وقتی پیش بینی های دوپامین درست از اب در می آید

image_pdfimage_print

نوشته دکتر شیرزاد پس از تدریس ۳ ساعته اش در دوره نبوغ زندگی خواندنی است ( وب سایت سراپاگوش )

 

وقتی که پیش بینی های دوپامین درست از آب در می آید!!

 

اولین روز زمستان ۹۱ در جمع گرم و صمیمی جمعی از عزیزان در موسسه توانگری طوبی، دومین جلسه از کارگاه تصمیم گیری برگزارشد. دراین جلسه که حدود سه ساعت بود به مباحث و موضوعات زیر پرداختیم:

– خطاها و تله های تصمیم گیری که بخش عمده ای از جلسه را به خود اختصاص داد.

– شخصیت و تصمیم گیری با تکیه بر تیپ شناسی شخصیتی (MBTI)

– یک بازی دونفره کوتاه با تاس و بحث درباره آن

– مغز و تصمیم گیری

جلسه خیلی خوبی بود و دوستان حاضر در جلسه بسیار مشتاق و فعال بودند. در این جا نمیتوان کل این نشست را خلاصه کرد اما گزیده هایی را مرور می کنم:

۱) ما سود کم و قطعی را از سود بیشتر و احتمالی بیشتر برمی گزینیم به طور مثال یک سود قطعی ۱۰ میلیون تومانی جذاب تر از یک سود احتمالی (۵۰ درصدی) ۳۰ میلیون تومانی است!

۲) احساس ما از سود و زیان مساوی بسیار متفاوت است به طور مثال احساس ناراحتی ما از یک ضرر ۱۰ میلیون تومانی چند برابر احساس شادمانی ما از یک سود ۱۰ میلیون تومانی است. به همین دلیل در ارزیابی پیامدهای احتمالی یک تصمیم باید ضریب بالاتری برای پیامد های منفی در نظر بگیریم! شاید گمان کنید که این به نوعی ترویج حس بدبینی است اما باید بگویم که ما آدمیان متاسفانه وقتی تصمیمی می گیریم معمولا زیادی خوش بین هستیم و معمولا به نتایج خوب بیش از نتایج بد فکر می کنیم!

۳) آن چه که ما آنها را خطا های ادراکی یا خطاهای تصمیم گیری می نامیم در واقع از یک منظر دیگر آنها میانبرهای ذهنی هستند که در تصمیم گیری سریع می توانند به ما کمک کنند. ببینید برای باقی ماندن نوع بشر و حفظ گونه بشر، خلقت ما را به مغزی مجهز کرده است که قابلیت الگو ، مدل و کلیشه سازی دارد. این الگوهای ذهنی به ما کمک می کنند که به ویژه در مواقع تهدید و خطر خیلی سریع تصمیم بگیریم. اما گویا این سیستم مغزی برای اجداد دور ما که در جنگل یا غار زندگی می کردند خیلی بیشتر به کار می آمد! و در روزگار مدرن این سیستم مغزی سریع که البته برای حفظ بقا خوب و لازم است گاهی اوقات کژ کارکرد دارد و مارا به خطا می اندازد! در هر حال باید ممنون از خلقت خود باشیم چرا که اول بقا و سپس ارتقا مهم است! به هر حال این خطاها و میانبرهای ذهنی دو روی یک سکه هستند. خطاهایی مثل کلیشه سازی، اثر هاله ای، اثر مقایسه ای، خطای زمینه ای، مقایسه با گذشته، اثر منسانی، اثر تقدم و تاخر و……….

۴)مغز آدمی به گونه­ای تکامل نیافته است که در تفکر متعالی و خودآگاه بهترین باشد بلکه به گونه­ای تکامل یافته است که در انجام هر کاری که خارج از محدوده خودآگاه، بهترین باشد! و آن را تا حد امکان به طور خودکار و از سر عادت و بدون تلاش زیادی انجام دهد. مغز در حس کردن الگوها و عمل کردن بر اساس عادت و در جهت این الگوها بسیار خوب است. اما خبر خوب این است که ما می­توانیم بر این مرکز غلبه کنیم. مغز ما همچنین به گونه­ای تکامل یافته است که یک قشر پیش­پیشانی (PFC) بزرگ دارد. که می­تواند از بالا به پایین عمل نماید و بر مرکز عادت غلبه نماید و به طور توجهی رفتار را کنترل نماید این خبر خوبی است اما خبر بد این است که اگر چه قشر پیش­پیشانی بسیار قوی است ولی ظرفیت محدودی دارد و به سادگی مختل می­شود به ویژه اگر فرد مضطرب، دچار کم­خوابی یا به هر دلیلی خسته و رنجور باشد، توانایی این قشر مغز برای تمرکز و مداخله بسیار کاهش می­یابد.

۵)دوپامین در هسته تمایلات و نیازهای حیاتی ما قرار دارد و دوپامین است که انگیزه لازم را برای انجام هر کاری در ما ایجاد می‌کند. این مکانیزم در مرکز پاداش مغز بدوی، میلیون‌ها سال است که آنجا قرار گرفته و تغییر نکرده است. موش‌ها، انسان‌ها—درواقع همه پستانداران—در این مورد بسیار شبیه به هم هستند. پشت بسیاری از تمایلات ما دوپامین قرار دارد. خرید، بازی و سایر فعالیت‌هایی که به ظاهر بی‌ارتباط به هم می‌رسند: خرید می‌روید: دوپامین.، بازی‌های کامپیوتری: دوپامین.، سیگار می‌کشید: دوپامین.  این ها تقریباً متفاوت در مغز عمل می‌کنند اما همه آنها دوپامین شما را بالا می‌برند.

۶)در واقع اگر ما بطور خلاصه تصمیم گیری را شامل سه مرحله جمع آوری گزینه ها، ارزیابی گزینه ها و انتخاب نهایی بدانیم در این مرحله پایانی سیستم پاداش مغز ما به طور جدی و ناخودآگاه یا نیمه خودآگاه وارد عمل می شود و با توزیع ناقل شیمیایی دوپامین به ما می گوید که این گزینه خوب است، برش دار! ببینید اگر دارید تصمیمی می گیرید که روشن و واضح نیست و مدت هاست که وقت تلف می کنید! کافی است کمی به سیستم پاداش خود، پاداش بدهید!! مثلا نتایج شیرین آن تصمیم را برای مغزتان آشکار کنید یا همراه تصمیم خود کمی شکلات بخورید!!!! شاید تعجب می کنید ولی تمام تبلیغات تلویزیونی با ما همین کار را می کنند!!
دوستانی که در این کارگاه بودند؛ می دانند که این جلسه را جدا، این جا نمی توان توضیح داد. باید باشید و با هم گفت و گو کنیم، ببینید، بشنوید و با هم بحث کنیم تا این موضوع جالب و کاربردی برایتان قشنگ جا بیفتد.

17 دیدگاه در “وقتی پیش بینی های دوپامین درست از اب در می آید

  1. یک سوال با توجه به مطالب گفته شده برای مغز بهترین راه تفکر روی مساله های سخت (مثل مسایل المپیاد )چی هست؟تو این فرایند کدوم بخش بیش ترین سهم رو داره(pfc هست؟) ؟برای بهتر کار کردنش باید چیکار کرد؟

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر
    می شه لطفا در این زمینه کتابی باارزش به من معرفی کنید
    با تشکر از شما=============================
    چگونه شخصیت سالمتر بیابیم/ وین دایر

    [پاسخ]

  3. متشکرم اقای دکتر شیرزاد که پاسخم رو دادید.البته یک اعتراف هم بکنم چون در ابتدا فکر کردم فردی به نمام منصور شیرزاد پاسخگو بودند و اینکه در پی کامنت سوالم اقای دکتر شیری جواب داده بودند . کمی بیشتر که تامل کردم ماجرا روشن شد. در ذیل پاسختون یک نمونه از این تعابیر مثالی بزنم . با اجازه:
    بحث در مورد تحرک و تدبر شد. مثال عینی این بحث می تواند یادگیری موسیقی باشد. در یادگیری موسیقی مثل سه تار هنر جو باید مراحل زیر را در کسری از ثانیه انجام دهد:
    1- یادگیری نتها و پیگیری از روی دفتر و کتابچه( یادگیری بصری الفبا)
    2- گوش کردن به صدای نتها و هارمونی ها و گام ها
    3- ساز نوازی اعم از مضراب زدن . دمیدن، پرده گرفتن دسته ها . آرشه زدن و غیره که عموما با تحرکات عضلانی همراه است.
    4- همسان سازی گامها در آنچه که شنیده و انچه که می بیند و عضلاتی در ساز نوازی.
    حال نکته ی جالب توجه در این بحث زمان عکس العمل مغز در همگام سازی این رویدادهاست. چه طور می شود این زمان را به حداقل رساند. (Reflex or reaction) البته مثال موسیقی یک نمونه ازین موارد بود.

