یه پیاله مثنوی ( برداشتهایی آزاد از درس گفتارهای مثنوی بزرگان ادب و هنر )

image_pdfimage_print

۲۳۶ . : گر خضر ، در بحر کشتی را شکست

          صد درستی در شکست خضر هست

با منطق موسی نمیشه رفت سراغ فهم خضر. خضر همه چیدمان موسی را بهم زد وقتی غلام بچه را کشت یا  کشتی را سوراخ کرد. یکی باید برای موسی  ، خضر را ترجمه کند

خضر حتی در “وهم” موسی نیز ترجمه نمیشود

وهم موسی با همه نور و هنر               شد ار آن محجوب، تو بی پر مپر

نکته جالب تو حرف مولوی اینه که نمیگه “عقل” موسی بلکه میگه “وهم” موسی. عالم عقل داریم و عالم خیال و عالم وهم. بعضی تصاویر هستند که فقط در عالم وهم قابل تحقق هستند. مثلا لیلی در عالم عقل یک دختر است. در عالم خیال هم شان با جایگاهش در عالم واقع ، میتونی آراسته اش کنی ولی در عالم وهم دیگه میشه آراستگی های عحیب غریب دلقک واری هم براش بذاری


حسین بن علی در عاشورا به یارانش چشمی داد تا از چشم او هستی را ببینند که بتوانند مستانه بروند


استاد خواجوی ( شارح آثار عرفان اسلامی ) میفرمودند که من ۵۰ سال پیش کار میکردم و اون موقع ۵۰۰ تومان میذاشتم زیر دشکچه علامه رفیعی قزوینی که لطف کنند بهم شواهد الربوبیه ملاصدرا یاد بدهند…نه اینکه اون اساتید دنبال پول این طلاب باشند بلکه این طلبه یه جور دیگه داره این درس را میگیره…درجه وجودش متفاوت است در فهم مطالب


بعضی ها از بس عاقلند مجنون میشوند . مولوی میفرماید مست عقل است او ، تو مجنونش مخوان


 در تعابیر  روانشناسی عمقی داریم که  زخم خوردگی میتواند ختم به دو نوع زندگی تو آدمی بشود :

۱٫      wounded wonder :   زخم خورده زخم زننده بعضی ها زخم میخوردند و همین زخم را بدتر به بقیه منتقل میکردند

۲٫       wounded healer :   زخم خورده شفادهنده  :بعضی ها از زخمشان عبور میکنند و زخمهای بقیه را شفا میدهد

در معرفت اسلامی  بحث  عرصه ای دیگر فراهم می آورد : زخم خودش شفا ست زیرا معشوق هرچی زخمش به جان عاشق  کاری تر باشد  ،  او را خالص تر میگرداند

4 دیدگاه در “یه پیاله مثنوی ( برداشتهایی آزاد از درس گفتارهای مثنوی بزرگان ادب و هنر )

  1. درس های مثنوی همیشه از اون دسته مطالبیه که با اشتیاق تمام می خونمش و به قول شما مست می شم …
    کوتاه ، عمیق ، تاثیر گذار …
    کاش بیشتر و بیشتر از این درس ها برامون بگید استاد

    [پاسخ]

  2. بر هر جائیکه سرنهم مسجود او است
    در شش جهت و برون شش، معبود اوست
    باغ و گل و بلبل و سماع و شاهد
    این جمله بهانه و همه مقصود اوست مولوی

    عالی بود استاد عالی
    بعضی ها از بس عاقلند مجنون میشوند . مولوی میفرماید مست عقل است او ، تو مجنونش مخوان
    حسین بن علی در عاشورا به یارانش چشمی داد تا از چشم او هستی را ببینند که بتوانند مستانه بروند
    برخیز و طواف کن بر آن قطب نجات
    ماننده‌ی حاجیان به کعبه و به عرفات
    چه چسبیدی تو بر زمین چون گل تر
    آخر حرکات شد کلید برکات مولوی

    [پاسخ]

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این سایت از اکیسمت برای کاهش هرزنامه استفاده می کند. بیاموزید که چگونه اطلاعات دیدگاه های شما پردازش می‌شوند.