همه چیش خوبه جز چهره اش

image_pdfimage_print

من ۲۴ سالمه و ارشد میخونم. تا حالا هر خواستگاری که برام اومده به دلم ننشسته و قبول نکردم. در حال حاضر یک اقایی اومدن ۲۹سالشونه و در رفتارشون خیلی پخته و خوب هستن. کلا شرایط شون خوبه و نمیتونم رفتار و موقعیت خوبشون رو نادیده بگیرم، ولی متاسفانه ایشون هم به دلم ننشستن. یعنی در ظاهرشون هم علایم پختگیشون کاملا نمایانه، منظورم اینکه ارایش مو ها و صورتشون خیلی ایشون رو افتاده حال نشون میده، میدونم ظاهر بینی اصلا خوب نیست ولی برای من مهم که همسرم یک مدل معمولی در ظاهر داشته باشن! میخواستم اگه ممکنه راهنماییم کنید
=========================================
شیده گرامی 
ظاهر مهمه… خیلی هم خوبه که بهش دقت کنید
وسواس است که خطرناک است . چسبیدن به یک رویای ذهنی مبهم است که فرصتهای فعلی تون را از بین میبرد
فرصت بدهید به خودتون که بتونید جذابیتهای دیگر ایشون را نیز ادراک کنید…این خیلی مهمه که یک مرد بتونه با رفتارهاش و برخوردهاش یک دختر را تحت تاثیر قرار بدهد

نکته بعدی اینه که میتونید سلیقه تون را درباره ظاهر و مدل مو و ….ایشون بهش بگید. این باعث میشه فکر کنه که برای شما اهمیت داره که درباره بهتر دیده شدنش نظر میدید

————————————————————

مطالب مرتبط :

 

 

okv8wu3hdmxchasw6qw6

60 دیدگاه در “همه چیش خوبه جز چهره اش

  1. سلام آقای دکتر خسته نباشید..من نزدیک 2 ساله با فردی ازدواج کردم که ازهمه لحاظ خوبه فقط قیافش زیاد خوب نیس…و این موضوع باعث اذیت من و خانوادم میشه ….حرفای مردم خردم میکنه….بنظرتون من چیکار باید بکنم راه چاره ام چیه…خیلی داغونم تو رو خدا راهنماییم کنید….23ساله

    [پاسخ]

  2. سلام من خوستگاری دارم که از وضعیت مالی متوسط و خانواده معمولی هست منم معمولی هستم اما چهرش به لم نمیچسبه با اینکه زشت نیست اما مادر و پدرم میگن پشیمون میشم و قیافش بهتر میشه خودشم همش میگه ابراز احساسات کن اما برام سخته و اینکه احساس میکنم دورو هستش رفتم پیش مشاوره برای دورویی الان 3 جلسه اما همش میگه ی جلسه دیگه اما بزرگترین ایرادش دل چسبناک نبودنشه .خواهش میکنم سریع جواب بدید من 3 روز وقت دارم فقط.ولی اگه جواب رد بدم مامان بابام حالمو میگیرن اگه برم بدبخت بشم میگن انتخاب خودته. متشکرم

    [پاسخ]

  3. سلام
    حدود 6ماه یک خواستگار دارم که 9سال از من بزرگتره. بنظر من و خانوادم پسر خیلی خوبیه از نظر اخلاق کار تحصیلات
    صورتشم عادیه اما فقط چاق و یکم موهای جلو سرش ریخته یعنی در کل هیکلش از هیکل من بزرگتره و خانوادم میگن از نظر هیکل و تیپ بهت نمیخور
    حالا بنظر شما چیکار کنم؟میشه لطف کنید کمکم کنید

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۹ام, ۱۳۹۴ ۴:۲۵ ب.ظ:

    فقط
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM

    [پاسخ]

  4. باسلام دکتر جون خواستگاری دارم که از همه لحاظ خوبه حتی از من خیلی بالاترعضو تیم ملی وازاینجور مقامای جهانی اما قیافه و رفتارش به دلم نمیشینه همه میگن کم کم میشینه آیا به این امید میشه جلو رفت؟ در ضمن من در این مورد خیلی حساس هستم. ممنون میشم زودتر کمکم کنید.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۶ام, ۱۳۹۳ ۴:۲۹ ق.ظ:

    تا 3-4 جلسه نشه یعنی نباید بدبخت بشی

    [پاسخ]

  5. سلام
    براش دعا کردم یه زن خیلی زیبا گیرش بیاد همون جور که میخواد با بینی خیلی کوچیک وزیبا ولی دختره با اخلاقش پدرش را دربیاره زندگی براش نذاره ..نذاره آب خوش از گلوش پایین بره.اون موقع روزی هزار بار مثل منو فریاد بزنه …دکتر منو کوچیک کرد با رفتارش …یادتونه دکتر گفتید شایستگی هاتونو نشون بدید ….نشون دادم ولی …دکتر جان شایستگی کیلو چنده ؟؟؟؟

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ مرداد ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۴:۲۷ ب.ظ:

    سلام نفرین نکنید..

    [پاسخ]

  6. با عرض سلام مجدد
    خیلی متشکر از راهنمایی تان آقای دکتر و شرمنده از اینکه سوالات زیاد بود.
    امیدوارم همیشه شاد باشید

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر خسته نباشید
    می خواستم بدونم چرا با اینکه در رفتارم با دیگران بهشون احترام میذارم و دوستانه برخورد می کنم ولی بی توجهی می بینم و حتی بی احترامی…
    اگر بخوام با همه این آدما قطع رابطه کنم جز 5-6 نفر برام دوستی نمی مونه به نظر شما اشکال از رفتار منه؟من همیشه سعی کردم دوستای زیادی پیدا کنم ولی نتونستم و به شدت تنهام …
    =======================
    ممکنه چیزی که در رفتارت احترام میدانی ، الوده به چیزهای دیگری هم باشه
    5-6 نفر کم نیست الهه خانم

    [پاسخ]

  8. با عرض سلام، سوالی داشتم از خدمتتان
    متنی را که فرستادم نوشته شده ” دیدگاه شما در انتظار تائید است”
    چه قدر زمان میبره که تائید بشه؟ ( دیشب فرستادم)
    یعنی ممکن است تائید نشود؟ آخه هیچ چیز عجیبی توش نبوده، فقط سوال پرسیده بودم از آقای دکتر
    با تشکر
    =====================
    109 سوال مطرح شده…

    [پاسخ]

  9. سلام آقای دکتر- اگر لطف کنید راهنمایی ام کنید
    2 روز قبل رابطه ام با خواستگارم به خاطر عدم تفاهم خانواده ها و البته خودش سر مهریه بهم خورد. بعدش اون خیلی صحبت کرد و گفت که از تعداد زیاد سکه می ترسه و کسی که تا 3 سال پیش درس می خونده نمی تونه سرمایه ای مانند خیلی از افراد با شغل آزاد داشته باشه. اما مثل اینکه وقتی دید راه به جایی نداره بعدش گفت که تا 12 شب بهت وقت می دهم که بابات رو راضی کنی وگرنه هرکی از فردا می ره سر زندگی خودش حتی ممکن است من فردا ظهر با کسی باشم و دیگه وقتی تو پشیمون بشی یا خانوادت از شرایطت کوتاه بیایند من تو یک رابطه دوستی باشم به هر حال من یک مرد سی و خورده ای ساله ام و نیازهای بشری دارم !!!!!! انگار که مغزم با این حرف از هم پاشید. کسی که آنقدر ابراز علاقه میکرد تا من هم علاقه مند شدم و کلی خواهش اولیه برای اینکه من حاضرم بشوم برای اولین بار برم و ببینمش برای صحبت. البته من اهل دوستی اصلا نبودم اما ایشون گفته که دوست زیاد داشته اما همیشه می گفت که حتی در دوستی خیانت نکرده و هیچ وقت رابطه موازی نداشته و نشون می داد که به این مسائل پایبند است ( البته طبق تعریف خودش مثل اینکه در این روابط خیلی خیانت هم دیده و یکی از امتیازات من رو در عدم دوستی قبلی می دونست) اما نمی تونم این حرفش رو بفهم ؟؟؟؟؟ من همون شب خداحافظی کردم و از رفتارش گله کردم واقعا معنی دوست داشتن اینه؟؟. فرداش دوباره با مامان تماس گرفته و گفته من دیشب عصبانی شدم از سختی شرایط و خواهش برای مذاکره دوباره. اما مامان هم از این حرفش گله کرد در جواب گفته که خوب هر کس میره سر زندگی خودشه دیگه. درسته هرکسی میره سر زندگی خودش اما لحنش خیلی اذیتم کرد. حالا من نمی دونم آیا بازی خوردم؟ با کس دیگری هم ارتباط داره یا آدم هوس بازی هست یا می خواد برای خودش به اصطلاح بازار گرمی بکنه !!!!!؟؟؟ اصلا نمی دونم اگر بعد از مدتی دوباره خواست بیاد، قبولش کنم یا نه؟؟ از بهم خوردن ماجرا سر قضیه مهریه ناراحتم ( چون دوستش داشتم) اما از طرفی دلم خیلی شکست. آقای دکتر نظر شما چیه؟ لطفا راهنمایی ام کنید.
    p.s.:
    راستی شما راجع به محافظه کاری فرزند معلمان گفته بودید و من فکر نمیکردم این ویژگی آنقدر بارز باشه اما تفاوت ایشون با من در زمینه ریسک پذیری با توجه به شغل آزاد پدرم خیلی بارز بود و عینیت حرف شما خیلی برام جالب بود البته با این ویژگی خیلی مشکل نداشتم اما ترسش از مهریه را بخشی به خاطر این ویژگی می دونم.
    =======================
    رفتار ایشون به نظرم بالغانه نبوده زیرا تهدیدهایی از این دست یک دینامیت میگذاره زیر رابطه با یک زن
    اما اگر بحث مهریه تون با اعداد بالا داره پیش میره به نظرم اشتباه است

    [پاسخ]

  10. گلی جون خیلی ممنونم از حرفات.
    مرسی استاد بابت پاسخ به کامنت من.فقط یه چیز.اتفاقا منشا خشم من بیشتر از عدم احساس موثر بودنه.ادمی که یه روز ارمانش برای اینده کمک به احقاق حق ادما و برداشتن قدمای بزرگ و موثر بود حالا احساس میکنه حتی برای خودش هم موثر نیست و نمیتونه حتی به خودش کمک کنه چه برسه به بقیه.

    [پاسخ]

  11. سلام
    دکتر اگر شما جای من بودی چیکار میکردید؟
    فرض را بر این بگیرید دوتا خواستگار هست چون توی محیطی هردو علاقمندن
    هردو شرایط یکسان دارن از لحاظ کاری واز لحاظ تحصیلی دارن
    یکی از این آقایون من حس میکنم یه کم بی ارادس البته نه اونجوری !ببخشید شل هستش انگار از اینا که تکلیفش باخودش معلوم نیست ولی شخصیتا آقای آروم وسر به زیریه البته بیشتر مواقع …زیاد به دخترا راه نمیده نه اینکه حرف نزنه ولی ظاهرا زیاد رو نمیده وپسر خوبیه وتیپ امروزی…سنش 4 سال بزرگتر
    اون یکی از آقایون از ایناس که محکمه وحس میکنه از ایناس که حرف حرفه خودشه …یعنی ظاهری که نشون میده توی خونشون پدر سالاری بوده …ولی نه اینکه بد باشه ولی گاهی حس میکنم یه شیطنت هایی توی رفتارش هست/از اینا که از طرز برخوردش معلومه که ببخشید ولی روش زیاده!ولی من مسئولیت پذیری را توی این آقا بیشتر میبینم ..سنش یک سال کوچکتر
    خب به نظر شما با این همه تفاوت که از هردو نفر به یه نوعی رفتارشون را دوست نداری چه جوری باید انتخاب کرد؟؟؟ این خواستگاری سنتی نبوده به خاطر همین هردو همزمان شده …من چیکار کنم ؟خودمم 28-9 سالمه
    من خودم مورد اول ترجیح داره …نظر شما چیه؟
    ==================
    سلیقه فیزیکی و موقعیت خانوادگی و شباهتشون تعیین میکنه کی بیاد اول

    [پاسخ]

    دکدر امامی مشه پاسخ در تاريخ بهمن ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۲۴ ب.ظ:

    بچسب به اونی که به دخترا راه میده چون اگه ازدواج کنی باهاش دو روز دیگه بهت خیانت میکنه و این یه امتیاز بزرگه و موازنه شده.

