این اقا دو دل است یا من سرکارم؟

image_pdfimage_print

سلام آقای دکتر

من با پسری رابطه دارم که خیلی خوبه… یه چیزی هست که منو اذیت میکنه. او۶ سال پیش نامزد داشته. به من گفت که چون اون خیانت کرده از هم جدا شدیم… هنوز گاهی به فکرشه دلش براش تنگ میشه من سعی میکنم از اون حال و هوا درش بیارم ولی خوب منم یک دخترم حساسم خودم اذیت میشم. ما الان ۴ ساله باهمیم . نمیدونم باید چیکار کنم. نمیخوام درمورد اون باهاش حرف بزنم تا حساس بشه و بیشتر یادش بیفته ولی گاهی با بعضی موسیقیاو…. دنبال خاطرات اونه. چیکار کنم آقای دکتر؟
راه برخورد با خیانت همسر

—————————
نقش شما خوب نیست تو این رابطه
شما خواهر ایشون نیستید خانوم که بخواهید بهشون دلداری بدید در جایی که خودش باید مساله اش را حل کنه
شما نقش خشنود کن را دارید به عهده میگیرید که خطرناکه
ایشون نیز بلوغ عاطفی خوبی نداره که بیش از خاطرات درگیری حسی داره با اون خانوم

بیشتر احتیاط کنید در تداوم رابطه تون با فردی که ثباتش را بدست نیاورده


 

2 دیدگاه در “این اقا دو دل است یا من سرکارم؟

  1. ممنون از راهنماییهاتون دکتر شیری عزیز. پدر ایشان چقدر در زندگی آینده پسرش موثر است؟ قبلا که به خاطر ایشان مشاوره حضوری رفته بودم، مشاور گفت مهم نیست که پدرش اعتیاد داره؟!
    =================================
    قطعا مهمه ولی باید رابطه شون را دید چون ممکنه پدری معتاد باشه ولی برای فرزندانش کم نگذاشته باشه

    [پاسخ]

  2. سلام دکتر شیری

    من دختر 31 ساله دانشجوی سال آخر دکتری با خانواده خوب و ظاهری خوب هستم. به همین دلیل همیشه خواستگار داشته و دارم. یکی از خواستگارام 9 ماه پیش آمد. ایشان کارشناسی ارشد مهندسی هستند و 2 هفته جنوب و 2 هفته شهر خودمان. از لحاظ مالی شرایط تشکیل خانواده را دارد. ایشان 32 ساله هستند. حدود 3 ماه جسته و گریخته حرف زدیم. با وجود مشکلاتی که بود بالاخره حاضر شدم با ایشان ازدواج کنم ولی مشکل بزرگ ایشان مهریه بود. خانواده ما مهریه را 1000 سکه می کند که اگر مورد خوبی باشه تا 500 سکه راضی می شوند. من مثل پیک نامه بر حرف ایشان را خانه می بردم و جواب به ایشان منتقل می کردم. این آقا اول گفتند 700 سکه و همینکه که بابا راضی می شدند دفعه بعد 1 چیز دیگه می گفتند! به ایشان اعلام می کردم به من ربطی ندارد خودتان با پدرم صحبت کنید. ولی ایشان می ترسیدند که این مطلب در بله و برون مطرح شود و می خواستند مشخص شود و سپس اقدام کنند. خلاصه به همین علت رابطه ما با دعوا و ناراحتی تمام شد. حالا بعد از 6ماه تو اینترنت با من چت کردند که دوباره به حالت قبل برگردیم ولی الان با مهریه 80 سکه موافق هستند! اعتقاد دارن که باید در توانشون باشه که پرداخت کنند و نصف اموالشون معادل 80 سکه هست از طرفی گرفتن مهریه در خانواده ما معنایی ندارد و تنها ضمانتی برای دختر و البته کمی چشم و همچشمی است.
    مشکلاتی که من از آنها در زندگی آینده با ایشان می ترسیدم و می ترسم:
    1- پدر ایشان معتاد هست و خصوصیات افراد معتاد مثل لاف زدن را داشت در مقابل پدر من آدم مومن و متینی هستند.
    2- از شغل ایشان می ترسیدم که در آینده با بجه دار شدن مشکل ایجاد شود.
    3- می ترسیدم به خاطر این همه سختی که کشیده نتواند با من مهربان باشد و در برخوردها آدم جدی بود در حالیکه من دختر شاد و مهربانی هستم.
    لطفا من را راهنمایی کنید که با این شخص چیکار کنم؟؟ عذرخواهی من را بپذیرید که بجای ایمیل اینجا سوال پرسیدم. متشکرم
    ==================================
    نگرانی 1 صحیح و بجاست
    نگرانی 2 قابل مذاکره است
    نگرانی 3 بی مورد است، با هر کسی این نگرانی وجود دارد

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.