یکبار یا او میاد شهر ما و یا من میرم تا همو ببینیم.این موضوعم اذیتم میکنه و وقتی بهش میگم فقط میگه منم خیلی اذیت میشم اما چاره ای دیگه ای نیست و سعی می کنم زود به زود بیام.آیا واقعا مسخره نیست؟؟
    ====================
    مریم خانم
    رابطه های از راه دور معمولا زیر 6 ماه تموم میشن
    واقعا مجبوری ؟

    [پاسخ]

  24. لاله خانوم به نظر من این خود فرد که به دیگران اجازه میده درباره مهم ترین اتفاق زندگیش چنین نظراتی بدن.اطمینان داشته باش که اگه انسان با زیباترین آدم دنیا هم که ازدواج کنه بالاخره قیافه ش براش عادی میشه و دیگه به چشمش نمیاد!این منش و شخصیت طرفت هست که باعث میشه باهاش زیر یه سقف بمونی

    [پاسخ]

  25. ببین تو فقط کافیه با مادرش صحبت کنی. اون وقته که کاملا توجیهت می کنه کی سرتره!!! شوخی کردم. تو ته دلت شک داری وگرنه حرف بقیه انقدی جدی نمیشد. یه مواقعی ادم دوست داره خودش رو گول بزنه. چون موقعیت پسره خیلی خوبه، فک می کنی قیافه اش برات عادی میشه. هی با خودت کلنجار میری.اگه از کچلیش کلافه ای هی با خودت میگی یه ذره اس اونم اصلا از جلو معلوم نیس!!! ولی با اینکه می خوای، قضیه هیچوقت عادی نمیشه برات. آخر این داستان بد تموم میشه.

    [پاسخ]

    بهنام پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    شما کلا مثه اینکه با آقایون مشکل داری گلی خانم
    من از طرف اون آقای محترمی که هیزم تر به شما فروخته عذزخواهی می کنم

    [پاسخ]

  26. آیا از روابط عاطفی گذشته اش ، جای پایی در قلبش مانده ؟ آن خاطران را نشخوار فکری نمیکند؟
    آقای دکتر اینو از کجا میشه فهمید ؟

    [پاسخ]

  27. متاسفانه این دغدغه منم هست…
    6 سال ازدواجم رو به تعویق انداختم بیشترهم به خاطر ترس از حرف و نظر دیگران…
    الانم که 100 درصد از انتخابم راضیم ولی کوچکترین حرف و نظری منو به فکر میبره و حتی گاهی روی رفتارم با همسرم تاثیر میذاره؛ که البته میدونم این خیانت بزرگیه به محاسن همسرم و عشقی که با تمام وجود به من داره…..
    دکتر به نظرم این “کامل باشه” که نمیذاره من و لاله و امثال ما برای « دل خودمون» زندگی کنیم

    [پاسخ]

  28. لاله جان نگران نباش اگر نامزدت شخصیت سالم و خوبی داشته باشه بزودی همه جذبش میشن و کسی به چهره ش اهمیت نمی ده
    ———
    دکتر من یه سوال دارم همیشه شنیدم که تو ارتباط عاطفی باید به مردان اجازه بدیم که راز هایی برای خودشون داشته باشن.حد و مرز این اجازه دادن کجاس .کجا حساس بشیم و پیگیری کنیم وقتی طرفمون کم کاری نمی کنه تو رابطه اما فعالیت هایی داره که نمی خواد هرگز ما بفهمیم و اینو به صراحت هم اعلام میکنه .یعنی به جای یک دروغ ترجیح میده بگه تو نباید بدونی .بهترین برخورد چیه ؟ کمکم کنید اشتباه نکنم ممنونم.

    [پاسخ]

  29. با سلام خدمت دکتر شیری عزیز
    آقای دکتر من پارسال یه خواستگاری داشتم که شرایطش در کل خوب بود ولی من بهش جواب رد دادم، الان احساس می کنم که اشتباه کردم و زود تصمیم گرفتم و میخوام دوباره برش گردونم
    اون آقا برادر یکی از دوستان خانوادگیه ماست و همچنان هم مجرده و عروس اون خانواده با من صمیمیه
    به نظر شما این کار درسته؟ و اگه بخوام این کارو بکنم چه جوری باید اقدام کنم که در صورت اوکی شدن بعداً سرم منت نذاره و …
    ممنون
    ========================
    یه نفر دیگه این ار را بکنه بهتره براتون

    [پاسخ]

  30. سلام دکتر. برای من هنوز موضوع دینداری مورد سوال است و برای من حل نشده است. توی یکی از مطالبی که مطرح کردین گفته بودین اعتقادات یک مساله شخصی است. دکتر اگر کسی به دین اعتقادی نداشته باشه و کاری به دینداری تو نداشته باشه . می توان با او زندگی کرد یا نه. و یا حتما باید از لحاظ دینداری مثل هم بود؟
    ==================
    خیلی بهتره شبیه هم باشید

    [پاسخ]

  31. یعنی عااااااااااااااااااااااااااااااااالیه،ممنون آقای دکتر
    خیلی ارادت مندیم،دلم براتون تنگ شده،کلاس شخصیت شناسی مقدماتیو ثبت نام کنم،به این بهونه هم شده بیام ببینمتون و رفع دل تنگی کنم.

    [پاسخ]

  32. سلام دکتر جان
    خواهر عزیز ببین خودت چی میخوای واسه خودت زندگی کن نه بقیه
    دکتر من یه سری عیبها دارم کهازشون خیلی ضربه میخورم اما هرچی سعی میکنم نمیتونم رفعشون کنم به نظرتون چی کار کنم ایا مشکل از سایه هامه چیکار کنم

    [پاسخ]

  33. درد منم همینه دیگه.
    وقتی تو یه رابطه ای هستی که هم دختر و هم پسر خوشتیپ و خوشکلند و خواهان دارند
    باید درک داشته باشی گوسفند نباشی!
    پسره تا حالا چند تا دختره رو رد کرده چون توصیه ی بزرگتراش این بود که متعهدتر رفتار کنه، ولی دختره میخواد زرنگی کنه.
    اگه اینجوریه که پسره هم دیوانه میشه و جلوی چشم دختره رابطه رو با دخترای دیگه شروع میکنه اون موقع است که دختره آدم میشه.
    ولی مرام پسره یه چیز دیگه است، چون گوسفند نیست که. وقت عیاشی نداره که…

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.