عباس راس نمیگه، میگه؟

image_pdfimage_print

عباس  بالای ۳۰ سال داره و خوب فکر میکنه ، رو خیلی از نوشته های من کامنت میذاره، درباره زنان بسیار محترمانه می اندیشه و احتمالا رفتار هم میکنه ، مجرده هنوز ( تا جاییکه من میبینم! ) و نظرش را برام فرستاده و من هم به قضاوت عمومی گذاشته ام. حوصله کردید بحثهای شیرینی حول و حوشش میشه کرد

——————————————————

یه سوالی که می بینم برای خیلی از خانومها پیش میاد اینه که چرا طرفمون یهو غیبش زد ؟ من این سوال رو از منظر خودم جواب میدم ، سید ا.نبوی در یکی از مقالاتش داستانی رو آورده بود از این قرار. زمان انقلاب یکی از بازیگرها رو می خواستن محاکمه کنن بازیگر با خودش گفت اگه بگن چرا نقشهای ناجور بازی کردی ؟بهشون میگم من فقط بازیگرم هر نقشی میداند بازی می کردم درسته نقشهای غیر اخلاقی بازی کردم ولی تو کارنامه ام نقش امیر کبیر رو هم دارم . روز دادگاه دادستان کیفر خواست رو می خونه و می گه : آقای فلانی شما متهم هستید در اون زمان نقش امیر کبیر …رو بازی کردید ؟ که بازیگر شاخ در میاره و به قاضی میگه:جناب قاضی من اینو به عنوان دفاعیاتم نگه داشته بودم نه اتهاماتم ! حالا حکایت خیلی از دخترهاست که فکر می کنن بعضی از نقطه نظراتشون نقطه قوتشونه در حالیکه روی پسر تاثیر معکوس داره ، مثال می زنم ؛ اگه پسری یه خانواده و شغل معمولی داشته باشه (خدا نکنه اعتماد به نفس اش هم پایین باشه) ، دختر چه وضعیت پسر رو بدونه یا ندونه ، بگه من عاشق مسافرتم مخصوصا” خارج از کشور ، این کشورها رو رفتم ودوست دارم اینجاها رو هم برم … شاید هم هیچ منظور خاصی نداشته باشه ولی پسر ضربه فنی شده رفته پی کارش ! چون پسر با خودش فکر می کنه و می گه : خانواده من تا ساوجبلاغ هم نرفتن چه برسه به خارج ! یا دختر به یه پسر از خانواده سنتی بگه : من باید تحصیلاتم رو تا فلان مقطع ادامه بدم و تا سن … خیال بچه دار شدن ندارم .و تا دلتون بخواد از این موارد … به قول هارولد لوید تو فیلم محله چینی ها که وقتی ازش پرسیدن چرا ازدواج نکردی گفت : هنوز مادر مناسبی برای بچه هام پیدا نکردم ! و به نظر من این جمله دررابطه با مردهای ایرانی مصداق داره (من از یه اکثریتی صحبت می کنم نه فلان آقا یا خانوم ) می بینید درسته برق یهویی می ره ولی خیلی از مواقع سیم کشیامون ایراد داره .

28 دیدگاه در “عباس راس نمیگه، میگه؟

  1. اینکه یک پسر بتونه اینطوری به خانم ها نگاه کنه واقعا ارزشمنده
    همینطور اینکه یک پسر بتونه تشخیص بده وظیفه ی یک دختر خم شدن و تغییر خودش برای رسیدن به ازدواج (به هر نحوی) نیست
    اقای عباس به جای اینکه توضیح بده چرا اقایون غیب می شن بیشتر اومده گفته خانوما اقایون رو فراری می دن، اگر بخوایم خیلی عادلانه بگیم اینطوره که اقا حس کرده خانم مناسبش نیست (نه که خانم حرفی زده که به مذاق اقا خوش نیومده) در هر صورت هر انسان یه زبون و یه مغز داره و حداقل وظیفه اینه که موضوع رو مطرح کنه بعد غیب بشه
    واقعا خوبه یاد بگیریم خانوم ها مسئول رضایت اقایون برای ازدواج نیستند و یا باید به هرررررر نحوی برای رسیدن به ازدواج ذات خودشونو تغییر بدن – اگر مردی موفق به ازدواج نمیشه علتش بیشتر سبک افکار و عقاید و شخصیت و تجربه های خودشه نه رفتار زنان (برای خانم هم همینه)
    بازم ممنونم از درک بالای اقامهدی

    [پاسخ]

  2. خوش بینانش اینه عباس آقا…واقع بینانش اینه که آقا تنوع طلبه.مسوولیت پذیر نیست.دوست داره ازدواج کنه ولی عرضه شو نداره وقتی میبینه داره جدی میشه ترس برش میداره میذاره میره که یه موقع نیفته تو هچل!!!!!بعضیاشون اینجور وقتا حس یوزارسیف بهشون دست میده!!!یه چیز دیگه هم هست:این که شیرینی زیاد دلو میزنه.وقتی خیلی واسشون خوب باشی ولت میکنن میرن دنبال اونی که لیاقتشونه.لااقل واسه من که اینجوری بود…

    [پاسخ]

  3. درسته آقا عباس … درسته برادر …. دخترا ساده بازی در میارن ….. گاهی تو رابطه هاشون که حتما یه حسی هم چاشنیشه که دارن با اون پسر مثلا حرف می زنن و یهو یه چیزی میگن که به ضررشون تموم میشه … باشه متنبه شدیم که حواسمون باشه. ولی عوضش پسرا هم خیلی خوب بلدن بپیچن…. خــــــــــوب ….. انگار منتظره یه فرصتن . بابا خوب تو هم یه تلاشی . یه جنمی . یه حرفی . یه عکس العملی که ای بابا من تاحالا دارقوزآباد سفلی هم نرفتم مثلا، حالا تو چطوری داری به گینه بیسائو فکر میکنی؟؟؟ ….. اونوقت می تونن دختره رو محک بزنن که چند زنه حلاجه ( بجای چند مرده حلاجه) …. آقا اگه از اول دلت نبود نیا جلو …. اگه وسطش دلتو زد برو بهش بگو خلاص .. اگه دیدی می خوای بمونی ولی فقط از دارقوزآباد سفلی می تونی ببریش دارقوزآباد علیی یا دیگه ته تهش گونی آباد همون اولش محترمانه بگو بهش که اینقدر می تونی و اگه موندی مرد باش پای حرفت وایستا…… اینو ای دختر به تو هم گفتم ها …. گفتی هستی و همیجوری که هست قبولش داری زیرش نزن…. آبروی خودت که بکنار آبروی بقیه دخترا رو می بری …. یکم مسئولیت پذیر باش خو…..

    [پاسخ]

  4. دقیقا آقا مهدی
    این نکته گم شده‌ ی این مطلب بود
    آقا پسر از اول انتخاب اشتباهی کرده. . .وگرنه هر آدمی که میره واسه بحث خواستگاری، اول مختصات جغرافیایی طرفشو می بینه. . .قطعا حرفای طرفشم انتظار میره که متناسب با اون مختصات باشه

    [پاسخ]

  5. با این اوصاف دخترها بهتر است روی پای خودشان وایستن رو هیشکی هم حساب نکنن. به نظرم هر کسی حق داره بدون ترس از دست دادن طرفش ارزوهاشو مطرح کنه. مردا چقدر لوس هستند بابا ما حرف هایی رو از همین مردا شنیدیم که هیچ با مزاجمون سازگار نبوده طرفم برگشته گفته ظرفیتتو ببر بالا بعد ما غیب نشدیم. حالا مردا با شنیدن یه ارزو همه چیو بی خیال می شن و می رن

    [پاسخ]

    اندی پاسخ در تاريخ دی ۱۶ام, ۱۳۹۲ ۲:۰۰ ب.ظ:

    منم باهات موافقم. همیشه ماها باید تو همه چی کوتاه بیایم انگار

    [پاسخ]

    شاهین پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۵۵ ق.ظ:

    کدوم خانومی در برابر مردی که رک بگه من خوشم نمیاد زنم تو مهمونیا آرایش غلیظ داشته باشه فراری نمیشه که بگیم پسر با شنیدن عشق خارجه بودن خانوم نباید فراری بشه؟؟
    برام واقعا هیجان انگیزه که دخترخانوما چطور به این اعتقاد رسیدن که فقط اونا حق دارن دست به انتخاب بزنن و یه پسر اگر گفت ازت خوشم اومده باید مرگشو ببینه اما یه وقت اون دخترو پس نزنه!!

    [پاسخ]

    مهلا پاسخ در تاريخ خرداد ۱۳ام, ۱۳۹۳ ۹:۴۸ ب.ظ:

    آقا شاهین من. من فراری نمی شم با یه همچین جمله ای از طرف پسر

    [پاسخ]

  6. من فکر می کنم:
    1- خیلی از این سو تفاهم ها وشاید کج فهمی ها و اختلافات ناشی از این باشه که ما خود تحلیلی بدون منطق داریم.و پیام هایی رو که دریافت می کنیم ناقص هستند.
    2-اکثریت پسر ها یا دختر ها واقعا نمی دانند که چه می خواهند. تعریفشان غلط انداز است، انها حتی برای خودشان هم جوابی قانع کننده ندارند حلا چطور از دیگری می خواهند که ریکشن هایشان را تعبیر کند؟
    3- دوست داشتن با خواستن یک چیز و تواناییهای بالقوه رسیدن به انها خیلی فرق می کند، مثال: دختر دوست دارد به خارج سفر کند(فانتزی شاید) پسر فکر می کند که دختر می خواهد چرا؟ چون ذهن مردها عملکردی کار میکند. پردازش گر است!از طرفی اینچنین دختری باید بتواند مرز این ها را بشناسد. اینکه چه چیزی را می خواهد . چه چیزی را دوست دارد.و چه چیزی در توانایی پسر می بیند.
    4-مردها تماک گفتار های طرف مقابل را مقیاس سنجی می کنند . البته این با بلند پروازیهای مردها فرق دارد! برا همین است که اگر دختری خارج از این مقیاس خواسته ای را مطرح کنند. آنها فرار را به قرار ترجیح می دهند! البته این راهم باید مد نظر داشت.ترس از رسیدن به خواسته ها هم نباید مانعی بشود.
    5-ما دختر ها بیشترین خواسته مان امنیت است. امنیت اخلاقی بیشتر و یک امنیت نسبی مالی حالا سفر خارج نشد یک سفر دو نفره به شاه عبدالعظیم که می شود!:)
    6-شاید بیشترین چیزی که من دیده ام عدم شفافیت در سخنان همراه با احترام متقابل است،ما سخن ها و خواسته ها را خیلی در لفافه می پیچیم. ما ایرانی ها را می گویم.این را خیلی ها به من گفته اند که چرا ما ایرانی ها اینقدر خواسته هایمان همیشه در لفافه است.

    [پاسخ]

  7. من زیاد در مورد علت غیب شدن مردها اطلاعات ندارم ( با این که این موضوع را زیاد دیدم!!) اما یک نکته را می خوام بکم در مورد خانوم ها و اونم این هست که خیلی وقت ها خانوم ها توی اشنایی یا خواستکاری جیزهایی را می خواهند که شاید خیلی هم بهش اعتقاد ندارند می دونید زن ها دنبال یک مرد هستند یک نفر که بشه بهش اعتماد کرد بشه تو شرایط حساس روی بودنش و کمک هاش حساب کرد این که باشه خیلی از مسایل حل شده است

    [پاسخ]

  8. شاید همه نظرها تا حدودی از منظر هرکسی درست باشه، اما چه خوب بود که در گذشتن از هرکسی چه در رابطه های دوستی و چه در آشناییهای رسمی دلیل واقعی را به شخص مقابل توضیح بدیم تا فرد با هزار فکر و سوال سردرگم نماند.

    [پاسخ]

    مدیا پاسخ در تاريخ فروردین ۲۷ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۱ ب.ظ:

    آفرین ، دقیقا

    [پاسخ]

  9. زینب جون به نظر من کسی که اینقدر بزرگ نشده و برای ورود به زندگی نیاز به هل دادن داره,همون بهتر که بره. این جور ادما ارزش سرمایه گذاری و ندارن .گیرم که یه کسی م هلش دا د , تو بقیه ی زندگی که مشکلات پیش میاد ؛ چی؟ باز باید منتظر یه نفر باشیم که هل بده؟؟
    اخرش , سر یکی از همین هل دادن ها وا میده ! یه دفه برمیگرده میگه که نمیخام , از اولشم نمی خاستم و شما مجبورم کردین.
    سری که درد نمیکنه رو دستمال نبند.راحت

    [پاسخ]

  10. سلام من 25 سالمه و دقیقا این مساله رو تجربه کردم …به نظر من هر دلیلی که داشته باشه به اندازه موضع گیری خود ادم مهم نیست یعنی من از این حالتی که برام پیش اومده چی یاد میگیرم ؟چقدر از مساله به من مربوط میشه ؟خوب حالا بعد از این تجربه انتخابهای من تغییری میکنن؟برای شخص من تجربه خیلی سختی بود اما چیزهای که یاد گرفتم خیلی ارزشمند بودن جدی میگم اصلا شعار نیست….واقعا مثل این بود که یه نفر به شدت شونه هامو تکون داد تا از اون حالت رومانتیک بدون عقل بیرون بیام …فهمیدم که خودم شاید به عمد دلم میخواسته توی خلسه باشم و عقلم کار نکنه چون حفیفت رشد کردن و یاد گرفتن و بیداری سخته درد داره….چون فهمیدن اینکه این رابطه ارزشی نداره دردناکه…حالا فهمیدم که رابطه عقلانی با چاشنی احساسات میخوام…فهمیدم که واسه حال خوب داشتن حتما نباید عقلت فلج بشه میتونی از تمام شعور و ادراکی که خدا بهت داده استفاده بکنی و بازم شاد باشی درست مثل وقتی که شکلات تلخ میخوری…..الان ارزش پاکی خودم رو میدونم الان میدونم که فقط زرق و برق یه رابطه رو نمیخوام ضربان قلب رو 200 و نمیخوام…الان توانایی ارتباطیم خیلی بهتر شده …خودم و وادار نمیکنم که برای فرار از تنهایی وارد هر رابطه ای بشم…الان از تنهایی استفاده میکنم و حتم دارم میتونم رابطه سازنده ای در اینده داشته باشم…
    الان فکر میکنم اگه دنبال این میرفتم که چرا این کار و کرد چرا این حالت باید برای من پیش بیاد و از این حرفا شاید یا افسرده میشدم یا خود کم بین…سوالایی که از خودمون میپرسیم خیلی مهمه خیلی…
    =========================
    احسنت !چه تعادلی را دارید می افرینید مهسا

    [پاسخ]

  11. به نظر من غیب شدن مرد توی یک رابطه نشون دهنده این هست که مرد به رشد شخصیتی اش توجه مردانه نکرده .اون فقط یک بچه است که ریش درآورده.اون نمی تونه یا نمیخواد مسئولیت هیجانات- احساسات-و انتخاب های خودش رو قبول کنه -اون نمیخواد با خودش(احساس -انتخاب -آرزوها ودر واقع درونش)مواجه بشه و در واقع حتی از خودش هم پنهان میشه وفکر میکنه غیب شدن راه حلشه!! به نظر من پسرها یا دخترهایی که روش غیب شدن رو انتخاب می کنند میخان خودشون رو از درد بیدار شدن محافظت کنند.کسی که 25 سال-30 سال به دلیل آموزش های نامناسب-درونش رو-قلبش رو وروحش رو سرکوب کرده بیداری عاطفی قلبش رو به درد میاره وتحمل این درد براش خیلی سخته-شاید حتی خودش نمیدونه چه اتفاقی براش افتاده…
    اما درهرحال این یک تاییدبرای غیب شدن نیست غیب شدن به شریک عاطفی ما زخمی می زند که سوگواری آن را تسکین نمی بخشد.کسی که این گونه مورد بی مهری قرار می گیرد حالا دیگر از عشق خوشحال نمی شود او زخمی دیده که قلبش را به رغم آرزویی که دارد می ترساند.احساس بی کفایتی توانایی هایش را تضیف می کند وچشمش درجستجوی کسی است که آن را نمی یابد…
    یک مرد اگر می خواهد قهرمان باشد باید خصوصیات قهرمان ها را داشته باشد …
    قهرمان می ترسد اما جا نمی زند.
    قهرمان اشتباه می کند اما از اشتباهش فرار نمی کند.
    قهرمان به خاطر این قهرمان می شود که نه تنها مسئول خودش می شود بلکه نسبت به مردمش خود را مسئول می داند.
    یادمان باشد: ما مسئول دل هایی هستیم که اهلی شان کرده ایم . درست مثل آنچه که” شازده کوچولو “را به سیاره اش برگرداند ، کنار رز خاردارش.
    ….روباه گفت : تو مسئول گلتی، تو مسئول گلی هستی که اهلی اش کرده ای.

