بخشودن (از وبلاگ فریاد بی صدا نوشته شده توسط زم.سایه)

image_pdfimage_print

برگرفته از کتاب “بخشودن” نوشته ی دکتر سیدنی سیمون

 

“بسیاری از ما بر این باور هستیم که بخشودن عملی است که باید انجام دهیم و اگر نمی توانیم ببخشاییم از آن روست که به اندازه ی کافی تلاش نمی کنیم. اما مانع اصلی بخشودن این است که هنوز جراحات ناشی از رنجش را التیام نداده ایم.

بخشودن یک فرایند درونی است. اتفاقی است که در درون ما رخ می دهد.

بخشودن نشانه ی عزت نفس مثبت است. دیگر به آنچه در گذشته برای ما رخ داده فکر نمی کنیم. می دانیم که می توانیم از این فراتر برویم. کارهای بیشتری از ما ساخته است. به این توجه داریم که جراحات احساسی و بی عدالتی بخشی از زندگی ما هستند که مشمول همه واقع می شوند.

بخشودن فراموش کردن و رها شدن از احساسات شدیدی است که به حوادث گذشته چسبیده است. وقوع حادثه را همچنان در یاد داریم اما دیگر احساس خشم، تلخی، هراس، مرارت یا کاستی نمی کنیم. وقتی درد ناشی از حوادث گذشته طرز زندگی امروز ما را دیکته نکند، وقتی بدانیم اتفاقات گذشته لزوما مسیر زندگی آتی ما را مشخص نمی کند، بخشودن رفتاری انتخابی می شود.

بخشودن رعایت این مهم است که دیگر به رنجش و دلخوری نیازی نیست تا از آن بهانه ای برای کمتر لذت بردن از آنچه شایسته آن هستیم بسازیم. ما چیزی بیش از یک قربانی رنجش و بی عدالتی هستیم.

بخشودن پذیرفتن این نکته است که با مجازات دیگران بر جراحات خود التیام نمی گذاریم. به این نتیجه می رسیم که تا کنون هر چه رنج برده ایم و هر چه تنفر داشته ایم کافیست.

بخشودن آزاد کردن نیروهایی است که زمانی آن را برای رنجش، مرارت و پرستاری از جراحات التیام نیافته مصرف می کردیم. شرایطی که به ما امکان می دهد تا خود و دیگران را بهتر بشناسیم.

بخشودن پاره کردن حلقه ی درد و بدرفتاری است. وسیله ای است تا قربانیان جدید نگیرد.

بخشودن حرکت به پیش و ادامه ی حرکت است. به این نتیجه می رسیم که با زندگی خود کارهای بهتری می توانیم انجام دهیم.

کسانی که به بخشودن نایل شده اند، تلاشی هماهنگ برای التیام جراحات خود به خرج داده اند. کارهای ناتمام زندگی را تمام کرده اند. طرز تلقی و رفتار خود را تغییر داده اند. اندوه را رها کرده اند، داوری را کنار گذاشته اند.

رسیدن به آرامش درون و صلح با خود تنها با تغییر خویش امکانپذیر است و نه تغییر دادن اشخاصی که اسباب تالم شما را فراهم ساخته اند. شما به خاطر خود تغییر می کنید، برای نشاط بیشتر، برای آرامش ذهن، به خاطر محبت به خاطر تبسم و آینده ی بهتری که در انتظار شماست خود را تغییر می دهید.

برای رسیدن به این مهم باید به قدر کافی بکوشید تا جراحات خود را التیام بخشید و با خود در صلح شوید. راه میان بری در کار نیست!

بخشودن ثمره فرعی ادامه فرایند التیام است. هدیه ای است که در پایان فرایند التیام به آن می رسیم.

بخشودن تنها در صورتی امکان پذیر است که به فرایند ادامه دار التیام متعهد باشید.”

لینک مطلب در وبلاگ فریاد بی صدا

 

” پستهای خاص وبلاگتان را به ما معرفی کنید تا به اطلاع هزاران بازدید کننده سایت خود برسانیم “

 

برخی از لینک های وبلگ دانشجویان خانه توانگری:

 

دیروز نوشت (از وبلاگ وب نوشته های صندوق خونه ی مادر بزرگ نوشته شده توسط خانم مریم)

 

 

5 دیدگاه در “بخشودن (از وبلاگ فریاد بی صدا نوشته شده توسط زم.سایه)

  1. سلام آقای دکتر
    میدونم بخشش کار خوبیه و به آدم آرامش میده وبخشش کار آدمایی با قلب بزرگه.
    من مدتی هست تقریبا ده ماه میخوام کسی وببخشم وخیلیم اصرار دارم که بتونم این کار وکنم اما موفق نبودم. هر موقع به عقب نگاه میکنم یاد اون روزا میوفتم حس ناراحت کننده ای منو احاطه میکنه ،اعتمادبه نفسم واز دست میدم و خود خوری میکنم.
    حتی یه مدت برای بخشیدنش هر روز دعا میخوندم وکتابایی دراین مورد، با اینکه الان کمی آرومترم ولی میدونم که نبخشدمش. توی زندگیم تا حالا راحت از آدما گذشتم ولی توی این مورد نتونستم.میدونم این حس درونیم باعث شده نتونم درست تصمیم بگیرم وبه خواسته هام نرسم .هروقت تصمیم میگیرم که کاری انجام بدم تا به خودم بقبلونم که آدما مثل هم نیستن و موقعیت های جدیدی میتونه پیش بیاد،(به خودم میگم کافیه همه چیز وفراموش کنم) متزلزل میشم و درونم بم پیروز میشه.
    میخوام دوباره پراز اعتماد به نفس شم و بتونم از آدما بگذرم، میشه راهنماییم کنید؟
    باتشکر
    (فرم سوالتون وپیداش نکردم اگه راهنمایی کنید ممنون میشم)

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۳۰ام, ۱۳۹۳ ۲:۱۹ ق.ظ:

    شاید عرضه جنگیدن به موقع ندشته باشه آدم و نقاب بخشندگی بزنه…

    [پاسخ]

  2. نمیبخشم… خشم ودرد را دارم اما نمیبخشم… خسته شدم از بس بخشیدم و قدر ندونستند و با خود گفتن چقدر ساده ام و نه بزرگوار… اما کمتر به این درد فکر میکنم تا بیشتر لذت ببرم
    البته خودم هم در این درد سهم دارم, بی تجربگی و ندونستن اما خودم را بخشیدم به همین دلیل
    احساس میکنم حتی اگر تا آخر عمر نبینمش و ببخشم احساس میکنه و با خیال راحت زندگی میکنه…دوست دارم یه ترسی از تقاصش را داشته باشه
    اما احساس میکنم دلم سخت شده و از این ناراحتم

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.