سبک زندگی دانشجویی در شبکه ۳ با صحبتهای دکتر شیری

image_pdfimage_print

دکتر شیری در برنامه ویتامین ۳ شبکه ۳ با اجرای آقای علی ضیا  ، دوشنبه ( ۲۰ آذر ) صبح ساعت ۷:۱۵ درباره “سبک زندگی دانشجویی” صحبت میکند .

در جلسه اول این بحث به سابقه این بحث در تاریخ علم آموزی کشور اشاره شد ( نقش دو کتاب نفیس آداب المتعلمین در قرن ۷ از خواجه نصیر الدین طوسی  و منیه المرید از شهید ثانی در قرن ۱۰ )

دکتر شیری معتقد است که تغییر فضای دانش پژوهی از سیستم سنتی به مدرن هم در حوزه های علمیه تاثیر بسزا گذاشت هم مفهومی جدید به نام دانشگاه را وارد کشور ما کرد . همزمان با این تغییر ،  فرهنگ متناسبش را اخذ نکردیم

امروز دانشجویان ما شاید مثل دبیرستانی های قدیم باشند هم در بلوغ اجتماعی هم در مسوولیت پذیری هم در طرز درس خواندن

راهکارهای استفاده درست تر از دوران دانشجویی چیست ؟

سوالات شما در این باره چیست؟

چه توصیه هایی دارید برای این دوران تا دکتر شیری در برنامه مطرح کند ؟

الگوی کار افرینی و کاریابی در این زمینه کی باید مطرح شود ؟

برنامه اول دکتر شیری در این زمینه ( ۱۳ آذر) از این لینک قابل بارگزاری و تماشا میباشد

18 دیدگاه در “سبک زندگی دانشجویی در شبکه ۳ با صحبتهای دکتر شیری

  1. سلام
    حالتون خوبه؟ دلم برای کلاسهاتون خیلی زود تنگ شده….
    یه چند تا سئوال مختصر داشتم درباره سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی
    به نظر شما دانشجو باید در دوران دانشجویی کار پاره وقت انجام بده یا نه؟ کار دانشجویی بکنه یا نه؟
    و یک سری سئوال های دیگه که ان شاء الله اگه توفیق بود می خواستم از شما در آینده بپرسم.
    ==========================
    صحبت ما سبک زندگی دانشجویی است
    من با کار پاره وقت اگر ممانعت با درس داشته باشد ، مخالفم. دانشجو بهتره طعم پول را نچشه
    ولی اگر برای شهریه خود این کار را میکند ف البته که صحیح است

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر شیری.من صفری ام!یعنی ترم یکیم و برام خیلی این مباحث جذابه در این ویتامین سه هم شما همش از تاپیکای جذاب گفتید اما این مجری باحال نگذاشت شما درست حرف بزنین شمام بنظرم فقط نوک زدید به این مسایل خوب امیدوارم کاملا باز کنید مسایلو مخصوصا بحث کار و اینده و ربطش به تحصیلات اکادمیک برام خیلی جذاب بود.راستی فکر میکنم شما زیادی نسبت به فضای اموزشی کشور خوش بین هستید که به قول مهندس محمدرضا!!! این یه جور امید سیاهه
    البته برام توجیه شما قابل توجه خواهد بود

    [پاسخ]

  3. برنامه رو دانلود کردم و الان می خوام با هم اتاقیام تو خوابگاه نگاش کنم !

    دکتر شیری عزیز ، من دانشجوی ترم یک ارشدم – سر کنکور ارشد و جایی که قبول شدم خیلی خیلی در حقم اجحاف شد … خیلی اذیت شدم چون بعدشم دردسر زیاد داشتم … الان به لطف خدا شرایطم عوض شده – از جایی که فکرشم نمی کردم ! الان تو یه دانشگاه خیلی خوبم ، امکانات خوبی داره – جوش – استاداش و … اما من دیگه اون دانشجوی فعال و پرانرژی قبلی نیستم !
    به خاطر یه سری مسائلی که از قبل هم داشتم و باهاش کنار می اومدم و خیلی خودمو درگیرش نمی کردم ، و این کنکور لعنتی هم که شد قوز بالا قوز ، انقدر خستگی جسمی و فکری و روحی دارم که دیگه نایی نمونده برام واسه کوچکترین حرکتی….
    این یه طرف ! از طرف دیگه می بینم من تو 24 سالگی هیچی برای آینده ام ندارم !!! نه کاری نه موقعیت اجتماعی ، نه حتی عشقی ! ( البته نسبت به رشد شخصیتم بی تفاوت نبودم ) اینه که احساس می کنم باید به اینا بیشتر توجه کنم – علی الخصوص که قبلا به درسم خیلی اهمیت می دادم نتیجه نگرفتم … فقط خستگیش به تنم موند ، الان زده شدم ازش – الان توجه من به چیزای دیگه تو زندگیم در حد افراطه ! دغدغه ی فکری دارم با خیلی مسائل حل نشده ی زندگیم – خرمن کهنه باد می دم … – و عذاب وجدان از بی توجی کامل به درسم دارم .
    ———————————–
    باید خودت را بازتعریف کنی در میانه دهه سوم زندگیت

    [پاسخ]

  4. متاسفانه این برنامه رو ندیدم ولی مطمئنم با حضور شما حتما پربار هست… فقط وقتی متوجه شدم که آقای ضیاء مجری برنامه هستن یاد برنامه ی ماه عسل امسال که ماه رمضان پخش می شد افتادم، همون روز که چند ناخدای با سابقه ی نیروی دریایی مهمون برنامه بودند و برخورد و صحبت های این آقا و خوشمزگی کردنهاش در برابر ابهت و جدیت اونا دیگه رنگ و بوی تمسخر گرفته بود تا جایی که باعث شد بارها و بارها سعی کنم با صدا و سیما تماس بگیرم و وقتی موفق نشدم می خواستم حضوری برم و اونجا و بگم که آخه مرد حسابی این چه طرز برنامه اجرا کردنه، چه طرز حرف زدنه، آخه مگه با بچه محل هات داری حرف میزنی؟ آخه بچه جون هر کدوم از اینا به اندازه عمر تو و حتی بیشتر خدمت کردن به این مملکت که حداقل 8 سالش جنگ بوده… بگذریم از برنامه های دیگه ش که از این مسائل زیاد داشت ولی این قسمت برنامه یکی از بدترین هاش بود که کاش نمی دیدم… درسته جوونا باید بیان و تجربه کنن اما وقتی حداقل ها رو تو کارشون و برخوردشون بلد باشند، اگه عکس و اسمشون تو فضای مجازی پر میشه ولی بدونن روبروی کی نشستن و خودشون جای چه کسانی نشستن، امیدوارم کنار شما بیاموزیم و بیاموزند…

    [پاسخ]

  5. سلام .آقای دکتر ممکنه قبل از برنامه به آقای ضیا بگید بین صحبت های شما زیاد حرف نزنه وظیفه مجری اداره برنامه است ولی امروز عکس این کارو انجام میداد و بین صحبتهای شما خیلی حرف میزد و خاطره تعریف می کرد زمان برنامه به اندازه کافی کم هست…ممنونم

    [پاسخ]

  6. حیلی حرف زدم.جای این همه حرف تو کامنت نیست میدونم به بزرگواریتون ببخشید.فقط اینم بگم و برم.
    یکی از علت این همه مشکلات ما اینه که تو جامعه ی ما هیچ چیز وهیچ کار و هیچ کس سر جای خودش نیست.و امروز که من منتظر دیدن یه برناه ی متفاوت به اندازه ی تفاوت اسم و دکور برنامه بودم باز چیزایی دیدم که جای تاسف داشت.همه چی رو با هم قاطی میکنیم.
    باشه.اوکی.امروز سالروز شهادت یا درگذشت فلان روحانی فلان اندیشمنده اما هر چیزی باید در زمان و جای خودش باشه.ایا یه برنامه س ساعت 7 صبح با یه مجری جوون با همچین اسم و دکوری در یه همچین جامعه ای لبریز مشکلات و افسردگی و یاس و سرخوردگی در شرایط کنونی اول صبحی نباید مث بمبی از انرزی و شادی باشه و مردم رو روانه ی کار و زندگی کنه؟
    ایا واقعا جای یاد کردن و اهنگ غمگین و عکس و سخنرانی یک روحانی مرحوم جاش توی این برنامه و این زمانه؟ایا اگه در جای مناسب خودش مطرح بشه و از اول صبح در همه ی برنامه ها تکرار نشه یاداوری نشه چیزی از ارزش و بزرگداشتش کم میشه؟ایای به دکور این برنامه رحل و و سینی خرما میاد؟بیشتر شبیه میزی گوشه ی یه خونه در مراسم ختم نیست؟
    چرا همه چیز رو با هم قاطی میکنیم ؟
    اینجوری ما به ارزش و بزرگی هیچ یادواره و مقامی اضافه نمیکنیم بلکه با این تکرار های نا بجا در زمان و برنامه های نامناسب ازش کم میکنیم.
    بدون هیچ تعصبی بیاید بپذیریم که اینطوریه.
    رنگ نارنجی برش پرتقال و یه سلام پرشور و گرم نه بی احترامیه نه اون سینی خرمای اول صبح و سر تا پا مشکی مجری برنامه احترام.
    کی میخوایم بفهمیم.بپذیریم.مردمی ازین فرسوده تر میخوایم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  7. خب این بیدار شدن حسای مختلف داشت.
    و البته مزیتهای مختلف:مث اینکه متوجه شدم درست راس ساعت 9 دوستان زحمتکش خدمتگزار روی شبکه ها پارازیت قرار میدن.حالت علتش چیه الله اعلم.یا اینکه اونا هم مث من نمیتونم از خواب جدا شن قبل ساعت 9.
    یا اینکه ماهواره تا قبل این ساعت اثرات سو نداره.یا ما تا قبل این ساعت تحت تاثیر بداموزیای ماهواره وای وای وای قرار نمیگیریم….و و و …
    ********
    و اما برنامه با اشتیاق فروان با یاد کلاساتون جلو تی وی میخکوب شدم اما هر چی پیش رفت حالم بد شد….
    اخه کی بود که زمان دانشجویی ما اینارو به ما بگه…
    کجا بود این کلاس و کارگاه ها…
    آه از نهادم بلند شد.اخه بابا من که فقط 4 سال لیسانسم هدر نرفته بود من نزدیک به 6 ساله بعد فارغ التحصیلی دور خودم چرخیدم.رسما چرخیدم.
    اینقدر چرخیدم که پیش رفتن پیشکش من حالا حتی جای اولمم پیدا نمیکنم.
    شاهد مثالای علی ضیا حالمو بد میکرد حرفاش راست بود اره.کاستیا خیلی زیاده.اما درست منو یاد خودم مینداخت.منی که فقط رو نیمه ی خالی لیوان همیشه زوم کرده بودم و حالا اینجا بودم.منی که بیشتر از دیدن توانایی های خودم کارشکنیای سیستم رو و راه زندگی خودم و هم نسلام دیده بودم.حرفاش حالمو بد میکرد چون درست به جا اینکه تو حرف دقیق شه دنبال یه مثال نقض میگشت تا مشکلاتو اثبات کنه.درست مث من که زمانی که باید حرفارو جدی میگرفتم با این مثالای نقض اطرافم همه چی رو به شوخی گذروندم .چیزایی رو که باید جدی میگرفتم نگرفتم و چه چیزای احمقانه ای که اونقد جدی گرفتم که بهترین روزای عمرم رفت و ندیدم….سد ها رو تو هر حرفی انچنان اثبات میکردم که همه وجود خودمم واقعا باورش میکرد.اگه ازین قابلیتم در جهت رشته و شغلم استفاده میکردم که قدرت اثباتنی خوبی داشتم حالا خیلی جلو بودم.

    میگن هیچ وقت دیر نیست که دوباره شروع کنی اما باید بپذریریم یه وقتایی واقعا دیر میشه .اون موق که باید میرفتم تو دل اجتماع کار میکردم بزرگ میشدم تو توهم پله های ترقی تا دکتری بودم بعدش کار میکنم و حالا که فهمیدم چی به چیه میخورم به بدترین شرایط اجتماعی اقتصادی جامعه که جایی واسه همین الانیاش نیست چه برسه به من که تازه از خواب پاشدم.
    یه حرفتون امروز درست حرف دل من.اره اونی که من این روزا ندارن و هی دنبالش میگردم احساس موثر بودنه!
    اطرافیانم میگن بشین درس بخون ازمون بده راه خودتو برو به شغل خودت برس جایگاه خودتو داشته باش به دنبال مشاغل کاذب انرزی هدر نده!این حرف بی نقص و منطقیه.
    اما کسی نمیفهمه که من از مدام تو خونه نشستن درس خوندن همراه با هجوم افکاری که بازدهمو نصف میکنه و فکر سرخوردگی از یه ازمون دیگه یه بار دیگه دوباره دوباره بیزارم.رنج میبرم.و در این حالت احساس موثر بودن ندارم.با اینکه مث یه اچار فرانسه به درد همه میخورم گوشه ی کار همه رو میگیرم چون وقتم ازاده اما من واقعا حس میکنم هیچم در نهایت!!
    سر صبی به چند نفر اس ام اس دادم که شما ببینین مث من این همه سال بیراهه نرین….

    [پاسخ]

  8. من یه عالمه حرف میخوا م بزنم.پس باااااااااااااا اجاااااااااااازه.
    اول اینکه امروز فقط برنامه ی شما بود که تونست منو ده دقیقه مونده به 7 صبح اونم یه صبح سرد زمستونی از تختخواب بکشه بیرون. این لحظه رو دوستان در تاریخ ثبت کردند چون در طی 6 سال گذشته اتفاق نیفتاده بود….

    [پاسخ]

  9. سلام…
    آقای دکتر خیلی بحث خوبی مطرح کردید که حسابی هم بین بچه ها مصداق داره !!!دانشگاه من یه دانشگاه معتبر و معروف در تهرانه ولی انقدر بچه ها بی بخار و بی تفاوت هستن که من همش دارم حرص می خورم و نمی تونم چیزی بگم !!یا همش می خوان استاد رو بپیچونن ویا از بار یه تحقیق یا کنفرانس در میرن!دفعه پیش استاد طفلکمون خواست کلاس جبرانی بذاره جوری بچه ها آه و اوه کردن که استاد منصرف شد!!نمی دونم چه جوری میشه بچه ها رو یه کم تغییر داد؟؟!!
    ===============================
    فاطمه گرامی
    خودتون را بکشید بالا و مطمئن باشید همکاران و رقبای اصلی شما تو این محیط نیستند ، خودتون را ارتقا بدهید و در مقاطع بالاتر تحصیلی به دانشگاهی بهتر بروید ول یالان تو این دانشگاه میتونید مقالات خوبی تهیه کنید برای رشته تخصصی تون

    [پاسخ]

  10. فکر کنم دکتر جان این موضوع رو تو برنامه امروزتون هم بگی . من دانشجوی متوسطی ام اهل پیچوندن کلاس هم نیستم همین مسئله باعث شده تا بعضیه ها که تکلیفشون با خودشون مشخص نیست و به قول خودشون اهل پیچن بیان هر سه هفته یکبار اخذ جزوه کنند . می دونم کمک به دیگران خوبه اما طرف دوبار شما رو سر کلاس می بینه سلام می کنه به هوای جزوه بعد می پیچه آخر ترم می آد جزوه گیری اما امروز می دونی دکتر بهش چی گفتم گفتم اگه بتونم براتون می آرم اما ای دل غافل که بنده ذکر کردم اگر بتونم یعنی اینکه ممکنه نیارم دکتر میخواستم رو در روش وایسم( فیس تو فیس ) بگم چون از حرکت پیچندن شما خوشم نمی آد بهت جزوه نمیدم . حال سوال اساسی ومهم اینه که : دکتر چطوری به طرف بگم آقا به زمین و زمان جزوه می دم الا تو یکی که ما رو ، نه به خاطر معرفتمون ، نه به خاطر همکلاسی بودن آن هم فقط در یک درس ، بلکه فقط به خاطر جزوه می خوای . ( اخذ جزوه از همجنس خود و حداقل 5 سال از خود بزرگتر ، آن هم با یک خنده ی مکارانه که این همه تو اومدی سر کلاس من دارم حالشو می برم )
    —————————-
    کی آخر ترمی آخه جزوه میده به یکی دیگه؟؟؟

    [پاسخ]

  11. سلام دکتر . دوران دانشجوئی حداقل خود من با درس خوندن پراکنده گذشته…یه روز کوانتوم می خوندم بدون اینکه تمومش کنم میرفتم سر وقته الکترومغناطیس بعد می شد ریاضی فیزیک ومعمولا بیشتر امتحانی بود درس خوندنا همین شد که برای ارشد هم یه خورده سخت شد مسیر… خوندم اما سخت…میشه لطف بفرمائید درس خوندن دبیرستانی رو اگر امکان داره بیشتر صحبت کنید و اینکه چطور میشه کیفیت کار رو بالا برد؟ یه بنده خدائی چند روز پیش به من دهه شصتی میگفت که ماها مهارت اندوزی مون کمه میگفت شما دوران دانشجوئی تون اون جور که باید نبودید حالا این مهارت اندوزی و بهتر مطالعه کردن در همان دانشجوئی اگر مفصل تر پرداخته بشه خیلی خوبه. فردا بی صبرانه منتظر دیدن و شنیدن هستیم…شاد و کامروا باشید

    [پاسخ]

  12. من میخوام راجع به کسانی که الان دانشجوی مقطع لیسانش هستند صحبت کنم…چون اولا تحصیلات تکمیلی شرایط کاملا متفاوتی داره با دوره ی لیسانس و دوم هم اینکه اکثریت دانشجوهای ما در این مقطع لیسانس مشغول به تحصیل هستند…
    به نظر من یکی از مهم ترین مسائلی که یه دانشجو باید بهش توجه کنه:اینه که بدونه الان کجاست…ومیخواد در آینده کجا بره و چیکار بکنه…ببینید کسی که داره لیسانس میخونه…برای ادامه راه 4 تا گزینه جلوی روشه…1-بعد از لیسانس وارد بازار کار بشه 2- ادامه تحصیل و خوندن فوق لیسانس در ایران 3-ادامه تحصیل و خوندن فوق لیسانس یا دکترای مستقیم در خارج کشور 4-البته این وسط یه حالت چهارمی هم وجود داره و اون هم انصراف از تحصیله که البته چون درصدش خیلی کمه…زیاد جای بحث نداره…اما به هر حال یه گزینه هست که بعضی ها انتخابش میکنن و لزوما هم به شکست منجر نمیشه…مثل این مورد http://malekig5.com/interviews/%D9%87%D8%A7%D8%B4%D9%85-%D8%A7%D8%AD%D9%85%D8%AF%D9%8A-%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87%D8%8C%D8%B4%D8%A7%DA%AF%D8%B1%D8%AF-%D8%A7%D9%88%D9%84-%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%A9%D8%AF%D9%87-%D8%AF%D9%86%D8%AF/

    در هر حال من صحبتم بیشتر راجع به سه انتخاب اول هست…
    به نظرم دانشجو اول همه باید بدونه قبل از اینکه دانشجو باشه…یه فرد بالغ در این کشور هست و لازمه یه سری رشدها رو داشته باشه و یه سری مهارت رو کسب کنه…مثلا همین دوره مهارت ارتباطی…یعنی یه سری پیش نیازها هست که باید بره و برای خودش اونها رو حل کنه…نه به عنوان یه دانشجو بلکه به عنوان یه انسان و عضوی از این جامعه…برای اینکه در آینده در زندگیش بتونه گلیمش رو از آب بکشه بیرون…

    اما برای ادامه راه باید بتونه بین 3 گزینه بالا…راجع به هر کدومش اطلاعات کسب کنه…بدونه هر کدوم از این مسیرها…آخرش قراره به کجا ختم بشه…و برای پا گذاشتن در این راه و درست حرکت کردن در این مسیر به چه چیزهایی نیاز داره…برای این کار هم باید با افرادی که عمرشون رو در این راهها گذاشتن بشینه حرف بزنه و حرفاشون رو بشنوه…مثلا یک صنعتگر موفق…یک استاد دانشگاه و یا دانشجوی موفق که در ایران تحصیل کرده…و یا یک استاد دانشگاه و دانشجوی موفق ایرانی که در خارج از ایران تحصیل کرده و داره میکنه…

    البته به نظر من چون وضعیت کشور ما طوری هستش که برای یه دانشجو و کلا برای زندگی خیلی از شرایط ممکنه در عرض 24 ساعت تغییر کنند…بهترین کار اینه که من دانشجو بتونم بین این 3 هدف به طور همزمان تعادل برقرار کنم(مثلا تقویت زبان پیش نیازی هستش که هم در دوران تحصیل و هم برای انتخاب هر 3 راه به دانشجو کمک میکنه)…
    که این خودش واسه من جای سواله که ادم باهوش و عاقل باید یکی از راه ها رو به طور قطعی انتخاب کنه و تا پایان لیسانس برای رسیدن به اون تلاش کنه (؟)…یا اینکه باید همزمان هر 3 هدف رو مد نظر داشته باشه که خدایی نکرده بعد از اتمام دوره لیسانس و احتمال تغییر شرایط (مثلا همین فروردین امسال قانون سربازی دچار تغییر و تحول شد و یا نوسانات شدید قیمت ارز در کشور) دچار سرخوردگی و نا امیدی نشه ؟؟؟
    ===================================
    PERFECT!!!!

    [پاسخ]

  13. دوران دانشجوییه دانشجو خوابه ….گیر سیاسته ….گیر درامده …..باید دنبال علم و هنر بره و در کنارش از روزنامه ها هم بخونه ….درس خوندن درجه 2 شده …..روابط داشتن دغدغه شده ……جلسات اندیشه ای کمه …..اردو کمه ….استادها دلسوزی کم می کنند…..شیپور نا امیدیند ……یه عده هم فقط می خواند دعا ی کمیل بزارند …خوبه ولی باید تفسیر قران گذاشت …اندیشمند دعوت کرد ….من فکر می کنم 90 درصد زبان بلد نیستند ….70 درصد وبلاگ ندارند ….دوست یابیها آب دوغ خیاریه ….فکر می کنند مدرک رزقشونه ……و…………………

    [پاسخ]

  14. سلام دکتر زندگی
    یادمه فرمودید که روانشناسی بیشتر شخصیت شناسیه ……یک مطلب گذاشتم آب میوه تمام یادگیریهای بنده از درسهاتون ….یک ماهی در وبلاگ نیستم ….این آخری را …نظر فراموش نشه ….تیترش اینه : مراقب باشیم با چه صفاتی ازدواج می کنیم ؟

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.