نمیتونم دیگه اعتماد کنم بهش

image_pdfimage_print

آقای دکتر من ۶ ساله که ازدواج کردم و یک دختر ۲ ساله هم دارم.همسرم بسیار مرد خوبیه و از خیلی لحاظ خدا رو شکر میکنم به خاطر داشتنش.اما چندین بار اتفاق افتاده که دیدم مشغول چت کردن و شیطنته و سر همین موضوع بحثمون شده و قول داده که دیگه تکرار نکنه.اما بعد از مدتی روی گوشیش مکالمشو با یه خانم شنیدم که البته حرفهای معمولی بود.به خاطر این موضوع سیلی محکمی بهش زدم و گفتم که از خونه بیرون بره و برنگرده.بعد از یک هفته و کلی اصرار و غلط کردم و این حرفا به شرط قبول یه سری شرایط اجازه دادم برگرده.خودش میگفت فقط از روی شیطنت بوده و هیچ دیداری هم نبوده و فقط تلفن بوده و خواست که ببخشمش و فراموش کنم.منم دارم سعی میکنم اینکار رو انجام بدم گرچه دیگه بهش اعتماد ندارم.اما واقعا نمیدونم چرا همچین کاری میکنه.ما زندگی خوبی داریم و هیچ مشکلی با هم نداریم و خودشم میگه که هیچ مشکلی باهام نداره اما وقتی پشت کامپیوتر میشینه با اینکه میدونه کار درستی نیست میره سراغ اینکار.البته اینم بگم که همسرم بچه طلاقه و کودکیه سختی داشته و برعکسش من تو یه خونواده پرمحبت بزرگ شدم.الان هم آرامش تو زندگیم ازم گرفته شده.نمیتونم مثل قبل دوسش داشته باشم و همش فکر میکنم داره گولم میزنه و حتی محبتهاش ظاهریه.اگه بدون من بره بیرون با خودم میگم حتما رفته دنبال همچین کارایی.واقعا بهم ریختم نمیدونم باید چیکار کنم.ما هردومون هم کارمندیم تو یه شرکت.

——————————————–

برخورد شما درست نبوده است. انگاری موش تو تله گیر انداخته باشید ! معمولا این رفتار تنبیهی موجب تغییرات مثبت نمیشود بلکه دزد ماهرتری میسازد !

اعتماد نیز مثل استخریه که با شیلنگ پر میشه آروم اروم اما از زیر ناگهان با یک دریچه تخلیه میشه

اولا اون دریچه زیر را باید محکم تر گرفت تا با یه چت فرونریزد.رفتار خانوم معلم و خانوم ناظم با عث میشه شوهرت بشه یه بچه تخسی که از هر فرصتی استفاده میکنه واسه هرز پریدن !

ثانیا به مردتون میتونید اجازه دهید بعضی جاها مثلا در همنشینی های خانوادگی ، رخ نمایی کلامی واسه زنان اطرافتان بند تا با کنجکاوی و پنهان کاری تن به رفتارهای زننده ندهد!

سوم اینکه رابطه خود شما دو تا از نظر رختخوابی به نظر تعطیل بوده مه این تنشها ایجاد شده و داره هی دامن میخوره بهش

4 دیدگاه در “نمیتونم دیگه اعتماد کنم بهش

  1. سلام آقای دکتر
    من الان دارم با ی پسری برای ازدواج آشنا میشم.ایشون تو دانشگاه نماینده ی کلاسن به خاطر همین همه دخترا شماره اش رو دارن و شده دیدم تو گوشیش اگه از موضوعی چیزی ناراحت باشن به این اس میدن و باهاش میحرفن و مشورت میکنند(موضوعات غیردرسی)
    کلا با دخترا راحته ولی رابطه هاش سالمه و حرفای خاصی نمیزنند.حتی شده دیدم همکار شرکتش هم که خانم مجرده و شش هفت سال ازش بزرگتره تو وایبر بهش پیام داده و حرفیدن(اینکه داری چی میکنی و فردا میای شرکت و از این حرفا)
    من ی دختر مذهبی و با ی روابط محدودم و اصلا سبک رفتاری ایشون رو نمیپسندم.الان باید چیکار کنم؟کار خوبیه که سر این موضوع کلا ردش کنم؟خودش اصرار داره و قول داده اگه من نپسندم حتی به هیچ دختری سلامم نمیده.
    پسر نماز خون و خوبیه به ظاهر ولی تو کانتکتهای گوشیش پره دختره و زیادم براش پیام اینا میاد.من با هیچ پسری ارتباط نداشتم اصلا و روابط آزاد و صمیمی رو اصلا نمیپسندم.
    الان موندم چی کنم.نه به ایشون اعتماد کامل پیدا کردم از طرفی هم دوسش دارم

    [پاسخ]

    دکتر شیری پاسخ در تاريخ مهر ۲۶ام, ۱۳۹۳ ۲:۳۸ ب.ظ:

    porsesh.doctorshiri.com

    [پاسخ]

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *