گیج شده ام !

image_pdfimage_print

درآستانه بیست سالگی گرفتار فکرها و اندیشه های بلند پروازانه ای شدم که نه تنها باعث پیشرفتم نشدن، بلکه دست و پایم را هم بسته اند. مدام دنبال پیشرفتم. انگار میخوام از مغازه، فهم و شعور را بخرم! انگار باید همه چیز را بفهمم اما نمیدونم چرا نمیشه…دلم میخواد مثل اون دسته از آدمهای هنرمند و فرهنگی باشم که حرفهای فلسفی هم میزنن. اما نمیشه هر چی کتاب گنده میخرم که بخونم یا نمیفهممشون یا بعد چند روز یادم میرن! از حافظه ام نپرسید که تداعی کننده ماهی گلی است!
آقای دکتر من کجام؟ کیم؟ باید از کجاشروع کنم برای یک انسان مفید و فهیم شدن. فکر کنم باید بگم که پرستاری دانشگاه سراسری میخونم و دستی به قلم میبرم هراز گاهی، اما دنبال اسطوره شدنم در نویسندگی. میدونم میگید زوری نمیشه اما حداقل میشه درحدی شد که خودم راضی بشم…

=============================================

سلام سروناز گرامی
به نظرم از کمال گرایی منفی رنج میکشید و فکر میکنید “الگوی بزرگ انتخاب کردن”، عامل پیشرفت است که اینطور نیست.

الگو باید با” کیستی ” شما نیز نسبت داشته باشه تا بعدا دچار سرخوردگی نشوید.

بسیاری از مفاهیم فلسفی و مدرن، با خودِ” زندگی کردن “ادراک میشود. مفاهیمی مثل وحدت وجود و کثرت و فردیت و هویت و خودشناسی، اموری صرفا ذهنی نیستند. حتی تجربه ای مثل تعشق ورزیدن یا مورد عشق واقع شدن موجب تغییر ظرفیت ادراکی انسان میشود.
شما در آستانه دهه سوم هستید، معنیش اینه باید دنیای خود را بسازید تا مقدماتی فراهم کنید که اواخر این دهه، به درون نیز نقبی بزنید
دنیای یک دختر خانم شامل اجزایی میشود :

  • مهارت ارتباطی، ایجاد شبکه ارتباطی درون و برون خانوادگی
  • درس یا مهارت آموزی
  • اشتغال و درآمد و یافتن عرصه خلاقیت خویش

در این صورت ظرفیت وجودی شما پذیرای مفاهیم بلند نویسندگان بزرگ میشود
دکتر شیری

21 دیدگاه در “گیج شده ام !

  1. به عقیده من پروسه شما رو باید به 3 بخش 1-سعی و خطا های فراوان 2-تعهد و مسئولیت پذیری و3-هدف کوتاه.میان و بلند مدت تقسیم کرد
    هدف شما از پذیرفتن چنین شخصیتی چیست؟
    گاهی اوقات با وجود مشورت های دیگران تا خود سعی و خطای کنترل شده نکنید پی به فراز و نشیب ها نخواهید برد.
    و در نهایت شما برای موفقیت در عرصه های سخت به تلاش سخت و تعهد بالا نیاز خواهید داشت
    موفق باشید

    [پاسخ]

  2. کمال گرایی در همه افراد وجود داره و نمیشه انکار کرد اما انسان باید نسبت به تلاشش از خودش توقع داشته باشه، به قول معروف میگن یا به اندازه آرزوهات تلاش کن یا به اندازه تلاشت آرزو کن.

    [پاسخ]

  3. با سلام
    من همیشه عاشق تحول بوده ام
    مدتی ست زندگیم به یکنواختی رسیده و اصلاً اینو دوست ندارم احساس فسیل شدن می کنم
    همه دوره بری هامو تو محیط کار میبینم همچین حسی داند نسبت به خودشون
    اونا رو مثا آینه خودم تو چند سال آینده میبینم
    خیلی بی حال و بی انگیزه ام …
    اصلاً با روحیات من سازگاری نداره

    [پاسخ]

  4. سلام.آقای دکتر من مدت 6 7ماه پیش براتون میل گذاشتم و در مورد مشکلم صحبت کردم میل اولمو پاسخ دادید اما من بیشتر سردرگم شدم.باز هم براتون میل گذاشتم و الان 7 ماه که منتظرم.بازم منتظر میمونم از اون موقع سعی کردم از طریق اطرافیانم مشکلمو رفع کنم اما فایده نداره هیچکس حرف منو نمیفهمه فقط از من انتظار دارن که فراموش کنم اما من ادمم ماهی نیستم که فراموشم بشه زندگیم stope شده.دیگه هیچکس تو زندگیم برام مهم نیست.حتی خودم.خسته شدم یعنی تا کی باید این وضعیتو تحمل کنم منتظر یه معجره باشم.ممنون میشم اگه منو از این مرگ تدریجی نجات بدید.
    ==========================
    پاسخ دادم ولی به نظرم دنبال جوابی هستید در راستای خواسته هاتون نه منافعتون

    [پاسخ]

  5. من مخالف نظر شما هستم اونم از نوع شدیدا
    میشه تنها با کلماتی زندگی انسانهارو بلکل عوض کرد لازم نیست درست یا نادرست بودن دقیقا به ادم نشون داده بشه کسی که مشکلو توی اون سن پیدا میکنه طبیعتا جواب خودشو خوب خوب میدونه
    یه رازی نهفست در این که ما جواب رو میدونیم کاملا و دنبال بهترین سوال براش میگردیم
    و اینکه برای سوالی دنبال بهترین جواب هستیم..
    و بهش باید باور داد مراقبش باشیم
    اون دختر سنی نداره هم سن ما نیست از آنچه بر خود گذشته برای دیگران نمیشه که راه و روش ساخت!

    [پاسخ]

  6. سلام ….من تازه وارد 19 سالگی شده ام اما خواستگارانم امان من و خانواده ام رابریده اند به ناچار و بر خلاف میلم به یکی از آن ها اجازه دادم به خانه ی ما بیایند……………..
    من به شدت به درسم علاقه مندم و از هر چیزی که باعث بشه از درسم باز بمونم دوری میکردم ولی الان این ماجرا پیش اومده ……………درضمن این آقا پسر 8 سال از من بزرگترند و تحصیلات دانشگاهی ندارن شغلشون آزاده…البته در شغلشون خیلی موفقن…………….
    با در نظر گرفتنه این مطلب که من تا حالا اصلا تو فکر ازدواج نبودم و پذیرش این موضوع برام خیلی سخته…….
    شما میگید من چی کار کنم این روزا به شدت ناراحتم……..من شهرستان زندگی میکنم…….
    =====================
    وقتت را نذار برای متقاعد کردن خانواده
    درس بخون و زندگی را تجربه کن تا همسر متعادلی بشی واسه شوهرت در آینده

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر، لیسانس ادبیات انگلیسی دارم اما عاشق روانشناسی دارم و دلم میخواد ارشد ودکتری روانشناسی بخونم. روانشناسی شخصیت وT.Aهم خیلی دوست دارم. احساس میکنم در تحلیل رفتار خودم واطرافیانم یه ذره استعداد ذاتی دارم علاوه بر علاقۀ فراوانم به این رشته. کسایی هم که منو میشناسن تأیید میکنن که تحلیلهام اکثراً درسته. البته اگه ضروری نباشه تحلیل ام رو در مورد کسی به بقیه نمیگم چون نوجوون که بودم و نمیدونستم جریان چیه و یا علاقه واستعدادم چیه گاهی نظرمو در مورد بعضیها میگفتم و بعضی وقتهام دچار دردسر میشدم. در کل انسان رو بزرگترین راز جهان هستی میدونم ومعتقدم کشف این راز مساوی هست با کشف همۀ اسرار جهان. چون خداوند قدرت کشف جهانش رو به انسان داده پس انسان راز بزرگتریه.بدجور علاقه دارم به این راز. 28سال دارم و شهرستانی ام. فیلمنامه نویسی هم میکنم که با توجه به چندتا جشنواره ای که بودم اساتید معتقدن که آیندۀ خوبی دارم. علاقه ام به تحلیل رفتار انسانها خیلی کمک میکنه بهم تو نوشتن و شخصیت پردازی.
    چندبار خواستم بی خیال بشم اما نتونستم. خیلی شیرینه تحلیل ادما و تحلیل خودم. انگاری تو خونمه. میخواستم برا روانشناسی شخصیت بخونم که البته متأسفانه سراسری نداشت و یه عزیزی هم گفتن بازار کار درست وحسابی نداره.
    آقای دکترلطفا راهنماییم کنید که چطور بخونم برا روانشناسی و کدوم شاخه اش.
    ممنون
    ======================
    لازم نیست وارد تحصیلات آکادمیک روانشناسی بشید الزاما ولی اگر شناخت مغز و روان براتون جذابه ، کم نیستند کسانی که در دنیا از ادبیات وارد روانشناسی شده اند و تحولاتایجاد کرده اند
    من خیلی توصیه میکنم مطالات روانشناسی عمقی نیز داشته باشید و از کتب مشترک این حوزه و ادبیات عبارتند از
    مرد مرد از رابرت بلای و ترجمه فریدون معتمدی
    فرایند فردیت در افسانه پریان- تجرمه زهرا قاضی زاده

    [پاسخ]

  8. سلام سروناز جان

    کمال گرایی(ارمان گرایی)همیشه باعث میشه که نسبت به خودمون پر توقع باشیم .نمونه بارزش خود من….
    زمانی که واسه کنکور درس میخوندم تنها ارزوم این بود که حقوق بخونم دانشگاه تهران نه بهشتی نه علامه فقط خود دانشگاه تهران…کمال گرایی من به خدی بود که به تلاشم و به توانایی واقعیم فکر نمیکردم فقط به رویایی که داشتم فکر میکردم پیش خودم میگفتم همین که بهش فکر کنم کائنات کمک میکنن تا من بهش برسم ولی این طور نشد حقوق دولتی قبول شدم ولی نه تهران..روزای قبل از امتحان فشار عصبی داغونم کرده بود چون تازه دو سه روز قبل از کنکور فهمیدم تلاشم در حد دانشگاه تهران نبود و من رویا پردازی کردم و افسوس و حسرت بود که تو اون شب و روزا میخوردم….

    [پاسخ]

  9. دکتر به نظرتون ترسها مثبت هم میتونن باشن؟…مثلا فردی که بخاطر ترس از کفر و کفرورزیدن اعتقاداتشو محکم تر میکنه یا مطالعه و دانششو بیشتر میکنه و از برهانای عقلی و فلسفی استفاده میکنه.
    =====================================
    بالاخره ایمان موجب آرامش میشود اگر ایمان باشه

    [پاسخ]

  10. سلام دکتر.خسته نباشید.فقط خواستم بگم گمون میکنم آشنا رو میشناسم ودلیل اینکه آشنا انقد غلط املایی داره و حروفش تکرار شدن اینه که به دلیل بیماری نمیتونه از کیبورد درست استفاده کنه و هر حرف چندین بار زده میشه.
    ممنون

    [پاسخ]

  11. سلام. میخواستم اول از رابطم با دوست پسرم بگم و نظر شمارو بدونم اما دیدیم اینقدر مسائلی که میخوام بگم درهم و برهم هست و زیاد که منصرف شدم. اما بگم ممنونم از شما اگه صحبتهای شما نبود من الان انتظار داشتم اون پسر 26 ساله بعد از 4 سال دوستی بیاد خواستگاریم فعلا بهش رحم کردم 😉 و میخوام بزارم تو دنیای پسرونش خوش باشه اما دنیای خودم چی 25 سالمه عجله ندارم اما… دکتر چی کار کنم تا بفهمم طرف واسه آینده چیکارس
    (البته شخصی هست که از حالا میشه به آیندش واسه زندگی امیدوار بود) چیکارر کنم. ممنون

    [پاسخ]

  12. سلام استاد.من تقریبا 2 سال زندگی خوب و عاشقانه ام را با همسرم آغاز کردم- به تازگی متوجه توجه یکی از همکلاسی های همسرم به ایشون شدم ( براش جزوه می گیره- نکات مهم امتحان را براش اس م اس می کنه) رفتار همسرم عادیه- در ضمن این خانوم می دونه همسرم متاهله- سردرگمم استاد – چه کنم که این ارتباط بسشتر نشه؟
    ==================
    به طرف نشون بدید که هستید و یه بار بهش زنگ بزنید و تشکر کنید

    [پاسخ]

    خانوم گل پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۴ ق.ظ:

    ممنون استاد از پاسخ کوتاه اما نکته سنجی که دادید- درقبال همسرم چه کنم بی تفاوت باشم ویا آلارم بهش بدم؟
    =================
    بدید ….بهتره از اینکه درونتون نگه دارید

    [پاسخ]

  13. سلام
    ببخشید که این سوالو اینجا مطرح میکنم
    میخواستم بپرسم شما دکتر پوست بسیار متبحر سراغ ندارید؟ نیاز فوری دارم
    تشکر
    ———————-
    دکتر الهه قادری
    88037075
    دکتر پروین منصوری

    [پاسخ]

  14. سلام.
    دکتر عزیز،مثل همیشه جواب زیبایی دادید.واقع بیشتر دلیل رکود ما کمال گرایی و الگوهای بزرگ انتخاب کردنه.و همیشه نقش زمان رو در تحقق خواسته و انسانی کامل شدن رو در نظر نمی گیریم.همیشه انسانها میخواهند از راههای میانبر به خواسته هایشان برسند که این میانبر نه تنها اونا رو به مسیر نمیرسونه بلکه راه را دور تر میکنه.غذای نیمه پخته یا خام قابل خوردن نیست.
    شاید شما من رو فراموش کنید و جواب ایمیل هام ندیدی اما من هیچوقت شما رو با اونهمه مهربونی هاتونو فراموش نمیکنم.
    به یادتون و هر روز دوشنبه به عشق شما برنامه ویتامین ث رو نگاه میکنم.
    موفقیتتون رو از خداوند متعال خواستارم.
    ====================
    آیدای عزیز
    قطعا شما از امیدهای جدی من هستید…میدونید که معنی این حرف تمرکز بیشتر روی اهدافتان و رنج بیشتر ولی متعالی است

    [پاسخ]

    اشناا پاسخ در تاريخ دی ۳۰ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۵ ب.ظ:

    خوش ب حالتون که را هتوونننااااا می دوونیدددد اماااا فکر نمیکنم کمال گراایی باعث رکود بااشه وقتتتیی کسی شررراییطی داشتهه باشهه که از ههیچ نظر توووو جامعه ی کو چیکی که محل زننندگیشه مورد قبول نباشهه جورایی دیگهه کاری نتونه بکنه و ظااهرا شاد ولی از درون به خاطرر نابود شدن زندگیش کهه بزرگترینن نعمت و فرصت غصه بخوورهههه اون وقت چی
    ==========================
    اگر این هم غلط املایی و تکرار بی مورد حروف داشته باشید ، نه پاسخی دریافت خواهید کرد نه نظرتون منتشر خواهد شد

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    ممنون از راهنماییهای مفید تون

    [پاسخ]

    اشناا پاسخ در تاريخ بهمن ۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۱۵ ق.ظ:

    مننطورم از شررایط بیماریهه ککه تتتو محل ما یییییعننییی ککلااااا ادمما نا امید میکننن با ترحممم دیگه ادم کاری نمیتونه بکنه در صورتی که خیللی از سالماا مردن وولی من نمردمم

    [پاسخ]

  15. سلام من دچار استرس شدیدمم راه مقابله با استرس چیه اگه ممکنه راهنمایی کنید شرمنده مزاحم شما شدم
    ======================
    در ابتدا بررسی توسط یک روانپزشک و سپس کمک گرفتن از یک درمانگر روانشناختی

    [پاسخ]

  16. این فرد عین خودمه!!!من و تو دوست عزیزم یه مشکلو داریم و جالبه که من هم پرستاری میخونم!بارها خواستم ایمیلی به شما بزنم دکتر عزیز ،ولی متاسفانه نمیدونستم از کجا شروع کنم!!به زودی از شما مشورت میگیرم!!! من هم مشکل سروناز رو دارم!خیلی خوشحال شدم که این مطلبو خوندم!!!

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.