    [پاسخ]

  4. خانم نسیم
    سلام
    میشه یک مثال بزنید. من متوجه نمیشم که چرا کسی باید یک تصمیم منفی رو مجبوری بگیره!
    ببینید توجه به پیامد های منفی میتونه ما رو برای تصمیم گیری آگاهانه آماده بکنه و این که بدونیم در صورت عدم موفقیت چقدر باید هزینه بدیم و از قبل آمادگی روانی اون رو داشته باشیم! و یا خیلی خوش بینانه تصمیم نگیریم!!
    در این صورت تصمیم رو با تمام هزینه های احتمالی اون و آگاهانه میگیریم و نه از سر خوش خیالی و خیالبافی!!

    [پاسخ]

    نسیم پاسخ در تاريخ دی ۶ام, ۱۳۹۱ ۶:۲۴ ب.ظ:

    سلام اقای دکتر شیرزاد
    منظور من تصمیم به جدا شدن از همسر بود.
    من کلا با جدایی موافق نیستم(برای همین اونو یک تصمیم منفی می دونم) و لی در حال حاضر مناسب ترین تصمیمه ،و تقریبا می دونم که چه عواقب اجتماعی وروحی و مالی و … حتی عواقبی که احتمالا الان نمی دونم ولی بعدا ممکنه باهاش مواجه بشم.
    ودر این اوضاع دارم به خودم روحیه می دم تا اینکه بشینم و عواقب بدی که در انتظارمه فکر کنم،چون من مسوولیت یک بچه رو هم به عهده دارم و باید روحیه ام و حفظ کنم تا بتونم مادر خوبی باشم.
    چون الان فقط ظاهرم خوبه و در واقع حال خوبی ندارم …وقتی این موضوع رو توی این سایت خوندم نگران شدم که اگه اینطور باشه ممکنه من بعد از اجزای تصمیمم به شدت دچار مشکلات روحی بشم.و نمی خوام که اینطور بشه.
    دکتر این ایمیل و فقط خودتون بخونید لطفا .
    از توجه شما بینهایت متشکرم
    =======================================================
    سوالتون را برای آقای دکتر شیرزا فرستادم تا بررسی کنند نسیم گرامی

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر این نکته که وقتی تصمیم می گیریم ،باید ضریب بالاتری برای پیامد های منفی در نظر بگیریم یه کم منو نگران کرده…..بعضی وقتها آدم مجبوره یه تصمیمات منفی و که اصلا خود تصمیم چندان خوشایند نیست بگیره حالا فکر کنید به پبامدهای منفی شم بخواد با ضریب بالاتری نگاه کنه !

    [پاسخ]

  6. من دوست دارم بدونم چه چیزی می تونه کمک کنه که خواب rem کاهش بیدا کنه و زمان slow… افزایش. منظورم اینه که وقتی من زمان خواب محدودی دارم یعنی شب زودتر از ١١-١٢ نمی خوابم و صبح هم ۶.۵ بیدار میشم عادت به خواب ظهر هم ندارم، حالا جکار باید بکنم که ٧ ساعت خوابم کیفیت خوب داشته باشه. یعنی صبح احساس کنم واقعا شب قبل خوابیدم نه اینکه تا صبح مثل سریال خواب دیده باشم. کاشکی مغز ما هم دکمه on و off داشت! و off واقعا off بود.

    [پاسخ]

  7. جلسه جمعه واقعا عالی بود.مخصوصا بخش عصب شناسی.تاس بازی که جای خودشو داشت.زمستون که اینطوری شروع بشه،بهار دیگه چی میشهههه

    [پاسخ]

  8. خانم شوبکلو
    سلام
    1)دامنه توجه (attention span) حدود 20 دقیقه است! در فرآیند یاددهی- یادگیری ، معلم یا استاد باید برای حفظ توجه یادگیرندگان، هر 20 دقیقه در شیوه ارائه خود تغییر ایجادکند مثلا اگر مدت ارائه یک ساعت است: 20 دقیقه اول را سخنرانی کند، 20 دقیقه دوم را به صورت گفت و گو و پرسش و پاسخ ادامه دهد و برای 20 دقیقه سوم یک فعالیت گروهی یا فردی اختصاص دهد.
    2) ببینید مغز ما اساسا برای تحرک ساخته شده است و نه تفکر!! به همین دلیل است که یک ابر کامپیوتر میتواند کاسپاروف، شطرنج باز مشهور را شکست دهد ولی علیرغم پیشرفت های چشمگیر در زمینه روباتیک، حتی پیشرفته ترین روباتها اگر بخواهند با یک پارچ آب در داخل یک لیوان ، آب بریزند دچار مشکل میشوند!!
    بسیاری از روان شناسان شناختی بر این باورند که تحرک به بهبود تفکر کمک جدی می کند. پیاده روی و دویدن آرام به مدت 10 تا 20 دقیقه، به ما در یادگیری بهتر کمک میکند.
    چند نکته عصب شناسانه هم دارم که خیلی جالبند اما باشه برای وقتی دیگر!
    ================================
    دکتر جان! ممنونم از لطفی که به دانشجوهاتون در خانه توانگری دارید

    [پاسخ]

  9. سلام.
    ویژه اگر فرد مضطرب، دچار کم­خوابی یا به هر دلیلی خسته و رنجور باشد، توانایی این قشر مغز برای تمرکز و مداخله بسیار کاهش می­یابد..
    برای رفع این مشکل چه راهکارهایی رو پیشنهاد می کنید اقای دکتر؟
    من امروز به طور قاطع به این نتیجه رسیدم من در به خاطر سپاری و یاد اوری دچار مشکل شده ام.

    [پاسخ]

  10. خانم سپیدگل
    سلام
    مرکز پاداش در مغز ما در ارتباط تنگاتنگی با مرکز حافظه بلند مدت(هیپو کامپ) و مرکز عادت در مغز(هسته بزالیوس) قرار دارد و هر رویداد جدیدی ابتدا با اطلاعات موجود در این مراکز مقایسه می شود و اگر شخص از این رویداد جدید خاطره خوشی داشته باشد سیستم پاداش در مغز ما با ترشح دوپامین و ارسال آن به قشر پیشانی(نئوکرتکس) به ما پیام می دهد که برش دار! اما اگر شخص از این رویداد خاطره خوشی نداشته باشد مرکز ترس و تهدید در مغز ما(آمیگدال) وارد عمل میشود که آن هم بسیار نزدیک به مراکز عادت و حافظه قرار دارد و به ما پیام میدهد که از آن دوری کن! البته اگر شخص با تنبلی و تن پروری خاطره خوشی داشته باشد در اینحالت در صورت تکرار این رفتار تنبلی، مرکز پاداش مغز این شخص دوپامین ترشح میکند وبه شخص احساس خوشی دست میدهد و متاسفانه سبب تقویت رفتار در فرد میشود. متاسفانه باید بگویم که این مکانیزم عصبی که خیلی مختصر آن را توضیح دادم در افراد معتاد دقیقا در مواجهه با مواد مخدر دقیقا همین کار را انجام میدهد!!

    [پاسخ]

  11. من فکر می کردم می تونم با راهنمایی شما با مشکلاتم کنار بیام انگار رو زمین من زیادیم باشه همه خوب اشتباه کردم نباید کمک می خوااستم

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ دی ۲ام, ۱۳۹۱ ۱۱:۳۰ ق.ظ:

    سلام هنوزم نتونستم واقعیت ابپذیرم من حق نداشتم طلبکارانه برخورد کنم من نا خوداگاه وقتی بااا موردی که به بیمارریم ربط داره برخورد می کنم نا راحت میشم شرمندهههههههه

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.