جواب داده آخه !

image_pdfimage_print

مدتهاست مینویسم که اگر خواستگارهاتون کم شده اند، نیازی نیست حتما منتظر بشینید یه شازده ای بیاد خواستگاری تون. خود دختران هم با بعضی جراتها میتونند تغییراتی جدی ایجاد کنند. مثال الی را بخونید که امشب فرستاده برامون :

سلام
درمورد گفتن به اطرافیان میخوام تجربه خودمو بگم. من پارسال که این راهکارهارو تو وبلاگ دکتر شیری خوندم بهش عمل کردم. کار سختی به نظر میومد منم مثل شما احساس میکردم غرورم اجازه نمیده یا فکر بدی در موردم میکنن ولی دلمو زدم به دریا و دیدم کار سختی نیست. ازخونوادم شروع کردم به خواهر و برادر متاهلم سپردم. اولش به شوخی بهشون میگفتم بعد کم کم جدی بهشون گفتم. بعد به همکارا بطور غیرمستقیم گفتم مثلا هر وقت بهم میگفتن چرا ازدواج نمیکنی دیر میشه میگفتم اگه کیس مناسبی پیدا شه ازدواج میکنم و بعد خودم معیارامو براشون توضیح میدادم و واقعا نتیجه داد خواستگار زیادی برام پیدا شد البته همه مورد مناسبی نبودن ولی مورد خوب هم بود و من الان با یکی از همون موردای خوب ازدواج کردم و خیلی راضیم. جالب اینجاست که همه میگفتن تا قبل ازین ما فکر میکردیم سطح توقعت خیلی بالاست و اگه موردی بهت معرفی کنیم جواب رد میدی. دخترایی مثل ما که موقعیت تحصیلی و کاری و اجتماعی خوبی داریم باید به دیگران بگیم که قصد ازدواج داریم و سطح توقعمون هم اونجوری که بقیه فکر میکنند بالا نیست. دلتونو بزنین به دریا شاید یکی دو نفر کوته فکر بهتون تیکه بندازن اما اهمیت ندین به نتیجش می ارزه

===============================

مطالب مشابه :

همه چیزم عالیه ولی مرد مناسب نیست

تحصلات بالاتر دختر در ازدواج

عشق چقدر لازمه تو ازدواج ؟

پیشنهاد جدی نمیگیرم از مردان

یعنی ما دیگه نا امید بشیم از ازدواج؟

72 دیدگاه در “جواب داده آخه !

  1. سلام من یه دختره 21 سالم موضوع خودم نیستم خواهرمه اون به خاطر بداخلاقی های وبددهنی های بابام با دیگران هیچوقت یه خواستگار نداشته که بیاد خونمون باهاش حرف بزنه یعنی به اون مرحله نرسیده فقط خواهرای خواستگار میان بعد میرن پشت سرشونو نگاه نمیکنن خواهرم الان 30 سالشه دوسال اصلا خواستگار نداره توکل عمرش پنج شش تا خواستگاربیشترنداشته که اصلا به مرحله ی اشنایی نرسیده ما اصلاخانواده ی پرتوقعی نیستیم خواهرم دختر خیلی خوبیه نه اهل ارایشه نه اهل بگوبخند بانامحرم چه برسه بخواد باکسی دوس بشه نمازمیخونه یه دختر واقعا مذهبی اما قربانی پدرم شده هیچ کس براش خواستگار نمیفرسه به خاطربابام خواهرم فوق لیسانس خونده وخیلی با ادب وخوش برخورده خیلی کم عصبانی میشه به خاطر رفتارای بابام رابطمونو باهمه قطع کردیم وکسی نیس که ازش بخواییم مورد معرفی کنه حالابگید کجاش اعصاب خورد کن وقتی فهمیدم خواهرم باچندتاپسد توشبکه های اجتماعی حرف میزنه و عکسشو به یکی ازاون پسراداده اعصابم خیلی خورده خواهرم اصلا همچین ادمی نبود خیلی دخترخوبی بود پدرومادرم نمیدونن من فهمیدم ولی نمیتونم بهشون بگم چون مشکل حل نمیشه وقتی مشکل حل میشه که خواستگار داشته باشه دخترا تاسنتون کمه زود ازدواج کنید مثل خاهرم نشید خیلی حالم بده نمیدونم چیکارکنم توروخدا راهکاربدید میترسم این پسرا خواهرمو گول بزنن اخه خواهرم یه کم سادس

    [پاسخ]

  2. من به همه اطرافیانم چند بار خیلی جدی سپردم ! یه دو سالی میشه ولیییییییییییییییییی
    دریغ از یه دونه!!!!
    یه کسی هم بود انقدر بهم خواستگار نما معرفی کرد که یه روز قاطی کردم باهاش یه دعوای توپ راه انداختم الان دیگه خواستگار نما هم ندارم
    پ.ن: خواستگار نما کسیست که وجود خارجی ندارد یا وجود خارجی دارد ولی روحش هم از این قضیه خواستگاری بی خبر است مدتی باعث تشویش روانی دختر بخت برگشته میشود بعد معلوم میشود دختر از طرف معرف سر کار بوده

    [پاسخ]

  3. سلام اقای دکتر من مدت کوتاهی است که مطالب سایتتون رو پی گیری می کنم آقای دکتر من یک دختر 29 ساله هستم و متاسفانه هنوز ازدواج نکردم این که به این سن رسیدم و ازدواج نکردم و نامزدی هم ندارم و حتی کسی رو زیر سر ندارم و این که همه اطرافیانم ازدواج کردن و تو فامیل کلا زود ازدواج می کنندو … همه این داره کاملا دیوانم می کنه ولی نمی دونم چرا مورد مناسب برام پیش نمیاد، راستش من نخواستم تو فامیل ازدواج کنم مواردی هم که برام پیشنهاد شد (به طور سنتی) هر با به یک شکل به انجام نرسید، تو دانشگاه و سر کار هم گاهی حس می کنم بعضی ها از من خوششان میاد اما هیچ وقت کار به جایی نمی رسه که جدی بشه تاکید می کنم هیچ وقت .از نظر پدر و مادرم این که تا حالا ازدواج نکردم اصلا مهم نیست اما برا خودم از همه نظر ازار دهنده است هم از نظر احساسی هم روابط عاطفی هم حضور در جمع هم سالان و هم دوره ای ها .آقای دکتر من واقعا نمی دونم باید چه کار کنم تا یک ازدواج خوب و مناسب داشته باشم
    =====================
    اولین گروهی که خیلی متونند کمکت کنند در معرفی شدن به پسرهای خوب و شایسته ، دوستان متاهلت هستند
    بعدش خانواده اصلی و غیر اصلی همیشه تو دست و بالشون دارند و باید مامان بابات هم صریح اعلام کنند به افراد مطمئن فامیل که هانی داره 30 ساله میشه و میخوایم بره سر خونه و زندگیش
    خودت هم باید مهارتهای رابطه عاطفی بلد باشی…سال 92 باید به جای غصه خوردن ، یه کاری جدی بکنی دختر خوب

