یه باره بگید قید ازدواج را بزنیم دیگه!!!

image_pdfimage_print
سلام آقای دکتر..
من مرتب به سایت شما سر می زنم . ومطالب شما رو جسته گریخته تو مجلات و سایت ا دیدم …و سعی کردم مثلن تو ازدواج به اونا عمل کنم .. ولی آخه آقای دکتر اینا تو من شک و تردید رو بیشتر کردن…این همه آدم میرن ازدواج میکنن .. کی حرفای دکتر شریری رو شنیده ؟؟دانشجو ترم ۱۰ داروسازی ام .. احساس تنهایی دارم وو ولی شما میگیو این دلیل خوبی برا ازدواج نیست  ….
آخه مگه بقیه دلیل ازدواج شون چی بوود ؟
فکر نمی کنید سخت شده ..این شرایط …
آرمان
———————————————————-
سلام من را بپذیر آرمان گرامی و سایر پسرهای گرامی خواننده نوشته های بنده
من عرض کرده ام که  فقط به خاطر رهایی از تنهایی ازدواج کردن یک دلیل ضعیف است چون  ۶ ماه دیگه میفهمی ازدواج الزاما تنهاییت را پر نمیکنه. تو با کار و دوستان خودتو البته همسرت میتونی تنهایی هایت را قبل تحمل تر کنی حتما در نظر بگیر که ازدواج یک تصمیم است . اجازه بدهید براتون یک مثال بزنم
فرض کن شما داری هر روز با اتوبوس میری محل تحصیلت یا مترو.حالا میخوای بری ماشین بخری
خب باید اولا بتونی هزینه ماشین را بدی( نقد یا قسط) بعدش امنیت ماشینت مهمه یعنی بیمه و پارکینگ هم خونه هم دانشگاه

بعدش هزینه نگهداری ماشین و بازدیدهای دوره ای و ..بعدش باید بتوانی از پس استهلاک ماشینت بر بیایی و بابت افت قیمتش حالت خراب نشه
همچنین نمیشه یه ماشین بخری و هی چشمت با بقیه ماشینها باشه طوری که نتونی هیچ لذتی ببری از ماشینی که بالاخره بعد ۲ ماه عادی میشه
یه ماشین خریدن اینقدر فکرها قبلش میخواد حالا ببین درباره یک انسان داریم حرف میزنیم با روح و شعور و خانواده
باید بلوغ داشته باشی تا از پس این سوالات بر بیایی
————————————————————-
سوال زیر را دریافت کرده ام و مایلم نظر بقیه را هم بدانم :
سلام دکتر عزیزنمی دونم موضوع دقیق برنامه امروزتون چیه ولی دیشب یه برنامه از کانال ۳ همین آقای ضیا پخش میشد که مراسم عقد بود و بعدش آقای ماندگاری که روحانی هستن داشتن راجع به ازدواج آسون و دخترها چون تو سن پایین سخت گرفتن و رد کردن الان اینجوری شده و دینداری و اخلاق طرف رو بسنجید و …اگه الان موقعیت ندارید حکمت خداست و دعا کنید و از خدا بخواهید و …حرف میزد که رسماً رو اعصاب بود 
خیلی دلم می خواست این سول مطرح بشه که واقعاً غیر از دعا کردن هیچ کار دیگه ای از دستمون بر نمیاد!!!(یاد مثال شما افتادم که میخواین گاز بخرین هزار جا سوال میکنین حالا میخواین ازدواج کنین بشینین بگین خدایا گاز بده!!!!!!) یا اینکه میگین دینداری رو بسنجیدو خلاص! مگه این همه آدمی که دارن جدا میشن بی دین هستن!! آخه چرا رو هوا حرف میزنین،یکسری آدمای سطحی هم دارن این برنامه هارو می بینن که رو همین کلمات که دین و تعصب دینیشون رو قلقلک میده میرن ازدواج می کنن و میرن رو هوا!!!!اگه ته راه حلتون اینه خب اصلاً حرف نزنین که سنگین ترین، اعصاب ما هم آروم میمونه!!!ببخشید دکتر حرصم درومده بود پرحرفی کردم!!

