بگوید یا نگوید ؟

image_pdfimage_print

دختری هستم ۲۸ ساله، فارغ التحصیل ارشد  مطالعات ادیان ، که در خانواده ای متدین و مذهبی بار آمده ام. حدود یکسال و اندی پیش یک نامزدی داشتم حدود یک ماه و نیم که بعلت تقید شرعی، عقد محضری کردیم و رابطه مان در حد رفت و آمد خانوادگی و چند جلسه بیرون رفتن بود و رابطۀ قبل از آنهم تقریباً حدود یکماه در حد رفت و آمدها و صحبتهای خواستگاری بود. از همان روز اول بعد از عقدمان اخلاق ایشان بتدریج برای من روشن میشد از این قرار که: آدمی دورو، بدبین و خسیس بود که فرهنگ اخلاقیشان به ما نمی خورد. در نتیجه بعد از این مدت با نظر خودم و خانواده ام از هم جدا شدیم. ایشان حدود۴ سال بزرگتر از من بود و مهندس کامپیوتر ولی اخلاقش بویی از تحصیلات و فهم و درک طرف مقابل نداشت

حالا خواستم بدانم که برای خواستگارانی که می آیند چگونه این مسئله را بازگو کنم؟ آیا خودم به پسرشان بگویم یا خانواده ام به خانواده شان بگویند و چه بگوییم؟ و در چه مرحله ای از خواستگاری این مسئله را بازگو کنیم؟

سلام من را بپذیرید
در درجه اول  باید بگید تا بعدا امنیت زندگی تون حفظ بشه

دوم اینکه خانواده شما وقتی متوجه شد که مطلوبیت اولیه حاصل شده است ( در هر دو طرف ) میتواند موضوع را با والدین ایشان و خود ایشان مطرح کند

طرز بیان این موضوع خیلی مهم است. اگر نگاه شما به موضوع عادی باشد ، اون ها نیز عادی ر برخورد خواهند کرد ولی اگر با شرندگی و تاسف و ووباشه خب واکنش خوبی نخواهند داشت
خودتون باید نشسته باشید و اگر لازم شد توضیح بدهید. کل موضوع باید در ۵ دقیقه جمع بشه
محتویات گفتگو این طوری  میتونه باشه :
فاطمه خانم خواستگارانی داشته که یکیشون سال قبل به اشنایی بیشتر خانواده ها در حد ۲ ماه انجامید، برای رعایت مساله شرعی ، محرمیت  شرعی خوانده شدکه بتوانند با هم بیرون بروند… سه بار بیرون رفتند  و خانواده ها ؟ بار یکدیگر را دیدند که فاطمه خانم هشدار دادند که ایشان بدبین/ خسیس….هستند و ما اعلام نظر منفی کردیم و دخترمون را نجات دادیم قبل از اینکه محبتی یا تماسی بیشتر حاصل بشه….البته سوالات دقیقتر را خودش میتونه بهتون بگه


 

 

Normal 0 false false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

9 دیدگاه در “بگوید یا نگوید ؟

  1. سلام
    ببخشید که اینجا می پرسم ولی این میتونه سوال خیلی ها باشه و در شرایطی هستم که لطف می کنید اگه اجازه بدید زودتر جواب رو بدونم. مسئله خانوادگی ، (جدایی پدر و مادر) در چه زمانی باید به خواستگار گفته بشه. همون اول که تماس می گیرن و شرایط اولیه برای اجازه خواستگاری رو می گن؟ یا جلسه اول خواستگاری یا ….
    پیشاپیش بسیار متشکر از پاسخگوییتون
    =================
    بعد از مقداری آشنایی و وقتی خوشتون اومد ازش

    [پاسخ]

  2. سلام آقای دکتر
    من یه دختر27 ساله ام با شرایط خوب و قیافه ای که از 20 نمره 18 به ظاهرم میدم اما یه نامزدیه به هم خورده دارم .18 اسفند 88 عقد کردیم و اردیبهشت 90 از هم جدا شدیم البته تو این مدت،8 ماه کاملا از هم دور بودیم یعنی نامزدم تو اقیانوس رو کشتی بود . حالا بعد به هم خوردن نامزدیم خواستگار خوب چند مورد داشتم اما همشون وقتی این قضیرو شنیدن گذاشتن رفتن دیگه دارم ناامید میشم ، چند روزه با یه آقایی آشنا شدم شرایطش عالیه و رو صداقت و پاکی خیلی تاکید داره ، میترسم موضوع رو بهش بگم اینم بزاره بره ، لطفا راهنماییم کنید موضوعو کی و چه جوری بهش بگم که بمونه ؟ به سوالاش چجوری جواب بدم ؟
    ========================
    اگر بحث ازدواج را کرد بهش بگید خیلی بالغانه نه با ترس و اظطراب
    اینطوری متوجه میشه لیلا مهمتره از تجربه نامزدیش

    [پاسخ]

  3. آقای دکتر با سلام و خسته نباشید
    یک هفته قبل در همین صفحه برایتان پیغامی گذاشتم و دو روز منتظر تایید بود، من منتظر پاسخ شما هستم ولی متن آن دیگر در صفحه نیست.آیا باید مجدد ارسال کنم؟
    ممنون از لطفتون

    [پاسخ]

  4. دکتر به دادم برس !
    دارم ذره ذره آب میشم …
    پسری هستم 25 ساله 6 ماهه با خانمی 24 ساله آشنا شدم و از ابتدا مبنا بر شناخت برای ازدواج بوده.
    هرچی جلوتر رفتیم و شناخت بیشتر شد، علاقه دو طرفه و تصمیم ازدواج هم قطعی تر شد …
    اما …
    این خانوم برای من اعتراف کردند پیش از من نامزدی داشتند که به دلیل مشکلات زیاد در دوره نامزدی از هم جدا شدند
    و متاسفانه تجربه رابطه جنسی را با اون آقا دارند !!!
    هرچند بکارت ایشون هنوز حفظ شده اما از وقتی در جریان قرار گرفتم ( متاسفانه با تمام جزئیات و حتی دیالوگ ها و خاطره ها !!) روز و شب دارم می سوزم. من روی این مسئله خیلی حساس بودم و خودم هم هیچ تجربه ای ( حتی در حد بوسه ) نداشتم !
    از طرفی شدیدا دوستش دارم و نمیخوام از دست بدمش
    از طرف دیگه می بینم پشیمونه و خودش بارها به خاطر این گذشته پیش من اشک ریخته
    من هیچ وقت به روش نمیارم و حتی وقتی گاهی اشک میریزه من سعی میکنم با آرامش و امید دادن بهش نشون بدم هرچی بوده گذشته و آرومش کنم.
    اما متاسفانه خودم شاعر هستم و از نظر عاطفی خیلی از مسائل به زعم خیلی ها عادی شدیدا متاثرم میکنن
    حالا موندم …
    از یک سو تصور چیزایی که بهم گفته آتیشم میزنه
    از طرف دیگه فکر جدا شدن با این همه علاقه و به خاطر موضوعی که من میدونم در اون موقعیت حدااکثر اشتباه بوده نه یک جنایت هولناک و عجیب غریب … گیر کردم دکتر … با کسی هم نمیتونم حرف بزنم … از صمیم قلب خواهش میکنم کمکم کنید … باید چه کنم ؟ چطور میتونم با این مسئله کنار بیام و بپذیرم ؟

    ساقی به دست باش که این مست می پرست
    چون خم ز پا نشست و هنوزش خمار توست

    سیری مباد سوخته ی تشنه کام را
    تا جرعه نوش چشمه ی شیرین گوار توست …

    با سپاس
    ============================
    در درجه اول مطمئن باشید که با ظرفیت ناچیز شما ، برای هر زنی یک کابوس میشود به تدریج
    این رابطه تقریبا تمومه

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ دی ۱ام, ۱۳۹۱ ۷:۴۹ ب.ظ:

    سلام مجدد
    سپاس از اینکه پاسخ دادید
    اما سوال من همینجاست که چکار کنم تا ظرفیتم بالا بره ؟
    من میخوام این مسئله رو هضم کنم و رابطه ام رو ادامه بدم
    اما آیا فقط مرور زمان تاثیر داره ؟ یا باید با کسی صحبت کنم ؟ یا به یک مشاور مراجعه کنم ؟

    [پاسخ]

  5. آقای دکتر سلام. من دختری 23 ساله هستم که حدود 3 ماهی میشه که دارم با پسری که خواستگارم بوده آشنا میشم. قبلا تجربه ای داشتم و با پسری که خواستگارم بوده بعد از حدود 6 ماه آشنایی بله برون کردیم و صیغه محرمیتی خوندیم که بنا به دلایلی، پس از 1 ماه تموم شد و هیچ رابطه ی خاصی هم نداشتیم. در حال حاضر من به این آقایی که دارم باهاش آشنا میشم گفتم قبلا نامزد داشتم و زود تموم شده اما حرفی از صیغه نزدم. آیا لازمه توضیح بیشتری بهش بدم؟ ممنون
    =============================
    نیازی نیست مگر اینکه اصرار به جزئیات داشته باشند
    اما باید علتاتمام را حتما واضح توضیح بدهی براشون تا نگرانی هاشون خاتمه بیابه

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.