    [پاسخ]

    حسین پاسخ در تاريخ تیر ۳۰ام, ۱۳۹۲ ۵:۴۳ ق.ظ:

    به نظر من که اصلا نمیشه به این قاطغیت گفت طرف بچه مونده و از این حرف ها بالاخره تویی رابطه آدم ها هم از همدیگه شناخت پیدا می کنن هم از خودشون مثلا من تا حالا تو این موقعیت نبودم که با فلان مسئله برخورد کرده باشم در نتیجه تو ذهنم سئوالی هم در موردش نبوده اما الان که برخورد کردم فهمیدم کجای کارم در ضمن ی نکته مهم رو هم بگم که خیلی از آدم ها چه مرد و چه زن تو ذهنشون یه تصویر رویایی دارن که دوس دارن همسرشون اونجوری باشه و اتفاقا وقتی چند مورد یه نفر به نظرشون خوب بود (دم به تله دادن) به صورت ناخودآگاه طرف رو دارای خصوصیات دیگه هم میدونن یا شاید بهتر بگم دوس دارن که بدونن بعد از مدتی میفهمن که نه اینجوری هم نیس به همین سادگی

    [پاسخ]

  12. نظر جالبی بود. اما جند نکته: اولا مقصر فقط خانم ها نیستن. به قول نویسنده اگر اقا پسر فکر کند :”چون پسر با خودش فکر می کنه و می گه : خانواده من تا ساوجبلاغ هم نرفتن چه برسه به خارج !” و دختر خانم واقا به لحاظ خانوادگی توری باشه که سفر زیاد رفته باشه، این دختر نیست که باعث جا زدن پسر شده. بلکه خود اشتباه پسر هست که از اول این مسائل رو ندیده. و بهش دقت نکرده. درسته که مرد دوست داره قهرمان همسرش باشه اما نمیتونه قهرمان همه باشه. باید همسری پیدا کنه که قهرمان اون بتونه باشه. دوست عزیز، از این این استدلال شما اینگونه برداشت میشه که خانم باید برای اینکه شوهر رو قهرمان بکنه خود وجودیش رو تغییر بده. برادر من هستن همچین دخترایی اما اونا خیلی فداکارن. شایدم وقتی دارن قرارداد میبند با خودشون برای ازدواج اینارو دیدن و جاشو با خوبی های دیگر پسر پر کردن. به هر حال وظیفه اونها نیست که قهرمان پنبه ای بسازن.
    ===============
    چه تعبیر قشنگی کردید مهدی

    [پاسخ]

    سميرا پاسخ در تاريخ اردیبهشت ۲۳ام, ۱۳۹۳ ۱:۳۹ ب.ظ:

    دمت گرم مهدی

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ مهر ۱۸ام, ۱۳۹۴ ۱۲:۲۹ ق.ظ:

    خیلی زیبا بود…

    [پاسخ]

  13. من هم موافقم که اکثر اوقات , بعضی نظرها باعث میشه همه چیز برعکس رقم بخوره… ولی حس می کنم این میتونه فقط یک دلیل باشه (که البته خیلی هم عمده و مهم هست)…از این نظر میگم یک دلیل که توی تجربه ی خودم برام پیش اومده، همه چیز خوب پیش میرفت، توی فاز هیجانی هم نبودیم که بگیم زیادی تحت تاثیر عواطف بوده، سن و سال و تجربه اش هم کم نبود! اتفاقا خیلی هم خوب خودش رو قبول داشت، میزان اعتماد به نفس و خودباوریش هم خوب بود…که حتی گاهی به خودشیفتگی هم می رسید!!! مثل همیشه بین حرفهامون که میزدیم ، یکی از انتظاراتم رو شنید و حتی واکنش هم نشون داد (یعنی با توجه به شغلی که داشت ، بشدت خواهان این بود که همسرش بهش وابسته نباشه تو زندگی، مستقل باش و یکی از علائم این استقلال رو این می دید که خیلی بهش گیر ندن کجاست و چه کار میکنه! کسی که سر صحنه ست یعنی سر صحنه ست و گرفتاره!)، انتظار من این بود که “همراهی” طرفین، توی روزمرگی های زندگی به شعار تبدیل نشه، همیشه کنار هم باشیم تو سختیها و آسودگیها، واکنشش رو هم اینطور نشون داد حتی، سریع گفت : یعنی چی؟همیشه در اوج غرور باش!!!! نخواه همیشه کسی کنارت باشه و این حرفا!!! ، یه حدسهایی می زدم و حواسم بهش بود که ممکنه همین انتظار من (که بنظرم بی منطق هم نبوده) باعث کنار کشیدنش بشه! اما باز براش ادامه ی ارتباط و شناخت مهمتر بود… و ادامه پیدا کرد! همیشه توی رفتارهاش نشون می داد که مشتاق هست برای تشکیل زندگی و بیانی هم می گفت. اعصاب خیلی راحت و اخلاق خیلی خوبی داشت! منظورم از اعصاب اینه که وقتهایی که من دلخور بودم ازش خیلی خوب حال و هوای ارتباطمون رو کنترل می کرد و نمیذاشت حرف یا کدورتی باعث بشه بین مون به هم بخوره! اما باز من گیج و مبهوت از رفتارش شدم وقتی دیدم اینقدر راحت گذاشت و رفت!!! …
    همه ی اینها رو گفتم که بگم درسته که حرف عباس آقا صحیحه، درمورد اینکه حواسمون به چیزهایی که تو رابطه بهش اشاره می کنیم، آمال و آرزوهامون و اینها باشه! خیلی موارد اصلا بیان کردنی نیست…بلکه باید توی رابطه پرورش پیدا کنه… با مراقبت و سیاست…
    اما باز هم هستند آقایونی که باعث میشن آدم هاج و واج بمونه از رفتارشون!!!!!!!!!!!! اونجاها آدم چطور دنبال دلیل بگرده و حلاجی کنه؟! تا چقدر میشه دختر رو مقصر دونست آخه؟! به قول زینب خانوم تو کامنتشون، من هم موافق اینم که همیشه یه راهی واسه جازدن آقایون هست!

    [پاسخ]

  14. من این موضوعی که عباس آقا می گویند را بارها دیده ام.هم برای خودم و هم برای دیگران. مردها دوست دارند برای همسرانشان بهترین باشند، وقتی من دختر خانم این حس را در او ایجاد کنم که نمی تواند بهترین کس باشد ، می رود .قطعا می رود به جایی که کسی را پیدا کند که بتواند همه چیزی که او می خواهد را فراهم کند. مرد دوست دارد یک قهرمان باشد. اگر درکش کنیم و به او فرصت بدهیم تا به شیوه ای دوست داشتنی قههرمان زندگیمان باشد.قطعا خوشبخت می شویم.مگر نه دکتر؟ راستی تولدتتون هم مبارک باشه. ممنونم که به دنیا اومدید

    [پاسخ]

  15. با اجازه آقای دکتر من نظرمو بگم.
    عباس آقا! حرف شما درست. ولی این مسائل رو همون یکی دو هفته اول رابطه می شه فهمید مشکل این خانومایی که می گن طرفم چرا غیبش زد اینه که یه سال تو رابطه ست و هیچ مشکلی هم بروز نمی ده به ناگهان شب بله برون غیبش می زنه. مسلما این همه حرف یهویی اون شب گفته نشده که من می خوام برم مثلا سفر اروپا یا …!
    به نظر من پسرا ضعیفن و نمی تونن نه بگن تا اونجایی که می رسن به نقطه آخر و به جای اینکه قاطعانه بیان بگن به این دلیل و اون دلیل نمیخوام، یهویی می رن غیب می شن! گاهی با یه اس ام اس خداحافظی و گاهی حتی همونشم نمی دن. البته گویا که طبیعیه دم ازدواج ممکنه آدم جا بزنه. مثل اون لحظه آخر شیرجه زدن…
    من فکر می کنم این داستان امروز نیست گذشته ها هم همینطور بوده و پسرا شب ازدواج جا می زدن اما اون موقع حرف با خانواده بوده و مجبور بودن با ترسشون روبرو بشن. مثل لحظه آخری که می خوای شیرجه بزنی تو عمیق، ترسناکه اما اگه یه نفر هولت بده می بینی چقدر باحاله. من خیلی خاطره ها از دامادهای قدیمی شنیدم که دم ازدواج جا می زدن و به زور خانواده می رفتن سر عروسی شون!
    طبیعتا شما آقا هستید و تقصیرو میندازید گردن دختر. الان مد شده دیگه تقصیر همه چی گردن خانوماست، حتی خیانت! ولی این دخترایی که شما می فرمایید یه درصد دخترایی باشن که این مشکلو داشتن، دخترای خوب و ساده و کم توقعی که دامادشون جا زده هم کم نیستن. اونا رو چی میگید؟!!

    [پاسخ]

    سارا پاسخ در تاريخ دی ۱۱ام, ۱۳۹۲ ۱۰:۴۲ ق.ظ:

    خیلی مسخره اس نظرت آقا
    چون دختر گفته مثلن من سفر خارج میرم و پسر نمیتونه باید جا بزنه؟؟
    مردی که نتونه حسشو بگه و بعد بره اصن به درد زندگی نمیخوره چون با رفتنش اون دختر تا مدت ها دنبال یه ایراد تو خودشه
    مثه آدم گوشی رو برداره علتو بگه و بعدم برت همیشه بره

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *