این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشدید

image_pdfimage_print

چند وقتیست که عجیب رشک میبرم به حال تنی چند از دوستانم. به دیدگاهشان نسبت به زندگی! اینکه چقدر زیبا و ساده است. اینکه چقدر بی دغدغه برای اکنونشان برنامه میریزند و چقدر شاد زندگی میکنند. در حالیکه من و جوانان هم مسلکم، همیشه در یک ترس نانوشته و مبهم نسبت به آینده بسر میبریم… میدانید چیست؟ راستش به این نتیجه رسیده ام که در سیستم آموزشی ما از همان کودکی به ما آموخته اند که رمز خوشبختی “موفقیت” است نه “شاد” بودن!

 
 
  امروز به این جمله «جان لنون» برخوردم که شرح حال ماست. شما چه فکر میکنید؟
“……زمانی که به مدرسه رفتم از من پرسیدند: که وقتی بزرگ شدی میخواهی چه کاره بشوی. من پاسخ دادم “خوشحال.”
آنها به من گفتند که مفهوم پرسش را متوجه نشدم و من به آنها گفتم این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشدید.”
=======================
با تشکر از رضوان به خاطر ارسال این ای میل

28 دیدگاه در “این شما هستید که مفهوم زندگی را متوجه نشدید

  1. سلام، ممنون که بهم امید دادید؛
    البته هدف خودم هم همین هست که در کارم حرفه ای بشم؛ من برنامه نویسم و عاشق کارم هستم با همه ی سختیها و صبوریهایی که باید در این کار داشت
    دکلمه “اگر زنی را دوست داری” رو گوش کردم
    خیلیییییییییییییییییی عالی بود
    به دختر بودن خودم باز هم افتخار کردم؛ کاش اینها رو روزی کسی بهم بگه(بارها و بارها)
    ممنون بابت حال خوبی که بهم دادین

    [پاسخ]

  2. واقعا!!!! صبح ساعت 5/5 پا میشم میرم سر کار و 8 میرسم خونه ، انقدر خسته ام که نا ندارم شام بخورم میخوابم و یه روز دیگه همین روال
    بعضی اوقات به حال خودم گریه میکنم خب اگه کار نکنم ، پس آرزوهام چی؟؟؟ به امید کی باشم جز خودم؟
    من وقتی برای شادی ندارم
    دکتر جان قرصی، دوایی چیزی برای من نداری؟ خیلی افسرده و غمگینم
    من 23 سالمه و دلم برای جوونی خودم بد جوری میسوزه
    =================
    به نظرم در کارت اوستاد شو…این از اون صبوری هاست که نتیجه میده زیرا ممکنه آدم موثری در زندگی خیلی ها بشی
    اگر کارت بد است و مزخرف و مطمئنی از تنبلی ات نیست ( البته که تنبل نیستی) خلاصش کن

    [پاسخ]

  3. من جدیدا یاد گرفتم در همه حال لبخند یادم نره، به همه چیز گیر ندم و از داشته هام نهایت لذت رو ببرم و واقعا هم اینطور مراقب رفتارمم.مخصوصا الان که یه همراه عالی واسه زندگیم پیدا کردم.
    فقط یه چیز حالمو خیلی بد میکنه و اون ،بعضی اتفاقای گذشته اس، اتفاقاتی که همش خودمو سرزنش میکنم بخاطرشون،نمیدونم چیکار کنم که رها شم ازشون 🙁

    [پاسخ]

  4. واای که چقدر خوشحال شدم. آقای دکتر ممنونم که کامنت منو خوندید و جواب دادید.و چقدر هم عالی بود. گفتم که شما یه جمله میگی ولی همه جوابو میدین. و این مثل معجزه اس. چند روز بود حالم دوباره بدشده بود. صبح همسر مهربان و صبورم داشت با من راجع این مساله صحبت میکردن.و من طبق معمول شرمنده بودم. میگفت قدر زندگیمون رو نمیدونی. راست هم میگه.سر چیزای بیخود بهش گیر میدم.همین دیروز سر خرید یه وسیله برای خونه ناراحتش کردم. میگه این وسیله اینقد ارزش نداره که اوقات همو تلخ کنیم.و با تحلیلهای درستی که میکنه باعث میشه خودمو بیشتر بشناسم.ایشون برای خودش چارچوب فکری و اعتقادی دارن تقریبا میتونم بگم در مورد همه مسایل زندگی. ولی من زود به زود از ریل خارج میشم. و انگار احتیاج دارم به اینکه تلنگری به من زده بشه.منم دلم میخاد به یه ثبات نسبی برسم. به یه چارچوب فکری تو زندگی مشترک. که خودم وهمسرم رو اذیت نکنم. همسرم میگن باید تمرین کنم که از خودم بگذرم. باید به مسایل زندگی از بالا نگاه کنم.منم یه مدت اینطوری پیش میرم اما بعد یکی دو هفته یادم میره . و بچه گانه رفتار میکنم.همیشه خدا هم اشتباه از طرف منه. حتی یکبار هم نشد که همسرم اشتباهی مرتکب بشن که باعث دلخوری من بشه. چیکار کنم آقای دکتر؟ دلم نمیخاد اینطوری پیش برم. میترسم رفتارام باعث بشه همسرم از دستم خسته بشن. استاد میدونم همین که یکبار جوابمو دادین لطف بزرگی کردین. منت گذاشتین. اگه ایندفعه منو راهنمایی کنید دیگه واقعا خدا منو خیلی دوست داره. اگرم جواب ندادین بازم ممنونم. خدا شما رو برای همه ما حفظ کنه. نعمت بزرگی هستین. خدا حافظتون باشه.

    [پاسخ]

  5. تازه این سایت رو پیدا کردم و چقدر لذت می برم… کاش میتونستم یاد بگیرم که چطور تو زندگیم اساس و پایه هایی داشته باشم و با تمرکز روی اون زندگیمو جلو ببرم. چطور زود به زود احتیاجی به ریستارت نداشته باشم.چطو بعد از یکی دو ماه دوباره دچار روز مرگی نشم… اینقد همسر فهیم و صبورم رو نرنجونم… چطور بزرگ بشم… ارتفاع بگیرم. چطور قدر بدونم داشته هامو؟؟؟؟؟؟؟ و ایکاش آقای دکتر مثل همیشه شما فقط با یک جمله عمیق و نابتون جوابی به اینهمه سوال من بدین…….
    =================
    سوالات به این مهمی که جواب تک جمله ای نداره الهام عزیز
    روزمرگی اگر توش تعمیق و تجربه باشه ، خیلی هم خوبه

    [پاسخ]

  6. پارسال عید رفته بودیم با دوستان ساحل فریدونکنار..
    سعی کردیم با حفظ مسائل شرعی یه تنی به آب بزنیم …
    ما هم که مجرد …صحنه هایی دیدیم ……….البته زن و شوهر بودناااااااااااااااااا
    و چه زیبا بود
    اینو میخام بگم من که کمال گرا بودم خودم رو از داشتن یک عشق محروم کردم .از لذت معاشقه در لب ساحل
    دریا
    و تو دلم میگفتم چقدر دختره خوشبخته ..حتما همه چی تو زندگیش حل شده اس دیگه
    ولی وقتی اومدیم بیرون از آب و اون خانواده خوشبخت هم اومدن دیدم که پسری که من دیدم انقدر خوب بود یک راننده تاکسی ساده است از ماشینش که با دخترخانم سوار شد فهمیدم
    الان میدونم خوشبختی فرمول خاصی نداره…و به طرز فکر خودت بستگی داره
    به قول استاد که میگفت تو لندن ثروتمندانی رو دیدم که در قصرهای خودشون خوشحال نبودن
    به قول حضرت حافظ
    وفا کنیم و ملامت کشیم و خوش باشیم که در طریقت ما کافریست رنجیدن

    [پاسخ]

  7. وای آقای دکتر من دانشجوی یه دانشگاه فنی مهندسی معتبر هستم و در طول ترم هم درس میخونم اما قبلا علاوه بر اینکه درطول ترم درس میخوندم بازهم شب امتحان به خاطر وسواسی که داشتم بیدار میموندم و گاها به خاطر همین موضوع و نداشتن تمرکز سر جلسه با وجود اینکه جواب رو بلد بودم نمیتونستم بنویسم.
    چندبار که این اتفاق تکرار شد خیلی بهم بر خورد وقتی میدیدم که بجه هایی که از من کمتر تلاش کردند ولی نتیجه ی بهتری گرفتند. فهمیدم که اشتباه از روش خوند منه. به خاطر همین تصمیم گرفتم روشمو تغییر بدم حتی اگه به قیمت معمولی تلقی شدنم باشه.امیدوارم این جوابم دال بر بی احترامی من نباشه چون واقعا قصدم این نبود.

    [پاسخ]

  8. دستت درد نکنه رضوان خانوم …
    و صد البته جناب آقای دکتر عزیزم.دکتر جان این بحث دوره رضایت زندگیه؟
    ==================
    بله مهندس عزیزم

    [پاسخ]

  9. من زمانی میتونم شاد باشم و با خیال اسوده نفس بکشم که زندگیم معنا داشته باشه…آقای دکتر شاید باورتون نشه اما من این روزها در بهترین روزهای عمرم یعنی جوونیم خوشحال نیستم …چون میخوام بهش معنی بدم و هزار راه هست ولی نمیدونم کدوم برام باارزش تره !!!!!!!!!
    فقط میدونم باید معنادار باشه تا خوشحال باشم.

    [پاسخ]

  10. رضوان جان من هم گاهی به این فکر می کنم که تعداد کمی از دوستانم که با زندگی معمولی و ساده شاد هستن چقدر خوشبختن. اما بعد متوجه میشم من نمی تونم مثل اونا باشم. دوستم از امتحان اخرین دستور پخت قورمه سبزی برای شوهرش لذت می بره و من از قبول شدن مقاله ام واسه یه سمینار! کلا دنیاهامون فرق داره اما هر دومون خوشحالیم و وقتی همو می بینیم کلی تازگی داریم واسه هم.

    [پاسخ]

    مريم پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۱۴ ق.ظ:

    نکته جالبی بود گلی جووووون

    [پاسخ]

  11. امروز امتحان پایان ترم ریاضی داشتم.خوب ندادم. ولی برخلاف همیشه که طبیعتا ناراحت میشدم خوشحالم. چون دیگه نمیخوام تلاش کنم برای بهترین بودن. میخوام تلاش کنم برای معمولی بودن. دیگه نمیخوام شب امتحان تا 4صبح بیدار باشم. میخوام یه دانشجوی معمولی باشم.میخوام یاد بگیرم که با نمره ی 14 یا 15 هم میشه خوشحال بود.
    باور کنید اگه همیشه بزرگترها این حس “تو باید موفق باشی” رو در ما القا نمیکردند امروز همه ی ما توی اون زمینه ای که ناخودآگاهمون بهش علاقه منده موفق بودیم.
    =========================
    مراقب باش که اگر درست تو ترم درس بخونی و سر کلاسهات حضور ذهن داشته باشی لازم نیست شب امتحان تا 4 صبح بیدار باشی….فاطمه خانم ! تنبلی را نباید توجیه کرد و پذیرفت

    [پاسخ]

  12. “در سیستم آموزشی ما از همان کودکی به ما آموخته اند که رمز خوشبختی “موفقیت” است نه “شاد” بودن!”
    و البته به ما آموخته اند که خوشبختی در رسیدنه…
    خوشبختی مقصده…
    نه یه جاده…
    نه یه مسیر…
    که باید از تک تک لحظات بودن در اون جاده و مسیر لذت ببریم…
    لذت ببریم و…
    زندگی کنیم…

    [پاسخ]

  13. من فکر می کنم رمز خوشبختی هر آدمی فرق می کنه،مثل صندوق های امانت های داخل بانک ها که هر کدوم درشون چیزی هست و رمز و یا کلیدی خاص دارند.
    داخل صندوق امانات کسی ،الزاما چیزی نیست که مارو خوشحال کنه،و البته اون رمز و کلید فقط به همون یه صندوق می خوره! و از محتویات سایر صندوق ها با اون یه کلید نمیشه اطلاع پیدا کرد،شاید اگه کلیدهای بیشتری داشتیم،صندوق های بیشتری رو باز می کردیم،چیز خوشحال کننده ای رو در یکی ازاونا پیدا می کردیم
    حالا در مورد خوشبختی،اینکه رمز خوشبختی یه چیز باشه که در مورد همه صادق باشه،فکرکنم جواب نمیده،گاهی یک واژه و مفهوم باعث خوشبختی میشه،گاهی چندین واژه و مفهوم.
    موفقیت می تونه خوشبختی بیاره،اما الزامی وجود نداره در مورد من هم صادق باشه!!
    هر آدمی باید رمز خوشبختی خودشو جستجو کنه و اونو پیدا کنه.
    من فکر می کنم به ما چیزی رو یاد میدن که در مورد اکثر آدما صدق می کنه،اگه به این اعتقاد دارم که موجود منحصر به فردی هستم،باید به این هم معتقد باشم که رمز خوشبختی من هم یه چیزه منحصر به فرده.

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *