سورپریز اولین روز زمستان

image_pdfimage_print

دانشجویان محترم کلاس نبوغ زندگی

  • جمعه صبح تعدادی از شما در کارگاههای بیلیارد حضور خواهید داشت و حسهای مختلفی را تجربه خواهید کرد ولی فراموش نکنیم چرا به جای کلاس درس رفته ایم کلاسی متفاوت !

          ما روی اهدافمان متمرکز میمانیم ( STAY ON TARGET )

          هدف ما تفکر سیستمیک در عمل است و حذف عوامل شانس در تصمیم گیری ها و جایگزینی با مهارت افزوده
          بعد از ظهر اولین رو ززمستان ۹۱ ، جلسه ای استثنایی با مهندس شعبانعلی خواهیم داشت و  بعد از پذیرایی و نفس گیری به جلسه دوم دکتر شیرزاد بازخواهیم گشت.
          دکتر شیرزاد سه شنبه شب ، زحمت کشیدند و یک ساعت درباره جلسه این جمعه با هم حضوری صحبت کردیم و مطمئن هستم شما روز جمعه از  ارائه  قسمت دوم درس ایشان سورپرایز خواهید شد !

  • در ضمن افرادی که برای لاغر کردن مدل شده اند ، روز جمعه استارت خواهند زد و همه کلاس ظرف سه ماه آینده شاهد تلاش ایشان خواهیم بود
  • بوردهای رنگی مشاغل JOB BOARD ها را روز جمعه خواهید دید و لازم است با جسارت و امید به آنها به چشم یک سکوی پرتاب نگاه کنید . ترانه میلادی عزیز ، گرافیست مشهور ایرانی مشغول طراحی فریم مناسب است و من از شما میخواهم بر اساس توضیحاتی که در کلاس خدمتتان ارائه شد ، دومین تلاش خود را برای ازائه تصویری درست از خودتان + خدماتی که میخواهید ارائه کنید به ما بدهید در سه قسمت :
  1. مشخصات مهارتی- علمی- شغلی شما ( عکس پرسنلی شما مفید است )
  2. چه خدماتی از دستتان بر میاد
  3. چگونه به شما دسترسی بیابند ؟

مثال :

۱- مریم شعبانی- حسابدار شرکت خودروسازی + عکس

۲- خدمات حسابداری شرکت شما به شکل پاره وقت- تهیه لیستهای مالی – اتوماسیون مالی با نرم افزارYTHJ – تهیه فرمهای مالیاتی سالانه شما

۳- تماس تلفنی  ۹-۱۶ با شماره ۸۸۷۸۸۸۹۰۷۶ و ای میل مستقیم  INFO @ KHIDROGROUP.IR

  برای رزرو رایگان دوره میتوانید کلمه “نبوغ زندگی ” یا “NOBUGH”را به شماره ۱۰۰۰۲۵۵۴۲۴۱۷۹۴ پیامک نمایید.

15 دیدگاه در “سورپریز اولین روز زمستان

  1. سلام آقای دکتر.از راهنمایی تون متشکرم.من ساکن ارومیه هستم.روانپزشک خوب در ارومیه سراغ دارید.اگه اسمشون رو بفرمایید ممنون میشم. باز هم تشکر
    =====================
    نه سمیه جان
    میشه به سایت ظام روانشناسی مراجعه کنید و به تفکیک استانی بخونید

    [پاسخ]

  2. زمستون همه روزاش سورپریزه. همینکه صبح زود از خواب بیدار می شی و می بینی شب برف اومده و همه جا سفیده. همین که هر روز صبح شانس اینو داری که طلوع خورشید رو از میون ابرا ببینی. ببینی که اول از همه اسمون قرمز میشه بعد ابرا سایه نارنجی می خورن. هزار تا رنک قشنک رو می تونی تو اسمون ببینی و اخر سر خورشیده که کم کم بالا میاد و نورش رو می پاشه رو صورتت و تو یه روز عالی رو همراه با طبیعت شروع می کنی. و هر روز فکر می کنی که هیجوقت نقاشی به این قشنکی ندیده بودی. من عاشق زمستونم.

    [پاسخ]

  3. استاد ببخشید من در جریان موضوع نیستم اما اگه درست فهمیده باشم و اون قسمت مدل که نوشتین مدلهایی برای تصمم گیری و اراده هستند منم خواهشا میخوام یه مدل باشم .واقعا بهش نیاز دارم من خودم تنهایی هزار بار امتحان کردم تصمیمامو نصفه رها میکنم.هزار بار خواستم اراده مو قوی کنم نشده.البته خب قطعا واسه لاغر کردن نمیتونم مدل شم چون اون وقت دیگه حتما محو میشم و فقط صدام میمونه.
    ولی خواهش میکنم یه جوری منو هم در معرض اینجوری ازمایشی قرار بدیم .که مسئول و ملزم باشم تحت یه برنامه و مقابل یه افرادی.ضمن اینکه خودمم هم الان واقعا در مرحله ای هستم که بعد این همه بیراهه رفتن باید تصمیمات درست و اساسی بگیرم که واقعا نمیدونم چه تصمیمی درسته.؟
    مبشه؟
    pleaseeeeeeeeeeeeeeeeeeee

    [پاسخ]

  4. سلام
    استاد کتاب زن بودن رو خوندم. خیلی خوب بود. ولی خب کمی طول میکشه تا کامل درکش کنم.
    سوالی داشتم.
    انتهای کتاب نویسنده ، الیزابت تیلور رو به عنوان یک نمونه بارز بانوی آمازون مثال زده. ولی تا جایی که من میدونم(یعنی شنیدم) الیزابت تیلور به تنوع طلبی و بدست آوردن مردان، حتی متاهل شهرت داشت. درحالی که باتوجه به توضیحات کتاب، بانوی آمازون زنی ست که از زن آمازون بودن باتوجه به کار برن تمام جنبه های زنانگی به بانوی آمازون ارتقا پیدا کرده. ولی الیزابت مثل زن آمازونی با تسلط به مردها قدرت طلبی میکرده!!
    شاید من اشتباه متوجه شدم.

    [پاسخ]

  5. دکتر به مامانم گفتم میگه دنیا برعکس شده و ترجیح میدن با بقیه برن بیرون…ممنون از راهنمائیتون…من اگه بودم ترجیح میدادم برم کنار دخترم و همسرش و شرایطشون رو درک کنم و بزارم یک شب بهشون خوش بگذره یا اگر هم نمیرفتم دیگه باهاشون بد رفتار نمی کردم…کاش همه مامان باباهای دنیا قید حرفهای خاله زنکی رو میزدن و همیشه با چرتکه خودشون بالا پائین نمی کردن…

    [پاسخ]

  6. یلداتون خوش درس عبرت برای پاییز بیچااره پاییز که یکرنگی را ندید زمستون سفید و سرد که برگهاای پاییزرا برف زمستونی مدفون کرد پاییز بی صداا رفت زودتر از موعد ررفتننننننن

    [پاسخ]

  7. سلام آقای دکتر.سایت بسیار زیبایی دارید.سوالی دارم لطفا در صورت امکان راهنماییم کنید. مدتی هست که اصلا تمرکز ندارم و خیلی چیزها را فراموش میکنم.اوایل اطرافیان میگفتند که از عوارض دوران شیر دهی هست ولی من مدت دو ماه هست که فرزندم رو از شیر گرفتم و بد تر هم شدم.در ضمن من 30 ساله هستم و شاغل و شهرستانی که متاسفانه نمیتونم در کلاسهاتون شرکت کنم.
    ===========================
    حتما نزد یک روانپزشک بروید که بررسیهای اولیه صورت بگیرد که آیا زمینه اضطرابی …در کاراست؟

    [پاسخ]

  8. وااااااای خدا خسته شدم از بس می بینم همه مردم به هم دروع میگن.همه داستان فیلمها و سریالها حکایت از دروغگویی آدما به همدیگه و مال مردم خوری و کلاه از سر همدیگه برداشتن و …. شده. پس انسان بودنمون کجا رفته. دیگه خسته شدم از این روزگار و آدماش. کاش جمعه آخر دنیا می بود.
    یعنی میشه دکتر به نظر شما.
    یا حداقل میشد انسانیت را بیشتر پرورش بدیم تو خودمون ما آدمها (دوراز جون همه خوانندگان سایت)

