هیچ خواستگاری ندارم

image_pdfimage_print

·         سلام دکتر جان خدا قوت
من میخوام از اون رابطه وحشتناک بیرون بیام ولی حس میکنم سنم بالا رفته(۲۸)و دیگه موقعیتی ندارم. احساس میکنم طلسم شدم چون هیچ خواستگاری ندارم.دکتر چجور میشه یه دختر آروم و تقریبا خندان با ظاهر متوسط رو به بالا و شغل مناسب هیچ و هیچ خواستگاری نداشته باشه؟بجز لبخند کسی چیزی از من ندیده.خیلی فکرم مشغوله.یعنی خدا چه سرنوشتی واسم میخواد.تنهایی خیلی سخته اونم تو شرایط من که تویه محیط بسته ام.چیکار کنم؟
——————————————
سحر گرامی
وقتی خواستگار نداری یعنی :

·         جای خوبی دیده نمیشوی. محیطی که دیده میشویم محل کارمان است و درباره تو ؛  اونجا احتمالا از زایش روابط سالم عقیمه یا مردانش متاهلند و زنانش نیز در رقابتی مثل خودت درگیرند !

·         یا رابطه ای که داری مسمومت کرده و انرژی روانی ات را تقلیل داده که نمیتونی به افراد خوب بیندیشی

·         خانواده ات بیکار نشسته اند

·         فامیلت دست روی دست گذاشته اند و دختر به این خوبی را به افراد خوب معرفی نمیکنند
دوستان متاهلت نیز تعطیلند که از دوستای مجرد شوهراشون به تو معرفی نمیکنند( شایدم تو تا الان بهشون خواسته ایت را نگفته ای(


 

195 thoughts on “هیچ خواستگاری ندارم

  1. دخترم عزیزم خواهش میکنم این دوم له منو آویزه .گوشت کن و مطمین باش موفق میشی
    اول سن و سالی از تو نگذشته که فکر کنی وای چه دیر شده ووو سن ازدواج در مملکت ما بالاست و شما بسیار سن وسال کمتری داری
    دوم بدون هیچ توجهی به هیچ حرفی از هیچ کس مطمین باش مطمین باش در گونه تونو میزنن و میان خواستگاری تو اما روزی که برای تو و خونواده تو و طرف مقابل تو بهترین روز باشه و به امید آون روز منتطر باش و شک نکن که شک مسیله رو عوض میکنه با اطمینان قلبی منتطر باش وحتی شکل فرم وشعل وکار درآمد وووو طرف رو در ذهن خودت به شکل کامل بازسازی کن
    ممنون

    [پاسخ]

  2. سلام اقای دکتر من سی و یک سالمه اما هنوز جفت واقعیمو پیدا نکردم خیلی تنهام پدرمم به رحمت خدا رفتن شدیدا به شوهر نیاز دارم به خاطر امنیت زندگیم و دریافت عشق و محبت و کسب ارامش از شما و ازهمه عزیزانی که این پیام رو خواندند میخواهم برای من دعا کنند چون دلم میخواد ازدواج کنم و تشکیل خانواده بدم . منم کارمندم از خدا میخوام یک شوهر مهربونه عاقله . خوشگله . پولدار. خانواده دوست. که دیگه سرکار نروم. و استرسام تموم بشنو کنارش امنیت و ارامشم پیدا کنم نصیبم کنه. الهییی امییین

    [پاسخ]

  3. همیشه توی مدرسه به ما می گفتند با پسر ها دوست نشوید . دوستی با پسر بد است. اما هیچوقت نگفتند چرا. آن زمان اکثرا دوست پسر نداشتیم. اما گاهی دخترهایی بودند که دوست می شدند و در چشم ما مانند هیولا بودند و اصلا قبولشان نداشتیم. اما الان اکثر همان دخترها ازدواج کرده اند چه آنهایی که اهل دوست پسر بودند و چه آن هایی که نبودند و من الان دریافتم که دوست پسر داشتن یا نداشتن انگارچندان تاثیری در ازدواج دخترها نداشت. آن زمان خیلی نصیحت ها می کردند. مثلا می گفتند نباید آرایش کنید. ابروهایتان را اصلاح نکنید. اما این بار دخترهایی که اهل آرایش بودند زودتر شوهر کردند و رفتند سر خانه و زندگی خودشان. این بار هم نصیحت های مربی پرورشیمان درست از آب در نیامد. توی فیلم ها هم مشکل ازدواج دخترها نهایتا نداشتن جهزیه یا مخالفت پدر است وگرنه جهزیه جور شود و پدر هم موافقت کند دختر نهایتا بین اکبر و کامبیز یکی را انتخاب می کند.
    اما کسی راجع به اینکه دختری خواستگار ندارد چون بعضی جاهای بدنش که باید بزرگ باشد بزرگ نیست و جایی که باید کوچک باشد چندان کوچک نیست، صحبتی نمی کند. اینجور وقت ها مربی های پرورشی معلوم نیست کدام گوری رفته اند و تمام معلم ها و فیلم سازان محترم و تحصیل کرده هم خفه خون می گیرند انگار اصلا این دختر ها نیستند. چرا کسی این دختر های سی و چند ساله را نمی بیند؟ چرا حرفی از آن ها نیست؟ چرا مسئولان تا حرف مشکلات ازدواج می شود فقط بلدند مسکن مهر بدهند؟ وام بدهند؟ آیا این دختران مشکل ازدواج ندارند؟
    البته جامعه هم حق دارد. شاید من هم اگر مرد بودم دختری را انتخاب می کردم که این عدم تناسبات را نداشته باشد. در واقع مشکل این نیست که چرا جامعه اینگونه است مشکل این است که چرا این مشکل دیده نمی شود؟ چرا اصلا مطرح نمی شود؟ چرا همه خودشان را زدند کوچه ی علی چپ؟
    چرا فقط مشکل سربازی و اشتغال و مسکن شده مشکل ازدواج؟ حالا نه فقط مشکلات ازدواج. بلکه مشکلات جامعه. کلا این دختران مجرد جایی ندارند. نه نزد مربیان پرورشی نه توی فیلم ها. نه نزد مسئولین کت شلواری و نه غیر کت شلواری. و این مشکل بزرگی است.
    کمی هم درد دل خواستم قاطی شکایت نامه ام کنم:
    این که وقتی درجمع دختران دهه هفتادی بنشینی و آنها از چگونگی مراسم حنابندانشان برایت گزارش بدهند، این که حتی مادرت هم بهت بگوید ببین همه دختر عموهایت ازدواج کرده اندو فقط تو مانده ای، این که اندامشان را ببینی که تناسبات به خوبی در آن رعایت شده است، اینکه وقتی تلگرامت را چک می کنی تمام دوستانت عکس فرزندان و یا شوهرانشان عکس پروفایلشان است، این که همان دوستت که وقتی مجرد بود با چند تا پسر دوست بود و الان دارد با فرزندش توی یه جشن می رقصد… این ها همه گوشه ای از دنیای دخترهایی است که کسی نمی بیندشان. پسرها مشکل سربازی و اشتغال شان حل شود یا نشود، وام ازدواج بدهند یا ندهند به حال آن ها هیچ فرقی نمی کند. برای آن ها هیچ گزینه ای روی میز نیست. چون دیگر نه جوانند نه زیبا.
    فقط خواستم بگویم ما هم هستیم.. به خدا راست میگم..
    nadia 3 sale

    [پاسخ]

  4. سلام یه چیزی رک میگم من بیست سالمه قصدازدواج ندارم شماهم نداشته باشید دیوانه یید مگه من خوشگلم دانشجوام درسم خوبه تو اجتماع دیده میشم خواستگارم دارم خیلی منو میخواد اما من ازدواج نمیکنم دیوانگیه

    [پاسخ]

  5. من ٣٧ ساله هستم فوق لیسانس کارمند رسمی و قیافه خوب قد ١۶۵ ورزشکار ولی تا الان حتی یه خواستگار که مثل خودم کارمند معمولی باشه نداشتم یه چند نفر بیسواد و بیکار بودن و یا زن مرده و مطلقه بودن

    [پاسخ]

    امیر پاسخ در تاريخ بهمن ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱:۱۴ ب.ظ:

    ناراحت نباش ددوسست من.خواهر من هم دقیقا عین شما ولی یک خولستگار با شرایط عین خودش براش نیومده

    [پاسخ]

    شکسته پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۴:۰۰ ق.ظ:

    منم مثل شمام دارم دیوانه میشم وقصدخودکشی دارم چون شرایط مالیخانوادم خوب نیس امامن تحصیل کرده بیکارم دیگه روم نمیشه ک دست درازکنم پیششون

    [پاسخ]

  6. سلام من اتفاقی با این سایت اشنا شدم وقتی دلم خیلی گرفته بود اومدم و این مسئله رو تو نت سرچ کردم من یه دختر 19 ساله هستم متولد 76 دانشجو در دانشگاه عالی؛ شاعر هستم اشعارم در مجله و نشریات به چاپ رسیده به جشواره های مختلف دعوت میشم تقدیر میشه ازم چون شاعر آیینی هستم…قهرمان دو ومیدانی و والیبال چندین مدال دارم تو دانشگاه معروفم دختر با حجاب و معتقدی هستم تا به حال با 1 پسرم دوست نبودم چون معتقد بودم ادم فقط باید همه ی عشق و محبتش برای یک نفر در قالب زندگی و ازدواج بزاره چون ارزش و حرمتش حفظ میشه و خداوند هم به اون زندگی برکت میده از نظر ظاهر جذاب هستم و خیلی خوش اخلاقم اصلا عصبانی نمیشم و به گفته ی اطرافیانم بهشون ارامش میدم…اما درونم ناراحت من احترام پسرای دانشگاه یا هر جنس مخالفی رو میبینم همیشه با خانم صدام میکنن و تحسین اما من یک خواستگارم نداشتم دختر خالم ک همین شرایط من داره و از نظر ظاهر از من پایین تره خیلی موقعیت داره چون همه جا فعال و میره…خیلی حالم بد شده من شرایطم هز اون خیلی بهتره اما متاسفانه دیده نمیشم خیلی غمگینم شبا بالشتم خیس فقط گریه میکنم گاهی به خدا شکایت میکنم…واقعا انگیزم برای زندگی رفته…اعتقاداتم داره سست میشه احساس میکنم خدا دوسم نداره چون هیچ کدوم از حاجت های زندگیم نگرفتم…

    من خیلی خسته ام از زندگی
    خیلی
    دلم یه عشق پاک میخواد..

    [پاسخ]

    شکسته پاسخ در تاريخ اسفند ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۴:۰۲ ق.ظ:

    خانومممم پس من چی بگم تونصف سنمی من چی بگم

    [پاسخ]

  7. سلام اقای دکترمن 21سالمه وخانوادم خانواده ی محترمی هستن و وضع مالی متوسط روبه بالا داریم ازنظرچهره زیباهستم محجبه ام ودانشگاه دولتی درس میخونم اهل نمازوروزه ام وکوچکترین ارایشیم نمیکنم باهیچ پسری تاحالارابطه نداشتم دوتاخاستگارداشتم که پدرم بخاطرسن پایین دوسال پیش ردکردن مارفت وامدخیلی کمی بافامیل واشناداریم درحدسالی یک بارواهل دوستی وعشقم نیستم ولی ازوقتی که وارددانشگاه شدم پدرومادرم به صورت غیرمستقیم دارن بهم فشارمیارن برای ازدواج ومادرم میگه توهیچ خاستگاری نداری ومدام منوتخریب میکنه بااینکه خودمم میخوام ازدواج کنم به نظرم راهم بستس چون هیچ امیدی به فامیل واشنانیست وحس میکنم تودانشگاهم نامرئیم وهیچکس منونمیبینه فشارروحی بدی بهم واردشده ودچاراسترس شدم چطورخودمواروم کنم وازچه راهی خاستگارجذب کنم

    [پاسخ]

  8. منم 26 سالمه و مجرد لیسانسم دارم خاستگارم دارم ولی هیچکدوم از دیپلم بالاتر نیستن.شغل خوب هم ندارن.من توی روستا زندگی میکنم و اینجاهمه همو میشناسن انقدر حرف میشنوم ک میخام دق کنم

    [پاسخ]

  9. الان مد شده پسرا زن کارمند میخوان چرا چون شرایط زندگی با وضع بد اقتصادی خیلی سخت شده که حقم دارن نتیجش میشه اینکه ما دخترای تحصیلکرده بیکار باید بترشیم خواهرم کارمند بود هزار تا خواستگار داشت اما من که از اون خوشگلترم دریغ از یه نفر الان دیگه خوشگلی مهم نیست .

    [پاسخ]

  10. سلام
    عجب چیزایی
    من 39 ساله دوبار جدا شدم صرفا به خاطر اعتماد بیخودی
    اما امیدم از شماها بیشتره
    واقعا هم روابط افتضاح شده
    و نگران کننده
    اما به یه باور رسیدم
    حداقل 50 درصد ازدواج شانسه
    منم
    زیبا
    تحصیل کرده
    نجیب و شاد بودم
    و کم توقع و مهربان
    اما باختم

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۲ ق.ظ:

    به نظرم شما فقط زیبایی رو مد نظر قرار دادین چون واسه مرد زیبایی فقط چند روزه و انچه زیبایی رو طول میده اخلاق و رفتار زنانگی هستش پس قدر فرصت های زندگیتو بدون

    [پاسخ]

    f.a پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۵ ۴:۰۴ ب.ظ:

    واقعا درسته زیباییی از بین میره اخلاق میمانه

    [پاسخ]

  11. منم دختری ۲۵ساله هستم . تا حالا حتی یک خواستگارم نداشتم . چرا؟ چون چهره ی زیبایی ندارم. از نظر اخلاق و رفتار و موفعیت خونوادگی بسیار شرایط ایده ال دارم. ولی وقای چهره ی خوبی نداشته باشی حالا همهخوبیای دنیا درونت جمع شده باشه بازم تنهایی .

    [پاسخ]

    کیا پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۵ ۴:۴۱ ق.ظ:

    مشکل شما خانوما اینکه زیاده خواهید و پسر بد بختی که بخواد بیاد خواستگاری باید پول و ماشین و خونه داشته باشه.تا بیاد اینارا تهیه کنه سن هم دوره ای های خودش زیاد شده واز دوره های بعدی زن میگره

    [پاسخ]

    زینب پاسخ در تاريخ آبان ۱۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۲۴ ق.ظ:

    سلام . آقای کیا قضاوتتون درست نیست همه دخترا دنبال ثروت نیستن .من جایی خوندم که از چندتا پسر مجرد درمورد همسر آیندشون پرسیدن اونام گفتن دوست دارن که تک فرزند باشه پولدار باشه جذاب باشه. مشکل گسترده تر از این حرفاس.

    [پاسخ]

    زیبا پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۷ ب.ظ:

    علت اینکه اقایون فکر میکنن دخترا زیاده خواهن اینه که میرن خواستکاری دخترایی که چند درجه از خودشون بالاترن میرن یه جایی خواستکاری که دختر از نطر زیبایی صد درجه بالاتره از باکلاس تره ثروتمندتره تحصیلکرده تره کار خیلی بهتری داره تازه تعجب میکنن که جواب رد شنیدن میکن طرف زیاده خواه بود اکر برن جایی هم شان خودشون خیلی هم راحت جواب مثبت میدن

    [پاسخ]

  12. سلام من امروز خیلی اتفاقی این سایت رو دیدم و خوندم. اتفاقی نه چون روحیه ام بعد این همه عمر خراب بود ی مطلبی سرچ کردم این اومد بالا
    من 31 ساله، فوق لیسانس، بی کار و مجرد. برا کار بهتون بگم همه جا رفتم همه جا. حسابشو کنید ک حتی برا مربی پیش دبستان رفتم و دوره گذروندم و بعد باز قبولم نکردن. خلاصه برا کار همه جا رفتم ولی اصلا پیدا نکردم
    اما برا ازدواج تا ب الان که ی مدت دیگه میشم 31 سال ی نفر هم خواستگار نداشتم. 4 تا خواهر دارم که اونا اگ بگم اروزانه 3 تا خواستگار داشتن دروغ نگفتم ولی من اصلا ندارم
    تو خانواده ایی بزرگ شدم که خدا و پیغبر حالیشون هست. مذهبی هستیم و پایبند خدا و اصول و اتقاقات هستیم
    نمیدونم کیه ک میخوات جواب منو بده. ولی ی چیزی بگم من دختری هستم سرم تو کترای خودمه همه منو میشناسن ک دختر کی هستم.
    خیلی جاها برخیا رو میبینم که ی اقایی ب ی اقایی دیگ میگه زشت دختر فلانی اومد جالبه از من جخالت میکشن ولی از خدایی ک اونارو میبینه نمکشن. هدفم از گفتن این این بود که بگم خیلیا منو میشناسن ولی من اصلا ی خواستگار ندارم.
    تو عمرم هم دنبال جادو و برنامه های دیگ نرفتم فقط و فقط همیشه از خدا خواستم
    ولی تا ب الان جوابی نگرفتم.
    حال ی راه حل بدید؟

    [پاسخ]

  13. سلام ن هیچ خواستگاری نداشتم وشخص میخواهم که تحصیلات عالیه داشته باشد ونجیب وهمچنین خانوادهاش باشد ولیکن ازدوستان خانوادگی است ولی دور هسته بلد نیستم
    ناراحت هستم ؟ پزشکه))

    [پاسخ]

  14. سلام،پدر من نمیزاره واسمون خواستگاربیادوهمه روردمیکنه اونوقت برای دخترهای مردم وفامیل خواستگارمیفرسته،بااینکه درسمون خوبه وقیافه واخلاقمون هم اکثرن میگن خوبه،مامانتویی هستیم و1کم ارایش میکنیم بهانه پدرم هم همینه که چون چادرنمیپوشیدوآرایش میکنیدخواستگارنداریددرحالی که خودش خواستگارهاروردمیکنه،ماباهمچین پدری چکارکنیم؟

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ فروردین ۷ام, ۱۳۹۵ ۸:۳۸ ب.ظ:

    مشکل از شماست شما که حاضر نیستید مقداری خودتون رو با پدرتون وفق بدید تا از لج بازیش کوتاه بیاد. دوفردا دیگه همسرتون یه چیزی ازتون بخواد چیکار میکنید. شما بیا فعلا به حرف بابا گوش کن بعد که خواستگار اومد بهش بگو من این مدلی هستم. دیگه وقتی رفتی خونه شوهرت دیگه به پدر مربوطی نیست که گیر بده بگه اینجورب بپوش.

    [پاسخ]

    لعیا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۴ ق.ظ:

    اون چه پدریه که با سرنوشت بچه هاش لج کرده! بگو ناپدری دیگه. تعجب میکنم نظر شما اینه که با این پدر باید به مکر و حیله متوسل شد. آخه خودش فکر نمیکنه؟ پس فردا که دید دخترای همه ازدواج کردن و دخترای خودش ۴۰ ساله شدن و هنوز تو خونه ن، خودش میفهمه

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۳۱ام, ۱۳۹۵ ۸:۰۷ ب.ظ:

    بله با این روش شما بهش میفهمونید. ولی خودتون و عمرتون از بین میره. پس راهی نداری جز همینکه مکرو حیله میخوای اسمشو بزارید یا..

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۵ ق.ظ:

    در کل اگر از طرف اعتماد و اطمینان کامل داری, این تو هستی که باید انتخاب کنی و این رو به پدرت با بهترین نحو ممکن انتقال بده که حق زندگی و تصمیمت به عهده خودته نه اون وسلام

    [پاسخ]

  15. خیلی عالی میشه واقعا .من خیلی دارم دچار افسردگی میشم . متولد 64 هستم و تا حالا با هیچ پسری دوست نبودم . خیلی نیاز دارم به یه همراه . کسی که بدونم مال خودم هست . اما اصلا تو این جامعه اینقدر ادم دور و برش خیانت ها را میبینه تو زندگی دیگران که واقعا میترسه . الان انتخاب شریک برای هم زنها و هم مردها خیلی سخته . بیچاره ما دهه 60 ایا . کاش حداقل پسرای همدورمون نمیرفتن سراغ دهه70 ایا . گناه ما که نمیخواهیم گناه کنیم چیه . چرا خیلیا دوروبرمون هستن که همه کاری تو مجردی کردن بعدم یه پسر خیلی خوب و نجیب و همه چی تموم گیرشون میاد اما ما باید نجابتمونو بذاریم در کوزه و آبشو بخوریم

    [پاسخ]

    تنها پاسخ در تاريخ اسفند ۲۲ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۵ ب.ظ:

    آره واقعاماکه نجیبیم تنهاموندیم چون بلدنیستیم واسه خودمون شوهرپیداکنیم

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ فروردین ۷ام, ۱۳۹۵ ۸:۳۳ ب.ظ:

    سلام خیلی نظراتو خوندم. من یک پسر 31 ساله هستم دارای شغل خانه و .. که متعاقبا تا به این سن رسیدم اینهارو مهیا کردم! باور کنید مشکلی که خیلی از شما دخترهای هم سن ما دارید. مااا هم داریم. من الان خودم شدیدا میگردم دنبال دختری که وفادار راستگو و مهربان و پاک باشه. اما پیدا نمیکنم و واقعا دارم افسردگی میگیرم بخاطر این موضوع دوست هم ندارم که عمرم و.. رو دیگه بزارم پای دختربازی و..
    از مدیریت سایت خواهش میکنم یه گروهی کانالی در تلگرام ایجاد کنن تا همه اونجا بتونیم صحبت کنیم unforgiven

    [پاسخ]

    gisoo پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۲:۱۰ ب.ظ:

    دقیقا من هم موافقم کسایی که سراغ من میان از لحاظ رفتار مناسب نیستند من منطق و شخصیت طرف خیلی واسم مهمه

    [پاسخ]

    مینا پاسخ در تاريخ شهریور ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۸:۵۲ ب.ظ:

    موافقم با نظرتون

    [پاسخ]

    سجاد پاسخ در تاريخ اسفند ۲۱ام, ۱۳۹۵ ۱:۰۱ ب.ظ:

    یه حالت بدم وجود. داره اینکه پسر خوب و نجیب گیر دختر نادرستش میفته و برعکس

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۱۲:۱۶ ق.ظ:

    وا خب شما چرا نمیایید منو بگیرید دختر به این خوبی مهربونی نجیب با وقار وفادار والا بوخودا

    [پاسخ]

    الهه پاسخ در تاريخ آبان ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۳ ب.ظ:

    الهیی من بمیرم واست وبقیه دخترای نجیبی مثه تو فقط خدا کمکمون کنه آخه این چه جامعه مزخرفیه به خدا حالم از ایران بهم میخوره ازخونوادم بهم میخوره همش تقصیر ایناست انقد تومخمون ازدواجو برجسته کردن که حد نداره نه اینکه مهم نیست هست اما بقیه چیزا رو گذاشتیم فقط چسبیدیم به این

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۳۹ ق.ظ:

    سلام درود بر شما واقعا این انصاف نیست ولی شما خوب هستین و اینکه طرفی که همه کار کرده و یه پسر نجیب این کاملا در طول زندگیش تعویض میشه لطف خدا رو فراموش نکن و امیدوارم شما با سنجش خود و برخی تغییرات در نحوه زندگیت از تنهایی در بیاین و با حلالتون زندگی کنین

    [پاسخ]

  16. وای دخترا چرا انقدر ناراحتین
    من 25 سالمه پدرم ایرانی نی, لیسانس شیمی قد166و ظاهر بامزه البته نظر دیگرانه با یه خانواده خوب و وضعیت مالی متوسط که بعضی وقتا رو ب ضعیفم میره
    همیشه خواستگار داشتم ولی خوشم نیومده از مهندس وکارمند دولت گرفته تا دانشجو اسمون جول
    دخترا رحمت خدا هستند خودتون آیندتونو بسازید دنیا بد هست درست ولی تلاش کنید برای زندگیه شاد شرایط زندگی من خیلی سخته ولی همیشه امید داشتم همیشه سرتونو بالا بگیرید دست خدا بالای همه ی دستهاست یادتون نره قهرمان زندگی خودتون باشید یه دختر میتونه تنها اما موفق زندگی کنه انقدر قوی باشین که به کسی نیاز نداشته باشین انوقت خیلیا میان طرفتون
    برای خدا نامه بنویسید هیچ نامه ای بی پاسخ نیست

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ تیر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۵:۴۲ ق.ظ:

    با سلام.آفرین ندا خانم. ای کاش همه مثل شما فکر میکردن. دخترخانما به ارزش خودتون پی ببرید

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ آذر ۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۴۵ ق.ظ:

    ندا خانوم به نظرم این راه تو و تبلیغات تو ,فقط از خدا دورتر میشی و از فرمان خدا در تشکیل زندگی پیروی نمیکنی و این گناهه سعی کن عاقل باشی و آیندتو با جفتت بسازی درسه زندگی سخته ولی موفقیت راحت بدست نمیاد پس با هم بودن ضمیمه موفقیته آخوند نیستم و مذهبی هم نیستم ولی این رو برای کمک عرض کردم وسلام

    [پاسخ]

  17. سلام کامنت هارو خوندم ازقبل بافکرای منفی ک توسرم بود وهرروز بهشون فکر میکردم ناراحت ومتاسف بودم ولی حالا دیدم خیلی هاتو شرایط بدتر ازمن هستن .من دختری هستم ۲۱ساله ک سال اول دانشگاه ک بودم دوتااز هم سن های فامیلمون ازدواج کردن ولی من نه.ازونوقت تا ب حال من حس بدی داشتم تا ک دیروز فمیدم یکی از دخترای فامیل ککوچیکتر از من هستش هم عقد کرده و توی فامیل هرکی ک نوه یا دختر یا خواهر زاده یا برادر زاده یا هرکوفتی ک داره میاد میگه فلان کسم خاستگار داره اخه بابا این چیزا مگه پز دادن اره اخه منم میتونم الکی بیام بگم خاستگار دارم چون معلوم نیس واقعا میگن یا الکی٬من خیلیییییی ناراحتم واحساس افسردگی میکنم از بچگی تو رویای ازدواج بودم الان درسته رویایی ندارم واقعا٬ولی بخاطر حرفای فامیل و دوست واشنا دلم میخاد ازدواج کنم حس میکنم طلسم شدم

    [پاسخ]

  18. سلام به همه
    همه پیامهاتونو تقریبا خوندم دوستای عزیز
    نمیدونم چی بگم فقط اینو میدونم که حالم خوب نیس..بیست ونه سالمه قدبلند وخوشقیافه ام ..بیرون که میرم فقط تعریف میشنوم
    تعریفایی مثله چه نازی چه خوشگلی چه عروسکی واین چیزا…خیلیم تا الان خواستگارداشتم اما همیشه پسرا اول با آتیش تند عاشقم میشن بعد از چندبارقرارگذاشتن وصحبت کردن درموردازدواج نمیدونم چی میشه که ولم میکنن البته فقط اونایی که منم ازشون خوشم میاد ..اونایی که خوشم نمیادوبهشون میگم نه که سیریش میشن ..اینم ازشانس منه ..بخدا قسم تا الان دست پسربه من نخورده دخترباخدایی
    هستم اما هرکی به من میرسه که ازش خوشم میاد اولش عاشقمه وکلی حرفای عاشقانه میزنه بعدتامنم بهش حس پیدامیکنم واحساساتم درگیرمیشه غیبش میزنه دیگه خسته شدم ..برام دعاکنید

    [پاسخ]

    میشا پاسخ در تاريخ دی ۹ام, ۱۳۹۴ ۵:۳۶ ب.ظ:

    دوست عزیز دقیقا منم مشکل شمارو دارم نمی دونم چرا اینجوری میشه

    [پاسخ]

    معصومه پاسخ در تاريخ شهریور ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۵۱ ب.ظ:

    واقعا منم همه با آتیش تندمیان سمتن ولی بعدمدتی تلفنی حرف زدن وقتی میگم آشنایی بسه وحالاباخانوادم صحبت کنین ول میکنن میرن.واقعاموندم توکارمملکت .ولی میدونین من به این معتقدم حکمت خدانیست حتمادیگه که هرکسی ارزش اینونداره درکنارماباشه

    [پاسخ]

  19. سلام
    این کامنتها خیلی روی من تاثیر گذاشت. من الان 23 سالم هست. تو فکرم بود که تو 26 سالگی ازدواج کنم(سال اول دکترام انشاالله) ولی چون برادرم 30 سالش هست و هنوز ازدواج نکرده من فکر کردم، بهتره بعد از ارشد برم سرکار تا شرایط ازدواج(پول) رو برای داداشم هموار کنم. کامنتاتون به من کمک کرد تا بتونم بهتر از مسئولیت هام آشنا بشم.
    ممنون

    [پاسخ]

  20. سلام به همگی،
    من هم 27سالمه(پسرم)لیسانس مهندسی برق،کارمند رسمی،خوش قیافه
    تا الآن هم با دختری دوست نبودم ،
    الآن قصد ازدواج دارم و کسى رو زیر نظر دارم ولی استرس دارم که نه بگه ،دعام کنید.

    [پاسخ]

    ارمان پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۵ ۵:۴۱ ق.ظ:

    ایشالا که نه نمیکه

    [پاسخ]

  21. شاید الان بگین ناامیدى توکل کن.ازاین حرفا ولی نیستم بیخىىال شدم.من دانشگاه هم رفتم ولی اونجا هم کسی ازم خوشش نیومد ئعنى انقد دختر خشکل بود که من به چشم نمیودم.واقعا بعضی موقعه ها ا کسی خوشم میومد ولی جز حسرت خوردن کاری نمی تونستم بکنم.دختر بودن اصلا خوب نیست من که ترجیح میدادم پسر بودم ومی رفتم انتخاب کنم نه واستم تا انتخاب شم..

    [پاسخ]

    رها پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۷:۲۹ ب.ظ:

    اره منم موافقم

    [پاسخ]

  22. دختراهم مقصرن.اینقدر بخاطر اینگه تو چشم پسرا خوب به نظر بیان باصورتشون ور رفتنکه پسرا همه رو میگن دختراى خوبی نیستن..خواهراى گرامی بخاطر اینگه خوب به نظر بیان این کارو نکنید این همه سال این کارو کردین نتیجه داده.نه بلکه بدتر شده پسرا دمدمى مزاج شدن.من که دخترم واقعا از ن که این همه ارایش میکنىم حالم بهم می خوره.اخه بخاطر چی خودمونو مثل عروسکاى پشت ویترىن کنیم تا کسی ازمون خوشش بیاد.وقتی خودمون حاضر نمی شیم برا برادراى خودمون دختری که ظاهری خوبی نداره پسند کنیم چه انتظاری از پسرا باید داشت اخه.

    [پاسخ]

  23. سلام.به همگی. من ۲۶سالمه د کلا ۵تا خواستگار داشتم.من نه سر کار میرم.ونه ظاهر خوبی دارم.همه از بچگى گفته که خوشگل نیستم.ولی همه تقریبا دوستم دارن.اشکال از پسراست چون هم دنبال دختر خوب با خوانواده میخوان هم اینکه باید خشگل باشه.قد بلند باشه وهزار چیز دیگه.این ۵تا خواستگار هم من فکر میکنم حتما ایرادى داشتن که اومدم..من بیشتر برا مادرم ناراحتم اخه باین که نمیکه ولی من می فهمم که غصه میخوره..شماها میگىن دوست اشنا دلتون خوشه.همشون به فکر خودشونن. بااىن که ازت تعریف میکنن اخر برا پسراشون جای دیگه میرن..ولی من ومامانم همیشه به داداشم همه رو معروفی کردیم. خواهرم خشکله تو ۱۹سالگى ازدواج کرده بعضی موقعه خئلى حسرت میخورم.همیشه هم دعا کردم.ولی بعضی ها رو دیدم که به هیچى اعتقادى ندارن ولی الان ازدواج کردن باهم خوبن زندگى میکنن.بیخىال من که دیگه گذاشتم هرچی پیش بیاد..

    [پاسخ]

    سینا پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۰۳ ب.ظ:

    دوست عزیز جهانبینی افراد نسبت به دنیا متفاوت است. اگر سرکار خانم همه موفقعیت را فقط در ازدواج میبینید. باید خدمتتان عرض کنم که در جامعه امروزی اصرار بر این تفکر جز مشوش کردن ذهن خودتان چیز دیگری را در بر ندارد.

    [پاسخ]

  24. سلام
    واقعا خوندن این پست ها دل ادم به درد میاره !
    چرا باید تو یه جامعه مثلا اسلامی که همه دم از خدا وپیغمبر میزنن وخودشون عاشق اهل بیت میدونن باید این همه جوان واسه
    یه حلال خدایی یه نیاز طبیعی اینقدر در رنج وعذاب باشن وکسی نباشه دردشون بفهمه واری براشون انجام بده؟
    چرا توی این ممکلکت مثلا اسلامی باید 25 میلیون وام خودرو بدن ولی برای ازدواج جوانها که از نون شب واجب تره کسی به فکر نباشه وچندر قاز وام ازدواج بدن اونم با کلی دوندگی که اخرش باید بزاری تو بانک وقسط خودش بدی وهیچ سودی برات نداره
    یعنی توی این جامعه زندگی واینده یک جوان از یک خودروی حلبی وبی کیفیت بی ارزشتره؟ یعنی داشتن یک خودرو از داشتن یک شریک وهمدم زندگی برای مردم ما واجبتره؟ بذون خودرو نمیشه زندگی کرد ولی بدون همسر میشه؟
    ما هر چه میکشیم از نادانی وبی سیاستی خودمون خدا لعنت کنه مسئولین مارو که فقط به فکر انباشته کردن حسابهای بانگی خودشون هستن فقط به فکر پیدا کردن بهترین کشور ودانشگاه ومحل زندیگ برای دختر وپسرهای خودشون هستن
    در حالیکه این همه دختر وپسر دوروبرشون به کمک اونها چشم دوختن بهشون احتیاج دارن! خدا ازشون نگذره که میتونن ولی کاری انجام نمیدن!
    منم یه دختر 36 ساله مجرد هستم با تحصیلات عالی وبدون خواستگار که اهل هیچ روابطی هم نبودم این همه سال پاک زندگی کردم متاسفانه توی کشور اسلامی ما برای یه دختر نجیب وپاک کسی تره هم خورد نمیکنه خودتون خسته نکنید.
    توی کشورهای خارجی که اعتقادی به هیچی ندارن انسانیت خیلی بیشتر دیده میشه تا ما ادعای خدا پرستی میکنیم
    اونا سایتهای همسر یابی دارن از هر 10 نفر 9نفر واقعا دنبال ازدواج هستن از مرد وزن .ولی توی کشور اسلامی ما از هر 100 تا مرد 99تا فقط برای سواستفاده میان واون یک نفر هم صدصد مشکل داره عضو این سایتها میشن بعد اسم خودشون هم میزارن مسلمان شیعه علی……. خاک بر سر همچین کشور وهمچین مسلمانهایی کنن که همچین نامرادنی وبی غیرتایی پرورش دادن.
    اونقدر که در این کشو مسلمان جوان تشویق به ازدواج موقت صیغه میکنن به ازدواج دائم نمیکنن هر جا میری مشکلت میگی میگن برو صیغه کن برو همسر دوم یا سوم مرد زن دار بشو برو زن مردی شو که همسن پدرتو سن داره چرا چون دختری وسنت رفته بالا ودیگه کسی ارزش برات قائل نیست. چون تو کشور اسلمی ما ارزش یک زن به سن شانسنامه ای اونه. یعنی هر سالی که به سن یه دختر اضافه میشه همون قدر از ارزش اون دختر هم کم میشه خدایا چقدر باید بکشیم از بی فکری و بی فرهنگی نادانی این مردم!

    [پاسخ]

    سینا پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۱۱ ب.ظ:

    سرکار خانم با سلام. در هر جامعه بشری تمایل مردها بسمت زیبایی و جذابیت یک خانم است. و این خلقت خداوند می باشد و راه گریزی از آن نیست. و همین خداوندی که صاحب این خلقت است برای روابط مرد و زن راه های متفاوتی را پیشنهاد نموده است. این خود بشر است که برای خود محدودیت بی مورد ایجاد می کند. وگرنه چند همسری، صیغه و دیگر روابط مشروع چه مشکلی دارد؟

    [پاسخ]

    لعیا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۸ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۰۶ ق.ظ:

    آقا من جداً برات متاسفم یعنی اصلا نمیدونم تاسفمو چجوری ابراز کنم. این خانم چی میگه، شما چی میگی…واقعا که!

    [پاسخ]

    Hadis پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۵ ۷:۰۱ ق.ظ:

    اقا واقعا براتون متاسفم با این طرز فکرتون شما فکرکنم از جمله مردایی باشین که حاضرین حتی خواهر خودتونم صیغه کسی کنین بدبختش کنین بیچاره اون دختری که زیر دست شما بزرگ بشه شما نه برادر خوبی هستین نه پدر خوبی میشین خدا به دخترای خانوادتون کمک کنه والا انشاالله خدا عقل سالم بده به شما اول باید رو خودتون و افکارتون کارکنین بعد دیگران رو نصیحت کنین

    [پاسخ]

    احسان پاسخ در تاريخ تیر ۱۲ام, ۱۳۹۵ ۵:۵۰ ق.ظ:

    بابا آب داد. آسمون مگه اومدی سر کلاس درس؟لفظ قلم حرف میزنی؟

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ مهر ۱۷ام, ۱۳۹۵ ۴:۲۴ ب.ظ:

    جناب سینا کمی منطقی فکر کنید اولا زیبایی به سن و سال ربطی نداره دوما ازدواج دوم هم شرایط خیلی خاصی داره هر مردی نمیتونه عادل باشه و تا زمانیکه تو جامعه جز قوانین و رسوم عادی نشه که زن دوم مشکل ایجاد نکنه و غرور بی جا و خودخواهیهاشو کنار نذاره خوشبختی از این طریق برای دخترهای سن بالا امکانپذیر نیست… من هم زیبا هستم و ظاهرم حداقل 10 سال کوچکتر از سن خودم نشون میده هم خانواده مومن و پاکی دارم 33 سالمه خانواده بهترین خواستگارم که خیلی بهم علاقه داشت بخاطر سنم قبولم نکردن پسره 31 سالش بود با زور و اجبار واسش دختر 17 ساله گرفتن…تو جامعه ما هر چقدم زیبا و پاک باشی ولی سنت بالای 23 باشه باز یه دختر زشت 16 ساله رو به تو ترجیح میدن مخصوصا اگه پدرش پولدار باشه…و خانم ترنم هم دقیقا به این مشکل اشاره کردن و جواب شما به ایشون خیلی بی ربط بود.

    [پاسخ]

  25. ﺳﻼﻡ
    ﻋﺰﯾﺰﻡ ﺍﮔﻪ ﺟﺎﯼ ﻣﻦ ﺑﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﻣﻦ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭ ﺩﺍﺭﻡ ﻭﻟﯽ ﻣﯿﺎﻥ ﻣﻨﻮ ﻣﯿﺒﯿﻨﻨﻮ ﻣﯿﺮﻥ…ﺯﺷﺖ ﻧﯿﺴﺘﻢ…ﺗﺤﺼﯿﻠﮑﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﺎ ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﯼ ﺧﻮﺏ…ﺍﺯ ﺑﺲ ﻏﺼﻪ ﺧﻮﺭﺩﻡ ﻣﺮﯾﺾ ﺷﺪﻡ…ﺩﯾﮕﻪ ﺟﺴﻤﯽ ﻧﻤﻮﻧﺪﻩ ﺑﺮﺍﻡ…ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻭﺿﺎﻉ ﺭﻭﺣﯿﻢ ﺑﺪﻩ…ﻓﻘﻂ ﺯﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺩﻝ ﻣﺎﺩﺭﻭ ~ﺩﺭﻡ…ﻏﺮﻭﺭﻭ ﺷﺨﺼﯿﺘﻢ ﻟﻪ ﺷﺪ ﭼﻮﻥ ﺳﻌﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺷﻢ….ﺁﺩﻡ ﺧﻮﺑﯽ ﺑﺎﺷﻢ…..ﺍﯾﻦ ﺟﻮﺍﺏ ﮐﺪﻭﻡ ﮔﻨﺎﻩ ﻣﻨﻪ….

    [پاسخ]

    حمید پاسخ در تاريخ آذر ۸ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۰ ق.ظ:

    والا نمیدونم چی بگم شماها شوهر گیرتون نمیاد من بدبختم زن منم مثل شما دارم افسوردگی میگیرم همه هم میگن بابا چرا زن نمیگیری این همه دختر ریخته

    [پاسخ]

  26. نمی دونم با خانم آناهیتا چشمه علایی آشنایی دارید یا نه …
    حتما حتما حتما به http://www.gisgolabetoon.ir سر بزنید … چون خودشون دیر ازدواج کردن پیشنهادات خیلی خوبی دارن واسه مجردین…
    در ضمن غصه خوردن و منفی بافی چاره کار نیست…از کتاب خدا و قوانینش کمک بگیرید… بی برو برگرد جواب میده

    [پاسخ]

  27. شما خیلی افسرده هستید این کامنتتون از کامنت های قبلیتون هم ناامید کننده تره.پی در پی اشاره به مساعل جنسی کردید.این نشون میده زهنتون درگیر چیه!
    در زندگی به جایی می رسی که یه نفر رو جاش رو خیلی احساس می کنی اون کسی هست که ادامه ی زندگیت باهاش معنا پیدا میکنه و قبل از ارضای جنسی فکرت و روانت باهاش ارضا میشه.شما مشکل خودت رو داری چرا برای دیگران نسخه می پیچی؟؟؟

    [پاسخ]

    رویا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۸ ب.ظ:

    اگر شما چنین حسی از کامنت های من گرفتید قطعا خود شما هم افسرده هستید چون من فک نمی کنم چیزی رو خارج از عرف و شرع مردمم گفته باشم و از طرفی هم نخواستم کسی رو نا امید کنم بابتشم عذرخواهی کردم شما آقایون مگر جز اینه که قسمت اعظم احساساتتون رو با سکس بیان می کنید و در جامعه ما این روزها آقایون آنقدر که در روابط و به بازی گرفتن احساسات دخترای مملکتشون بی بروا شدن و از لحاظ جنسی ارضا می شن که فقط منتظرن کسی بیدا بشه تا با بقیه متفاوت باشه اونوقت برای دخترایی مثل من که تا به حال نه خیانت کردن نه روابط آزادی داشتن نسخه می بیچی ؟ طبیعیه که هر انسانی نیازهای عاطفی وجنسی داشته باشه و حتی بیشتر از بقیه و فقط هم بخواد با همسر آیندش این احساساتو تجربه کنه و شما حق ندارید راجع به من همچین قضاوت عجولانه ای بکنبد چون نمی تونید خودتونوجای یه دختر ایرانی و استرسهاش و تجربه های تلخش بذارید. چیزی که من این روزا تو جامعه می بینم اینه که بسرها با دخترهای متعددی دوست می شن بعد که هیجانات جنسیشون فروکش کرد دنبال حس می گردن امیدوارم شما جز اون دسته نباشید

    [پاسخ]

  28. با سلام مجدد من بابت پستای قبلیم متاسفم دوستای عزیز فک کنم زیادی عصبانی بودم از وضعیتم واسه همین خیلی تند رفتم و خواستم عصبانیتمو خالی کنم و از طرفی هم این همه کامنت دخترای خوب و مهربونو خوندم که وضعیتی مشابه من دارن خیلی ناراحت شدم و 3 روزه که دارم به کلمه به کلمه کامنتا فک می کنم و بغض کردم…..غم خودم و آبجیام فراموشم شد……من هیچ وقت نجابتمو زیر سوال نمی برم وحتی خارج از کشور هم برم روابط آزادو نمی پسندم فقط چون عصبی بودم اونجوری حرف زدم من نمی خواستم ونمی خوام دخترای نازنینو ناامید کنم. بچه ها امیدوار باشید زمونه بدیه ولی خدا خودش ما رو تو این زمونه افریده حتما فکری هم به حالمون می کنه اگه همه تلاشتونو کردین و دیگه نمی خواین غرورتونو زیر سوال ببرین بشینین و دعا کنید و از خدا نه فقط همسر خوب بلکه عاقبت به خیری بخواین اصلا اومدیم شوهر کردینو خدای نکرده تو اوج جوانی شوهرتون فلج شد، مریض شد، مرد یا خیانت کرد تحمل اینا رو دارید؟می دونم که این اتفاقا دست مانیست ولی می خوام بگم که فک نکنید با ازدواج دیگه مشکلات حل می شه یا مثلا نیازای جنسیتون بدون کمو کاست برطرف میشه مثلا خدمتتون عرض کنم اکثر دوستای من که ازدواج کردن از روابط جنسیشون با همسرانشون راضی نبودن اینو خدمت اون دسته از آدما اللخصوص خودم که گرم مزاجیم می گم که فک نکنید حالا حتما با ازدواج به همه خواسته هاتون می رسید ازدواج تحمل و صبرو وفاداری زیادی می خواد من و اکثر دوستای این پیج جز افرادی هستیم که تا حالا خودمونو نگه داشتیم پس لابد اعتقادی یا دلیل محکمی پشت این حفظ نفس بوده عزیزان با همون دلیل محکم به زندگیتون ادامه بدید من بعد از 10 سال تلاش بی ثمرو عشق های متوالی و ناکام موندن مثل خواهر بهتون می گم که تنها چیزی تو این 10 سال تلاشم برای پیدا کردن همسر دلخواهم نصیبم شد فقط تجربه و خودشناسی بود و فهمیدم برای ازدواج باید مهارتهای شنیداری گفتاری و صبرو تحمل زیادی داشت چون در غیر این صورت نتیجه ش می شه همین آمار طلاقی که تو جامعه بیداد می کنه و فک کردین دلیلش چیه ؟دلیلش اینه که پسر دخترا بدون خودشناسی و آگاهی نسبتا پایین پا می ذارن تو زندگی مشترک و بعد از مدتی که جاذبه های جنسیشون از بین رفت رو رفتار هم زوم می کنن البته اگه تو مسائل جنسی هم به توافق و لذت برسن. دیگه زمونه عوض شده جوونای این دوره زمونه مثل مامان باباهامون نیستیم که از ترس آبرو سر خونه زندگیشون بمونن پس فک نکنید الان که دارید از بی شوهری اه وناله می کنید فردا با شرایط سخت می تونید بسازید چون آدما تا وقتی چیزی رو ندارن براش عطش دارن. نمی گم دیدتون به ازدواج منفی باشه و قبول دارم که پسرا واقعا تنوع طلب شدن اما زمونه خیلی فرق کرده اگه می خواین بدون ارتباط دوستی و سکس ازدواج کنید باید مهارتهای اجتماعی و خودشناسیتونو بالا ببرید و اگرم اهل رابطه قبل از ازدواج و سکس هستید(منظورم بی بندو باری یا تبلیغش نیست) مطمئنا مهارتهای بیشتری دارید چون دخترانی که روابط متعدد با پسر داشتن ناخوداگاه هم که شده شناخت و مهارتهای ارتباطی با پسرو بیشتر بلدن و کنترلشون رو احساساتشون بیشتره چون نقاط ضعف و قوتهای خودشون دستشون اومده.پس ببینید کدام طرف گودین و فک نکنید که زندگی همش شوهره باور کنید مردها خیلی کمتر از زنها می تونن ظرف احساسی آدم رو پر کنن پس فک نکنید اگه ازدواج کنید هرشب تا صب روی تخت ابریشم درحال معاشقه با همسر وفادارتون هستید آخه ما دخترا خیلی رویایی فک می کنیم وبعداز ازدواج می خوایم رویاهامون به واقعیت برسونیم و می بینیم زندگی مشترک خیلی وسیع تر از اونیه که فک می کردیم والبته پیچیده، بچه ها ملت مثل ننه بابامون نیستن که ما رو همه جوره تحمل کنن پس بیشتر رو خودتون کار کنید و بعد شوهر بخواین. بابت پستای قبلیم که ممکنه آقا پسرا بهشون بر بخوره عذر می خوام و اگه نا امیدی تو حرفام بود واقعیتش اینه که اونقد نا امید نیستم فقط عصبی و ناراحت بودم پس لطفا امیدتونو حفظ کنید و فقط به خاطر خودتون و اگه خانوادتونو دوس دارین به خاطر اونا زندگی کنید مهربون باشید و مهربونی و عشق بدید به همه، وقتی منشا عشق باشید عشق هم سمتتون میاد اگه نیومد پس بدونید دلتون خیلی بزرگتر از این حرفاس و کسی لایق شما شاید نیست. دخترای نازنین زندگی زیباست با همه سختیاش من خودم ادم زجر کشیده ای هستم اما کم کم دارم رو پای خودم می ایستم و فهمیدم برای خوشبختی لزومی نداره که حتما محبت کسی مثلا جنس مخالف ساپورتت کنه چون اونم آدمه و هر قدر مهربون باشه بعد از یه مدت همه چیزش عادی میشه و باید تازه تو بهش روحیه بدی چون خانوما محکمترو همیشه منشا محبتن. نکته آخرم اینکه دنبال چیزی زیاد نباشید و بهش زیاد دل نبندید برای صحت حرفای بنده که قلبا و با تجربه بهش رسیدم چهار اثر فلورانس اسکاول شین، آرامش درون با سکوت و مراقبه از وین دایر و قدرت جذبه از برایان تریس رو بخونید منم یه روزی مثل شماها بدم می اومد کسی نصیحتم کنه یا راهکارو کتاب بده تا بخونم اما وقتی دیدم هیچ پسری رو جذب نمی کنم و روابطم پایدار نمی مونه گفتم لابد یه جای کار ایراد داره واسه همین رو خودم خیلی کار کردم و الانم تصمیم گرفتم تا به ثبات شخصیتی نرسیدم وارد رابطه با کسی نشم البته بگم روابطم ن مثل دوس دختر پسرا نبود راحتو باز نبود. دوستای گل لطفا برای خودتان زندگی کنید و خودتون رو دوس داشته باشید تا دیگران و از جمله پسرای مورد علاقه تون دوستتون داشته باشن. شاید دلیلی اصلی خواستگار خوب نداشتن همه شماها اینه که عزت نفستون رو از دست دادین مثل من، ولی این همون سیگنالهایی که به اطرافیان منتقل می کنین وهمین باعث می شه کسی که مورد دلخواهتونه سمتتون نیاد. من دوستانی داشتم تا اراده می کردن شوهر کنن به یکسال نکشیده ازدواج می کردن و واقعا اعتماد به نفس خوبی داشتن . امیدوارم هگمی تا یکسال دیگه نهایتا به آرزوتون برسید.

    [پاسخ]

    Hadis پاسخ در تاريخ خرداد ۵ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۷ ق.ظ:

    بابا باز شماها یکی دوتا خاستگار داشتین با اینکه باب میلتون نبودن منو چی میگین حتی یدونه خاستگارم نداشتم این نامادریم هرروز ازارم میده بخاطر اینکه خاستگار ندارم و هیچکس پیدانیس من الان دارم دیوونه میشم یکاری کرده فک و فامیل هم جرات ندارن چیزی بگن یا کسیو معرفی کنن باز من صبرمیکنم سعی میکنم آروم باشم اما مادر ناتنیم امونمو بریده من بحرفاش اهمیت نمیدم میره سراغ عمم عموم پدرم دیگه همه باهم اعصاب خورد کردناشون شروع میشه آدم سیر میشه ازین زندگی کوفتی کم زجر نمیکشیم اینم میزاره سرش پشت و پناهم فقط خداستا ولی خداهم فعلا معلوم نیس تا کی قصد تماشا داره والا این همه میگن دعاکن ما شب و روز تو این سالها نه صرفا فقط وا3 ازدواج بلکه برای تمام مسائل دعا کردیم همه چیز بدترشد بهترنشد اونایی هم که میگن موج منفی میفرستی یا از اول فکرت ممکنه رو نشدن باشه برای خودشون میگن والا من هروقت کمکی از خدا خواستم از ته دلم خواستم و بیشتر مواقع ته دلم اطمینان داشتم که شدنیه نتیجه مثبت میگیرم میگفتم خیر میشه خوب میشه میدونم بدون شک میگفتم اما برعکس دراومد همش بدبیاری پشت بدبیاری مشکلات ما سال به سال داره بیشتر و بدتر میشه والا انقدر نگین توکل کن به خدا آدم اعصابش بیشتر داغون میشه ما اگه تا الان توکل نمیکردیم همین اوضاعم نداشتیم بی دین و ایمان هم نیستیم و نیاز به تکرار جمله توکل کن نیس

    [پاسخ]

    بینام پاسخ در تاريخ اسفند ۳۰ام, ۱۳۹۵ ۱۰:۵۸ ب.ظ:

    سلام. منم مث توام نه خاستگار دارم ن خونواده ای ک بهش دلخوش باشم .منم نامادری دارم .21سالمه هیچ خاستگاری ندارم .درسمو خوندم
    سرکارم هستم .چ فایده منی ک بچه طلاق باشم برا بابامم شده باشم ی خاطره تلخ…..من توکلم ب خداست اما درست شدنی نیست من خیلی تنهام احساس میکنم دعای خیر پشت سرم نیست ک وضعیتم اینه

    [پاسخ]

  29. یه چیز دیگه هم بگم گول هیچ پسری رو نخورید که مثلا ما ازاو پسراش نیستیم که کسی بهمون ابراز علاقه کنه بدمون بیاد تازه از خدامونم هست یا هیچ وقت نرین خواستگاری پسری من همه این کارا رو کردم و قبلش هم نظرشونو راجع به این قضیه پرسیدم که با این کار مخالف نیستن ولی همین که یه جوری بهشون فهموندم که دوسشون دارم یا مودبانه و محترمانه گفتم اصلن رفتن و پشت سرشونم نگاه نکردن. پسرای ایرانی لیاقت هیچی رو ندارن حتی یه بوسه. تعداد با لیاقتاش خیلی کمه از 1000 تا 1 دونه با لیاقت دارن که اونم یا چشمو گوش بسته س یا ایرادی داره.

    [پاسخ]

    aamin پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۹ ب.ظ:

    تو دیه خیلی اعتماد به نفس داری . تو اصن میدونی دوس داشتن چیه… بعد ۷ سال که نامزدتو از سفر زیارتی بر میگردونی تو گوشیش اس ام اس های عاشقونه پیدا میکنی ینی چی!!!ینی کرم کون … ینی بی لیاقت … ینی دم دمی مزاج … ترس من از اینه که چرا یه دختر با عفت تو جامعه الان گیر نمیاد … الان دختر تا به دنیا نیومد باس شوهر کنه مبادا این که دوس پسر بگیره… اونوقت تو میگی ثبات شخصیتی… برو با دلت خوشه تو دختر …

    [پاسخ]

    رویا پاسخ در تاريخ تیر ۶ام, ۱۳۹۴ ۳:۲۷ ب.ظ:

    اولا همون ثبات شخصیتی که شما مسخره ش می کنی اگه نامزدتون داشت الان به این روز نمی افتادید در ثانی کی گفته اشنایی قبل از ازدواج و دوست بسر خلاف شرعه؟
    آقای امین زمانه عوض شده دیگه مثل دهه 50 و 60 نیست که دختر بشینه خونه تا براش واستگار بیاد و خواستگارشم باشنه درو از جا دربیاره الان دیگه باید آشنا بشی بشناسی یه مدت البته منظورم روابط ناسالم نیست شما اول از اون افکار دهه 50 خودت بیا بیرون بعد مشکلتو با نامزد به قول خودت دمدمی مزاج حل کن. در ضمن دمدمی بودن مشکلی نیست که بعد از 6 سال رابطه بفهمیش شما باید در تجزیه تحلیل و درک و شناخت آدمها اظلاعاتتون رو بیشتر کنید چون آدم دمدمی مزاج رو دیگه خیلی خنگ باشی بعد از 1 ماه می فهمی اگه هم زود فهمیدی چرا باهاش این همه موندی که بهت خیانت کنه؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

    مهناز پاسخ در تاريخ شهریور ۴ام, ۱۳۹۴ ۵:۲۰ ب.ظ:

    خانم رویا جسارتا شما در محیط آشفته ای زندگی می کنید که دختر محجوب با عقیده ندیدین! خدمتتون عرض کنم که هنوزم هستند دخترای محجوب و با حیا اما نه از دهه 50 بلکه دهه 60 و 70 !!

    [پاسخ]

  30. با سلام خدمت همه دوستان خوبم . از اینکه این همه دختر گلو ماه یه جا میبینم خیلی خوشحالم نازنین خانومای گا از اول تا انتهای این کامنتا رو خوندم و خیلیلاش حرف دل من هم هست. من از بچگی زندگی سختی داشتم خانواده آبرومندی دارم 4 تا خواهریم که هیچ کدوم ازدواج نکردیم هرجا که میریم همه از خوشگلی و موقعیتامون جا می خورن روابط عمومی خوبی داریم. من علاوه بر خودم هم و غم آبجیامو هم دارم که مجرد موندن. دختر با ایمانی بودم اما دیگه به هیچی اعتقاد ندارم و حتی به فکر این هستم که برم اپلای بگیرم و برم خارج از کشور تا روابط آزادی داشته باشم چون از فرط گرم مزاجی در روز چندین بار حالم و روحیه م به هم میریزه یه عمر نجابت پیشه کردم اما دفعه آخر که با یه پسر آشنا شدم گفت که دختر باکره نمی خواد و منو فقط برا دوستی میخواد. قبل از اونم با یه پسر مودب یه مدت آشنا شدم اما تا بحث ازدواج پیش اومد گفت که عاشق تنهاییه و نمی خواد با کی قسمتش کنه. قبلا اعتماد به نفس خوبی داشتم ولی بعد از این مورد آخر اعتماد به نفس و کلا روحیه مو از دست دادم چون خودم و آبجیام هیچ عیبی نداریم . همه جور تلاشی برا ازدواج کردم اما هیچ کدوم نتیجه نداده در حالی که اطرافم می بینم همه دخترا دارن با دوس پسراشون ازدواج می کنن ولی من نمی دونم چرا هیچ وقت من و آبجیام نمی تونیم پسری رو به مرحله حتی خواستگاری برسونیم چه برسه به ازدواج. من برای آشنایی با پسر و جدب پسرا خیلی از مهارتها رو به کار گرفتم خیلی نقشه ها ریختم که در تماس و در دید پسر مورد علاقه م قرار بگیرم اما تو سن 29 سالگی هیچکی در خونمون رو نزده که بیاد خواستگاریم. من فک می کنم دلیلش اینه که زیاد تو فکرشم یعنی همون روزایی که با پسر مورد علاقه م به دلیل جواب منفیه برای رابطه جنسی بهم زدیم چون از پسرا متنفر شدم 3 روز پشت سرهم سه نفر اومدن و بهم ابراز علاقه کردن که البته فک کنم به خاطر مانتوی قرمزم بود که از لج کیس قبلیم پوشیده بودم تا چشش در بیاد . خلاصه چشمم دنبال پسرایی بود که از من پائین تر رو انتخاب کردن و حالا بعد از 29 سال زندگی فک می کنم مهرت جذب پسرا رو ندارم و حتی اگه بهترین خواستگارم برام بیاد
    (مثل یه رویا شده برام) فک کنم به خاطر تجربه های تلخی که تو این 10 سال داشتم نتونم زندگی خوبی داشته باشم و از همسر آیندم به خاطر جفایی که پسرا تو این ده سال بهم کردن متفر بشم چون اونم مرده و لابد قبل از ازدواج با من دل کسی رو شکسته. من دیگه نه راهنمایی می خوام نه کاری برا ازدواجم می کنم بی خیایلش شدم. به نظر من تو این جامعه هرچی بی خیال تر و لاشی تر باشی خواهانت بیشتره چون وقتی که خوب باشی خیلی زیر سوال میری و اصلن هم به پول بابا و زیبایی نیست بعضی از دخترا ذاتن جذابن حالا ممکنه خیلی ذشت باشن کلا خدا هم تو آفرینشش تبعیض قائل شده و بین زن و مرد و هم جنسها هم تفاوت قائل شده . چرا مردها حتی زشت ترینشونم کلی خواهان دارن ولی دخترایی مثل ما باید کلی منتظر باشیم و هر فنی رو به کار می گیریم نمیشه. دلیل دیگه شم نون حلاله ما چون نون حلال خوردیم باید بی شوهر بمونیم.

    [پاسخ]

    محمد پاسخ در تاريخ مهر ۱۳ام, ۱۳۹۵ ۱۱:۱۰ ق.ظ:

    میبخشی اما نظر مو میگم .بسرادنبال دخترا باک مثل شما هستن ومطمین باش کیس مناسب میاد سراغت من خودم بسرم میدونک بسرا از دخترای خوششون میاد ک تا حالا کسیب دست بهشون نزده

    [پاسخ]

  31. دوستان اتفاقی به سایت رسیدم و همه کامنت ها رو خوندم.
    مشکل پسر هایی که خیلی دیر ازدواج می کنند در ۹۹ درصد اضطراب از مسعولیت ازدواج هستش.من بهشون قول شرف می دم اگر آدم کاری باشن هیچ مشکل جدی پیش نمیاد نکی دونم شاید باورتون نشه یه جوری سر ما پول خانواده میرسه خودمم نمی دونم چرا؟ من از خدمت اومدم گفتم زن می خوام مادرم مخالف بود گفت شرایطش رو نداری پدرم قبول کرد ۴ جا رفتیم یا من قبول نمی کردم یا اونا ولی خدایی همه شرایطم رو می گفتم.در پنجمین مورد شرایط جور شد و ازدواج کردیم من حقوقم ۱ میلیون و دویست هستش.خانمم هم حدودا ۱ میلیون میگیره.خانواده ما ماهیانه ۲ میلیون درآمد داره ولی برای مخارج بسیار برنامه ریزی داریم.۲۵ سالمه دوتا بچه دارم و سومی هم در راهه یک ماه دیگه بدنیا میاد.وقتی پسرم میگه بهم بابا انگار دنیا رو بهم میدن عقیدم اینه که ما ازدواج می کنیم یه نسلی از خودمون بگذاریم به جا البته خانمم زیر بار این سومی نمیرفتا.مشکلات همیشه هست اگر منتظر این هستید که مشکلی نباشه تا آخر عمر هم به چنین موقعیتی نمی رسید.دارید به خودتون ظلم می کنید.
    و اما دخترا من براتون خعلی دعا میکنم.توقعتون رو پایین بیارید آدم خوب گیر آوردید از یه نفر بخواید معرفیتون کنه چه اشکالی داره اگر خانمی تو کارم ازم بخواد من بدن اینکه اون خانم ارزشش تو نظزم کم بشه معرفیش میکنم.اگر میترسید بعدا سرکوفت بزنه بهش بگید اینقدر خوب بودی که خواستم از دست ندم این خودش یه حرفه عاشقانست و زندگی رو گرم میکه فرض کنید وسط دعوا اینو بگید خیلی همسر رو آروم میکنه.به دیگران سفارش کنید که معرفیتون کنن خجالت نداره.
    یکی از دلیل های مجرد موندن شما خانم ها بی بخار بودن پسراست که میترسن از مسعولیت ازدواج و ضرر می کنند مطعن باشن.من خودم خواستگاری رفتنی پول گلم رو بابام داد.مشکلات همیشه هست به زندگیتون نگاه کنید شده تا حالا هیچ مشکلی نباشه؟
    دختر توقع پایین طرف اگر خوب بود و کاری یا علی بگین بعله مشکلات هست شما باید واسه زندگیتون بجنگید.
    برای همتون آرزوی موفقیت میکنم

    [پاسخ]

  32. سلام و خسته نباشىد, اول ممنون از راهنماىى هاى خوبتون بعدش ىه انتقادى داشتم من با پىش هرکى واسه مشاوره مىرم از حرفاشون به اىن نتىجه مىرسم چون سن امثال من دىگه از سى گذشته دىگه حق انتخاب ندارىم هرکى اومد خواستگارى باىد جواب بدىم, ىه جوراىى ادم احساس کمبود مى کنه که با اىن دىد باهاش برخورد مىشه, بعدشم چرا پىرمرد 80ساله به خودش حق مىده بره خواستگارى دختر 20ساله اما ما باىد بپوسىم چون عرف جامعه نمى پذىره خواستگار ما مثلا 7سال
    از ما کوچکتر باشه,

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۷ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۱۲ ق.ظ:

    واقعا 30 سال از مرزی نگذشته اید

    [پاسخ]

  33. سلام اقاى دکتر من دخترى سى ساله هستم بدبختانه عاشق ىه اقاهى شدم 9سال
    ازم کوچکتره پسره راجع به اىن موضوع چىزى نمى دونه اما عشقش داره دىوونم مى کنه اقاهه تا منو مى بىنه خىلى نگام مى کنه نمى شناسمش فقط بهش نمىاد ادم بى تربىتى باشه به نظرتون چکار کنم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۴ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۰ ق.ظ:

    خواهش میکنم سوالات را فقط در سامانه پرسش و پاسخ سایت مطرح کنید
    PORSESH.DOCTORSHIRI.COM
    ر سی سالگی باید عشقی را چشید که دهه چهارم زندگی را پربار کند نه زمین سوخته
    اگر این عشق یک طرفه باشد به مراتب تلخ تر هم میشود
    در این سن نباید رفتار 15 سالگی را داشت که با اشارات پنهانی و کنایات آن چنانی به این درک رسید که شاید طرف هم میلی به ما داشته باشد
    نگاه ایشان میتواند از سر نیاز باشد یا کنجکاوی ولی دردی از شما دوا نمیکند بانو
    من وجود این ابهام را گرم کننده آتش عشق شما میدانم ولی پاسخش معلوم است که حتی اگر میلی هم باشد از آن سو، نیازی از جان و فکر شما در این رابطه رفع نمیشود و فرصتهای دیگرتان را از دست خواهید داد
    اما درباره تربیت و بی تربیتی نوشتید که امریست بی ارتباط با حساسیت اخرین سال دهه سوم شما. اگر هم کسی بی تربیت باشد ، ملالی نیست زیرا بلدید از خودتان به موقع حمایت کنید

    [پاسخ]

    ارمان پاسخ در تاريخ دی ۷ام, ۱۳۹۵ ۶:۰۲ ق.ظ:

    از طریق واسطه یا یکی از دوستاتون بهش بفهمونید ک دوسش دارید.سن فقط عدده و اصل کار دل ادمه.ب نظر من ادم هرکی رو ک دوس داشته باشه باید بهش بکه قبل از اینکه خیلی دیر بشه

    [پاسخ]

  34. سلام اقاى دکتر من 31 سالمه اما حداقل6سال کوچکتربه نظر مىامفوق لىسانس و حق االتدرىسم ىعنى به عبارتى حقوقدرست حسابى ندارم تا حالا نشنىدم کسى بگه من خخشکلم اما پسرهاى کلاسم خىلى بهم احترام مىذارن بعدش اىنکه وضع مالى و روابط اجتماعى خونمون افتضاحه پدرم هم سرشناس نىست, فکر نکنم کسى بىاد خواستگارىم, به نظر شما ما جز توکل به خدا چکار کنىم,

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۷ ق.ظ:

    توکل مفهومیه که بد تلاش بدست میاد
    شما مهارت ارتابط دارید؟ مردم را درست درک میکنید درست بهشون کمک میکنید؟ اینها محبوبیت میاره

    [پاسخ]

  35. باسلام
    نظرات شماها را مىخونم
    بىشتر افسرده مىشم همتون حداقل ىه خصلت خوب دارىد ىاقىافتون خوبه ىاکارمندىد ىا وضع مالىتون خوبه ما که وضع مالىمون متوسط رو به افتضاحه قىافه هم ندارىم کارمند هم نىستىم سنمون هم سى شدط فوق ىسانس دارىم وا چندر غاز حقوق حق التدرىسى باىد برىم بمىرىم البتدلگرمىمون به خداست اما اندا هم ما زمرا ىادش رفتهىادش

    [پاسخ]

    تنها پاسخ در تاريخ خرداد ۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۵ ب.ظ:

    مرسى جوابمو دادىد محبوبىت چه فاىده داره مىدونم با ادماىى در ارتباطم چه پىر چه جوون خىلى دوستم دارن ناخواسته به همه کمک مى کنم اىنقد قلبم مهربونه اما چه فاىده هىچ خواستگارى ندارم نمى دونم جرىان چىه من تو کارم خىلى با اقاىون در ارتباطم رفتارم هم خىلى مودبانه است کلا از رفتار خىلى هاشون مى فهمم خىلى دوستم دارن اما کسى تا حالا عاشق من نشده کسى هم بهم پىشنهاد نداده, طى سه سال گذشته5خواستگار معرفى شده داشتم اماىکىشو باهاش که حرف زدم فهمىدم دنبال زن کارمند مى گرده بقىشونم تا پرس و جو کردم فهمىدم فکر کردن من کارمند رسمى هستم,والله دختراى دىگه را مى بىنم که قىافه من خىلى ازشون بهتره کلى خواستگار دارن افسرده مىشم

    [پاسخ]

  36. سلام
    ببخشید من هفته قبل سوالی پرسیدم و هر روز به سایتتون مراجه کردم که جوابم رو ببینم ولی الان میبینم کامنتم مشتر نشده، اگه ممکنه لااقل بگین چرا منتشر نشد؟

    [پاسخ]

  37. سلام آقای دکتر شیری

    من هم دقیقا همین مشکل رو دارم، 28 سالم هست لیسانس دارم و کار میکنم (طراحی سایت ) ولی توی شرکت هیچ مرد مجردی وجود نداره و من در بیشتر طول روز تنها هستم، تاحالا هم با هیچ پسری ارتباط نزدیک نداشتم و ارتباطم در حد همکلاسی و همکار بود (البته چند مورد بودن که بیشتر به فکر سوء استفاده بودن از روی دلیل هست که اینجا جای توضیحش نیست) به دوستان دانشگاه هم همیشه میگم شما که ازدواج کردین وظیفه دارین برای ما مجردها کسی رو پیشنهاد بدین ولی دریغ … و با جواب خودش باید پیش بیاد یا این که خودت باید پیدا کنی مواجه شدم ( یه جور بی تفاوت بودن ) . 😐

    همیشه دوست داشتم محل کارم پر از همکار و جنب و جوش باشه همینظور خانواده ای بزرگ پر از رفت و آمد داشته باشم ولی از بس که دختر نباید حرف بزنه نباید اینجا بره نباید اون کار رو بکنه تنها هستم، و حتی دوستانم بهم گفتن تو اجتماعی نیستی، دپرسی .

    چند بار سعی کردم توی گروه های اجتماعی شرکت کنم (مثلا جلسات باز نرم افزاری) ولی اون گروه ها دامه پیدا نکرد. یا کلاس زبان که همه ازم کوچیکترن، نمیدونم چیکار کنم حس تنهایی توی محل کار خیلی بهم فشار میاره و دوست ندارم یه گیک یا نرد ( خوره کامپیوتر) باشم که دنیاش لپ تاپش هست ( البته از نظر رئیس خیلی توی کارم پشتکار دارم و میرم دنبال یادگیری)، من به دنبال ارتباط با انسان ها هستم ولی انگار هرچی تلاش میکنم به ارتباطی ختم نمیشه و تنها تر از همیشه هستم .

    به جز این موضوع این که توی زندگی عاطفی و شغلی تنها هستم و منو اذیت میکنه از لحاظ رضایت شغلی و شاد بودن دچار مشکل شدم و حتی 7 ماه هست که دارم تحقیق میکنم و دلم میخواد دوباره کنکور بدم و رشته پرستاری بخونم تا با آدم ها در ارتباط باشم، شانس ازدواجم بره بالا و از شغلم راضی باشم درآمدم بهتر باشه، بیمه شغلی داشته باشم، اضطراب آینده رو نداشته باشم ولی نمیدونم از لحاظ مالی (بیکار بودن در زمان کنکور دادن) و جسمی (سختی هایی که خود پرستارها اعلام میکنن) توانایی انجام این راه رو دارم یا نه و یا اصلا این فکر احساسی هست یا منطقی، این فکر به خاطر تنهایی به سراغم اومده یا واقعا میتونم رشته پرستاری رو انجام بدم.

    من همیشه به طراحی، نقاشی، باغبانی و علوم زیستی علاقه داشتم و همیشه برنامه های مستند رو میبینم . رفتم رشته ریاضی که مهندسی معماری بخونم ولی امان از تنبلی و رتبه افتضاح کنکور شدم کارشناس علوم کامپیوتر که حتی مهندسین کامپیوتر هم نمیدونن چی هست!! وقتی تست MBTI رو پرکردم فهمیدم شخصیت من ESFJ هست . فکر کنم فیل درونم بزرگ تر از فیل سوار درونم باشه 🙂
    ** ماجرای فیل و فیل سوار رو استاد محمدرضا شعبانعلی رو سایت وب یاد گفته بودن

    آقای دکتر واقعا نیاز به یک راهنما دارم و مشاور خوبی توی مرکز استان مازندران نمیشناسم، لطفا بهم بگین چیکار کنم تا مسیر زندگی درست رو پیدا کنم. شما فکر میکنید برای تغییر دیر شده؟

    شرمنده که طولانی شد ممنون

    [پاسخ]

  38. سلام آقای دکتر.من 24 سالمه.ی دوست متاهل دارم. ی بار به شوخی گفت شما رو به دوستای همسرم معرفی کنم ….بنظرتون من اینو ازش بخوام درست هست؟ از هول حلیم نیفتم تو دیگ؟! نمیگه دختره پر روئه؟

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۳ ق.ظ:

    تو نیز به شوخی بهش بگو ، میگه تو دوستای شوهرت آدمی هست که بخواد خوشبخت بشه!!

    [پاسخ]

  39. من مشهد زندگی می کنم توی مشهد که افتضاحه تا دلتون بخواد از این راویا که شماره دختر زیاد دارن هستش ولی متاسفانه چون هیچکس هیچکسو نمی شناسه اصلا وصلتی صورت نمی گیره چون مبنای همه روی اصل شناخت اولیه پیش میره و چون مادر پسرا شماره زیادی از این راویا می گیرن سطح توقعشون بالا میره می گن شاید بعدی بهتر باشه. واسه دوست خودم طی دوسال 300 خواستگار رفت از همین راویا هر روز دوتا دوتا راه می دادن میومدن دختر می دیدن و می رفتن اخرشم خودش با یکی اشنا شد ازدواج کرد مبنا به خواستگار زیاد هم نیست .به نظر من مرحله اول دختر و پسر خودشون باهم اشنا بشن و صحبتاشونو بکنن بعد مراحل خواستگاری بهتره .چون توی خواستگاری سنتی که اول مادر میاد این مادرای حالا توقعاتشون از خود پسرشون بیشتره و دخترارو نمی پسندن و ممکن همون دخترو اقا پسر ببینه بپسنده.به نظر من اینجا همه دختر پسرا اومدن نظراتشونو گفتن شرایطشونم عنوان کردن اگر دونفر قصد خیر و ازدواج دارن بسم ا.. همه عاقل و بالغ هستن خوب و بد از هم تشخیص میدن.با هم اشنا بشن با هم صحبت کنن

    [پاسخ]

  40. ای بابا چرا دنبال کسی هستیم که مارو به یک نفر معرفی کنه همین رودرواسی ها هست که این مشکلات به وجود اومده. همه هم ادمای عاقل و بالغی هستیم اگر واقعا قصدتون خیره و ازدواج. اینجا هم پسرا اومدن مشکلاتشونو گفتن هم دخترا، با صداقت بدون سوء استفاده معیاراتونو بگین اگه دونفر معیاراشون بهم می خوره و با شرایط هم کنار میان به طور رسمی خواستگاری کنین.اینجا هم پسر مجرد هم دختر مجرد چه جوری بگن همه قصد ازدواج دارن.

    [پاسخ]

    فیروزه پاسخ در تاريخ دی ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۱۴ ق.ظ:

    منم با شما موافقم

    [پاسخ]

  41. آقای دکتر عزیز الان شما با این فرمایشات چه مشکلی رو از خواستگار نداشتن این خانم و همه دخترایی که این مشکل رو دارن و به امید راهنمایی گرفتن با سرچ مطلب مشابه به این سایت رسیدن حل کردین؟
    جای خوبی نمیری و دیده نمیشی! شما بگید آدم کجا بره؟ کجا رو داره که میتونسته بره ولی نرفته؟ من تو یه شهرستان زندگی میکنم که فقط یه خیابون اصلی داره یه سینما داره یه پارک داره همه جوونای شهرم برای کار مهاجرت کردن به تهران و شهرای بزرگ دیگه شانسی برای دیده شدن ندارم نگید که حالا تو یکی اینجوری هستی اتفاقا اکثر مردم همینجورین. همه که ساکن تهران و شهر بزرگ نیستن با یه عالمه جاها و موقعیت های سورپرایز. اینجا دو بار میری بیرون سومین بار واست حرف درست میکنن که کجا میره.
    کار؟ باز خوبه. اون خانمی که شما میگی یه کاری داره. کار کجا بود به هر دری زدم و هر تلاشی به ذهن خودم و خانواده م می رسید کردم. کاری نیست که من بتونم برم سرش تا حالا زنهای اونجا بخوان کسی رو به من معرفی یا خودشون رقیب باشن. منظورم اینه که وقتی کار نیست اصلا کل این حرف یه چیز حاشیه ایه.
    جالبه بعضی از سایت ها هم به عنوان راهنمایی می نویسن تو مهمانی ها شرکت کنید! یه جوری میگن مهمانی آدم یاد این فیلم های خارجی میفته که جوونها از گوشه و کنار مجلس نوشیدنی به دست به هم معرفی میشن! مهمونی هم دور همی با خانواده عمه و عمو و خاله و داییه دیگه از این مهمونیا که البته ما فعالانه توش شرکت هم می کنیم چه خواستگاری در میاد؟
    خانواده بیکار ننشسته اند. توی جمع از آدم تعریف میکنن و به عنوان فرزند خوب ابراز رضایت میکنن و آرزوی خوشبختی برات میکنن. دیگه چیکار باید کنن؟ کاش میگفتین منظورتون چیه. دیگه باید برن خونه مردم برای دخترشون از پسر اونا خواستگاری کنن؟
    دوستان هم تعطیل نیستند هم مشکلتو میدونن هم آرزوهاتو. معیارای پسرهایی که اونا میشناسن در سطح بالاییه و یه دختر با ظاهر معمولی و بدون شغل از یه خانواده متوسط رو نمیخوان که دوستان بلافاصله ما رو معرفی کنن. شاید بگین همه که اینطوری نیستن. بله ولی مگه یه آدم (یه دختر) چند تا دوست داره و از بین اون دوست ها چندتاشون متاهلند و از بین متاهلین چند تاشون شوهراشون دوست های مجرد (که آمادگی شونم برای ازدواج اعلام کردن) با تنوع و تکثر و ایده ها و معیارهای ازدواجی دارن که حالا یکی شونم اون وسط به من بخوره و بهم معرفیش کنن؟ شاید بگین این آقایونی که شوهر دوستان و آشنایان و مثلا شوهر خواهرها و فامیل های متاهل شما هستن باید دوستان مجردشونو راه بندازن و اونارو به سمت شما سوق بدن. اینم حرفیه ولی این وسط ما چیکار کنیم اگه این آقایون اصلا اینطوری نیستن و اینطور ویژگیها رو ندارن. موردی رو شنیدم که خانمی اتفاقا این پیشنهاد رو به شوهرش داده بود که یه جورایی سر حرفو با دوستت باز کن بارش به سمتی که با یه دختر فامیلم آشناش کنیم اون شوهره گفته بود من اولا که دنبال دردسر نمی گردم ثانیا که با اون دوستم بیشتر رسمی هستیم نمیتونم اینطوری باشم که تو میگی. خب هر کی یه جوریه آقای دکتر ما که نمیتونیم شخصیت های آدم ها رو تغییر بدیم اون آدمی رو که با دوستش یه سبکی از ارتباط داره که نمیتونه باب این حرفهارو باز کنه و ازش بخواد، ما بیایم بشینیم منتظر اون. شاید بگین خوب بقیه چی! آقای دکتر چه بقیه ای؟! همونجوری که گفتم آدم مگه چند نفرو میشناسه و چقد مرد مجرد مناسب تو زندگی اون آشنایان هست و اون مجردها چقدر معیار انتخابشون به تو میخوره و تو رو انتخاب میکنن؟ خودتون ببینید چه شرایط سختیه. شاید بگین خوب برو خودتو ارتقا بده! از چه راهی؟ جراحی زیبایی کنم؟ پول ندارم. هر چند هم که جراحی زیبایی هم کنی یه عده میگن پسرها از دخترهایی خوششون میاد که تو صورتشون دست نمیبرن (البته بگم من دختر زشتی نیستم. معمولی ام) درس بخونم؟ خودم لیسانس دارم هر چند هم که فوقت رو هم بگیری یه عده میگن چون ادامه تحصیل دادی معیارت رفت بالا دیگه کسی هم به خودش اجازه نمیده بیاد خواستگاریت! کار پیدا کنم؟ همه تلاشمو کردم که حتی خودم برای خودم کاری بیافرینم. محقق نشد. من دیگه نمیدونم چیکار باید کنم.
    همه این روده درازی هارو از این بابت کردم که بگم اگه ما خواستگاری نداریم. هیچ دلیلی نداره. که شما اون دلایل رو بگین و ما در صدد رفع اون موانع و یا تحقق اون دلایل باشیم. ازدواج یه چیز شانسیه که به هیچی جز شانس بستگی نداره. اینکه یک روز یک جا ابر و باد و مه و خورشید و فلک دست به دست هم بدن و بختت وا شه. البته این عادت مالوف هم هست که حالا که این حرفو زدم یه عده میان میگن اینجوری فکر کردی که ازدواج هم نکردی! نه عزیزان. از اول منم خوشبین و امیدوار بودم و بنابر تقدیرات عرف شناخته شده این جهانی و قوانین طبیعی فکر میکردم. الان تو سن 35 سالگی و با کوله باری از تجارب و دیده ها و شنیده ها و تجزیه و تحلیل های تجربی به این نتیجه رسیدم. دکتیر جان شما هم دیگه از این ببعد کسی رو راهنمایی نکن و به همین متن من ارجاعش بده. این راهنمایی ها به دردی نمیخوره و هرگز گرهی از کار کسی باز نکرده. شانس ازدواج تابع هیچ قانونی نیست. گاهی نالایق ترین دخترها بهترین ازدواج هارو میکنن و گاهی شایسته ترین دخترها حتی یه خواستگار هم ندارن حتی در حدی که بگن خواستگارم خوب نبود و ردش کردم. ازدواج همونطوری که گفتم یه چیز شانسی محضه. همین.

    [پاسخ]

    مهم نیست پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۰۲ ب.ظ:

    خواهر عزیز.
    خدا بزرگه. به خودش توکل کنید. گاهی اوقات ازدواج نکردن بهتر از ازدواج بده.
    هر کسی نیمه ی گمشده ای داره که ایشااله بهش میرسه.
    تو بزرگی خدا شک نکنید.
    یا علی

    [پاسخ]

    بینام پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۳ ب.ظ:

    حالا مگه انتخاب صرفا بین ازدواج بد و ازدواج نکردنه که شما این حرف رو میزنی؟ تازه من باهات مخالفم. خانمهایی تو فامیل ما هستن که شوهراشون بد بودن و اونا دیگه نمیتونست به زندگی ادامه بدن و طلاق گرفتن اما همه اونها رو به عنوان خانمهایی میشناسن که سر سن خودشون ازدواج کردن و رفتن خونه بخت و مادر شدن. ولی شوهر ناسازی داشتن که ادامه راهو براشون غیرممکن کرده بود حالا هم که جدا شده بچه هاشو داره و مادر اون بچه هاست. اما ما سن گذشته ها چی؟ مدام زیر سوالمون میبرن که شماها یه دونه خواستگار هم ندارید؟ والا اونجوری که من می بینم الان ازدواج بد کنی طلاق بگیری بهتر از مجردی ابد الدهره. الان که طلاق زیاد شده خانمهای طلاق گرفته بیشتر از بخت گذشته ها تو جامعه پذیرش دارن. چیزیه که من اطراف خودم دارم می بینم.

    [پاسخ]

    سیما پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۵ ب.ظ:

    سلام خانومی هیچ وقت اینجوری نگو.من یه دخترم اجتماعی هستم خانواده خوبی دارم و خدارو شکر قیافم هم بد نیست .یه بار نامزد شدم بعد 1 سال نامزدی مو بهم زدم .خیلیا منو به اینو اون معرفی میکنن ولی تا خانواده پسر میاد و مامانم مطرح میکنه که این یه بار نامزد کرده میگن نه ما نمیتونیم اینو قبول کنیم ولی باور کن همشون میرن دخترایی رو میگیرن که من خودم میدونم دوس پسر داشتن و باور میکنی من با نامزد خودم تا این حد صمیمی نبودم که این دختر با دوست پسرش بود .من چون نمیخواستم به گناه بیفتم و نمیتونستم تنها بمونم نامزدی رو ترجیح دادم حالا رو من اسم میزارن در صورتی که اگه با همون پسر دوست میشدم و بعد 1 سال باهاش کات میکردم هیشکی چیزی نمیفهمید و رو من اسم نمیزاشتن .بزار مردم هرچی بهت میگن بگن بزار بگن خواستگار نداره بزار بگن ترشیده ولی به خاطر حرف من 1-از ایمانت دس نکش
    2-انتخاب غلط نکن

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۲ ب.ظ:

    باهات موافقم. تو آشناهای ما خانم هایی بودند که ازدواج کردند و طلاق گرفتند و دوباره ازدواج کردند اون هم نه با کسی که مثل خودشون مطلقه باشه بلکه با پسری ک ه ازدواج نکرده بوده قبلا. حالا همین ها شدند مایه دق ما که قضیه چیه که نمیتونی ازدواج کنی در صورتی که فلانی که کمالاتش از تو کمتر بود دوبار ازدواج کرده! انگار تعدد ازدواج هم مایه کلاس گذاشتن شده! واقعا به قول شما شاید بهتر باشه یک بار ازدواج کنیم و طلاق بگیریم!! تازه بودند که خانم بچه هم داشته و با فردی که قبلا ازدواج نکرده بوده ازدواج کرده!

    [پاسخ]

    ستاره پاسخ در تاريخ فروردین ۳۰ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۲۲ ب.ظ:

    سلام. باهات کاملا موافقم که همه چیز شانسیه. من هم شاغلم، هم محیطهای مختلف مثل کلاسهای هنری و کلاس زبان و… رفتم، هم اینکه دوستام همه دنبال اند که برام مورد مناسب پیدا کنند و به آشناهاشون معرفیم میکنند. هم تحصیلات عالیه دارم. آدم فوق العاده با روابط اجتماعی بالا هستم و از نظر ظاهر هم مناسبم، به عالم وآدم هم گفتم که توقعاتم بالا نیست و با اینکه تحصیلات عالیه دارم اما دنبال کسی که تحصیلات خوب داشته باشه نیستم، به پول و… هم اهمیت نمیدم. از نظر خانوادگی هم خوب هستیم و وضع مالی خوبی داریم. تو رابطه با کسی هم نیستم که انرژی روانی ام را تقلیل داده باشه. از نظر دین و اعتقادات وپاک بودنم هم خوبم و تا الان با اینکه روابط اجتماعیم خوبه اما دوست پسر نداشتم و نخواستم داشته باشم. اما در سن 29 سالگی ام و هنووووووووووووز مجرد.

    [پاسخ]

    آیلین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۲:۵۳ ب.ظ:

    سلام عزیزم ، وقتی مطالبتون رو می بینم شرایط خودمو میبینم که چاره ای براش پیدا نمیشه ، باز این درد و دل ها به آدم امیدواری میده که تنها نیست ، منم ۲۴سالمه فوق لیسانس و بیکار ، مودب و مهربون تا حالا یه دوست پسرم نداشتم ولی همچنان سن داره میره بالا

    [پاسخ]

    ثمین پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۵ ۲:۵۵ ق.ظ:

    وای خدا :))))نوشیدنی بدست خخخخ. خوب راس میگه دیگه، چ مهمونی ای، آدم فقط باید شانس داشته باشه، شااانننسسسس، فک و فامیل و دوستان هم همین که شوهراشونو به رخمون نکشن و هی از بیس سالگی شروع نکنن به سوال پرسیدن که پس تو کی میخوای شوهر کنی و نمک رو زخممون نپاشن کفایت میکنه، خواستگار نخواستیم سرازیر کنن سمتمون

    [پاسخ]

  42. بچه ها یکی بیاد یک سایت یا فروم درست کنه یا یک گروه وایبری برای آشنایی ازدواج دختر پسرهای دهه 60 ها.
    البته فقط آشنایی به قصد ازدواج
    این سایتهای همسریابی همشون دنبال دوستی اند. اصلا نمیشه اعتماد کرد.

    [پاسخ]

  43. به نظرم باید یکی مثل دکتر شیری یا اون حاج آقا شهاب مرادی یک سایت همسریابی با صاحب و صلا درست کنند.
    به نظر من که الان دخترهای دهه 60 اون هم 60-65 واقعا بهترین دخترهای ایران بودن که همشون هم مجرد موندن. الان هم پسرهایی که می تونن با این دخترها ازدواج کنن متاسفانه دنبال دهه 70 ها هستند و این یعنی ظلم.
    اگه من بلد بودم سایت بزنم خودم همه را و اول از همه خودم رو به عشقم می رسوندم. آخه واقعادختری تحصیل کرده مثل من که نفر برتر کنکور و .. هم هست چرا باید توی خونه بموووونه؟

    [پاسخ]

    الهام پاسخ در تاريخ فروردین ۲۹ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۶ ب.ظ:

    منم موافقم اگه بشه عالی میشه

    [پاسخ]

    عروس 95 پاسخ در تاريخ فروردین ۶ام, ۱۳۹۵ ۸:۱۹ ب.ظ:

    سلام آقای دکتر به نظر من این خیلی ایده خوبیه. اگه یک وب سایت همسریابی که مدیر آن شخصی مانند شما باشه مشکلات خیلی از جوان ها حل می شه. الان سایتهای همسریابی زیاده ولی هیچ کدام به سازمانی وابسته نیستند. تازه هم سان گزینی سایت تبیان هم هیچ فعالیتی از خودش نشون نداده من تقریبا 2 سال پیش ثبت نام کردم. خواهش می کنم فکری بکنید.

    [پاسخ]

  44. همراه شو عزیز
    تنها نمان به درد
    کین درد مشترک
    هرگز جدا جدا
    درمان نمی‌شود…
    *فکر می کنم دیگه از وقت این گذشته که دنبال جواب چرا اینجوریه بگردیم… الان وقت اینه که خب حالا چطوری درستش کنیم. هیچ ماست بندی نمی گه که ماست من ترشه و البته کمتر آدمی هست که بگه من آدم بدی هستم و نا پخته و کم تجربه هستم. قبول کنیم ایراد داریم هممون… اما حالا باید دست به دست هم بدیم شده تو همین پیج، برای اینکه کسی به کسی برسه تلاش کنیم .

    [پاسخ]

    roya پاسخ در تاريخ خرداد ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱۰:۴۶ ب.ظ:

    agha hamid ye chizi migin ha?????mage kasiam hast ke bekhaym behesh beresim????????

    [پاسخ]

  45. دختری هستم 27 ساله، فوق لیسانس، چادری محجبه مومن و مقید، من و خانوادم سخت گیر نیستیم حتی با پدرم قرار گذاشته بودیم اگر آدم خوبی پیدا شد در مهریه فشاری وارد نکنیم و حتی برای مخارج عروسی هم اصلا سخت نگیریم.

    ولی هر چی خواستگار اومدن فقط دنبال پول بودند.
    فرش منزل را چک می کردند که دست باف هست یا نه !!!
    منزل اجاره ای هست یا نه !!!
    مدل ماشین چی هست !!!
    مبلمان و لوستر آنچنانی داریم یا نه !!!

    یا اگر آدم های درست و حسابی پیدا می شدند. متاسفانه ایمان نداشتند.
    نماز نمی خواندن یا اصلا نمیدونستند خمس چی هست !!!

    همیشه از خودم می پرسم انسانی که به خالق خودش احترام نمیذاره و یک نماز خشک و خالی رو هم نمیخونه یا به حداقل های دین اسلام توجهی نداره، اون هم در مقابل خدایی که بدون درخواست نعمت هاش رو در اختیار بنده هاش میزاره.
    چطور ممکن هست، فردای زندگی بعد از ازدواج به خانم اش احترام بذاره ؟
    چطور ممکن هست، این آقا پایبند به زندگی باشه ؟

    یا کسی که برای پول و مادیات برای ازدواج با دختر جلو میاد، از کجا معلوم فردای زندگی که پول دختر تموم شد یا پدر دختر فوت کرد و پولی به پسر نرسید، چه تضمینی هست که این پسر با دختر زندگی کنه ؟ شاید فردا یک دختر پول دار تر نظرش رو جلب کنه !!

    نمیدونم تا چند سال دیگه باید منتظر یک انساس با ایمان باشم، امیدوارم خدا نجاتم بدهد.

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ خرداد ۸ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۶ ق.ظ:

    منم مشکل تورو دارم زمونه بدی شده فقط دنبال پول میگردن

    [پاسخ]

  46. سلام به همه خوانندگان
    آقای دکتر راستش من تابحال چند تا از خواستگارهای خودمو برای همکاران یا دوستان فرستادم ولی بعد دیدم یا شاکی شدن که این خوب نبود و… یا اینکه توقع دارن اون مورد رو من شناخته و تایید کرده باشم. خلاصه با اینکه قبل از شماره دادن از طرف اجازه میگیرم بازهم بی مشکل نیست اینکار. دوستای متاهل من هم اصلا تو این فکرها نیستن و درگیر زندگی ان. کاش شما مجوز یک موسسه همسریابی برای شهر ما میگرفتید. هیچ کس تو شهر ما به این فکر نیست. تهران با آقای دکتر داوری گویا هستن. اگه مقدور هست براتون کاری بکنید. خدا خیرتون بده

    [پاسخ]

  47. توسلم کردم دعام کردم ولی اجابت نشدب نظرمن ازدواج خوب یه شانسه پسرای امروزی دخترای خراب دخترایی ک باچندتاپسردوستن وبعدش ازدواج خوبیم قسمتشون میشه روبیشترقبول دارن پس چی؟؟؟؟پسراهیچ ارزشی ندارند ک آدم بخوادبهشون فکرکنه من انقدرناامیدشدم ک حتی میگم دیگه نمازنمیخونم شایداینجوری بیشترخدابهم توجه کنه اماالان پشیمونم میگم به خاطرکی دارم ازخدای خودم میگذرم دوستان عزیزم اصلا ب ازدواج فکرنکنیدونهایت استفاده روازمجردیتون ببریدوخوش باشیددخترخانمایی هم ک همش عفه خاستگارمیان خدمتشون عرض کنم ک عزیزم جنس ارزون مشتری زیادداره .

    [پاسخ]

  48. من 31 سالمه. فوق لیسانسم از بهترین دانشگاه کشور. به گفته اطرافیانم خوشگل و نجیب و با کمالاتم. با ایمان هستم و ظاهرم هم آراسته و سنگین هست. تا حالا با کسی رابطه نداشتم. هیچ عیب و ایراد و نقطه ضعقی ندارم. از خانواده خوبی هم هستم. اما تا حالا حتی یه خواستگار هم نداشتم. همه دوستام ازدواج کردن، در حالی که همشون بهم میگفتن تو از هممون سری و از همه زودتر ازدواج میکنی. تا حالا بهشون نگفتم که هیچ خواستگاری نداشتم. فکر میکنن من از همشون بیشتر خواستگار داشتم. واقعا نا امیدم. نمیدونم چیکار کنم.

    [پاسخ]

  49. بنام خدا.
    نظرات دوستان را خواندم جالب بود.
    حس می کنم خانم ها یک طرفه دارن قضاوت می کنند.
    من پسرم، الان دقیقا 33 سالم هست. تحصیلات دانشگاهی خوبی دارم، یک شغل پاره وقت علمی دارم. تا حالا دو بار اقدام به خواستگاری از دخترهایی کردم که دارای شرایط مشابه خودم بودند. جالبه هر دو بار هم جواب منفی شنیدم.
    هر دو تا دختر نظر جالبی داشتند. می گن قیافت خوبه. تحصیلاتت خوبه. خانواده خوبی داری. اخلاقت خوبه. ولی حیف که با این وضعیت کاری آینده ی اقتصادی خوبی نداری.
    دومی حتی به هم می گفت ای کاش خواستگار قبلی ام که پولدار بود اخلاق و ویژگی هایی تو رو داشت. جالب. نه.
    الان با اینکه مثل هر جوان دیگر نیاز به همسر دارم. تصمیم گرفتم برای همیشه ازدواج رو فراموش کنم.
    با حفظ احترام برای خانم هایی که اینجا کامنت گذاشتند، باید بگم، این روزها کمتر دختری برای پاک بودن و انسان بودن، پسرها ارزش قائل است. الان خانم ها فقط مدل ماشین و متراژ خانه پسرها رو بررسی می کنند.
    بینی بین الله، یه پسر 33 ساله مثل من که 22 سال از عمرش رو درس خونده، 2 سال هم سربازی رفته. الان باید از کجا خونه و ماشین داشته باشه.
    بگذریم.
    برای همه ی شما دوستان آرزو می کنم، خداوند متعال همسر های ایده آلی نصیب تان کند.

    [پاسخ]

    اکرم 29 پاسخ در تاريخ فروردین ۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۴ ق.ظ:

    سلام آقای یه پسر
    باور کنید همونقدر که پسر خوب و سالم و فهمیده هست، دختر خوب و فهمیده و سالم که به وضعیت مالی اهمیت نمیده هست.
    شما نباید نا امید می شدی و به خواستگاری میرفتی تا بالاخره اونی که قدر فهمت را بدونه نصیبت بشه.
    برای شما و تمام دختر خانمهای گل چندین مثال از اطرافم میزنم. من دختری 29 ساله و دانشجوی دکتری ام، خودم در زمینه ازدواج مسایل مالی برام مهم نبوده و نیست، همین قدر که فرد با عرضه باشد و بتواند یک زندگی معمولی را اداره کند کافیه. اکثر دوستان من افراد فهمیده ای هستند که براشون مسایل مالی اولویت نیست. حتی از دوستان دکترای من افرادی هستند که با فرد دیپلمه یا دارای مدرک لیسانس که وضع مالی خوبی هم ندارند ازدواج کردند و با همه مشکلات و کمبودها، زندگی خوبی دارند چون درک وشعور و اخلاق همسرشون عالیه. دوستی دارم که با عضو هیات علمی و وضع مالی خوب ازدواج کرده اما از زندگیش رضایت نداره چون اخلاق همسرش مناسب نیست و مهارتهای زندگی مشترک را نمیدونه.
    فقط یادت باشه توی زندگی ترس های خودت را پای بقیه ننویسی. بعضی وقتها ممکنه خود فرد دارای ترس باشه و بعد از چند بار نه شنیدن و تمبر جمع کردن، باخیال راحت بشینه یک گوشه و بگه من خواستم اما نشد! نمیگم شما اینجوری هستید، فقط میگم خودت را هم ببین و فقط انگشت اتهامت سمت بقیه نباشه. ضمن اینکه بدون برای به دست آوردن هر چیزی که مهمه باید تلاش بکنی. پس کنار نکش و ادامه بده، مطمئن باش بالاخره یکی توی این دنیای به این بزرگی هست که گوهرهای درونت را ببینه، فقط کافیه اونها را نشون بدی. دریچه قلبت را باز کن و بذار کمکت کنه. شاد و موفق باشی.

