دم نوش روح

image_pdfimage_print

دلتنگم،

مثل مادر بی سوادی
که دلش هوای بچه اش را کرده
ولی  بلد نیست شماره اش را بگیره
————————————————————————————————————–

همسایه ام از گرسنگی مرد،بستگانش در عزایش گوسفند ها سر بریدند

————————————————————————————————————-

—————————————————————————————————

کلی نوشته خوب  اینجاست درباره امید به زندگی و حرفهایی که وقتی با دوستانتان بزنید، آنها شما را بیشتر دوست خواهند داشت

24 دیدگاه در “دم نوش روح

  1. دلتنگم،
    دلتنگ همسرم که از دوم فروردین تا حالا ندیدمش
    دلتنگ کسی که حتی یه لحظه از فکرم خارج نمیشه
    دلتنگ همسری که ٩ روزه بهم زنگ هم نزده
    دوسش دارم اندازه دنیا
    امیدوارم تو زندگیم بمونه تا ابد

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر .خسته نباشین.دکتر خواستگاری دارم که از آشنایان نزدیک هست .این خانواده از نظر مالی خیلی از ما پایین تر هستن ولی آنچه که برام کمی آزار دهنده و جای سوال هست اینه که انها منو از بچگی میشناسن و میدونن که در اون حدی که مد نظرشون هست محجب نیستم .از طرف دیگه آقا پسر جزو مهندسین شرکت برق هستن که پروژه بر میدارن و بسته به نوع پروژه از یک سال تا چند سال خارج از تهران هستن در حالی که خوب من در تهران شغل دائم دارم .وقتی من گفتم که باید با پسرشون صحبت کنم مادرشون به مادرم گفت که پسرم میگه اگه من شرط حجاب و کارشون رو قبول میکنم برای صحبت بریم بیرون و وقتی من گفتم که این ٢ تا شرط که یکیش برمیگرده به اعتقاد من و دیگری به مساله ی کاری خیلی کلی هست و من نمیتونم همینجوری جواب بدم و اگه برای حرف زدن این ٢ موضوع با اهمیت که شاید خودش یک جلسه ی کامل وقت بخو اد رو شرط کردن ،جواب من نه هست حالا مادرش میگه نه اصلا”باید برن بیرون و حتما ” باید با هم حرف بزنن و … .راستش دکتر مادر این پسر از اقوام نزدیک هست و من میترسم پسرش رو که یکم مامانی هست پر کرده باشه که هرچی من گفتم بپذیره تا کارشون پیش بره .از طرف دیگه مادرم هم دائم تو فکر هست که چه جوری جواب منفی من رو بگه که فامیلمون ناراحت نشه .دکتر شما کمکم کنین که چی کار کنم ؟
    ====================================
    من از جنس نزدیک شدنشون خوشم نمیاد…خیلی احتیاط کنید

    [پاسخ]

  3. یه سوالی که همیشه وقتی به سایت شما تو ذهنم شکل میگیره اینه که جرا اکثرا خانوما تکلیف رابطه عاطفیشون رو نمیدونن
    چرا هیچ آقایی اینجا نیست که همیشه درگیر اینجور سوالا باشه!!!1
    ======================================
    ایونها ای میل یمزنند

    [پاسخ]

  4. سلام آقای دکتر
    سوالی داشتم ازتون٬ یکی از نزدیکانم دچار وسواسی هست که به طور خاص شستشو و پاکی ونجاست هست. و متاسفانه الان داره روز به روز بدتر میشه تا جایی که تصمیم گرفته سفر عمره ای که در پیش داره صرفنظر کنه!
    و اگه یک روحانی یا فرد مذهبی بهش حرفی بزنه قبول می کنه.
    آقای دکتر لطفا راهنمایی بفرمایید که ایشون رو نزد چه درمانگری ببریم؟ اگه شخص خاصی رو معرفی کنید که بسیار ازتون سپاسگذار خواهم بود.
    ==========================
    روانپزشک 88951632 دکتر قلعه بندی

    [پاسخ]

  5. اقای دکتر من دانشجوی ارشد بالینی ام .2سال پیش برای درمان وسواس فکری ام رفتم مشاور.راستش را بگم خیلی حاشیه میرفتند نه اینکه کاری نکنند اما خیلی وقت را تلف میکردند در انتهای کار هم بسیار از کار خودشان تعریف میکردند و یه جاهایی هم واقعا غیر حرفه ای عمل کردند(سعی کردم بدون خطای شناختی بگم) . سوالم اینه من اگه ایشون را دیدم و چشم تو چشم شدیم چه برخوردی بکنم ارتباط برقرار کنم یا اهمیت ندهم؟ بالغ شخصیتم میگه تو وظیفه ای نداره حتی اگه سر بحث درمان را باز کرد(احتمالا) شما میتونی خودت را به خنگی بزنی. لطف میکنید من را راهنمایی کنید. به این نکته معترفم مهارت ارتباطی بلد نیستم.واقعیت هم من فقط شما را دیدم تو همکاران مهارت ارتباطی را حرفه ای اموزش میدید.
    ========================================
    لازم نیست کار خاصی بکنید …ایشون نیز بعیده به جز احوال پرسی ساده ، پیگیر چیز خاصی بشوند در شما
    اگر سوال کردند میتویند نظرتون را بگید بهشون ، مسوولانه

    [پاسخ]

  6. من هم دلتنگم و بغض کردم و نگرانم…
    نگران مادری که خیلی وقته که دلتنگ پسرش هست…
    نگران مادری که خیلی وقته که شب ها خواب پسرش را می بیند…
    خواب آمدنش و دوباره دیدنش را…
    نگران مادری هستم که هر پنج شنبه آماده می شود و به دنبال یافتن خانه ی پسرش راهی می شود بین خانه های آسمان…
    و می خواند پلاک خانه ها را…به امید یافتن پلاک خانه ی پسرکش…تا اینکه…
    .
    .
    .
    تا اینکه اذان می گویند و یادش می آید…
    که آخرین بار که او را دید…
    آخرین بار که او رفت…
    با همین اذان رفت…
    یادش می آید که…
    .
    .
    .
    که اشتباهی آمده…
    که خانه ی پسرکش خیلی وقت هست که گم شده…
    و او هنوز منتظر هست…
    من نگران مادری هستم که این هفته هم به دنبال خانه پسرش از خانه بیرون می زند…

    [پاسخ]

  7. سلام اقای دکتر.عاشق یه پسری شدم بعد از چند سال کلنجار رفتن با خودم موضوع رو بهش گفتم وگفت که این احساس من یک طرفه است.خلاصه توی این راه به قول معروف نمیدونم عشق بذارم یا دوست داشتن یا دیوانگی کلی لطمه خوردم چه روحی چه جسمی.حالا دارم پایان نامه ام رو میگذرونم نمیخوام بهش فکر کنم.ولی پسر حوبی بود وتمام خصوصیات مرد اید هالم رو داشت.ولی با خودم میگم اگه بهش میرسیدم شاید اخلاق خوبی نداشت یا خسیس می بود یا خیلی چیزای دیگه.میخوام بگم حالا اگه یکی بیاد ما از کجا بفهمیم اون طرف علایم خطری که شما گفته داره یا نه؟مطمئنن خودش بروز نمیده خودشو خوب جلوه میده.زخم عطفی رو از کجا بفمهمیم که درمان نشده یا نه.ممنون از پاسختون
    =====================================
    تا معاشرت نکنیم که نمیفهمیم رابطه مان خود طرفمان چه در چنته دارند

    [پاسخ]

  8. سلام. من هم دلتنگ بودم … و مادرم … سواد ندارد … گفتم شاید او هم دلتنگ من باشد و کسی نباشد برایش شماره بگیرد … زنگ زدم … حرف زدم … اما … دلم تنگ تر شد. فردا برای دیدنش خواهم رفت

    [پاسخ]

  9. به خانم من: عزیزم جرا انقد حساسیت نشون می دی؟! هر جی تو خودت خجالت بکشی بابت موضوع برای بقیه بدتر bold میشه قضیه. تو همه جی اینطوره. اکر دیدی طرف در موردش برسید بکو اره بیسوادن اتفاقا. اما مهم نیست واسه من که همیشه دوسشون دارم. خود من وقتی ماشینم پراید بود یه پسره بهم کفت ماشینتم که پرایده! کفتم اره تازه درش هم کجه خورده به درخت اما من دوسش دارم تو دوس نداری نیا باهاش. بعد اون همه جا رو با اون رفتیم!

    [پاسخ]

  10. خطاب به خانم “من” در پستهای بالا:

    میبوسم دست تمام پدر و مادرهای زحمتکش را…

    مگه مهمه سواد داشتن یا نداشتن پدر و مادر؟ مهم تواناییهای پدر و مادر در تربیت فرزنده، خانواده سالم از نظر روحی…مهم اینه که پدر و مادری که از نعمت سواد بهره مند نیستند، اما فرزندانی تربیت کرده اند که افتخار این مملکت هستند، کم نیستند من عزیز، اصلا کم نیستند، خود من در فامیل خودمان میشناسم، پدر و مادر بیسواد اما فرزندان همه تحصیلات بسیار بسیار بالا و صاحب مشاغل بسیار عالی هستند…خدا شاهده هیچ کس هم اصلا به این موضوع فکر نمیکنه که پدر و مادرشان بیسواد هستند یا نه؟ اصلا اهمیت نداره، اونا خودشون کاملا تثبیت شدن..

    خدای من، در فامیلمون که نگاه میکنم چقدر این پدر و مادرها دوست داشتنی تر هم هستند، خوب مسن تر هم هستند، ولی یک دنیا تجربه و احترام دارن و عجیب دوست داشتنی ان..

    واقعا میبوسم دست این پدر و مادرها را…

    [پاسخ]

  11. سلام
    دکتر چی میشه که بعضی اقایون واسه رابطه عاطفیشون وقت کم میذارند؟ مثلا 1 ساعت در هفته!!!؟؟ 🙁 واقعا چراااااا؟ 🙁 🙁

    ———————-
    یه ساعت؟؟؟؟ این رابطه عاطفی از فرضیات خانومه نه از واقعیات اقایون

    [پاسخ]

  12. حتی خوندن و نوشتن هم بلد نیستن
    آخه شما که میدونین واسه پسرها مهمه که بعدا بگن با خانواده چی چی الدوله ازدواج کردن
    راستش از اون جور خانواده های با کلاس نیستیم
    مشکل من دققیقا وقتیه که بالاخره روزی که بفهمه.چ مرحله خاستگار ی چ مرحله آشنایی حس میکنم فکر میکنم با نگاه پایین بهم نگاه کنه..
    نمیدونم دقیقا چی کار کنم.نه خودم ببازم نه طرف
    =========================
    خود پدر بگن بهتره تا شما…مهم اینه دختری دسته گل تربیت کرده اند

    [پاسخ]

  13. آقای دکتر من پدر و مادرم رو خیلی دوست دارم
    بابام حلال وار زندگی کرد
    اما
    اما روم نمیشه به خاستگارام یا دوستام بگم بیسوادن
    چون نگاهشون عوض میشه
    به نظرتون چه رفتار بالغانه ای داشته باشم…؟؟
    =============================
    لازمه صحبتی بکنید میگه؟ پرسیدند بفرمایید تحصیلات معمولی دارند ( بیسواد مطلق هستند؟)

    [پاسخ]

  14. سلام دکتر صبح زیباتون بخیر البته اینجا(شیراز)بارونی.میشه لطف کنید کتابی در مورد خودشناسی معرفی کنید؟شیراز کلاس نمیزارید؟
    ================================
    شخصیت سالمتر
    باز هم من

    [پاسخ]

  15. با سلام خدمت دکتر شیری عزیز.سوالی از خدمتتون داشتم.یکی از بستگان به کم خوابی مزمن مبتلا شده.میگه شب تا صبح خوابم نمی بره.خیلی رنج می کشه.خانم هستن.30 ساله و دارای یک فرزند.خواستم از شما بپرسم دروهله اول، پیش روانشناس برن بهتره یا روانپزشک و یا متخصص اعصاب و روان؟سپاس
    =============================
    روانپزشک= متخصص اعصاب و روان
    به نظرم یکی از بهترنی فوق تخصص های خواب دکتر قلعه بندی هستند 88951632

    [پاسخ]

  16. به دیدن نزدیکترین دوستم رفتم که داره مهاجرت میکنه. توی کافی شا پ نشستیم و برعکس همیشه که برای حرف زدن وقت کم میاریم هر دومون ساکتیم. ازش می پرسم خوشحالی؟ میکه نمی دونم می پرسم برمی کردی؟ میکه نمی دونم. نکاهش می کنم و فکر میکنم جقدر دلم براش تنک میشه.یه هو دستمو می کیره و میکه قول بده اکر اتفاقی برای مامان و بابا افتاد خبرم کنی. مدونی که مامان من همیشه خبرای بد رو ازم قایم میکنه. می خوام بدونم اکه… بغض می کنه. دستش رو میگیرم و میذارم یه دل سیر گریه کنه. بهم میگه گلی فکر می کردم درگیر هیج نقطه این کره زمین نمی شم، اما هستم. ..امروز دو روزه که رفته. می کن مهاجرت دو سال اولش سخته. فقط و فقط دوسال!
    ======================
    دو سال….

    [پاسخ]

  17. با خود فکر می کنم چگونه است که ما در این سر دنیا عرق می ریزیم و وضعمان این است ! و آنها در آن سر دنیا عرق می خورند و وضعشان آن است نمی دانم اشکال در نوع عرق است یا در نوع ریختن و خوردن.

    افسوس، زمانی می رسد که بی دینی، نماد روشن فکری خواهد بود.

    فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفتهء یک کتابفروشی می نشیند .

    وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند. وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم
    گفتند دروغ است. وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است. وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است. دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم.

    دکتر شریعتی.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.