    [پاسخ]

  12. آقای دکتر از اینکه با وجود مشغله های فراوان وقت گرانبهاتونو در اختیار من گذاشتین و کامنتو خوندین بی نهایت سپاسگزارم
    امیدوارم نور، شادی و سرسبزی لحظه ای تنهاتون نذارن

    [پاسخ]

  13. سلام دکتر پیشاپیش تولدتونو تبریک میگم منم متولد بهمنم.
    دکتر به خدا اینقدر کلافه شدم که دلم نمیخواد زنده باشم !!!
    آقای دکتر 23 سالمه یه موردی برا ازدواج پیش اومده که بیش از اندازه تفاهم فکری رفتاری و اخلاقی داریم.
    باید بگم اون بیش از اندازه مهربون و با محبته 27 سالشه و علاقه بسیاری هم به من داره.دکتر گاهی فکر می کنم این تفاوتهاست که آدما رو کنار هم میذاره در حالی که من و ایشون اصلا مشکلی با هم نداریم. ادب و متانت خاصی داره ولی عیب اینجاست که من با ظاهرش مشکل دارم! همیشه دلم میخواست همسرم خیلی قدبلندتر از خودم باشه ایشون هم از من بلندتر هستن ولی نه زیاد خیلی کم !!! آقای دکتر گاهی فکر می کنم هیچ جذابیتی برام نداره و از هر 10 بار تماس اون فقط یکیشونو جواب میدم !!! دکتر مغزم داره منفجر میشه نمی دونم چیکار کنم نه دلم میخواد ردش کنم نه میتونم با ظاهرش کنار بیام ! زشت نیست ولی سلیقه منم نیست !!!!
    =================================
    اگر در آغوش ایشان رفتن براتون یک کابوسه نباید ایشون را معطل نگه دارید…نه قطعی بگید بره دنبال زندگی عاطفی مناسبش
    وسواس شما درباره قد البته قابل فهمه ولی باعث میشه شما به بلوغ ازدواج نرسید سمانه خانم

    [پاسخ]

  14. سلام اقای ببخشید مثل اینکه کامنت اولم نیومده بوده.4سال پیش یکی از اشنایان ما به خواستگاری من اومده بودن اون موقع خانوادم بهم گفتن حتما باید درست تموم بشه و شاغل بشی تا بتونی ازدواج کنی تو این چهار سال خانواده ی ایشون دائم با خانواده ی من در تماس بودن ولی خانوادم باهاشون موافقت نمیکردند من خیلی ایشون رو دوست داشتم ایشونم من رو این چهارسال من هرکاری خانوادم خواستن کردم سر کار هم رفتم درسمم تموم کردم با بهترین رتبه قبول شدم…….چند وقت پیش دوباره از خانوادم خواستن که بیان ولی خانوادم قبول نکردن وم گفتن اصلا راضی نیستن ………الان ایشون به اصرار خانوادش داره با یکی از اقوامش ازدواج میکنه …اینکه همه ی رویا هامو از دست دادم داره داغونم میکنه من به خاطر شرایط تحصیلیم هر روز ایشونو میبینم چطور این موضوع رو تحمل کنم………ممنونم
    =======================
    با خاناده تون صحبت کنید و بگید چقدر اذیت شده اید
    اینجا نباید بی زبون باشید
    دلایل خانواده را نیز دقیقا بررسی کنید

    [پاسخ]

  15. سلام
    استاد منم با ارغوان موافقم. درسته مشکلاتم از جنس ایشون نیست ولی والدین هم لازمه یه سری حرفهارو از دهن شما بشنون تا قبول کنن!
    وقتی از قول شما حرفی رو میزنم(که بدونن حرف من نیس؛ بیشتر حالت تدافعی میگیرن!!!!

    [پاسخ]

  16. ممنون آقای دکتر٬‌ببخشید شما پزشک خاصی رو مدنظرتون هست؟ میشه اسمشون رو به من بگید؟
    بسیار سپاسگذارم از شما
    ===========================
    دکتر بابک زمانی مطبشون پشت بیمارستان طوسه

    [پاسخ]

  17. سلام آقای دکتر
    من شاگرد دوره قبل کلاس مهارتهای ارتباطی وازدواج و زن شناسی شما بودم
    تابستان با یه آقایی که یکی از اقوام معرفی کرده بود نامزد کردم ولی یک ماه بعد یکی از همکارانم که من تو مدت سه سال همکاری ازش خوشم میآمد به پسر عمه من( که همکار من هست )گفت قصد داشته از من خواستگاری کنه من چون خیلی به این آقا علاقه داشتم نامزدیم رو به هم زدم بعد ایشان گفت یه مدت با هم آشنا بشیم بعد اگر با هم تفاهم داشتیم مساله را با خانواده در میان بگذاریم
    حالا ایشان در طول این مدت 5 ماهه تمام ارتباطش با من محدود به 3-4 بار تماس تلفنی 15 دقیقه ای و2-3 بار بیرون رفتن بوده.
    من احساس میکنم معلق موندم ولی از طرفی خجالت می کشم بگم وضعیت رو مشخص کنه
    تو این مدت 2 تا خواستگار که یکیشون شرایط خوبی داشت رو به خاطرش رد کردم
    این نکته هم بگم که من 31 سالمه و ایشان 36 ساله هستن
    من لیسانس دارم و ایشان دیپلم اما از لحاظ شغلی از مدیران ارشد شرکت هست
    میخوام اگر بتونید راهنماییم کنید که این ارتباط رو اگر ممکن باشه به سرانجام برسونم چون ادامه این وضعیت برام مثل موندن تو برزخه
    ممنون
    ==========
    به اون پسرعمه تو بفرمایید که لال بازی در نیاره و به این آقای بلاتکلیف ندا بده که زودتصمیمش را بگیره
    راه بهتر اینه که خودتون تصمیم بگیرید برای خودتون…مردان بلاتکلیف اعصاب خورد کن هستند و پیرت میکنند

    [پاسخ]

  18. سلام آقای دکتر، خسته نباشید. دکتر می خواستم بدونم چه چیزی باعث میشه که گفتن یه پیشنهاد برای شروع رابطه از طرف پسر خیلی طول بکشه؟ (با توجه به اینکه خودم نمیخوام شروع کننده باشم) این مورد مدام داره برای من تکرار می شه… نمیدونم چه مشکلی تو رفتارم هست. اینقدر عادی و مهربون برخورد میکنم که طرف نه پس میکشه نه جلو میاد. دکتر به این نتیجه رسیدم که استاد کش دادن ام. خسته شدم از این وضعیت… چیکار کنم به نظر شما؟
    =======================
    نباید خیلی در دسترس باشید تا فرد تقلا بکنه بیاد جلو

    [پاسخ]

  19. جناب آقای دکتر شیری عزیز، خواستم میل بزنم درخواستمو بگم ولی گفتم شاید نخونین، خواهش میکنم سرسری از کنار این نظر رد نشین چون مشکل خیلی هاست. من انتظار ندارم به طور اختصاصی به من جواب بدین ولی دکتر توروخدا این قبیل مسائل رو جدی بگیرین و هروقت صلاح دونستین راجع بهش صحبت کنید.

    دکتر من 25سالمه، کارشناسی و ارشدمو تو بهترین دانشگاه ایران که تاپ ترینه برا رشته ما که خیلی هم متقاضی داره گرفتم، همیشه خانواده م دغدغه بهترین بودن منو داشتن، با اینکه دخترم ولی با معیارهای مردونه سنجیده شدم (جامعه مردونه بود من هم سعی کردم با معیارهای اونا خودمو بسنجم و بازی کنم) ، تا الآن هیچوقت احساس نکرده بودم که یه مقوله ای به اسم ازدواج هم هست ولی حالا که نگاه میکنم میبینم همه دوستام رفتن ولی من چی. انقدر تو درس و … بودم احساس میکنم قیافم شبیه مقاله آی اس آی و سمپوزیوم شده. از طرفی پدر کمالگرای من هر موردی برام پیش میاد رو بدون اینکه من اطلاع داشته باشم رد میکنه، بعدا که میفهمم میگه لیسانس بود، ارشد دانشگاه آزاد بود، پس فردا نمی تونه اکسپت بگیره باهات بیاد اونور و کلا خیلی مشکلات دیگه ، بعدا شروع میکنه به برنامه ریزی برای زندگی من که تا کی چه کار کنم و چطوری اپلای کنم. من کسی نیستم که بذارم دیگران برام تصمیم بگیرن دکتر ولی در این مورد به خصوص داره اعصابم خرد میشه، احساس میکنم این وسط من شدم وسیله ای برای ارضای تمایلات نارسیسیستیک بابام، اینم بگم که بابام خودش تحصیلات و موقعیت اجتماعیش خیلی عالیه. الآن که 25سالمه افسوس میخورم به حال تموم سالهایی که میتونستم مثل دخترای دیگه برای ازدواجم کاری بکنم ولی نکردم، لجم می گیره از کسایی که میگن آرزوی داشتن موفقیتها و معدل منو دارن ولی نمی دونن که من خودم چه احساس بدی دارم نسبت به خودم، خانواده م انتظار دارن دختر بودنمو مخفی کنم و مثل مردا رفتار کنم یعنی 30 سالگی تازه یاد ازدواج بیفتم، دکتر دلم برا سال هایی می سوزه که میتونستم برم مهمونی، کلاس موسیقی، ورزش و … ولی از همه چی گذشتم چون فکر میکردم زندگی همش موفقیت تحصیلیه؛ تمام زنانگیمو زیر پام له کردم زره پوشیدم و رفتم به جنگ زندگی با امید کسب غنایم تحصیلی که چه رویای پوچی برای حس خوشبختی بود. حالا که از جنگ برگشتم هیچ کدوم از فتوحاتم راضیم نمی کنه ولی چه دیر فهمیدم چون دیگه زندگی کردن بلد نیستم، دختر بودن بلد نیستم، حتی اینکه چطور یه کاندیدای خوب برای ازدواج باشم هم بلد نیستم، دکتر من هیچی بلد نیستم.
    دکتر خواهش میکنم همانطور که دوره برای نوجوانان گذاشتین برا والدین هم بذارین که اگه اهمیتش بیشتر نباشه کمتر هم نیست، تا بدونن چطور والدگری کنن، باور کنین این والدین در نظر عوام فرهیخته که همه دکترا و پست دکترا دارن بیشتر بچه هاشونو داغون میکنن تا والدین دیگه، نذارین این تاریخ مزخرف باز هم تکرار بشه که چه بسا نتیجه ش هزاران ارغوان به مراتب بدتر از من خواهد بود

    با سپاس فراوان ازاستاد دلسوزی که زندگی کردن را می آموزد
    =====================
    ازغوان
    من تحلیل زیبایت را خوندم
    تو خودت هم میدونی که خیلی وقت داری و مشکلاتت در مقایسه با بقیه بچه های خواننده سایت کمتره
    با پدر صحبت کن! نه برای عدم دخالت در ازدواج بلکه این چند نکته که
    1- باید استقلال روانی پیدا کنی ضمن احترام و عشق به خونه تون
    2- دختر مجرد تو خونه موندن یعنی اینه دق شدن برای اونها

    [پاسخ]

  20. سلام آقای دکتر ، چند وقته متوجه شدم که نامزدم با یه خانومی در ارتباطه … و ارتباطشون از نظر من مشکوکه طوریکه من واقعا حساس شدم و مرتب منتظر فرصت هستم که گوشی یا لپ تاپشو چک کنم و ببینم باهاش حرف زده یا نه و اصلا چی گفته . تا بحال سابقه نداشته همچین چیزهایی و من بهش واقعا اطمینان دارم . باهاش صحبت کردم ولی شدیدا جبهه گرفت از اینکه توی وسائل شخصیش فضولی کردم و نهایتا گفت ما فقط دوست معمولی هستیم و ایشون هم دوست پسر داره و کیلومترها هم از من فاصله داره و تو کج خیالی بعد هم پسورد لپ تاپشو عوض کرد ! نامزدم تاکید می کنه که اون خانم می دونه که ایشون نامزد کرده (من اطمینانی ندارم ازصحت این قضیه ). صحیح ندونستم که از خانوادش درباره چند و چون این رابطه بپرسم چون مطمئنم ایشون هم خوشش نخواهد آمد . اینم می دونم که نامزدم ایشون رو سالهاست می شناسه و میگه جزو بهترین دوستهامه و در خیلی از موقعیت های بحرانی زندگیم کمکم کرده اما اطلاعات دقیقی هم نمی ده . شاید هم قبلا با هم دوست بودن و به دلایلی جدا شدن . در ضمن من عکس این خانوم رو هم توی فیس بوک پیدا کردم و دیدم ، خیلی خوشگله . نامزدم به هیچ وجه قبول نمی کنه که این رابطه درست نیست و باید قطع بشه . توی فرهنگ ما چیزی بنام دوستی معمولی دختر و پسر نه جا افتاده و نه درسته ولی ایشون ادعای روشنفکری می کنه. واقعا این قضیه آزارم میده میشه راهنماییم کنین ؟
    ===================================
    من میدونم خیلی از این نوع روابط الزاما خطرناک نیستند ولی اگر داری اذیت میشی به نظرم دقت بیشتری در نازمدیت بکن
    نباید با شک شروع کنی
    تجسس نکن ولی راحت میتونی نشون بدی که داشتن دوستان اجتماعی از این دست چقدر میتونه برای ایشون ازار دهنده باشه

    [پاسخ]

  21. با سلام
    سوالی داشتم از حضورتون
    مادر من از بچگی بیماری صرع دارن ولی تعدد تشنج در ایشون خیلی کمه٬علاوه بر این داروی معده و دیسک کمر هم مصرف میکنن٬حدود ۳ هفته پیش بعد از سالها تشنج کرد و در پی اون تپش قلب و فشار خون بالا دچار شدن اخیرا نشانه هایی از استرس هم دارن٬ و پس از اون مکرر دچار ضعف و لرز میشه٬ میخواستم لطف کنیید و راهنمایی کنید که نزد چه پزشکی ایشون رو ببریم.
    =====================
    متخصص داخلی اعصاب اعظم جان

    [پاسخ]

  22. هیچ چیز نمی تونست بد تر یا شاید هم بهتر از این باشه که ببینم این پُست رو سایتتون هست…یعنی همین امشب باید میذاشتین این و …
    امشب بعد از 3 سال از یک ارتباط عاشقانه، تمام و کمال و پُر از مهربانی و صفا و صمیمیت و پُر از درک متقابل و … یار مهربون من به من میگه :” تو کسی نیستی که من از نظر ج.ن.س.ی بپسندم و من نمی تونم با تو باشم.” وقتی هیچ بهانه ای نباشه، بعد از 3 سال فقط میتونه به چیزی پناه ببره که دیگه نمی تونی کاریش کنی… و تو میمونی و این که تمام اطرافت پُر شده از مردهایی که دارن تو رو با فانتزی های ذهنی شون مقایسه می کنن. دکتر عزیز اگر آموزه هاتون نبود الان نمی دونم کجا بودم و چه بلایی سر خودم آورده بودم…شاید بر عکس مطلبتون باشه…اما یه کم سبک شدم. بازم مرسی از شما و از همۀ آموزه های خوبتون…

    [پاسخ]

  23. درود آقای دکتر شیری
    26 سالمه….مشکل من اینه هم قیافشون به دلم نمیشینه هم جذابیت رفتاری ندارند….یعنی نمیتونم تصور کنم که یه روزی پدر بچه م بشن….تو ظاهرم اصلا سختگیر نیستم که مثلا مثل براد پیت باشه یا……ولی باید به دلم بشینه
    ==================
    خب بدبختش نکن سپیده

    [پاسخ]

  24. منو ببخشید.میدونم فرمودین راهنمایی جاش تو کامنت نیست که اینقدم طولانی شه اما میخواستم بچه ها هم بگن واقعا اونا هم مث من فکر میکنن مث من میبینن.یا من کلا در اشتباهم.و یاس مفرط.

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۷ ب.ظ:

    اره خوب! ما هم تو همین جامعه هستیم دیگه. منتها تو زیادی عصبی شدی. خود من چند روز پیش یه شکست اساسی خوردم نه که فک کنی عشقی و اینا بوده نه. یه چیز اساسی که کل زحماتم رو به باد داد. می دونی همه ما دهه شصتی ها از این همه تقلا خسته ایم اما دو تا راه بیشتر نداریم که یا باید قانع باشیم به همین یا باید بجنگیم دیگه. تو یه نفر چقدر می تونی جامعه رو عوض کنی؟ ببین من کاملا می فهممت ها. از این داد و بیدادها منم کردم ولی جز اعصاب خوردی هیچی نداشته. خودت رو بکش بالا بعد وقتی به یه جای امنی رسیدی اگه دستت رسید کمک کن چند نفر دیگه هم بیان بالا. زندگی همینه. از راه دور محکم بغلت می کنم. مطمئن باش تو تنها نیستی. یادت باشه دنیا دو روزه یه روزش هم تعطیله 🙂

    [پاسخ]

  25. استاد میشه ازتون بخوام یه مطلب برامون بذارین؟
    میشه برامون بگین میون این وضع و این روزگار اصلا چطوری دوام بیاریم؟؟؟
    درست وسط این همه فشار و شرایط نامساعد اجتماعی اقتصادی سیاسی،این همه بی عدالتی و ظلم و کنارش این همه سکوت و سکوت و سکوت .اونقد سکوت و فشار که من حتی نمیتونم الان کلماتم رو واضح و درست به کار ببرم نکنه…
    چند وقته حسابی داشتم رو خودم کار میکردم.میخواستم پوست کلفت شم دووم بیارم وسط همه ی شرایط شخصی و اجتماعی سخت سرپا بمونم.واسم پای جوونیم.علیرغم همه چی تلاش کنم زندگی کنم برم رو به جلو.برنامه ی رادیویی دهه ی سوم زندگی شما رو که گوش دادم اونم سه بار دیگه حس میکردم یه لحظه ام نباید از دست بره و من توش کاری انجام ندم.حتی اگه نیم ساعت رو قرار بود تو اشپزخونه به مامان کمک کنم یا تو یه تاکسی باشم به برنامه های شما که دانلود کرده بودم گوش میدادم.برگشته بودم به سالها پیش.مداد رنگیامو دستم گرفته بودم و دوباره داشتم نقاشی میکردم.همه کاری کردم که سازگار بشم که حال خودمو خوب نگه دارم و کمک کنم که اطرافیانمم حال خوبی داشته باشن.جنگیدم.اما حالم خوب بود.ار حس هر روز قوی شدن.هزار کار کردم که به اون تعادله برسم که اگه دیدم باز هم سرعت قضایی و اجرای سریع عدالت فقط یه طناب میشه رو حلقوم یه مشت بیگناهی که میشن اولین قربانیان علنی این فشاری که داره لهمون میکنه بهم نریزم.ناراحت شم .حرص بخورم.ماده ها رو دوبازره بخونم.بگردم بگردم دنبال سوئ نیت عام و خاصش.برای هزارمین بار درک کنم که چرا چرا 20 ساله قانون مجازات اصلی و اصلاحی تصویب نمیشه.حرص بخورم دندونامو بهم فشار بدم ازینکه خیلی زور داره همون گرگی که هر روز و شب داره میدره من نوعی رو امثال منو لباس قضا تن کنه و داعیه حمایت از من و امنیت و ارامش منی که وجودم از جای دندونای همون خونیه رو داشته باشه.اره حرص بخورم…..اما شب که خوابیدم.صب که شد به زندگی برگردم.یعنی تعادل.نمیتونم.نتونستم.فکر کردم اینبار تونستم.اما نشد .هر چی 3ماهه رشتم هر چی جون سخت شدم با یه جر و بحث و با یه خبر این چنینی پنبه شد.
    یعنی من بلد نیستم زندگی کنم؟من نمیتونم به تعادل برسم؟یا بچه ها همه مث منین؟
    یعنی شما هم مث من وقتی برنامه ی آکا- دم-ی گ. رو دیدین تو چشای تک تک اون دخترا و پسرا که همه همسن و سال من و شما بودن دهه ی سوم زندگی.اون ارامش و اون اسودگی خیال و اون اوج شادی رو دیدین؟
    اطرافشون اونقد راحتی و ارامش و شادی وبو.د و زندگی با فر از و نشیب های معمولش( نمیگم نه اونجا بهشته)در جریان بود که اونا تونسته بودن به رویاهاشون فکر کنن واسش تلاش کنن بشه یه هدف ملموس که حالا داشتن بهش میرسیدن.
    شما هم مث من حس کردین شادی چیزیه که ما سالهاست گم کردیم؟ما دهه ی شصتی ها هیچ وقت ندیدیم.شادی شادی شادی.یه لبخند از ته دل.یه هورا.اصلا یه جیغ.
    اما من و شما چقدر وسط این اشفته بازار فرصت داریم به خودمون فکر کگنیم.خود خودمون؟تورو خدا شما هم مث منین؟بگین.
    تفریح همسنای من میشه دیدن خشونت تو گرگ و میش هوا به وهم اجرای عدالت .جاری شدن امنیت.
    خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا تو اگه صبرت زیاده مال ما نیست به خدا نیست.اخه تو خدایی.ما که نمیتونیم مث تو باشیم.
    استاد بچه ها منو ببخشین.من دچار خفقانم خفقان .بگذارید هواری بزنمممممممممممممممممممممم.
    و بهم کمک کنین.خواهشا استاد کلام شما همیشه راهمو روشن کرده تاریکیش هر چقدر بوده.بازم برامون حرف میزنین؟فقط من نمیتونم متعادل باشم یا خیلیا مث منن؟
    منو ببخشید.واقعا ببخشید.همه ببخشید که من اینجا هوار زدم.اما قصدم فقط هوارش نبود .واقعا میخواستم ازتون خواهش کنم اگه میشه واسمون حرف بزنید.
    ==========================
    بانو
    تمرکز رو تلخیها بناست ساعاتی حال آدم را بهم بریزه ولی نباید عنان مدیریت زندگیت را از کف بدهی
    دراین صورت نیمتونی کمک کنی…خشم نسبت به بحرانهای اجتماعی بیشتر احساس موثر بودن میده تا خود موثر بودن
    اعدام اون دو جوون حق بود یا نبود ، نباید باعث بشه تو شروع کنی به رفتار خودتخریبی
    به راه خوبت ادامه بده و چراغ آگاهی را برای مردمت روشن بدار که این رسالت انبیا عظام است

    [پاسخ]

  26. سلام مجدد به شما دکتر شیری عزیز
    آقای دکتر من قبلا در سمینار ازدواج شما شرکت کردم.یادمه شما میگفتید نزدیکی نسبی خانواده ها به هم از لحاظ فرهنگی و اقتصادی مهم هست.آیا از نظر شما وقتی دختر در خانواده ای مرفه بزرگ شده باشه و پدرش شرکت داشته باشه، با پسری که در خانواده ای نسبتا مرفه بزرگ شده و پدرش معلم باشه، با هم سنخیتی دارند؟؟
    به نظر شما من با این پسر وارد رابطه بشوم؟
    ======================================
    بدی نیست ولی اخلاق بچه معلمها نوعی محافظه کاری توشه که ببینید باهاش OK هتید یا نه

    [پاسخ]

  27. با سلام خدمت دکتر عزیز. من در رابطه ای هستم که طرف مقابلم پسری هیکلی است و قدبلند . ولی من خیلی ریز اندام هستم. یک بار صحبت از ورزش شد و ایشان بدن سازی کار می کنند و در مورد اینکه ورزش می کنم یانه صحبت شد و گفتم می خواهم کلاس بدنسازی و امادگی جسمانی بروم. دو سه دفعه بعد از اون روز پرسید که کلاس ثبت نام کردم یانه و حالا احساس می کنم نسبت به لاغر و ریز اندام بودن من حساس هست و فکر می کنه با ورزش کردنم بهتر بشم. به نظر شما چکار کنم؟ ممنون.
    =======================
    باهاشون د رمیون بگذارید و بگذارید راحت بشید

    [پاسخ]

  28. هر کسی که به مناسبت تولدش یک فیلم خوب برای بچه های خانه توانگری بذاره خیلی خوب هست براش اون سال و رو همه چی تاثیر مثبت داره و همه خوشبخت میشن و دلار میشه 100 تومن و کلا خب هست و خوش آیند

    [پاسخ]

  29. امروز تولد منه 2 بهمن و خیلی خوشحالم که دکتر شیری عزیز هم متولد همین ماه هستن باعث افتخاره

    من هم یه خواستگار داشتم با همین شرایط موقعیت خوب رفتار خوب اما چهرشون ابدا به دل من نمی نشست صبر کردم تا رفتارش شخصییتش منو جذب کنه که متاسفانه نکرد .ولی تجربه شخصیم میگه آدمها اگه رفتار خوب باطن خوب داشته باشن چهرشون هم دلنشین میشه حتی اگه ملاک های زیبایی رو نداشته باشن.
    ====================
    تولدتون مبارک باشه مینای گرامی
    تحلیل تون را پسندیدم

    [پاسخ]

  30. آقای دکتر می تونم بپرسم کلاس سایه های شخصیتی تا آخر امسال برگذار میشه یا نه؟ اگه نه، سال آینده حدودا چه ماهی برگذار میشه
    =============================
    بستگی به کلاس سفر قهرمانی داره که چطوری تموم بشه
    معمولا شما رو فروردین حساب کنید

    [پاسخ]

  31. با سلام و خسته نباشید خدمت شما استاد بزرگ ،کاش سمینارها و دوره هاتون حداقل یک بار در شهر ستانها یی محروم از داشتن افرادی چون شما هم برگزار میشد باور کنید ارزویم شرکت در دوره های شماست که امیدوارم براورده شود .موفق باشید و پایدار
    =======================
    مریم خانم! من بندرعباس دوبار سخنرانی داشته ام، بازم دعوت کنند میام با کمال میل

    [پاسخ]

    مریم از بندرعباس پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۱ ۳:۱۳ ب.ظ:

    ba salam motasefaneh na man va na dostanam keh shoma ra mishenashand v amoshtagh sherkat dar sokhanraniy shoma hastand hich kodam khabar dar nashodim
    ehtemelan etelea resani khobi anjam nashodeh ,enshallah ta hava khobeh va ghabele tahamol shoma ra dar bandar abbas bebinim va shenavandeh sokhnan vaghan mofidetan bashim.salamat bashid va paydar.maryam
    =============================
    میایم دست بوستون.

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ بهمن ۳ام, ۱۳۹۱ ۱:۰۲ ق.ظ:

    با سلام با امدنتان قدم بر چشم ما مردم جنوب می گذارید.ممنون از توجهتان به پیام های گذاشته شده و جوابگویی به انها.سالم باشیدو پایدار

    [پاسخ]

  32. با سلام دکتر شیری عزیز من از طریق زن داداشم شنیدم تا حالا چند مورد خواستگار داشته ام که پدرو مادرl خودشون جواب رد دادند و به منم اصلا نگفتن یکی ازین خواستگارا پسر خاله ام بود که فوق مهندسی سراسری خونده و اهل کار و کلا پسر خوبی هست ولی خونواده ام بدلیل اینکه مذهبین و خونواده خاله ام مذهبی نیستن ولی جلوی خونواده ام رعایت می کنند و به ما احترام می زارند ولی گفتن ما به هم نمی خوریم من چیکار کنم که دیگه پدرو مادرم این رفتارو تکرار نکنن من تحصیلات خیلی برام مهم و هیچ کدوم از خواستگارام بجز پسر خاله ام فوق نخوندن و اصلا با چه تضمینی جواب رد دادن شاید دیگه خواستگار نیاد واسم من 27 سالم هست و خیلی دوست دارم ازدواج کنم از طرفی اونقدر که اعتقادات برای خانواده ام مهم هست برای من چیزای دیگه مهمتر هست خوب کسی که همسرم میشه باید با معیارهای من سازگار باشه از طرفی اینا اصلا به من نمیگن که کسی خواستگاری می کنه ممنون میشم راهنماییم کنید
    ========================================
    باهاشون صحبت کنید و از وضعیت نا مناسب ازدواج بگید
    لزوما داشتن فوق لیسانس ملاک خوبی برای چیزی مثل ازدواج نیست؛ شاید برای استخدام خوب باشه ولی تضممینی به اخلاق خوب تو زندگی مشترک نیست

    [پاسخ]

  33. سلام استاد
    من جواب سوال بالا را از شما خوندم
    سوالی برام مطرح شد اگر “یه پسر” هم از شما همین سوال “چهره دختر” را میکرد بازم جوابتون همین بود ؟
    یعنی برعکس سوال بالا….یا قضیه آقایون فرق داره؟؟؟یعنی در نظر داشته باشید دختر پختگی وخوبی رفتار را داره ولی چهره دختر به دل پسر نشینه ..اون موقع نظرتون چیه؟؟… میشه بگید؟؟؟
    شاید خنده دار باشه ولی مادر من میگه زن همیشه باید زیبا تر باشه !!وگرنه چشم همسرش دنبال این زن واون زن هستش ….واقعا درسته؟؟؟پس این همه دخترهای زیبا که میان طلاق میگیرن به خاطر خیانت همسرشون چی هستش؟؟!!
    =======================
    فرقی نمیکرد

    [پاسخ]

  34. اتفاقا نظر من اینه که به خودت کمی فرصت بده ولی اگر دیدی نظرت تغیری نکرد بهتره بزاریش کنار! چون بعضی از ماها حس بصری برامون خیلی مهمه و نمیتونیم راحت باهاش کنار بیاییم. این تجربه ی خود منم هست. 6 ماه به اشتباه تحمل کردم، هم خودم رو و هم اون بنده خدا رو معتل کردم. به نظر من با 1 -2 ماه رفت و آمد متوجه میشی.

    [پاسخ]

  35. سلام آقای دکتر از الطاف بیکرانتون نسبت به خودم ممنونم
    ی آقایی که بهش بشدت علاقه مندم ، پیشنهاد ی دوستی چند ساله رو مطرح کرد . ازش پرسیدم خوب اگه این وسط برای من ی مورد ازدواج پیش بیاد چی ؟گفت : ای بابا ! چو فردا شود فکر فردا کنیم . مهم اینه که الان با هم خوش باشیم .! حتی بعدا میتونیم باهم راجع به اون فرد تصمیم بگیریم . دیدم توی این رابطه اساسا سر کارم ، گفتم : نع !
    با اینکه فکر میکنم بهترین تصمیم رو گرفتم ، حالم خوب نیست !
    بنظرتون چکار کنم حالم بهتر بشه ؟
    ===============================
    خیلی هم خوب تصمیم گرفتید…ظاهرا مردان از فاعلیت خسته شده اند به مفعولیت فلسفی تن داده اند

    [پاسخ]

  36. به نظر من جذابیت رفتاری مهم تره.برای من پیش اومده یکبار آقایی را دیدم که در لحظه اول ااز چهره ایشون خوشم نیومد اما تا شروع کرد به حرف زدن نظرم کاملا عوض شد بعد از اون روز هروقت میبینمش به نظرم اصلا اون آدمی که من روز اول دیدم نیست مهم به دل نشستنه

    [پاسخ]

  37. به شیده : دختر خوب منم همسن تو هستم و شرایط تو رو هم دارم مدتی پیش چنین موقعیتی برام پیش اومد که نابالغانه گفتم نه !!!! الان بی نهایت پشیمونم که دو مورد بعدی قیافشون ایده آل من بود ولی اخلاق و رفتار اصلا ! هیچ وقت همه چی ایده آل نمیشه . پیشنهاد آقای دکتر خیلی خوبه. امیدوارم بهترین تصمیمو بگیری 🙂

    [پاسخ]

  38. جناب بهنام ایم مطلب شما برام آشناست از کدوم کتابه؟

    [پاسخ]

    بهنام پاسخ در تاريخ بهمن ۲ام, ۱۳۹۱ ۱:۱۰ ب.ظ:

    بایه جان کتابش رو نمی دونم. من این مطلب از طریق ایمیل دریافت کردم. ولی بهش اعتقاد دارم و خیلی قبولش دارم.

    [پاسخ]

  39. قابل توجه دوستان عزیز تولد دکتر شیری عزیزمون 16 روز دیگه یعنی 17 بهمنه که با روز تولد آقای احمد حلت (مجله موفقیت) یک روزه. فعلن الان تبریک تا 16 روز دیگه تبریکات بعدی 🙂
    ( هدف عرض سلام و اطلاع رسانی جهت زادروزتون بود.) برقرار باشید آقای دکتر

    [پاسخ]

  40. دختر خوب آرایش و و تیپ رو که میشه عوض کرد، به قول دکتر سلیقت رو بهشون اعلام کن مخصوصا اوایل رابطه که ایشون گرمتر و رام تر هستند،
    می تونی به عنوان هدیه لباس های خوشگل براش بخری… اصلا نگ
    ران نباش نامزد دوستم هم همینطور بود خیلی راحت نظر دوستم رو قبول کرد

    [پاسخ]

  41. یکی از دوستانم با یک زن بازیگر معروف که فوق‌العاده زیبا بود، ازدواج کرد.
    اما درست زمانی که همه به خوشبختی این زن و شوهر غبطه می‌خوردند، آن ها از هم جدا شدند.
    طولی نکشید که دوستم دوباره ازدواج کرد. همسر دومش یک دختر عادی با چهره‌ای بسیار معمولی بود.
    اما به نظر می‌رسید که دوستم بیشتر و عمیق‌تر از گذشته عاشق همسرش است.

    بعضی از اطرافیان از او می پرسیدند:
    فکر نمی‌کنی همسر قبلی‌ات خوشگل‌تر بود؟
    دوستم با قاطعیت به آن ها جواب می‌داد:
    نه! اصلاً! اتفاقا وقتی از چیزی عصبانی می شد و فریاد می زد، خیلی وحشی و زشت به نظرم می‌رسید.
    اما هسمر کنونی‌ام این طور نیست. به نظر من او همیشه زیبا، با سلیقه و باهوش است.
    وقتی این حرف را می‌زند، دوستانش می‌خندند و می‌گویند : کاملا متوجه شدیم…

    می‌گویند :
    زن‌ها به خاطر زیبا بودنشان دوست داشتنی نمی‌شوند،
    بلکه اگر دوست داشتنی باشند، زیبا به نظر می‌رسند.

    بچه‌ها هرگز مادرشان را زشت نمی‌دانند؛
    سگ‌ها اصلا به صاحبان فقیرشان پارس نمی‌کنند.
    اسکیموها هم از سرمای آلاسکا بدشان نمی‌آید.
    اگر کسی یا جایی را دوست داشته باشید، آن ها را زیبا هم خواهید یافت.
    زیرا “حس زیبا دیدن” همان عشق است …

    [پاسخ]

  42. فرا رسیدن ماه تولدتون مبارک دکتر شیری عزیز!
    دوستون داریم.
    ===================================
    ممنونم الهه گرامی

    [پاسخ]

    رویا پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۰۷ ب.ظ:

    دکترجان تبریک!!!
    ———————-
    ؟؟؟؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.