    [پاسخ]

    رضا پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۳:۳۷ ب.ظ:

    خانم اکرم من با یه پسر موافقم.
    شما خانم ها انتظارات عجیب و غریبی از ما پسرها دارید.
    من الان سی سالمه. شغل خوبی دارم. در یه سفر کاری با یک خانمی آشنا شدم که تو قسمت روابط عمومی یه شرکت کار می کرد.
    برای اولین بار تو زندگی احساس کردم به یه دختر علاقمند شدم. ازش خواستگاری کردم. اولش مخالفت کرد می گفت بیا یه مدت با هم دوست باشیم. بعد که من مخالفت کردم و گفتم حتما باید برم خواستگاری ایشون. این خانم محترم برای من شرط عجیبی گذاشت. می گفت چون تا حالا با هیچ دختری رابطه نداشتم باید حداقل با 5 دختر برای یه مدتی دوست باشم تا رفتار با خانم ها رو یاد بگیرم.
    من آدم مقید به اخلاقی هستم و مخالفت کردم. گفتم این بازی با احساسات دخترهای مردمه. یه مدت باهام قهر کرد. با کلی خواهش و تمنا قرار شد با یکی از اعضای خانواده اش دیدار کنم. گفتم حتما خانواده اش بهتر برخورد کنند. شاید باورتون نشه، خانواده اش گفتند حالا که حاضر نیستی با چند تا دختر دوست باشی، باید قبل از خواستگاری اومدن حتما با یک نفر رابطه جنسی داشته باشی. می گفتند این جوری خیالمون راحته اگه تو دوران نامزدی خواستید کاری بکنید به دخترمون آسیب نمی زنی!!!!
    خلاصه قیدش رو زدم و بی خیالش شدم.
    جرم من این بود که تا امروز با هیچ دختری نه دوست بودم نه رابطه ی جنسی داشتم.
    من حاضر نشدم حتی برای رسیدن به اون دختر اصول اخلاقی رو زیر پا بذارم.
    من هم مثل این آقای یه پسر، صد در صد تصمیم گرفتم تا آخر عمر طرف هیچ دختری نرم. این جوری حداقل مجبور به انجام کار غیر اخلاقی نیستم.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۷:۵۲ ب.ظ:

    مورد نادری را نوشته اید
    اینکه اخلاقی مانده اید ، هنر نیست وظیفه بوده
    الان باید سراغ زنانی بروید که شک نکنند به عرضه شما در معاشرت با زنان

    [پاسخ]

    محسن پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۵۰ ب.ظ:

    “”””اینکه اخلاقی مانده اید ، هنر نیست وظیفه بوده””””
    دکتر جان، این بنده خدا به خاطر رسیدن به دختر مورد علاقه اش حاضر نشده زیر بار کارهای غیر اخلاقی بره بعدش شما نوشتید وظیفه اش بوده. خود من تو 35 سالگی ازوداج کردم و تقریبا با چنین مشکلی روبرو بودم خونواده ی همسرم گیر داده بودند تو که تا 35 سالگی ازدواج نکردی حتما یا خود ارضایی می کنی یا زن صیغه ای داری یا …. با هزار بدبختی ثابت کردم هیچ کدوم از اون اشتباهات که اونا فکر می کنن رو انجام ندادم. بعدش گیر دادند که جتما مرد نیستی و تو آینده نمی تونی بچه دار بشی. خلاصه ما رو بردند دکتر و نمونه ….. گرفتند و الی آخر . به نظر من آقا رضا هم با چنین مشکلی روبرو شده یعنی خونواده زنش می خوان مطمئن بشن قدرت ارضای دخترشون رو داره یا نه. ولی من هم قبول دارم روش خونواده زنش غیر معقوله.

    [پاسخ]

    یگانه پاسخ در تاريخ فروردین ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۴:۰۰ ب.ظ:

    اقایون محترم
    منم یه دوست داشتم برای سفر رفته بودن شمال یه پشه نیشش زد ، مرد!!!! پس بیاین ازین به بعد تصمیم بگیریم دیگه نریم شمال. موافقین؟
    زوم میکنین رو موارد نادر و غیرمعقول یا زرتی میرین عاشق یه پفیوز میشین، بعد مثه بچه ها گریه و قهر و اصن من دیگه …..
    لیاقت یا قدرت درک محاسن شما (منظورم ریشتون نیستا)رو نداشتن به درک!
    کبوتر با کبوتر باز با باز
    والا به خدا مردای نا جور و پر توقع و … به پست ما دخترای به قول شما با اخلاق هم می خورن. دلیل نمیشه هی غر بزنیم و بگیم همه مردا عین همن. کثیف و مزخرف و … اصن پسر خوب پیدا نمیشه!
    بلند شین یه دوش بگیرین ، کت و شلوار مرتب و یه دسته گل قشنگ ، با شهامت و امیدوار برین جفتتون و پیدا کنین. منم عروسی دعوت کنین.

    عباس پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۷:۱۵ ب.ظ:

    من با پسرا موافقم صد درصد.
    من هم قید ازدواج رو کلن زدم. تا حالا هم با هیچ دختری نه دوست بودم نه رابطه داشتم. الان 29 سالم شده و دارم درس می خونم و کار می کنم. دخترا تو اینترنت همه اش می نویسند ما با کمالات هستیم، مادیات برامون مهم نیست، مهم اینه پسره آدم خوب و سالمی باشه. ولی تو دنیای واقعی اگه دخترها هم بخوان خانواده ها نمی ذارن. یه عروسی ساده حداقل 10 میلیون تومن هزینه داره. چند تیکه ای که براساس عرف آقایون باید بگیرن تلویزیون و فرش و … هم حداقل میشه 10 میلیون تومن. حداقل حداقل 30 میلیون تومن پول پیش برای اجاره خونه. سر جمع میشه حداقل 50 ملیون. یعنی 50 ماه یه پسر مثل من تمام حقوقش رو جمع کنه و ایشااله تورم صفر باشه می تونه تازه بره خواستگاری. تا این بلا ها که سر دوستان اومده سرش بیاد. یکی بگه ماشین نداری، اون یکی بگه حتما یه عیبی داشتی که دوست دختر نداشتی و …..
    بی خیال.
    من هم کلن قید زن گرفتن رو زدم. خودم رو غرق درس و کار کردم و اصلن به زن گرفتن فکر نمی کنم.

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۶ ب.ظ:

    هم میشه از بقیه کمک کرد هم سوال کرد تا 29 سالگی چطور پس انداز نداشته اید؟ کمک خانواده چی؟
    استفاده از وام و تسهیلات هم در این شرایط کمک کننده است

    میشا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۱ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۴ ب.ظ:

    با سلام
    تووی عمرم ازین چیزا نشنیده بودم.من خودم 26 سالمه پارسال یک خواستگار 35 ساله داشتم که دوست یکی از فامیلامون بودند تا حالا هم ازدواج نکرده بود تنها دلیل مخالفت شهر دور بودکه الان پشیمان شدم اصلا دلیل خوبی برای مخالفت نبود وگرنه موقعیت خوبی داشت اشتباه از خودم بود

    آزاده پاسخ در تاريخ تیر ۲۳ام, ۱۳۹۵ ۱:۲۳ ب.ظ:

    قشنگ معلومه دختری که عاشقش شدین چه تیپیه بعد هم می نالین که چرا با ما اینجوری رفتار می کنن.وقتی شما اقا پسرها خودتون دنبال دختر های مورد دار میرین و همش به فکر ظاهر و قیافه هستین برای چی از رفتار این افراد ناراحت میشین؟افتخار هم می کنین که من پای اخلاقیات وایستادم؟وقتی می خواین با عروسک ازدواج کنین باید خیلی چیزهای دیگه رو هم تحمل کنین.اشکال از دخترها نیست اشکال از انتخاب پسرهاست.

    [پاسخ]

    ناصر .م پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۷:۲۸ ب.ظ:

    آقای یه پسر.
    من هم تقریبا مشکل شما رو دارم. البته تحصیلاتم زیاد نیست. لیسانس دارم و معلم حق التدریس هستم. حاشیه ی تهران. هر کجا که می رفتم خواستگاری می گفتند، با حقوق معلمی آینده ای نداری. با اینکه به خدا از نظر اخلاق خیلی خوبم و حلال و حروم رو رعایت می کنم. نشد که نشد. الان دیگه بهش فکر نمی کنم. به ازدواج رو می گم. جاش خودم رو وقف بچه ها کردم. هدف از ازدواج چیه؟ بچه دار بشی و آرامش داشته باشی. من و شما که کار فرهنگی می کنیم کلی بچه داریم. دانش آموزهای من و دانشجویان شما، این ها بچه های ما هستند. همین که این ها رو خوب تربیت کنیم کافیه.
    داداش گلم. روزگاره، کاریش نمیشه کرد. اگه دزد باشی، اگه خون مردم رو تو شیشه کنی مردم بهت بیشتر احترام می ذارن تا اینکه کار فرهنگی و علمی کنی. می دونم تو سن من و شما زن نگرفتن چقدر آدم رو اذیت می کنه و آدم هایی که مقید به اخلاق هستند برای به گناه نیفتادن چقدر اذیت می شن.
    من و شما هم آدم هستیم. ولی من تصمیم گرفتم، هر جور شده خودم رو کنترل کنم و عفت پیشه کنم.
    خدا کنه که آخرت وجود داشته باشه. چون میگن کسایی که نیاز به همسر داشته باشند و بنا به دلایل اقتصادی نتونند ازدواج کنند و تو دنیا عفت پیشه کنند، خدا اون دنیا هواشون رو داره.
    ایشااله موفق باشی

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ فروردین ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۹:۰۷ ب.ظ:

    عباس یا ناصر بالاخره؟!!

    [پاسخ]

    اکرم 29 پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۱۲ ق.ظ:

    سلام آقا پسرها
    خوبه من مثال براتون نوشتم که با وضع مالی نامناسب ازدواج کردند اما زندگی خوبی دارند(زندگی خوب به معنای نداشتن هیچ مشکلی نیست، بلکه به معنای کنار هم وحامی بودنشون در زمان مشکلاته)، میخواید حضوری بیارم خدمتتون تا باور کنید؟؟؟؟!!!!
    لطفا ترسهای خودتون را پای بقیه ننویسید، پیش داوری و تعمیم افراطی هم نکنید.
    من آدمهای ترسو با دلایل به ظاهر منطقی توی زندگیم دیدم. پسرهایی که وقتی از مشکلات مالی صحبت می کنند، صریحا بهشون میگی قابل حله و مثل شما چرتکه میندازند و براشون توضیح میدی که توی چرتکه انداختنشون خیلی چیزهای دیگه را نمیبینند اما گوششون بدهکار نیست، چون ترس درونی خودشون از قبول مسئولیت مانعشونه. فقط میخوان یکجوری خودشون را راضی کنند که ما کار خودمون را کردیم و حتی عاشق شدیم اما نشد پس دیگه تارک دنیا بشیم.
    کاش انگشت اتهامتون را از روی بقیه بردارید تا ببینید با همه مشکلات مالی تان میتونید با کسی که شما را درک میکنه ازدواج کنید و کمی با سختی و تلاش بیشتر، زندگی تون را پیش ببرید.

    [پاسخ]

    نرگس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۳۶ ب.ظ:

    من خیلی پیگیر این طور کامنت ها هستم ولی انصافا شما پسرا هم دنبال یک موردهایی می رین که خودتون بهتر می دونید به دردتون نمی خورن خوب نمیشه با چند تا خواستگاری و این فکرای های ناامید کننده قید ازدواج بزنید خیلی دخترهایی هستن که می شناسم چون ظاهرساده ای دارند و توقع مالی هم ندارن حاظرن با شرایط شما ازدواج کنند اخه شما ها هم خیلی به ظاهر دختر گیر می دین معلومه
    این جور دخترا غرورشونم زیاده البته بعضی ها

    [پاسخ]

    $ پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۴ ب.ظ:

    خیلی عجیبه شما انتخاب تادرستی داشتید حتما..دخترای خوب زیادن حداقل زیاد نباشن هنوز وجود دارن باور کنید شما استثناهارو میگید اخه کدوم پدرو مادری حاضره بگه با چند نفر دوس باشی..حتما ازون دخترای خیلی خوشگلو لوندو …نمیدونم والا تعجب کردم اخه کدوم دختری حاضره ..جل الخالق…هیچی بجز محبت و صداقت نمیتونه ی دخترو جذب کنه…

    [پاسخ]

    $ پاسخ در تاريخ مرداد ۱۳ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۰۸ ب.ظ:

    خیلی عجیبه موافقم با خانم نرگس انتخاب اشتباهی داشتید…خودتونم میدونید..حتما ازین دخترای بسیار زیباو …نمیدونم..حکمت چیست ای روزگار…برای من ب شخصه صداقت و محبت مهمه اینا نباشه هیچ چیز جاشو پر نمیکنه …و بسیاری از دوستانم با من موافقن…انتخابتون اشتباه هس یا شاید اشتباه از منه ک از غرور و رخورد سردم با اقایون شاید فکر میکنند هیچوقت نتونم مهربون باشم باهاشون..بنظرم مشکل اکثر ما دخترا همینه اونایی ک خوشگل ترن مهربونترن ب همه لبخند میزنن امتیازشون بالاتر رفته..شاید فکر میکنن ما مشکل داریم و ناتوانیم در ابراز احساسات…

    [پاسخ]

    الهام پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۷ ق.ظ:

    چراشماپسراانقدرناامیدیدبخدااونطورک شمافکرمیکنیدنیست اره قبول دارم ک الان دختراتوقعشون رفته بالا به قیافه وتحصیلات یه پسرنگاه میکننداما هستنددخترهایی ک فقط ایمان واخلاق براشون ملاکه این نبایدباعث بشه ک شماازازدواج زده بشیدخودمن یه,دخترم هنوزازدواج نکردم ولی ناامیدنشدم خدابزرگه انشاله ک همتون ب مراددلتون برسیدموفق باشید.

    [پاسخ]

    س پاسخ در تاريخ فروردین ۱۴ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۴۷ ب.ظ:

    من پسر هستم هنوز ازدواج نکردم. اما یه نکته برام خیلی جالبه. همه ی دختراها و پسرها که اینجا نظر گذاشتند، دو تا نقطه ی مشترک دارند.
    اول، همه مجرد هستند و آماده ی ازدواج هستند.
    دوم، اینکه همه براشون مادیات مهم نیست و فقط به یک زندگی سالم فکر می کنند.
    آقای دکتر شیری هم جواب درست و درمانی برای هیچ کدام از دوستان نذاشته، ایشون ظاهرا یا جوابی نداره یا اینکه سرش شلوغه.
    حداقل من انتظارم این بود که ایشون بصورت معقول راهکار عملی جلوی پای دوستان بگذارد.
    من دکتر نیستم، اما به نظر من تنها کسی که می تونه به همه ی ما کمک کنه، خودمون هستیم.
    یعنی چی؟؟؟
    یعنی هنوز هم دخترها و پسرهایی وجود دارند که برای گوهر وجودی آدم ها ارزش قائل هستند.
    تو دنیای واقعی، اونجایی که آدمهاش واقعی هستند. باید بگردیم. جستجو کنیم. نا امید هم نشیم.
    نه با چشم ظاهری با چشم دل جستجو کنیم.
    همسری مناسب رو پیدا کنیم.
    همین و بس.
    دختر خانوم ها، نشینند تو خونه به امید اینکه انتخاب شوند، بگردند و همسر مناسب خودشون رو پیدا کنند و انتخابش کنند.
    آقا پسر ها هم به جای بهونه تراشی و بهونه کردن مشکلات مالی جرات به خرج بدهند و وارد زندگی مشترک شوند.
    همین.
    موفق باشید

    [پاسخ]

    یاسمین پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۷:۱۷ ب.ظ:

    سلام به همگی
    منم یه دخترم اول از همه برام انسانیت طرف مهمه اینکه اخلاق خوبی داشته باشه بعد توان اداره ی یه زندگی معمولی رو داشته باشه دلیل نیست برا خیلی ها مادیات مهمه همه اونجوری باشن هم دخترها و هم پسرهایی پیدا میشن که معیارهاشون برا ازدواج فقط مادیات نیست.

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ آبان ۲۷ام, ۱۳۹۴ ۲:۰۴ ق.ظ:

    موردای این جا عجیب بود به خصوص آقا رضا. فکر می کنم همون طور که دوستان اشاره کردن شما رو دخترای خاصی دست میذارید، احتمالن کسی که خیلی زیبا و پولدار و به قولی «داف» باشه. پسرای زیادی از بی وفایی و پرتوقعی دخترا می نالن اما وقتی دقت می کنی بیشترشون یا رفتن سراغ طبقه ی خیلی بالاتر، یا همون دافا که زبون می ریزن و کلی پول میخان. خود پسران که رو دخترای دیگه عیب میذارن.

    [پاسخ]

  50. سلام منم تقریبا مشکلات شمارودارم دختری ۲۸ ساله هستم ک خیلی کمترازسنم نشون میدم باظاهری زیبا.لیسانسه.خانواده دارپدرم پزشکه تاحالاچندتایی خاستگارداشتم ولی قسمت نمیشه نمیدونم چراتاحالاخدامیدونه باهیچ پسری رابطه ای نداشتم اهل نمازوروزه ومتدین هستم ازخانواده شهیدم هستیم درکل دریک خانواده مذهبی ومتدین بزرگ شدم وپدرم بی اندازه تعصبیه درضمن توقع زیادی ندارم همین ک باایمان وکاری باشه برام کافیست ولی نمیدونم چراخداجوابمونمیده دیگه بریدمنمیدونم چیکارکنم لطفاراهنماییم کنید

    [پاسخ]

    یه انسان مثل شما پاسخ در تاريخ فروردین ۱۰ام, ۱۳۹۴ ۳:۴۴ ب.ظ:

    توسل کنید به امام حسن عسگری(ع) ان شااله با شفاعت ایشان خیلی زود مشکل شما حل می شود……
    یا علی

    [پاسخ]

  51. سلام
    فک کنم اینجا بتونم حرفای نگفته دلمو بگم .
    من یه دختر 22 ساله م . تو یه خانواده مذهبی با کلی محبت و عشق بزرگ شدم . گر چه از لحاظ مادی همیشه تو مضیقه بودیم ولی دائما از طرف اهالی خانواده حمایت شدم . ترم آخر لیسانس مدیریت بازرگانی هستم .
    تا الان هیچ خواستگار جدی نداشتم . دلیلشو نمیدونم … کامنتای دوستان رو خوندم ..
    من نه آدم اجتماع گریزیم نه بلد نیستم با جنس مخالف برخورد کنم . خدا رو شکر طوری تربیت شدم که رفتارم تو اجتماعی مثل دانشگاه زبانزد باشه ولی اینکه چرا تا حالا کسی اقدام نکرده برام عجیبه …
    درسته از طرف خانواده از همه لحاظ ساپورت میشم ولی دلم یه محبت غیر خانواده میخواد … یکی که از گوشت و پوست و استخوون من نباشه … . تا الان محبت دیدن از جنس مخالفم خلاصه شده تو پدر و برادرام . ولی این برای من کافی نیست .
    تا حالا نذاشتم کسی بفهمه تو دلم چه خبره .. ولی دارم اذیت میشم . حس میکنم وقتی اینقد نیستم که کسی منو بخواد پس چه ارزشی دارم ؟ بر خلاف درونم ، همه همیشه یه دختر شاد و سرخوش رو می بینن که هیچ دغدغه ای تو زندگیش نداره .
    توقعاتم بالا نیست . یعنی در مقابل توقعات هم سن و سالام هیچه . یه کار به حدی که دست جلو کسی دراز نکنم . یه ایمان قوی . یه رفتار و دل خوش … تمام توقعات من همینه … من خودم نداری کشیدم پس توقع ندارم که تو کاخ زندگی کنم و ملکه وار عمر بگذرونم .
    تو زندگیم دیدم کسایی که آواره بودن از نداری ولی حالا میلیاردر هستن …
    با این توقعات کم تا حالا تک و تنها نشستم تو خونه … حس میکنم این موضوع مادرمم نگران کرده ولی بروز نمیده … خیلی از اطرافیانم بهم سرکوفت میزنن .. نداشتن خواستگار رو کردن چوب و هی می کوبونن تو سر من … همیشه به درگاه خدا دعا میکنم … تا الان ناامید نشدم … ولی میترسم با ناامید شدنم اعتقاداتم سست بشه …
    تو بد برهه ای قرار گرفتم …
    برام دعا کنین …

    [پاسخ]

    النا پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۲۲ ب.ظ:

    منم همسن وسال توام بااینکه شرایط مالی وخانوادگی وچهره ی خوبی دارم اماکسی نیست منومعرفی کنه فامیلامون همه شهرستانن وباهم رفت وامدنداریم با همسایه هاودوستای خانوادگیمونم رابطمون خیلی کمه اهل عشق ودوستی ورودادن به پسرای دانشگاهم نیستم نمیدونم بایدچیکارکنم

    [پاسخ]

  52. سلام

    لطفا این طرح را به دست کسانی که قصد ازدواج دارند برسانید، اگر واسطه ای برای ازدواج میشناسید بگوید در این سامانه ثبت نام کنند :

    ازدواج از طریق مرکز دولتی تبیان :

    کسانی که در تهران ساکن هستند یا دانشجوی تهران هستند یا در اطراف تهران زندگی می کنند. یا شاغل در تهران هستند. میتونن در طرح همسان گزینی تبیان شرکت کنن تا هم کفو ترین شخص به آنها معرفی شود.

    این طرح دارای مجوز رسمی می باشد.

    ثبت نام در این طرح و کلیه خدمات رایگان می باشد.

    زمان شروع ثبت نام : پس از ماه صفر و همزمان با جشن های ربیع الاول

    لینک سایت مربوطه و هر گونه توضیحات دیگر :

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=289115

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=289347

    http://hamsan.tebyan.net

    لینک سایت سامانه ثبت نام واسطین ازدواج در تبیان :

    http://www.tebyan.net/newindex.aspx?pid=271594

    [پاسخ]

  53. دوباره پیامتون را خوندم.یعنی واقعا پسری به این باایمانی پیدا میشه؟اخه هر چی خواستگار داشتم همه چی داشتن جز ایمان همون چیزی که واسه من خیلی مهمه

    [پاسخ]

    امیر علی پاسخ در تاريخ آبان ۱۸ام, ۱۳۹۳ ۴:۱۶ ب.ظ:

    متاسفم برای شما چرا چون شما به همه شکاک هستین
    متن من نخونده نظر دادین بعد میگین مگه با ایمان هستین

    پس معلومه شما هم مثل همه دخترهایی که خونواده ام معرفی میکردن دنبال پول یا موقعیت مناسب من بودن هستید

    [پاسخ]

    امیر علی پاسخ در تاريخ آبان ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۷:۳۹ ب.ظ:

    بله یکیش من

    [پاسخ]

  54. سلام.من ی دختر 27 ساله و دانشجو هستم.البته هر کس میبینتم فکر میکنه 18 سالم بیشتر نیست!در خوزستان زندگی میکنم.خانواده خیلی خوبی هم دارم.من هم دنبال پسری مثل شما هستم.اگه تمایل دارین واسه آشنایی بیشتر پیام بذارین.

    [پاسخ]

    M tanha پاسخ در تاريخ تیر ۱ام, ۱۳۹۴ ۷:۴۵ ق.ظ:

    سلام به همه من اولین بار است که به بهین صفحه اومدم و کامنت ها را خواندم و تصمیم گرفتم من هم مشکل خودم را بگویم تا حالا با هیچ کس حرف نزدم در این مورد حالا با ادم های که هیچ شناختی ازتون ندارم درد دل میکنم
    من دختری هستم 23 ساله تحصیلاتم در حد دیپلوم است پدرم شهید شده دو خواهرم یکی از من بزرگتر یکی کوچیکتر عروسی کردن و دو خواهر کوچیک دیکه هم دارم و یک برادر و مادر ضعیف من بعد پدرم مثل یک مرد در مقابل نبرد های زندگی جنگیدم و فراموش کردم که یک دختر هستم از 15 سالگی فقط مشکلات را دیدم و حالا خیلی دلم میخواهد که یک همسفر داشته باشم احساس میکنم خیلی ضعیف شدم دیکه نمیتونم به تنهایی ادامه بدم اما هیچ وقت خواستگار نداشتم قیافه خوشگلی ندارم اما به قول همه جذاب هستم هم میخوهم همسفر داشته باشم هم نه چون میترسم مادرم خواهرهایم را رها کنم برادرم پسر 17 ساله هست اما یک ذره هم بفکر ما نیست فقط بفکر خوش گذرانی خودشه تنها من کار میکنم از بس خسته شدم سه بار دست به خودگشی زدم اما نمردم خیلی تنهام و خسته

    [پاسخ]

  55. من پسر 26 ساله هستم که دنبال دختر مومن و محجبه و با ایمان واسه ازدواج میگردم
    هر چی گشتم نبود یا این که دختره چادری بود ولی با یک پسر حذاقل دوست بودند
    دنبال یک دختر مومن و محجبه و با ایمان واسه ازدواج میخوام که تا حالا هیچ پسری (جنس مخالفی) تو زندگیش نبوده باشه مثل خودم
    من یک خونواده تحصیل کرده و مذهبی هستیم خوشتیپ و زیبا
    و دانشجوی پزشکی نمیخوام زنم همکارم باشه
    دختران زیادی بهم معرفی کردن اما همه یا بد حجاب بودن یا
    این که حداقل با یک پسر رابطه داشتن
    یا این که توقعات مالی بالا دارن انتظار دارن
    زن مومن واقعا و نجیب که مردی نباشه تو زندگیش
    …………………..
    من دنبال خانم مومن واقعا محجبه ای هستم که خونه دار باشه و با ایمان و وفادار وضع زندگیش واسم مهم نیست
    خونواده مومن و مذهبی داشته باشه
    …………….
    چون خودم هیچ کمبود مالی ندارم خونه و ماشین هم دارم

    [پاسخ]

    b.f پاسخ در تاريخ آبان ۸ام, ۱۳۹۳ ۲:۰۳ ق.ظ:

    خخ خوب من دقیقا همینی ام ک میگی.ولی خونه دار نیستم شاغلم..:دی

    [پاسخ]

    پريناز پاسخ در تاريخ آذر ۲۵ام, ۱۳۹۳ ۱۰:۴۵ ق.ظ:

    من همون دختریم که میخوای
    لیسانس و خونه دار
    با هیچ پسریم رابطه نداشتم
    سنم 23

    [پاسخ]

    ناشناس پاسخ در تاريخ بهمن ۱۲ام, ۱۳۹۴ ۱:۱۰ ق.ظ:

    اگه هم استانی بودیم من همه شرایط رو داشتم

    [پاسخ]

  56. من قراره با دوس پسرم ازدواج کنم

    البته یه ازدواج ناموفق داشته و برای همین قدر منو بیشتر میدونه و هروز ستایشم میکنه
    موقعیتی ک این داره هیچکدوم از خواستگارام نداشتند
    فوق لیسانس – کارمند- چشمو دل پاک- ظاهری خوب- و بسیار مودب و عاشقانه
    زن قبلیش مادی گرا بوده و ب دلیل بدهکاری گذاشته رفته
    اما من تا ابد باهاشم و هرمشکلی ک براش پیش بیاد در کنارشم
    چون سختی کشیدم و محبتی از سوی خانوادم ندیدم چون پسردوس بودن. و از بچگی با اشک چشم بزرگ شدم. اما خوشحالم ک خودم انتخاب میکنم ن خانوادم .
    شاید باورتون نشه اما مادرم همیشه نفرینم میکنه سر چیزای الکی در صورتی ک دخترخیلی خوبیم . دو تا از خواهرامو بدبخت کردند میخان مارو هم اونطور کنند انگار سرراهی ایم . داداشام کتک میزنند و حرفای رکیک میزنن در صورتی ک همیشه خوبی کردم بهشون چون دخترو مایه ننگ میدونند. از خدا خواستم کمکم کرد شماهم از صمیم قلب از خدا بخاین.

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مرداد ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۲:۴۵ ق.ظ:

    ببین دختر خوب ، ازدواج شیوه خطرناکیه برای فرار
    به نظرم یه هوا معاشرت بیشتر کن ببین طرف تو را درک میکنه ، عصبیت کنترل نشده داره؟

    [پاسخ]

  57. سلام اقای دکتر خسته نباشید پسری هستم ۳۳ ساله مجرد .تو خیلی از سایتها درد دل دخترا رو. ناشی از عدم خواستگار خوب خوندم .حالا اونا یکم به درد دل پسراگوش بدند.تا حالا چند تا مغازه ای اجاره داشتم که بدلیل رکود اقتصادی توی این چند سال یا ضرر کردم یا سودی عایدم نشده.وضعیت اقتصادی جامعه اینقدر نامساعده که دنبال هر شغل و هرکاری میری نمیگیره و ادم باشکست ونا امیدی مواجه میشه .دخترا همش باشرایط خوب گله از خواستگار نداشتن دارند.اخه خودشونو جای یه پسر بذارند که هر سال سنش داره زیاد میشه ونیاز به یک همدم و مونس داره و نیازی جنسیش هم اذیتش میکنه ولی نامساعد بودن اوضاع اقتصادیش نمیذاره که ازدواج کنه و هر چقدر تلاش بیشتر میکنه بازم به ناامیدی مواجه میشه.من میخواستم بگم که خیلی از خانوما که خواستگار ندارند دلیلش ایراد داشتنشون نیست بلکه عدم شغل مناسب پسرها و نداشتن درامد مکفی برای ازداوجه نتیجش میشه ترس از ازدواج و پا پیش نذاشتن.من خودم و خیلی از دوستام که تحصیلات دارند شرایط منو دارند و به خاطر موقعیت اقتصادی بد ازدواج نمیکنند.من هرروز خودم رویای ازدواجو. تو سرم عبور میدم ولی وفتی به وضع اقتصادیم فکر میکنم و پسرای فامیلو میبینم که همشون از طرف پدر شارژ شدند و یا خودشون درامد داشتند ،فکر ازدواجو از سرم دور میکنم.واقعا خیلی سخته خیلی سخت ادم موی سرشو تو اینه میبینه که داره سفید میشه وجوونیش میره ولی هنوز اندر خم یک کوچست

    [پاسخ]

    النا پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۳۲ ب.ظ:

    حرفاتون کاملادرست ومنطقی بود ولی امیدتون به خداباشه بایدباچنگ ودندون بجنگیدوهرجوری میتونیدروزی حلال دربیارید خداهم کمکتون میکنه انشاالله بایه خانوم خوب ازدواج میکنیدوغم این روزاروفراموش میکنید

    [پاسخ]

  58. دکتر گاهی اوقات ادم میخواهد از طبقه اجتماعی اقوام و فامیلش نباشه تحصیل کرده شاغل شده که مثل اونا نباشه اونوقت چطور میشه افرادی رو که معرفی میکنن ادم بپذیره یا دوستای متاهل دور و برم اینقدر حسودن که چشم ندارن ببینن یکی بهتر از خودشون قراره ازدواج کنن سرکارم که مردها همشون متاهل اون دوتا مجرد هم اینقدر دلمشغولی دارن که ادم عقش میگیره نگاه کنه چه کار دیگه ای میشه کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  59. با سلام خدمت دکتر شیری عزیز
    دختری 31 ساله هستم با موقعیت خانوداگی و ظاهری و شغلی خیلی خوب
    باورتان نمی شود اگر بدانید خیلی خواستگار دارم اما چه فایده تا پیشنهاد می دهند و قضیه می خواهد یه کم رسمی شود خبر از بعله برون یا نامزدی داماد می آید ! شدم بخت گشای پسرهای فامیل و دوست و غریبه ! خسته شدم از نگاه تمسخرآمیز بقیه
    شدم مضحکه دوست و آشنا و فامیل ! از اینکه همش مراسم خواستگاری توی خونمون برپاست ولی خیلی زود داماد ازدواج می کنه خسته شدم ! خوب منم دخترم احساس دارم غریزه دارم همش امیدم داره نا امید میشه تا می خوام بیام از شوک ازدواج داماد قبلی دربیام یه مورد جدید پیش میاد تا میام بهش فکر کنم ازدواج می کنه چند تاشون هم فامیل بودن فکر کنید چقدر سخته تو مراسم عروسی افرادی شرکت کنم که تا همین چند ماهه قبل خواستگار من بودن ! اصلا نمی دونم چی میشه ! دختر همه ی دوستان و فامیل ها ازدواج کردن ! دیگه طاقتم تموم شده خواهش می کنم راهنمایی کنید .

    [پاسخ]

    پیراسته فر پاسخ در تاريخ اسفند ۳ام, ۱۳۹۳ ۸:۵۰ ق.ظ:

    خدمت این دخترخانم 31ساله عرض کنم:
    احتمالاًآنقده خواستگارعزیزتو سین جین میکنی که خاطرات تلخ کنکوربرایش تداعی میشه که فراررابرقرارترجیح میده وپناهنده میشه به “رقبایت”
    پس سعی کن سخت گیرنباشی ونپیچونی آن بندگان خدارا

    [پاسخ]

  60. سلام آقا رضا..با حقوق 700000هم میشه زندگی کرد ضمنا بستگی داره به طرفت و علاقه ای که بهت داره اگردوستت داشته باشه میتونه قانع باشه و باهم خوشبخت بشید.کرمان که همه قانعن بخصوص امثال من که تو روستاباشرایط سخت بزرگ شدیم..یاحق

    [پاسخ]

  61. با عرض سلام بدون مقدمه برم سر اصل مطلب مشکل من با همه فرق داره خانوادم مشکل روحی دارن شرایط واسه من سخت کردن یه همدم ندارم دارم از تنهایی میترکم”’چیکار کنم هر کی واسم میاد تا میفهمه اینجورین میره دیگه پشت سرش هم نگاه نمیکنه من الان چیکار کنم؟؟؟خ

    [پاسخ]

  62. سلام.از لحاظ منطقی هرگز یک خانواده نمیتونه دختر خودشو به دیگران معرفی کنه یعنی نباید اینکارو کنه دختر برا خودش شخصیت داره ازدواج به چه قیمتی.یهو بگید واسه دخترامون بریم خواستگاری.متاسفانه تو جامعه ما دختران مظلوم واقع شدن باید عین بیچاره ها بلند شن برن تو کوچه خیابون یکی و واسه خودشون پیدا کنند.اخرش دست خالی و هیچ معچزه ای رخ نمیده.دختر باید واسه خودش ارزش قایل باشه و متاسفانه بهای این ارزش تنهایی است.ضمنا در اینطور موارد مجبورید نگاهتون به اسمون باشه انگار باید منتظر باشید تا معجزه از اسمون شروع بشه.
    =================
    تعریف شما از ارزش مثل تعریف خانومی توسط معلم پرورشی ها نیست؟؟؟

    [پاسخ]

    پ پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۳ ۴:۴۰ ب.ظ:

    تو این ارزش را نمیپسندیبرو ارزش را غرب و کفار برات تعریف کنن!

    [پاسخ]

  63. توهم خواستگار

    دختر تنها ! از تنهایی خسته شده بود از طرفی دوست داشت هر چه زودتر ازدوج کنه برای همین از دوستش خواست راهنمایی اش کنه دوستش میگه : من هم تنهام ، بیا با هم بریم کوه ، چون شنیدم خیلی از مردهای آماده ازدواج و تنها برای پیدا کردن زن میرن کوه …

    اون دو تا میرن کوه
    در بالای یه صخره کوه
    جایی که اون دو تا هیچ کسی رو نمی بینن
    تصمیم می گیرن داد بزنن
    و حرف دلشون رو به کوه بگن :
    – با من ازدواج می کنی ؟
    .
    .
    .
    .
    و بعدش شنیدن

    …… ﺑـــــــــــــــــــﺎ ﻣـــــــــــــــــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــــﯿﮑﻨـــــــــــــﯽ؟
    .
    ﺑــــــﺎ ﻣــــــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــــــﯿﮑﻨـــــــــــﯽ؟
    .
    ﺑـــﺎ ﻣــــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣــــﯿﮑﻨـــــــﯼ؟
    .
    ﺑـﺎ ﻣــــﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣـــﯿﮑﻨــﯽ؟
    .
    ﺑﺎ ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻣﯿﮑﻨﯽ؟

    یه نگاهی به هم انداختند لپ هاشون گل انداخته بود چون ﺁﻣﺎﺩﮔﯽ پذیرفتن ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﺧﻮﺍﺳﺘﮕﺎﺭﻭ ﺑﺎ ﻫﻢ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ در حالی که از صخره پایین می اومدن گفتند نه ما می خواهیم درس بخونیم ….

    عصرایران

    [پاسخ]

  64. سلام اقای دکتر
    راه حل های شما جایه تامل داشت
    اما تو کامنت ها افرادی که که تامل نکردن زیاد بود! بجاش با نا امیدی یا نگاه فمنیستی راه حل هارو نقد کردن …
    بی حکمت نیست خدا بارها گفته: چه کم اند کسانی که می اندیشند
    و متاسفم برای خودم و کسانی که شبیه من هست، که هنوز نتونستیم معیارهای ازدواجمون رو با خانواده ،امن ترین جایه ممکن، مطرح کنیم و با پیش داوری اونو ناکارآمد میدونیم….

    [پاسخ]

  65. سلام به همه، نظرات همه مبین درد دل مشرک و همچنین حقیقت آشکار جامعه ماست…
    خیلى ناراحت کننده هست که یه دختر خوب صرفاً به این علت که خوبه و مثل دختراى بى بند وبار جامعه نیست باید براى ازدواج کردن تلاش کنه، منظور از تلاش اینه: مثلاً داشتن روابط اجتماعى پررنگ به این معنى که حتماً شغلى داشته باشى که در میدان دید مردان زیادى قرار بگیرى، سپردن به دوست، اقوام و فامیل، شرکت در مراسم هایی که یا توسط خود پسر و یا مادرشان دیده شوى و … شماها چون صرفاً خوبید باید این تلاشها را بکنید، (میخواستید خوب نباشید)
    آقاى دکتر من هیچکدوم از این حرفها را قبول ندارم، من به نوبه خودم دانشجوى ٢٧ ساله، سال اول دکتراى ژنتیک با شرط معدل هستم، بهترین لحظات عمرم را درس خوندم و اصلاً هم پشیمون نیستم ، در حال حاضر هم تمام وقتم با کلاس کنکور و درس و کلاس خصوصى که همشون دختر و خانوم هستند پر شده! متاسفانه در دید هیچ مردى نیستم، اهل این هم نیستم که از همسایه و دوست و فامیل تقاضاى پیدا کردن همسر داشته باشم، وفت شرکت در مجالس عمومى را هم ندارم، بنابراین طبق قوانین و فرمایشات شما بنده به زودى و در آینده ای نه چندان دور میترشم 🙂
    آقاى دکتر خیلى حضور خدا را فراموش کردید. دوستاى عزیز من به خداوند سوگند که او هیچ بنده اى را براى تنها بودن نیافریده… خالصانه و با تمام وجود از خداوند طلب کنید نه از خلقش…
    سبز باشید
    ========================
    شما عصبی نوشته اید، شاید هم عصبی هستید و فکر میکنید این حرفها به ساحت عزت نفس شما ربط داره که نداره
    حسن ظن به خدا به معنی فروگذاشتن توانمندیهای خودمون نیست….لازم هم نیست خدا را وقتی بیاریم وسط که شوت نزده ما را بزنه تو گل. نکنه این درک از خداوند ختم بشه به طغیان علیه این باور و بی ایمانی بالای 30 سال…

    [پاسخ]

    زی زی پاسخ در تاريخ مهر ۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۵۵ ق.ظ:

    دکتر وااااقعا دقیق گفتید من این آویزون خدا شدن توو28 تا 30 سالگی و به شکلد شاکی و بی ایمان شدن بعد نتیجه نگرفتن رو حس کردم و چقققدد دردناک بود . کاش کسی توو مدرسه توو خونه یا دانشگاه موقعیت ظهور قدرت خدا رو تشریح میکرد که انقد با خرافه زندگیمون رو داغون نکنیم ، من واقعا آسیب دیدم. خودم نتیجه گرفتم … کاش شما راجع به این چیزا زیاااد بنویسی واسه آدمای خووب مذهبی

    [پاسخ]

    دانشمند پاسخ در تاريخ اسفند ۲۳ام, ۱۳۹۴ ۸:۵۸ ب.ظ:

    سلام
    ندا خانوم من چند سال پیش که دانشجوی ارشد بودم از استادم که دکتر بود خواستگاری کردم گفت نه من دکترم با دانشجوم که داره اخراج میشه ازدواج کنم؟اره درس نمیخوندم و داشتم اخراج میشدم اما با شنیدن این حرف درسمو به زور تموم کردم بعد نویسنده چنیدن مقالات و کتب علمی شدم که در رشته تحصیلی خودم خیلی مطرح شدن و چندین اختراع را به ثبت رسوندم و از طریق بنیاد ملی نخبگان با دانشمندان کشور روسیه داریم رو پروژه ای حالا بماند چیه دارم کار میکنم. و بازهم اون استادم رو درک نکردم چرا این حرفو زد و آمارشو گرفتم دیدم این خانوم هنوز ترشیده هست و یه شوهر نتونست بکنه. البته بماند من 30 سالمه و خودمم ترشیدم ها چون تصمیم قطعی شده بیخیال زن بشم فقط بخاطر ادمایی مثل اون استادم وشما

    [پاسخ]

    النا پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۳۸ ب.ظ:

