آیا این دختر رودست خورده از این اقا؟

image_pdfimage_print

من با یه پسری که خیلی وقت بود میشناختمش و از دوستای فامیلی بود ، دوست شدم که ۱ ماه بود نامزدیش به هم خورده بود  که وقتی علت شو پرسیدم گفت  دو علت داشت :

۱-من شرط کرده بودم ۳ سال نامزد باشیم اما بعد از ۱ سال اون اصرار داشت ازدواج کنیم

۲-یه علت دیگش هم خانوادهامون بود اگه با هم می موندیم باید قید خانواده هامونو میزدیم..اما  سعیددر رابطه با من ، خودشو خیلی مشتاق نشون میداد  . اما یه هو یه روز یه دفعه بدون که مشکلی داشته باشیم اس ام اس زد که راستشو بخوای من حالم اصلا خوب نیست و مشکلم جدایی از نامزدمه  فکر نمیکردم اینقدر سخت بشه برام تو خیلی گلی امیدوارم موفق باشی برات بهترینها رو آرزو میکنم !

حا لا یک ماهه من نمیدونم واقعا دلیلش نامزدش بوده یا دلیلش من بودم همش میگم من شاید حرفی  زدم یا اشتباهی مرتکب شدم  یاشاید  مطلوب نبودم توی یه ماهه فکر و خیال گوناگون خیلی کردم کردم ..خواستم از شما کمک بگیرم …ببخشید مزاحمتون شدم اما خبلی ناراحتم وقتی به حرفای زده شو و به رفتارش فکر میکنم نمیدونم همه اون علاقه ها دروغ بوده یا  شایدم من درکش نکردم

——————————

ببینید غزاله گرامی

وقتی یه نفر از توی یه رابطه میاد بیرون باید دورانی بگذره تا رو خودش کار کنه و حداقل زخمهاش تا حدی ترمیم بشوند. به دلایل ایشون برای بهم زدن رابطه نگاه کنید :

میگه نامزدی  ۳ ساله هم داریم؟ معلومه دختره  تو اون نامزدی ، برخوردهاش ، نورمال تر بوده . بعد یکسال دنبال تعیین تکلیفش بوده و ایشون احتمالا از روی بی مسوولیتی خواسته نامزدی بهم بزنه

اما وقتی این نوع روابط بهم میخوره  باید چه کرد؟   میبینی فرد نمیشینه دلایل درونی را بررسی کنه، خلوتی را نمیگذرونه برای ترمیم درونی، ناگهان تن میده به رابطهای جدید ! rebound میکنه اصطلاحا یعنی موقتا در یک رابطه دیگه مثل مسافرخونه اطراق میکنه تا برگرده به خونه اصلیش.

اینجاست که من شما را مقصر میبینم و واقعا ربطی نداره که دختر شایسته ای   تو این یه ماه  بوده باشید یا نبوده باشید ، سرنوشت روابط پس از رابطه اصلی اینطوریه متاسفانه .

*  شیفتگی سریع شما نیز قابل توجه است. تو همین نامه نیز معلومه شما از ارتباط با ایشون خیلی مشعوف بوده ای و این با حال درونی اون آقا متناسب نبوده و ناخودآگاه پس زده در حالیکه آگاهانه اذعان دارد شما بسیار شایسته اید

در پاسخ به سوالتون ، من معتقدم اون علاقه ها واقعی بوده ولی با حجمی کمتر

الان چه باید کرد؟

به نظرم رصد نکنید که الان باکیه و چه میکنه و کجاست…بگذارید بره و خودش را پیدا کنه…متاسفانه باز هم سراغ شما خواهد آمد و در این شرایط یا برای وجدان دردش اومده ( کلا اینها عواطفشون پاندولیه خانوم ) یا واقعا سراغتون اومده

در هر صورت اون موقع است که باید تصمیم بگیرید . من  یه ذره فکر میکنم ایشون نه ثبات عاطفی دارد نه بلوغ عاطفی برای ازدواج و دخترها براش زنگ تفریح میشوند

 


 

 

 

 

 

 

3 دیدگاه در “آیا این دختر رودست خورده از این اقا؟

  1. دکتر شیری عزیز سلام ، وقت شما بخیر
    امیدوارم بتونم بخوبی مشکلم رو براتون تشریح کنم ، به مدت 10 ماه از سال 89 تا 90 با آقای وکیلی در ارتباط بودم که به جرأت می تونم بگم که ارتباط خیلی خوب و قوی بین ما شکل گرفت ، به زودی ارتباطمون شروع به رشد کرد و راجع به اهداف و خواسته هامون از ازدواج صحبت کردیم ، ایشون از ابتدای آشنایی درگیر پرونده حقوقی بودن که به شدت روی ذهنشون تأثیر گذاشته بود و هراز چند وقت به شدت به لحاظ روحی بهم ریخته می شد ولی با اینحال تمام سعی خودش رو می کرد که به ارتباطمون لطمه ای وارد نشه ، بعد از گذشت 10 ماه از اون ارتباط در کمال نا باوری به من گفت که با وجود این مسئله تو زندگی قدرت ادامه این ارتباط رو از دست داده و تکلیفش رو با من و این رابطه نمی دونه و ترجیح میده برای جلوگیری از بلاتکلیفی من ارتباط رو تموم کنه تا اگر موردی برای ازدواج من پیش اومد حضور اون مانعی نباشه ،
    با تمام زجر و ناراحتی و عشقی که نسبت به ایشون احساس می کردم تنها با 2 ساعت صحبت مفصل و تموم کردن پرونده های نیمه تمام ارتباطی برای همیشه با هم کات کردیم و تمام راههای دسترسی ایشون به خودم رو مسدود کردم …
    بعد از گذشت4 ، 5 ماه و در زمانی که من به تازگی وارد ارتباط دیگری شده بودم ایشون با دادن اس ام اس های سوزناک و پیغامهای محبت آمیز به شدت اعلام پشیمانی کرد که واقعاً اون زمان برای جلوگیری از آسیب دیدن من مجبور به ترک شده ، با اینکه در رابطه دومی بودم و از ارتباط جدید راضی بودم ، یکبار ایشون رو حضوری دیدم و از نزدیک از ایشون سؤال کردم قصدش از برقراری ارتباط مجدد چیه ؟صرفاً دوستی یا تصمیم جدی برای ازدواج ؟ ایشون گفتن در حال حاضر هم اون گرفتاری ادامه داره ولی ارتباط رو دوباره از سر بگیریم ، بالاخره این دعواهای حقوقی یه روز تموم می شه ، با این اوصاف دیدم همچنان کما فی السابق پا در هوا خواهم بود ، به ایشان گفتم این قطع و وصل شدن های بیهوده هم من و هم خونواده ام رو آزار میده یا رومی رومی یا زنگی زنگ …
    بعد از اون دیدار یک ساعته برگشتم سر ارتباط دومی و سعی کردم فکر ایشون رو از ذهنم بیرون کنم ، ارتباط دوم رو برای حدوداً یکسال و نیم ادامه دادم تا جایی که احساس کردم طرف مقابل من بر خلاف گفته هاش هیچ تصمیم جدی برای ازدواج نداره ، ایشان دکتر هستند و از موقعیت اجتماعی خوبی برخوردارند، برای حدود یکماه اون رابطه رو هم کات کردم و به شدت عقب نشینی کردم بعد از یکماه ایشون با زدن تماسها و اس ام اس های مکرر درخواست صحبت دوباره کرد ، عنوان کرد که کمبود من تو زندگیش باعث شده احساس خلاء کنه و نمی تونه روی کارهاش متمرکز باشه و با این احساس محبت نمی تونه شخص دیگری رو جایگزین کنه ولی موضوع ازدواج و بحث جدی پیرامون این مسئله هنوز در حاله ای از ابهامه ، دقیقاً در همین اوضاع و شرایط سر و کله ی آقای وکیل هم پیدا شده و مدام درخواست میکنه که باهم در ارتباط باشیم چرا که برای سال جدید تصمیم داره ازدواج کنه ولی همچنان پرونده حقوقی و گرفتاریها ادامه دارد ، در حال حاضر به شدت گیج شدم از طرفی 33 سالمه و فرصت چندانی ندارم و از طرفی گاهی به شدت عذاب وجدان پیدا می کنم چرا که اگر کسی در زندگی من بوده همه ارتباط من حول همون 1 نفر گذشته و هیچوقت به خودم اجازه ندادم با احساس کسی در این امور بازی کنم ولی در حال حاضر صحبت کلامی با دو نفر به شدت منو بهم ریخته ، می خوام زودتر تکلیفم معلوم بشه و یک نفر رو کامل از زندگیم حذف کنم ولی واقعاً نمی دونم با چه سیاستی باید با این موضوع برخورد کنم؟ واقعاً بر سر دو راهی سختیم ، خواهش میکنم ، خواهش می کنم راهنماییم کنین
    ===============
    قطع ارتباط با هر دو
    تنها شرط برقراری ارتباط مجدد خواستگاری رسمی است
    دختر 33 ساله که زنگ تفریح احساسات دکتر و وکیل نیست
    یادت باشه قطع رابطه ات باید خیلی ملایم باشه و سریع یعنی طرف بفهمه جدی هستی نه عصبی
    همیشه باید این مردان احساس کنند تو برای خیلی آدمهای شایسته خواستنی هستی
    دیگه کامنت به این گنده ای نزن برای من…ای میل که نیست

    [پاسخ]

  2. آقای دکتر عزیز از راهنماییتون بی نهایت ممنونم ، ولی باور می کنین اونقدر این آدم از کارآگاه بازی خوشش میاد که با دادن اطلاعات ولو Fake مدام در حال جستجو کردن صحت و سقم مطلبه…
    مثال می زنم : اگر من ساعت 6 بعد از ظهر از خواهرم جدا شده باشم و خواهرم به علت خرید ساعت 7 شب به منزل رسیده باشه ، یکبار از خواهرم می پرسه که چه ساعتی از ساحل جدا شدی ، یکبار از من سؤال می کنه که من کی رسیدم و یکبار با مادرم چک نهایی می کنه که من کی رسیدم خونه ، باور کنین یه وقتایی احساس جنون بهم دست میده که من دو روز دیگه اگه بخوام ازدواج کنم با ایشون چیکار کنم و مسلماً طرف مقابل من با ایشون مشکل جدی پیدا خواهد کرد ، گاهی احساس می کنم که چون من حقوق بگیر از ایشون هستم این یعنی اینکه ایشون به خودش اجازه بده تو همه مسائل من به صورت به جا و بیجا دخالت کنه …
    گاهی که می بینه من به هیچ عنوان اطلاعاتی در مورد روابطم بروز نمی دم به زور از زیر زبون خواهرم می کشه که با فلانی کدوم رستوران رفتن ؟!!!!! بگو اینبار فلان جا برن !!!!!!!!!!!!

    باور کنین یکبار به صورت کاملاً اتفاقی متوجه شدم که روی سیستم کامپیوتر شرکت به علت فراموش کردنم از sign out کردن از اکانت ایمیل ، ایشون داره ایمیل من رو چک می کنه!!!!!!!!! باور کنین با بالا رفتن سنشون داره بدتر میشه چون جمع آوری اطلاعات از همه چیز و همه کس برای ایشون به صورت آب حیات در اومده ، من همیشه این فضولیهارو به شوخی و خنده رد کردم ولی باور کنین خسته شدم از بس بخاطر بیرون رفتن با یک دوست باید از قبل با مادرم هماهنگ کنم و برای ایشون دروغ سر هم کنم که کی می خوام برم و برگردم…
    این رفتارهای زننده واقعاً در شأن یک مرد نیست ولی واقعاً تو این سن نمی شه ایشون رو اصلاح کرد..
    به نظرتون از جمع کردن اینهمه اطلاعات برای روز مبادا هدفی دارن ؟!
    ================
    گاه اوقات یکی از مواد مخدر درونا خوشش میاد ولی به خاطر نهی اجتماعی- خانوادگی ، در سطح آگاه خود سراغش نمیره ولی عملا با مکانیسم دفاع روانی CIRCUMSTANTIAL= حاشیه پردازی ، خودش را در اطراف اون موضوع نگه میداره مثلا میره تو اداره مبارزه با مواد مخدر کار میکنه !
    اگه ایشون از شما خوشش بیاد ولی نهی کنه خودش را ، ممکنه با پرداختنهای برادرانه (!) این نیاز درونی را ارضا کنه تا حدی !
    کلا مهم نیست و باید کار خودتون را بکنید و تذکرات لازم را بدهید زیرا در صورت ازدواج حتما نامزدتان را حساس میکنه

    [پاسخ]

  3. آقای دکتر عزیز سلام
    سؤال من ربطی به این پست نداره ، می خواستم ازتون بپرسم با یک شوهر خواهر بی نهایت فضول و کنجکاو چیکار باید کرد؟
    من 34 سالمه و همراه خواهربزرگترم در یکی از شرکتهای شوهر خواهرم مشغول به کار هستم ، متأسفانه ایشون گاهی در قالب حس دلسوزی و حمایت من رو با سؤالاتش ناراحت و کلافه می کنه ؟
    کجا رفتی …؟ با کی رفتی ؟ کی رفتی و کی برگشتی ؟ پسر عمه مادر خانوم برادر دوستت سایز پاش چنده ؟!!!!!!!!!!

    یعنی باور کنین تو این پنج ساله که خواهرم ازدواج کرده ما یه مسافرت راحت خونوادگی نتونستیم بریم ، هر کجا هر برنامه ای بخوام با دوستای خودم داشته باشم باید ایشون در جریان قرار بگیره ، البته این اطلاعات هیچوقت از طریق من درز نکرده بلکه از طریق خواهرم به صورت گزارش روزانه به ایشون اعلام شده ، بارها گفتم یه حریم شخصی و خصوصی برای خودم می خوام بابا نا سلامتی 34 سالمه ، به ایشون چه ربطی داره که من با کی با تلفن صحبت می کردم و شجره نامه دوستای قدیمی من چیه ؟
    آقای دکتر ایشون متأسفانه با داشتن اخلاقهای خوب و حمایتگر در بعضی موارد به شدت مرد خاله زنک 44 ساله میشه و خونواده من هم با حفظ احترام و حرمت ایشون در خیلی موارد صداشون در نمیاد که مبادا ایشون ناراحت بشه و با خواهرم اختلاف پیدا کنه …

    به زور از تمام مسائل خصوصی من که با چه شخصی دوستم و می خوام ازدواج کنم می خواد سر دربیاره ، البته نه برای کمک که تنها برای جمع آوری اطلاعات ، راستش گاهی همه می ترسیم که اینهمه اطلاعات رو برای چی و برای کی داره جمع می کنه ؟
    بارها به خواهرم اعتراض کردم که از رفتارهای کنجکاوانه ایشون دارم کلافه میشم و باهاش صحبت کن ولی میگه من هم از پسش بر نمیام و متأسفانه بارها آب تو هاون ایشون ریخته ، من با یک شوهر خواهر بی نهایت کنجکاو که می خواد از همه چی سر در بیاره و به همه چی تسلط داشته باشه و کسی بی اجازه اش آب نخوره چه کار کنم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
    حتی اگر لباسی رو که گزارش خریدش به ایشون داده نشده بوده رو تم من ببینه با تعجب می پرسه کی خریدییییییییی؟ فلان روز نگفتی می ری واسه خرید !!!
    =====================
    چه مورد جالبی را گزارش کردید ساحل
    مردان خاله زنک ، مردان حال بهم زنی هستند که در تفکیک بین رفتار حمایتگر و خواهری در میمانند. اینها شاید بپندارند دارند برادری میکنند که اساسا اشتباه است زیرا شما قیم احتیاج ندارید
    اگر پدر نقش سکان دار منزل تان را ایفا میکردند ایشون تنظیم میشد ولی الان بهترین کار خندیدن ، دادن اطلاعات FAKE و کار خویش را پیش بردن است

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *