چند نکته درباره رابطه عاطفی که پدر و مادرتان به شما نگفته اند

image_pdfimage_print

شما پسرید و با دختر خانمی آشنا میشوید، ۲۵ سالتونه و پر هستید از امید تغییر و تکاپو و ثروت آفرینی و… دختر خانمی به شما علائمی میدهد مبنی بر متفاوت بودن شما برایش. جان میکنید و به هر نحوی شده با او وارد رابطه میشوید…اوائلش ستوده میشوید، نگاهش به شما خیلی عارفانه است و شما کیفور هستید؛ لطفا بزرگ شوید و به این مورد توجه دائمی بودن معتاد نشوید. فقط یک احمق است که میخواهد همیشه مورد ستایش کسی قرار بگیرد که در زندگیش وارد شده است. کسیکه میاد تو حیاط خلوت تو، بناست کمی غیر شیفته تر با تو برخورد کند پس انتظار نداشته باش مثل مامانت، همیشه شیفته ات باشه [۱]

——————————————-

شما وارد رابطه ای شده اید با دختری با تجربه تر از خودتون… اینقدر تجربه های سابقش را شخم نزن... متاسفم که یه احمقی یه جایی به تو گفته وارسی جزئیات زندگی یک دختر، غیرت توست.

پسر خوب ! این یک حسادت ساده پسرانه است که به سرعت یک دختر سالم را از تو بیزار میکند؛ منتها بسته به “کف کردگی ابتدایی دختر” در برابر تو، ممکن است چند ماهی طول بکشد تا این نفرت از ناخودآگاه دختر به حوزه آگاهی او تسری یابد. فقط گذشته کسی را بگرد، اون هم کلی، که میخوای شوهرش بشوی.

—————————————————————————————————–

 شما وارد رابطه با دختری شده ای که تجربیاتش او را سنگین کرده است یعنی نشاط دخترانه و شور و هیجان و نفهمی های سالم یک جوان را ندارد. نفهمی های سالم یعنی بنا نیست تو در جوانی ات خیلی خردمندانه و بی اشتباه زندگی کنی…به خود زندگی اجازه بده در وجودت جریان یابد .

   اگر ۲۶ سالته مثل ۳۶ ساله  ، PERFECT و حرفه ای عمل نکن… فقط یک احمق در رابطه ای می ماند که به خاطرش مجبور شود خیلی سن بالا و عاقلانه رفتار کند . میخوام مطمئنت کنم که رابطه با زنی که خیلی بیشتر از تو میفهمد یا نشان میدهد که میفهمد؛ زنی که درونا مایل است با مردان سن بالاتر، معاشرت کند، بزرگترین کابوس زندگیت خواهد شد. همیشه در حال مقایسه احمقانه خودت با رقبای نادیده هستی…کتابهای نیچه و رامون کاخال میخونی که بتوانی در گفتگوی با او خیلی IMPRESSIVE بشوی…نکن این حماقت را. برو تو زمین بازی خودت و اونجا، پادشاهی کن. از بودن در سن خودت خجالت نکش پسر خوب…به طبیعت اعتماد کن…خداوند به تدریج تغییراتش را در طبیعت اعمال میکند…تو نیز برای بزرگ تر شدن، به خودت زمان بده

—————————————————————————————–

۱– یه جورایی پشت این” اعتیاد به محبوب بودن”،  میشه کلمات قلمبه سلمبه تری مثل MOTHER COMPLEX را هم رصد کرد !

===============================================

کلاس مهارتهای ارتباطی و مهارتهای انتخاب همسر برای بهمن ۹۱ در حال رزرو رایگان است، تماس ۸۸۸۴۷۵۹۳

مطالب مشابه :

چه حرفی بین تو و یک پسر ۳۸ ساله میتونه وجود داشته باشه؟

گذشته من چقدر مهمه ؟

غرورم را بشکنم؟

تله

70 دیدگاه در “چند نکته درباره رابطه عاطفی که پدر و مادرتان به شما نگفته اند

  1. سلام مژگان خانم .حرفاتون واقعا درست بود خیلی ممنونم از راهنماییتون من خودمم اصلا علاقه ندارم تو این سن ازدواج کنم ولی خانواده ام خیلی قدیمی فکر میکنن وهمه دخترای فامیل هم تو سن پایین ازدواج کردن .من نمیدونم چطور در برابر تیکه هاشون وایسم تا الان بخدا خیلی اذیت شدم خیلی خواستگار اومده برام با بهترین موقعیت ولی من خواستم اول خودم موقعیت و شان اجتماعیم بالا بره بعد ازدواج کنم چون کیفیت ازدواج برام مهمتر از کمیته و مشکلی با بالا رفتن سنم ندارم . چون هدف بالایی دارم .بارها این حرفارو به خانواده ام زدم میگن دختر تا یه سنی خواهان داره از وقتش بگذره دیگه تمومه و …. امیدوارم خدا کمکم کنه

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر من خیلی به کمکتون نیاز دارم
    من یه دختر 20 ساله هستم . خیلی خیلی خواستگارای زیادی داشتم و دارم ولی خیلی ایده آل گرا فکر میکنم .در سن 14 سالگی میخواستن منو به اجبار منو بدن به پسرخاله پدرم و خانوادم بدون توجه من راضی شدن انگشتر بیارن چون موقعیت پسره زیاد بود ولی من از پسره متنفردبودم به خاطر اینکه خیلی منو کوچیک میکرد خلاصه به مرور زمان خانوادم فهمیدن که من واقعا راضی نیستم انگشترو پس دادن .وقتی که رفت همش خواستگارمیومد ولی من چون حس نفرتو چشیده بودم جایگاه عشق برام مهم شد و به عشق اسطوره ای اعتقاد داشتم و دوست داشتم یه پسری عاشق خودم بشه و پیش قدم بشه واسه ازدواج و میگفتم همسرم باید اولین و آخرین عشقم باشه واسه همین دوستی اعتقاد نداشتم و پیشنهادایی که بهم میدادنو رد میکردم میگفتم تا اینکه همه بهم گفتن این کارت اشتباهه باید آشنا بشی تا بتونی نیمه گمشدتو تشخیص بدی ولی میگم پاکی خیلی خیلی برام مهم بود و یه جورایی از اینکه موقعیت دارمو با کسی نیستم افتخار میکنم آقای دکتر گیر کردم از طرفی به ازدواج سنتی زیاد علاقه ندارم از طرفی هم پاکی برام مهمه نمیدونم وقتی یه پسر پیشنهاد میده نیتش چیه چطور قبول کنم ؟ راه درست آشنایی چیه

    [پاسخ]

    مژگان پاسخ در تاريخ خرداد ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۴۳ ب.ظ:

    با اجازه آقای دکتر البته
    به نظر من افکار شما خیلی صفر و صدیه ، یا صفر یا صد ! ، از یک طرف تو سن ۱۴ سالگی اطرافیانت ( خانوادت ) به زور میخواستن شوهرت بدن از طرف دیگر مطابق با اون چیزی که نوشتی و اگه درست متوجه شده باشم حالا اطرافیانت ( احتمالا دوستات ) بهت میگن که باید به پیشنهاد دوستی بقیه جواب مثبت بدی … از طرف دیگه پاک بودن رو گذاشتی یک طرف و ازدواج غیر سنتی رو هم طرف دیگه و این دو تا شدن نقطه مقابل هم ، یا این یا اون ! خب مگه آدم نمیتونه هم پاک باشه هم ازدواج غیرسنتی داشته باشه ؟ مگه همه کسایی که غیرسنتی ازدواج میکنن ناپاکن ؟ قراره آدم بین پاک بودن یا غیرسنتی بودن یکی رو انتخاب کنه ؟ نمیشه هر دوشو داشته باشه ؟ این نگاه تضادی به نظر من وقتی پیش بیاد که حد اعلی و افراطی هر کدومش رو ببینیم ، اینجاست که با هم گیر پیدا میکنن .
    مورد دوم اینکه به نظر من احساسی که در واکنش به یک نفرت عمیق از گذشته باشه به هیچ عنوان نمیشه اسمش رو عشق گذاشت ، این بیشتر یه حالت تدافعیه تا عشق ، اونم از نوع اسطوره ای ! ، بعدش هم اینکه یه دختر دلش بخواد یه پسری عاشقش بشه و پیش قدم بشه به نظر من که خیلی طبیعی و نرمال هست و اسطوره ای نیست ! ، اون قسمت اسطوره ای عشق اول و آخرم که میگی یه قسمت زیادیش مربوط به سنته ، منم سن تو که بودم میگفتم ، دیگه نمیگم 🙂
    مورد سومم اینکه به نظر من بیشتر از اینکه دنبال کشف نیت اون پسرها باشی برو و خودت و برو بشناس و ببین واقعا چی میخوای تو رابطه و چرا ؟ و این خواسته ها ریششون از کجاست و اون نفرت ها و ناراحتیهای گذشتت رو هم حتما حل کن ، وقتی خودت و ارزشهای واقعی خودت رو شناختی دیگه چندان نگران این نیستی که اون پسر چه نیتی داره یا تو کلش چی میگذره یا چی به نظر کی درسته ، تو با ارزشهای خودت میری جلو و اگه اون پسر خلاف ارزشهات حرکت کرد تو هم مسیرت رو ازش جدا میکنی .
    اینکه چی درسته چی غلط و این سردرگمی که داری رو من هم داشتم ، فکر میکنم همه دارن تو یه دوره ای از زندگیشون ، بزرگتر که بشی اگه بخوای میتونی برای زندگی خودت به یه جواب قانع کننده برای خودت برسی ، ولی به نظر من با این تردید و سردرگمی ای که داری ازدواج کردن اشتباه محضه .
    مورد چهارم و مهمتر از همه اینکه به نظر من بیست سال واقعا زوده واسه ازدواج !

    موفق و خوش حال باشی : )

    [پاسخ]

  3. دختری که تجربیات زندگیش زیادی بزرگ کرده … حماقتای سن خودشو نداره ، تکلیف خودش چیه !؟
    من اینجوریم !
    چند تا خواهر بزرگتر از خودم داشتم … از وقتی خییییییییییییلی بچه بودم رابطه های اینا رو رصد کردم . تو 15 سالگی نگاهم به رابطه از خواهر 27 ساله م پخته تر بوده !
    هیچ وقت خریت و حماقتای اقتضای سنمو تجربه نکردم ، پشیمون که نیستم اما خب غیر طبیعی جلوه کردم تو هم سنام !
    چیکار باید بکنم ؟

    [پاسخ]

  4. آقای دکتر خواهش می کنم جواب سوالم رو بدید، امروز هم تایید نشده
    =============
    وقتی داشتید کامنت میذاشتید نوشته شده بود براتون که سوال در کامنت نپرسید

    [پاسخ]

  5. سلام آقای دکتر ، می بخشین آقای دکتر می تونم بپرسم چرا سوالی که توی کامنت گذاشتم رو تایید نکردید خیلی منتظر جوابتون هستم البته من و به خاطر این جسارت ببخشید
    ====================
    برای اینکه موقع کامنت گذاشتن نمیخونید که نوشته ” برای پرسش از دکتر شیری از فرم مخصوص استفاده کنیدو کامنت جای سوال نیست !!!!!

    [پاسخ]

  6. آقای دکتر من در همین پست حدود 6 ماه پیش کامنت گذاشتم و با بزرگواری تمام شما جواب دادید آقای دکتر حالا می خوام ازتون خواهش کنم که بفرمایید چطور می تونم تصمیمم را قاطعانه تر و برای همیشه بگیرم با وجود دیداری که به واسطه همکار بودن هرروز تکرار می شه و در مواردی که ایشون از جلوی اتاق من رد میشن و من خودم رو به ندیدن می زنم انقدر رفت و آمد رو تکرار می کنن تا من چشمم به ایشون بیفته یا ساعت ترک از اداره رو جوری تنظیم میکنه که با من (که در وقت مشخص باید اداره رو ترک کنم ) برخورد چهره به چهره داشته باشه و کارهایی از این قبیل که باعث مشه اراده ام در تصمیمم متزلزل بشه به هر حال احساس رو نمیشه کتمان کرد درسته آقای دکتر؟ و جالبی اش اینه که از رفتار همکارای دندونپزشکشم اینطور برداشت کردم که در مورد من با هاشون حرف می زنه و جالب تر اینکه قدمی برنمی دارن تا اصلن ببینیم با این فاصله سنی معکوس می تونیم برای هم مناسب باشیم؟در شرایط خیلی سختی هستم و مدام با خودم کلنجار میرم که مثلن امروز چیکار کنم که رفتارم متناسب با سنم باشه و عادی ، از شما خواهش می کنم کمکم کنید
    ==============
    نمیدونم موضوع چیه که درست نر بدهم

    [پاسخ]

  7. سلام اقای دکتر شیری من تازه با شما اشنا شدم دلم میخواد فرزندانم در کلاسهای جوان توانگر شما شرکت کنند البته اگه قادر به پرداخت هزینه بشم
    =============
    به لطف خدا مریم بانو

    [پاسخ]

  8. سلام آقای دکتر من تازه با سایت شما آشنا شدم.چند تا از ایمیل های ودستان را خوندم واقعا از زحماتتان ممنونم. از شما یک راهنمایی می خواهم: لطفا اسم جند کتاب راجع به روابط عاطفی در حوزه دین و قرآن به من معرفی کنیدتشکر

    [پاسخ]

  9. اگه ادم به خاطر غفلتش_کودک بودنش(در سن 18 سالگی)وارد یک رابطه ای شده باشه که کلا اشتباه بوده و از اول معلوم بوده باشه طرف دنبال چی بوده اما اینو نفهمیده باشه و این رابطه 3ماه طول کشیده باشه(دو ماهش برای راضی کردن دختر برای دوست شدن باهاش و یک ماهش برای اشنایی(4بار دیدار) که توش فقط اشتباه بوده.دختر باید چی کار کنه که بتونه به کل فراموش کنه؟اما اینم بگم بعد اون رابطه دختره خیلی بزرگ شده و تجربیاتی به دست اورده که توی ادامه زندگیش خیلی کمکش میکنه.
    دکتر در یک خانواده ی کاملا مذهبی بزرگ شدم و بعد اون رابطه فقط خودمو مقصر میدونم که میتونستم پخته تر رفتار کنم و به درخواست اشناییش جواب منفی بدم و گاهی هم به تجربیاتی که به دست اوردم فکر میکنم و میبینم که لازم بود این تجربیاتو میدونستم …الان بعد سه سال فقط این فکر عذابم میده که فردا پس فردا برام مشکلی درست نشه چون دختری هستم که تمایل به ازدواج دارم.تصمیم داشتم به ازدواج دیگه فکر نکنم و تنهایی سر کنم اما با روحیاتی که دارم میدونم که سخته برام.
    ===========================
    رهاجان
    چیزی را نمیتونی فراموش کنی و دلیلی هم ندارد از حافظه مون چیزی را پاک کنیم
    مهم اینه خودت را به خواب نزنی و بیدار بمونی در زندگیت
    با اون تجربه الان میتونی دو کار بکنی :
    1- نشخوار و احساس گناه و سرخوردگی و بی اعتمادی به خودت
    2- بگذاریش در گوشه ذهنت و با امید و خرد این تجربه پیش بری به سوی اهدافت و به آینده ای فکر کنی که داری میسازی که به مراتب مهمتر است از تاریخی که ساختی
    ازدواجت را تو میتونی واکسینه کنی از گزند خاطرات بد

    [پاسخ]

  10. سلام استادگرامی سال نوروبهتون تبریک میگم معذرت میخوام میدونم که اینجا برای پیگیری ایمیلها نیست ولی میخواستم ازتون خواهش کنم ایمیلی که بهتون فرستادم رو بخونین هرروز باامید اینکه جواب ایمیلمو دادیدفایلموچک میکنم.واقعا به کمک و راهنماییتون احتیاج دارم.ممنونم
    =====================
    خانم دکتر عزیز
    مرقومه شما را خواندم و نظرم را نوشتم
    ببخشید اینقدر دیر شد

    [پاسخ]

  11. زیبا بود . کاربردی هم بود …. درد بود …. امیدواریم بتونیم جلوی بعضی از زیاده رویهامون و بگیریم قبل از اینکه اتفاق بدی بیفته .

    ممنون دکتر

    [پاسخ]

  12. سلام شماخیلی کوتاه میگید و ان قلت ها یعنی اما و اگر ها رو نمیگید
    درسته که برای کسی که میخایم باهاش دوست شیم مسخره است که بخایم مته به خشخاش بذاریم و بگیم قبلن چی کار می کرده،
    اما دونستن یه سری جزئیات هم لازمه ، هرچند که دختری که باهاش دوست بودم مدام کالبد حرفای شما رو تکرار می کرد
    اما متاسفانه به دنبال نقش بازی کردن از بین حرف های شما بود و چون نمیدونست چجوری رفتار کنه ، نصفه و نیمه از حرفای شما استفاده می کرد
    یه سوال دارم بعد از اینها: دختری رو دوست داشتم، خودم در سن 22 سالگی ازاون به مدت 9 ماه جدا شدم، با اینکه دوستش داشتم اما یه جور بی احساسی و یه جور حس پیداکردن مسیر زندگی در من بوجود اومده بود،حالا بعد از 4 سال که من 26 سالم شده ، اوهم به همین حس دجار شده،
    و باهم که گهگاهی تماس داریم مثلن ماهی یا دوماهی یکبار به خاطر کار، حرفش طولانی میشه و گریه میکنه ، اخرین بار میگفت من نمیخاستم اینجوری بشه چرا شد من با کسی اینکارو نمی خاستم بکنم، ادامه این رابطه اگر دوسه ماه دیگه برگرده چطوره ؟

    [پاسخ]

  13. سلام دکترجان
    8ماهه ازدواج کردم تو این مدت هیچ اشتباهی ازشوهرم ندیدم و همه چیشو با من در میون میذاره.ولی وقتی یه اس ام اس ساده براش میاد و بهم نمیگه حس بدی بهش پیدا میکنم
    چیکار کنم که اینقد حساس نباشم؟دنبال راه حلم ممنون میشم کمکم کنید
    ==================
    کنترلر بودن باعث میشه بدبخت بشید …فردیت هر آدمی مهمه تو زندگی مشترک
    شما نباید شوهر اون مرد باشید

    [پاسخ]

  14. سلام شب بخیر خسته نباشید
    اقای دکتر من تازه با سایت شما اشنا شدم و خیلی لذت بردم ولی تا اینجا که دیدم فقط حرف از ازدواج و خواستگاره.
    اگه ممکنه در مورد روابط عروس و مادرشوهر هم صحبت کنید زندگی من داره به خاطر مادر شوهرم از هم می پاشه. کمکم کنید لطفا

    [پاسخ]

  15. من چند هفته پیش با یکی از هم دانشگاهیام قرار شد باهم یه رابطه ی سالم داشته باشیم الان که اول امتحاناتمون هست اون گفت که چون من دارم بهش وابسته میشم تموم بشه بهتره ولی الان برا من خیلی سخته بهش اس ندم یعنی یه طورایی نمیتونم این کارو نکنم .به نظرتون ازش بخوام که تا پایان امتحانات این رابطه ادامه داشته باشه میتونه برا من بهتر باشه یا بدتر؟؟
    دکتر برا کنترل دلمون باید چیکار کنیم ؟؟؟
    ==============================
    رابطه بی موقع بدون بلد بودن مهارت ارتباطی میتونه آدم را در معرض آسیبهای عاطفی قرار بده
    من نظرم نیست ازش بخواهید به هر قیمت بمونه تو رابطه

    [پاسخ]

  16. با سلام
    پیشاپیش از طولانی بودن متن پوزش می طلبم
    پسری هستم 20 ساله متعهد و با برنامه و البته سخت گیر و مقداری روراست با خودم
    مدتیه که دختری و دیدم که هشت ماه از خودم کوچکتره و از لحاظ روحیات و اخلاق نظرم و جلب کرده
    من به قصد آشنایی پیش رفتم و یه رابطه ی کوچیکی داریم و صرفا علاقه به شناخت بیشتر دارم
    خودم اعتقاد به این جور ارتباط ها ندارم ولی به دلیل این که دیگه امکان دیدنشون و نداشتم برای آشنایی پا پیش گذاشتم(ترس از دست دادن) وگرنه همیشه دوست داشتم رسمی این کار و انجام بدم
    و به گفته ی دختر خانم ایشون هم به این جور ارتباط ها اعتقاد ندارن
    حالا احساس می کنم پا رو چشم های خودم گذاشتم
    الان تمام سعی من اینه که ثبات شغلی پیدا کنم و خودم و چه از نظر مالی و شغلی چه از نظر روحی و اخلاقی برای ازدواج اماده کنم
    اما تا یکی دو سال دیگه نمی تونم شرایط شغلیم و ثابت کنم اما تمام تلاشم اینه که هر چه زود تر ثابت بشه و راه خوبی و در پیش دارم
    خیلی فکر کردم
    از طرفی می دونم اگه این ارتباط و ادامه بدم وابستگی ایجاد می کنه برای هر دو طرف حتی اگه به این نتیجه برسیم که به درد هم نمیخوریم
    از طرفی هم به شدت دوست ندارم یه رابطه ی بدون تعهد ایجاد کنم
    از طرفی اگه این ارتباط و قطع کنم دیگه امکان ارتباط ندارم و ممکنه که از دست بدم!
    اگه بخوام خانوادم و در جریان بزارم اون شرایطی که بالا گفتم و ندارم
    اگه خانواده ی خودم راضی بشن، برم خواستگاری؟؟ خب شرایطش و ندارم
    خیلی دوست دارم از طریق خواستگاری یه رابطه ی سالم داشته باشیم و اگه قسمت باشه زود ازدواج کنیم ولی می بینم بیشتره جاها می گن حرف های یه پسر رو تا 25 سالگی در رابطه با ازدواج جدی نگیرید مثلا همین حرف ها که ممکنه همشون و رویا پردازی بدونید
    بازم تاکید می کنم که این رابطه برای این که هم دیگه رو بشناسیم هستش و هر دو داریم با احتیاط پیش می ریم شاید بگید برای توجیحه این حرفه
    در ضمن خودم هم علاقه دارم قبل از 25 سالگی شایدم زود تر ازدواج کنم ولی یه چیزی برام سوال شده!!
    تو برنامه ی ویتامین ث گفتید که پسر ها تو 25-26 سالگی دچار تحول میشن! این چه تحولیه؟؟ یعنی من باید صبر کنم 25 سال و رد کنم متحول بشم بعد به فکر ازدواج باشم؟؟
    پیشنهاد شما چیه؟ می دونم نظر احتمالیتون اینه که این رابطه رو تا جدی تر نشده قطع کنم ولی من یه راهنمایی بیشتر می خوام
    چجوری می تونم به صورت رسمی این رابطه رو پیش ببرم؟؟ اصلا میشه؟؟
    به نظرتون همین ها رو با خانواده مطرح کنم ببینم نظرشون چیه؟
    فقط خواهشی که دارم اینه که اگه می گید قطع، با راه .اگه می گید ارتباط، با راه .نصیحتم نکنید چون آدم نصیحت پذیری نیستم اما واقع بینم و نمی خوام به کسی صدمه ی روحی بزنم
    خیلی خیلی ممنون از وقتی که گذاشتید برای خوندن این متن و وقتی که برای پاسخش می زارید
    =========================
    موضوع را خیلی پیچیده نکنید. شما دوست دختر میخواهید ولی رودربایستی دارید با خودتون
    کامنت به این طولانی داریم؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  17. من نمی دونم چه طوری میشه بی خیال بود.من وهمسرم شش ساله با هم ازدواج کردیم ولی هر سال یک یا دوبار دعوای اساسی سر موضوعات بیخودی داریم و با هم قهر می کنیم.اولا من قهر می کردم و گریه و زاری راه می نداختم ولی اصلا اهمیت نمی داد حتی چندین بار خواستم خود کشی کنم البته فقط در حد حرف که بیاد و معذرت خواهی کنه (من تو خونه ایی که بزرگ شدم همیشه پدرم می اومد و آشتیم می داد)این از نکات بسیار منفیمه که سعی کردم ترکش کنم و گاهی هم از خونه بیرون می رفتم و بعد یکی دوساعت بر میگشتم می دونم اشتباهات زیادی کردم ولی الان با کار کردن روی خودم دوسالیه که اون کارا رو ترک کردم.ولی دیروز سر یک موضوع بازم دعوامون شد.برای اولین بار قرار بود با دوستاش بریم سفر.صبحش خودم رفتم بیرون که برم دکتدم خونه ساعت 12 و نیم بش اس دادم که برام دوبسته قرص بخر…بعد حدود یک و ربع زنگ زده و کلی شاکی که اون قرص ÷یدا نمیشه به جاش چی برات بیارم میگم:هیچی اشکال نداره برگرد.که میگه ببین من جلو داروخانه ام به جاش چی بیارم بریم اونجا بگی من حالم خوب نیست من حال و حوصله تو ندارم.
    وقتی هم اومد به زمین و زمان بد و بیراه گفت و اخرشم گفت:دیگه دارم کم میارم کمی باهام همفکری کن چرا خودت نخریدی؟مگه من از دیروز نگفتم:امروز می ریم؟مثه یه برده جلو دستتم.و…من هیچی نگفتم.که بازم ادامه داد و می گفت:به جای اینکه بگی تو فلان مسابقه یا فلان کار رو انجام بدیم برنده شیم کمی به من کمک کن(من بیکارم)و اینو همیشه به رخم می کشه.بهش گفتم:بس کن دیگه شورش رو درآوردی.بهش می گم:خب چی کار کنم؟میگه مثه یه کام÷یوتر هنگ کرده ایی و..منم گفتم »گه تو این زندگی که من با تو می کنم.که نشنید .از اتاق اومد بیرون و باصدای بلند میگه:چی گفتی؟منم دیگه جواب ندادم.میگه:می ترسی؟چی گفتی:خفه خون گرفتی گردنت خورد.بازم هیچی نگفتم.رفتیم پایین و وسایل رو بردیم که بازم ادامه داد.میگم اگه اینجوریه نریم بهتره.میگه:اگه تو نمی خوای نیا و سوار ماشین شد که از پارکینگ ببرتش بیرون.در رو باز کردم گفتم:می گی:اگه دوست ندارم نیام؟میگه:اره.منم رامو کشیدم و اومدم بالا.رفته پیش دوستاش که تازه با هم آشنا شدیم آبرومو برده و لام تا کام باهام حرف نمی زنه و خودش آشپزی می کنه و به دوستاش تلفنی میگه:باید تکلیفم رو روشن کنم آدم فقط یه بار زندگی میکنه .به یکی دیگه شون می گه:آدم وقتی غلطی می کنه باید پاش وایسه.به نظرتون چه کنم حالم بهتر بشه.چه قدر من دندون رو جیگر بذارم که این فشار مالی کم بشه.منم یه ظرفیتی دارم.از خانواده ام خوشش نمیاد.با خواهر و برادر و مادر خودشم سر سنگینه.اعصابم خرده.
    =======================
    تینا
    تو یک دختر لوس وابسته شده ای که باید بزرگ شی…رفتار بالغانه داشته باشی تا بقیه حساب کار خودشون را بکنند و بهت احترام بگذارند
    دوره های مهارتهای ارتباطی شروع خوبیه برات
    پیش نویسهای شخصیتی نیز خوبه برات

    [پاسخ]

  18. سلام آقای دکتر چقدر خوندن این نوشته ها آرومم می کنه مخصوصا که آدمهایی با مسائل مشابه به خودمون سوال می پرسن و یه حس همدردی به آدم دست می ده من هم مثل شیما گرفتار عشقی هستم که من بزرگتر هستم من 35 ساله و اون آقا که دکتر متخصص هستن 30 ساله هر بار خواستم که کات کنم رفتارها و حرکاتی کرده که عاشقترم کرده آقای دکتر لطفا بگید چیکار کنم الان سه هفته هست که کات کردم و کاملا بی محلی می کنم خواهش می کنم راهنماییم کنید
    ====================
    اگر اینده ای ندارید با ایشون تصمیم خوبی گرفته اید که وقتتان را حروم نکنید…توجهتان به رشدتان باشد و موقعیتهای ازدواجیتون و چند هفته بعد نشانه هایی دریاف میکنید که تحمل این دوره را براتون خیلی تسهیل میکنه

    [پاسخ]

  19. سلام خسته نباشید آقای دکتر
    میشه منبع مطلب بالا که نوشته افسرده ها می خوان ناراحت باشن تا همه بدونن افسرده اند رو بگید چه کتاب یا فیلمی هست فکر می کنم این مطلب در مورد من هم صادقه
    ===================
    پارلای عزیز
    همه منابع شناختی رفتاری درباره افسردگی اینطوری میگن

    [پاسخ]

  20. اقای دکتر سلام من یکی از طرفداران شماهستم بخاطر نگاه واقع گرایانه ای که به مسائل دارین اشنایی من با شما از مقالاتی شروع شد که توی روزنامه ایران چاپ میشد و بعد از اون وبلاگتون. یک جلسه بیشتر سرکلاستون نیامدم بخاطر تنبلی ولی هر روز سایتتون رو مطالعه میکنم من 38 ساله هستم و هنوز ازدواج نکردم و دلیلش رو نمیدونم چون ظاهر و اخلاق خوبی دارم شاید انتخابهای اشتباه کردم و شایدعدم حضور در اجتماع باعثش شده بهرحال شش ماه است که با یک اقایی که 9 سال از من کوچکتر و دکترا مکانیک داره اشنا شدم رابطه خیلی خوبی داریم چون این اقا خیلی بزرگتر از سنشون هستن و بسیار هم باهوش هستن .قصد ازدواج دارن البته نه با من خانواده اشون براشون دختر پیدا میکنن و خیلی عذاب اوره وقتی برام تعریف میکنه ولی نمیتونم چیزی بگم چون شخصیت خودمو زیر سوال میبرم اگر اعتراضی کنم .خلاصه کلام که میدونم دارم اشتباه میکنم میدونم که میگین دارم اشتباه میکنم ولی چطوری از این رابطه بیام بیرون درحالی که خیلی حس خوبی بهم میده و همیشه فکر میکنم کی از فردا خبر داره و بهتره به حال دل ببندم .
    ===========================
    سلام
    گرچه بودنش لذت داره ولی به شکنجه اش نمی ارزه
    یه مرد هم سن خودتون یا حداکثر 3 سال کوچیکتر از خودتون بهتر شما را ادراک میکنه

    [پاسخ]

  21. سلام آقای دکتر چواب سوال منو ندادید.اگه براتون امکان داره خواهش میکنم کمک کنید
    —————–
    پاسختون را همان موقع دادیم

    [پاسخ]

  22. سلام
    دکتر به نظرتون اینکه به نامزدم بگم عکس یه دختری رو که تو فیس بوک لایک کرده آن لایک کنه و کلا اون دختر رو از لیستش آن فرند کنه(تنها دختریه که تو ادلیستشه) ورود به حریم شخصیشه؟
    این دختر دخترعموی دوست نامزدمه و من وقتی در بهترین حالت بهش گفتم اینو آن فرند کن و لایک نزن گفت فلانی بهم کنه و وقتی گفتم مگه اختیارت دست اونه جوابی نداشت که بده.من مطمئنم که با این خانم هیچ آشنایی نداره ولی خیلی این موضوع آزارم میده.
    این حساسیت بیجاست؟
    ==========================
    بیجاست

    [پاسخ]

  23. سلام. استاد کتابایی مثل زن بودن، اسطوره ها و غیره که درمورد شناخت خود و بهبود روابطه، تاکید در روابط با جفته.
    آیا کتابی هست برا بهبود روابط با پدر؟
    شاید باورتون نشه، ولی اصلا پدرم رو نمیشناسم :(!!! و متقابلا پدرم هم منو نمیشناسه
    تو طول روز تنها صحبتی که بینمون رد و بدل میشه فقط درمورد سلام صبح بخیر ، شب بخیر، موقع بیرون رفتن اطلاع رسانی،حاضر بودن ناهار یا شام،…
    بعضی وقتها خیلی دلم براش میسوزه. باوجود اینکه شاید خودش از این وضعیت ناراحت نباشه ولی… نمیدونم.
    ===========================
    با ” مرد مرد” از رابرت بلای شروع بفرمایید

    [پاسخ]

  24. با سلام .اقای دکتر سپاسگزارم از پاسخ شما .اما من الان در موقعیت خیلی بدی با خودم قرار گرفتم چون از 15 سالگی خواستگار داشتم به قولی از همه نوع تیپ و تحصیلات و اعتقاد و فاکتورهای ظاهری ولی به دوعلت نتونستم تا جالا ازدواج کنم یکی اینکه تصمیم گیری برام خیلی مشکل بوده و از این بابت خیلی برای خودم متاسفم دیگه اینکه اعتقاد و هم کف بودن برام خیلی مهم بوده اما شکل ظاهری هم …حالا این مورد همه موارد را دارن الا تیپ و شکل ظاهری . امروز با مادر کنتاکت بدی پیدا کردم چون من با خودم میگم این عهد وخواسته من از خدا بوده و حالا باید بپذیرم و از بالا رفتن سن خودم و اینکه آیا باز هم هم کف اعتقادی پیدا کنم یا نه .دودل شدم اما مادر نظرشون اینه که باید توکل داشته باشی و خودت دست بجنبونی و اینکه اگه میخواستی اینطوری شوهرکنی باید به فلان خواستگار 10سال پیشت هم جوا ب + میدادی .
    —————————————————–
    من نمیدانم چند ساله هستید ولی تصمیم گیری یک زن برای انتخاب شریک زندگی مبتنی است بر عوامل متعددی
    1- تجربیات قبلی
    2- رویاهای نوجوانی و کودکی
    3- رابطه پدر و مادر خودش
    4- تیپ شخصیتی خودش ( آرکتایپ )
    ما از یک الگوی درونی تر ابرای محک زدن روابطمان استفاده میکنیم. خلاصه موضوع اینه که بلاتکلیفی در امر ازدواج ناشی است از یک کمال طلبی زمینه ای و وسواس بهترین انتخاب را کردن که قطعا توهم است. همیشه هر انتخابی بنیم یکی بهتر برای ما سر راهمان سبز خواهد شد و یی بهتر از ما در زندگی همسرمان دیده خواهد شد. این واقعه نباید مانع آغاز ازدواج شما و لذتهایتان بشود
    شما این فرصت را دارید که فردی را انتخاب کنید با متوسطی از ملاکهای زیر :
    + مطلوبیت فیزیکی
    + انطباق نسبی خانواده ها
    + اخلاق دلپسند شما نسبتا
    + صلاحیت متوسط مالی و کاری و ثبات اینها

    [پاسخ]

  25. سلام استاد من یه مشکل اساسی دارم من نمیتونه یه حروف رو 2 روزتو دلم نگه دارم آدم فضولی نیستم اما یه چیزی درونمه که نمیدونم چیه و منو نمیزاره که سر نگهدار باشم خودم هم از این مساله سخت در عذابم و خیلی ازش ضرر کردم البته تو یه خانواده کمال گرا بزرگ شدم و پدر و مادرم ما رو جدی نمیگیرند اگه یه مشکل پیش بیاد آخردنیا میشه نمیدونم مشکل از اینه یا یه مشکل شخصیتی دارم خوشحال میشم راهنماییم بفرمایید
    =====================
    به نظرم ریشه یابیش اینقدر مهم نیست که انحام ندانش به هر قمیت مهمه
    نشتی حرف باعث میشه اعتمادتون را نزد مردم از دست بدید و کلی ارزوهای خوبتون که باید قبل تحقق ، سر باشه ، افشا بشه

    [پاسخ]

  26. سلام استاد، من تو یک موردی واقعا دیگه نمیدونم چجوری رفتار کنم، بیشتر از سه ماهه با یک پسری به قصد ازدواج آشنا شدم، من 25 سالمه و ایشون 29 سال، توی چیزای زیادی اشتراک داریم و یا در واقع بدهی های حساب بانکیمون زیاد نیس، و البته قرار حدود یک ماه دیگه ایشون به صورت رسمی برا ازدواج اقدام کنن، اما تو این چند وقت یک رفتار آزار دهنده داشته اونم این که چند بار که تو موردی مربوط به ایشون بوده و من کمکشون میکردم،من دقیقا مطابق میلشون رفتار نکردم مثلا تا اون زمانی که گفتن نتونستم باهاشون بمونم و کمک کنم یا اگر ایمیلی از طرف ایشون زدم یکخرده خودمم اعمال نظر کردم ، ایشون در مقابلش با من قهر کرده یا تا یک مدت سرد برخورد کرده .هربار من سعی کردم بالغانه رفتار کنم و لجبازی و تلافی نکنم، اما الان حس میکنم واقعا دیگه ایندفعه نباید من پا پیش بذارم و در جهت رفع اختلاف گامی بردارم، که البته شاید مدت زیادی این سردی و قطع تماس طول بکشه مخصوصا که تا چند وقت دور خواهیم بود و تو یک شهر نیستیم، اما مطمئن نیستم
    ===============================
    اگر رفتارش بچه گانه است بهش بگید و ازش بخواهید رفتار درست را باهاتون انجام بده…مرد بدقلق قهرقرو خیلی دردسره

    [پاسخ]

  27. چقدر قایم باشک بازی را دوست داشتم
    اما حالا
    دیگر با چشمهای باز هم پیدایت نمی کنم
    نیستی
    وتازه تا چشم میبندم
    پیدا میشوی!

    [پاسخ]

  28. سلام اقای دکتر . دختری 29 ساله فوق لیسانس هستم . محجبه و …خواستگاری دارم 39ساله دکتری برق قدرت از تربیت مدرس . تک فرزند . استاد دانشگاه و از نظر مالی و مذهبی بسیار نزدیک به هم هستیم چیزی که تقریبا من همیشه دوست داشتم فقط از اونجایی که من ایده آل گرا و مهر طلب و ” ای اس اف پی ” دو چیز منو اذیت میکنه یکی سن ایشونه چون اختلاف سنی زیادی داریم و دیگه اینکه ظاهر متوسطی دارند و مقداری کمی از موی پشت سرشون ریخته . مسخرم نکنید راه حل بهم بدید میدونم که دهه شصتی ها …..از دوستان هم میخوام خواهرانه و برادرانه اگه راهنمایی دارن دریغ نکنن . ممنون از همگی .
    =======================================
    اختلاف سنتون بد نیست…سلیقه ظاهریت مترمه فقط مهمتر اینه که طرف مطلوبیت متوسط را حداقل داشته باشه

    [پاسخ]

    shima پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۵۹ ب.ظ:

    به نظر من شما باید ببینید میتونید به جایی برسید که یه دلفریبی ازشما داشته باشه یا نه وگرنه اختلاف سنیتون خوبه اصن بد نیست من 27 سالمه حاظرم بامردی بااین سن رو روش فکرکنم و سعی کنم موقعیت های دیگه اش رو چک کنم

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ دی ۲۴ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    من فقط یه چیزی میگم که خودم تجربه اش کردم، موقعیت خیلی خوب این پسر هیچوقت باعث نمیشه ظاهرش برات خوشایند بشه. حدس هم میزنم مشکل بیشتر از نبودن مو اون هم پشت کله اش باشه! می دونی این موردها رو زیاد کش بدی ظلم در حق پسر هست چون اون فکر می کنه همه چی خوب پیش میره و وقتی یه هو نه بگی گیج میشه و ضربه بدی می خوره و هرکسی وجدانش راضی نمیشه به این.

    [پاسخ]

  29. سلام و درود به دکتر عزیز
    از صحبت های شما استاد عزیز لذت می برم و حتی جهت راهنمایی بعضی دوستان چه به صورت مستقیم و غیر مستقیم از فرمایشات جناب عالی استفاده می کنم….
    دوستتون دارم.
    سایه تون برقرار عزیز خدا

    [پاسخ]

  30. سایت شما رو با هر مرورگری باز می کنم، فونت ها به هم ریخته است. به سختی می شه خوند
    ———————-
    فردا صبح خانم مهندس چک میکنند براتون

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۱ ب.ظ:

    سلام،سایت دکترشیری برای نمایش نوشته هاش از فونت “کودک” استفاده می کنه،به طور معمول توی ویندوز 7 مشکلی برای نبود فونت نیست،از اونجایی که من حدس می زنم ویندوز شما به جز 7 هست،نیازه این فونت رو خودتون دستی نصب کنین تا مشکل حل بشه
    طریقه ی نصب:
    1:از سایت زیر فونت رو دانلود کنید.
    http://fonts.cooltext.com/Downloader.aspx?ID=11228
    2:بعد از دانلود کردن،به درایوی که ویندوز رو نصب کردین رفته(معمولا درایو c) و وارد فولدر ویندوز شده،فولدر fontرو پیدا کنید، و فونت مورد نظر رو اونجا کپی کنید.
    c:\windows\font
    3:کامپیوتر رو یه بار ری استارت کنید.
    4:ترجیحا از نسخه ی جدید مرورگر فایرفاکس استفاده کنید(نسخه ی 18)
    برای دانلود فایرفاکس می تونین به لینک زیر مراجعه کنین:
    http://www.mozilla.org/en-US/firefox/new
    اگه با تمام این کارها بازم حل نشد،یکم توضیحات بیشتر بنویسین که بتونیم بیماری کامپیوتر عزیز رو تشخیص بدیم،اگه بشه یه جوری از صفحه عکس بگیرین ببینیم چشه که عالی میشه.
    حل شدن یا نشدن محبت کنین بنویسین

    [پاسخ]

    نیلوفر پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۸ ب.ظ:

    سلام
    ویندوز من 7 هست. با این وجود فونتی که گفتین دانلود کردم ولی مشکل حل نشد. تو نوشته ها هر جا که ی متصل به حرف دیگه ای باشه، از اون حرف جدا می شه: مثلا وی ندوز. حالا فاصله ای که من اینجا بین “ی” و “ن” گذاشتم وجود نداره.

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ دی ۲۳ام, ۱۳۹۱ ۱۰:۵۴ ق.ظ:

    نیلوفرخانم بقیه کارهایی که گفته شد رو هم انجام دادین؟ مثل استفاده از فایرفاکس نسخه ی جدید؟…
    اگه این کارهارو هم انجام دادین نشد،روش زیر رو هم امتان بفرمایید،توضیحات شما کمه برای تشخیص کامل،علت های زیادی هم ممکنه باعث این اتفاق بشه،
    این روش رو هم تست کنیم ،مسیر زیر رو رفته و گزینه ی persian رو انتخاب کنید.
    control panel>> region an language>>administrative>>change system local
    اینجا منو رو باز کن و persian رو انتخاب کن

    [پاسخ]

  31. رابطه با دختری که تجربیاتش او را سنگین کرده است و خیلی بیشتر از تو میفهمد یا نشان میدهد که میفهمد بزرگترین کابوس زندگیت خواهد شد.همیشه در حال مقایسه احمقانه خودت با رقبای دیده و نادیده هستی… کتابهای ادبی و فلسفی و اجتماعی و روانشناسی میخونی که بتونی در گفتگوی با او خیلی IMPRESSIVE بشوی…نکن این حماقت را. برو تو زمین بازی خودت و اونجا، پادشاهی کن. از بودن در سن خودت خجالت نکش پسر خوب…به طبیعت اعتماد کن…خداوند به تدریج تغییراتش را در طبیعت اعمال میکند…تو نیز برای بزرگ تر شدن، به خودت زمان بده
    این حکایت چقدر شبیه سرگذشت منه دکتر. با زخمهایی که هنوزم خوب نشده!

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ دی ۲۱ام, ۱۳۹۱ ۷:۰۹ ب.ظ:

    سلام و احترام به آقای دکتر عزیز
    ولی خواستم به آقا محسن بگم البته به قول یکی از بانوان ارزشمند توانگری
    عشق چه نزدیک وچه دور عاقبت سهم دو دستان تو را خواهد داد!

    [پاسخ]

  32. اما آخه آقای دکتر! من از همون بچگی رفتارم بزرگتر از سنم نشون میداد.
    الانم همینطوره.
    به خاطر همین همش تمایل دارم که با بزرگتر از خودم برخورد داشته باشم چون اکثر هم سن هام منو نمیفهمند.
    یعنی من احمقم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!!!!
    =====================
    نه ! ولی ممکنه اینطوری خیلی فرصتهای فعلی تون را از دست بدهید

    [پاسخ]

  33. میگم این باران خانوووم کم جذاب نیستاااااااااااااااااا
    ادبیات که خیلی طنزه …
    اگه پسر بودم باهات ازدواج میکردم به جان خودم

    [پاسخ]

  34. آقای دکترسلام.خداقوت
    اگه یه دختر اینطوری باشه که شما در موردش توی این پست نوشتین خیلی غیرعادیه؟
    و یه سوال دیگه : این خیلی عجیبه که یه دختر دوستانی داشته باشه که پسر باشن اما اون دختر به این پسرا فقط به چشم یه دوست نگاه کنه؟ منظورم اینه که با پسرا طوری ارتباط برقرار کنه که با دخترای دور و بر خودش ارتباط داره؟؟؟
    ممنون واسه همه ی چیزای خوبی که بهم یاد میدین……..

    [پاسخ]

  35. سلام بر آقای دکتر عزیز
    سر کلاساتون اینقد حس خوب بودن و شایسته بودن بهم دست می ده که کم مونده سرم بخوره به طاق،اصن یه وضعیه!!
    فقط نمی دونم یه دختر مذهبی و جدی مثل من چطور می تونه کودک درونش که نامرد خیلی هم فعاله و اکتیوه، بیاره تو صورت جدی و اخموش. اصن همه بهم می گن صورتت داد می زنه خیلی اعتماد به نفسی.
    اما آقای دکتر جونم من خیلی عاطفیم خداییش دوستام میگن خیلی طنزی مهران مدیری کشفت نکرده
    اما چهره م برعکسه،خوب شاید واسه همینم تا حالا کسی(پسر) جذبم نشده!!
    کلا تو کف این دختراییم که پسرا ازشون خوششون میاد
    من که مذهبیم تکلیفم معلومه اما خوب بالاخره یه پسر متدینم باید پیدا بشه که از من خوشش بیاد
    این معضل ازدواجم عجب کوفتی شده واسه من
    کاش پسرا می فهمیدن والد دختر مذهبیا فرت و فرت بهشون پیام سنگین باش میده اما بخدا من تو خونه توانایی خندوندن هر اخمویی رو دارم چه برسه شوهرجون!!

    [پاسخ]

  36. آقای دکتر یه سوال داشتم که تو مطلب تک سمینار اهمال کاری گذاشتم چند روزه منتظر پاسختونم امیدوارم فرصت کنید جوابمو بدین .این مشکل خیلی از دختراس. ممنونم

    [پاسخ]

  37. با عرض سلام خدمت جناب دکتر و همه دوستاااااااااااام……
    مطالبتون مثل همیشه عالی بود. فقط میخوام بگم بچه ها توروخدا باورها و اعتقاداتتون راجع به هرچیزی رو دست کم نگیرید و اگر تو رابطه به علامت سوالی برخوردید یا چیزی مغایر با دیدگاه شما بود اصلاااااااااااا مخفی نکنید و بپرسید.سرکوب نکنید وتحمل نکنید چون بعدها همین علامتها میشه دغدغه و مشکلات حل نشدنی رابطه.
    من بعد از یک سال تحمل(؟!؟!؟!؟!؟)طی یک عملیات انتحاری خودمو از رابطه خارج کردم*****
    دوستتون دارم

    [پاسخ]

  38. اقای دکتر من یه سوال اساسی دارم .واقعا چه بازی روانی پشت سر ما مهرطلب ها هست که اینقدر وحشتناک از انتقاد بدمون میاد؟ من الان نزدیک به 18 سال دارم تو موسیقی فعالیت میکنم واهنگسازم جالب 99 درصد اساتیدم از من تعریف میکنند ولی من اون 1 درصد نظر منفی تو ذهنم برجسته میشه.من همیشه میرم تو وبلاگ ها میگردم ببینم نظر مردم راجع فلان هنرمند چیه. وقتی اقای دکتر یه شایعه میبینم یا یه قضاوت غیرواقع بینانه بدنم گرم میشه میگم نکنه منم برم بقیه ازم ایراد بگیرن چرا فلان حرف را نزد چرا اینقدر بی طرف بود و…. در ضمن من این را بگم من یه دوره کامل شناختی رفتم مشاوره خیلی هم تلاش کردم ولی تغییر نکردم.واقعا این مساله داره من را از رشد میندازه! من خیلی درمونده شدم.واقعا ازتون میخوام من را راهنمایی کنید اخه از چه راهی برم که مساله ام حل بشه. ممنون از لطفتون.
    =====================================
    ببین عرفان جون…با این مساله الان دستش هم نزنی میشه زندگی کرد….خودت درباره بقیه کمتر نظر بدی( حتی درونی) بیشتر نتیجه میگیری

    [پاسخ]

  39. گاهی فقط باید شنید…
    شنید…
    و لذت برد از شنیدن…
    .
    .
    .
    رادیو روغن حبه انگور تقدیم به دکتر شیری عزیز و همه ی خوبانی که اینجا رو میخونند…
    امیدوارم خوشتون بیاد و لذت ببرید…

    angoor.cassettii.com

    * پ.ن:امشب براتون یه ایمیل فرستادم…امیدوارم فرصت پاسخگویی به ایمیلم براتون فراهم بشه…

    [پاسخ]

    مهدیس پاسخ در تاريخ دی ۲۰ام, ۱۳۹۱ ۲:۴۴ ب.ظ:

    A.GH عزیز مرسی بابت آدرست خیلی جالب بود

    [پاسخ]

    گلي پاسخ در تاريخ دی ۲۲ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۲۸ ق.ظ:

    اوه مرسی! من دنبال این بودم. شب یلداش رو برام فرستاده بودن خیلی خوشم اومد بعدش یادم نبود که بتونم دنبالش بکردم. بازم مرسی!

    [پاسخ]

  40. سلام استاد خسته نباشید..
    اول از همه عذرخواهى میکنم اینجا سوالمو میگم…باورکنید سردرگمم و فرصت کمى واسه تصمیم گیرى دارم
    24سالمه و حدود سه ماه ارتباط ایمیلى باآقایى داشتم که حدود ده سال اختلاف سنى باهم داشتیم توى موسسه اى باهم آشناشده بودیم و یه بار هم همدیگرو ملاقات کردیم،از لحاظ شرایطى،شرایطشان نسبتا از من بهتر بود ولى از لحاظ نشاط و زیبایى من دختر پرشروشورترى بودم..بعد از مدتى که دیدم هدفشونو نمیگن بهشون گفتم ارتباط بى هدف رو دوست ندارم و ایشون گفتن ک قصدشون خیره ولى فعلا مشکل دارن بامشورت شما ارتباطمو قطع کردم،چندماهى از قطع ارتباطمون میگذره ایشون چندبار میل زده ولى باز حرفاى قبل رو گفتم و أیشون هم همون جواب قبلى رو گفت و حالا ماهى یک بار گاهى میل فورواردى بهم میده که من جواب نمیدم،تاالان که یه خواستگار خوب با شرایط مناسب دارم اما هرکارى که میکنم نمیتونم شخص قبلى رو از یاد ببرم نمیدونم چرا میل میده هنوز!جواب خواستگار هم باید تاآخرهفته بدم،استاد چطور بفهمم آیا فرد قبلى اصلا بهم فکر میکنه یا نه?میدونم اگه مطمئن نشم نمیتونم تصمیم درستى در مورد این خواستگارم بیگیرم
    شرمنده طولانى شد استاد…
    ===============================================
    ای میلهای ایشون برای حفظ اب باریکه است و چیز جدی نیست. کافیست با یه خواستگار مناسبتون معاشرت کنید تا قبلیه بشه خاطره براتون
    نگذارید فکرتون مشعول ایشون بمونه

    [پاسخ]

  41. خسته نباشید آقای دکتر، مهارتهای ارتباطی از چندم شروع میشه؟ لطفا اعلام کنید تا اگه بعد کنکور ارشده منم ثبت نام کنم.

    [پاسخ]

  42. من کنار همسرم هیچ حریم خصوصی ندارم….خیلی سخت و آزاردهنده ست در حالی که دیگران به محبت و مهربونی زیاد تعبیرش می کنند،چندین بار هم توضیح دادم که رفتارش اذیتم می کنه متاسفانه تغییری نکرد.(اینم یکی از مشکلاتمونه)چیکار میشه کرد….
    =========================
    بهشون باید بگید اگر فضای شخصی داشته باشید میتونید با روحیه تازه تر همسری کنید در غیر این صورت فرسوده میشوید
    همچنین مراقب باشید که ایشون در وادی شکاکی نیفتاده باشند که مصیبتیست منتهی به طلاق

    [پاسخ]

  43. سلام دکتر عزیزم!
    ببخشید اینجا عنوان میکنم. من یماه پیش به شما میل دادم اما متاسفانه جواب ندادید.
    نمیدونم علتش چی بوده، اما بهرحال بازم منتظر جواب میلم میمونم.
    =========================
    من گشتم و ای میلی ازتون نداشتم

    [پاسخ]

  44. استاد گرامی برای چندمین بار خدا را شکر می کنم که مرا با نوشته های شما آشنا کردو تشکر ویژه بابت اینکه در نبود یک سیستم اموزشی درست هنوز انسانهایی هستند که بر حسب احساس مسولیت شخصی بخشی از این بار را بر دوش می کشند.خداوند به شما وخانواده محترمتان سلامتی و آرامش هدیه دهد.خواهشمندم در صورت امکان مطالب و چکیده های بیشتری از مطالب کلاسهایتان را برای افرادی که در شهرستانها هستند وامکان حضور در کلاسها را ندارنددر سایت بگذارید .

    [پاسخ]

  45. دوستان اگر کسی در مورد تبلت خبره هست منو راهنمایی کنه.
    radefekr.blogfa.com

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۹:۲۲ ب.ظ:

    من یکم در مورد تبلت ها و کلا لوازم کامپیوتری می دونم،خوشحال میشم بتونم کمکی کنم.

    [پاسخ]

  46. سلام یعنی هر ادم باید متناسب با سنش رفتار کنه ولی ادما متناسب نسبت به سنشون رشد نمیکنن در مورد بعضی چیزها جلوتر ودر مورد دیگر عقب تر همین

    [پاسخ]

  47. سلام دکتر شیری عزیز
    دکتر من همسرمو خیلی دوست دارم.اونم منو خیلی دوست داره وخیلی وقتا بهم ثابت شده خیلی دوستم داره .ولی چند بار دیدم چت میکنه .چرا دکتر مردا اینجورین؟ما تو زندگیمون هیچ کمبودی نداریم نداریم نه از لحاظ عشق و محبت نه زناشویی.دکتر من دارم دیوونه میشم.باید باهاش چطوری رفتار کنم؟ یه بار که دیدم هول شدو سریع بستش.منم به روی خودم نیاوردم که فهمیدم .ولی دفعه بعد که دیدم بهش گفتم گفت موضوع کاریه مربوط به گذشتمه. ولی اگه کاریه چرا از من پنهونش میکنه؟چکار کنم دکتر؟زندگیم مختل شده.عشقم بهش روز به روز کمتر میشه.
    ============================
    یه بار که اوضاعتن خوبه باهاش صحبت کنید و بگید که حالتون بد میشه اگر فکر کنید پنهان کاری در زمینه رابطه ای دیگه داره رخ میده
    بهشون بگید مرزهای تعهدی که میخواهید کجاست
    همچنین بگید که رفتارهایی ازاین دست موجب بی اعتمادی میشه

    [پاسخ]

  48. سلام استاد راستش من اون فونت قبلی را بیشتر دوست داشتم این فونت نمی دانم مشکل از سیستم من است یا فونت بین چند کلمه ای چند تا مربع مربع است .

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ دی ۱۹ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۹ ب.ظ:

    سلام،سعی کنید از مرورگر فایرفاکس استفاده کنید،مشکل حل میشه.اگه هم استفاده می کنین،احتمالا نسخه های قدیمی هست، آپدیت کنید مشکل حل میشه.
    اینم امتحان کنید اینکه از منوی view بر روی گزینه ی Encoding بروید،حال گزینه ی
    unicode(UTF-8) رفته و انتخاب کنید.

    برای دانلود فایرفاکس می تونین به لینک زیر مراجعه کنین:
    http://www.mozilla.org/en-US/firefox/new/

    فکر می کنم اینجوری حل بشه،اگه نشد،بگو که یه فکره دیگه بکنیم،حیفه خوندن این مطالب طلا رو آدم به هر دلیلی از دست بده.

    [پاسخ]

  49. سلام دکتر .
    این سوالی که اینجا مطرح میکنم ربطی به این مطلب فوق نداره .
    دکتر من درسم تمام شده نمی خوام وقتم رو تلف کنم یه 2ماهی نشستم سردرس بع شل شدم چون کار بهم پیشنهاد شد اما توش شکست خوردم .این باعث قدر درسمو بدونم و بخونم اما بعد 1ماه دوباره شل شدم و به فکراین افتادم نکنه قبول نشم و باید برم سرکار و حرص زدم که باید دیگه برم و پول دربیارم حالا کاری پیشنهاد شده رفتم تو مصاحبه بهم میگه رزوم ه ات رو بذارم کنار و میخوای بیای ؟ منم هنگ کردم و انگار داشتم خفه میشدم و دلم میخواست نرم بااینکه مدیرش باشخصیت و اروم بود اما من کلا تو کار استرس گندی میزنم که باعث میشه توکارام موفق نشم اصلا وحشت دارم اما امیخته شدنم باکارخیلی طول میکشه دکترچیکارکنم که تو کارم موفق باشم وهول نشم و کارارو تووضعییت اروم بفهمم؟ خواهشا راهنمایی کنید .خیلی ممنون میشم
    ===============================================
    ببینید فهمیه
    تصمیم گیری به ادامه درس برای فوق لیسانس باید مبتنی باشه بر دلایلی مثل اینکه هیات علمی شدن/ علاقه شدید علمی بیشتر از لیسانس /
    باید هزینه ای که میکنید بیارزه براتون
    کارکردن اما انتخاب خاصی است. باید مهارت کار کردن را جدا از درس خواندن یاد بگیرید. مصاحبه شغلی + روزمهنویس + SELF PRESEMTATION

    [پاسخ]

  50. سلام استاد. اگرچه اولش که متنو خوندم فکر کردم راهنمای آقایونه ولی آخر سر فهمیدم که سیگنالای عالی برای دخترای همسن و سالم داشت که ناخودآگاه یه رابطه عاطفی رو خراب نکنن.
    ممنون که جور سیستم آموزشی و تربیتی و مطالعاتی ناقص مارو به دوش میکشید استاد.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.