بخشهایی از درس گفتارهای دکتر شیری در سفر قهرمانی ۹۰

image_pdfimage_print

برنامه هزار و یکشب+ دکتر شیری

* یه لنگری باید باشه که آدم رو نگه داره که میتونه درون خود آدم باشه. عشق باشه ، ایمان باشه ، حس تعلق به بقیه باشه ، اشتیاق شدید برای چشیدن چیزهای نو باشه …اینها تو طوفان های زندگی، آدم رو نگه میداره …زندگی بدون طوفان آرزوی خیلی از ماهاست ولی چنین چیزی احتمالا وجود نداره و باید پیش از سونامی اندیشه کرد.

*تو زمان بحران لنگر رو پیدا نمی کنی ! باید قبلش لنگر رو تو بندر گذاشته باشی بعضی ها اصلا لنگر ندارند ولی بعضی ها چند تا دارن.

* یه جاهایی باید بجنگی ، یه جاهایی باید بپذیری و رها کنی !

*اینکه تمام اتفاقات زندگی رو بیولوژی و قدرت ذهن فرض کنیم خیلی نگاه ساده اندیشانه ایه ، چیزای دیگری هم مهم هستند و زندگی گزاره های به این سادگی نیست!

* با شناخت خدای این آدم ، بهشت و جهنمش هم معلوم میشه ! آدمهایی هستند که وقتی اشتباهی ازشان سر میزند میپندارند خدا  الانه که خدمتشون برسه ! لعنتشون کنه و خلاصه آویزو نشون کنه ، حالا چرا خدای این آدم این شکلیه ؟ چون خودش این فرمیه یعنی اگر کسی بهش بدی کنه یا فرزندش خطایی کند وامیسته و فحشش میده و آویزونش میکنه و لذا همین قصه خودش را به خداوند تعمیم می دهد و شاید به همین دلیل است که در همه ادیان گفتند که خدا را تسبیح کنید. یعنی خدا پاک و منزه است از آنچه من می انگارم !

* سهم قانونمندی عالم همیشه جریان داره چه با ایمان به خدا چه غیر از اون (بیولوژی )

*دین لنگرگاه قوی هستش و ما دین رو وقتی می فهمیم که از بهشتهامون رانده شویم .دینداری آدمهای تو بهشتشون فرق داره با وقتی دردی می چشند.

* مواجهه با مرگ (سرطان) بعضی ها رو با معنا و بعضی ها رو پوچ می کنه !

*بعضی ها مرگ رو پذیرفتن ولی بعضی برای مرگ آماد ه اند اینا با هم خیلی فرق داره.

* آگاهی لایه دار است : اهل دلی رفت تو اتاق تاریک دید ، ماری چنبره زده بود. رفت فانوس و چوپ آورد و دید طنابه !! نشست گریه کرد .گفتن چرا ؟ گفت می ترسم یه چراغ دیگه بیارم ببینم طناب هم نبوده !!.

* این عطش آدمهاست که رفتار و تصویر متفاوت از خدا دارند و میپرستند ! ( مثل یار و محبوب که یکی می بوسه ، یکی بوس و کنار و….)

*آدمها بهشت و جهنم و خدای خودشون رو روز قیامت میبینند( حضرت امیر را هر کس به یک چهره میبینه ،.چون درجه وجودی بیننده است که شکل انسان کامل را نزد او تعیین می کند)

* لنگر بعدی آدمها عشق می تونه باشه !

و مسیولیت در قبال زندگی دیگران هم جای فکر داره !!!

* باید بدونی چرا به یه انتخابت “نه ” میگی زیرا بعدا دلایل ” آره ” گفتنهات ممکنه شل بشه و اون وقت اگر نه  های مطمئنی نداشته باشی ، فرو میریزی.

*یادمان باشد که مرد و زن با هم برابر نیستند ، متفاوتند ، نه متفاوت در عقل و روح بلکه در جسم و روان.

* قبل از اینکه تلخی های زندگی را به قدری تیره ببینیم که همه امیدهای ما را از ما بگیرد، لازم است بپذیریم که اساسا زندگی انتخاب های ساده برابر ما قرار نمی دهد یا حداقلش این است که در مواردی مثل رشته تحصیلی یا ازدواج یا مهاجرت یا نحوه دینداری ، آدمی با انتخاب های متعدد و پیچیدگی های مختلفی روبروست. در این صورت باید در حد ممکن تقلا کرد نه آنقدر که آدم از خود زندگی باز بماند که نتواند با محبوبش یا رفیق جینگش یه چایی بخورد و به ریش دنیا بخندد!

دوره جدید سفر قهرمانی را با دکتر شیری بگذرانید : ۵ شنبه ۲۱ دی ماه

23 دیدگاه در “بخشهایی از درس گفتارهای دکتر شیری در سفر قهرمانی ۹۰

  1. دکتر من چندماه پیش یه شکست توی یک رابطه عاطفی داشتم…شکستی که مقصرش خودم با اشتباهات بچه گانم بودم نمیدونم چون شاید اولین رابطه عاطفیم بود و طرفم دیگه حاضر نشد بامن ادامه بده.الان هفت ماهه از اون جریان گذشته و من فقط دارم اشتباهاتم نشخوار میکنم و پذیرفتم اشتباهاتم این میتونه تعبیر ” بیرون افتادن از بهشت باشه ؟ و آغاز یه سفر ؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۲:۳۱ ق.ظ:

    پذیرفتن اشتباه کار بزرگیست ولی سرزنش و خودازاری قطعا تله ابلیسه

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر عزیز
    متاسفانه بدلیل مشکلات جنسی بعد از 9 سال در حال جدا شدن از همسرم هستم- در عین عشق مجبوریم جداشیم- یه دوره که بتونه این شوک بزرگ رو کمی تسلی بده بهم معرفی بفرمایید لطفآ. مرسی
    =====================
    متاسفم مریم گرامی برای شما و همسرخان
    احتمالا وقتی از بهشت بیرون می افتیم، سفر قهرمانی لازم داریم

    [پاسخ]

  3. سلام دکتر شیری عزیز
    داغونم دکتر!
    هفته پیش فهمیدیم که شوهر خواهرم تومور وسیعی روی نخاع کمرش هست و تا گردن پیشرفت کرده. اورژانسی عمل شد. الان به بدخیمی مشکوک هست. خیلی غصه دارم.
    التماس دعا داریم.
    ========================
    امیدوارم الهه گرامی ، از نگرانی خارج شوید و اگر خدای ناکرده بدخیمی وجود داشت ، شوهر خواهرت و همه تون صبوری این دوران را داشته باشیم

    [پاسخ]

  4. آقای دکتر فونت کامنت ها بسیار ریز هست و من هرچی تلاش برای زوم کردن هم می کنم٬ فقط فضاهای سفید بزرگتر میشن و سایز نوشته ها تغییری نمی کنن٬ ممنون میشم اگه راهی برای تغییر هست لطف کنید و رسیدگی بفرمایید.
    =================================
    اجازه بدهید اگر راهکارهایی که بلد بودم پاسخ داد که فبها ، در غیر این صورت واحد IT در روز کاری درستش میکنند

    [پاسخ]

    سینا ثابتی پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۱ ۹:۳۸ ب.ظ:

    با سلام من فکر می کنم،اگه از فایرفاکس استفاده کنین،کامنت ها هم زوم میشه و مشکلی نداره.
    نوشته شما بهونه ای شد برای یادآوری زوم کردن در صفحات اینترنتی
    برای زوم کردن از کلیدهای ترکیبی ctrl و + (علامت به علاوه سمت اعداد صفحه کلید) استفاده کنید.
    یا از کلید ctrl و دکمه ی غلتانک(همون scroll خودمونه!) استفاده کنید.(یکی نیس بگه خوب از اول بگو scroll)
    اگه بازم جواب نداد،ویندوز مجهز به ذره بین است،در منوی استارت عبارت magnifier رو جستجو کنید و از ذره بین استفاده کنید.
    اگه با تمام این توصیفات بازم نشد، که بعیده!!،شاید خدایی ناکرده چشمتون ضعیف شده ! عینک کمک می کنه 😛
    ———————————-
    دست مریزاد سینا IT

    [پاسخ]

  5. مرسی دکتر
    امیدوارتر شدم…
    خوب نگاهکی که بله
    گاهی بیش از اون…خوب خوندم
    فقط استرس
    که امروز بهتر بودم از صبح شروع کردم به خوندن
    و میخام کتابای داخلی خیلی خلاصه سفارش بدم که بتونم با اطمینان داخلی مو بزنم
    بازم ممنونم دکتر

    [پاسخ]