    [پاسخ]

  9. 🙂
    استاد 1 خواب عجیب دیدم ..
    خواب دیدم در یک راه و جاده هستیم با شما. داشتید رانندگی می کردید. ناگهان توی جاده 1 پسر بچه ای غول پیکر شبیه یک روح ( مثل نیایش گر های بودایی وسط جاده نشسته یود) ظاهر شد. من می گفتم نزنیم بهش. مراقب باشیم..
    شما حواستون نبود . چشمامو بستم از ترس….. وقتی چشمامو باز کردم ازش رد شده بودیم. نخورده بودیم بهش. ماشین روی کنترل اتوماتیک بود!:)
    نمیدونم معنیش چیه.
    ا

    [پاسخ]

  10. سلم اقای دکتر گرامی
    میدانم این مطلب ربطی ندارد به این پست، اما فکر می کنم از این راه زودتر به پاسخ می رسم..
    32 ساله هستم و خواستگاری دارم که پنج سال از من کوچکتر است، باایمان و بسیار خوشفکر و پرتلاش، و با موقعیت اجتماعی بسیار خوب.. همه ی شرایط ما آنقدر با هم تناسب دارد که قبل از مطرح شدن این خواستگاری دوستان و همکاران و حتی خانواده هایمان ما را گزینه های مناسب همدیگر تشخیص داده اند! تنها نکته همین اختلاف سن است و از تمام اقتضائات این موضوع فقط همین باعث نگرانی است که در سالهای آینده، مثلا بیست سال دیگر، اختلاف جسمی چقدر در رابطه ی ما تاثیرگذار خواهد بود؟ اگر به امروز نگاه کنم باید بگویم که در شرایط فعلی حتی خصوصیات ظاهری ما هم بسیار متناسب با همدیگر است، طوریکه اگر کسی نداند اصلا متوجه اختلاف سنی پنج ساله ی ما نمی شود… چه باید بکنم به نظر شما؟ آیا علاقه و تمام تناسباتی را که همیشه در یک مرد دنبالش می گشتم به خاطر احتمالی که در آینده ممکن است رخ بدهد و ممکن است رخ ندهد کنار بگذارم؟ یا به منفی بافی های مادی گرایانه ی صرف توجه نکنم و جلو بروم؟
    ====================================
    من نگران اختلاف فهم شما هستم….اگر مشکلی نمیبینید ، بسم الله

    [پاسخ]

  11. با سلام به دکتر شیری گرامی

    ضمن تشکر و سپاس بابت تمامی تلنگرها و درس هایی که از شما استاد عزیز آموختم…
    یک ماه پیش از طریق ایمیلتون درخواست کمکی برای معرفی همکار پزشکی که در زمینه ی fit , fut تمرکز دارند، برای برادرم داشتم.( انتخاب با این همه تبلیغات سخته)
    *دکتر جان شرمنده که درخواست بی ربطم رو به خاطر شرایط بحرانی برادرم بدلیل از دست دادن اعتماد به نفسش برای ازدواج… اینجا مطرح کردم ،
    ممنون که از امید تون به جوان های این مرز و بوم تجویز و تزریق میکنید…
    ===========================================
    دکتر عرفان 09385102638

    [پاسخ]

  12. سلام دکتر. سوالم بی ربط هستش ولی خیلی به کمکتون نیاز دارم. همسر من تمایل داره شب یلدا رو خونه باشیم چون تا دیر سرکار هستش واقعا” بهش حق میدم که نتونه بیاد بیرون و گردش میگه خونه باشیم و کلی هم تدارک دیده واسه خونه اما مادرم میگه مگه کسی شب یلداخونه میمونه؟؟؟و ازاینجور صحبت ها …نمی دونم باید چیکارکنم؟خودم هم تمایل دارم خونه باشم کنار همسرم چون واقعا” بیشتر لذت میبرم …نمیدونم در مقابلحرفهای مامانم چیکار کنم
    ===========================
    خونه بمونید و همه بزرگان فامیل را دعوت کنید منزلتون دور شما باشند..چی بهتر از دورهمی خانواده ای که واسه یه شب هم که شده کدورتهاشون را میگذارند کنار؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.