    به نظرم کارتون درست نیست حتی دوتادخترتویه خانواده هم اعتقادات وطرزفکرشون یکی نیست چه برسه به دخترای یک شهریایک کشورشمانبایدخودتونوشکست خورده وهمه ی دخترارویکسان ببینیداتفاقابایداین اتفاقوبه عنوان یک تجربه قبول کنیدوتلاش کنیددختری که واقعالیاقتتونوداره ونیمه ی شماست پیداکنید

    [پاسخ]

  66. سلام دکتر شیری
    من شما را وقتی که دانشجوی دانشگاه تهران بودم توی کوی دانشگاه اولین بار ملاقات کردم، یادتونه؟ یک سمینار در مورد مراسم عاشورا و … ،
    خیلی دوست دارم دوباره شما را ملاقات کنم، به نظرم شما می تونید یک سایت همسریابی و یا سمینارهای همسریابی بگذارین، این سایت ها زیاده اما اصلن نمی شه بهشون اعتماد کرد چون مدیر سایت معلوم نیست، بهرحال امیدوام من رو هم دعوت کنین، کمم پول بگیرین حقوق ما به زور 500 تومنه، اجاره پانسیون توی تهران و رفت و آمد به شهرستان
    من دوست دارم با یک آدم تحصیل کرده ازدواج کنم، مومن باشه، حلال در بیاره، و اجازه تحصیل بده و اگر درآمدش خوب باشه که منم بتونم تا دکتری بخونم چون توی لیسانس در جا زدم.
    پس منتظر هستم دکتر جون خواستن نظرمو خصوصی بذارین خواستین هم برای عموم
    راستی خانواده دار هم باشه، توی تهران تنهام، بابام رو هم از دست دادم و دلم یک خانواده ی گرم می خواد
    مرسی

    [پاسخ]

  67. سلام من یک پسر هستم اتفاقی به این سایت آمدم مطالب بالا رو خواندم می خواستی بگم من الآن ٢٧ سال دارم تحلیلات هم دارم ولی خدایش با این وضعیت بد اقتصادی که همه چیز ساعت میزنه امکان ازدواج نیست حقوق ها مگر بالای ٢،٠٠٠،٠٠٠ باشه که بشه ازدواج کرد. کرایه خانه ها خیلی بالا رفته این بگم بخدا بیشتر پسرا مشکل مالی دارن من الآن چندین دوست دارم همه مشکل مالی دارن آخه با ماهی ٧٠٠ یا ٨٠٠ میشه زندگی کرد؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  68. دکتر جان اگر خانواده کوچکی مثل خانواده من داشته باشی که شامل پدر و مادر فقط هست اونوقت خیلی نمیشه روشون حساب کرد بخصوص اگه مسن و اندکی هم درونگرا باشند. از فامبل هم که تو این دوره زمونه خیری نمیرسه اینقدر زندگی پرمشغله شده که نه کسی درد دختر مجرد فامیل رو یادشه و نه کسی سرش برای این معرفی ها و پیامدهای احتمالیش درد میکنه. دوستان هم گزینه خوبی هستند که من چند بار به دوستان صمیمیم تلویحا و گاهی مستقیم گفتم که اگر کسی رو میشناسن پیشنهاد کنن اما تاحالا قدمی برنداشتند و من هم پس از چندبار تکرار احساس خوبی از اصرار بیش از حد ندارم. کاش روشهایی رو ذکر میکردید که خودمون بتونیم در این مورد قدمهایی برداریم. بهرحال کس نخارد پشت من …
    در این مورد یک سوال هم خدمتتون فرستادم که امیدوارم بررسی بشه و جوابش رو دریافت کنم. ضمنا از خواندن مطالب دوستانی که شرایط مشابه من دارند هم دغدغه هام برام مرور شد و هم از دیدن اینکه این مسئله عمومیت داره کمی آرام شدم. کاش راهی برای ما دخترای با تحصیلات بالا و شاغل که روزی نخبگان مدرسه و شهر و … بحساب میومدیم پیدا بشه. تنهایی حق ما نیست، مایی که میتونیم با مهارتهایی که از طرق مختلف کسب کردیم همسران و مادران خوبی باشیم. مایی که قشنگترین روزای جوونیمونو صرف تحصیل کردیم به امید اینکه زندگی بهتری داشته باشیم. و حالا باید از نیازهای اولیه انسانیمون چشمپوشی کنیم و تموم زندگیمونو به جرم برتر بودن و پیشرفت کردن یا مثل راهبه ها و یا مثل بدکاران زندگی کنیم. برای من هنوز قابل هضم نیست. احساس شکست می کنم.

    [پاسخ]

    علي پاسخ در تاريخ اسفند ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۴:۰۴ ب.ظ:

    سلام
    خواهرم انقدر نا امید نباش.خدا بزرگه همونطور که با امید زندگی کردی و مراتب تعالی رو طی کردی یه فرصت رو اینورت انداختی و فرصت دیگه کامل کردنشه که تا الانش از خدا خواستی که پیشرفت کنی و در مورد ازدواجت هم ازش خالصانه بخواه.منکر وجود خدا که نیستی حتما به هدفت خواهی رسید

    [پاسخ]

  69. با سلام خدمت شما اقای شیری و تشکر به خاطر اینکه وقت گذاشتید و به کامنت من جواب دادید لطفا راهنمایی بفرماید که من چگونه میتوانم از خانواده ام در این مورد کمک بگیرم البته باید بگوییم که متاسفانه مادرم فوت کرده اند و ازدواج مجدد پدرم را در به وجود امدن این شرایط دخیل میدانم

    [پاسخ]

  70. با سلام خدمت اقای شیری من هم مشکل دوستان را دارم از نظر خانوادگی و تحصیلات و … در شرایط خوبی قرار دارم ولی حتی یک خواستگار هم نداشته ام با اینکه خیلی سخت بود ولی با دوستان متاهل خودم صحبت کردم و از انها خواستم چنانچه مورد خوبی را میشناسن معرفی کنند ولی کاری برایم پیش نبردند انقدر این موضوع برایم مهم شده که نمیتوانم ذهنم را متمرکز کنم بروی درس و دانشگاه ام مخصوصا اینکه تمام دوستان نزدیک و صمیمی من نیز ازدواج کردن بیشتر احساس نا امیدی میکنم .
    =====================
    منای گرامی
    خانواده را دست کم نگیرید…پدر و مادر باید بیشتر فعال بشوند در این زمینه

    [پاسخ]

  71. من هم دچار این وضع هستم وقتی به خانواده ام میگم میگن ما چطوری کسی رو پیدا کنیم حاضر نیستن به این راه حل که شما میگین عمل کنن روابط همومی خانوادمون از اول ضعیف بوده دوستای متاهل هم که هیچ کدوم کاری نمیکنن محیط کارم هم پسر جوون هست اما بیشتر یا متاهل هستن یا اهل ازدواج سنتی که مادرشون باید بگرده پیدا کنه به هرکسی هم میگم میگن باید خودت پیدا زمان دانشجویی پیدا میکردی!!!!!! بعضی وقتها گفتن راه حل ها راحته اما….بعضی وقتها حس میکنم خانواده من خوشحال هستن و میشن که دخترشون ازدواج نکنه از حرفاشون مشخصه 🙁

    [پاسخ]

  72. به نظر من نخندید هاااا!ولی وقتی همسایه ما یه خانوم پیره(70 سالش ههااا)،از خارج هر سال میاد ایران،میگه:من دلم می خواد با یه پسر20 ساله ازدواج کنم!!!به جای اینکه کار خیر کنه اینو میگه،چه توقعی دارید دوست و آشنا خواستگار معرفی کنن!!!!!!!………………

    [پاسخ]

  73. چیزی که من تجربه کردم اینه که جامعه خیلی مهم است وسنت های آن.
    چیزی که من تجربه کردم اینه که خانواده خیلی مهم است وسنت های آن.
    چیزی که من تجربه کردم …خیلی چیزها مهم اند وتاثیرات خودشون رو دارند.
    چیزی که من تجربه کردم اینه که…درنهایت ما می توانیم به کمک خدا بر محدودیت هایمان غلبه کنیم.
    کدام دختر به ازدواج نزدیکتراست؟
    هردو همکلاسی ام بودند وهردو را می شناسم.
    اولی: زیبا- خوش قدوقامت- درس خوان – مرفه – خانواده ای اسم ورسم دار- خودش استاد دانشگاه شده ودانشوی دکتراست .اخلاق ورفتار و به طور کلی سبک معاشرت در حد خانواده شان.
    دومی: زیبا- خوش قدوقامت- درس خوان – از یک خانواده روستایی که 10-12 سال پیش در روستای ایشان آب لوله کشی روزی 2-3 ساعت بیشتر نداشتند!! او نیز دانشجوی دکتراست.

    اولی 4 سال پیش عقدکرد وپس از مدت کوتاهی طلاق گرفت .پسر نیز از خانواده ای اسم ورسم دار – و تحصیل کرده بود.
    دومی بیشتر به خودش متکی بود.نه به آداب ورسوم روستا.اهل مطالعه ویادگیری بود. 7-8 سال پیش وقتی دانشجوی کارشناسی بود با پسری آشنا شد وبا هم ازدواج کردند. حالا یک دختر 10 ماهه دارند.
    همسر دومی حالا عضو هیات علمی یکی از دانشگاه های سراسری است.اولش با یک حلقه ازدواج کردند اما حالا وضعشان خوب است .3-4 سال پیش سفر حج رفتند وخلاصه چیزهایی که خیلی از دخترها آرزویش دارند.
    وقتی در مورد انتخاب وزندگی اش می پرسم می گوید:دقت در انتخاب ،درست است اما زندگی کردن مهم است.باید زندگی کردن بلد باشی.می گوید شاید شما مرا آدمی جدی ببینید اما من پیش شوهرم این گونه نیستم.
    به شوهرش گیر نمی دهد خودش را هم نادیده نمی گیرد.شهری که در آن درس می خواند از شهری که در آن زندگی می کند خیلی دور است اما رفته سراغ درسش!!
    نسبت به زندگی واقع بین است.می گوید زندگی من آنقدر ها هم ایده ال نیست اما قدر دان زندگی اش است.
    …منظور من از گفتن زندگی همکلاسی هایم این است که بگویم واقعیت ها هستند.وجود دارند.بعضی هایشان به ما انرژی می دهند وبعضی هایشان مارا می فرسایند.اما خدا به ما نیرویی داده که می توانیم یا سنگ ها را بشکافیم یاسنگ ها را دور بزنیم.
    خودمان دست به کار شویم.
    زندگی مان را سروسامان بدهیم.
    همه ما دور وبرمان کسانی داریم که دوستمان دارند وکمکمان می کنند، نه فقط در ازدواج به بقیه زندگی مان هم توجه کنیم ، تغییر رفتارمان ظاهری ونمایشی نباشد،خودمان را به خاطر این اصلاح نکنیم که پسرها عاشقمان شوند ، رشد درونی وروحی مان را بخاطر خودمان انجام دهیم.
    وقتی 25 سال ،نصف زندگی مان اشتباه بوده است انتظار نداشته باشیم با چند تا کتاب خواندن همه چیز حل شود.
    به دعا وقرآن هم اعتقاد داشته باشیم.خداوند در قرآن در سوره فصلت می فرماید:
    “الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا تتنزل علیهم الملئکه”
    یعنی کسانی که گفتند پروردگار ما خداست و استقامت کردند ملائکه بر آن ها نازل می شوند.
    می بینیم که گفتن اینکه پروردگار ما خداست کافی نیست استقامت مهم است.
    این رازی است که در تمام خوبیها کاربرد دارد.
    اگر رشد شخصیتی وعاطفی را هدف خود قراردهیم آرام آرام به آرزوهایمان می رسیم.
    به قول همسر دکتر جان گری (در کتاب چگونه آنچه را می خواهیم بدست آوریم):
    کافیست درهای قلبت را باز نگه داری و به آرزو کردن ادامه دهی …

    [پاسخ]

  74. باسلام و خسته نباشید. ماهم در فامیل چنین وضعیتی را داریم ازبس مغرورنن کسی اجازه خواستگاری را به خودش نمی ده.انگار آدم نجیب و خوب و خانواده دار جز ما وجود نداره. تازه اونا راهم که خوبن میپرانن و اهل معرفی کردن هم نیستن اما همش میگن چرا سخت میگیرین؟ حالم از اخلاقاشون بهم میخوره. ازدواج با منفعت میپذیرند بعد که گیر میفتن ؛میگن حیف،افسوس، چشام کور باید دختر تو را میگرفتم.

    [پاسخ]

  75. آقای دکتر دلتون خوشه زندگی آدما که فیلم اینجا بدون من نیست !
    اینارو خیلی وقته که فهمیدم . خیلی وقته که فهمیدم دلشکسته فقط یه فیلمه اینجا بدون من فقط یه فیلمه .

    [پاسخ]

  76. من هم همین مشکل رو دارم.31 ساله،کارشناس ارشد،چهره ام هم خوبه .از دست خانواده ام هم کاری برنمیاد 🙁 مردهایی هم که خودشون پا پیش میذارن فکر می کنن با یه ادم خیابونی طرفن یه چیزهایی از ادم می خوان!هیچی دیگه ترجیح میدم تنها باشم

    [پاسخ]

  77. سلام من هم کمابیش با حرفهای شما عزیزان موافقم. اما یک چیز را نادیده گرفتیم و او هم خداست. خدا بخواهد حتی اگر کسی دور از انظار باشه به مقصود می رسه یعنی فقط خدا می توانه و صلاح فرد در دستان اوست. من هم 38 سال دارم و دارای موقعیت اجتماعی و اخلاقی خوب و خانواده ای خوب ولی خب شاید دیگران با خودشان بگویند این با تحصیلات و کار مورد معرفی شده مار ا قبول نمی کنه چرا الکی به خودمون زحمت بدهیم!!! در صورتی که من با داشتن ملاکهای خودم هرگز سخت گیر نبودم و در حال حاضر خودم میگم اگر مورد خوبی بود بهم بگید . متاسفانه یا خوشبختانه نوع تفکر مردم که فامیل و دوست و آشنا ما را تشکیل می دهند و نهایتا جامعه یک سری موارد را در حد خودشان نیم دانند مثل پیشنهاد دادن خانواده دختر به پسر خانواده ای که خوب است و رفت و آمد محدود دارند به منظور آشنایی و نشان دادن خصوصیات و اخلاقیات و کمالات خود و دخترشان. حتی دوستان متاهل من هم اینکار را نمی کنند. خب چه میشه کرد ؟؟؟

    [پاسخ]

  78. نارسیس چرا نمیشه!!!!وقتی پدر من هیچکدوم از مراسمای فامیل رو شرکت نمیکنه…وقتی تو عروسی و مجلس ختم کسی نمیره…وقتی مشغله کاری و خیلی چیزای دیگه رو بهونه میکنه…وقتی دوست پدرم غیر مستقیم ازمن خواستگاری میکنه و میگه اگه اجازه بدید میخوام بیایم خونتون و بابام بهونه میاره هردفعه!!!!وقتی اون همه آدم سرشناس رو میشناسه و یه مهمونی نمیده و رفت آمد نمی کنه….وقتی کسی جرات نمیکنه بیاد جلو…ولی میلیون میلیون کمک مالی میکنه به افراد نیازمند و مریض…وقتی بلیط سفرهای خارجیمون همیشه از چندماه پیش گرفته میشه…وقتی همه چیز داریم ولی دور خودمون رو پدرم یه خط قرمز کشیده…من باید شب و روزم حسرت دخترایی باشه که نصف موقعیت منم ندارن ولی همسرایی نجیب و خوب و موقعیت عالی نصیبشون شده…حقشونه چون تلاش کردن ولی خانواده من به خاطر غرورشون باعث شدن من تنها بمونم..از زور تنهایی به هرکسی راضیم…

    [پاسخ]

    حسين پاسخ در تاريخ آذر ۲۴ام, ۱۳۹۵ ۱:۵۶ ب.ظ:

    خیلی خودتو دست بالا گرفتی پیاده شو با هم بریم … هه

    [پاسخ]

    النا پاسخ در تاريخ آذر ۲۹ام, ۱۳۹۵ ۷:۴۴ ب.ظ:

    منم مشکل تورودارم اگه راه حلی پیداکردی لطفابه منم بگو

    [پاسخ]

  79. من هیچ وقت این جمله را که باید خانواده دختر تلاش بکنند قبول نداشته ام می توانید بیشتر توضیح دهید
    ======================
    خانواده دختر با معاشرتهای خوب و اینده دار ، دخترشان را در دید خانواده های خوب قرار میدهند او را قایم نمیکنند و موقع دفاع از او و وژگیهایش لال مونی نمیگیرند

    [پاسخ]

  80. سلام
    فرزانه جان من هنوز توی فامیل و دوست و آشنام ندیدم کسی قدم خیری برداشته باشه ولی تا دلت بخواد حاجی و کربلایی داریم !
    تازه نوبت به پسر خودشون که میرسه دخترای فامیل رو عددی به حساب نمیارن دنبال بالابالا ها هستن !!!!

    [پاسخ]

  81. آقای دکتر منظورتون از این که انرژی روانی ات را کم کرده چیه ؟ من خوب متوجه نمی شم.
    و برای اینکه چکار کنیم این انرژی پایین نیاد. وقتی آدم مثبت فک می کنه ولی نتایج این تفکر مثبتشو تو زندگیش نمی بینه خود به خود این انرزی پایین میاد! راه حلش چیه؟

    [پاسخ]

  82. این واقعیت نداشتن خواستگار برای طیفی از دختران مجرد، که کلا رابطه عاطفی ای را تجربه نکرده اند، و هر چقدر هم سنشان بالاتر می رود، بدتر می شود، در نظر نامبتلایان خیلی جدی نیست واقعا. خانواده هایی که بیکار نمی نشینند چه کار می کنند معمولا؟

    و یک سوال از خوانندگان سایت، گرچه احتمالا مخاطبینش این پست را کمتر بخوانند:

    تا حالا چند نفر از شما در خانواده یا دوستانتان کسی را برای آشنایی برای ازدواج به دیگری معرفی کرده اید،مستقل از نتیجه لطفا بفرمایید.

    کدامیک از شما که متاهل هستید، اصلا همچین فکری برای دوستان مجردتان به ذهنتان رسیده؟ اگر رسیده آیا چقدر عملی کرده اید؟

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ آذر ۱۸ام, ۱۳۹۱ ۶:۳۷ ب.ظ:

    فرزانه جان من دوستای متاهلم از دوستای شوهراشون یا پسرای فامیل خودشون بهم معرفی کردند ولی به درد هم نمی خوردیم.

    [پاسخ]

    مریم پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۹ام, ۱۳۹۲ ۹:۳۱ ب.ظ:

    من میترسم اگر دختری را به کسی معرفی کنم آن دختر آن شخص را قبول نکند و من ضایع شوم!
    =====================
    شما ضایع نمیشید بانو…هرگز

    [پاسخ]

    نرگس پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۵ام, ۱۳۹۴ ۱:۵۸ ب.ظ:

    نه من زیاد معرفی کردم و بعضی ها به ازدواج ختم شده و بعضی ها نه نگران اینده شون هم نیستم چون (1.باید از قبل به دو طرف عنوان کنی که فقط معرفی کتتده هستی و تا یه حدی این طرف رو می شناسی بقیه با خودشون2 و تو مسئولیتی در بالشون نداری 2. تحقیقات رو خودشون انجام بدن و دو طرف هم خودشون حتما با هم صحبت کنن 3.نترس شجاع باش ضایع شدن یعنی چی…)ولی خیلی راضیم هیچی بهتر از واسطه شدن برای ازدواج دو طرف نیست خیلی هیجان انگیزه خدا رو شکر

    [پاسخ]

    عباسی پاسخ در تاريخ مرداد ۲۸ام, ۱۳۹۴ ۷:۰۰ ب.ظ:

    بیشتر آدما وقتی خرشون از پل گذشت و ازدواج کردن دیگه بقیه مجردها که از پل نمیتونن رد بشن براشون مهم نیست.

    [پاسخ]

  83. اگه کسی شاغل نبود باید مجرد بماند؟
    چ کاری از دست خانواده دختر برمیاد؟

    [پاسخ]

    نارسيس پاسخ در تاريخ آذر ۲۸ام, ۱۳۹۱ ۹:۱۸ ب.ظ:

    سلام ببخشید ،مگر می شود خانواده دختر کاری بکند ؟

    [پاسخ]

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *