عشق چقدر لازمه تو ازدواج ؟

image_pdfimage_print

 

سلام دکتر عزیز
دختر/ مجرد / ۲۴ ساله/ مهندس عمران/ خانواده مذهبی و کمی سنتی
با سیستم ازدواج سنتی که دختر و پسر در جلسه خواستگاری هم رو می بینن موافق نیستم. چون:
۱) وجود خانواده ها باعث تعجیل در تصمیم گیری و افزایش فشار می شه.
۲)احساسی که در این ازدواج ها به وجود می آید ، خو کردن ، روز مرگی، عادت است و نه عشق.
۳) تا حالا ۳-۴ نفر در مقاطع زمانی مختلف عاشقم بودند… چنان عاشق که دیر باوری چون من ، عشقشان را باور کردم. اما پیشنهاد ازدواجشان را نپذیرفتم!… چون فکر می کردم من باید عاشق باشم که ازدواج کنم… اما وقتی من عاشق شدم ،”او” عاشق نبود! حالا راضی شدم با کسی ازدواج کنم که عاشقم باشد…من سعی می کنم علاقه مند شوم.
تصور زندگی که دو طرف سعی می کنند علاقه مند شوند… سخت است!
سوال: مطالبی که گفتم درست است؟ لطفاً تصحیح بفرمایید.

سلام من را بپذیرید
من با ایده شما موافق نیستم ، ازدواج سنتی اینقدرها هم بد نیست
ازدواج مقداری دوست داشتن میخواهد بعلاوه به دل نشستن قیافه و رفتار طرف مقابل+ تناسبهای شما با خانواده طرف
عشق پیش از ازدواج بعد از ۹ ماه از عروسی ،  به خاطر مجاورتهای نزدیک توسط مغز تعدیل میشود و رابطه وارد فاز شناختی عمیق تر میگردد
خب چه کاریه این همه فرصت را از دست بدهیم
این ازدواج است که بیشتر  باعث رشد روای ما میشود نه همسرمان
دکتر شیری


10 دیدگاه در “عشق چقدر لازمه تو ازدواج ؟

  1. این مورد خیلی درسته
    ” وجود خانواده ها باعث تعجیل در تصمیم گیری و افزایش فشار می شه.”
    واقعا باید چی کار کرد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  2. دکتر من نمیدونم چجور ازدواجی سنتی یا مدرن اما به این معتقدم توی ازدواج باید عاقل بود و اینکه طرف مقابلت رو دوست داشته باشی ئهمین اگه عاشقش باشی زیر توقعات ذهنی خودت و توانایی طرف مقابل کلی فشار روحی باید تحمل کنی و دوست داشتن و پذیرفتن یک فرد بعنوان شریک زندگی راه بهتریه

    [پاسخ]

  3. بدترین پیامد ازدواج سنتی اینه که عشق و اشتیاق دیر پیش میاد. علتش هم اینه که دو طرف چون از اول دیدگاهشون ازدواج و به نوعی سنجیده شدن و پسندیده شدن هست، خیلی رسمی برخورد می کنند، احساسات و هیجاناتشون رو نشون نمی دن، تو سر و کله ی همدیگه نمی زنن، می دونن خانواده ها در جریانن و نمی تونن خودشون باشن. یه جورایی نمی تونن دوست همدیگه باشن! در نتیجه اون عشق و اشتیاقی که آدم دوست داره باهاش زندگیش رو شروع کنه پیش نمی یاد. 🙁 من دقیقا الآن تو این وضعیت قرار دارم

    [پاسخ]

    Shayesteh پاسخ در تاريخ تیر ۵ام, ۱۳۹۴ ۱۱:۰۸ ب.ظ:

    رویا جان منم مثل توام ، خیلى وضعیت بدیه ….

    [پاسخ]

  4. سلام خدمت دوستان و آقای دکتر والا من اوایل به اشنایی و خواشستگاری مدرن معتقد بودم ولی الان فکر می کنم سنتی نه به شیوه تحت فشار و حضور همگان بلکه به صورت یک مهمونی کوچک با حضور خانواده ها موافقم و بسیار عالیست.

    [پاسخ]

  5. سلام/ این ازدواج است که بیشتر باعث رشد روانی ما می شودنه همسرمان/دکتر منظورتون اینه که نقش خود ازدواج در رشد روانی و پیشرفت هامون تو زندگی بیشتر از فردی است که همسرمان میشود. مثلا فرق نمی کنه که همسرمون تحصیلاتش چیه نسبت به ما یا شغلش چیه یا وضع مالیش چطوریه؟ خود مفهوم ازدواج و دوست داشتن کسی یا دوست داشته شدن خود ما مهمتره؟
    =========================
    خود فرد هم مهمه ولی نفس ازدواج امر سنگینی است در رشد روانی

    [پاسخ]

  6. سلام.
    من ازدواج سنتی دوست دارم ولی آقایونی که سنتی میان جلو 1 مشکل دارن
    مثل:تصمیم مادرشون خیلی مهم براشون …

    [پاسخ]

    مهدی پاسخ در تاريخ بهمن ۲۶ام, ۱۳۹۱ ۸:۵۹ ق.ظ:

    شاید این ناشی از ترس یا عدم اعتماد به نفس شماست. بهتر هر دو راه را باز ببینید.

    [پاسخ]

  7. آفای دکتر عزیز، من خودم به روشی کاملا سنتی ازدواج کرده ام . و در تایید حرف شما باید بگویم که ازدواج سنتی نه که خیلی هم بدنیست واقعا شگفتی آفرین و نیکوست.

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.