میتونم درستش کنم؟

image_pdfimage_print
من چند سالی است که ازدواج کرده ام . با خواهرم ،  اوائل ازدواج ،  به شوهرم نظراتی دادیم واسه اینکه چطوری  تو خونه مون محبوب تر بشه. متاسفانه اون نظرات باعث شد ایشون تبدیل بشه به مردی منزوی و غیر شاد تو خانواده ما و الان ، هم خودش ، هم ما ، حسرت اون دوران را میخوریم .آیا میتوانم درستش کنم چون من را مقصر این وضع میدونه ؛ در ضمن رابطه خوبی با خانواده من داره و شرایط ما طوریست که هر روز خانواده من را میبینیم .
===================================

در درجه اول مسوولیت تصمیماتی که میگیریم با خودمونه یعنی اینطور نیست که بنده چون یک زمانی ،  از شما تذکراتی گرفته ام و الان به نقاطی خاص تو زندگیم رسیده ام ، بار مسوولیت را به دوش شما بیندازم!
در آدم سه حالت وجود دارد : کودک / بالغ / والد ( طبق نظریه تحلیل رفتار متقابل یا TRANSACTIONAL ANALYSIS )

  • در حالت کودک ما اطاعت پذیر میشویم و رفتار القایی بقیه را دربست اجرا میکنیم.( کاری که ظاهراشوهر شما  انجام داد در پذیرش نظرات شما) در این صورت مسوولیت کارهامون را معمولا نمیپذیریم  و همیشه نالان و شاکی از دست بقیه هستیم و رفتاری متوقعانه در زندگی در پیش میگیریم 
  • در حالت بالغ ، ما به حرفها و نظرات بقیه گوش میکنیم و از بین آنها ، آگاهانه بخشهایی را بر میگزینیم و مسوولیتش را نیز میپذیریم ، چه باعث موفقیتمان بشود چه باعث ناکامی !
  • در حالت والدی ( به ویژه والد انتقادی ) ما دائم در حال غر زدن یا دستور دادن به بقیه هستیم و کم کم مردم از اطرافمان پراکنده میشوند .اینها را نوشتم که بتوانید کمی اوضاع رابطه شوهرتان و شما و خانواده تان را رصد کنید .

شما در این دلزدگی شوهرتان از نشست و برخاستهای خانوادگی ، البته به اندازه خودتون (۲۰-۳۰) درصد موثرید ولی شما بیشتر احساس تقصیر میکنید. فرق است بین مقصربودن و موثر بودن .
همین احساس تقصیر دائم باعث میشه حس بد ایشون تقویت بشه . خودبخود این همه مجاورت ایشان و خودتان با خانواده شما ، کمی دلزدگی ایجاد میکند و آدم نمیتونه همش سر حال و قبراق بمونه واسه کسانی که دائم میبیندشون
پس هم اینقدر احساس گناه با خواهرت نکنید و نشون بدید بهش که خودش مسوول رفتارها و تصمیماتش است بیشتر ، هم اینقدر مجاورت با خانواده خودت نداشته باشید تا طلب دیدارتان کمی بیشتر بشود
===============================

مطالب مشابه

 


16 دیدگاه در “میتونم درستش کنم؟

  1. سلام دکتر شیری ، می شه به من کمک کنید و بگید برای اینکه کوچیک نشم و کسی که عاشقشم بیاد طرفم چی کار باید انجام بدم؟ من اخلاق بدی که دارم اینکه وقتی بهم اس ام اس یا زنگ نمی زنه ناراحت میشم و همش گریه میکنم ، ما 3سال و 6 ماه که با همیم من واقعا بهش علاقه دارم وفوق العاده روش حساسم ، خستم کرده ، یه روز خوبه یه روز سرده ، اعتراض میکنم میگه کار دارم درکم کن ،نمی دونم چرا کسی منو درک نمی کنه؟ من کتاب روانشناسی زیاد می خونم اما نتونستم بی تفاوت باشم.

    [پاسخ]

  2. سلام استاد عزیزو بزرگوارم،بسیار ممنون و سپاسگزارم از پاسخی که به سوالم دادید.با توجه به صحبت های شما ،به این نتیجه رسیدم که انتخابم درست و شایسته است،و از این که با کلامتون مایه ی آرامش و راهنمایی دیگران هستید خیلی ممنونم .و براتون آرزوی سلامتی می کنم .

    [پاسخ]

  3. سلام اقای دکتر من کم کم دارم توهم میزنم حرف زشتی زدم یا دچار هذیان های پارانوییدی میشم که با من مشکل شخصی دارین :))
    آخه نمیدونم چرا چند باره نظرام رو تایید نکردین 🙁
    سوالام خیلی بد بود؟ حالا ایمیل رو جواب ندادین میذارم اینکه خب وقتش رو نداشتین ایمیل های بی شمار خواننده هاتونو بخونین ولی نمیدونم چرا چندین باره نظرام تایید نمیشه. خیلی حس بدیه…احساس میکنی از طرف کسی که خیلی براش احترام قائلی و برات عزیزه طرد شدی 🙂
    ==========================
    سنای عزیز
    280 کامنت در لیست برسی هستش…..همه سوالات میکنند تو کامنت و ترافیک بدی ایجاد شده که شرمنده تون میشم

    [پاسخ]

  4. سلام استادم،حدود چند روزی می شه که نامزد کردم با پسر خوبی که هم با ایمانه و هم خوش اخلاق،منتهی چیزی که هست همه به من میگن به لحاظ قیافه خیلی از پسر سر هستم،حتی پدر و مادر و خواهرو برادرهایم و هر کسی که تا به حال اون رو دیده ،البته من هم تا چند جلسه ی اول این حس رو بهش داشتم و برام خیلی سخت بود ،اما الان از انتخابم راضیم و خیلی دوستش دارم ،چون اخلاق و رفتار و شخصیت خوبش با عث شد که چهره اش برام خوب به نظر برسه.اما این حرف ها رو که می شنوم ی طوری می شم ،شاید ی کوچولو ته دلم بخواد خالی بشه یا کمی ناراحت بشم.اما احساس درونیم این که باهاش می تونم خوشبخت بشم و دوستش دارم.آیا حالت هایی که برام به وجود اومده در نتیجه ی رفتار دیگران ی امری عادیه؟و این که چطور رفتار کنم بهتره؟خیلی ممنونم و سپاسگزارم.
    ============================
    بهتره لاله خانم در پاسخ این سوال بکوشید که اساسا در زندگیتان چقدر به تشخیص خودتان اهتمام میورزید و چقدر نظر بقیه در تصمیم گیریهای شما اثیر دارد. خوبخود وقتی ما در یک خانواده و جامعه زندگی میکنیم ، نمیشود که خیلی جدای از اطرافیانمان و بدون نگرانی نسبت به مسوولیتهایمان در قبال دیگران ، تصمیم بگیریم و زندگی کنیم ؛ اما کم نیستند کسانی که از یک نگرانی اندک سالم به وسواسی مخرب مبتلا میشوند و همه زندگیشان بر اساس یک دستورالعمل مخرب اجرا میشود به نام : خشنود کن
    ” خشنود کن ” دستورالعمل درونی کسانی است که دائم در اندیشه راضی نگه داشتن بقیه هستند. ازدواج تصمیم است در زندگی که باید ببینی خودت ایا میتوانی در آغوش طرف مقابل بروی؟ آیا اخلاقش برایت قابل تحمل هست؟ جوکهایش برایت خنده دار هست؟ به او افتخار میکنی؟ میتوانی عضمی از خانواده اش باشی؟
    البته مهم است که خانواده ات نیز با تو شبیه فکر کنند
    به نظرم با خودت رودربایستی نداشته باش ، اگر اشتباه و از روی عقل صرف و بدون در نر گرفتن سلیقه های بدن و چشمانت انتخاب کنی هرگز فراموش نکن به دو نفر خیانت کرده ای لاله جان ؛ خودت و همسرت

    [پاسخ]

  5. سلام
    من چندین ماهه دارم میگردم کتاب زن بودن تونی گرانت پیدا نکردم خوزستانم حتی توی نمایشگاه بین المللی اهواز هم نیافتم

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ بهمن ۲۹ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۹ ق.ظ:

    منم به سختی پیداش کردم
    یه سری هم به این لینک بزنید بد نیست من از اینجا خریدم به صورت اینترنتی البته با کلی پیگیری چون ظاهرا کتاب چاپ نمیشه و باید از انتشاراتی خرید
    http://www.iketab.com/books.php?Module=SMMPBBooks&SMMOp=BookDB&SMM_CMD=&BookId=14670

    [پاسخ]

  6. سلام
    من باید سوالمو اینجا بپرسم؟
    نمیدونم کی جوابمو میگیرم!
    نمیدونم کی قراره به آرامش برسم!
    انقد به شوهرم وابسته ام که وقتی اسم رفتن میاره دلم هری میریزه!اصن فرقی نمیکنه کجا بخواد بره!وای به اون روز که تصمیم بگیره یه سفر بدون من بره!عزا میگیرم و انقد میشینم گریه تا پشیمونش کنم،انتظار دارم هرجا میخواد بره حتی اگه بردن من براش سخت باشه ولی یه فکری برا بردنم بکنه!
    از یه طرف دوریش برام عذاب آوره!واقعا عذاب آورها!از یه طرف وقتی انتظاردارم اونم مث من دوری ناراحت بشه و میبینم انقدراحت برارفتن برنامه ریزی میکنه اعصابم میریزه بهم!حس میکنم براش اهمیتی ندارم
    چکارکنم به آرامش برسم؟همش تو نگرانی اینکه میخوادبره دارم زندگی میکنم!کلافه ام…
    زری25ساله دانشجو کارشناسی گرافیک

    [پاسخ]

  7. میتونم درستش کنم؟! هوم.سوال خوبیه.
    منم 6 سال هی پرسیدم میتونم درستش کنم اوضاع رو؟درست میکنم.این راه اون راه.
    دارم فک میکنم منم بزنم خراب کنم.خراب تر….باید اسون تر باشه

    [پاسخ]

  8. دکتر ظاهرا شما به خاطر مشغله زیادتون مشاوره فردی ندارین لطف میکنید یه روانپزشک در تهران معرفی کنید خیلی لازم دارم روحیه ام اصلا خوب نیست
    =======================
    دکتر قلعه بندی 88951632

    [پاسخ]

  9. آقای دکتر شیری عزیز برای معرفی کتاب زن بودم واقعا از شما سپاسگزارم
    برای من که عالی بود حداقلش این بود که متوجه شدم اشکالات کارم کجاست . دو بار خوندم و سعی کردم دقیق بخونم باز هم ممنونم
    نمیدانم آیا میتونم درخواست کنم اگر کتاب دیگری هم در این حوزه هست و شما تایید می فرمایید به من معرفی بفرمایید.
    ممنونم

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.