    [پاسخ]

  4. نمیگم خودم دوست داشتنی نیستم،ظاهر نسبتا خوبی دارم ولی اخلاقم…
    رفتار خیلی دافعی دارم،روابط سالمی داشتم ولی بخاطر این اخلاق و این طرز برخوردم همشونو از دست دادم.هنوز بیست سالمه،میدونم فرصتشو دارم که جبران کنم ولی نمیدونم چیکار کنم.اخلاقمو چه جوری عوض کنم؟

    [پاسخ]

  5. سلام
    آقای دکتر لطفا بهم بفرمایید یک رابطه بسیار خوب و محترمانه رو چه جوری میشه به سمت ازدواج هدایت کرد؟
    ==================
    در دسترس بودن محدودتر
    امید دادن که با هم لذت/ پیشرفت / فهم را تجربه خواهیم کرد

    [پاسخ]

  6. سلام
    استاد من هیچ وقت وترد روابط اینترنتی نشدم. هر بار هم که کسی پیشنهادی داده مودبانه رد کردم. همین مودبانه رد کردنم باعث شده طرف بیشتر اصرار کنه ولی کم نیاوردم.
    ولی حالا تو سایت cloob که خیلی به ندرت سر میزنم یه آقای 35 ساله بهم پیشنهاد آشنایی دادن. اول اصلا برام مهم نبودو مثل بقیع مودبانه رد کردم. ولی اصرار داره که آشنا بشیم. خودم از اینکه پام شل شده تعجب میکنم 🙁 منی که دوران نوجوانی درگیر این کارا نشدم حالا تو سن 28 سالگی دارم وا میدم :((((
    چیکار کنم استاد؟ اعتراف میکنم ازش خوشم اومده [آیکون خجالت]
    =======================
    چی بگم؟؟؟ آشنایی اینترنتی برای بعضی افراد نتیجه میده وگرنه اکثرا زنگ تفریحن

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر … می خواستم اگه ممکنه چند تا کتاب در مورد اعتماد بنفس و قوی کردن اراده بهم معرفی کنین . در ضمن من هیچ وقت نتونستم یکی دو تا از این کتابهای روانشناسی موجود در بازار رو درست مطالعه کنم با اینکه عاشق کتابم ، همه می گن اینا همه بازاری پسندن و خوندنشون فایده نداره. کدوم یک از این نویسنده های موجود در بازار معتبر و مورد تایید شما هستن که از کتابهاشون استفاده کنم ؟
    ======================
    واقعا اینظوری نمیشه جواب داد…اعتماد به نفس با کتاب درست نمیشه …یه کلاس خوب پیدا کنید و برید استفاده کنید

    [پاسخ]

  8. سلام آقای دکتر
    واقعا دلم میخواد بدونم آیا “قسمت” در ازدواج نقشی داره؟؟
    در ضمن، آقای دکتر ما گوش به زنگ دستور شما هستیم در رابطه با…. چند بار تا حالا پیگیر شده. سر شلوغی شما هم به وضوح قابل لمسه!
    ارادت 🙂
    ========================
    در برخوردهای ابتدایی اید داته باشه ولی در تداومش واقعا تصمیم خودتون تاثیر داره

    [پاسخ]

  9. سلام
    کی بشه ایمیل های ما جواب بدن [چشمک]
    =================
    کدام ای میل ؟
    143 ای میل بین شما و من رد و بدل شده ( سوال + فورواردی) …کمه؟

    [پاسخ]

    نيره غديري پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۶ ب.ظ:

    نه دکتر جونم شما که همیشه با سعه صدر جواب ایمیل ها رو دادین. منظورم در راستای همین پست بود…

    [پاسخ]

  10. سلام.
    28 سالمه. فرزند دوم و آخر هستم. خانواده متشنج ودرگیری دارم. پدر من هیچ چیزی از روابط عاطفی خانوادگی نمیدونه. یعنی به گمانم در دوران جوانی فقط خیلی طوطی وار زن گرفته و هیچ چیزی از روابط و مراودات خانوادگی نمیدونه. اهل اذب و فرهنگ اما بسیار عصبی و متلک گو. والدینم بسیار درگیر هستن. درگیری لفظی و فریاد و فحاشی. با خانواده پدری و مادری هیچ ارتباطی نیست. من و برادرم در بیروناز خانه ادمهای موفقی نشونداده میشیم. ظاهر را نگه میداریم. اما هر دو از درون داغونیم. هیچ کدوم به ازدواج فکر نمیکنیم. اطرافیان با توجه به شناخت پدرم هیچ وقت برای من پیش قدم نمیشن. چون داماد و عروس را هم به بار توهین میگیره. بیکاری و بدرفتاری پدر نقطه ضعفه ماست. طوریکه یک خانواده 4 نفره هر روز زنگ هشدار یک انفجار و میشنوه. مادرم فرهنگی بازنشسته است. اون هم از زندگی با پدرم هیچی نفهمید. من برای خودم نگرانم. بسیار عصبی و پرخاشگر و انتقام گیرم. هیچ مردی و نتونستم برای خودم نگه دارم. دلم میخواد کسی توی زندگیم باشه تا ارومم کنه اما اختلاف سنگین والدینم و رفتارهای توهین امیزشون حتی در جمع دوستان و خانواده عامل سرشکستگی ماست. هیچ مشاوری نتونست به من کمک کنه که چه کنم. من اسیر انتخاب اشتباه والدینمم. در حال حاضر من یک بالرین، کارمند، خبرنگار و عکاسم. اینها مال بیرون خونس اما توی خونه فقط اهانت و توهین میبینم.
    صادقانه میگم: کمک میخوام. خسته شدم.
    ============================================
    خوندم …خیلی سخته ولی میتونید یه کارایی بکنید…مثلا به نظرم با خانواده جدی صحبت بکنید که کمی حفظ ظاهر بکند
    ولی به نظرم خودتون خیلی لازمه بیایید دوره پیش نویس زندگی بگذرانید…حداقلش خودتون روابطتون را حفظ خواهید کرد

    [پاسخ]

  11. سلام دکتر شیری عزیز
    من حدود دو هفته ست که یه خواستگار دارم که شرایطش خوبه و ازش خوشم اومده. به نظر خیلی مهربون میاد، اما گاهی خیلی سرد میشه. مهربونیای زیادش کمی برام عجیب بود تا اینکه بهم گفت یه دوست دختر داشته که تازه دو سه ماهه رابطشون تموم شده، ولی بهم اطمینان داد که قضیه براش صد در صد تمومه و اینه خیلی از من خوشش میاد. ماجرای دوست دخترشو کمی با استرس و احساس گناه برام تعریف کرد، نمیدونم به خاطر این بود که میترسید ناراحت بشم یا هنوز هم اون رابطه براش معنی داره. من نسبت به این رابطه سرد شدم ولی نمیخوام عجله کنم تو تصمیم گیری. به نظر شما چیکار کنم؟
    ممنون
    ========================
    خیلی خوب متوجه خطر شده اید
    موارد REBOUND خطرناکند زیرا بازگشت دارند
    وقتی اجازه دهید بیاد که قشنگ زمان گذشته باشه

    [پاسخ]

    گلناز پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۱ ۲:۰۴ ق.ظ:

    چقدر زمان باید بگذره؟

    [پاسخ]

  12. شجاعت بانوانی همچون الی بسیار ستودنیه، اونم در فرهنگی که انتظار داره دختران به شکلی منفعل صبر پیشه کرده و منتظر تقدیر بمونن. این جمله دقیقا همون چیزی بود که من نیاز به شنیدنش داشتم “دخترایی مثل ما که موقعیت تحصیلی و کاری و اجتماعی خوبی داریم باید به دیگران بگیم که قصد ازدواج داریم “.
    به نظرم این شیوه برای افرادی که خانواده های مشکل پسندی دارن بهتر جواب میده ،چون خانواده های مشکل پسند بعد از برگزاری کنکور خواستگاری که بسیار هم دشواره متقاضیانی که موفق به اخذ رتبه بالاتر شده باشند را به مرحله مصاحبه دعوت میکنند. در اونجا هم بعد از ارزیابی های متعدد و همه جانبه والدین نهایتا 3نفر سربلند بیرون میان که حالا شما مختارین از بین اونها 1نفر را انتخاب کنین که میبینین چقدر کار راحتیه چون هیچ کدومشون اصلا اونی نیست که شما میخواین ولی اگه خودتون بسپارین بقیه متوجه میشن که فرد ایده آل شما اصلا اون آدم ماورایی نیست که خانواده تون تو ذهن همه ترسیمش کردن
    ممنونم آقای دکتر از همه پست های روشنی بخش که باعث میشن ایمان بیارم هنوزم محق ترین فرد برای گرفتن سکان زندگیم هستم

    [پاسخ]

  13. سلام آقای دکتر شیری
    آقای دکتر من یک دختر 26 ساله هستم، من و خانوادم غرق در مشکلات متعددی هستیم، بطور مثال من از سنین کودکی تا این لحظه آب خوش از گلوم پایین نرفته، خصوصا ده سال اخیر که بدون وقفه زیر رگبار مشکلات متعدد و متفاوتی بودیم که مجال نفس کشیدن نداشتیم، از از دست دادن یکی از والدین بگیرید تا بیماری های مزمن چندین ساله، مشکلات عجیب تحصیلی و خانوادگی و … یعنی دامنه ی مشکلاتمون بسیار وسیع هست و به یک مقوله خاص مربوط نمیشه.
    یادمه یکبار در جواب کامنتی در وبلاگ سابق نوشته بودید که خواستن توانستن نیست، زیرا هر انسان ترکیبیست از ژن ها،تربیت خانوادگی و … نه صرفا خواستن، به نظرم ما مصداق واقعی خواستن توانستن از منظر شما هستیم، چون در این موقعیتی که هستیم خیلی جنگیدیم که زانو نزنیم، همه ی دردهامون رو توی خونمون نگه میداریم، هیچ کس نمیدونه داره به ما چی میگذره، ما در همه ی جمع های خانوادگی بسیار معاشرتی و شاد هستیم، طوری که بارها و بارها بهمون گفته شده که شما که مشکلی ندارین، آقای دکتر من خیلی میشینم به عوامل ایجاد هر مشکل فکر میکنم، اما گاهی واقعا میبینم مسئولیت خیلی از عوامل به من مربوط نمیشه، گاهی فکر میکنم دستی قوی تر داره هدایتشون میکنه، چیزی مثل تقدیر، حقیقتش تو فاز جادو و این حرفها هم نیستم، یعنی نمیتونم بپذیرم، اما گاهی به این هم فکر میکنم.
    نمیتونم مشکلات رو بنویسم چون حتی اگر بخوام ایمیل بزنم و هر مشکل رو فقط در 2 خط بگم، چندین صفحه ی ورد میشه، توی وبلاگ سابقتون یکی از مشکلات رو گفتم، فقط یه دونش رو، شما پاسخ دادید خیلی سخته، اما با این اژدها مبارزه کن، یکبار هم اخیرا پیش یک مشاور رفتم، نه برای رفع مشکل خودم، ماجرا چیز دیگه ای بود، بهم گفت واسم خیلی جالبه طرز فکرت و چقدر روند درست رو انتخاب میکنی، بدون اینکه من بهت بگم، گفت در تمام طول خدمتم مراجعه کننده ای مثل تو، 2،3 نفر بیشتر نداشتم، مطمئنا این حرفشون به خاطر رفتار حرفه ای و ایجاد اعتماد نبوده، چون خصوصی به مامانم هم گفته بودن. منظورم اینه که ما واقعا داریم تلاشمون رو میکنیم و بدجور سرسختی نشون میدیم، حس میکنم این روند تا جایی پیش خواهد رفت که کم بیاریم و بیفتیم.
    اما این روزها بدجور کم آوردم، قشنگ حس میکنم کمرم خم شده، 26 سال بسه، خیلی خیلی داره سخت میگذره، به حدی که برای اولین بار چند روز پیش به مامانم گفتم خسته شدم از این همه صبوری، گفتم دارم مقاومتم رو از دست میدم، دارم اعلام شکست میکنم، خیلی خسته ام، برای اولین بار جلوی اشکام رو هم نمی تونم بگیرم.
    نکته مهم اینه که وقتی به طور مثال یک خانواده مشکل بنیادین داشته باشه، مسلما مشکلات بعدی قابل پیش بینیست، مثلا اعتیاد والدین، یا مشکلات مالی و … اما باید بهتون بگم که من از یک خانواده ی متوسط به بالا، وضع مالی خوب، پدر و مادر تحصیلکرده و فهیم هستم و خودم با بهره ی هوشی بالا و تیزهوشانی و رتبه ی خوب و … برای همینه که گاهی شک میکنم به این سیل مشکلات، چون کامنت باید کوتاه باشه، دیگه ادامه نمیدم، فقط بگم که الان در آستانه ی یک اشتباه شاید بزرگ هستم چون واقعا چیزی فراتر از ظرفیت صبرم، صبور بودم، آقای دکتر کمک کنید، یه چیزی بگید که دارم زیر بار این همه غم و غصه له میشم. به زور و زحمت خودم رو سرپا نگه داشتم چون میدونم اگر بیفتم دیگه بلندشدنی در کار نیست. حتی نمی تونم گریه کنم.
    تولدتون مبارک، خیلی خوشحال شدم که فهمیدم شما هم بهمن ماهی هستید چون منم یک بهمن ماهی اصیل هستم.
    ======================
    سلام سحر، به نظرم از رویارویی با این همه شکل ناخودآکاه احساس خاص بودن میگیرید ! این یک پاداش پنهان است که بعید نیست آدم را در مشکل فیکس کند
    بهمنی اصل را خوب اومدی…میگه نا خالصی هم داره؟//

    [پاسخ]

    سحر پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۶ ق.ظ:

    ممنون، اما چقدر پاسختون اذیتم کرد، باید بگم نه اینطور نیست، یعنی کل خانواده ی من داره بلا سرمون میاد چون احساس خاص بودن میکنیم؟، میدونم منظورتون از پاداش پنهان چیه چون مدت طولانیه که با شما همراهم، اما باید بگم نه اینطور نیست، به متولدین 12 تا 18 هر ماه میگن اصیل اون ماه، یعنی سه روز قبل از وسط ماه و سه روز بعد از وسط ماه

    [پاسخ]

    بهنام پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۵ ق.ظ:

    سلام پیشاپیش تولدتون مبارک آقای دکتر
    اگه اینجوری باشه منم یه بهمنی اصیلم
    تولدم درست یه روز بعد از تولد شما یعنی 18 بهمنه

    [پاسخ]

  14. سلام آقای دکتر. با پسری که از هر لحاظ مدرک ، خانواده،فرهنگی و …تناسباتی داریم قصد آشنایی دارم یعنی در واقع میخواهیم از قسمتی از ناخودآگاه یکدیگر آگاه شویم باتوجه به اینکه عرف جامعه اجازه نمیدهد در این مورد ازتون راهنمایی میخواستم
    ==============================
    متوجه نمیشم ،در چهارچوب همین محدودیتها میشه به مقداری از شناخت رسید فرح خانم

    [پاسخ]

  15. سلام دکتر شیری عزیز من هم مثل بقیه خیلی ارادت دارم به شما امروز من هم این سعادت و پیدا کردم که یکی از شاگردای شما بشم خیلی خوشحالم خدا شما رو واسه ما حفظ کنه
    =======================
    ممنونم از بودن تون

    [پاسخ]

  16. سلام استاد،خسته نباشید
    ادامه صحبتاى باران و جنابعالى عرضى داشتم…
    استاد من هم مشکل باران رو دارم،توى اجتماع و روابطى که دارم انتخاب میشم و بارها پیش اومده که آقا اصرارو خواهش کردن که اجازه بده فقط خواستگارى بیایم ولى وقتى آشنایى ها رسمى تر میشه و باخانوادم آشنا میشن پا پس میکشن،واقعا تاثیر من کجاى این قضیه میتونه باشه؟دیگه میترسم توى رابطه اى برم،عادت کردم حتى اگه کیس خوبى ب دلم نشست و اونم خوشش اومده از من،ازش فرار کنم تا سرخورده نشم،بنظرتون چکار کنم استاد؟
    ===================
    ممکنه خانواده تون رفتاری خاص داشته باشه….چیزی توجهت را جلب نکرده؟ کسی تا حالادلیل ادام ندادنش را بهت نگفته؟

    [پاسخ]

  17. سلام آقای دکتر از مطالب خوب و آموزندهتون ممنونم من دقیقا مشکل این خانم را دارم 3ساله کارمندم و خجالت میکشم ه همکارای خانم بگم اگه کیس مناسب دارین معرفی کنن تا اینکه یک روز خودشون ازم پرسیدن قصد ازدواج نداری ؟که منم با شوخی بهشون فهموندم که اگه کیس مناسبی باشه بدم نمیاد همون روز فهمیدم یک نفر را در نظر گرفتن برام ولی الان بعد از گذشت چند ماه هیچ کاری نکردن یک بار که صحبتش شد گفتند یادمون رفت نمی دونم چیکار کنم از طرفی اصلا روم نمیشه در این مورد ازشون سوال کنم به نظر شما چطوری عمل کنم که ضایع هم نشم ؟
    =========================
    خب آدم میره از سلیقه اش میگه و نظراتش و به بهانه کمک گرفتن به بقیه( اون بقیه احتمالا مفید ) میگه که ما هم تو خطیم
    م

    [پاسخ]

  18. سلام
    ببخشید آقای دکتر میشه سوال فرنوش رو به نحو دیگری هم جواب بدین
    اگر دلایلی وجود داشته باشه که احتمال بدیم بالاخره متوجه این موضوع میشه
    بهتر نیست این موضوع را مطرح کنیم
    مثلا من در مورد اولین خواستگارم به شدت دچار وابستگی عاطفی شده بودم
    خودم باهاش اوکی بودم اما متاسفانه خانواده به دلایل خودشون اخرش کوتاه نیومدن
    و چون این اتفاق در 21 سالگی پیش اومد من انقدرها هم توانایی برخورد صحیح را نداشتم
    و واضحه که از توی اون ماجرا خاطره خوبی هم به جا نموند
    من خودم همیشه تو ذهنم اینه که اگر با کسی انقدر جلو رفتم که تاریخ عقد مشخص شد
    یه چند وقت قبل عقد بهش بگم
    چون احساس میکنم که بالاخره ممکنه اتفاقات پیش اومده در گذشته رو از دیگران بشنوه
    اونوقت ممکنه فکر کنه که من باهاش روراست نبودم
    البته تا حالا با کسی اونقدر پیش نرفتم که فکرمو عملی کنم و ببینم برخورد طرف چیه
    حالا به نظر شما در این طور مواردی هم نباید چیزی گفت

    [پاسخ]

  19. سرانجام عشق ادبیاتی در جهان واقعی :
    شتاب مکن که ابر بر خانه ات ببارد و عشق در تکه ای نان گم شود
    هرگز نتوان آدمی را به خانه آورد
    آدمی در سقوط کلمات ، سقوط می کند
    و هنگام که از زمین بر خیزد ، کلمات کال نارس را به عابران تعارف می کند
    آدمی را توانایی عشق نیست ! در عشق می شکند و می میرد !
    احمدرضا احمدی

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۴۶ ب.ظ:

    خودت اصلا متوجه شدی چی گفته؟؟ !!

    [پاسخ]

  20. منم به همت این دوست عزیزمون تبریک میگم وچقدر خوبه که با ایمان واعتقاد افکارمون رو دنبال کنیم
    براشون آرزوی خوشبختی دارم

    [پاسخ]

  21. دقیقا من هم بعد از مطلب جناب دکتر شیری ، این کار انجام دادم جواب مثبت گرفتم
    اما جمله ای که از خیلیا شنیدم ما فکر میکردیم فعلا قصد ازدواج نداری یا فکر میکردیم سطح توقعات …

    [پاسخ]

  22. ببخشید آقای دکتر شیری عزیز
    که من اینقدر سوال می پرسم و وقت شما رو هم میگیرم .
    معذرت میخوام اگر اینجا می پرسم .
    من مدتی هست که از یکی از همکارانم خوشم اومده البته ایشون همکار من در یکی از شهرهای مجاور هستند . میخواستم بدونم چطور میشه سر صحبت رو باهاش باز کرد و اصلا مطمئن شد که آیا اون هم نظر من رو داره یا نه ؟ آیا راهی هست؟
    بازم ممنون
    =====================
    در این حد که هیچی ازش نمیدونید به نظرم ریسکش تو محل کار خیلی بالاست زهرا خانم

    [پاسخ]

  23. امروز آخرین امتحان این ترم رو دادم 🙂
    جالبه که من توی این امتحانات انرژیم از همیشه بیشتره !
    اینکه بعد از چند سال از کارشناسی یادم افتاده ارشد بخونم و اتفاقا رشته م رو هم خیلی دوست دارم بماند اما اینکه متوجه شدم انگار اصل سیستم ذهنی من ساخته شده برای درس خواندن و امتحان دادن !
    یک روزی بین درس خواندن و کار کردن ، دومی را انتخاب کردم و الان امیدوارم که دیر نشده باشد برای دوباره خواندن.
    و دیگر هم اینکه خواستم برای چندمین بار از شما تشکر کنم استاد از اینکه اینقدر خالصانه و بی چشم داشت دانسته هاتون را در اختیار ما قرار می دهید . ممنون و سلامت باشید.

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۰ ب.ظ:

    والا زهرا من اولین باره می شنوم یکی بگه سیستم ذهنی اش از امتحان خوشش میاد!! و موقع امتحان انرژی می گیره!

    [پاسخ]

    Behnam پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    خواهشن یه دستم رو سر من بکشید، منم بچه درسخون بودم ولی از وقتی گزینه 2 رو انتخاب کردم انقدر کار کردم که وضعیت مالیو ترکوندم.
    ولی حالا به این نتیجه رسیدم که باید سریعتر درسمو تموم کنم تا بتونم ازدواج کنم!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۵۴ ق.ظ:

    بهنام و گلی عزیز ولی واقعیت همینه واقعا چون سال هاست از درس و امتحان دور افتاده بودم این سه ترم کارشناسی ارشد خیلی عالی بهم میچسبه خصوصا اینکه لیسانس شیمی خوندم و الان دارم مدیریت می خونم و با توجه به کارم میینم که من دوره لیسانس با استادهای سختگیر دانشکده شیمی دانشگاه اصفهان چه قدر سخت درس خوندم و الان که دارم رشته مورد علاقه و البته ساده تر از شیمی رو میخونم متوجه شدم که درس خوندن چقدر شیرینه واقعا!
    آقا بهنام خب پس خیلی هم سخت نیست دیگه منم الحمدلله تا حدودی خیالم از بابت مالی راحت شده بود که نشستم به درس خوندن پس منتظر خرهای خوب هستیم از قبولی و درس خوندن شما. 🙂

    [پاسخ]

    بهنام پاسخ در تاريخ بهمن ۸ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۵۴ ق.ظ:

    به قوله یکی از دوستان بللللللللللللللللللله
    زهرا خانم اولا که اون خرها نیستو خبرها ست.
    دوما که خبر درس و قبولی بخوره تو سرم، به اندازه کافی درس خوندم! من زن میخوام!!!!!!!!!
    حتما باید مثه بچها بشینم گریه کنم تا بابا و مامانم بهم زن بدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    (امان از دسته این کودک درونم، ببخشید اینجوری بی شرمانه صحبت میکنه هااااااااا.)

    [پاسخ]

  24. سلام دکتر
    هروقت در وبلاگ شما حرفهای دختران 28-30ساله که مجردن رو می خونم میترسم نکنه من تو اون سن به این اتفاقات بر بخورم
    من23 سالمه
    هنوز فرصت دارم
    ولی جدیدا تا یه خواستگار میاد خیلی استرس می گیرم
    طوری که دیگه نمی خوام بهش فکر کنم
    برای شروع کلاس های مهارت های ارتباطی شما رو شرکت کردم
    چیکار کنم که بتونم بدون نگرانی و استرس تصمیم بگیرم

    [پاسخ]

  25. آیدای عزیزم قبل از اینکه این کار رو بکنی فکر می کنی اتفاق خاصی نمی افته ولی بعد از این سوال حالا مستقیم یا غیر مستقیم اگه چیزی نباشه ادم نابود میشه. من این تجربه رو داشتم اون طرف متاسفانه اصلا عکس العمل خاصی انجام نداد انگار که اصلا اتفاقی نیفتاده . وضعیت من شد بلا تکلیفی بیشتر .حدود 9 ماه طول کشید که با سختی به خودم بفهمونم که اگه می خواست حداقل یه عکس العملی نشون می داد. ادم دلش دست خودش نیست که بگه از کی خوشت بیاد و از کی نیاد . شرایط خودتو بسنج. وقتی به اطرافم به خواستگاران به کسانی که ازدواج کردن نگاه می کنم می بینم که اگه کسی بخواد حتما میاد .حداقل از احساس خودم که اینو مطمئنم.

    [پاسخ]

    آیدا پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۲ ق.ظ:

    مرسی

    [پاسخ]

  26. سلام دکتر به نظرتون اشتباهه یه دختر مستقیم با پسر راجع به این مسئله صحبت کنه؟ یه آقا پسری هست که من فکر می کردم بهم علاقه داره و همیشه این طوری نشون می داد ولی پیشنهادی نمی داد، بعد یه مدت هم کم رنگ شد حالا من خاستگار دارم ولی از اون آقا بیشتر خوشم می آد به نظرتون درسته برم باهاش صحبت کنم ببینم اشتباه فکر میکردم یا نه واقعا خوشش می اومده؟خیلی کار سختیه واقعا، یعنی خودم هم نمی دونم چه جوری
    =============================
    یعنی مستقیم بپرسیم که از من خوشت میاد؟!!!
    به نظرم سنگینه ولی میشه سر صحبت باز کرد و غیر مستقیم متوجه شد طرف رغبت داره یا بیشتر اهل دیده بانی است

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۸ ق.ظ:

    به نظرم به خواستگارتون بیشتر و جدی تر فکر کن آیدا جان چون مردها اگر واقعا به قصد ازدواج از زنی خوششون بیاد سریع اقدام میکنن از ترس اینکه نکنه اونو از دست بدهند به نظرم یه جوری به اطلاعش برسون که خواستگار داری و قضیه جدی هست اگر واقعا قصدش ازدواج باشه اقدام می کنه و گرنه که به امید آدم اینچنینی نیاید نشست من چون تجربه ش رو دارم می گم وگرنه در حضور استاد جسارت هست نظر دادن

    [پاسخ]

  27. خوش به حالت الی جان، حداقل این راه برات جواب داد . امیدوارم خوشبخت باشید…
    من سپردم ولی متاسفانه کسی رو معرفی نکردن خوشحال باش که حداقل این فرصت رو داشتی ….

    [پاسخ]

    نسرین پاسخ در تاريخ بهمن ۶ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۷ ق.ظ:

    نغمه عزیز سلام. من هم تقریبا مثل شما هستم. من مستقیم به دوستی نگفتم. ولی غیرمستقیم مطرح کردم که جواب نداده تا الان. می دونم نباید ناامید شد ولی خوب دیگه هرچی خدا بخواد همونه. یکمم به نظرم باید خدا بخواد که فعلا نمی خواد.

    [پاسخ]

  28. سلام آقای دکتر. خسته نباشید. عرضی داشتم. من برای ثبت نام فکر می کردم اگه قبل از فلان تاریخ ثبت نام کنم تخفیف داره. اما متاسفانه متوجه نشده بودم که این در شرایطی یه که کل مبلغ رو یکجا بپردازیم. لطفا در این مورد اگه یادآوری نبوده و شما هم موافق بودین که نیاز به ذکر عبارتی هست برای بقیه دوستان در اطلاع رسانی ها مطرح بفرمایید. ضمنا آقای حبیبی آقای خیلی خیلی محترمی بودند و من به شما به خاطر استخدام ایشون تبریک میگم. پذیرایی در وقت استراحت خیلی خوب بود. به خصوص تنوع و سلیقه ای که در این مورد بود. اینکه یه وقتا تشریف می اوردین وسط کلاس می نشستید جالب بود. اینکه در کلاس شما همه تیپ و سلیقه و سطح اجتماعی و فرهنگی بودن و ما همه همدیگه رو می فهمیدیم و دوست داشتیم در یادم می مونه. با اجازه تون اگه چیز دیگه ای در مورد کلاس به ذهنم رسید خدمتتون میگم.
    ============================
    چه کار با ارزشی کردید نرجس عزیز

    [پاسخ]

    A.GH پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۳۴ ب.ظ:

    آقای حبیبی انصافا انسان بزرگواری هستند…
    من هم به سهم خودم به دکتر شیری عزیز بابت حضور ایشون در تیم خانه توانگری تبریک میگم…
    +
    جو کلاس های دکتر فوق العادست…فوق العاده.

    [پاسخ]

  29. “اولش به شوخی بهشون میگفتم بعد کم کم جدی بهشون گفتم”
    مرسی….. نکته ی اجراییش تو همین بود.
    D:

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    نیما جان همین نکته ی اجرایی هست که شوخی شوخی ما پسرا رو واقعا وارد زندگی می کنه!!
    😀

    [پاسخ]

  30. دکتر شیری به نظرم دخترها سخت پسند هم شدند و یک کم مسئولیت پذیری ازدواج رو نمیخان قبول کنند
    شوهر هم یک انسان مثل ما دیگه با هزار تا کم و کاستی ولی خب شوهره دیگه منافعی هم داره.خیلی نباید زوم کرد

    [پاسخ]

  31. دکتر چندتا سوال هست که یه مدتیه دارم بهش فک میکنم تا خودم به نتیجه برسم ولی خب هر چی که به ذهنم برسه مجاب نمیشم میشه بعضی از پستهاتون رو به این مطالب اختصاص بدید یه مطلبی از شما خونده بودم که ادم با هر کی که نجاتش بده دشمن میشه چرا ؟و سوال دومم راجع به فلسفه ازدواج هست که شما روش تاکید دارید برای من مطلب گنگ هست یعنی چی مثلا فلسفه خودتون چی بوده؟یا مطلبی که اخیرا برام خیلی تعجب برانگیز بود سوالی هست که برای بعضی از دوستان دیگر هم جای سوال بوده همون جا که گفتید شکر عجیبی کرده اید در مورد نداشتن درد عاطفی.و سوال اخری در مورد این هست که وقتی جذب کسی میشیم که زندگی نکرده ما رو داره ایا با زندگی اگاهانه اون بخش ها میتونیم اون فرد رو که ضررهای جذبش بیشتر از فوایدش هست یا اصلا امکان به نتیجه رسیدن رابطه وجود نداره رو بذاریم کنار.با سپاس از راهنماییهاتون که همیشه همراه اگاهی های مفیدی که دارن شوق یادگیری بیشتر رو در ما زنده میکنن.

    [پاسخ]

  32. من سی و دو ساله هستم ، به همه فامیل و دوستان هم گفتم ولی هیچ کسی تا الان حتی یه مورد هم به من معرفی نکرده. تازه همه بهم می گن خودت بی عرضه ای ، خواهرم که 5 سال از من کوچکتره یک سال پیش ازدواح کرده و حتی مادرم هم به من می گه بی عرضه. آقای دکتر به خوردن داروهای آرامش بخش روی آوردم.لطفا به من بگید چی کار کنم

    [پاسخ]

  33. سلام آقای دکتر….من قبلا یه عاشقیت داشتم که خیلی رابطه سالم واخلاقی بود….حالا به هر دلیلی به سر انجام نرسید ومن از اون رابطه اومدم بیرون،سخت بود ولی الان نه کینه ای به ایشون دارم و نه به عنوان کیس ازدواج به ایشون فکر میکنم.موردهایی که الان پیش میاد و کاملا راجبش فکر میکنم فقط سوالی که همیشه تو ذهن من هست اینه که من باید این رابطمو برای کسی که قرار باهاش ازدواج کنم توضیح بدم؟
    ==============
    خیر فرنوش

    [پاسخ]

  34. سلام استاد عزیز
    آقای دکتر شیری شما جملات تاکیدی مثبت رو چقدر در رسیدن به هدف موثر میدونید . مثلا در ازدواج کردن
    اینکه من هر روز روزی 10 دقیقه یا بیشتر با خودم تکرار کنم من شایسته ازدواج با مردی مناسب هستم . آیا واقعا تاثیری داره . اصلا شما قبول دارید این تکرار جملات رو و همچنین این جمله خاص رو
    ممنونم
    ====================================
    قبول ندارم…یعنی اگر بعدس عملکرد درست باشه میشه بهش مقداری اعتماد کرد وگرنه بیشتر تلقین است و متعاقبش سرخوردگی

    [پاسخ]

  35. تقویم های بهمن ماه 91…برای به یاد داشتن میلاد یه دکتر دوست داشتنی…

    infographics.ir/498-%D8%AA%D9%82%D9%88%DB%8C%D9%85-%D9%87%D8%A7%DB%8C-%D8%A8%D9%87%D9%85%D9%86-%D9%85%D8%A7%D9%87-1391.html

    [پاسخ]

  36. من که دیگه باور کردم از من گذشته
    تمام این راهها رو هم رفتم و به آدمهای قابل اعتماد گفتم
    هراتفاقی بهاری داره که وقتی بگذره دیگه گذشته
    آیا زندگی من صدایی بی پاسخ نبود!؟

    [پاسخ]

    Behnam پاسخ در تاريخ بهمن ۵ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    زهرای گرامی زندگی ادامه داره…
    ما باید قوی باشیمو بجنگیم تا نتیجه بگیریم

    [پاسخ]

  37. دکتر فونتها بهم ریخته است برا هر مطلبی مجبور میشم بریزم تو ورد بعد بخوونم از مرورگر ieاستفاده میکنم
    =====================
    مسوول IT بررسی میکنن تا هفته بعد مرتفع میکنند مریم گرامی

    [پاسخ]

  38. بانو:گفته شده مردان بی وفا ترند.اما مگر نه اینکه مرد خیانتکار در رابطه خیانت خود یک زن دیگر را هم دارد (همان خانم غیر از همسرش)
    حرف بانو رو درک نمی کنم تو یه رابطه ی اینچنینی این مرد هست که نسبت به همسرش تعهد داره نه اون زن دیگه! تو خیلی موارد حتی ممکنه اون زن از وجود همسر مرد خبر هم نداشته باشه ! حال فرض رو بر این میذاریم که از وصعیت تاهل مرد خبر داشته در این صورت از لحاظ اخلاقی زیر سوال میره و میتونه وسوسه کننده ی مرد و ایجاد کننده ی شرایط خیانت باشه میتونه به خودش و جامعه خیانت کرده باشه ولی باز هم نمی تونیم در ردیف اول اتهام خیانت قرارش بدیم!
    همین استدلال رو میشه برای زنهایی که به همسرشون خیانت می کنند به کار برد و نتیجه گرفت اون مرد شریک جرم این خانم به اندازه ی اون متهم نیست

    [پاسخ]

    سپیده پاسخ در تاريخ بهمن ۴ام, ۱۳۹۱ ۵:۳۳ ب.ظ:

    منم با شما موافقم.

    [پاسخ]

  39. سلام استاد
    چند روز پیش این سوال رو خدمتتون عرض کردم و البته قبلش خیلی خیلی معذرت میخوام که اینجا مطرحش میکنم و به بحث بی ربط هست این جسارت منو ببخشد . ممنون میشوم اگر راهنمایی بفرمایید.
    من یک سوال داشتم خدمتتون قبلش معذرت میخوام اگر اینجا مطرح میکنم.
    من برادری ۱۶ ساله دارم کلاس اول دبیرستان پسر مودب و درس خوانی هم هست جزو شاگردهای ممتاز مدرسه . راستش مدتی هست متوجه شدم که با دختری همسن خودش که اونم کلاس اول دبیرستان هست دوست هستند و ارتباط تلفنی و اس ام اسی دارند . البته خب من زیاد از محتوای اس ام اس ها و صحبت ها خبر ندارم اما به نظرم برای پسری در این سن دوست دختر داشتن کمی زود است . چون نوجوانی در این سن الان دلمشغولی های دیگری باید داشته باشد غیر از دوستی با دختری همسن خودش . ظاهرا این رابطه ۶ ماهی هست که شروع شده و من مدت یک ماهی هست که می دانم و البته من دختر خانم رو کاملا میشناسم و خانواده ش رو البته و متاسفانه خانواده خیلی موجهی هم ندارند ایشون و من بیشتر از آبروی خانواده خودم می ترسم . میخواستم مساله را با مادرم در میان بگذارم اما قبلش خواستم از محضر شما مشورتی کنم و راهنمایی بخواهم ممنون می شوم به من بگویید راه درست در این گونه موارد چیست . بعید می دانم نصیحت در این مورد مثمر ثمر باشد خصوصا اینکه خودم یکی دو هفته پیش خیلی مفصل باهاش صحبت کردم و حتی به من قول داد که رابطه رو تموم میکنه ولی متاسفانه نکرده و من دیشب خیلی اتفاقی پیامک هاشون رو دیدم لطف می فرمایید اگر راهنمایی بفرمایید که در اینگونه موارد راه درست کدام است .؟
    ممنونم از لطف شما
    سلامت باشید انشاالله
    ==================
    سلام زهرا خانم
    خانواده تون بهتره اقدام کنند و شما عقب نشینی کنید
    یک رابطه تحت نظارت خانواده لزوما آسیب زا نیست
    تجسس هم نکنید به بهانه خواهر بودن

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ بهمن ۷ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۲ ق.ظ:

    🙂 ممنونم استاد عزیز
    تجسس ممنوع ، چشم
    من فقط یه مقدار نگرانم که این رابطه خصوصا با همچین دختری به درس و مدرسه ش صدمه بزنه
    ولی باز هم چشم و ممنون

    [پاسخ]

  40. سلام آقای دکتر
    یه سوال : اگه دختر از پسری شایسته خوشش بیاد که از نظر اخلاقی , خانوادگی و مشکلا ت خانوادگی !!! و اعتقادی به هم شبیه باشن ( ولی با هم در ارتباط دوستی نباشن یه ارتباط یه کم رسمی باشه ) باید چیکار کنه که توجه اونو به خودش جلب کنه برای ازدواج.نظر پسر مشخص نیست شاید اونم مایل باشه ولی از کجا میشه فهمید !
    درضمن من برخی از جلسات شخصیت سالمتر رو شرکت کردم , میخواستم ازتون تشکر کنم خیلی عالی بود.
    =========================
    حرف پیش بکشید وسط و نگذارید به امون خدا رها بشه موضوع

    [پاسخ]

  41. دکتر شیری
    یک اعتراف من در مورد سایتتون دارم
    اوایل که میخاستم به سایتتو بیام یه کم برای غریب بود و وبلاگتون رو دوست داشتم ولی الان برعکس حس خوبی به سایت دارم
    این تغییر نظر از نظر روانشناسی چی میشه رو نمیدونم!!!!!

    [پاسخ]

  42. سلام استاد. وقت به خیر. خسته نباشین.

    یه آقایی تو محل کارم هست که ابراز علاقه می کنه ولی پا پیش نمیذاره. دلیلشم بعد از کلی فکر کردن فهمیدم: سردی رفتار خودم نسبت به این آقا. چون در موردش خیلی شک دارم. ایشون دندانپزشک متخصص هستن، چهره و تیپ خوبی هم دارن و وضع مالی شونم از خانواده من بهتره به خاطر همین من شک داشتم که علاقه اش واقعیه یا من سرکارم. دو بار با رفتارم پروندمش ولی مدتیه واسه سومین بار دائم دور و بر اتاق کار منه و از هر فرصتی هم برای صحبت استفاده می کنه. البته اینم بگم ایشون با همه انقدر صحبت نمی کنه و کسی رو مثل من تحویل نمی گیره وگرنه منم بی جنبه نیستم که هر کس سلام کنه بگم از من خوشش میاد. اما رفتار ایشون طوری شده که یکی از هم اتاقی هام هم متوجه شد و بهم گفت این آقا گلوش بدجور پیشت گیر کرده ها، چند بار هم که نبودی الکی به بهانه های مختلف میومد آمارتو از ما می گرفت!
    حدودا” یه هفته پیش خواب دیدم کنار دریا هستم. واسه اینکه آب دریا نره تو کفشم یه جفت پوتین ساق بلند هم پوشیده بودم. کنار دریا که وایسادم دیدم ساحل دریا که قاعدتا اصلا نباید عمق داشته باشه خیلی عمیقه و آب دریا هم خیلی شفاف و زلال بود. یهو موج اومد و من ازش فرار کردم ولی یه کم از آب دریا رفت تو چکمه ام. من هی تو خواب می خواستم خودمو گول بزنم که اصلا هم کفشم خیس نشده ولی خیسی رو حس می کردم. بلند شدم رفتم رو یه صخره نشستم که آب دریا بهم نپاشه ولی باز هم موج زد و خیسم کرد البته از خیس شدن احساس بدی نداشتم.

    به نظر شما این خواب می تونه به شرایطم مربوط باشه یا نه از اون خوابهاست که نباید توجه کرد؟
    اینم بگم که اون آقا 35 سالشه و من 31 سالمه یعنی هیچکدوم بچه نیستیم.تا به حال هم رفتار یا نگاه جلفی از ایشون ندیدم. طرز لباس پوشیدنشم واقعا سنگینه.
    یه سوال دیگه اینکه چه جوری رفتار کنم که ایشون پا پیش بذاره؟ اصلا به نظر شما با این توضیحاتی که عرض کردم این آقا بهش میاد اهل پا پیش گذاشتن باشه؟ زنگ تفریح نشم؟
    =============================
    کنار دریا رفتن اونطوری که تو در رویایت دیده ای ، نماد قدرتمندی است برای درگیری تدریجی عاطفی
    ساحل پر عمق نشون میده نباید بی گذار به اب بزنی ولی بهتره کفشهایت را در بیاری ( مجوز به خود دادن برای عشق و ازدواج )
    به نظرم نزدش برو و به بهانه سوال درباره دندان و…بهش جرات بده بیاد جلو

    [پاسخ]

  43. دکتر شیری گرامی در مورد” مردان خیانتکار ترند یا زنان”
    گفته شده مردان بی وفا ترند.اما مگر نه اینکه مرد خیانتکار در رابطه خیانت خود یک زن دیگر را هم دارد (همان خانم غیر از همسرش)
    پس تعداد خیانتکار مرد=تعداد خیانتکار زن
    مگر اینکه یک زن بدکاره پاسخگوی چند مرد خیانتکار باشد
    پناه بر خدا

    [پاسخ]

  44. سلام آقای دکتر عزیز
    شاگرد کلای شخصبت سالم هستم که دیشب تموم شد، راستش موقعیت آشنایی با شما و خانه توانگری را از الطاف خداوندی میدونم. سپاس از شما ای فرزند نیک ایران
    راستش پیشنهادی خوبیه اما اگه خانواده ت پایگاه اجتماعی ضعیفی داشته باشنف روابطشون هم محدود باشه، کار سخت میشه سخته سطح خودت با خانواده ت فرق کنه، تو اصفهان خواستگارها بیشتر بر اساس خانواده میان جلو لذا خیلیاشون در حد خانوادت هستن نه خودت، اونوقت میمونی چه خاکی به سر کنه!!
    تو دلت فقط حسرت میمونه که چرا باید چوب چیزی رو بخوری که تو انتخابش نقش و تقصیری نداشتی.
    آقای دکتر وقتی گزینه خانواده( که ارتباطشون ضعیف و منفعلن هست) و فامیل (که بی‌معرفتند) حذف شه چی کار باید کرد؟
    =============================
    خود آدم کم تاثیر نداره بانو

    [پاسخ]

  45. میخواستم به یه آدم امین و قابل اعتماد این موضوع رو بسپرم اما شک داشتم خیلی هم شک داشتم
    اما الان که این متن رو خوندم ایمیل نوشتم و براش فرستادم . شاید اصلا این متن نشانه ای بود برای اینکه من این کار رو انجام بدم انشاالله که جواب بده
    ممنونم استاد عزیزم
    🙂

    [پاسخ]

  46. با سلام و وقت بخیر
    آقای دکتر من واقعا در روابط کاری دچار مشکل شدم. نزدیک به یک ساله وارد محیط کاری شدم ولی دورو بودن افراد، زیرآب زنی ها خیلی اذیتم میکنه. یکی از همکارای خانم هر شخص تازه واردی که میاد اداره ذهنیتشو در مورد من به هم میزنه. میگه من جاسوسم!!!!!!!! واقعا این روحیات در محیط کار به من که تازه از محیطهای دوستانه جدا شدم اذیت می کنه. چرا در این موارد مطلب گذاشته نمیشه؟ممنونم
    ===========================
    حتما درهمهارتهای ارتباطی باعث میشه سبک ارتباطی منفعل را به پر جرات مبدل کنید تا اینطوری اسیب نبینید

    [پاسخ]

  47. سلام آقای دکتر . من فکر نمیکردم مهرطلب باشم اما مدتیه دقت میکنم در رفتارم میبینم زیاد از خودم به خاطر دیگران میگذرم . راهنمایی شما رو برای تغییر این مورد نیاز داشتم .

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.