  6. سلام دکتر
    خواستم بگم اینجا تنها جاییه که وقت ناراحتی و دلشکستگی سراغش میام
    واقعا ارامش میده
    کاش دکتر یه متنی مینوشتین راجع به اینکه ادم ایا نتیجه خوب موندن تو این دنیارو میگیره؟
    وضع جامعه،روابط،خیلی داره داغونم میکنه.
    احساس تنهایی میکنم
    =================================================
    خوب موندن در این دنیا یک انتخاب سخت است حمیده گرامی
    همیشه معامله ساده ای نیست…جمله سعدی بزرگوار خیلی از اقات گمراه کننده میشود: تو نیکی میکن و در دجله انداز
    در روش ابی عبدالله ، چیزهای دیگری دیده میشود . ایشان خوب بودند زیرا فردیتشان جز این را تحمل نمیکرد. جامعه با ایشان بد تا کرد ولی ایشان تصمیماشن بر خوب ماندن بود. امام عارف است و شناخت به انسان مسوولیت میدهد

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر
    من دهم اسفند، امتحان پره انترنی دارم، و هنوز یک ماه دیگه از بخش رفتن مون باقیه!واسه من اورولوژی مونده!
    در حالی که میگن دانشگاههای دیگه، از الان رفتن فرجه واسه پره!
    راستش به علت فشرده بودن بخش ها و درس های تئوری، نرسیدم مطلب خاصی بخونم
    میدونم فقط خوندن سوال جواب تنها راه حل باقیمونده مه
    اما به شدت دچار استرس شدم!!
    اصلا طوری که حس کردم هیچ توانی واسه خوندن ندارم
    هیچی از درسای داخلی نخوندم، و هیچی هم یادم نیست، چون تقریبا 2 سال پیش گذروندمش ، بخش اولم بود..
    چی کار کنم؟
    یه امتحان تئوری ژنیکولوژی هم مونده
    یعنی رسما خل شدم
    امروز یه کلمه هم نتونستم بخونم در حالی که تصمیم داشتم بعد از امتحان پایان بخش ارتوپدی که امروز باشه، بخونم!!
    فانکشنم مختل شده…
    ممنون میشم راهنماییم کنین
    =========================================================
    باید سبک تر برنامه بریزید….درس هر بخش را بخوانید که در امتحان نیز موثر است…هل بشید همه را خراب میکنید…سوادتان کم نخواهد بود اگر در دوران استاجری نگاهکی به درسها کرده اید

    [پاسخ]

  8. چقدرررر این کلاسو دوست داشتم، در حین درس یه قسمتایی از زندگی که یه علامت سوال گنده بود مثل فیلم از جلو چشام رد میشد! چقدر حل نشده هام حل شدو بعدش چه آرامشی داشت. چه کلاسی بود یه جورایی مستی آور بود..
    =============================
    یاد باد آن روزگاران یاد باد

    [پاسخ]

  9. لنگر که هست. همیشه هست. اما زندگی یه طوری شده. اون حس لذت و ارامش قدیمی دیگه وجود نداره، حالا یا مال بالا رفتن سنه یا مال هدف های ادم که هی بزرکتر میشن. کارا یه خورده سخت تر شده.

    [پاسخ]

  10. اقای دکتر من 23 سالمه !
    باورتون در حالیکه باید الآن سرشار از انرزی باشم ، هیچ انگیزه ای برای زندگی ندارم؟
    از نظر خانوادگی و اجتماعی موقعیت بسیار خوبی دارم….دو ساله برای ارشد میخوام بخونم اما تا موتورم میاد روشن بشه یک مشکلی پیش میاد و منو باز میداره از خوندن…واقعا دلسردم و هیچ راهی برای اینکه زندگیمو عوض کنم پیدا نمیکنم.
    دوست ندارم زندگیم اینجوری باشه ، میخوام معنادار باشه…واقعا خسته شدم…به نظرتون چه کار کنم؟
    ==================================

    خیلی عجیب نیست سمیرای عزیز
    شما در سنی هستی که زندگی تمام رخ خودش را میخواد نشونتون بده با مشکلات بی وقتش و همین دست و پنجه نرم کردنها
    مراقب باشید اهمال کار و عقب بینداز کارهاتون نشید
    موفق خواهید شد با

    [پاسخ]

  11. یک روز رسد غمی به اندازه کوه، یک روز نشاط اندازه دشت
    افسانه زندگی چنین است عزیز، در سایه کوه باید از دشت گذشت

    کلاس سفر قهرمانی یکی از بهترین فرصت هاییست که هر آدمی باید تجربه کنه
    سپاس فراوان از دکتر شیری عزیز که این فرصت رو فراهم می کنن، این کلاس برای من عالی بود

    [پاسخ]

  12. راستش آقای دکتر شیری عزیز ما همیشه میایم اینجا و فقط غر میزنیم و از مشکلاتمون میگیم ممنونم از شما که با بردباری لطف می فرمایید و تحمل میکنید و راهنمایی می فرمایید خداوند به شما و خانواده شما خیر دهد .
    یه چیزی هست ولی اونم اینه که برای دختر مثل من که توی سن 32 سالگی از تنهایی خودش شاکیه و بارها شده که به خودم گفتم کاش درس نخونده بودم کاش اینقدر موفق نبودم کاش اینقدر مقام بین المللی توی رشته هنریم نداشتم کاش ماشینم فلان نبود کاش اینقدر برای پیشرفت توی کارم حرص نخورده بودم و تلاش نکرده بودم ! که الان ثمره اون بشه تنهایی ، اینقدری که مردها از این موقعیت بترسن و سراغم نیان وقتی میبینم دخترهای فامیل با وجودی که زیبایی شون نصف زیبایی منم نیست موفقیت هاشون به اندازه موفقیت های من نیست و برخوردهای اجتماعیشون هم نصف برخوردهای اجتماعی من نیست هر هفته یه خواستگار جدید دارند اون هم در سن 30 سالگی به بالا از خودم ناامید میشم اصلا یعنی ناامید شدم دیگه ! همه چی رو گذاشتم کنار صبح ها مثل یه مرده متحرک میرم سرکارم و برمیگردم و مدت هاست که حتی دست به دوربین عکاسیم نزدم و دیگه هیچ انگیزه ای برای درس خوندن ندارم ! من چیز زیادی نمیخوام آرزو دارم که مادر باشم همیشه آرزو داشتم بچه های زیاد داشته باشم ولی میدونم دیگه وقتی ندارم توی سن 32 سالگی ! دلم برای پدر و مادرم میسوزه که اینقدر امیدوار به خوشبختی دختر کوچولوی نازنازی شون بودن و الان فقط حسرت می خوردن هر چند مثل کوه پشتم ایستادند و حمایتم می کنندولی من که میدونم توی دلشون چی میگذره !
    باز اشکام سرازیر شدند
    معذرت میخوام استاد که اینقدر غر زدوم و ناراحتتون کردم و وقتتون رو گرفتم
    در پناه حق باشید.
    الحمدلله علی کل حال
    ====================================
    زهرای عزی
    چون شما ازدواج نکرده اید هنوز ، دلیل نمیشه احساس بدبختی بکنی…هرگز
    تو موفقی
    مردان موفق مجرد کم نیستند…سن ازدواج پسران ما بالا رفته نه اینکه تو خواستنی نباشی
    به نظرم شبکه ارتباطی خوبت میتونه موارد خوب ازدواجی برات فراهم کنه که پاسخ مناسبی به این نیاز صحیح عاطفی ات و میلت به والد شدن باشه

    [پاسخ]

    زهرا پاسخ در تاريخ دی ۱۳ام, ۱۳۹۱ ۱۲:۰۲ ب.ظ:

    بسیار سپاسگزارم استاد عزیز
    ممنونم بابت وقتی که صرف می کنید و انرژی مثبتی که از نوشته ها و پاسخ هاتون منتقل می کنید .
    خدا رو شکر که هستید و دریغ نمی کنید .
    سلامت باشید همیشه .

    [پاسخ]

  13. من نمیدونم باید بجنگم یا رها کنم؟
    اینقدر احمق نیستم میتونم بازی روانی رو بفهمم
    آره من نیاز دارم دیگران رو مقصر بدونم که 22سال خودم رو مقصر تمام مشکلات دنیا میدونستم و میخواستم بمیرم تا شما آدما از دستم راحت بشید
    ولی به یک‌باره یکی اومد و یک فیلم نشون داد از خودم میشه گفت مثل داستان جهان آخرت که میگن همۀ عمرت رو مثل فیلم برات میذارن و دردناک بود درد داشت مثل وقتی که بابام میخواد سیگارش رو ترک کنه.
    من یاد ندارم جنگیدن رو رها کردن رو
    من همش دارم آزمایش و خطا میکنم تا یک چیزی این وسط درست در بیاد
    به همه چیز چنگ میزنم.
    چند وقتیه موضوع ورزش و لاغر شدن و توی جمعی بودن و آشتی کردن با زن بودنم اومده سراغم
    به خدا منم مثل آدما سعی میکنم زندگی کنم.منم دوست دارم انسان باشم.

    خیلی منتظر e-learning هستم.
    منم جزء آدماییم که هیچ لنگری ندارن.حداقل خودم این‌طور فکر میکنم
    ببخشید ببخشید ببخشید

    [پاسخ]

  14. سلام دکتر شیری عزیز. دکتر مسئله ای واسم پیش اومده که خیلی فکرمو مشغول کرده، میشه ایمیل بزنم و سوالمو بپرسم؟
    ====================
    بله حتما

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.