ولی واقعاً سوالم اینه من ۲۸ ساله که در حد خودم تحصیل و کار و موقعیت و خانواده خوب دارم،سعی کردم خودمو بهتر بشناسم و اصلاح کنم و دانش ارتباطیم رو بالا ببرم، تو محیط های مختلف(دانشگاه و ۴ تا محیط کار مختلف و حتی با شرمندگی سایت های همسریابی!!!)بودم،الان باید چیکار کنم برای ازدواجم!!؟؟ وقتی موقعیتی نیست که من انتخاب کنم !!؟ با توجه به اینکه عرف جامعه هم اجازه خیلی چیزها مثل پیشنهاد دادن دختر به پسر یا مستقل شدن بی دردسر دختر رو نمیده!

به نظرم مشکل جای دیگه غیر از سخت گیری دخترهاست(مثل بی مسئولیتی و بی قیدی خیلی از پسرها و شرایط بد اقتصادی جامعه و …)!!آخه واسه دختر باید اول کسی بیاد که حالا ما آسون بگیریم و مهریه نگیریم و خونه و ماشین نخوایم و …!! مسئله تو بخش اول قطعی داره!! این باید بررسی شه به جای اینکه مرتب ذره بین بندازن رو دختر که اگه پسر نماز بخونه و لبخند بزنه شوهر خوبیه!!!

ببخشید دکتر پرحرفی کردم و غر زدم ولی به نظرم این مسئله اصلیه که الان خبری از پیشنهاد ازدواج نیست!!!اینو باید چه کار کرد!!؟

16 دیدگاه در “یه باره بگید قید ازدواج را بزنیم دیگه!!!

  1. بابا این ها همش حرفه اگه قرار باشه اون طور که روانشناسا میگن باشه باید برا ازدواج اول بری دانشگاه ازدواج مدرک که گرفتی بیای ازدواج کنی. با این حرفا مساله ازدواج جوونا حل نمیشه. مسولین می خوان تقصیر خودشونو گردن جوانها بندازن. نه دخترا پر توقع اند نه پسرا بی مسولیت. جوون میره دنبال کار کار نیست. حالا دختری می خواد تو سن سی و سه سالگی توقعشو کم کنه با پسره چهل ساله ازدواج کنه. فرهنگ خانواده پسر به دخار نمی خوره میگه طوری نیست مدرک پسر فوق دیپلمه باز طوری نیست پسز کار درست حسابی نداره طوری نیست خونه و ماشین هم نداره طوری نیست قیافه مهم نیست . آخه دختر مس دلشو به چی خوش کنه و قبول کنه. تا چه حد سطح توقع بیاد پایین.

    [پاسخ]

  2. سلام
    بعضی وقتا پسرا اصلا نمی خان برن خاستگاری،مورد خوب خودش براشون پیش میاد و اون هم تقصیر پسرا نیست، دست خود دختراست.
    دختر میشناسم خوشگل، پولدار، خونواده دار-خانم دکتر با پسر بیکار(البته با استعداد و خوب)دوست شد و ازدواج کرد.دوره عقدشون ینی قبل عروسیشون،همش پیش آقای پسربود (تو یه شهر دیگه)و خرجیش رو هم پدرش می داد.دختر خانم بی توقعه و فعلا مخزن عشقش پره.حالا فکرمی کنید پسرا احمق اند با وجود همچین دخترایی بیان ما رو بگیرن؟!
    تو دلم فکر می کنم تا وقتی دخترا با این همه امتیاز این قدر بی توقع اند چرا پسرا بیان سراغ مثلا من که میخاستم بهم توجه و محبت کنن،کار کنن،تکیه گاهم باشن (تاکید می کنم که توی همه چیز-پول و…)،…تازه با این همه آرزوی دست نیافتنی من یه دختر معمولیم (قیافمو میگم)-خانوم دکتر هم نیستم-پولدارم نیستم …
    واقعا دخترهای عالی و آسان خیلی زیادندو خودشون هم می رن سراغ آقا پسر محبوبشون.پسر هم که از خدا خواسته(ظاهر خوب-پول خوب-خانواده خوب-موقعیت خوب)چرا بیان سراغ ما که معمولی تریم؟
    مگه ما پسر معمولی رو قبول می کنیم؟!
    دلمون میخاد خاص باشه(شایدم فقط دلمون میخاد دوستش داشته باشیم و اون هم ما رو دوست داشته باشته تا هر دومون برای هم ،خاص بشیم و مثل شازده کوچولو و رزش همدیگر را اهلی کنیم)
    به هر حال خیلی غصه نخورید!شما تنها نیستید.
    سایت دکتر شیری رو بخونید می فهمید چقدر زیادند اونایی که شبیه شمان.
    ما باید در مسیر رشدمون یاد بگیریم همسر مناسبی بشیم و همسر مناسب رو تشخیص بدیم.(حتی اگه فرصت ازدواج برامون پیش نیومد)
    نه ازدواج کردن لزوما خوشبختی وسعادت میاره و نه ازدواج نکردن بدبختی و شقاوت.
    شاید برای ما هنوز وقتش نرسیده…(می دونم سخته ولی به سنتون گیر ندین)
    به هر حال این فقط یکی از موضوعات زندگیه،مسائل دیگه ای هم وجود داره.
    در دنیای درون ما باید چیزای دیگه ای هم باشن،مثل کار-علم آموزی-کسب مهارت های تازه و…
    شایدم اگه دیگه اینقدر زیاد به ازدواج گیر ندیم همه چی درست شه.
    امیدوارم خیلی ناراحتت نکرده باشم.همه دنیای خودشون رو منعکس می کنند ،آرزو هم دنیای خودش رو منعکس می کنه،نه اون چیزی رو که باید شما هم به اون معتقد باشید.
    به خدا می سپارمتان

    [پاسخ]

  3. به نظر من پسرها لزوماً بی مسئولیت نشده اند. بلکه شاید نتونن اون حمایت لازم رو در طرف ببینن و میترسن (من برای چی برم خواستگاری درحالیکه طرف ماشین و خونه ازم میخواد و مهریه ی بالا؟ لابد بعدم مدام دنبال چشم و هم چشمیه؟ میشینم زندگیمو میکنم دیگه!). یک سری از پسرها شاید بالغ نشده باشند. خیلی از ما دختر ها هم بالغ نشده ایم. مسئله اینه که ازدواج برای ما شده یک آرمان و هدف (چون معمولاً، البته نه همیشه، بار اصلی زندگی به عهده پسره و استرس اصلی “قبل از ازدواج” به اون وارده)، و برای پسرها هم فرار از ازدواج داره آرمان و هدف میشه. البته من پسرای زیادی رو دیدم که سعی کردن مجرد بمونن ولی پشیمون شدن در نهایت و ازدواج کردن.
    به نظر من باید از دوستان و فامیل بخواین شما رو به موردهای مناسب معرفی کنن. یه کم هم شاید سیگنالهاتون در جذب جنس مخالف ضعیف عمل میکنه.
    دختری که دوست داره کسی رو جذب کنه در عمل هم سعی میکنه جذاب و دلربا باشه واسه اون شخص یا سعی میکنه بهرحال توی یک مهمونی یا محافل دیگه ای که میره و کیس هایی هستند خودشو نشون بده – نمیدونم منظورمو درست گفتم یا نه.
    ضمناً مهریه و خونه و ماشین و … نخواستن لزوماً درست نیست. زن باید یه حقوقی داشته باشه بهرحال بخصوص تو این جامعه ی ما. مثلاً حق طلاق و نصف شدن اموال در صورت جدایی. قرار نیست باج بدیم به کسی که میاد ما رو میگیره. ازدواج یه قرارداد خیلی مهمه که باید با دقت جزئیاتش مشخص بشه.

    [پاسخ]

    مجید پاسخ در تاريخ فروردین ۵ام, ۱۳۹۴ ۶:۱۷ ب.ظ:

    منطقی بود.

    [پاسخ]

  4. پسرها بی مسئولیت شدند… پس این پسرهایی که اومدن و دوستان و خواهر و دختر دایی و عمه ما رو گرفتن از کجا اومدند؟
    بخت و بر ، تا کجا میتونه اونا رو خوشحال و ما رو به زمین گرم بزنه؟
    من فکر میکنم اینکه به هم سن و سالای من میگن ازدواج و سخت نگیرید نه اینکه کار و بار و ظاهر و مهریه و رو ساده بگیرید… بلکه اون گره های روانی اون مشکل های حل نشده ناخوداگاه که ته تهش با خودمون میگیم دیگه مرد پیدا نمیشه دیگه نمیشه به کسی اعتماد کرد دیگه ازدواج خوب در کار نیست… اینا سختی قضیه است که باید حل کنیم و ساده نگاه کنیم.
    سفی بودن با ساده بودن خیلی فرق داره.
    اینروزها دارم به این فکر میکنم از این جمله الهی خدا بختت و به نیکی باز کنه از این برچسب دختر ترشیده چه پاداش هایی داریم میگیریم که ناخود اگاه ما و انرژی روانی و سایه های ما دست از اون بر نمیداره؟

    [پاسخ]

  5. هزاران لایک به این پست و مخصوصا اخرهاش!. در مورد ازدواج به نظرم اون بلوغ های 7-8 گانه خیلی عالیه.من فکر میکنم باید تعریفی هم از تنهایی داشت،امروز داشتیم با دوستم بحث می کردیم خوب الان پسر و دختری که واقعا پی تشکیل زندگی و تعهد باشن چطوری باید شناخت و اصلا چطوری ماها باید دیده بشیم… این دیده شدن خیلی ازار دهندست! دیگه ادم باید چجوری دیده بشه:)

    [پاسخ]

    اعظم پاسخ در تاريخ شهریور ۳۱ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۱ ب.ظ:

    خیلی جالبه..
    من هم آدم سخت گیری نیستم ولی هر کی میاد منو می بینه برای یکبار بعد دیگه پیداش نمیشه ، نمی دونم من زشتم یا این آدمها تکلیفشون با خودشون روشن نیست….
    حالم بهم می خوره از این وضعیت که هی میان می بینن بعد گم می شن …دیگه تصمیم دارم نه کسی رو ببینم نه به کسی اجازه بدم بیاد منو ببینه…
    آخرش مجرد می مونیم …. بهتر..
    این هم یه سبک زندگیه دیگه…
    اگه استاد دانشگاه هم باشید طرف میاد میگه ببخشید من دنبال یه خانم دکتر جراح می گشتم..

    [پاسخ]

  6. مریم خانم منم قبلا فکر می کردم دختر یه سر و گردن بالاتر باشه (بخصوص که معتقد به برابری مرد و زن هستم) بهتره اما حالا می فهمم که نه این طور نیست حتی پسر فشار بیشتری میاره که مرد بودنشو اثبات کنه اینو در ازدواج دوستم و نامزدی خودم به عینه دیدم. طرفت اگه انسانیت داشت اذیتت نمی کنه اگه نه به هر طریقی شده می خواد بگه مهمتره بهتر می فهمه بالاتره. بیشتر مردا شبیه ریوزو (همسر اوشین) هستند. پس زمینه ذهنشون اینه که مرد (مذکر) بودن خیلی مهمه و چطور مردی بودن براشون تو حاشیه است. حالا هر چی می خواد از لحاظ مالی و تحصیلی و زیبایی بالاتر باشی مهم نیست از یه مورد دیگه ات چوب درست می کنن تا ضعف خودشون رو بپوشونن.
    در مورد سوالی که از دکتر شیری پرسیدن به نظرم اشتباه در طرز فکر سوال کننده است ایشون دعا کردنو به معنی هیچ کار دیگه نکردن به غیر دعا کردن گرفتن. به هر حال دعا کردن هم یکی از راه ها است. هر چقدر هم ادم تلاش کنه قوی باشه تو زندگی یه زمان هایی هست که عجزشون با تمام وجود احساس می کنه اون طور موقع ها می فهمی هنوز از خیلی ها خوشبخت تری چون اعتقادی داری که خیلی ها ندارند. من نمی دونم این افراد که انقدر گارد می گیرن اون طور موقع ها چکار می کنن. ادم دردشو به کی بگه که وقتی اروم شد طرفش بعدا به روش نیاره یا به عنوان نقطه ضعف بعدا استفاده نکنه. امام علی می گه خدا را با شکسته شدن اراده ها شناختم. بله شما اراده کردی و برایش زحمت کشیدی اما نتیجه انچه انتظار داشتی نشد. نمی دونم ولی لابد همه مسائل دست ما نیست دیگر. اینو یکی ربطش می دهد به بخت یکی طبیعت یکی هم مثل من یا ان اقا ربط می دهد به حکمت خدا. فکر نکن نفسم از جای گرم بلند می شود شرایطم شبیه شما است با این تفاوت که دو سه سالی سنم از شما بیشتر است. زحماتی که برای رشد خودم کشیدم مثل تحصیل و کار رو هم نه به خاطر ازدواج که به خاطر نیاز درونی خودم دنبال کرده ام.
    اما اخلاق مهمترین است همه چیز تموم که باشد اخلاق نداشته باشد مفت گران است. مثل همان صفر هاست هر چه بیشتر بهتر اما باید یک یکی پشتش باشد تا ارزش دار شود. کی گفته دینداری یعنی فقط نماز خواندن و خوش اخلاقی یعنی فقط لبخند زدن. اینها فقط پوسته رویی هستند که بدون سطح های زیرین ارزش زیادی ندارند

    [پاسخ]

  7. پسرها اکثرا بی مسئولیت شده اند.البته نه همشون…به گفته خودشون وقتی می بینند خیلی از لذتها و خوشیهایی که تو ازدواج هست رو توی رابطه دوستی شون دارند،مگه دیوانه هستند که خودشون رو بندازن تو دردسر و مسئولیت و هزار تا مشکل دیگه…
    اگر ازدواج برای پسر سخته،قبول کنیم که به همون اندازه برای دختر هم سخته و پر از استرس.اما وقتی که بحث میشه ، دختر بیچاره این وسط گم میشه و همه مواظبند که قند تو دل پسر آب نشه…

    [پاسخ]

    فاطمه پاسخ در تاريخ خرداد ۱۵ام, ۱۳۹۲ ۸:۵۵ ق.ظ:

    هزار تا لایک برای این کامنت.

    [پاسخ]

  8. دکتر نمی دونم با توجه به تاریخی که گذاشتین برای این پست هم چنان نظرها براتون مهم هست یا نه ولی من چون خودم با این مسئله درگیرم، نظرم رو می نویسم.
    ببینید وقتی شما بدونید که لباس ندارید و فقط 5-6 تا مغازه لباس فروشی هست و تو هر مغازه هم نمی تونید خیلی لباس پرویی تون رو تو تن نگه دارین خوب از همونا یه لباس انتخاب می کنید می خرید.ولی وقتی یه شهر پر از لباسهای رنگارنگ باشه و همه هم به نظر گرون بیان و مغازه دارها هم بخوان به هر نحوی که شده لباس هاشون رو بفروشن برای همین برای اینکه بهتون امتیاز بدن و بخریدمی دن هر لباس رو ببرید خونه و خوب امتحانش کنید بعد نظر بدید که می خواید یا نه خوب شما هم وقتی می بینید هر چند روز یه بار می تونید یه لباس شیک و نو داشته باشید و پول ندید ، برای چی برید لباس بخرید. دیگه هیچ پسری به این فکر نمی کنه که لباسی که مال خود ادمه فرق می کنه ازش مواظبت می کنه اتو می کنه سعی می کنه جایی اش پاره نشه و … . ارتباط های بچه های دبیرستانی رو درک می کنم ولی ارتباط های طولانی مدت- بیش از 2،3 ماه- دختر های ،27 سال به بالا رو درک نمی کنم. تازه بماند که این آقایون همه با مامان و خواهر و عمه و خاله و … باید انتخاب کنن . نمی دونم آقای دکتر من در مورد همه آقایون نمی تونم نظر بدم ولی اون چیزی که تو دانشگاه می بینم اینه که مسئولیت پذیری پسرها کمتر شده ویه ترس های عجیب غریبی دارن. وچرایی ازدواج رو خیلی هامون چه دختر چه پسر نمی دونیم . یه فانتزی ازش تو ذهنمونه که می بینیم با دوستی های دم دستی هم همون هیجان رو می تونیم تجربه کنیم. اون جمله ای که در جواب یه خانم داده بودید تکونم داد اینکه جایی که هستی هر چقدر هم خوب باشه مثل یه باتلاقه توش رشدی نیست. در واقع این ور پل دیگه چالشی نیست که ما باهاش رشد کنیم.
    بعد کدوم جای مناسب باشی که ارتباط سالمی رو که در شان هر دو طرف باشه تجربه کنی . به نظرم ما داریم چوب یه گزار شدید فرهنگی رو می خوریم. یه جور سر در گمی. دیگه نه روش های قدیمی چندان کارآمدند ، نه روش های جدید رو درست بلدیم. بعد هم دکتر خیلی از ما ارتباط خوب رو بلد نیستیم . نه فقط تو ازدواج ، از ارتباط با دوست گرفته تا همکار و … .
    “من هر وقت این برنامه رو می ده یه کانال دیگه رو می گیرم. خیلی سطحیه به قول شما بدرد ضریب هوشی شن می خوره. انگار همه مشکل رو مهریه س . وقتی می گن مهر یه کم می گن 1 سکه ، 14 سکه، … . حداقل یه چیز معقول. من با مهریه سال تولد مخالفم .با این چیزای فانتزی کسی خوشبخت نشده. ولی هیچ کس شروط ضمن عقد رو تبلیغ نمی کنه. من چند مورد دیدم عقد کردن بعد پسره شکاک بوده ، دختره مجبور شده یه پولی هم بده طلاق بگیره. اون پسر چیزی رو از دست نمی ده . میره سراغ یکی دیگه . این دختره که دیگه فرصت هاش و موقعیت اجتماعی اش و خیلی چیزای دیگه براش مثل قبل نیست. این مهریه رو یه چکش کردن می کوبن تو سر دخترا. مادیات در حد معقول مهمه. طرف من دکترا داره کار نداره . در صورتی که پسرهای 6 -5 سال پیش تو این موقعیت حلوا حلواشون می کردن و یه جایی بورس بودن. من چقدر باید از مادیات بزنم. دیگه غذا که باید بخوریم. دکتر خیلی دلم پره . بخوام بنویسم همین جور باید بخونید. از دختر خانم ها هم معذرت می خوام که تشبیهشون کردم به لباس. ولی چیزی که دلمو می سوزونه اینه که قبلا خانم ها ، خواستگاری ، ازدواج و … وخیلی مفاهیم دیگه برای آقایون و خانواده ها شون حرمت داشتن . این نگرانی خانم ها و فشار روشون شده وسیله سو استفاده خیلی ها. الان یه جوری رفتار می شه که می گی خوش به حال همون لباس. وقتی می خوای مثل یه ادم باهات رفتار شه میگن این نشد یکی دیگه. مثل کار کردن الان میمونه که اگر اندازه حقت حقوق بخوای میگن برو بیرون .بیکار زیاده یکی دیگه رو میارم جای تو. اینا از دید منه که دخترم ولی خب باید دید از زاویه دید پسرا این قضیه رو چطور می شه قضاوت کرد.

    [پاسخ]

    حسن پاسخ در تاريخ مرداد ۱ام, ۱۳۹۳ ۱۱:۴۴ ب.ظ:

    مشکل فقط مشکل بیکاریه به خدا همه پسرا دوست دارن ازدواج کنن اما وقتی شرایط اقتصادی خرابه چه کار کنن
    ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

    [پاسخ]

  9. خودت داری میگی شرایط بد اقتصادی جامعه باعث شده برای دخترا خواستگار نیاد دقیقا درست گفتی!!
    ببین عزیز دلم بگم چرا برات خواستگار نمیاد؟چون یه پسرترجیح میده بایه دخترشاغل ازدواج کنه ! چون نظر اکثر مردم اینه که یه دست صدا نداره!
    تو پولداروخوشگل باش . شاغل باش .ترجیحا ماشین هم داشته باش….. ببین چطوری میان خواستگاریت!!! مخصوصا اگه ببینن تک فرزندی دیگه چه بهتر.ببینن خونه هم داری و سن ات هم پایینه مثلا زیر25 داری .فوق لیسانس داری تو همون محیط کار میان خواستگاری! پسرا الان دنبال یه همچین موردایی هستن! دیگه تموم شد دوره عشق و عاشقی!
    یه زمانی پسرا باید همه چیز داشتن الان دخترا هم باید همه ی شرایط رو داشته باشن تا بتونن تازه یه زندگی نرمال داشته باشن..دخترا توروخدا رویایی نباشین دوره و زمونه ی سختی شده ! قیمت همه ی اجناس روز به روز داره بالا میره !الان باید هردو کار کنن تایه بخور و نمیری داشته باشن.تازه نظر من اینه که یه دختروقتی خودشو از نظر تحصیلی و مالی بالا کشوند نباید خیلی پرتوقع بشه و منتظر پسر صدراعظم باشه چون اون شخص رویایی هیچ وقت نمیاد… باید باشخصی ازدواج کنه که دختره یه سروگردن ازش بالاترباشه چه از نظر زیبایی . چه ازنظرتحصیلی .چه ازنظر مالی .تا اون پسر پیش دختر احساس خودکم بینی کنه وبهش احترام بزاره وفکرکنه باچه دختری ازدواج کرده و به خودش اجازه نده کوچکترین حرفی بزنه.
    موفق باشین!!!

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.