مرداب روح ( معرفی کتاب جدید هفته )

image_pdfimage_print

مرداب روح ( رنجها حرفهایی برای گفتن دارند )
نویسنده: جیمز هولیس
مترجم: فریبا مقدم
ناشر: بنیاد فرهنگ زندگی
زبان کتاب: فارسی
تعداد صفحه: ۱۰۶
اندازه کتاب: رقعی – سال انتشار: ۱۳۹۱ – دوره چاپ: ۱

==========================================

نزدیک به دو سال قبل آقای سهیل رضایی ،مدیر بنیاد فرهنگ زندگی کتابی را جهت تطابق علمی ترجمه و احیانا بعضی تعلیقات کمکی به خوانندگان در اختیار من گذاشتند به نام مرداب روح با ترجمه زیبای خانم مقدم . این اتفاق فصلی تازه در مطالعات روانکاوی در زندگی من گشود و دیباچه ای شد بر اینکه اکثر کتابهای این روانکاو آمریکایی را تهیه کنم و ار محتوای آن لذت ببرم .( هر چند من به خاطر سفر به انگلستان برای مدتی از بحث دور افتادم و در چاپ اول موفق به این وظیفه نشدم ولی چیزی از زیبایی کتاب فروکاته نشد)

وقتی صحبت از روانکاوی عمقی میکنیم با دریایی از سوالات و مباحث کاربردی روبرو میشویم که موجب غنای روح و خصیت ما میگردند. به بخشی از کتاب توجه کنید :

نباید فراموش کرد که بخش عمدۀ زندگی، گریز از اضطراب برخاسته از شناخت خود و برهنگی مان در برابر جهان هستی است. فرهنگی که ما ساخته ایم میان- پرده ای سرگرم کننده است و هدفش اجتناب از تنهایی می باشد.  بی شک علاوه بر توهم  بیمرگی جسم، سخت ترین توهمی که بایستی از آن چشم پوشی کرد، امید یافتن کسی است که می رود ما را اصلاح کند، به مراقبت از ما بپردازد و ما  را از سفر پرخطری که به آن احضار شده ایم  معاف کند. جای تعجب نیست که از چنین سفری می گریزیم، آن را به اساتید معنوی واگذار می کنیم و هرگز با خود احساس آسایش و راحتی نداریم.

 این کتاب هفته قبل به زیور طبع آراسته گشت و من مفتخرم که جزو اولین نویسندگان درباره اش باشم و قطعا مطالعه مجدد آنرا برای خود و همه علاقه مندان مباحث خودشناسی و روانشناسی عمقی مناسب میدانم…هدیه بسیار خاصی هم هست :

یونگ در سال ۱۹۴۵ در نامه ای به الگا فروبه کاپیتن (Olga Froebe-Kapteyn) نوشت که کار روحی شامل سه بخش می شود: “بصیرت، پایداری و عمل” [۱]. یونگ اظهار داشت که روانشناسی می تواند فقط در ارائۀ بصیرت به ما کمک کند. سپس شهامت اخلاقی فرد برای انجام کاری که باید انجام دهد و نیروی تحمل کردن پیامدها لازم است .

اذعان به این که “من اشتباه کرده ام،  در انتخاب های بدم و پیامدهای آسیب رسان آنها مقصر هستم”  نه تنها سرآغاز خرد است بلکه تنها راهی است که در نهایت به رهایی منتهی می شود.

کسانی که در جامعه ای معتقد و مومن بزرگ شده اند و تقدس اعتراف را می شناسند، فرصتی برای رهایی از گذشته دارند. زیر ا نه تنها آن پرندۀ سیاه گناه، زمان حال را می فرساید بلکه همواره ما را در بند گذشته نگه می دارد. حمل بار گذشته ما را از پا در می آورد و نیرویمان برای انتخاب های جدید را می کاهد.

اما بیشتر امروزی ها اعتراف را به عنوان یک امکان در نظر نمی گیرند زیرا یا باور دیگری دارند و یا دیگر نمی توانند از این سنت که عملکردی شجاعانه را می طلبد دنباله روی کنند.

————————————————————-

مطالب مشابه

جلال ستاری کیست ؟ اسطوره در جهان امروز

انتشار یک کتاب نفیس از پروفسور یونگی زوریخ

از یک کتاب خوب به کجاها که کشیده نشدم !

جلسه نقد و بررسی و معرفی دو کتاب با حضور دکتر شیری

 



20 دیدگاه در “مرداب روح ( معرفی کتاب جدید هفته )

  1. سلام خانوم گلی از پیامت ناراحت نشدم، اینکه گفتی ” تو هر موقع خواستی می تونی برگردی” در مورد این حرفت میشه توضیح بدی؟!!! می دونی گلی به نظرِ من برگشتنِ ما زیاد مهم نیست چون بالاخره بر می گردیم مهم کیفیت زندگیمونه. مهم اینه که یه جاهایی شهامت رو در رو شدن با مشکلامونو داشته باشیم و به اشتباهمون اعتراف کنیم نه اینکه همه چیو گردن زمین و زمان بندازیم و بگیم چرا من؟! مهم اینه که شجاعت معذرت خواهی از هم دیگه رو داشته باشیم. اینکه بتونیم اعتراف کنیم و بگیم من مقصر بودم ( چه به خودمون چه به بقیه) خیلی مهمه.
    من با این مسئله ای که برام پیش اومد به خیلی چیزا پی بردم اینکه ما آدما همه مون تکه های یه پازل بزرگیم که رفتار،حرکات و حرفامون میتونه تو زندگی و آینده بقیه تاثیر بذاره.اینکه ماها در برابر هم مسئولیم و چقدر خوبه که در این مورد احساس مسئولیت هم داشته باشیم.تو با یه پیامِ من،حرفمو به مسخره گرفتی،تو توی زندگیه من نیستی، تو دله من هم نیستی که بدونی چه خبره شاید اگه الان مشکلمو بهت بگم باز هم مسخره کنی و بخندی ولی هیچوقتِ هیچوقتِ هیچوقت تو زندگیت کسی رو سطحی قضاوت نکن.

    [پاسخ]

  2. سلام .من لیسانس پرستاری و کارشناس ارشد علوم تربیتی گرایش مدیریت اموزش هستم. ایا برای ادامه تحصیل در المان در رشته روانشناسی گرایش نوروساینس محدودیت انتخاب رشته دارم؟با تشکر از شما
    =======================
    قاعدتا باید REQUIREMENT دانشگاهی را ببینید ولی بعید میدانم مشکلی وجود داشته باشه

    [پاسخ]

  3. دکتر، ممنون از فیلم ها و کتابهایی که معرفی می کنید. واقعا در جهت معرفت افزایی مفیدند. دستتون درد نکنه.
    یه پیشنهادم داشتم برای سایت. حیفه که این مطالب خوب به خاطر حرف “ی” فارسی (به جای “یا” عربی) خوندنشون سخت بشه لطفا به افرادی که عهده دار مسوولیت مدیریت سایت هستن یادآوری کنین که این مشکل رو برطرف کنن.

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۵ام, ۱۳۹۱ ۳:۴۶ ب.ظ:

    به زودی این مشکل حل میشه، از چه نسخه ای از مرورگر استفاده می کنین محمد عزیز؟
    نسخه ی اینترنت اکسپلوررتون یا فایر فاکس تون چنده؟

    [پاسخ]

  4. نشین که رنج تموم بشه…فکر کنم رنج هم نسبی هست اینجا…چیزی که از نظر من رنجه یکی که وقت نداره بهش فکر کنه حتی از بودنش خبر نداره…مشغول شو نه به از بین بردن رنج…به زندگی عادی…اون که در اثر توجه تو بزرگ شده کوچیک و ناپدید میشه

    [پاسخ]

  5. خدایا! حکمت قدم هایی را که برایمان بر می داری آشکار کن تا درهایی که به سویم می گشایی ندانسته نبندم و درهایی که به رویم می بندی به اصرار نگشایم.
    دعای من برای دوستم زندگی:
    خدایا, زندگی را در جاده ایمان استوار نگه دار.(الهی آمین)

    [پاسخ]

    زندگی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۰۴ ب.ظ:

    چه حس خوبی وقتی یه فرشته از سیاره خودم (ونوس) برام دعا می کنه 🙂

    [پاسخ]

    ساناز.غ پاسخ در تاريخ بهمن ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۹ ب.ظ:

    ونوس جان مضمون دعات خیلی زیباست. واقعا چقدر خوب می شد اگه خدا حکمت درها را بهمون نشون میداد. یا حداقل خودمون می تونستیم به درک این حکمتها برسیم.

    [پاسخ]

  6. برای زندگی عزیز:
    نه تو می مانی و نه اندوه
    و نه هیچ یک از مردم این آبادی
    به حباب نگران لب یک رود قسم
    و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت
    غصه هم می گذرد
    آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند
    لحظه ها عریانند
    به تن لحظه خود جامه اندوه مپوشان هرگز
    شاید شرایط الان من هم مثه تو باشه، بغضی موقعها که فکر میکنم قلبم میگیره از این حجم سختی.بعضی وقتا با خودم می گم کاش یه جایی تو دنیا بودی می رفتی اونجا اعتراف می کردی می گفتی خدایا من دیگه کم آوردم، طاقت ندارم،تسلیم، منو برگردون پیشِ خودت. ولی همچین جایی هم نداریم!
    ====================
    ونوس عزیز
    ماندن است که رشد دارد ، رفتن منفعلانه نزد حق تعالی ، واجد هیچ امتیازی نیست .

    [پاسخ]

    زندگی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱:۵۶ ب.ظ:

    ونوس جان از شعر زیبایی که گذاشتی و همدلی پر مهرت صمیمانه تشکر می کنم.
    آخ گفتی… بعضی وقتها واقعا دوست دارم از این دنیا برم.
    می دونی همین الانش هم شاید خیلی امیدوار نباشم اما وقتی یاد گذشته می افتم که زمانهایی بوده که تو اوج ناامیدی انگار یهو ورق برگشته و همه چیز عوض شده، با خودم می گم یکم دیگه صبر کن، ….
    دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دایما یک سان نباشد حال دوران غم مخور
    هان مشو نومید چون واقف نه‌ای از سر غیب باشد اندر پرده بازی‌های پنهان غم مخور
    آخ که چقدر سخته و بعضی وقتا داغووووون می شی
    همین همدلی های آدمای خوبی چون تو، از رنجی که می بریم کم می کنه
    مرسی

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۲۱ ب.ظ:

    ونوس جان واقعا می بخشی باور کن نمی خوام ناراحت شی ولی حرفت واقعا مسخره اس. لازم نیست حتما یه جایی باشه اعتراف کنی خدا برت گردونه. تو هر موقع خواستی می تونی برگردی! خوب البته شاید تو دردی داری که واسه من قابل درک نیست. می تونی بگی مشکلت چیه؟ فضولیه اما دلم می خواد بدونم بقیه با چه جورمشکلاتی دست و پنجه نرم می کنن. می خوام بدونم اوضاع من چه جوریه در مقایسه با بقیه.

    [پاسخ]

  7. ” رنجها حرفهایی برای گفتن دارند” ایا تمام رنج ها؟ ایا رنجی که باهاش روبرو میشیم حامل پیامی از سوی هستی برامون هست یا صرفا طبق قوانین احتمالات ما دچارش میشیم؟ مثل بیماری که از اول تو ژنوم ما بوده. این همیشه برای من سوال بوده. چرا یک نفر انواع دردها رو داره و یک نفر در نهایت لذته؟ البته یه سری به اسم قسمت و امتحان الهی سر و ته قضیه رو هم میارن اما خوب این منطقی نیست. اینکه من سرطان بگیرم دلیلش چی می تونه باشه؟ قانون احتمالات که یه جایی ژن های من پس و پیش شدن یا هستی که اگاهانه این بیماری رو سراغ من فرستاده؟
    ===================
    سرطان گرفتن که مطابق قانون رایج سلول است و خیلی چیز عجیبی نیست

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۱۳ ب.ظ:

    نه خوب من مثال زدم خواستم یه رنج خیلی وحشتناک گفته باشم!

    [پاسخ]

  8. انگار حال منو شرح داده. در شرایط خیلی سختی قرار دارم. واقعا هیچ چیز سخت تر از این نیست که در یک دوره گذار باشی، ندونی بعدش چی می شه، رنج ها بالاخره تمام می شه؟ هیچ امیدی نداری ولی نهایتا پیش خودت می شکنی و اعتراف می کنی که اشتباه کردی!
    شاید یه تعریف ایمان این باشه که، وقتی ندونی پشت یه در بسته چیه، اما بهت می گن صبر کن چیز خوبیه، ندیده قبول کنی!
    زندگی من به مرحله ای رسیده که باید همه توانم رو جمع کنم و پایداری کنم…
    ببینیم بالاخره این زندگی به کجا خواهد رسید

    [پاسخ]

    هستی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۳۲ ق.ظ:

    تعریف شما از ایمان برای من خیلی جالبه

    [پاسخ]

    زندگی پاسخ در تاريخ بهمن ۱۴ام, ۱۳۹۱ ۲:۱۳ ب.ظ:

    🙂

    [پاسخ]

  9. سلام دکتر عزیز اگه بخاین یه کتاب به کسی که از زندگی خیلی ناامیده و انگیزه ای واسه زندگی نداره پیشنهاد بدین چه کتابی هست؟ممنون
    ======================
    کتاب پیشنهاد نمیدم زیرا حالش را نداره بخونه
    یه عکس خوشگل براش قاب میکنیم یا فیلم بهش میدم مثل فیلم رهایی از شاوشنگ

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *